محمد ولی قرنی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدولی قرنی
محل تولد تهران
تاریخ تولد ۱۲۹۲
لقب سپهبد قرنی
تابعیت ایران ایرانی
طول خدمت بیست و شش سال در زمان پهلوی اول و دوم
یگان‌های خدمت توپخانه، رکن دوم، رکن سوم، معاون ستاد ارتش، فرمانده تیپ مستقل رشت
درجه Sepahbod.png سپهبد
فرماندهی Seal of the Joint Staff of the Islamic Republic of Iran Army.svgنخستین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران

تیمسار سپهبد سید محمدولی قرنی (متولد ۱۲۹۲–درگذشت ۳ اردیبهشت ۱۳۵۸، مدفون در قم) نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران بود. او در سال ۱۳۰۹ وارد دانشکده افسری شد و پس از کودتای ۲۸ مرداد به ریاست رکن دوم ارتش شاهنشاهی رسید. در مهرماه سال ۱۳۳۶ موفق به اخذ درجه سرلشکری شد، ولی کمتر از یکسال بعد در تیرماه ۱۳۳۷ در پی کشف طرح کودتا علیه رژیم پادشاهی دستگیر و پس از محاکمه و سه سال زندان از ارتش اخراج گردید.

قرنی حدود دو دهه بعد در اوج انقلاب بار دیگر وارد کارزار شد و به اردوی روح‌الله خمینی پیوست و پس از انقلاب فرمانده ارتش شد ولی به سرعت از کار برکنار شد.[۱]

محمدولی قرنی چند ماه پس از انقلاب در روز سوم اردیبهشت ۵۸ به ضرب گلوله اعضای گروهک فرقان در خانه‌اش ترور شد.[۱]

کودکی و نوجوانی[ویرایش]

محمدولی قرنی در سال ۱۲۹۲ در تهران به دنیا آمد و پدرش را که یکی از مدیران مخابرات تهران بوده‌است در ۱۰ سالگی از دست داد، از آن پس در کنار مادرش زندگی سختی را آغاز کرد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان گلبهار اصفهان به اتمام رساند و پس از یکسال، تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان دارالفنون تهران آغاز و در دبیرستان نظام (دبیرستان ارتش) به پایان رساند. در سال ۱۳۰۹ وارد دانشکدهٔ افسری ارتش «مدرسهٔ صاحب‌منصبی» دورهٔ دهم و در سال ۱۳۱۱ با درجه ستوان دومی در رشته توپخانه فارغ‌التحصیل شد.[۲]

دوران حکومت پهلوی[ویرایش]

سرلشکر محمدولی قرنی، در زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فرمانده نظامی تیپ گیلان بود. او از عواملی بود که در کودتا دست داشت، به همین جهت در فاصله کوتاهی پس از کودتا به درجه سرتیپی و مقام ریاست رکن دوم ارتش رسید.[۳] در اسفندماه سال ۱۳۳۶ در مقام فرمانده رکن دوم ارتش به اتهام طرح توطئهٔ کودتا علیه رژیم بازداشت شد؛ اما با وجود جرایم سنگینی که به وی نسبت داده شد و علی‌رغم اظهارات دادستان ارتش سپهبد آزموده که اقدام او را خطرناک‌تر از توطئهٔ سازمان نظامی حزب توده توصیف کرده بود، تنها به سه سال زندان و اخراج از ارتش محکوم شد. قرنی در دی ماه ۱۳۳۹ مورد عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد.[۲]

او در آن دوره قصد داشت کودتایی را با حمایت آمریکا بر ضد محمدرضا پهلوی اجرا نماید. در مورد چگونگی لو رفتن کودتا منابع مختلف روایت‌های متفاوتی ذکر کرده‌اند. برخی افسران ارشد نظامی از جمله سپهبد تیمور بختیار، سپهبد حاج علی کیا و سپهبد مهدیقلی علوی مقدم را که رقابت‌های شدیدی با وی داشتند مسؤول این کار می‌دانند[۴] به عقیده گروهی دیگر دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به دلیل نشان دادن حسن نیت خود به شاه این اطلاعات را افشا نموده‌اند. نظریه بعدی نیز دستگاه‌های امنیتی انگلیس یا شوروی را به علت جلوگیری از بروز یک کودتای آمریکایی در ایران عامل لو رفتن کودتا می‌داند. منابع منتشر شده آمریکایی ضمن تأیید اطلاع داشتن آمریکا از نقشه کودتا، افشای این اطلاعات از سوی آمریکا را رد می‌کند.[۵] یکی از برجسته‌ترین تحلیل‌ها راجع به کودتای ناکام قرنی آن است که ایالات متحده با طرح‌ریزی این برنامه کودتا، می‌توانست شاه را از وجود یک اپوزیسیون قدرتمند هراسناک کرده و او را نسبت به انجام اصلاحاتی که مانع از سقوط حکومت پهلوی و بر سر کار آمدن دولتی بی‌طرف یا حامی شوروی گردد، تحریک کند.[۶] در نهایت با لو رفتن کودتا وی به سه سال حبس محکوم شد.[۷]

