پرش به محتوا

تغییر مذهب ایرانیان از سنی به شیعه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

تغییر مذهب ایرانیان از تسنن به تشیع به صورت رسمی و فراگیر در طی سده‌های ۱۶ تا ۱۸ میلادی در زمان حکمرانی سلسله صفویه به‌طور گسترده به وقوع پیوست و ایران را به مرکز تشیع در جهان تبدیل کرد. همچنین این اتّفاق باعث این شد که شاخهٔ شیعه دوازده امامی بر شاخه‌های زیدی و اسماعیلی که پیش از این درصد زیادی از شیعیان ایران از آن شاخه‌ها بودند چیره شود.[۱][۲][۳][۴]

زمینه

[ویرایش]

صفویه در ابتدا غالبا سنی‌مذهب بودند؛ ولی حامیان اصلی آنها قبایل ترکمن آناتولی (قزلباش‌ها) بودند که شکلی عامیانه از شیعه را اجرا می‌کردند. این شکل تشیّع با شیعهٔ دوازده امامی اصلی چندان اشتراکی نداشت؛ زیرا از منطقه‌ای مرزی که اعتقادات باستانی با مؤلفه‌های عرفانی و آخرالزمانی آمیخته شده بود سرچشمه می‌گرفت. این روند در زمان شیخ جنید (متوفی ۱۴۶۰) خشونت‌بار و نظامی شد و نوعی افراطی و التقاطی از اسلام شیعی به‌وجود آمد که مؤلفه‌های شمنی مانند اعتقاد به تناسخ و مهدویت افراد مختلف در آن بود.[۵]

حمدالله مستوفی در نزهت القلوب می‌نویسد که جمعیت سنی در شهرهای بزرگ ایران غالب بوده و شیعهٔ دوازده امامی در مناطقی مانند گیلان، مازندران، ری، ورامین، قم، کاشان، خوزستان و سبزوار در خراسان متمرکز بوده است. در دوران تیموریان و به‌ویژه در زمان آق قویونلوهای سنّی مذهب، شیعه در میان دهقانان مناطق مختلف ایران وجود داشته است. در شهرهای بزرگ، برخی خانواده‌های اشرافی و فرهیخته شیعه بودند و مناصب اداری مهمی داشتند.[۶] به گفتهٔ مستوفی مکتب سنی شافعی تقریباً در همه جا، چه در مناطق سنی و چه مناطق شیعه، غلبه داشت.[۷]

دلایل

[ویرایش]

شیعیان دلایل زیر را، علل گرایش ایرانیان به تشیّع برشمرده‌اند:

با این وجود موارد زیر بدیهی هستند:

دلیل استراتژیک:

  • جنگ‌های عثمانی با مسئله حرمت جنگ مسلمان با مسلمان در تضاد بود و افراد زیادی بودند که با جنگ و خون‌ریزی مسلمانان مخالف بوده و اعتقاد داشتند که باید به خلافت عثمانی پیوست و از امر خلیفه مسلمین اطاعت نمود. مذهب جدیدی که شاه اسماعیل در ایران اعلان نمود از این عمل جلوگیری کرد.[۱۶]

ظهور شاه اسماعیل در ایران منجر به یکپارچگی ایران زیر پرچم یک حکومت ایرانی پس از سده‌ها ملوک‌الطوایفی شد. با تغییر مذهب مردم شاهنشاهی صفوی، شیعیان تا به امروز درصد بزرگی از مردم ایران و بخش‌هایی از سرزمین‌های اطراف آن را تشکیل می‌دهند.[۱۷][۱۸]

روند شیعه‌شدن صفویان

[ویرایش]

از زمان سقوط ایران به دست مسلمانان در سده هفتم میلادی تا یکپارچگی ایران در سده شانزدهم میلادی به‌دست صفویان، اکثریت ایرانیان سنی بودند. بیشتر سنی‌های ایران از نوع حنفی و شافعی بودند که صفویان خود نیز از همین شاخه اخیر بودند. تا پایان سده پانزدهم میلادی اکثر علمای سنی از سایر سرزمین‌های اسلامی برای تحصیل اسلام به ایران می‌آمدند زیرا در سایر بخش‌های جهان اسلام به اندازه ایران مدارس اسلامی وجود نداشت. تا پیش از ظهور صفویان، شیعیان در ایران یکی از اقلیت‌های اسلامی بودند.[۱۹][۲۰][۲۱][۲۲]

