اتحادیه همبستگی سولیدارنوشچ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اتحادیه همبستگی سولیدارنوشچ (Solidarność) (نام کامل: اتحادیه مستقل خودگردان اتحادیه‌های کارگری)، اتحادیه‌ای سراسری و دربرگیرنده همه اتحادیه‌های صنفی و کارگری لهستان بود که در سال ۱۹۸۰ میلادی برابر با ۱۳۵۹ خورشیدی برای دفاع از حقوق کارگران و کارمندان تشکیل و سپس (تا سال ۱۹۸۹ میلادی) به هسته اصلی مقاومت عمومی در برابر حکومت خودکامه لهستان تبدیل شد. مردم لهستان با حلقه زدن بر گرد این تشکیلات آن را به سمبل مبارزات خویش در راه آزادی تبدیل نمودند. با تغییر حکومت از جمهوری خلق لهستان به نظامی مردم‌سالار رفته‌رفته قدرت اتحادیه کاهش یافت و گرچه امروزه هنوز بخش‌ها و گروه‌هایی از آن به فعالیت خود ادامه می‌دهند، اما در عمل در صحنه سیاست لهستان نقشی ایفا نمی‌کند.

هسته‌های اولیه اتحادیه همبستگی بر پایه فعالیت کمیته‌ها و شوراهای اعتصاب (به خصوص کمیته اعتصاب در کارخانه کشتی‌سازی گدانسک لهستان) شکل گرفت. این کمیته‌ها سپس گردهم آمده و به دلیل داشتن اهداف مشترک پایه‌گذار اتحادیه همبستگی شدند. اتحادیه همبستگی در روز ۱۹ آبان ۱۳۵۹ در ورشو به ثبت رسمی رسید. در ادبیات سیاسی، نام اتحادیه همبستگی و جنبش همبستگی هر دو به یک معنا به کار می‌رود.

تاریخچه[ویرایش]

اکثریت جامعه لهستان نسبت به حکومتی که پایه‌های آن بر ویرانه‌های جنگ جهانی دوم و به سال ۱۹۴۴ میلادی گذاشته شد به دلیل ماهیت وابسته‌ای به اتحاد جماهیر شوروی داشت نظر مساعدی نداشتند. نارضایتی آغاز شده از زمانی که در سال ۱۹۴۴ میلادی ارتش سرخ با شکست دادن نیروهای آلمان هیتلری در جبهه شرقی وارد خاک لهستان شد، خاطرات تلخ دوران استالینی، سرکوب شدید نیروهای پارتیزانی موسوم به «مبارزان زیرزمینی راه استقلال»، فشار روزافزون نیروهای امنیتی و اطلاعاتی (UB) و موارد دیگر دست به دست هم دادند تا لهستانی‌ها رفته رفته به حکومت جدید بی‌اعتمادتر شده و حکومت مشروعیت خویش را از دست بدهد. اصلاحات ظاهری و سطحی سیاسی و اقتصادی نیز نتوانستند جو ارعاب و وحشت موجود را به سود حکومت تغییر دهند. در این دوران حزب متحد کارگران لهستان (PPR و بعداً حزب کارگران متحد لهستان) به عنوان تنها تشکیلات رسمی کشور قوت گرفت و احزاب و سازمان‌های سیاسی دیگر عملاً از صحنه سیاست حذف شدند.

