پرش به محتوا

الکساندر دوما

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از الکساندر دوما (پدر))
الکساندر دوما (پدر)
سال ۱۸۵۵
سال ۱۸۵۵
نام اصلی
دوما دوی دو لا پیتری
زاده۲۴ ژوئیه ۱۸۰۲
ویله-کتره، ان، جمهوری نخست فرانسه
درگذشته۵ دسامبر ۱۸۷۰ (۶۸ سال)
نزدیکی دیئپ، سن-ماریتیم، جمهوری سوم فرانسه
لقب«سلطان پاریس»
پیشهرمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس
ملیتفرانسوی
سبک(های) نوشتاریرمانتیسم، داستان تاریخی
سال‌های فعالیت۱۸۲۹–۱۸۶۹
همسر(ها)آیدا فریر
ماری کاترین لابای
فرزند(ان)الکساندر دومای پسر
والدینتوماس الکساندر دوما داوی دولا پاتریه
ماری لوئی الیزابت لابوره
امضا

الکساندر دوما (الکساندر دوما داوی دو لا پایتری، متولد ۲۴ ژوئیه ۱۸۰۲ –مرگ ۵ دسامبر ۱۸۷۰)، که همچنین به نام الکساندر دوما پدر شناخته می‌شود، یک رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس فرانسوی بود.

آثار او به زبان‌های بسیاری ترجمه شده و او یکی از پرخواننده‌ترین نویسندگان فرانسوی است. بسیاری از رمان‌های تاریخی-ماجراجویانه او در ابتدا به صورت سریالی منتشر شدند، از جمله کنت مونت‌کریستو، سه تفنگدار، بیست سال بعد و ویکونت براگلونه: ده سال بعد. از اوایل قرن بیستم، رمان‌هایش تقریباً در ۲۰۰ فیلم اقتباس شده‌اند. دوما در چندین ژانر فعال بود و کار خود را با نوشتن نمایشنامه آغاز کرد که از همان ابتدا با موفقیت روی صحنه رفتند. او همچنین مقالات متعدد مجله‌ای و کتاب‌های سفر نوشت؛ آثار منتشر شده او در مجموع به ۱۰۰,۰۰۰ صفحه می‌رسند. در دهه ۱۸۴۰، دوما تئاتر تاریخی را در پاریس تأسیس کرد.

پدر او، ژنرال توماس-الکساندر دوما داوی دو لا پایتری، در مستعمره فرانسوی سنت دومینیک (که امروز هائیتی است) به دنیا آمد، و پسر الکساندر آنتوان داوی دو لا پایتری، یک نجیب‌زاده فرانسوی، و ماری-سسِت دوما، یک برده آفریقایی بود. در سن ۱۴ سالگی، توماس-الکساندر توسط پدرش به فرانسه برده شد، آزاد گردید، در یک آکادمی نظامی تحصیل کرد و وارد ارتش شد و در نهایت یک حرفه درخشان نظامی را آغاز کرد.

الکساندر دوما ابتدا برای لوئی-فیلیپ، دوک اورلئان کار نوشت و سپس نویسندگی را به عنوان حرفه دنبال کرد که به موفقیت زودهنگام او منجر شد. چند دهه بعد، پس از انتخاب لوئی-ناپلئون بناپارت در سال ۱۸۵۱، دوما از توجه دربار ترد شد و فرانسه را به مقصد بلژیک ترک کرد، جایی که چندین سال در آنجا ماند. او سپس برای چند سال به روسیه و بعد به ایتالیا رفت. در سال ۱۸۶۱، او روزنامه L'Indépendant را تأسیس و منتشر کرد که از وحدت ایتالیا حمایت می‌کرد. دوما در سال ۱۸۶۴ به پاریس بازگشت.