شیعیان تا قبل از حمله مغول در بیشتر حکومت‌ها نسبتاً تحت فشار بودند[۲۳][۲۴] تا در زمان ایلخانان و تیموریان فضای بازتری برای شیعیان و ترویج تشیع به وجود آمد.[۲۵] شیعیان به دربار این حکومت‌ها راه یافتند و از این فرصت برای ترویج تشیع استفاده کردند. تا در زمان ایلخانان سلطان محمد خدابنده شیعه شد[۲۶] و در زمان تیموریان سکه با نام امامان شیعه ضرب شد.[۲۵][۲۷]

در نیمه اول قرن چهاردهم میلادی (هشتم هجری) با توجه به درگیری‌های بین ایلخانیان (شیعه) و مملوکیان (سنی) شیخ صدرالدین موسی (۷۹۴–۷۰۸ق)(۱۳۹۱–۱۳۰۵م) شروع به متمایل شدن به شیعه کرد. وی با گروه‌های شیعه مثل سربداران خراسان (۱۳۸۱–۱۳۳۷) و مرعشیان طبرستان و با شخصیت‌های مهم مثل تیمور لنگ و جانی بیک متحد شد. صدرالدین با جمع‌آوری درآمد وقفیات و وجوهات خمس و زکات پشتیبانی اقتصادی یافت.[۲۸]

در زمان شیخ جنید (مرگ ۱۴۶۰ م) صفویه از یک فرقه صوفیانه که حول یک مرید سازماندهی شده بود، به یک جنبش نظامی فعال با سیاست فتح و سلطه تبدیل شد. شیخ جنید با عموی خود جعفر که مخالف فعالیت‌های نظامی صوفیان بود درگیر شد و گروه نظامی شیعی خود را تشکیل داد.[۲۹] او اولین رهبر معنوی صفوی بود که گسترش آموزه‌های شیعه و خصوصاً غلات دوازده امامی را حمایت کرد.[۳۰][۳۱] پیروانش جنید را تجسم خداوند می‌دانستند.[۳۲]

شیخ حیدر (۱۴۵۹–۱۴۸۸م) به عنوان رهبر صفویه رویکردهای توسعه‌طلبانۀ سیاسی پدرش را دنبال کرد. در زمان او، صفویه به عنوان یک جنبش سیاسی شیعی دوازده امامی به‌طور فزاینده ای تبلور یافت و حیدر در نظر پیروانش یک شخصیت الهی بود.[۳۳]

کیفیت تشیع صفویان

[ویرایش]
پرتره اسماعیل یکم صفوی، بنیانگذار امپراتوری صفویه و رسمی کننده مذهب شیعه

در ابتدا تشیع اثنی عشری قزلباش‌ها زیاد شباهتی به تشیع اثنی عشری در امروزه نداشت. آنها به آموزه‌های شیوخ اولیه صفوی شیخ حیدر و پسرش اسماعیل اول، پایبند بودند و شاهان صفوی را به‌عنوان مرشد خود یا شخصیت‌های الهی می‌دانستند و از این رو به عنوان غلات طبقه‌بندی می‌شوند.[۳۴] پس از فتح تبریز، در میان سران قزلباش حتی یک کتاب در مورد شیعه دوازده امامی وجود نداشت. کتاب علامه حلی (۱۲۵۰–۱۳۲۵میلادی) از کتابخانه شهر تهیه شد تا راهنمای دینی برای دولت باشد. علمای شیعه در شکل‌گیری سیاست‌های مذهبی صفویه در اوایل مشارکت نداشتند. در سال‌های آینده علمایی از لبنان، عراق و بحرین وارد شدند تا عمل و اعتقادات اثنی عشری را تبیین کنند و توضیح و ترویج دهند.[۳۵]

شاه اسماعیل و اعلام تشیع در ایران

[ویرایش]