پس از مرگ استالین در سال ۱۹۵۳ میلادی یخ‌های استبداد در اتحاد جاهیر شوروی و کشورهای اقماری آن به آرامی رو به آب شدن گذاشتند. از سال ۱۹۵۵ کم‌کم زندانیان لهستانی که در شوروی محبوس بوده و شامل محکومین بی‌گناه، رانده‌شدگان اجباری از سرزمین‌های خویش و سپس به دلایل واهی زندانی شده، سربازان «ارتش میهنی لهستان (pl:Armia Krajowa، AK)» که به دلیل گرایش‌های ناسیونالیستی مغضوب حکومت جدید بودند و برخی دیگر آزاد شده و به میهن خویش بازگشتند. بازگشت ناراضیان سیاسی به تقویت مخالفان انجامید. از سوی دیگر لهستان کشوری است با اکثریت قریب به اتفاقی با مذهب کاتولیک. محدودیت‌هایی که حکومت نسبت به کلیسای کاتولیک روا می‌داشت عامل دیگری بود تا جامعه به خصوص در روستاها و شهرهای کوچک واکنشی منفی از خود نشان دهد و نارضایتی در لایه‌های پایین اجتماع گسترش یابد. در کنار این عوامل، از آنجا که یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد لهستان کشاورزی بود و در حالی که زمین‌ها همچنان در مالکیت خصوصی باقی‌مانده بودند و سیاست اقتصادی دولت بیشتر بر اساس تشکیل تعاونی‌های کشاورزی بود، دهقانان و کشاورزان دخالت‌های دولت را عاملی مزاحم در پیشبرد اهداف مالی خویش می‌یافتند. در شهرهای بزرگ نیز روشنفکران میهن‌دوست، دگراندیشان، نویسندگان و هنرمندانی که به نظریه‌ها و روش‌های استالینیستی معترض بودند موتور حرکت مخالفین را تشکیل می‌دادند. اما بیش و پیش از هرچیز این کارگران صنایع و به خصوص صنایع بزرگ و سنگین بودند که بدنه مخالفان و ناراضیان را شکل دادند. شرایط سخت کاری، عدم حمایت‌های لازم اجتماعی، درآمدهای پایین، تبعیض‌های موجود بین عوامل و موافقان حکومت و دیگران در محیط‌های کاری و بالاخره ایجاد گروه‌های فشار و باندهای حکومتی در کارخانه‌ها در این عکس‌العمل کارگران نقش اصلی را ایفا نمودند. (منبع). اعتراضات بارها با خشونت سرکوب شدند و چندین بار رژیم وابسته از نیروهای نظامی و پلیس برای خاموش کردن اعتراضات کارگران صنایع و معادن استفاده نمود. از جمله در دسامبر سال ۱۹۷۰ قیام کارگران شهرهای ساحلی لهستان با به‌کارگیری نیروهای ارتش شدیداً سرکوب شد و حداقل ۴۵ نفر از کارگران کشته و ۱۰۶۰ نفر زخمی شدند.

شکل گیری اولیه اتحادیه همبستگی[ویرایش]

با آغاز سال ۱۹۸۰ میلادی شرایط اقتصادی لهستان رو به وخامت گذاشت. از آنجا که قیمت‌ها همه به صورت مرکزی و توسط دولت اعلام و کنترل می‌شد و اضافه بر آن، خرید و فروش اقلام گوشتی در انحصار دولت بود، افزایش قیمت تولیدات گوشتی در نخستین روز ماه ژولای این سال، تنها ۸ روز زمان لازم داشت تا جرقه اولین سلسله از اعتصابات عمومی در شهری به‌نام «شویدنیک» (شْویـِدنیک) زده شود. این اولین اعتصاب ۲ هفته به طول انجامید. اعتراض بعدی، در کارخانه کشتی‌سازی گدانسک آغاز شد و به اعتصاب کارگران در ۱۴ اوت همان سال انجامید که توسط «اتحادیه آزاد کارگران شهرهای ساحلی» لهستان سازماندهی گردید.