پس از آزادی از زندان از آمریکا قطع امید کرده و به چهره‌های ملی-مذهبی همچون آیت‌الله طالقانی، نهضت آزادی و آیت‌الله سید هادی میلانی نزدیک می‌گردد که این امر موجب دستگیری مجدد وی شد. وی این بار قریب ۹ ماه در زندان انفرادی به سر برد و مجدداً در دادگاه نظامی به سه سال زندان محکوم شد. پس از آزادی از زندان در این مرحله، زندگی مادی وی بشدت متشنج و ضعیف می‌گردد. وی از آن زمان به بعد تحت کنترل شدید ساواک قرارگرفت[۷]

همسر سپهبد محمدولی قرنی که اکنون در قید حیات نیست در مصاحبه‌های پس از ترور سپهبد قرنی گفته بود که:[۲]

سپهبد قرنی در زمان شاه و نظام طاغوت تا درجه سرلشکری ارتقاء یافت، اما زمانی که متوجه اسلام‌زدایی و ستمکاری شاه و جنایات و خیانت‌های آمریکا در ایران شد، به تمام مزایای مادی و منزلت سرلشگری پشت پا زد.

انقلاب ۱۳۵۷ ایران[ویرایش]

ارتباط با رحیم ملکان که از نظامیان نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی بود، نقطه آغاز ارتباط وی با خمینی شد و با وقوع انقلاب اسلامی ایران، در سمت نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش ایران پس از انقلاب قرار گرفت و همزمان به عضویت در شورای انقلاب اشتغال داشت. او از ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ تا ۷ فروردین ۱۳۵۸ رئیس ستاد مشترک ارتش بود.

ناآرامی‌های کردستان در زمان او آغاز شد و او در این قضیه با تصمیم‌گیری قاطع و به موقع توانست جلوی پیشروی مخالفان انقلاب را بگیرد.[۲]

در همین دوران (سال ۱۳۵۷) مجاهدین خلق و چریک‌های فدائی خلق در موضع جبهه دموکراتیک ملی ایران در راستای مواضع مشترک در خصوص ارتش اظهارنظر می‌کردند که با محور بنیادها و نهادهای ضد انقلابی ارتش و احتراز از بازسازی آن، محلی برای سپاه‌گیری حرفه‌ای در فرهنگ انقلاب ایران باقی نمی‌ماند.[۲]

پس از ارائهٔ اظهارنظرات گوناگون دیگر در خصوص ارتش، سرلشکر قرنی رئیس ستاد کل ارتش ملی ایران در مصاحبه‌ای اظهار داشت که اگر ارتش ملی را به هر وسیله تضعیف کنند، استقلال ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر می‌افتد در ارتش شکلی به وجود می‌آورم که دشمنان کشور نتوانند کوچک‌ترین لطمه‌ای به ایران وارد کنند. ارتش بر مبنای ایدئولوژی اسلامی و عدل، باید به تدریج و با مرور زمان صورت بگیرد. ارتش ایران سابقهٔ ۲۵ ساله دارد که شاهد تخلفات افراد گوناگون بوده‌است و به همین منظور پاکسازی‌هایی صورت گرفته‌است و این روند برای اصلاح و سالم ماندن ارتش همچنان ادامه خواهد داشت.[۲][نیازمند منبع]

تماس با آمریکا[ویرایش]

مجموعه اسناد دولت آمریکا که در نوامبر سال ۲۰۱۳ میلادی از حالت طبقه‌بندی خارج شده نشان می‌دهد که در آستانه انقلاب، قرنی هم مانند اعضای مطرح شورای انقلاب (محمد بهشتی، مهدی بازرگان و عبدالکریم موسوی اردبیلی) با سفارت آمریکا در تماس بوده و برای کنار زدن بختیار و تسلیم شدن ارتش لابی می‌کرده، هرچند برخلاف آن‌ها که با ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا ملاقات می‌کردند، قرنی سه بار با دستیار سفیر آمریکا گفتگو کرده بود.[۱]

