صفادشت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۵°۴۱′۰۴″ شمالی ۵۰°۴۹′۲۹″ شرقی / ۳۵.۶۸۴۴۸۹° شمالی ۵۰.۸۲۴۶۵۸° شرقی / 35.684489; 50.824658 صفادشت یکی از شهرهای استان تهران در ایران است. این شهر در بخش صفادشت شهرستان ملارد قرار دارد.--

این شهر از ادغام روستاهای ارسطو- گله کهریز- شهرآباد – حصار طهماسب – عبادیه – نصیر آباد تشکیل شده‌است.

از غرب به كرج(شهرهاي محمدشهر و ماهدشت) ، از شرق به بخش مركزي ملارد و از جنوب به ساوه محدود شده است. اين بخش جزو شهرستان ملارد است. شهرستان ملارد با وسعتي معادل 900 كيلومتر مربع به لحاظ داشتن ساختار اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و ... شامل دو بخش ملارد و صفادشت است . بخش صفادشت در مسير اصلي محور چيتگر (جاده تهران- اشتهارد ) قرار دارد و از 3 دهستان اختر آباد ، بي بي سكينه و يوسف آباد قوام ، شهر صفادشت ، 7 دهياري و 52 روستا ،‌ مزرعه و مكا ن تشكيل شده است. بر اساس آمار سال 1385 جمعيت شهر صفادشت 15/855 نفر و جمعيت روستاهاي حريم آن 16/000 نفر است.

از خاندان های قدیمی و اصلی ترین بومی های صفادشت می توان به خاندان بزرگ صالحی ،حضرتی،زرگر،اجاق، رنجبر ، کریمی، بذرافشان،غلامی اشاره کرد.

روستای ارسطوی صفادشت بنا به تحقیقات باستانشناسان از تپه ی قدیمی قدمت یازده هزار ساله دارد و هم اکنون قطب محصولات کشاورزی بویژه تولید گندم و ذرت دامی در بخش صفادشت شده است.

از ويژگي هاي شهر صفادشت مي توان دو زيارتگاه امامزاده بي بي سكينه (س) خواهر امام رضا(ع) و امامزاده حمزه (ع) از نوادگان امام موسي كاظم (ع) را نام برد؛ به همين دليل سالانه هزاران نفر از مشتاقان و شيفتگان جهت زيارت به اين شهر سفر مي كنند. موقعيت اقتصادي بخش صفادشت به جهت برخورداري از شهرك صنعتي مصوب با 600 كارخانه و كارگاه صنعتي ،‌30 واحد كشاورزي ،‌50 واحد دامداري و مرغداري و 5 هزار هكتار اراضي كشاورزي و 850 هكتار باغ مطلوب به نظر مي رسد . به طوري كه وجود شهرك صنعتي صفادشت و شركت هاي فعال آن موجب كاهش جمعيت بيكار شهر شده است. ساختار سياسي و اجتماعي حاكم بر بخش صفادشت شامل داوزده اداره و سازمان اداري از جمله بخشداري، دفتر امام جمعه و ستاد نماز جمعه ،‌ شهرداري ، شوراي شهر، اداره هاي برق ،‌گاز ، كار و خدمات اشتغال ، مخابرات ، تربيت بدني ، كلانتري، دفتر كميته امداد ، حوزه و پايگاه هاي بسيج ، دفترخانه اسناد رسمي و دفتر ازدواج و طلاق، چهار شعبه بانك عامل(تجارت-ملي- صادرات - مهرايران) و دو شعبه صندوق قرض الحسنه است.

امكانات ورزشي : شهر صفادشت داراي 4 مجموعه ورزشي شامل زمين چمن و سالن چند منظوره و هم چنين سه سالن ورزشي و دو زمين چمن در روستاهاي حريم است و از نظر سرانه ورزشي از رتبه خوبي برخوردار است. هم اكنون 2 مجموعه ورزشي ديگر در حال ساخت است. فضاي سبز: در حال حاضر صفادشت از 120 هكتار فضاي سبز با سرانه 74 متر مربع برخوردار است. پروژه مسكن مهر با 14 هزار و 500 واحد مسكوني ، موزه حيات وحش ، تفرجگاه100 هكتاري فضاي سبز ، درمانگاه تخصصي شبانه روزي و شهرك سينمايي از مهم ترين طرح هاي عمراني در حال اجراي صفادشت است.

هم اكنون پنج مركز آموزش عالي دانشكده تربيت بدني امام علي (ع)، دانشكده كشاورزي شهريار ، مركز آموش عالي علمي كاربردي ، دانشگاه پيام نور و دانشگاه آزاد اسلامي در شهر فعال هستند. آمار جمعيت روستاهاي حريم صفادشت بر اساس آمار سال 1385 : رديف نام منطقه سال1385 1 صفادشت 15855 2 امين آباد 210 3 دهك 493 4 سلميان 136 5 ارسطو 971 6 كهريزك 389 7 نور آباد 33 8 يوسف اباد 4158 9 اميريه 64 10 شريف آباد 139 11 شش 523 12 اميرآباد 5042 13 مهردشت 2001 14 ارغش آباد 566 15 علي بيات 544 16 كوشكك 784

مکان های تاریخی صفادشت

تپه پیش از تاریخ ارسطو

تپه پیش از تار یخ ارسطو ی صفادشت در غرب شهرستان ملارد ،‌شرق بخش صفادشت و در كنار روستای ارسطو در منتهی الیه جاده شهریار – اشتهارد واقع شده كه وسعتی در حدود 22 هزار متر مربع دارد . بارز ترین مدارك باستانی تپه قطعات سفالی پراكنده در سطح آن است . وفور سفال های عمدتا قرمز ، تعدد قسمت های مختلف ظروف سفالی شامل لبه ،‌بدنه ،‌كف و تنوع طرح ها و نقوش روی سفال را می توان دال بر وجود فرهنگی غنی ،‌سفال گران ماهر و یك اجتماع پیشرفته پیش از تاریخ دانست. در واقع آثار و شواهد نشان می دهد كه تمدنی مربوط به هزاره ششم قبل از میلاد در این منطقه وجود داشته است.

