پیر روردی
پیر روردی | |
|---|---|
| نام اصلی | Pierre Reverdy |
| زاده | ۱۸۸۹ میلادی نربون |
| درگذشته | ۱۹۶۰ میلادی |
| پیشه | شاعر |
| ملیت | فرانسوی |
پیر روردی (به فرانسوی: Pierre Reverdy) شاعر قرن نوزدهم میلادی اهل فرانسه است.
زندگی
[ویرایش | اشتراکگذاری]پیر روردی در سال ۱۸۸۹ در ناربون فرانسه زاده شد. در سال ۱۹۱۰ به پاریس رفت و حرفه شاعری را آغاز کرد. یک سال بعد پدرش که حامی مالیاش بود درگذشت و او ناچار شد از راه نویسندگی امرار معاش کند. نخستین مجموعه شعر خود را با عنوان اشعار در نثر در سال ۱۹۱۵ منتشر کرد و پس از آن بهطور پیوسته به سرودن ادامه داد.
بهتدریج در محافل ادبی پاریس شناخته شد و با هنرمندان و نویسندگان آوانگاردی چون گیوم آپولینر، ماکس ژاکوب، پابلو پیکاسو، خوان گریس و ژرژ براک معاشرت یافت. روردی در شکلگیری کوبیسم و سوررئالیسم نقشی مؤثر داشت. در سال ۱۹۱۷ مجله ادبی ماهانه نورد-سود را بنیان نهاد که آثار نخستین کوبیستها و سوررئالیستها، از جمله آپولینر، ماکس ژاکوب، لویی آراگون، آندره برتون و فیلیپ سوپو را منتشر میکرد.
از مجموعه شعرهای او میتوان به:
کراواتهای کنفی (۱۹۲۲)،
قلب بلوط (۱۹۲۱)،
گیتار خفته (۱۹۱۹)،
سوارکاران استتارشده (۱۹۱۸)
و پنجره بیضی (۱۹۱۶) اشاره کرد.
با انتشار مجموعه اشعار اولیهاش با عنوان بقایای آسمان (Les Épaves du ciel) در سال ۱۹۲۴، شهرت بیشتری یافت. تنهایی و دلهره معنوی نهفته در آثارش، سوررئالیستها را شیفته کرد و آنان او را بزرگترین شاعر زنده زمان خود دانستند. کوبیستها نیز تیزبینی بصری اشعار او را ستودند. با اینهمه، روردی مستقل ماند و صدای ویژه خود را حفظ کرد. او در پی یافتن «سادگی والای واقعیت» بود و نوشتههایش رنگوبوی عرفانیتری به خود گرفت. فیلیپ سوپو درباره او گفته است: «روردی، به همراه پل الوار، خالصترین نویسنده دوران خود است.»
روردی به آیین کاتولیک گروید و در سال ۱۹۲۶ زندگی زاهدانهای را در نزدیکی صومعه بندیکتین سولسم در فرانسه برگزید. او با حفظ دلبستگی به شعر و معنویت، تا زمان مرگش در ۱۷ ژوئن ۱۹۶۰ در همانجا زیست.[۱]
نمونه شعر
[ویرایش | اشتراکگذاری]زیر ستارگان
انگار کلید را گم کردهام و همه به من می خندند؛ هر یک کلیدی بزرگ بر گردنشان هست و نشانم میدهند.
تنها من چیزی با خود ندارم که داخل شوم. همگی ناپدید شدهاند و درهای بسته، خیابان را غمگینتر میکند. کسی نیست. باید همهء درها را بزنم. از پنجرهها مرا به ناسزا گرفتهاند و من ادامه میدهم. و بعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد،
از شهر که گذشتم، در راه کنار رودخانه و جنگل، دَری یافتم. دری کوچک و بی قفل، پشت آن ایستادم و زیر شبی بی پنجره امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا با پردههای عریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــض ،
در میان جنگل و رودخانهای که مراقبم بودند، توانستم به
خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــواب رَوَم.[۲]
کتاب به زبان فارسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]- یکی میگوید یکی میگرید - گزیده شعرهای پیر روردی - مترجم: زهرا قلعهنوئی - نشر مشکی
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ https://www.poetryfoundation.org/poets/pierre-reverdy
- ↑ یکی میگوید یکی میگرید - گزیده شعرهای پیر روردی - مترجم: زهرا قلعهنوئی - نشر مشکی ، صفحه 52 در فرمت الکترونیک
- اهالی مونمارتر
- درگذشتگان ۱۹۶۰ (میلادی)
- زادگان ۱۸۸۹ (میلادی)
- شاعران اهل فرانسه
- شاعران سده ۲۰ (میلادی) اهل فرانسه
- شاعران مرد
- شاعران مرد اهل فرانسه
- کوبیسم
- نوکیشان کلیسای کاتولیک روم
- نویسندگان سده ۱۹ (میلادی) اهل فرانسه
- نویسندگان فراواقعگرا
- نویسندگان فراواقعگرا اهل فرانسه
- نویسندگان مرد اهل فرانسه
- نویسندگان مرد سده ۲۰ (میلادی)
- نویسندگان مرد سده ۲۰ (میلادی) اهل فرانسه