برای نخستین بار، در میان خواسته‌های اعتصاب‌کنندگان، موضوعاتی سیاسی مطرح شدند. ساعت ۱۱ صبح همان روز، لخ واونسا (لخ والسا Lech Wałęsa) که یکی از کارگران اخراج‌شده در نتیجه اعتراضات و تکنیسین برق بود با حمایت دیگر کارگران وارد محوطه کارخانه شد. کمیته سازمان‌دهنده اعتصاب، خواستار بازگشت به کار کارگران اخراجی و در راس آن‌ها لخ والسا و آنا والنتینویچ گشت. از دیگر خواست‌های این کمیته، برپایی بنای یادبود کشته‌شدگان اعتراضات سال ۱۹۷۰ احترام به حقوق کارگران و قانون کار و ارایه برخی خدمات اجتماعی بود. دو روز بعد، نمایندگان دیگر اعتصاب کنندگان در دیگر مراکز صنعتی و اداری (بوگدان لیس و آندژی گِـویَزدا) با کمیته اعتصاب کارخانه کشتی‌سازی گدانسک ملاقات کرده، کمیته مشترک اعتصاب را پایه‌گذاری نموده و لخ والسا را به عنوان رییس این کمیته برگزیدند. روز ۱۷ اوت، یکی از کشیشان بنام گدانسک (هنریک یانکوفسکی) مراسم عشای ربانی را در برابر دروازه ورودی کارخانه کشتی‌سازی و به نشانه حمایت از اعتصاب‌کنندگان برگزار کرد. سپس کمیته مشترک اعتصاب، لیست معروف ۲۱ درخواست خود را اعلام کرد. همزمان کمیته‌ای از حقوقدانان و فعالان اجتماعی، مذهبی، با هدایت «کمیته دفاع از کارگران» (KOR) و با مدیریت تادِئوش مازویـِتسکی و برونیسواو گرِمِـک شکل گرفت تا کارگران را در جریان مذاکرات با نمایندگان دولت یاری دهند.

رسانه‌ها از ارایه هر گونه خبر در مورد اعتصابات منع شده بودند و سانسور خبری شدید تنها اجازه داده بود تا روزنامه‌ها از توقف کار در کارخانه کشتی‌سازی گدانسک خبر دهند. ارتباط تلفنی با شهرهای ساحلی قطع شده بود. در این محیط بسته، رادیو اروپای آزاد به اصلی‌ترین منبع خبری مردم تبدیل گشت. کارگران پست، راه آهن و امور حمل و نقل نیز نقش بزرگی در انتشار و ارسال خبرها داشتند. آگاهی مردم دیگر شهرها باعث شد تا اعتصابات رو به گسترش گذاشتند و کارگران کارخانه کشتی‌سازی شْـچـِچین (Szczecin) نیز به اعتصاب پیوستند. تا ۲۱ ماه اوت، اعتصابات تقریباً همه کشور و مخصوصا شهرهای ساحلی را فراگرفت. در جنوب نیز کارگران معادن بزرگ لهستان دست از کار کشیدند. در پایان ماه آگوست ۶۰۰ مرکز صنعتی و کاری کشور به کمیته مشترک اعتصاب پیوسته بودند.

در نتیجه مقیاس بزرگ اعتراضات، حکومت برخلاف دفعات پیشین که تنها با زبان سرکوب خشونت‌بار سخن گفته بود، از روی ناچاری و اجبار تن به گفتگو داد. مذاکرات بین نمایندگان کمیته مشترک و حکومت، سرانجام در روز ۱۱ سپتامبر ۱۹۸۰ به امضای توافق‌نامه‌ای منجر شد که بعدها نام «توافق‌نامه ماه اوت» را به خودگرفت. بر مبنای این توافق‌نامه، نمایندگان همه کمیته‌های اعتصابی از سراسر کشور، مرکزیتی را تشکیل دادند که بر آن نام «اتحادیه مستقل خودگردان اتحادیه‌های کارگری، سولیدارنوشْچ» را نهادند. این تشکیلات بعداً و به اختصار «اتحادیه همبستگی» خوانده شد. «همبستگی» و «اتحاد» دو واژه‌ای بودند که در هر نوشته و اعلامیه‌ای دیده‌ای می‌شدند. به همین دلیل، بولتن خبری اعتصاب‌ها که توسط کارگران کشتی سازی گدانسک منتشر می‌گشت، نام «همبستگی» به خود گرفت و نماد شناخته شده اتحادیه همبستگی که در آن واژه همبستگی به زبان لهستانی با رنگ‌های سفید و سرخ طراحی شده از آن زمان به وجود آمد. این نماد توسط یکی از دانشجویان رشته هنر آکادمی هنرهای زیبای گدانسک به نام یژی یانیشفسکی طراحی شده‌است.

