پهلوان
پهلوان واژهای فارسی است که در آسیای باختری برای نامیدن برخی ورزشکاران به کار میرود.
پهلوان ترکیبیاست از «پهلَو» + «ـان» و آن را منسوب به پَهلَو سرزمین پارت*[۱] دانستهاند که مردمانش به توانایی و دلیری شهرت داشتند. سنتهان ایشان هم که آمیزهای از سلحشوری و جوانمردی بودهاست نزد ایرانیان به سنت پهلوانی مشهور گشت و بر زندگی و حماسههای ایرانیان تأثیر بسیاری گذاشت.[۲]
برخی از ملقبان به «پهلوان» عبارتند از:
- گرشاسپ
- رستم («جهانپهلوان»)
- کیخسرو («شاه پهلوان»)
- اسفندیار
- پهلوان سید علی (۱۲۸۵–۱۳۵۲)
- غلامرضا تختی (۱۳۰۹–۱۳۴۶)
- یعقوبعلی شورورزی (۱۳۰۲–۱۳۷۸)
القاب و عناوین پهلوانان [ویرایش]
القاب و عناوین پهلوانان به شرح زیر بودهاست:
- پهلوان اول کشور
این پهلوان باید تمام پهلوانان کشور را مغلوب کرده آخرین کشتی را در حضور پادشاه میگرفت.
- پهلوان باشی
سرپرست پهلوانان را پهلوانباشی می گفتهاند زیرا در عصر صفویه و قاجاریه به پهلوانانی که بر اثر کهولت و پیری از میدان خارج میشدند سرپرستی پهلوانان وابسته به دربار یا بعضی نواحی را می دادهاند.
- پهلوان صاحب تاج
کسی که غیر از مقام پهلوانی و استادی و نیروی بدنی به نیکنامی معروف بوده مضافا به کسوت و طریقت اهل فقر درآمده باشد ضمن انجام مراسمی به دست پیر و مرشد ومراد خویش به استعمال تاج فقر مفتخر میگردید.
- بد افت
کشتی گیرانی که در دست حریف سرسختی نشان داده او را به زحمت میانداختهاند بدافت میشدند.
- بدلکار
از فنون کشتی یکی بدلکاری است یعنی هر فن که حریف به کار ببرد او بدل کند و حریف را به زحمت بیندازد.
- پهلوان زورگر
زورگران معمولااز تنومندترین ورزشکاران باستانی بودهاند که چون بدنشان با آلات سنگین ورزشی به ورزیدگی و رسایی کامل میرسید به نمایش زورگری در نزد رجال درجه اول و حکام و خوانین و یا در محلهای عمومی میپرداختند و از این رهگذر ارتزاق میکردند.
- پهلوان کنفت کن
به کسی میگفتند که در کشتی مقام و منزلتی نداشت ولی هنگام درگیری و زورآزمایی با پهلوانان نامی سرسختی نشان میداد و با نیرنگ و زیرکی مقاومت میکرد و گهگاه با حرکاتی ناشایست موجب لکهدار شدن حیثیت حریف میگشت.
- پهلوان پنبه
این پهلوان ورزشکاری بود درشت اندام و قوی هیکل ولی بی هنر و جبون و ترسو که نه میدان رفته و کشتی گرفته بود و نه جسارت و شجاعتی از خود نشان میداد اما تا بخواهی ادعای پهلوانی میکرد و در عالم حرف و پرچانگی پشت حریفان نامدار را به خاک میمالید.[۳]
پانویس [ویرایش]
- ↑ سرزمین پارت در پارسی باستان «پَرثَوه» خوانده میشد و سپستر به «پَهلَو» تبدیل شد.
- ↑ افشاری، «پهوان».
- ↑ پهلوان
منابع [ویرایش]
- افشاری، مهران. «پهلوان». در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. ۱۴. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازبینیشده در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۱.
- افشاری، مهران. «پهلوان». در دانشنامهٔ جهان اسلام. بنیاد دائرةالمعارف اسلامی. بازبینیشده در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۱.
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ پهلوان موجود است. |
|
|||||||||||||||||||||||||||||