شهر نو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

قلعه شهر نو نام محله‌ای در تهران بود. در این محله مجموعه‌ای از روسپی‌خانه‌ها و میخانه‌ها قرار داشت و خیابان‌های مهم آن عبارت بودند از خیابان حاج عبدالمحمود ، خیابان قوام دفتر ، خیابان راه‌پیما و خیابان جمشید. این محله با نام‌های "شهرنو"، "قلعه شهرنو"، "قلعه زاهدی"، "قلعه"، "قلعه خاموشان"، محلهٔ جمشید، محلهٔ قجرها و گمرک شناخته می شد و زنان آن را "ساکنان محله غم" نیز می‌گفتند.[۱] [۲]

محتویات

تاریخچه [ویرایش]

قلعه شهر نو ابتدا توسط محمد علی شاه قاجار و برای اسکان خانوادهٔ شاه ساخته شد و با نام محله قجرها مسما گشت.[۳] در آن زمان این محله در جنوب خاوری شهر و بیرون از شهر تهران آن زمان قرار داشت. اواخر حکومت احمد شاه قاجار به جهت احداث دروازه قزوین، «دروازه» نامیده شد و این محل که خارج از دروازه قزوین قرار داشت به تدریج به مأمن خلاف کاران بدل گشت. شخصی به نام محمود عرب شروع به قوادی و ایجاد شیره کش خانه در این محل کرد و کوچه ای که در آن چند خانه متعلق به محمود عرب قرار داشت به گذر «حاج عبدالمحمود» معروف گشت. [۴]

در دوران رضاشاه بخش‌هایی از این محله نیمه ویران، بازسازی و مرکز تن‌فروشان تهران می‌شود. حکومت هدف خود را از اجرای چنین تصمیمی کنترل تن‌فروشی در ایران اعلام می‌کند. رضا خان به نظمیه – شهربانی - دستور می‌دهد که تن‌فروشان را از تهران خارج کنند و در بیرون دروازه قزوین در محله قجرها اسکان دهند. [۵]

در اوایل حکومت رضاشاه فردی که به نام زال ممد شهرت یافته بود با آوردن برخی زنان از جاهای دور و نزدیک، این محله را به کانون روسپی‌گری تبدیل کرد. در آن زمان، رضاشاه در سدد جمع‌آوری روسپی‌ها برآمد و باروی قلعه تخریب شد و قلعه محله‌ای از شهر شد. شخصی به نام ارباب جمشید هزینه احداث ده ها خانه به منظور اسکان زنان بی سرپرست را قبول نمود و به منظور تأمین مخارج آنان چند باب مغازه نیز در این منطقه احداث کرد و محله رسما به عنوان «محله جمشید» نامگذاری شد. احداث خانه های جدید، وسیع و آسفالت دو خیابان جدید باعث شد که محله جمشید به اسم «شهر نو» معروف گردد. [۶]

در آغاز دورهٔ نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبائی این محله را برای کنترل و زیر نظر داشتن روسپی‌گری و جداسازی آن از محلات مسکونی شهر ساختند. در سال ۱۳۳۳ به دستور فضل‌الله زاهدی نخست وزیر وقت دیواری به دور آن ساخته شد که پس از آن قلعه زاهدی و اختصاراً دوباره قلعه نامیده می‌شد. [۷]

در زمان جنگ جهانی دوم سربازان متفقین بود تعدادی از زنان جنگ زده لهستانی را که مانند سایر آوارگان جنگی در میدان ژاله سابق اقامت داشتند برای روسپی‌گری به شهر نو آوردند. در انتهای خیابان دوم شهر نو کوچه ای به نام کوچه لهستانی ها شهرت یافت.

این محله در اوج خود 135 هزار متر مربع مساحت داشت و به دو قسمت اصلی و فرعی تقسیم می شد؛ قسمت اصلی شامل خیابان های کمیل، استخر، قنات و قوام بود که دارای 36 کوچه و در هر کوچه 50-30 خانه وجود داشت که در هر خانه چندین خانواده توأمان زندگی می کردند که بعضاً در یک اتاق چند مرد و زن می زیستند. محله جمشید از نگاهی دیگر به دو بخش قلعه و نجیب‎خانه تقسیم می شد که در واقع، قلعه محل کار و نجیب‎خانه محل زندگی عادی روسپی ها بوده است که درجه روسپی‌گری در آن بسیار کم بوده. ده ها تئاتر و تماشاخانه و کافه در خیابان جمشید و داخل شهر نو و خیابان های سی متری احداث و دو سینما نیز در حوالی آن شروع به کار کردند. محله شهرنو، مرکز تجمع تن‌فروشان، قاچاقچیان، معتادان، دله‌دزدها و بچه‌دزد‌ها بوده و در عین حال در اطراف آن ده‌ها کافه و سینما و کاباره و تماشاخانه ازجمله کاباره شکوفه نو وجود داشته است. در سال ۴۷- ۴۶، هزار و پانصد زن در شهرنو زندگی می‌کرده‌اند؛. آنها باید هر هفته به درمانگاه سر می‌زدند و هر شش ماه نیز آزمایش خون می‌دادند. [۸]

به آتش کشیدن محله و کشتار ساکنین [ویرایش]

روزنامه اطلاعات دهم بهمن ۱۳۵۷ می‌نویسد:

از حدود ساعت پنج بعد از ظهر در اطراف «قلعه شهر نو» به تدریج مردم اجتماع کردند. مدت زیادی نگذشت که اجتماع افراد با تظاهرات توام شد. ابتدا مأموران فرمانداری نظامی از مردم خواستند که پراکنده شوند و پس از مدتی اقدام به تیراندازی هوایی کردند. با رفتن مأموران دوباره اجتماع کثیر مردم در اطراف محله روسپیان تشکیل شد. در حدود ساعت شش بعد از ظهر چند تن از جوانان به در «قلعه» حمله کردند و بعد جمعیت به تبعیت از آن‌ها به خیابان‌های داخل «قلعه» ریختند. در این هنگام با وسایلی که از قبل تهیه شده بود، خانه‌ها و مغازه‌های داخل «قلعه» به آتش کشیده شد. گروهی به زنان ساکن محله حمله کردند، اما در این جریان عده دیگری از تظاهر کنندگان مانع وارد ساختن صدمه به ساکنان «قلعه» شدند. چند تن از شاهدان عینی اظهار داشتند تعدادی از روسپیان در این وقایع مجروح و دو تا سه نفر کشته شده‌اند. به این ترتیب «روسپی‌خانه بزرگ شهر» به آتش کشیده شد. آتش‌سوزی ساعت‌ها «محله غم» را می‌سوزاند و خاکستر می‌کرد. مأموران آتش‌نشانی که پیرو اعلامیه قبلی خود ضمن اعلام همبستگی با مردم اعلام کرده بودند از خاموش کردن آتش‌هایی که مردم نمی‌خواهند، خودداری خواهند کرد، در نتیجه اقدامی برای خاموش کردن این آتش‌ها صورت ندادند.[۹]

به آتش کشیدن محله به روایتی دیگر [ویرایش]

ایرج مصداقی در سایت شخصی‌اش ماجرای شهر نو را به صورتی دیگر روایت می‌کند:

موضوع آتش زدن بعضی خانه‌های قلعه با شهرنو مربوط به دیماه ۵۷ است که با موضع‌گیری هشیارانه آیت‌الله طالقانی مواجه شد. پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی، شهرنو مانند سابق همچنان به کار خود ادامه می‌داد و به مأموران کلانتری منطقه‌ی پانزده دستور داده شده بود که از آوردن زنان جدید به قلعه ممانعت به عمل آورند. فعالیت شهرنو تا مرداد ۵۸ بدون تعرض ادامه یافت و در روزهای اول مرداد ۵۸ به مناسبت فرا رسیدن ماه رمضان، به دستور «کمیته مرکزی انقلاب اسلامی»، تعطیل شد و پس از پایان یافتن ماه رمضان نیز دیگر اجازه بازگشایی به آن‌جا داده نشد. پری بلنده، اشرف چهارچشم و ثریا ترکه به خاطر اعلام نظر آیت‌الله طالقانی مبنی بر لزوم وجود «شهرنو»، مطمئن از آینده خود همچنان بدون دغدغه مشغول اداره‌ی خانه‌های خود در شهرنو بودند، که به یک باره با هجوم پاسداران دستگیر و پس از چند سؤال و جواب کوتاه و به محض «احراز هویت» در دادگاه انقلاب به ریاست خلخالی، اعدام شدند.[۱۰]

اعدام روسپی ها [ویرایش]

سیمین بی ام و، پری بلنده، اشرف چهارچشم، شهلا آبادانی و پری سیاه از جمله سردسته‌های روسپی خانه‌ها بودند که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران اعدام شدند.[۱۱]

طبق گزارش روزنامهٔ کیهان چهار متهم از جمله سکینه قاسمی (پری بلنده) در ساعت یک بامداد ۲۱ تیر ۱۳۵۸ اعدام شده‌اند. در گزارش خبرنگار روزنامهٔ کیهان محل و نحوهٔ اعدام ذکر نشده‌است. در تیتر خبر نوع اعدام تیرباران ذکر شده‌است اما از محل اعدام هیچ خبری ارائه نشده‌است. طبق بعضی گزارش‌های غیر رسمی که درست تر به نظر می رسد او جلوی کافهٔ شکوفه‌نو (پایین بیمارستان فارابی و نبش خیابان امیرآباد جنوبی) به دار آویخته شده‌است.[۵]

حدود هزار و پانصد زن ساکن این محله، پس از تعطیلی آن در روز دوم مرداد سال ۱۳۵۸ آواره یا دستگیر شدند و تعداد زیادی ار آنها که نه تنها در ماه‌های نخست، بلکه در سال های پس از انقلاب، اعدام شدند. [۱۲]

پس از تخریب [ویرایش]

پس از تخریب این محله پارک رازی در محل تخریب شده ساخته شد.[۱۳]

دیدگاه [ویرایش]

درباره [ویرایش]

  • ‌زکریا هاشمی - رمان طوطی سال ۱۳۴۷
  • ‌کامران شیردل - فیلم" قلعه" سال ۱۳۴۵
  • ‌کاوه گلستان - مجموعه عکس‌های قلعه طی سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶.

جستارهای وابسته [ویرایش]

پیوند به بیرون [ویرایش]

منابع [ویرایش]

  • شهری، جعفر، قلم سرنوشت، تهران: انتشارات معین، ۱۳۷۸، ص۷۳.
  • ‌ محمود زندمقدم، "شهرنو"، انتشارات "ارزان" و "خانه هنر و ادبیات"، سوئد