نمایشنامه‌نویس انگلیسی واتس فیلیپس، که در سال‌های پایانی عمر دوما او را می‌شناخت، او را چنین توصیف کرد:

«بزرگ‌دل‌ترین و بخشنده‌ترین انسان روی زمین. همچنین سرگرم‌کننده‌ترین و خودخواه‌ترین موجود روی کره زمین بود. زبانش مثل آسیاب بادی بود – وقتی به حرکت درمی‌آمد، هیچ‌وقت نمی‌دانستید کی متوقف خواهد شد، مخصوصاً اگر موضوع صحبت خودش بود.»

ادبیات فرانسه
دسته‌بندی
تاریخ ادبیات فرانسه

قرون وسطی
قرن شانزدهمقرن هفدهم
قرن هجدهمقرن نوزدهم
قرن بیستممعاصر

نویسندگان فرانسوی

فهرست زمانی

رمان‌نویساننمایش‌نامه‌نویسان
شاعرانمقاله‌نویسان
نویسندگان داستان کوتاه
نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان

درگاه

فرانسهادبیاتادبیات فرانسه

دوران کودکی

[ویرایش]

الکساندر دوما در روستایی به نام ویله-کتره در نزدیکی شهر پاریس به دنیا آمد. پدر او، توماس الکساندر دوما داوی دولا پاتریه و مادرش ماری لوئی الیزابت لابوره نام داشتند.

پدر الکساندر، که ژنرالی در ارتش ناپلئون بود، مورد غضب ارتش قرار گرفت و همین امر او را به سمت فقر سوق داد. زمانی که الکساندر دوما به دنیا آمد، خانواده او ثروت و موقعیت خود را از دست داده بودند و مادر او که با مرگ ژنرال دوما در ۱۸۰۶ (در چهار سالگی الکساندر)، بیوه شده بود، جهت ایجاد موقعیت تحصیلی مناسب برای فرزندش به سختی تلاش می‌کرد. هرچند «ماری لوئیس» در تأمین هزینه‌های تحصیلی برای فرزندش ناتوان بود، اما این مسئله در شوق و علاقه الکساندر به مطالعه تأثیری نداشت و او هر کتابی را که به دست می‌آورد می‌خواند.

هم‌زمان با رشد الکساندر کوچک، داستان‌هایی که «ماری لوئی» از شجاعت و رشادت پدرش در زمان اوج اقتدار ارتش ناپلئون برای او تعریف می‌کرد، به وی دید روشن و واضحی از ماجراجویی و قهرمان‌پروری می‌بخشید.

هرچند که سایه فقر بر خانواده الکساندر سنگینی می‌کرد، اما هنوز شهرت پدر و ارتباطات اشرافی سابق برای آن‌ها باقی‌مانده بود و همین عوامل باعث شد که پس از استقرار رژیم سلطنتی، الکساندر ۲۰ ساله در ۱۸۲۲ به پاریس برود و با کمک اقوام پدری، به سمت منشی مخصوص لوئی فیلیپ، دوک دو اورلئان درآید.

نویسندگی

[ویرایش]

هنگامی که برای لوئی-فیلیپ کار می‌کرد، الکساندر دوما شروع به نوشتن مقالات برای مجلات و نمایشنامه برای تئاتر کرد. به عنوان یک بزرگسال، او همانند پدرش از نام خانوادگی دوما استفاده کرد. اولین نمایشنامه او، هنری سوم و دربارش[۱]، که در سال ۱۸۲۹ و در سن ۲۷ سالگی او تولید شد، با استقبال مواجه شد. نمایشنامه دوم او، کریستین، در سال بعد به همان اندازه محبوبیت یافت. این موفقیت‌ها درآمد کافی برای او فراهم کرد تا بتواند به طور تمام‌وقت به نوشتن بپردازد.

در سال ۱۸۳۰، دوما در انقلاب ۱۸۳۰ شرکت کرد که شارل دهم را برکنار و جای او را به کارفرمای سابق دوما، دوک اورلئان، داد که به عنوان لوئی-فیلیپ، پادشاه شهروند حکومت کرد. تا اواسط دهه ۱۸۳۰، زندگی در فرانسه همچنان بی‌ثبات بود و شورش‌های پراکنده‌ای توسط جمهوری‌خواهان ناراضی و کارگران فقیر شهری که به دنبال تغییر بودند، رخ می‌داد. با بازگشت آرام زندگی به حالت عادی و آغاز صنعتی شدن کشور، اقتصاد رو به بهبود و پایان سانسور مطبوعات باعث شد دوران خوبی برای استعدادهای ادبی دوما باشد.

