مراد چهارم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Osmanli-nisani.svg   
غازی سلطان مراد خان چهارم
سلطان امپراتوری عثمانی
خادم الحرمین الشریفین
خلیفهٔ مسلمین
امیرالمؤمنین
فاتح بغداد
فاتح ایروان فاتح قفقاز فاتح تبربز
یکی از پادشاهانی که در جهان به بزرگی از آن یاد میشود
Tughra of Murad IV.JPG
نام کامل مراد چهارم
زادهٔ ۲۷ ژوئیه ۱۶۱۲
زادگاه استانبول
درگذشتهٔ ۸ فوریه ۱۶۴۰ (۲۷ سال)
مکان مرگ استانبول
مدفون در مسجد سلطان احمد، استانبول
سلف مصطفی یکم
خلف ابراهیم یکم
همسر عایشه سلطان
صنوبر خاتون
خاندان سلطنتی خاندان عثمانی
خاندان دودمان عثمانی
پدر احمد یکم
والده سلطان کوسم سلطان
فرزندان شاهزاده احمد
شاهزاده سلیمان
شاهزاده محمد
شاهزاده علاالدین
گوهر سلطان
کایا سلطان
صفیه سلطان
حفصه سلطان
روقیه سلطان

مراد چهارم (به ترکی عثمانی: مراد چهارم) پسر احمد یکم از کوسم سلطان و خلیفه امپراتوری عثمانی بود که پس از برکناری عمویش مصطفی یکم از سال ۱۶۲۳ تا ۱۶۴۰ میلادی بر قلمرو عثمانی حکومت کرد.

مراد در یازده سالگی به سلطنت رسید. مراد به قفقاز، آذربایجان، ایروان و تبریز لشکر کشید و صفویان را شکست داد. در دومین نبرد مراد با صفویان، بغداد و بین‌النهرین به تصرف عثمانیان درآمد. در معاهده صلح ایران و عثمانی در دشت زهاب نزدیکی قصر شیرین، سلطه عثمانی بر عراق مورد تأیید پادشاه ایران قرار گرفت. مراد در سال ۱۶۴۰ میلادی و در سن ۲۷ سالگی در اثر ابتلا به بیماری نقرس درگذشت. پادشاهی اصلی او از سال ۱۶۳۲ شروع شد زمانی که شورش هارا از بین برد، به نایب السلطنه بودن والده کوسم سلطان خاتمه داد و آرامش را به امپراتوری برگرداند. از موفقیت‌های بزرگ او می‌توان به فتح بغداد و تمام عراق ایران ودر غرب بیرون کردن روس‌ها از ترانسیلوانیا و برگرداندن مرز امپراتوری به زمان سلطان سلیمان قانونی نام برد.[نیازمند منبع]

مراد همسر خود (عایشه سلطان) را بسیار دوست داشت و مدام از او حمایت می‌کرد. البته به اشتباه نام فاریا سلطان را به نام همسر رسمی و عقدی مراد می‌خوانند اما چنین شخصی در طول تاریخ عثمانی وجود نداشته است. در اواخر حکومت وی نیز، صنوبر سلطان به لقب خاصگی سلطان دست یافت.

لشکر کشی به ایران[ویرایش]

با مرگ شاه عباس اول و روی کار آمدن شاه صفی (سام میرزا)، دولت صفوی از نظر داخلی و خارجی دچار مشکلات متعددی شد. هر یک از این مشکلات به گونه‌ای بود که سبب از بین رفتن اقتدار شاه عباس یکم شده بود. در عرصه روابط خارجی دولت صفویه با دو جنگ ناخواسته از سوی عثمانی مواجه شد. سلطان مراد چهارم در سال ۱۶۳۴ میلادی (۱۰۴۴ ه‍. ق) با لشکری بزرگ به مرزهای شمال غربی ایران حمله کردو با تصرف ایروان بخشی از خاک قفقاز را به خاک عثمانی ضمیمه ساخت، سپس به تبریز تاخت و این شهر را ویران نمود. اگر چه این حادثه تلخ ۷ ماه و نیم بعد با رشادت بی نظیر سپاه قزلباش جبران شد و ایروان بار دیگر به سرزمین ایران بازگشت، اما باز پس گیری ایروان برای دولتمردان عثمانی به ویژه شخص سلطان مراد خان آنچنان گران آمد که او بار دیگر در ۱۶۳۸ میلادی (۱۰۴۸ ه‍. ق) به بغداد لشکرکشی کرد و بعد از نبردی سخت میان طرفین، این شهر به تصرف عثمانی درآمد و دولتمردان صفوی با تن دادن به این شکست بزرگ و تلخ حاضر شدند عهدنامه زهاب را امضا کنند. به این ترتیب عراق ایران که از جهات گوناگون به ویژه از نظر ایدئولوژیک برای دولت صفوی اهمیت بسیار داشت، از ایران جدا شد و به عثمانی پیوست.