تپه سلمیان

سلمیان ، روستایی است در شمال دهستان بی بی سكینه (س) بخش صفادشت . این روستا در جنوب امین آباد ،در شمال غرب شهرآباد و شمال شرقی امامزاده بی بی سكینه (س) قرار دارد. سلمیان و امین آباد دو روستای شمالی دهستان بی بی سكینه (س) در كنار مرز شمالی شهرستان ملارد و در جنوب شهر ماهدشت استان البرز هستند. منطقه سلمیان و به خصوص نواحی شرقی آن اراضی زراعی حاصلخیز و سرسبزی را شامل می شود. جاده شهریار به اشتهارد كه از نیمه شمالی دهستان بی بی سكینه (س) می گذرد ، دسترسی به سلمیان را امكان پذیر می سازد. در حدود كیلومتر 25 این جاده، مسیری آسفالتی به سوی شمال و شرق، و به مقصد سلمیان وجود دارد. بعد از طی مسافتی هشت كیلومتری در این مسیر به روستای سلمیان و تپه واقع در آن می رسیم. تپه سلمیان ویژگی باستانی شاخصی در میان محوطه ای هموار است كه از شمال و غرب به زمین های زراعی ، از شرق به راهی خاكی به سوی ماهدشت و امامزاده احمد و محمود (علیهما السلام)كشیده شده و از جنوب به خیابان اصلی روستای سلمیان منتهی می شود . فعالیت های كشاورزی علاوه بر شمال و غرب تپه سلمیان در ضلع شرقی این تپه و در سمت راست جاده خاكی اجرا می شود. تپه سلمیان از نظر شكل ظاهری تقریبا شبیه به یك بیضی است كه قطر بزرگ آن را در امتداد شمال – جنوب است. قسمت راس تپه شیب ملایمی از شمال به جنوب دارد. دامنه های هر چهار جهت اصلی این تپه به صورت دیواره های قائم بوده و آثار تخریب ناشی از عوامل طبیعی به شكل شكاف ها و شیارهای عبور آب بر ظاهر آن ها دیده می شود. اجرای فعالیت های كشاورزی در اطراف تپه را نیز باید یكی از عوامل آسیب رسان به ماهیت این محوطه باستانی به شمار آورد . وجود جاده خاكی در ضلع شرقی و عبور و مرور مداوم در آن به تدریج باعث تخریب دامنه شرقی تپه خواهد شد. از این رو و با توجه به به شرایط محیطی تپه سلمیان نظارت بر محل و رعایت ضوابط حفاظتی ضروری است.

سفال در بررسی تپه سلمیان و محوطه اطراف آن سفال های متنوعی جمع آوری شده كه غالبا در زمره آثار دوره اسلامی هستند. به طور كلی سفال های تپه سلمیان به دو گروه بی لعاب و لعابدار تقسیم می شود. رنگ رایج سفال های بی لعاب نخودی و قرمز است. این سفال ها از نظر جنس شامل انواع ظریف و نیمه خشن و با توجه به قطعات مختلف لبه وكف به لحاظ شكل مشتمل بر ظروف كوچك و بزرگ می گردند .شاموت سفال های بی لعاب را ماسه بادی با ماسه نرم تشكیل می دهد . در بین سفال های بی لعاب از نظر تز یین دو گروه سفال ساده و منقوش را می توان شناسایی كرد نقوش این سفال ها تزیینات كنده و افزوده رابه صورت خطوط موازی ،‌عمودی و مواج با انواع ساده و یا تزیینی در بر می گیرد. جالب توجه تكه سفالی است كه علاوه بر نقش افزوده در نزیدیك لبه ، فرو رفتگی باریك و نسبتا عمیقی را در روی لبه دارد . سفال های بی لعاب تپه سلمیان چرخ ساز و پخت آن ها كامل است . گروه دوم مدارك سفالی نمونه های لعابدار هستند. تكه سفال های لعابدار عموما ظریف بوده و هر دو سطح داخل و خار ج آن ها با لعاب هایی به رنگ آبی تیره و روشن ، زرد ، سبز و قهوه ای تزین شده است. بر اساس مجموعه شواهد موجود می توان قدمتی برابر با دوره صفوی را برای تپه در نظر گرفت. وجود دوره های قدیم تر در صورت گمانه زنی و اجرای لایه نگاری باستان شناسی احتمال دارد.

حمام دهک

دهك ، روستای كوچكی است در جنوب شرقی دهستان بی بی سكینه از بخش صفادشت و شهرستان ملارد . این روستا در حد فاصل منطقه قشلاق زرگران و قلعه كهریز قرار دارد. راه های دسترسی به دهك عبارتند از دو راهی كه از شرق و غرب و از طریق روستاهای مجاور وارد آن می شوند. راه اول از آبادی كهریزك واقع در فاصله حدود 17 كیلومتری غرب میدان بسیج شهریار به سوی جنوب و به طرف قشلاق زرگران امتداد یافته و از آن جا رو به غرب به دهك منتهی می گردد.راه دوم از طریق روستای قلعه كهریز مار ابعد از طی مسافتی یك كیلومتری به سوی شرق به دهك می رساند . این آبادی از لحاظ طبیعی در یك منطقه كوهپایه ای قرار دارد . در منظر جنوبی دهك ارتفاعات كوچك و بزرگ و در چشم انداز شمالی آن دشتی هموار و حاصلخیز را می بینیم. بارزترین اثر باستانی روستای دهك حمامی است مخروبه در بخش جنوبی و در كنار زمین های بایر و در میان دو ساختمان آجری تازه ساز . ساختمان ضلع شرقی مسكونی و بنای ضلع غربی انباری است. هر دو ساختمان كه حدود 10سال قبل ساخته شده اند به همراه حمام قدیمی دهك در ملك شخصی واقعند. در ضلع شمالی حمام دیوار آجری ناتمامی دیده می شود كه باید آن را عامل محدودیت حریم شمالی و تعرض به آن تلقی كرد. با گذر از این دیوار با بخش های شمالی و غربی حمام مواجه می شویم . ضلع جنوبی رو به زمین بایر وسیعی است. بر اساس بقایای موجود و بررسی نمای خارجی و جزییات داخلی حمام دهك به برخی ویژ گی های ساختمانی این بنا پی می بریم.