پس از نوشتن چند نمایشنامه موفق دیگر، دوما به نوشتن رمان روی آورد. اگرچه به سبک زندگی پرزرق و برق علاقه‌مند بود و همیشه بیش از درآمد خود خرج می‌کرد، اما در بازاریابی و نویسندگی بسیار زیرک بود. از آنجا که روزنامه‌ها رمان‌های سریالی زیادی منتشر می‌کردند، او نیز شروع به تولید این نوع رمان‌ها کرد. اولین رمان سریالی او La Comtesse de Salisbury; Édouard III (ژوئیه–سپتامبر ۱۸۳۶) بود. در سال ۱۸۳۸، دوما یکی از نمایشنامه‌های خود را بازنویسی کرد و به رمانی تاریخی موفق به نام Le Capitaine Paul (کاپیتان پل) تبدیل کرد که بخشی از آن بر اساس زندگی افسر نیروی دریایی اسکاتلندی-آمریکایی جان پل جونز بود.

او یک استودیو تولید تأسیس کرد که نویسندگان در آن صدها داستان می‌نوشتند، همه تحت هدایت، ویرایش و افزودن‌های شخصی دوما. از ۱۸۳۹ تا ۱۸۴۱، دوما با کمک چند دوست، جرایم مشهور (Celebrated Crimes) را گردآوری کرد، مجموعه‌ای هشت جلدی از مقالات درباره جنایتکاران و جنایات معروف تاریخ اروپا. او شخصیت‌هایی چون بئاتریچه چنچی، مارتین گر، چزاره و لوکرتزیا بورجیا را معرفی کرد، و همچنین به وقایع و جنایات معاصر مانند پرونده‌های متهمان به قتل کارل لودویگ سند و آنتوان فرانسوا دِروس پرداخت که اعدام شدند.

دوما با اگوستین گریزیه، استاد شمشیربازی خود، در رمان ۱۸۴۰ The Fencing Master (استاد شمشیربازی) همکاری کرد. داستان به شکل روایت گریزیه نوشته شده و شرح می‌دهد که چگونه شاهد رویدادهای انقلاب دسامبریست‌ها در روسیه شده است. این رمان در نهایت در روسیه توسط تزار نیکلای اول ممنوع شد و دوما تا پس از مرگ تزار اجازه سفر به آن کشور را نداشت. دوما به احترام زیادی نسبت به گریزیه در کنت مونت‌کریستو، برادران کورسیکا و خاطرات خود اشاره کرده است.

در اول فوریه ۱۸۴۰ دوما با هنرپیشه‌ای به نام ایدا فریه (Ida Ferrier ،۱۸۵۹–۱۸۱۱) ازدواج کرد. اما علیرغم این ازدواج او دارای فرزندی غیرقانونی از زنی به نام ماری کاترین لابای است که همان الکساندر دومای پسر است. این فرزند دوما راه پدر را ادامه داد. وی یکی از نویسندگان شهیر فرانسه است.

نویسندگی برای دوما درآمد زیادی به همراه داشت، اما نوع زندگی اشرافی و ولخرجی و دست و دلبازی دوما نهایتاً باعث ورشکستگی او گردید. زمانی که سلطنت لوئی فیلیپ با شورشی به پایان رسید، دوما از جانب حاکم منتخب مورد توجه قرار نگرفت. وی در سال ۱۸۵۱ برای رهایی از دست طلبکارانش به روسیه گریخت و دو سال از زندگی‌اش را در آنجا سپری کرد. پس از آن دوما با تأسیس روزنامه‌ای به نام ایندیپندت وارد جریانات سیاسی ایتالیا شد و از اتحاد ایتالیا حمایت کرد و سرانجام در سال ۱۸۶۴ به پاریس بازگشت.