همبستگی بزرگ[ویرایش]

روز ۱۶ دسامبر ۱۹۸۰ از بنای یادبود کشته شدگان کارخانه‌های کشتی سازی پرده‌برداری شد. در ۱۹ مارس ۱۹۸۱ سه تن از اعضای اتحادیه همبستگی در شهر بیدگوشْچْ توسط «واحدهای میلیشیای خلقی» (ZOMO) مورد حمله قرار گرفته و شدیداً مضروب شدند. ۸ روز بعد اتحادیه همبستگی در اعتراض به این یورش اعلام ۴ ساعت اعتصاب عمومی نمود. حزب حاکم و دولت مصرانه اعلام کردند که عاملین حمله را دستگیر و به مجازات خواهند رساند. همزمان چندین گردهمایی بزرگ فعالان اتحادیه همبستگی از سراسر کشور برگزار شد و اتحادیه سازمان و قوام لازم را پیداکرد. یکی از ۲۱ درخواست اعتصاب‌کنندگان برقراری سیستم توزیع عادلانه کالا از طریق توزیع کوپن بود که عملی شد و کم کم بیشتر مواد غذایی و خوراکی را دربرگرفت.

از اوت ۱۹۸۰ تا پایان سال ۱۹۸۱ اتحادیه همبستگی از یک کمیته صنفی به سازمانی گسترده و مردمی که همه اقشار و طبقات جامعه را دربرمی‌گرفت تبدیل شد و علی‌رغم سیستم پلیسی و خفقان حاکم رسماً بیش از ۱۰ میلیون لهستانی نام خود را به عنوان عضو آن ثبت کردند. بخش‌های اقماری متعددی گرداگرد اتحادیه همبستگی شکل گرفتند و از جمله می‌توان از اتحادیه کشاورزان یا اتحادیه دانشجویان نام برد. همزمان، تلاش‌های کنش‌گران اتحادیه و فعالان سیاسی برای انجام مذاکرات درجهت توافق برسر اصلاحات اقتصادی-اجتماعی با واکنش‌های منفی حکومت مواجه می‌شد و رژیم سعی در خرید وقت داشت تا خود را برای سرکوب خونین اعتراضات و عملیات نظامی-پلیسی در زمانی که امواج اعتصابات رو به آرامی بگذارند آماده نماید.

حکومت نظامی[ویرایش]

خیزش مردمی سران حزب حاکم را وادار کرد تا برای سرکوب اعتراض‌ها به دولت فشاری روافزون بیاورند. به دنبال آن وُیچـِخ یارُزِلْسـکی به رهبری حزب و بلافاصله با حفظ سمت به عنوان نخست وزیر برگزیده شد. اندکی بعد، در شب ۱۳ دسامبر ۱۹۸۱ م. وی در سراسر لهستان اعلام حکومت نظامی نمود و فردای آنروز «شورای نظامی نجات ملی» (WORN) را تشکیل داد. اتحادیه همبستگی غیرقانونی اعلام شد و رهبران آن در سراسر کشور توسط نیروهای امنیتی دستگیر و در مراکزی محافظت‌شده و محصور گردآورده شدند. نیروهای «میلیشیای خلقی» که افرادی با لباس‌های شخصی بودند به مراکز اعتصابات حمله‌ور شده و به سرکوب مخالفین پرداختند. وزارت کشور مجوز کاربرد سلاح گرم برای سرکوب معترضان را صادر نمود. در روز ۱۶ دسامبر نیروهای پلیس و لباس شخصی میلیشیای خلقی به روی معدنچیان معدن وُویِک (Wujek) آتش گشودند که در نتیجه ۹ معدنچی کشته و ۲۱ نفر زخمی شدند. روز بعد نیز همین برخورد با کارگران کشتی سازی گدانسک صورت گرفت که به مرگ یک تن و زخمی شدن ۲ نفر انجامید. تا روز ۲۸ دسامبر همه مراکز اعتصاب به شدت سرکوب شده و فعالان همه دستگیر یا فراری شده بودند.