شاه اسماعیل صفوی در سال ۱۵۰۱ پس از فتح تبریز خود را شاهنشاه ایران خواند. او سپس ارمنستان، داغستان، اران و شروان را فتح کرد. شاه اسماعیل یک دهه بعد تقریباً همه ایران را زیر کنترل خود داشت، جایی که اکثریت مردم آن سنی بودند. پروژه اعلان تشیع مردم ایران توسط وی آغاز شد و این کار را در مناطقی که فتح کرد با موفقیت کامل به پایان رساند. بنا به بعضی روایات از کتب منتقدان سنی‌مذهب و عموما غیر ایرانی او مردم را مجبور می‌کرد تا سه خلیفه اول را نفرین کنند و به علمای سنی تنها سه انتخاب می‌داد: تشیع، مرگ یا تبعید. اگر مرگ یا تبعید را برمی‌گزیدند سپس علمای شیعه را جایگزین آنان می‌کرد.[۳۶][۳۷][۳۸]

احمد منشی قمی نحوه اعلام تشیع پس از ورود شاه اسماعیل به تبریز را چنین شرح می‌دهد:

[شاه اسماعیل] روز جمعه امر کردند که خطیب آن شهر خطبه ائمه اثنی عشر خوانده کلمه طیبه «اشهدان علیا ولی‌الله» و جمله «حی علی خیر العمل» با اذان ضم نمایند، و از عقب خطبه لعن ابابکر و عمر و عثمان و سایر ملامین بنی‌امیه و عباسیه بر منابر گفته، حکم قضا نفاذ عز اصدار یافت که در ممالک محروسه بدین نوع عمل نموده در اسواق (بازارها) تبرائیان همچنان زبان به طعن و لعن ملاعین ثلاثه گشوده هر کس خلاف کند او را به قتل رسانند، و علما و فضلا شروع در مسایل و مباحث مذهب حق ائمه معصومین نموده کتب فقه امامی را رواج دادند و روز به روز آفتاب حقیقت مذهب ائمه اثنی عشر ارتفاع پذیرفته، اطراف و اکناف عالم از اشراق لوامع طریق تحقیق آن منور گردید.[۳۹]

دلایل صفویان برای تغییر مذهب ایرانیان

[ویرایش]

طبق برخی از تحلیل‌ها مهم‌ترین دلایل صفویان برای تغییر مذهب ایرانیان، دلایل سیاسی بود. این تحلیل‌ها چنین دلایلی را برمی‌شمرند:

  • ادامه سیاست دشمنی با عثمانی و نزدیکی به اروپای مسیحی که از چهل سال قبل توسط اوزون حسن اتخاذ شده بود.[۴۰]
  • آن‌ها نیاز داشتند تا ایران در برابر سرزمین‌های سنی که مهم‌ترین آن‌ها عثمانی بود، هویت منحصر به فرد خود را داشته باشد.[۴۱][۴۲][۴۳]
  • رقابت با عثمانی را باید مهم‌ترین دلیل به شمار آورد؛ صفویان و عثمانیان در تمام زمان هم‌زیستی‌شان، با یکدیگر روابط خصمانه‌ای داشتند و شاهان صفوی سنی‌ها را نوعی ستون پنجم در سرزمین‌های خود می‌دیدند.[۴۴]
  • آن‌ها نیاز به مردمی داشتند که به دولت ایران وفادار باشند و دین برای جلب این وفاداری وسیله مناسبی بود.[۴۵]

بعضی از این دلایل البته فاقد قوت استدلالی هستند، از جمله اینکه مذهب اهل تسنن توانایی بسیار بیشتری برای ایجاد اطاعت و اجبار در میان مردمان را دارد تا مذهب تشیع که بر فرهنگ خردورزی و روحیۀ حماسی تاکید دارد.[۴۶]

رویه عثمانی

[ویرایش]