دوما در ژانرهای مختلف می‌نوشت و در طول زندگی خود مجموعاً ۱۰۰,۰۰۰ صفحه منتشر کرد. او از تجربه‌های خود بهره برد و کتاب‌های سفر نوشت، از جمله سفرهایی که انگیزه آن‌ها فقط تفریح نبود. او به اسپانیا، ایتالیا، آلمان، انگلستان و الجزایر فرانسه سفر کرد. پس از سرنگونی لوئی-فیلیپ و انتخاب لوئی-ناپلئون بناپارت به ریاست جمهوری، بناپارت از او خوشش نیامد و دوما در سال ۱۸۵۱ به بروکسل، بلژیک فرار کرد، که هم برای فرار از طلبکاران بود. حدود سال ۱۸۵۹، او به روسیه رفت، جایی که فرانسوی زبان دوم نخبگان بود و آثارش بسیار محبوب بود. دوما دو سال در روسیه گذراند و از سنت‌پترزبورگ، مسکو، قازان، آستاراخان، باکو و تفلیس دیدن کرد و کتاب‌های سفر درباره روسیه منتشر کرد.

پایان زندگی

[ویرایش]

الکساندر دوما دارای نژادی «آفریقایی- فرانسوی» بود و علی‌رغم ارتباطات اشرافی موفقی که داشت، تأثیر این ترکیب نژادی گاهی در آثار و گفتار او دیده می‌شود. او یک بار به شخصی که به پیشینهٔ نژادی او توهین کرده بود گفت: «پدر من یک دورگهٔ اروپایی است، پدربزرگ من یک سیاه‌پوست است و پدر پدربزرگ من یک میمون! می‌بینی مرد، شروع خاندان من همچون پایان خاندان توست!»

فرانسه نویسندگان برجستهٔ زیادی به خود دیده اما گسترهٔ خوانندگان هیچ‌یک از آن‌ها به الکساندر دوما نمی‌رسد. او از پیشگامان مکتب رمانتیسیسم بود و گاهی رگه‌هایی از مکتب واقع‌گرایی نیز در نوشته‌هایش یافت می‌شود. وی بیش از سیصد عنوان کتاب دارد که حاکی از پرکاری این نویسنده بزرگ است. کتاب‌های او تقریباً به تمام زبان‌های زندهٔ دنیا ترجمه شده و تاکنون بیش از ۲۰۰ فیلم براساس کتاب‌هایش ساخته‌اند. هم اینک محل زندگی او در کاخ مونت کریستو در حومهٔ پاریس پذیرای مسافران و علاقه‌مندان به اوست. همچنین در سال ۱۹۷۰ یکی از ایستگاه‌های متروی پاریس برای بزرگداشت او به نام ایستگاه الکساندر دوما نام‌گذاری شد و در سال ۲۰۰۲ میلادی دولت فرانسه به مناسبت دویستمین سالگرد تولد الکساندر دوما بقایای جسد او را در پانتئون پاریس محل دفن مفاخر ملی فرانسه جای داد.

دوما در پنجم دسامبر سال ۱۸۷۰ در حالی که ۶۸ بهار از زندگی‌اش می‌گذشت درگذشت.