به طور كلی حمام دهك بنایی است چهار گوش به وسعت 80 متر مربع با پی و ازاره ای به ارتفاع حدود یك متر از لاشه سنگ های كوچك و بزرگ، دیوارهایی متشكل از آجرهایی به ابعاد 4×20×20 ، 19.5×19.5×4 و 19×19×4 سانتی متر و یك سقف گنبدی . در قسمت هایی مانند جرزهای ورودی از خشت هایی به ابعاد 4×20×20 سانتی متر نیز استفاده كرده اند . اندود میان آجرها و سطوح داخلی حمام را مخلوط گچ و آهك و سطوح خارجی دیوارها و پوشش بیرونی گنبد را ملاط كاه گل می پوشاند . آن چه در حال حاضر از ساختمان حمام باقی مانده عمدتا بخش رخت كن یا سربینه آن است و سایر قسمت ها تخریب و را ورود به آن مسدود شده است. ورودی حمام در گوشه شمال غربی بنا عبارت است از مدخلی با طاق قوسی از آجر كه به فضایی چهار گوش راه می یابد . در میان این فضا حوضی مربع شكل و در هر یك از اضلاع چهار گانه آن چهار سكو به عرض حدود 170 سانتی متر و ارتفاع 40 سانتی متر از كف حمام داخل چهار طاق نما دیده می شود . در زیر هریك از سكو ها و در نمای رو به حوض دو حفره كوچك جهت كفش كن وجود دارد . در سقف گنبدی رخت كن وسقف های قوسی هریك از چهار طاق نمای اطراف نور گیری تعبیه شده است. بر اساس نحوه آجر چینی سه شیوه عمودی ، افقی و مورب را می توان در ساختار حمام دهك تشخیص داد. از شواهد پیش گفته چنین بر می آید قدمت حمام دهك دست كم به عصر قاجار باز گردد . با توجه به تغییر تدریجی بافت روستاهای منطقه و اجرای طرح های مختلف توسعه و عملیات ساختمانی به نظر می رسد نخستین گام در جهت حفظ بناهایی از قبیل حمام دهك مرمت ، استحكام بخشی و بازسازی بخش های تخریب شده و تعیین حریم حفاظتی باشد.

حمام شش

شش،جنوبی ترین آبادی دهستان بی بی سكینه بخش صفادشت از شهرستان ملارد است. این روستا در شمال رشته ارتفاعات جنوبی دهستان بی بی سكینه ،‌در جنوب امیرآباد و در غرب امیریه قرار دارد. با انتخاب مسیری كه از جاده شهریار –اشتهارد در شرق مهردشت به سوی جنوب منحرف می شود می توان ابتدا به امیرآباد و بعد به آبادی شش دبانلو رسید . جغرافیای طبیعی روستای شش برآمدگی ها و دامنه های كوهستانی در منظر جنوبی و دشت هموار و كشاورزی در نمای شمالی ، شرقی و غربی را شامل می شود . ظاهرا بارزترین اثر تاریخی روستای شش را باید قلعه قدیمی ،‌ متروك و مخروبه آن دانست . پیرامون قلعه را خانه های تازه ساز روستاییان فرا می گیرد. ساختار قلعه شش از چینه و خشت با اندود كاه گل است . درون قلعه خانه های خشتی ساده ،‌در برخی قسمت ها فروریخته و به طور كلی در حال تخریب دیده می شود. یكی از ساختارهای تقریبا سالم مانده به خانه ای در شمال قلعه می باشد. این خانه دو طبقه كه رو به جنوب دارد دارای دیوارهای خشتی و سقف مسطحی از تیرهای چوبی است. در حال حاضر هیچ واحد مسكونی درون قلعه وجود ندارد و زمین های اطراف آن نیز غالبا بایرند.اما بقایای قلعه شش شامل برج و باروها ومنازل قدیمی و آثار زمین های كشاورزی وجود روستا قلعه ای را در این منطقه از شهرستان ملارد مسلم می سازد. هیئت اعزامی طی بررسی های خود در محدوده جنوبی قلعه شش دو اثر باستانی را شناسایی كرد. این دو اثر عبارتند از حمام قدمی این روستا و تپه ای موسوم به آق تپه .