سلطان بایزید دوم در نامه‌هایی از شاه‌اسماعیل اول خواست که با تعادل در سیاست مذهبی خود و توهین نکردن به باورهای اهل سنت و آزار نرساندن به ایشان، حکومت مستقل و ثابتی در ایران برپا کند و اشاره کرد که ایرانیان ثابت کرده‌اند تا زمانی‌که حاکمان ایشان از خودشان نباشند و ریشه آنها در داخل مرزهای ایران قرار نداشته باشد، از آنها با رضایت خاطر تبعیت نمی‌کنند. او آغاز سلسله صفوی را ضمن دعوت به عدم تعصب و خشونت تبریک گفت، اما شاه‌اسماعیل به این دعوت توجهی نکرد و سیاست خشونت‌بار مذهبی خود را ادامه داد که درنهایت به نبرد با جانشین بایزید، یعنی سلطان سلیم اول انجامید. تعصبات مذهبی در ایران بازتاب‌هایی در بیرون از مرزها داشت؛ چنان‌که در عثمانی، کشتار و آزار شیعیان آغاز گشت و به همین منوال در آسیای مرکزی نیز کشتار و آزار شیعیان ادامه داشت. حتی علمای شیعه حجاز در میانه عصر صفوی نامه‌ای به علمای اصفهان نوشتند که شما در اصفهان لعن می‌کنید و ما در حجاز رنج تبعات آن را تحمل می‌کنیم.[۴۷]

روش‌های صفویان برای تغییر مذهب مردم ایران

[ویرایش]
  • تحمیل مذهب شیعه به عنوان مذهب اجباری و حکومتی و مجبور کردن بسیاری از صوفیان سنی مذهب به شیعه شدن[۴۸][۴۹][۵۰]
  • شاه اسماعیل مساجد اهل سنت را نابود کرد. تومه پیرس، سفیر پرتغالی چین که در آن زمان به ایران سفر کرده بود در کتاب خود می‌نویسد: «او (شاه اسماعیل) کلیساهای ما را اصلاح می‌کند و خانهٔ همهٔ مسلمانانی که از سنت محمد پیروی می‌کنند خراب می‌کند»[۵۱]
  • او لعن آیینی و اجباری سه خلیفه اول اهل سنت (ابوبکر، عمر و عثمان) را به عنوان غاصبان خلافت در مساجد اجباری کرد، دارایی سنی‌ها را کشف و ضبط کرد، طریقت‌های سنی مذهب را از هم پاشید.
  • از حمایت دولتی برای توسعهٔ زیارتگاه‌ها، نهادها و هنر شیعه استفاده کرد. او همچنین عالمان شیعه را جایگزین عالمان سنی کرد و فضا را برای آن‌ها باز کرد.[۵۲][۵۳][۵۴]
  • او جان سنی‌های زیادی را گرفت و به تخریب و بی‌حرمتی قبرها و مساجد سنی‌ها پرداخت تا حدی که بایزید دوم که در ابتدا پیروزی‌های شاه اسماعیل را به او تبریک می‌گفت از او درخواست کرد آزار سنی‌ها را متوقف کند اما شاه اسماعیل به خواستهٔ او توجهی نکرد و همچنان به گسترش شیعه‌گری با شمشیر ادامه داد.[۵۵][۵۶]
  • او سنی‌های سرسخت را آزار، اعدام و زندانی کرد.[۵۷][۵۸]
  • او ۱۸ ذی‌الحجه (واقعه غدیر خم) سالروز ولایت خلیفهٔ چهارم علی بن ابی طالب و ۹ ربیع‌الاول سالروز کشته شدن خلیفهٔ دوم عمر بن خطاب را جشن ملی اعلام کرد؛ عمرکشان هر چند بعدها جشن دوم با بهبود روابط با کشورهای سنی مذهب، حداقل از حالت رسمی و ملی خارج شد.[۵۹]
  • در سال ۱۵۰۱ شاه اسماعیل از شیعیان خارج از ایران دعوت کرد به ایران مهاجرت کنند تا در برابر اکثریت سنی در امان باشد.[۶۰]