آثار

[ویرایش]
نمایش نامه[۲][۳]
  • صید و عشق (۱۸۲۵)
  • عروسی و تدفین (۱۸۲۶)
  • هانری سوم و دربارش (۱۸۲۹)
  • ناپلئون بناپارت (۱۸۳۱)
  • ریچارد دارلینگتون (۱۸۳۱)
  • آنتونی (۱۸۳۱)
  • برج نسل (۱۸۳۲)
  • کاترین هوارد (۱۸۳۴)
  • کرامول و چارلز اول (۱۸۳۵)
  • ادموند کین (۱۸۳۶)
  • مارکیز دو برونی (۱۸۳۶)
  • باتلیده (۱۸۳۹)
  • خانم بل-ایزل (۱۸۳۹)
  • کیمیاگر (۱۸۳۹)
  • لورنزینو (۱۸۴۲)
  • هالیفاکس (۱۸۴۲)
  • لوئی برنارد (۱۸۴۳)
  • ملاک دامبیکی (۱۸۴۳)
  • سیلواندر (۱۸۴۵)
  • کیش و مات (۱۸۴۶)
  • کنت هرمان (۱۸۴۹)
  • شال سبز (۱۸۴۹)
  • وصیت‌نامه سزار (۱۸۴۹)
  • رمولوس (۱۸۵۴)
  • اورستیا (۱۸۵۶)
  • زندانی باستیل (۱۸۶۱)
رمان و داستان[۲][۳]
  • تبعیدشدگان
  • کاپیتان پاول (۱۸۳۸)
  • کاپیتان پامفیل (۱۸۳۹)
  • استاد شمشیرزنی (۱۸۴۰)
  • قلعه اپستین یا مادر اهریمنی (۱۸۴۳)
  • جرج (۱۸۴۳)
  • آمائوری (۱۸۴۳)
  • شوالیه دارمانتال یا توطئه کنندگان (۱۸۴۳)
  • دختر نایب السلطنه (۱۸۴۵)
    • این کتاب شخصیت‌های مشابهی با توطئه کنندگان دارد به همین دلیل بعضی از افراد این کتاب را ادامهٔ آن محسوب می‌کنند.
  • لوئی چهاردهم و عصرش (۱۸۴۴)
  • فندق شکن (۱۸۴۴)
  • دو برادر کورزیکایی (۱۸۴۴)
  • کنت مونت-کریستو (۱۸۴۶–۱۸۴۵)
  • جنگ زنان (۱۸۴۵) داستان زندگی سرباز اهل گاسکونی، بارون دکانوی
  • بانوی رنگ پریده (۱۸۴۹)
  • لاله سیاه (۱۸۵۰)
  • اولمپ دکلیو (۱۸۵۲–۱۸۵۱)، که در ایران با نام مادام اولمپ به چاپ رسیده است.
  • ایزاک لکدم (۱۸۵۳–۱۸۵۲، ناقص)
  • کاترین بلام (۱۸۵۴–۱۸۵۳)
  • موهیکانی‌های پاریس (۱۸۵۴)
  • رهبر گرگها (۱۸۵۷)
  • آخرین خریدار یا گرگ خاکستری دختر از ماچیکول (۱۸۵۹)
  • لاسن فلیس (۱۸۶۴)
  • ابوالهول سرخ یا ریشلیو و رقیبانش یا کنت دومرو (۱۸۶۶–۱۸۶۵)
    • این کتاب در ایران با نام عشق صدراعظم به چاپ رسیده است.
  • رابین هود، شاهزاده دزدان (۱۸۷۲)
  • رابین هود یاغی (۱۸۷۳)
    • ادامهٔ رابین هود، شاهزاده دزدان
  • سری ماجراهای دارتین یان
    • سه تفنگدار (۱۸۴۴)
    • بیست سال بعد (۱۸۴۵)، ادامهٔ سه تفنگدار
    • ده سال بعد: ویکنت دوبراژلون (۱۸۴۷)، ادامهٔ بیست سال بعد
    • مجموعه سه تفنگداری که در ده جلد توسط ذبیح‌الله منصوری به فارسی ترجمه شده، شامل سه کتاب: سه تفنگدار، بیست سال بعد و ویکنت دو براژلون است.
    • مجموع دو جلدی که توسط محمد طاهر میرزا به همین نام منتشر شده فقط ترجمه سه تفنگدار و بیست سال بعد است.
    • در هنگام انتشار کتاب ده سال بعد: ویکنت دوبراژلون به زبان انگلیسی، این کتاب را به سه قسمت ویکونت دوبراژلون، لوییز دووالری و مردی با نقاب آهنین تقسیم کرده‌اند.
  • سری ماجراهای دودمان والواها

الکساندر دوما کتاب‌های زیادی در وصف اوضاع این سلسله نوشته است؛ ولی منظور از «سری ماجراهای سلسله والوآ» که معمولاً گفته می‌شود داستان زندگی ملکه مارگریت می‌باشد؛ که شامل سه کتاب زیر است.