حمام شش در خارج از باروی جنوبی قلعه شش ، بقایای یك حمام قدیمی به چشم می خورد. اطراف حمام به صورت زمین ناهمواری پوشیده از بوته های خودرو است. بخش شمالی حمام تقریبا با باروی جنوبی قلعه شش مماس بوده و بخش جنوبی آن رو به زمین های بایر دارد. وقتی از بخش جنوبی به ساختمان حمام نگاه می كنیم ،‌قسمت های كلی آن را از شرق به غرب در یك امتداد می بینیم. این قسمت ها عبارتند از در ورودی ،‌سربینه ، گرم خانه و تون. بر روی رختكن و گرم خانه سقف های گنبدی پوشیده با كاه گل دیده می شود. حمام شش بنایی است با وسعت تقریبی 135 متر مربع و متشكل از لاشه سنگ های كو چك و بزرگ و آجرهایی به ابعاد 4×20×20 سانتی متر و ملاط آهك ،‌گل و‌كاه گل .یكی از قسمت هایی كه مصالح به خوبی به كار رفته و شیوه استفاده از آن ها را در حمام شش به نمایش می گذارد مربوط به بخش تخریب شده تون و خزینه حمام است . بر این اساس به نظر می رسد برای ساخت دیوارها و پی حمام و نقاط در تماس دائم با رطوبت از سنگ های لاشه كوچك و بزرگ و در درجه بعد از آجر و در نهایت اندود آهك استفاده كرده اند. شیوه آجر چینی رابه سه شكل اقی ، قائم و مورب می توان تقسیم كرد. به علت تخریب قسمت های فوق و استفاده از فضای داخلی حمام به عنوان انبار ، دهانه و راه ورود به خزینه از داخل مسدود شده است. ورودی حمام شش در بخش شرقی و به شكل یك در فلزی واقع در یك قاب آجری است. از این در و از طریق یك پلكان دارای دو پاگرد به رختكن یا سربینه حمام راه می یابیم. رختكن از فضای چهار گوشی با یك حوض مدور در وسط و دو سكوی جانبی به ارتفاع 60 سانتی متر نسبت به كف تشكیل می شود. هر كدام از سكوها درون یك طاق نما قرار دارد. سقف رختكن گنبدی و دارای یك نورگیر است. از طریق دالانی در ضلع غربی رختكن وارد گرم خانه می شویم . این بخش با طرحی مستطیل شكل از غرب به خزینه و از شرق به نماز خانه ،‌مدخل گرم خانه و نظافت خانه محدود می شود. فضای گرم خانه را دو گنبد نورگیر دار می پوشاند. در ضلع جنوب غربی نیز نورگیر دیگری تعبیه كرده اند. در حال حاضر از فضای داخلی حمام برای انبار كاه استفاده می شود. قدمت حمام مذكور به دوران قاجار و زمان رونق و آبادانی قلعه شش باز می گردد. در وضعیت فعلی تعیین حریم و بازسازی قسمت های تخریب شده حمام ضروری است.

زال تپه

كوشكك، شرقی ترین آبادی دهستان بی بی سكینه از بخش صفادشت شهرستان ملارد است. وقتی در جاده شهریار به اشتهارد به طرف غرب می رویم در نزدیكی یوسف آباد قوام ، از طریق مسیری روبه شمال به طرف كوشكك و زمین های كشاورزی شمال یوسف آباد راه می یابیم . كوشكك و گوشه شمال شرقی دهستان بی بی سكینه منطقه سرسبز و حاصلخیزی است با مزارع متعدد . این منطقه از شمال به جنوب استان البرز و جنوبی ترین روستای آن در این قسمت به نام فرخ آباد ، از شرق به دهستان ملارد و آبادی پرجمعیت آن یعنی خوشنام(شهنام سابق)،‌ از جنوب به یوسف آباد قوام و از غرب به حصارطهماسب محدود می شود. در غرب كوشكك و جنوب فرخ آباد محدوده ای بایر در میان زمین های كشاورزی با چند ناهمواری طبیعی و مصنوعی وجود دارد. در جنوب این محدوده كوره آجر پزی یوسف آباد واقع است . این كوره و تاسیسات اطراف آن در یك محوطه بزرگ چهار گوش كه حدود 4 متر از زمین های اطراف پایین تر می باشد ،‌ساخته اند. كوره آجر پزی یوسف آباد گویا از پنج سال قبل متروك شده و در حال حاضر هیچ گونه فعالیت صنعتی در آن جا انجام نمی گیرد. بخش عمده محدوده یاد شده شخصی است . كشاورزان محلی غالبا به كشت گندم و باغداری مشغولند. علاوه بر این در گذشته كشت جو ،‌لوبیا ، كلم و گوجه نیز رایج بوده كه به علت خشك سالی های اخیر این روند سیر نزولی یافته است.

كوره آجرپزی یوسف آباد و دود كش آجری بلند آن شاخص مهمی برای تعیین موقعیت محوطه باستانی مورد نظر یعنی زال تپه است. در فاصله حدود 300 متری شمال این كوره چند برآمدگی جدا از هم دیده می شود. به نظر می رسد این برآمدگی ها در واقع تپه ای واحد بوده كه به دلیل كاوش های غیرمجاز و استفاده كشاورزان از خاك آن برای قوت بخشیدن به زمین های كشاورزی ار تفاع آن كاهش یافته ، ظاهرش دگرگون شده و به صورت فعلی در آمده است. وسعت محوطه اصلی زال تپه به حدود 16 هزار متر مربع می رسد. در این محدوده دو برآمدگی عمده با ارتفاعی بین 4-3 متر وجود دارد. در جوانب مختلف محوطه مذكور بقایای كاوش های غیر مجاز متعددی را می بینیم. در شمال تپه سه گودال مكعب شكل برای تهیه ذغال ایجاد كرده اند. در مقطع برخی گودال های غیر مجاز لایه های خاكستر و در تعدادی از آن ها آثار خشت های چیده شده هویداست. از این رو می توان گفت زال تپه از نظر معماری نیز شواهد قابل مطالعه ای در خود دارد.