در فضای سرکوب حکومت نظامی تنها شکل اعتراضی که دولت نمی‌توانست با آن برخورد کند، مراسم مذهبی بود و کلیسا به عنوان تنها محلی که در آن می‌توان آزادانه‌تر سخن گفت مرجع مخالفان شد. از جمله یکی از کشیشان ورشو به نام یـِژی پُپیـِوشکوک از مرتبطین با اتحادیه همبستگی بود در یک سخنرانی تند و مشهور حکومت کمونیستی را به زیر شلاق انتقادهایی سخت گرفت. وی ۲ سال بعد توسط نیروهای امنیتی‌ای که بعداً «خودسر» خوانده شدند ربوده شد و پس از چند روزی جنازه‌اش را در رودخانه‌ای یافتند. بعدها، وی به نماد شهیدان راه آزادی و اتحادیه همبستگی مبدل شد.

آغاز فعالیت‌های زیرزمینی اتحادیه همبستگی[ویرایش]

بعضی از رهبران اتحادیه که از چنگال ترور و سرکوب حکومت درامان مانده یا گریخته بودند در ۲۲ آوریل ۱۹۸۲ م. «کمیسیون موقت هماهنگی (برای مبارزه)» را تشکیل دادند. فعالیت‌های اتحادیه همبستگی شکلی مخفیانه و زیرزمینی به خود گرفت. اولین ثمره این تلاش‌ها سازماندهی تظاهرات اعتراضی در روز اول ماه مه، روز کارگر بود، روزی که حکومت هرساله از آن به عنوان نمایش حمایت کارگران از رژیم استفاده می‌کرد و ناخواسته نمی‌توانست مانع از انجام تظاهرات در آن روز شود. در شهر گدانسک ده‌ها هزار نفر از این فرصت برای بلندکردن صدای اعتراض خود استفاده کرده و حکومت را غافلگیر کردند. ۲ روز بعد، تظاهرات مردمی به مناسبت سالگرد تصویب اولین قانون اساسی لهستان در سال ۱۷۹۱ م. (اولین قانن اساسی در اروپا و دومین در دنیا) با سرکوب شدید میلیشیای خلقی به خون کشیده شد. حکومت و حزب حاکم همواره از یادبود این روز خودداری می‌کردند و آن را نماد نظام فئودالی-سرمایه داری می‌خواندند. در عرض چند ماه آتی، چندین هسته مبارزه زیرزمینی در سراسر کشور ایجاد شد و در اکتبر ۱۹۸۲ سری دیگری از اعتصابات در گدانسک شکل گرفت.

طی سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۸ اتحادیه همبستگی بالا و پستی‌های فراوانی را پشت سر نهاد. اعتراضات و درگیری‌های فرسایش با حکومت ادامه یافت و گرچه با به‌کارگیری نیروهای لباس شخصی میلیشیای خلقی اغلب تظاهرات با خشونت سرکوب می‌شد، اما با ادامه فشار جامعه بین‌المللی و به‌دنبال مقاومت و تسلیم ناپذیری مخالفین و مردم، حکومت به بیهودگی حکومت نظامی که هزینه‌های زیادی را هم بر او تحمیل کرده بود پی برد و در روز ۲۲ ژوئیه ۱۹۸۳ لغو آن را پس از یک سال و نیم اعلام کرد در حالی‌که چند ماهی قبل از آن از یک سو لخ والسا و بعضی از دیگر رهبران اتحادیه همبستگی را آزاد کرده بود و از سوی دیگر به مراکزی که جنبش حرکت زیرزمینی خود را در آن‌ها متمرکز نموده بود حمله کرده و فعالان این مراکز را دستگیر کرده بود. حکومت اعلام عفو عمومی نمود و در نتیجه آن بیشتر دستگیر شدگان آزاد شدند. در همین زمان، دیوار و پارچه نویسی، چاپ و پخش اعلامیه‌های اتحادیه، فرستادن پیام‌های کوتاه برای مردم بر روی امواج رادیویی و روش‌های مشابهی که قبلاً در زمان جنگ دوم جهانی علیه اشغالگران نازی از سوی پارتیزان‌های «ارتش میهنی لهستان» به کار گرفته شده بودند رواج گسترده‌ای پیدا کردند.