  • ملکه مارگو (۱۸۴۵)، که با نام مارگاریت دوالوآ یا مارگاریت از والوآ نیز به چاپ رسیده است.
  • خانم مونسورو (۱۸۴۶)، ادامهٔ ملکه مارگو
  • چهل و پنج نفر یا تفنگداران چهل و پنج‌گانه (۱۸۴۷)، ادامهٔ مادام مونسورو
  • مجموعه‌ای که در ایران تحت عنوان قبل از طوفان ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری چاپ شده شامل سه کتاب ملکه مارگو، خانم مونسورو و تفنگداران چهل و پنج‌گانه است.

ولی الکساندر دوما چهار کتاب دیگر نیز تألیف کرده است که در زمان این سلسله اتفاق می‌افتد و شخصیت‌های مشابه دارد:

  • آسکانیو (۱۸۴۳) که در زمان زندگی فرانسیس اول اتفاق می‌افتد و نقش اصلی آن هنرمندی ایتالیایی می‌باشد.
  • دیاناهای دوگانه (۱۸۴۶) که رمانی دربارهٔ کنت گابریل دومونت گومری است که هنری دوم را به شکل مرگباری مجروح کرد و عاشق دختر هنری، دیانا دکاسترو بود.
  • دوک ساوو (۱۸۵۵) که ادامهٔ دو دیانا بوده و داستان کشمکش دوگیس‌ها و کاترین مدیچی، مادر سه پادشاه آخر سلسله والوا و همسر آنری دوم است. شخصیت اصلی این داستان دوک امانوئل فیلیپه ساوو می‌باشد.
  • هوروسکوپ :داستان زندگی فرانسوای دوم (۱۸۵۶) که فقط یک سال سلطنت کرد و در شانزده سالگی درگذشت.
    • این کتاب در ایران با نام چنین مادر، چنین پسر به چاپ رسیده است که این عنوان توسط مترجم انتخاب شده است که نام یکی از فصل‌های کتاب می‌باشد.
  • سری ماجراهای ماری آنتوانت
    • ژوزف بالسامو (۱۸۴۸–۱۸۴۶)
    • گردنبند ملکه (۱۸۵۰–۱۸۴۹)، ادامهٔ داستان ژوزف بالسامو
    • آنژ پیتو (۱۸۵۳)، ادامهٔ گردنبند ملکه
    • کنتس دو شارنی(۱۸۵۵–۱۸۵۳)، ادامهٔ آنژ پیتو
    • شوالیه دو مزون روژ (۱۸۴۵) یا شوالیهٔ خانهٔ سرخ، ادامهٔ کنتس دوشارنی
    • مجموعه غرش طوفان برگزیده‌ای از چهار کتاب گردنبند ملکه، آنژ پیتو، کنتس دو شارنی و شوالیه دو مزون روژ است.
  • سه گانهٔ سنت هرمین
    • یاران یهو (۱۸۵۷)
    • سفیدها و آبی‌ها (۱۸۶۷)
    • شوالیه دوسنت هرمین (۱۸۶۹)

کتابی که با عنوان گروه یا ارتش آهنین در ایران به چاپ رسیده ترجمهٔ کل یا قسمتی از این سه‌گانه می‌باشد. ٍ

آثار غیر داستانی

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. "Henry III and His Court". Wikipedia (به انگلیسی). 2024-11-04.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ «Alexandre Dumas (sr.)». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ ژانویه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۲.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ رمضانی، رمضانی (۱۳۷۹). هزار نویسنده در یک کتاب. انتشارات اقلیدوس. شابک ۹۶۴-۵۹۵۵-۶۳-۷.