سفال

در سطح زال تپه تكه سفال های گوناگونی در انواع ساده و منقوش دیده می شود. مدارك سفالی زال تپه به سه گروه عمده تقسیم می شود:

سفال نخودی : گروه اول ،تكه سفال های نخودی رنگی با خمیره و پوشش یك رنگ در انواع ظریف و نیمه خشن با شاموت ماسه بادی و ماسه نرم هستند. این قطعات مربوط به كاسه های كوچك و بزرگ ،‌خمره و در پوش و ظروف دسته دار می شود. در برخی نمونه ها تزیینات كنده ،‌افزوده و فشاری روی بدنه و لبه ظروف وجود دارد. یك اثر جالب توجه در پوش نخودی رنگی است كه از نظر شكل ظاهری به كاسه كوچك پایه دار و كم عمقی می ماند. این در پوش دست ساز دسته ای به شكل یك بر آمدگی دكمه ای شكل در میان خود دارد . لبه در پوش تزیین ساده ای در اثر فشار انگشت دست سفال گر یافته و به صورت مواج در آمده است. از آن جا كه روی برخی قطعات نیمه خشن آثار دودزدگی به چشم می خورد می توان تعدادی از سفال های نوع اول را در زمره ظروف آشپزخانه قرار داد. سفال های گروه اول به دو رده دست ساز و چرخ ساز قابل تفكیك بوده وپخت آن ها عمدتا كامل است.

سفال خاكستری :‌ دسته دوم سفال ها قطعاتی با خمیره و پوشش خاكستری رنگ روشن و تیره از نوع ظریف و نیمه خشن با شاموت ماسه بادی و ماسه نرم هستند. این قطعات غالبا به كاسه های كوچك و بزرگ ، ظروف لوله دار ،‌صافی یا ظروف دارای صافی مربوط می شوند. در برخی قطعات طرح های ساده كنده به شكل خطوط موازی و متقاطع وجود دارد. نمونه های جالب توجه سفال های دسته دوم تكه های مربوط به لوله یا آبریز و یك قطعه سفال دارای سوراخ های متعدد است كه احتمالا مربوط به یك صافی سفالی یا بخشی از یك ظرف سفالی صافی دار بوده است.

سفال لعابدار : قطعات لعابدار متنوعی در میان بقایای سفالی زال تپه وجود دارد . لعاب های مورد استفاده غالبا به رنگ آبی ، سبز ،‌زرد و سفید بر روی سفال هایی با خمیره نخودی رنگ از نوع ظریف به كار رفته اند.ظروف لعابدار كاسه های كوچك و بزرگ به كف مسطح یا پایه دار را شامل می شود. علاوه بر لعاب یك رنگ نمونه لعاب پاشیده نیز در میان بقایا دیده شد. وجود ظروف لعابدار نشانه ساخت سفال های ظریف و تزیینی در زال تپه بوده و از یك سو سكونت گاه دوره اسلامی (عصر سلجوقی ) كه شاید قدمت آن به دوران قبل از اسلام نیز برسد حكایت دارد. علاوه بر مدارك سفالی تعدادی شی سنگی غالبا در شكل سنگ ساب های كوچك و بزرگ نیز در سطح زال تپه مشاهده شد.

تپه های یوسف آباد

یوسف آباد ، یكی از آبادی های شرقی دهستان بی بی سكینه از بخش صفادشت شهرستان ملارد است. یوسف آباد را باید نخستین روستای واقع بركنار جاده شهریار به اشتهارد در دهستان بی بی سكینه به شمار آورد . از شرق این روستا مسیری به طرف جنوب و به سوی آ بادی قپچاق امتدا می یابد. در دو طرف این جاده آسفالت زمین های كشاورزی گسترده ای وجود دارد. ضلع غربی جاده شامل زمین های همواری است كه به سوی كوه آق داغ در جنوب غربی یوسف آباد گسترده اند. این زمین ها به قطعات مختلف تقسیم شده و در هر قطعه فعالیت های زراعی و صنعتی به شكل مجتمع های مرغداری و جوجه كشی در حال اجراست . از جاده یوسف آباد به قپچاق مسیرهای خاكی متعددی به طرف غرب و به سوی زمین های مذكور منشعب می شود . این مسیرها رو به زمین های كشاورزی و تاسیسات صنعتی دارند . حد غربی زمین ها را چنان كه گفتیم كوه آق داغ تشكیل می دهد . در نیمه غربی زمین ها ی مورد بحث و تقریبا دامنه های شرقی و شمال شرقی كوه آق داغ دو محوطه باستانی وجود دارند . محوطه اول تپه بزرگ و مرتفعی است به نام شاخ تپه ( كه گاهی شغال تپه یا شائول تپه نی ز خوانده می شود) و محوطه دوم تپه ای است كم ارتفاع و تقریبا بیضی شكل به نام گاومیش خانه.