عوامل گسترش تشیع در دوره صفویان

[ویرایش]
شهر قم به سبب آرامگاه فاطمه معصومه خواهر علی ابن موسی

زیارت حرم‌های صوفی‌های والامقام برای نذر کردن یا طلب شفاعت در دوره‌های پیش از صفویه متداول بود. پس از صفویه تبدیل امامزاده‌ها به کانون زیارت مورد تشویق قرار گرفت. وجود امامزاده‌ها در خاک ایران از پیش، تصادفاً شرایطی را ایجاد کرد که به آنچه می‌توان گرویدن جغرافیایی این سرزمین خواند کمک کرد. مهم‌ترین این اماکن مقدس حرم امام رضا در مشهد و مجموعه ساختمان‌های پیرامون آن بود. این حرم که از پیش توسط تیموریان تزیین بسیار شده بود مورد توجه ویژه شاه عباس قرار داشت که زیارت‌های پیاده‌اش به آن گونه‌ای از پروپاگاندای دودمانی بود. در قم محل دفن فاطمه معصومه، خواهر امام هشتم شیعیان، زائرینش تنها از مشهد کمتر بود ولی با وجود برجستگی پیشین در توسعه دانشوری شیعی در سایه اصفهان به عنوان مرکز یادگیری قرار داشت. قم همچون مشهد در دوره صفوی مورد توجه خاندان شاهی قرار داشت؛ به گونه ای که چهار تن از پادشاهان صفوی پی در پی تصمیم بر آن داشتند که پس از مرگ در آن محل دفن شوند.[۶۱]

تقویم نیز نقش مشخصی در همسان‌سازی دوام‌دار مردمی تشیع داشت. پاسداشت کشته‌شدن حسین بن علی در روز عاشورا، که مراسم عزاداری آن در دوره صفوی روز به روز گسترش بیشتری یافت عملاً مهم‌ترین رویداد مذهبی سال شد. قرائت شعر یا نثر توصیف‌گر مصائب او به همراه دیگر اعضای خانواده پیامبر عمل شایسته‌ای تلقی می‌شد که می‌توانست هر زمان در سال انجام شود. عید غدیر، روزی که بنا بر باور تشیع، پیامبر اسلام، علی بن ابی‌طالب را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد نیز بسیار جشن گرفته می‌شد. جشن دیگری که به آن بها داده شد، جشن عمرکشان بود، که جشنی اغلب زننده، دربارهٔ ترور عمر بن خطاب خلیفه دوم اهل سنت بوده است.[۶۱]

محو تقریباً کامل تسنن از فلات ایران، که با این و دیگر راه‌ها حاصل شد، به وضوح باید تدریجی بوده باشد و حداقل در بعضی نقاط در ابتدا شامل پذیرش عمل‌گرایانه و ظاهری یک آیین تحمیلی بوده است. مشخصاً سرشناسان سنی قزوین لجوج از آب درآمدند و تعداد زیادی از آنان در دوران حکومت شاه تهماسب یکم به خاطر انحراف مذهبی اعدام شدند. با این حال آن قدری از آنان دوام آوردند که در دوره مختصر وقفه سنی مشمول جایزه اسماعیل دوم به آنهایی شوند (یا مدعی بودند که می‌شوند) که سرسختانه از لعنت فرستادن به سه خلیفه اول خودداری می‌کردند. برای تداوم وفاداری به تسنن در برخی محل‌ها تا دوره عباس یکم، مخصوصاً در شرق ایران، شواهدی وجود دارد. در سال ۱۰۰۸ قمری/۱۵۹۹ میلادی او کارزار آزار سنی‌های سرخه (سمنان) را شروع کرد ولی سه دهه بعد تسنن همچنان در این شهر متداول بود، گرچه در پیرامون آن کمتر متداول بود. کنار گذاشتن سنی‌ها از معافیت‌های مالیاتی توسط همان پادشاه که او گاهی حکم آن را می‌داد نشانگر دوام قابل توجه تسنن در نواحی معین و عزم برای محو آن است. سنی‌ها در غرب حتی تا همدان آن قدر پرشمار بودند که کدخدای شهر نیز از آنان بود، او در سال ۱۰۱۷ توسط شاه عباس اعدام شد. تنها مورد ثبت شده‌ای که شاه عباس آماده پذیرش سنی گری بی مزاحمت برای آنان در یکی از منطقه‌های تحت کنترلش بوده بازدیدی از تالش است که او در برابر پیشنهادها برای مجبور کردن مردم آن به رها کردن شافعی گری موروثی مقاومت کرد و به خدمات نظامی ای که آنان به نیاکانش کرده بودند اشاره کرد. برخی نواحی تالش به تشیع گرویدند اما این کار تا قرن نوزدهم طول کشید.[۶۱]

تشیع پس از صفویه

[ویرایش]