از دیگر سو، همزمان با لغو حکومت نظامی رژیم به روش‌های پیشرفته‌تر و جدید سرکوب روی آورد. در وزارت کشور «سازمان پژوهش‌ها و مطالعات امنیتی» تشکیل شد که وظیفه اصلی‌اش هماهنگی نیروهای حکومت در مقابله با اتحادیه همبستگی در سراسر کشور بود. کشتار مخفیانه برگزیدگانی از مخالفین آغاز شد و قتل‌هایی زنجیره‌ای در چندین نقطه کشور اتفاق افتاد. در پایان سال ۱۹۸۳ لخ والنسا به عنوان برنده جایزه صلح نوبل اعلام شد، اما دولت از صدور گذرنامه برای او به منظور شرکت در مراسم اهدای جایزه خودداری کرد و هرچند که سال‌ها بعد آشکار گردید که نیروهای امنیتی با ارسال مدارک گوناگون به کمیته صلح نوبل تلاش کرده بودند تا از اختصاص جایزه به والسا جلوگیری کنند، اما همسر والسا، دانوتا، موفق شد تا خود را به مراسم مربوطه رسانده و جایزه را به نمایندگی از وی دریافت کند.

  • ۲۲ ژولای ۱۹۸۴ م. بسیاری از فعالان جنبش از جمله آ. گـِویَزدا (A. Gwiazda)٬ ی. رولفسکی (J. Rulewski)٬ و. فراسینیوک (W. Frasyniuk)٬ آ. سلوویک (A. Słowik)٬ ی. کروپیونیتسکی (J. Kropiwnicki)٬ آ. میخنیک (A. Michnik)٬ س. یاورسکی (S. Jaworski) آزاد شدند.
  • ۱۹ اکتبر ۱۹۸۴ م. کشیش یژی پاپیوشکو () که از فعالان ضد رژیم بود توسط ماموران امنیتی وزارت کشور ربوده شده و سپس کشته شد.
  • ۳ نوامبر ۱۹۸۴ م. تشییع جنازه کشیش پاپیوشکو به فرصتی برای اعتراض و تظاهرات توده وسیعی از مردم تبدیل شد و ۲۱ برنده جایزه نوبل مشترکاً تجاوز به حقوق بشر در لهستان را محکوم کردند.
  • ۱۳ فوریه ۱۹۸۵ دادگاهی در گدانسک ضمن سلب حق دفاع و داشتن موکل٬ ۳ تن از رهبران برجسته جنبش از جمله «آدام میخنیک (Adam Michnik)» را به حبس‌های طولانی مدت محکوم کرد.
  • دیگر رهبران جنبش زیرزمینی نیز متعاقباً دستگیر و محاکمه شدند. از جمله «بوگدان بُروسـِویچ (Bogdan Borusewicz)» در ۹ ژانویه ۱۹۸۶ دستگیر و به زندان محکوم شد.