شاخ تپه

در غرب زمین های كشاورزی جنوب یوسف آباد و در دامنه شرقی كوه آق داغ بر آمدگی صخره ای مرتفعی به نام شاخ تپه جلب نظر می كند . گویا این تپه در میان زمین های كشاورزی شخصی قرار دارد. شاخ تپه با ارتفاعی در حدود 10 متر از شمال و شرق به زمین های بایر و زیر كشت زراعی و بعد چند واحد تولیدی و از جنوب و غرب به دامنه های كوهستانی آق داغ محدود می شود. در حال حاضر زمین های مجاور شاخ تپه بایر بوده و در بخش شرقی و شمال شرقی آن چند گودال و یك محوطه پست نسبت به زمین های اطراف وجود دارد . نزدیك ترین واحد صنعتی به شاخ تپه جوجه كشی ساكت در شمال این محوطه باستانی می باشد. شاخ تپه از نظر ساختار شامل سنگ های آذرین درونی در بخش شمالی و بقایای معماری خشتی در نیمه جنوبی است . به نظر می رسد بخش جنوبی نیز زیر ساختی سنگی داشته باشد . به هر حال با توجه به برون زد سنگ های درونی و بقایای خشتی وسكونتی می توان از نظر ظاهر تپه را به دو بخش متمایز تقسیم كرد.وضعیت بخش شمالی به صورت قطعات سنگ های حجیم لایه لایه بوده و آثار فرسایش و خردشدگی در اثر عوامل مخرب محیطی مانند دما و بارش و به طور كلی تغییرات آب و هوایی در آن هویداست. پراكندگی قطعه سنگ ها محدود به بخش شمالی نیست و در سایر قسمت ها ی تپه نیز تكه سنگ های متعددی را می بینیم. در راس و دامنه های تپه بقایای حفاری های غیر مجاز به صورت گودال هایی با عمق های متفاوت وجود دارد. بارزترین فعالیت تخریبی در جنوب و غرب تپه صورت گرفته است. در قسمت غربی حفره بزرگی بر بدنه تپه حفر كرده اند. در این قسمت آثار خشت هایی كه در اثر حفاری های قاچاق ظاهری نامنظم دارند ، دیده می شود. ضلع جنوبی تپه در اثر خاك برداری های غیر مجاز و تاثیر عوامل فرسایش به صورت دیواره ای قائم در آمده وبقایای بخش های فروریخته در مقابل دیواره به صورت خاكریز انباشته شده است. با توجه به بقایای معماری جنوب غربی شاخ تپه می توان احتمال داد كه در این محل برجی مربوط به یك قلعه وجود داشت . شاخ تپه به لحاظ موقعیت از یك سو پشت به كوه آق داغ دارد و از سوی دیگر مشرف به دشت و زمین های كشاورزی است . این قبیل ویژگی های محیطی و استفاده از عوارض طبیعی زمین برای سازندگان قلعه یا سكونت گاه های قدیمی شاخ تپه عواملی تعیین كننده به شمار می رفت. چنین مشخصه هایی را می توان در محوطه های دیگری چون آق تپه در روستای شش نیز سراغ گرفت.

سفال مدارك سفالی شاخ تپه به سه گروه عمده سفال های نخودی ،‌قرمز و لعابدار تقسیم می شود. سفال های نخودی و قرمز با خمیره و پوشش نخودی یا قرمز رنگ در برگیرنده انواع ظریف و نیمه خشن با شاموت ماسه بادی و ماسه نرم می باشد. شكل ظروف عبارت است از كاسه های كوچك و بزرگ ، تنگ و خمره . لبه ظروف نخودی غالبا با سطحی تخت یا محدب به خارج برگشته و گاهی در امتداد بدنه می باشد. علاوه بر انواع ساده از نظر تزیین نمونه هایی منقوش به طرح های كنده ، افزوده ، قالب زده و فشاری به صورت خطوط مواج ، قوسی ، افقی ،منقطع و تركیبی هستند. سفال های نخودی عموما چرخ ساز و پخت آن ها كامل است. گروه دیگر سفال های شاخ تپه را قطعات لعابدرا با خمیره نخودی و لعاب هایی به رنگ سبز و آبی تشكیل می دهد. سفال های لعابدار كه به گروه ظروف ظریف با شاموت ماسه بادی تعلق دارند از آگاهی و مهارت سفال گران محلی در فنون ساخت سفال های لعابدار و وجود كار گاه ها یا مراكز وارداتی این ظروف در منطقه یوسف آباد حكایت می كند. بر این اساس به نظر می رسد شاخ تپه سكونت گاهی از دور ه اسلامی است و قدمت آن احتمالا به دوره سلجوقی باز می گردد.

تپه گاو میش خانه

این تپه به صورت محوطه كم ارتفاعی است در حدود 490 متری شمال شاخ تپه . گاو میش خانه در نزدیكی دامنه شرقی كوه آق داغ قرار دارد و از جنوب و غرب به زمین های كشاورزی و باغ های میوه و از شمال به یك كار خانه شانه سازی و از شرق به زمین های بایر منتهی می شود. تپه گاومیش خانه با ارتفاعی در حدود 3 متر نسبت به زمین های اطراف ،‌وسعتی معادل 13750 متر مربع را در بر می گیرد. سطوح فوقانی تپه با شیبی ملایم و بدون عارضه خاصی به تدریج به زمین های پیرامون ختم می شود. در محدوده شمالی و شرقی تپه چند توده زباله ساختمانی دیده می شود. در دامنه جنوبی آثار كاوش های غیر مجاز به شكل گودال های كوچك و بزرگ هویداست. در سطح تپه و تقریبا در قسمت میانی آن به رد شخم تراكتور به صورت مسیری با عرض بیش از 10 متر و با امتداد شمال شرقی به جنوب غربی بر می خوریم. در میان سطوح زیر و رو شده قطعات سفالی و آثار استخوان های انسانی به صورت تكه های جمجمه و ... جلب نظر می كند. غیر از این ها یك قطعه سنگ ساب بزرگ قرمز رنگ در میان شیارهای ناشی از شخم زدگی به دست آمد.

سفال مهم ترین آثار منقول تپه گاومیش خانه تكه سفال های آن هستند.این قطعات عمدتا شامل سفال های قرمز ساده و منقوش و اقلام نخودی رنگ بوده و به طور كلی به انواع نیمه خشن و ظریف و شاموت كاه تقسیم می شوند. شكل ظروف سفالی عبارتنداز كاسه های كوچك و بزرگ با بدنه های نازك و ضخیم وگاهی دارای زاویه در قسمت شكم. نمونه های منقوش دارای طرح های سیاه رنگ بر زمینه قرمز و به شكل خطوط مواج ، موازی و نوارهای ضخیم بر قسمت لبه و بدنه ظرف هستند. این نقوش در برخی ظروف جداره داخلی ظرف را نیز در بر می گیرد. از لحاظ ساخت ،‌قطعات دست ساز و چرخ ساز را در میان بقایا می توان شناسایی كرد. هم چنین از نظر پخت ،‌غالب تكه سفال های جمع آوری شدخه دارای پخت كامل بوده و نمونه سفال های با پخت ناقص كم شمارند . مدارك سفالی تپه گاومیش خانه از وجود یك فرهنگ پیش از تاریخی در منطقه یوسف آباد حكایت دارد. قدمت این فرهنگ به هزاره های ششم و پنجم قبل از میلاد باز می گردد. مجموعه شواهد موجود بررسی دقیق تر تپه گاومیش خانه را جهت تعیین حریم و شناسایی جایگاه آن در گاهنگاری دوران پیش از تاریخ فلات مركزی ایران ایجاب می كند.