آقای قرنی بعد از ظهر دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۵۷ (شش روز پیش از پیروزی انقلاب) به جورج لمبراکیس، رئیس بخش سیاسی سفارت گفته‌است: «هواداران خمینی می‌دانند که سیاست حقوق بشر پرزیدنت کارتر مسبب سرنگونی موفقیت‌آمیز حکومت شاه بوده. خمینی هم ته قلبش این موضوع را درک می‌کند. روابط خوب با آمریکا آرزوی اوست اما نقش رهبری‌اش ایجاب می‌کند که تاکتیکی علیه آمریکا شعار بدهد.» همچنین قرنی روز ۱۶ بهمن ۱۳۵۷ -چند ساعت قبل از آنکه آیت‌الله خمینی مهدی بازرگان را به عنوان نخست‌وزیر «دولت موقت اسلامی» معرفی کند- به مأمور سفارت اطمینان می‌دهد که حکومت آینده به کنترل انحصاری روحانیت در نخواهد آمد. بعد از ظهر سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۵۷ نیز قرنی به همراه یک مترجم به دیدار جورج لمبراکیس می‌رود. او خودش را از اعضای شورای انقلاب معرفی می‌کند و از سوابقش در مبارزه با حزب توده می‌گوید. ماجرای «کودتای قرنی» سال ۱۳۳۶ را تعریف می‌کند و می‌گوید که به خاطر وساطت آمریکا او را اعدام نکرده‌اند. قرنی همچنین اطمینان می‌دهد که بعد از سقوط شاه، ایران به دست چپ‌ها نخواهد افتاد زیرا جنبش اسلامی قوی‌تر است و «آن‌ها می‌توانند ریشه کمونیسم را در ایران قطع کنند». او می‌گوید: «خمینی قصد ندارد دیکتاتور بشود. نهضت به آزادی و عدالت اعتقاد دارد. دلیل استفاده از واژه جمهوری اسلامی جلب رضایت هواداران مذهبی در نهضت و پیشگیری از آمدن کمونیست‌ها به کشور است».[۱]

بنا بر این اسناد، آمریکا در ابتدا از اینکه قرنی فرمانده ارتش شده خوشحال می‌شود. اسناد همچنین نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها از طریق یک استاد ایرانی-آمریکایی به نام یحیی ارمجانی با قرنی کانال تماس داشتند و از «نظرات مثبت» وی باخبر می‌شدند.[۱]

درگذشت[ویرایش]

محمدولی قرنی در سوم اردیبهشت ۱۳۵۸ بدست گروه فرقان در خانه‌اش ترور شد. از حمید نیکنام و همفکرانش به عنوان ضارب و عامل ترور نام برده می‌شود.[۸] مقبره او در قم در حرم حضرت معصومه است[۷]

او از نخستین قربانیان بعد از پیروزی انقلاب است. در تهران و چند شهر دیگر خیابانی به نام او کرده‌اند.[۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ کامبیز فتاحی. «توصیه‌های قرنی به آمریکا در مورد آیت‌الله خمینی». بی‌بی‌سی فارسی، ۹ ژوئن ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۹ ژوئن ۲۰۱۶. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ سایت جامع دفاع مقدس
  3. آریابخشایش، یحیی. «رشت بین دو کودتا». مطالعات تاریخی، ش. 3 (تابستان 1383): 83. 
  4. روحبخش، رحیم، کودتای قرنی و ارتباط آن با آیت‌الله العظمی میلانی؛ تلاش برای سرنگونی شاه، روزنامه اعتماد ملی، شماره ۴۹۳، سوم آبان ۸۶، صفحهٔ ۸
  5. Pollack, Kenneth, The Persian Puzzle: The Conflict Between Iran and America, Random House, 2004, Page 78
  6. Gasiorowski، Mark J.. «The Qarani Affair and Iranian Politics». International Journal of Middle East Studies 25، ش. 4 (Nov. 1993): 628. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. انتشارات اطلاعات. تهران. ۱۳۶۹
  8. http://www.bultannews.com/fa/news/138008/دلیل-ترور-شهید-قرنی-توسط-گروه-فرقان-چه-بود