نابودی دولت صفوی به دست شورشیان افغان در سال ۱۷۲۲ میلادی نشان داد که گرایش اکثریت قاطع ایرانیان به تشیع بزرگ‌ترین دستاورد این دودمان بوده است چرا که با وجود نبود حمایت دولتی به مدت بیش از سه دهه، تشیع به عنوان آیین خاص و شبه-ملی ایران دوام آورد. اما اصفهان بیشتر به خاطر خرابی‌هایی که شورشیان افغان به بار آوردند، جاذبه خود را به عنوان مرکز جهان شیعی از دست داد، و تمرکز فعالیت دانشورانه به عتبات، شهرهای دارای حرم در عراق منتقل شد.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. «مقالات مرتبط با شیعه امامیه - نورمگز». www.noormags.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۲-۱۰.
  2. «شاه اسماعیل نه خودش مذهبی بود، نه حکومتش دینی/ حکومت صفوی عمل‌گرا و سکولار بود». خبرگزاری ایلنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۲-۱۰.
  3. «ایرانیان چگونه شیعه شدند؟». مشرق نیوز. ۲۰۱۲-۰۱-۱۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۲-۱۰.
  4. پوراحمدی, حسین; سیاب, علی بابایی. "ایرانیان و نقش کوفه در تشیع آنان". فصلنامه شیعه‌شناسی (به فارسی). 10 (39): 7. ISSN 1735-4722.
  5. Matthee, Rudi (2020a). "Safavid dynasty". Encyclopaedia Iranica Online. Brill. Retrieved 20 September 2024.
  6. Amoretti, B. S. (1986). "Religion in the Timurid and Safavid periods". In Lockhart, Laurence; Jackson, Peter (eds.). The Cambridge History of Iran, Volume 6: The Timurid and Safavid Periods. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 610–655. ISBN 0-521-20094-6.
  7. Amoretti, B. S. (1986). "Religion in the Timurid and Safavid periods". In Lockhart, Laurence; Jackson, Peter (eds.). The Cambridge History of Iran, Volume 6: The Timurid and Safavid Periods. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 610–655. ISBN 0-521-20094-6.
  8. پیدایش و گسترش تشیع در ایران بایگانی‌شده در ۱ مارس ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine پرسمان (پرسمان دانشگاهیان)
  9. علل گرایش ایرانیان به تشیع و گسترش آن الشیعه
  10. مدنی، الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، ص۲۱۵
  11. ایرانیان چگونه شیعه شدند؟ آوینی
  12. التنبیه و الاشراف، (مسعودی) ۲۵۹
  13. The Cambridge History of Iran, Volume 6 edited by William Bayne Fisher, Peter Jackson, Lawrence Lockhart, Ilya Gershevitch, Ehsan Yarshater, Peter Avery, John Andrew Boyle, Richard Nelson Frye ص۱۷۶. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 40 (کمک)
  14. کاشانی، عبدالله بن علی، تاریخ اولجایتو، ۱۳۴۸ش، ص۹۹–۱۰۱
  15. «آغاز ظهور شیعه و حکومت آنان در بغداد (آل بویه)». hawzah.net. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۶-۰۸.
  16. موسی موسوی اصفهانی-شیعه و تصحیح ص۸۵.
  17. The Caspian: politics, energy and security, By Shirin Akiner, pg.158
  18. «شاه اسماعیل اول صفوی». web.archive.org. ۲۰۱۹-۱۱-۱۱. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ نوامبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۲-۱۰.
  19. Islam, continuity and change in the modern world, By John Obert Voll, pg.80
  20. The Ottoman Empire: The Classical Age, 1300–1600, by Halil Inalcik, pg.167.
  21. The golden age of Islam, By Maurice Lombard, pg.Xiv
  22. "Iran: Safavid Period", Encyclopedia Iranica by Hamid Algar. Excerpt: "The Safavids originated as a hereditary lineage of Sufi shaikhs centered on Ardabil, Shafe'ite in school and probably Kurdish in origin."
  23. مظلومیت شیعه در تاریخ. نویسنده علی اکبر حسنی