قلعه ارغش آباد

ارغش آباد، غربی ترین آبادی دهستان بی بی سكینه از بخش صفادشت شهرستان ملارد است . این روستا در غرب صالح آباد ،‌در شمال رود شور و در نزدیكی میدانی قرار دارد كه محل اتصال جاده های منتهی به شهریار و ماهدشت در استان البرز است.برای دسترسی به ارغش آباد باید از جاده شهریار به اشتهارد كه از میان دهستان بی بی سكینه عبور می كند ،‌استفاده كرد. در منتهی الیه غربی این جاده و قبل از انحراف به سوی ماهدشت به روستای ارغش آباد در جنوب جاده مذكور می رسیم. ارغش آباد روستایی است با یك قلعه قدیم ، خانه های تازه ساز در اطراف قلعه و زمین های هموار كشاورزی در پیرامون نقاط مسكونی.گفته می شود در گذشته دو نفر به نام های دكتر تقی فقیه و علی اكبر درگاهی روستای ارغش آباد كه قبلا ابراهیم آباد خوانده می شد،‌را در اختیار داشتند. در شرق روستا ، بقایای قلعه ارغش آباد شامل برج های مدور ،‌باروهای كنگره دار و چندین خانه متروك و در حال تخریب و نیز منازل تازه ساز در فضای داخلی قلعه خودنمایی می كند. به نظر می رسد ساخت و سازهای جدید در در محوطه داخلی قلعه ارغش آباد بخش هایی از بقایای معماری مسكونی و قسمت هایی از برج وباروهای آن را ویران كرده است. به طوری كه امروزه فقط بقایای دو برج در ضلع شرقی و قسمتی از باروهای شرقی ، شمالی و جنوبی پابرجاست. مصالح ساختمانی قلعه ارغش آباد را چینه ،‌خشت و تیرهای چوبی تشكیل می دهد. شاید بتوان گفت سالم ترین بخش قلعه ضلع جنوبی آن است . در این بخش علاوه بر برج و باروی قلعه دروازه آن نیز به صورت یك بنای دو طبقه خشتی در میان باروی جنوبی دیده می شود. جاده آسفالتی كه به جنوب و شرق روستای ارغش آباد كشیده شده با گذر از جنوب قلعه از كنار دروازه اصلی و از میان شكاف ایجاد شده در باروی جنوبی به داخل قلعه راه می یابد. از كنار برج های جنوب شرقی و شمال شرقی قلعه دو مسیر خاكی از میان زمین های كشاورزی به سوی شرق و به طرف قلعه صالح آباد وجود دارد. اگر چه روستا قلعه قاجاری ارغش آباد از نظر شكل ظاهری و قدمت شباهت هایی با سایر قلعه های دشتی دهستان بی بی سكینه و به طور كلی شهرستان ملارد دارد اما بررسی موقعیت خاص این قلعه و نسبت آن به قلعه های پیرامون و مطالعه اوضاع جغرافیایی ، شرایط زیست محیطی و اقتصادی در پژوهش های تاریخی و شناخت روابط اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی منطقه در عصر قاجار موثر خواهد بود.

قلعه حسین آباد

از طریق جاده آسفالتی در غرب صفادشت که به سمت جنوب و روستای امیریه ادامه یافته به قلعه نزدیک می شویم. در میانه جاده راهی فرعی به سوی شرق ما را به قلعه می رساند. ادامه مسیر با تغییر جهت به سمت شمال به قلعه کهریز می پیوندد. قلعه حسین آباد با مساحتی حدود 13 هزار متر مربع بر کناره این جاده، که ارتباط میان امیریه و آبادی های شمالی را برقرار می کند،در منطقه ای هموار و کشاورزی قرار دارد. با وجود اقلیم خشک حاکم امروز بر منطقه ادامه فعالیت های کشاورزی به طور محدود و وجود شواهد سکونت گاه های قدیمی از ابادانی منطقه در گذشته های دور حکایت دارد.ساختار قلعه حسین آباد شامل باروهای چینه ای کنگره دار ، چهار برج مدور در چهار زاویه اصلی و واحدهای استقراری داخلی است. مصالح عمده عبارت است از چینه ، خشت ، آجر و کاه گل .در شمال قلعه گودال وسیعی بر اثر عملیات استخراج شن و ماسه وجود دارد . شرق قلعه زمین کشاورزی همواری است؛از جنوب به جاده آسفالت و از غرب به راهی خاکی منتهی می شود. در محوطه داخلی قلعه فضای خاک برداری شده وسیعی به چشم می خورد. این بخش مشابه گودال بزرگ خارج از باروی شمالی قلعه است. ظاهرا از نظر زمین شناسی قلعه حسین آباد به ویژه بخش شمالی آن بر رسوبات شنی قرار گرفته؛ و در دوران اخیر فعالیت های استخراج شن و ماسه در آن صورت پذیرفته است. ورودی قلعه بنای دوطبقه ای در ضلع شرقی است. با ورود به قلعه واحدهای ساختمانی متعددی در امتداد باروی شرقی دیده می شود.ضلع شمالی هم واحدهای مشابهی دارد که غالبا فروریخته اند.با توجه به خاک برداری در محوطه مرکزی قلعه اطلاعی از وضعیت معماری و ساختمانی این بخش نداریم.تقریبا در عمق یک متری ضلع شرقی گودال مرکزی بقایای لوله های سفالینی دیده می شود که در کنار هم چیده شده اند . این شواهد شاید مربوط به ساختار آب رسانی در کف محوطه داخلی قلعه باشد. نوع معماری ضلع شمالی وجود کاروان سرا را در ذهن تداعی می کند. به هر حال وجود چنین محوطه ای در یکی از بخش های حاصلخیز شهرستان ملارد و در کنار مرکزهای استقراری جدید از ادامه حضور گروه های انسانی حکایت دارد. به نظر میرسد قلعه حسین آباد در دوران قاجار از مراکز پررونق استقراری وارتباطی شهرستان ملارد بوده است.

