رسمی‌شدن تشیع در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

رسمی‌شدن تشیع در ایران به رسمی شدن مذهب شیعه در دربار صفوی در دهه ۸۸۰ق و اجرای فقه آن در دستگاه قضایی اشاره می‌کند که سرانجام این مذهب را، مذهبِ رسمی ایران برگزید.

شاه اسماعیل یکم صفوی توانست در سال ۸۸۰ در تبریز تاجگذاری کند و مذهب شیعه دوازده امامی را در ایران رسمی کند. پس از حکومتهای محلی علویان (طبرستان)، اسماعیلیان، آل بویه و سربداران، سرانجام قزلباشها و ترکان صفوی توانستند تشیع را در ایران رسمی کنند.

شرح[ویرایش]

در زمان تشکیل حکومت صفویه مناطقی مانند طبرستان، گیلان، آذربایجان، خراسان، عراق عجم دارای اکثریت سنی بود و سنی‌های ایران که بیشتر شافعی و حنفی بودند.

تا پیش از استقرار سلسله صفوی، ایران در شمار کشورهای سنی مذهب قرار داشت که با قدرت گرفتن دولت صفوی و به تصمیم شاه اسماعیل، مذهب کشور از تسنن به تشیع تغییر یافت.

از آنجا که دولت صفوی در رقابت شدید با دولت عثمانی بود، شاهان شیعه صفوی به ویژه مؤسس آن شاه اسماعیل، در تغییر مذهب ایران سعی وافر به خرج دادند تا ایرانیان را از فرمان پذیری پادشاه عثمانی (که خود را خلیفه رسول‌الله می‌دانست) خارج کنند وگرنه استقرار دولت مستقل ایرانی ناممکن می‌نمود. چنین شد که شاه اسماعیل صفوی با بهره جستن از ارتش خود و ورود فاتحانه به تبریز این شهر سنی‌نشین را پایتخت دولت تازه تأسیس خود قرار داد و در سال ۱۵۰۱میلادی (۹۰۷ هجری) تشیع را مذهب رسمی ایران اعلام کرد.

شاه اسماعیل افزون بر ارتش خود، از روحانیان و مبلغان شیعه کمال استفاده را برد تا مذهب شیعه را در سرتاسر قلمرو خود بگستراند. روحانیان شیعه در دربار شاهان صفوی از ارج و منزلت بالایی برخوردار بودند. این شد که شیخ بهایی از بزرگان علمای شیعه لبنان در سن ۱۳ سالگی به همراه پدرش از بعلبک به قزوین کوچ کرد. پدرش هنگامی که او ۱۷ سال بیش نداشت از سوی شاه تهماسب به شیخ‌الاسلامی قزوین و خودش در ۴۳ سالگی به شیخ‌الاسلامی اصفهان منصوب شد. بدین ترتیب ریشه ارتباط تنگاتنگ شیعیان ایران و لبنان به قرن ۱۶ میلادی باز می‌گردد.[۱]

معروف است که شاهان صفوی در کنار ارتش مجهز خود همواره شیخ‌الاسلام‌ها (لقب مبلغان شیعه) را همراه می‌بردند. برخی تاریخ نویسان سنی این روش را با طعن و کنایه تبشیر شیعی (به مثابه گروه‌های تبشیری مسیحی) نام نهاده‌اند.[۲] البته، شیعه کردن ایران بدون خونریزی صورت نگرفت و چندین هزار تن از سنی های ایرانی در جریان آن کشته شدند یا به سرزمین های سنی نشین پناه بردند.[۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]