پیریسترویکا و مذاکرات موسوم به «میزگرد[ویرایش]

در ۱۱ مارس ۱۹۸۵ م. میخائیل گورباچف در شوروی به قدرت رسید. شرایط ناهموار اقتصادی و سیاسی بلوک شرق و شوروی٬ وی را به آغاز رفرم‌های سیاسی واداشت. رفرم سیاست خارجی شوروی که پیریسترویکا خوانده می‌شد سبب تغییر شرایط در لهستان نیز شد. در روز ۱۱ سپتامبر ۱۹۸۶ بخش بزرگی از زندانیان سیاسی (۲۵۵ نفر) آزاد شده و در پایان همین ماه لخ والسا تجدید فعالیت علنی اتحادیه همبستگی را اعلام کرد. حکومت در مقابل فعالان سیاسی سیاست دوگانه‌ای اتخاذ کرد: به بخش متعادل‌تر جنبش اجازه فعالیت داد و همزمان سرکوب علیه بخش رادیکال آن را شدت بخشید. با توجه به سابقه اختلاف در اتحادیه همبستگی که از همان سال‌های آغازین دهه ۱۹۸۰ م. آغاز شده بود٬ جنبش عملاً به دو بخش تقسیم شد. بخش بزرگ‌تر و میانه رو گرد لخ والسا و بخش دیگر حول آندژی گویزدا و آنا والنتینویچ گرد آمدند. بخش اول به تغییر از راه تفاهم و مصالحه با حکومت اعتقاد داشتند درحالیکه بخش دوم بیشتر بر انقلاب بنیادی علیه نظام کمونیستی تاکید می‌ورزید.

در سال ۱۹۸۸ شرایط بد اقتصادی بازهم بدتر شد. تورم شدید٬ نبود یا کمبود کالاها در بازار٬ کیفیت پائین محصولات داخلی و در نتیجه نارضایتی همگانی کاملاً مشهود بود. اصلاحات اعلام‌شده از سوی نخست وزیر وقت «میچیسلاو راکوفسکی (Mieczysław Rakowski)» پاسخگوی نیازها نبود. دیون کشور و عدم بازپرداخت وام‌های خارجی بر مشکلات افزودند. از ۲۵ آوریل ۱۹۸۸ م. تا ۲۲ اوت این سال اعتصابات سراسر کشور را فراگرفته بود. سبرکوب‌های انجام شده به خصوص از جانب «میلیشیای خلقی (ZOMO)» دیگر برای خاموش کردن اعتراضات کافی نبود. در ۲۶ اوت فرمانده قوای مسلح برای مذاکره با اعتصاب کنندگان اعلام آمادگی نمود و ۵ روز بعد با لخ والسا دیدار کرد و روز پس از آن اعتصابات پایان یافتند. ۲ ماه بعد تلویزیون لهستان مناظره‌هایی با حضور مخالفین تشکیل داد و لخ والسا در یکی از این مناظره‌ها شرکت کرد و با موفقیت طرف دیگر را محکوم ساخت.

سرانجام در روز ۱۸ دسامبر ۱۹۸۸ م. کمیته‌ای شامل یکصد نفر از رهبران جنبش و با مدیریت اتحادیه همبستگی برای انجام مذاکره با سران حکومت تشکیل شد. این کمیته به بخش‌های مختلف تقسیم شد تا هر بخش در زمینه‌ای خاص درخواست‌ها و مطالبات مردمی را مدون کنند. روز ۲۷ ژانویه ۱۹۸۹ در دیدار والسا با نمایندگان دولت٬ گروهی که قرار بود در مذاکرات موسوم به «میزگرد» شرکت کنند مشخص و تعیین شدند. این گروه شامل ۲۰ نفر از اتحادیه همبستگی٬ ۲۰ نفر از سوی حکومت٬ ۱۴ نفر مستقل و ۲ روحانی بود. اولین جلسه مذاکرات در ششم فوریه تشکیل شد. این مذاکرات تا پنجم آوریل به طول انجامید. طرفین توافق کردند تا اتحادیه همبستگی مجدداً حزبی قانونی قلمداد شود و اولین انتخابات نیمه آزاد در روز ۴ ژوئن ۱۹۸۹ م. برگزار شود. این انتخابات با پیروزی اتحادیه همبستگی به پایان رسید و راه را برای تغییرات وسیع بعدی باز نمود.

منابع[ویرایش]