كاروان سرا و تپه مهردشت

مهردشت (خاتونلر قدیم) شهركی در شمال غربی دهستان بی بی سكینه از بخش صفادشت شهرستان ملارد ،‌در مسیر جاده شهریار اشتهارد و جنوب بلوار امام خمینی (ره) ، غرب امامزاده بی بی سكینه (س) وشرق صالح آباد قرار دارد. مناطق غربی و جنوبی مهردشت را می توان یكی از متراكم ترین نواحی مسكونی دهستان بی بی سكینه به شمار آورد. غالب روستاهای منطقه مذكور در نزدیكی یكدیگر و جنوب جاده شهریار به اشتهارد واقعند. با توجه به تعدد و گاهی تراكم مناطق استقراری جدید می توان انتظار كشف محوطه ها و مراكز ارتباطی باستانی را نیز داشت. هر چند در سال های اخیر به دلیل شرایط اقلیم خشك ،‌تحولات اجتماعی معاصر ، زمین های كشاورزی متروك غالب روستاها كوچك و كم جمعیت شده و حتی شماری از آن ها غیر مسكونی گشته اند اما بقایای موجود سكونت گاه های قدیمی از رونق و آبادانی منطقه در گذشته های دور حكایت می كند. از سوی دیگر موقعیت طبیعی ،‌جغرافیایی و زیست محیطی مناسب در این منطقه و وجود راه های ارتباطی را باید در ایجاد سكونت ها و مراكز اجتماعی موثر دانست. امروزه به دلیل ساخت و سازهای جدید و اجرای طرح های توسعه و عمران ،‌سیمای برخی روستاها كاملا دگرگون شده و تمایز بارزی با ظاهر گذشته آن ها یافته است. مهردشت در زمره چنین روستاهایی قرار دارد. گویا مالك خاتونلر قدیم سرلشكر خدایار خان از نظامیان دوران رضا شاه پهلوی بود. او از طریق فردی به نام سرهنگ بهبهانی ،‌داماد خویش ،‌امور روستا را اداره می كرد. شیوه سنتی مالكیت و اداره روستا از حدود 25 سال قبل به این سو متحول شده و سازو كارهای جدیدی بر آن حاكم شده است.

كاروان سرای مهردشت در شمال شرقی مهردشت و در میان زمین های كشاورزی بقایای یك اثر معماری كه قسمت های زیادی از آن تخریب شده وجود دارد. به گفته راهنمای محلی این اثر در واقع كاروان سرایی بود كه امروزه فقط دیوارهای چینه ای محصور كننده فضای داخلی و بخش هایی از پایه ها و سقف های قوسی در ضلع جنوبی باقی مانده است . در حال حاضر اثری از حجره ها و اتاق های كاروان سرا برجای نیست اما از بقایای موجود به استفاده از چینه و خشت دست كم در ساخت برخی قسمت ها پی می بریم. گفته می شود در چهار گوشه كاروان سرا چهار برج وجود داشت . كاروان سرا ی مهردشت وسعتی در حدود 3 هزار و 370 متر مربع را در بر می گرفت. مدخل این محوطه به صورت یك دروازه چوبی در میان دیوار ضلع شمالی قرار داشته كه اكنون در ی فلزی به جای آن قرار داده اند. در سمت راست این در دو اتاق تازه ساز برای نگهبانی و در غرب و جنوب آن فضای سرپوشیده جدیدی در امتداد ضلع غربی برای نگه داری دام ساخته اند. بقیه محوطه داخلی كاروان سرا عرصه كاشت درختان میوه و رویش علف های خودروست. به نظر می رسد كاروان سرای مهردشت بعد از متروك شدن ابتدا به انبار علوفه وگندم مهردشت و بعد به مكان ساخت سم و مواد دفع آفات و سپس به دامداری تبدیل شد و فعلا به حال خود رها شده است.

تپه مهردشت در داخل بافت مسكونی مهردشت تپه ای باستانی وجود دارد كه از هر چهار جهت اصلی در محاصره معابر و منزل ساكنان است. این تپه از شمال ،‌شرق و جنوب به معابر آسفالت و از غرب به ساختمان های مسكونی محدود می شود. سطح تپه فراز و نشیبی محسوس دارد و دامنه شمالی و شرقی آن با شیب های تند و ملایم به معابر مجاور ختم می گردد. دامنه جنوبی به صورت دیواره ای قائم بوده و آثار بریدگی وتخریب در این بخش كاملا هویداست. در حال حاضر قسمت های مختلف تپه به محل تخلیه زباله تبدیل شده و در بخش هایی از آن آثار تعرض به ماهیت این محوطه باستانی به روشنی دیده می شود.


[۱]

منابع[ویرایش]

سایت شهرداری صفادشت :www.safadasht-city.ir



شهر داری دانشگاه های زیادی است از جمله دانشگاه علمی کاربردی صفادشت دانشگاه پیام نور صفادشت و همچینین دانشگاه ازاد صفادشت