  24. محمد شعبانی. فرازهایی از تاریخ ترک ها. ص. ۴۵.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ احسان اشراقی، نصرت خاتون علوی. وحدت مذهبی ایرانیان در دورة صفوی.
  26. تاریخ ایران کمبریج، جلد پنجم از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان، جی.آ. بویل، انتشارات امیرکبیر، صفحهٔ ۳۷۶.
  27. مسعود بیات. گمانه‌زنی‌هایی در باب علل گرایش تیموریان به تشیع.
  28. دنیای صفوی-رودی ماتیی-نسخه انگلیسی ص۲۱و۲۲.
  29. دنیای صفوی-رودی ماتیی-نسخه انگلیسی ص۲۳.
  30. Vincent J. Cornell,Voices of Islam: Voices of tradition, pg.225
  31. Seyyed Hossein Nasr,Traditional Islam in the modern world, pg.61
  32. Jaroslav Krejčí, Anna Krejčová, Before the European challenge, pg.151
  33. Islam without Allah?, By Colin Turner, pg.63
  34. Momen, 1985
  35. Moojan Momen, "An Introduction to Shi'i Islam", Yale Univ. Press, 1985, شابک ‎۰−۳۰۰−۰۳۴۹۹−۷, p. 397
  36. Daniel W. Brown (2009). A New Introduction to Islam. John Wiley & Sons. pp. 235–236.
  37. Immortal: A Military History of Iran and Its Armed Forces. Steven R. Ward, p. 43.
  38. A new introduction to Islam. Daniel W. Brown, p. 191.
  39. خلاصة التواریخ، احمد منشی قمی، تصحیح احسان اشراقی، جلد اول، ص ۷۳.
  40. The Cambridge History of Iran, Volume 6 edited by William Bayne Fisher, Peter Jackson, Lawrence Lockhart, Ilya Gershevitch, Ehsan Yarshater, Peter Avery, John Andrew Boyle, Richard Nelson Frye ص۱۸۹. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 40 (کمک)
  41. Modern Iran: roots and results of revolution. Nikki R. Keddie, Yann Richard, p. 11.
  42. Iran: religion, politics, and society: collected essays. Nikki R Keddie, p. 91.
  43. The Azerbaijani Turks: power and identity under Russian rule. Audrey L Altstadt, p. 5.
  44. Modern Iran: roots and results of revolution. Nikki R Keddie, Yann Richard, p. 11.
  45. The failure of political Islam. Olivier Roy, Carol Volk, p. 170.
  46. Goffman، Daniel (۲۰۰۲). The Ottoman Empire and Early Modern Europe.
  47. مناسبات ایران و عثمانی در دوره صفویه نویسندگان: محمدحسین امیراردوش منبع: زمانه 1385 شماره 50.
  48. Modern Iran: roots and results of revolution]. Nikki R Keddie, Yann Richard, pp. 13, 20
  49. The Encyclopedia of world history: ancient, medieval, and modern[پیوند مرده]. Peter N. Stearns, William Leonard Langer, p. 360.
  50. Immortal: A Military History of Iran and Its Armed Forces. Steven R Ward, pg.43
  51. The Judeo-Persian poet ‘Emrānī and his "Book of treasure": ‘Emrānī's Ganǰ… ‘Emrānī, David Yeroushalmi, p. 20.
  52. A new introduction to Islam. Daniel W Brown, p. 191.
  53. Encyclopaedic Historiography of the Muslim World. NK Singh, A Samiuddin, p. 90.
  54. The Cambridge illustrated history of the Islamic world. Francis Robinson, p. 72.
  55. Immortal: A Military History of Iran and Its Armed Forces. Steven R. Ward, p. 44.
  56. Iran and America: re-kindling a love lost]. Badi Badiozamani, pp. 174–5.
  57. The Cambridge illustrated history of the Islamic world. Francis Robinson, p. 72.
  58. Iraq: Old Land, New Nation in Conflict. William Spencer, p. 51.
  59. Culture and customs of Iran. Elton L Daniel, ‘Alī Akbar Mahdī, p. 185.
  60. Iraq: Old Land, New Nation in Conflict. William Spencer, p. 51.
  61. ۶۱٫۰ ۶۱٫۱ ۶۱٫۲ Foundation, Encyclopaedia Iranica (2021-05-17). "Welcome to Encyclopaedia Iranica". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی). Retrieved 2022-06-02.