حکومت[ویرایش]

مورخان و محققان عثمانی در این امر اتفاق نظر دارند که سلطان مراد چهارم نخستین و تنها پادشاهی، پس از سلیمان قانونی بود که توانست قدرت و شکوه و اقتدار دولت عثمانی را احیا کند.

ایستانفورد شاو می‌نویسد:

سلطنت وی برای امپراتوری عثمانی یک موفقیت بزرگ به شمار می‌رفت؛ مراد زمانی به قدرت رسید که دولت در نابسامانی بودو به سرعت در ورطهٔ زوال وانحطاط فرومی‌رفت.

وی با اتکا به قدرت مطلق فردی و اعدام بیش از۲۰۰۰۰ تن از شورشیان، کوشید که امپراتوری، ثبات و عظمت خود را لااقل در همان برهه ار تاریخ بازیابد و بدین ترتیب بود که توانست پیامدهای زوال را به تأخیر اندازد. جالب است که سلطان مراد با به کار بردن توصیه‌های یکی از مشاورانش به نام قوچی بیگ که در رسالهٔ اصلاحی خود، از اقدامات شاه عباس یکم با ستایش یاد کرده و آن را راهنمای خوبی برای انجام اصلاحات در عثمانی دانسته بود، توانست به اوضاع نابسامان امپراتوری سروسامان داده و موفقیت‌های بزرگی به دست آورد.

خانواده[ویرایش]

سلطان مراد چهارم در طول سلطنت ۱۷ ساله‌اش تنها یک خاصگی سلطان دارا بود که نام او بارها و بارها در منابع حقوق های زنان حرم آمده است، نام آن زن عایشه سلطان بوده است و احتمالاً تا پایان سلطنت مراد تنها خاصگی او بوده اما در برخی منابع خبر از کنیزی به‌نام صنوبر خاتون می‌دهند، احتمالاً تمامی پسران عایشه بعد از تولد فوت می‌شدند و مراد به‌همین دلیل کنیزی دیگر برای خود اختیار کرده است اما او احتمالاً به مقام خاصگی نرسیده است[۱]

پسران[ویرایش]

  • شاهزاده احمد (۱۶۲۸–۱۶۳۹)
  • شاهزاده اورخان (۱۶۲۹–۱۶۳۰)
  • شاهزاده سلیمان (۱۶۳۲–۱۶۳۸)
  • شاهزاده محمد (۱۶۳۴–۱۶۴۰)
  • شاهزاده عثمان (۱۶۳۴–۱۶۳۴)
  • شاهزاده علاءالدین (۱۶۳۵–۱۶۳۸)
  • شاهزاده سلیم (۱۶۳۵–۱۶۳۷)
  • شاهزاده عبدالحمید ( ۱۶۳۸–۱۶۳۸)

دختران[ویرایش]

  • گوهر سلطان (۱۶۳۰–۱۶۶۱)
  • کایا سلطان (۱۶۳۳–۱۶۵۹)
  • صفیه سلطان (۱۶۳۵–۱۶۸۵)
  • حفصه سلطان (۱۶۳۷–۱۶۹۰)
  • روقیه سلطان (۱۶۳۹–۱۶۹۰)

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Cəlal Təmruqoğlu, "Osmanlı Hanedanı"
  • شاو استانفورد. تاریخ امپراتوری عثمانی. ترجمهٔ محمود رمضان‌زاده. چاپ اول. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۷۰.