جنگ صلیبی هفتم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جنگ صلیبی هفتم
بخشی از جنگ‌های صلیبی
Seventh crusade.jpg
لویی نهم طی جنگ هفتم صلیبی
تاریخ۱۲۴۸–۱۲۵۴
مکانمنصوره، مصر
نتیجه پیروزی مسلمانان
تغییرات
قلمرو
وضع موجود قبل از جنگ
طرفین درگیر
  • ایوبیان
  • ممالیک بحری
  • فرماندهان و رهبران
    قوا

    ۱۵٬۰۰۰ نیرو

    • ۲٬۴۰۰–۲٬۸۰۰ شوالیه
    • ۵٬۰۰۰ زوبین‌دار
    نامشخص
    تلفات
    نابودی تقریبی کل ارتش سبک


    جنگ صلیبی هفتم (انگلیسی: Seventh Crusade) یا هفتمین جنگ صلیبی به رهبری لویی نهم پادشاه فرانسه آغاز گردید که از سال ۱۲۴۸ تا ۱۲۵۴ به طول انجامید، در حدود ۸۰۰ هزار بیزانت مبلغ باج در جهت آزای پادشاه لویی به مسلمانان پرداخت گردید و بدین وسیله شرایط آزادی وی فراهم گردید، لویی در این نبرد هزاران نفر از لشکریان خود را از دست داده و در نهایت اسیر مسلمین و سلطان ایوبیان توران شاه گردید که از پشتیبانی ممالیک بحری، مملوک‌ها، بیبرس، سیف الدین قطز و آیبک برخوردار بود.

    پیش‌زمینه[ویرایش]

    جنگ صلیبی ششم[ویرایش]

    پس از جنگ صلیبی پنجم[ویرایش]

    جنگ صلیبی بارونی[ویرایش]

    پس از پایان یافتن جنگ صلیبی ششم و بازگشت فریدریش به اروپا، وی در سال ۱۲۳۰ توانست با پاپ آشتی و مصالحه برقرار کند تا از زیر فشارهای وارده از جانب دستگاه پاپ خارج شود؛ با این حال وی در اراضی مقدس با مقاومت افرادی همچون جان ابلین روبه‌رو شد که موفق شده بود، رهبری تمامی گروه‌های مخالف فریدریش را برعهده بگیرد. با این حال درگیری بین نیروهای هوهنشتافن‌های فریدریش و صلیبیون به رهبری جان ابلین با پیروزی جان ابلین همراه بود. از آن پس سلطنت امپراتوری ظاهر خود را حفظ کرد اما قدرت واقعی در دست خاندان ابلین قرار گرفت.[۱] همزمان با درگیری داخلی میان صلیبیون، ایوبیان نیز درگیر جنگ‌های داخلی شدند. پیوند الکامل و الاشرف به فاصله کوتاهی پس از تسخیر دمشق از بین رفت و دو برادر تا سال ۱۲۳۷ که الاشرف درگذشت، درگیر جنگ داخلی شدید با یکدیگر بودند. پس از الکامل موفق شد تا سوریه را متصرف شود اما خود پس از اندک زمانی درگذشت. پس از مرگ وی، حکومت میان دو پسرش تقسیم شد؛ الصالح حکومت دمشق و العادل حکومت مصر را به دست گرفت؛ با این حال این برادر نیز پس از مدتی وارد جنگ با یکدیگر شدند تا اینکه الصالح مصر فتح کرد اما خود سوریه را نیز از دست داد.[۲]

    با رسیدن سال ۱۲۳۹، صلح میان فریدریش دوم با ایوبیان منقضی شد و مسلمانان برای بازپس‌گیری اورشلیم خود را آماده کردند چرا که اورشلیم علناً بی‌دفاع و به‌سهولت قابل محاصره بود. با این حال در همین سال جنگ صلیبی جدیدی به دستور پاپ گریگوری نهم آغاز شد که در آن بارون‌های فرانسوی و انگلیسی شرکت جستند بدین‌ترتیب این جنگ به جنگ صلیبی بارونی شهرت یافت که تیبالد شامپانی و ریچارد کورنوال رهبری آن را برعهده داشتند. این جنگ سرانجام با پیروزی صلیبیون همراه بود به‌نحوی که صلیبیون موفق شدند در ازای هم‌پیمانی و اتحاد با مصر، اورشلیم و اراضی از دست رفته‌ای همچون عسقلان، صیدا، طبریه، جلیل، بیت‌لحم و ناصره را به دوباره به دست آورند و اراضی صلیبیون را به حدود خود قبل از نبرد حطین برسانند.[۳]

    محاصره اورشلیم و نبرد لا فوربیه[ویرایش]

    پس از فتح اراضی مقدس توسط صلیبیون، ملک صالح برای جبران این شکست‌ها، برای بازپس‌گیری سوریه و اراضی مقدس با خوارزمشاهیان که در شمال سوریه مستقر شده بودند، متحد شد. اورشلیم نیز در این زمان که فاقد استحکامات لازم دفاعی در مقابل هرگونه حمله‌ای بود، در سال ۱۲۴۴ توسط خوارزمشاهیان محاصره شد و به‌سهولت پس از مدت اندکی فتح و تسخیر شد. مسیحیان پس از تسخیر شهر قتل‌عام شدند و کلیساهایی از جمله کلیسای آرامگاه مقدس مسیح به آتش کشیده شد. پس آن ملک صالح توانست مجدداً اراضی که توسط بارون‌ها فتح شده بود، مجدداً به قلمرو ایوبیان بازگرداند تا بار دیگر پادشاهی اورشلیم به یک نوار باریک از بنادر ساحلی مدیترانه محدود شود.[۴]

    با این حال پس از فتح اورشلیم، صلیبیون با کمک هم‌پیمانان خود در حال تشکیل سپاه عظیم که از نظر تعداد با سپاه صلیبی در نبرد حطین برابری می‌کرد، بودند. پس از آمادگی و جمع شدن نیروها، نیروهای هم‌پیمان از عکا به سوی غزه رفتند و سپاه ایوبی که با رهبری رکن‌الدین بیبرس از مصر خارج شده بود، به جز خوارزمشاهیان بسیار اندک بود. هم‌پیمانان محفلی نظامی برای مشورت دربارهٔ موثرترین راه‌های جنگی که اجرای آنها ضروری بود، تشکیل دادند. منصور ابراهیم ماندن در جای خود و سنگربندی آن را پیشنهاد کرد؛ زیرا خوارزمشاهیان از حمله به سنگرها و استحکامات پرهیز داشتند و سپاه مصری هم بدون کمک آنها قادر به حمله نبودند؛ لذا به مصر عقب‌نشینی می‌کردند. عده‌ای از رهبران صلیبی با منصور ابراهیم موافق بودند؛ لیکن والتر برین به علت بیشتر بودن عدن نیروهای هم‌پیمان، بر حمله مستقیم تأکید و اصرار داشت و در نهایت، راه حمله را در پیش گرفت و تمام سپاه هم از او پیروی کردند.[۵]

    صلیبیون میمنه سپاه را تشکیل دادند. دمشقی‌ها و سواران حمص در مرکز سپاه قرار داشتند و سپاهیان کرک نیز میسره سپاه را تشکیل دادند. با این حال در نزدیکی روستای أربیا و هربیا، در جنگی که میان دو طرف در ۱۲۴۴ درگرفت، نتیجه به ضرر نیروهای هم‌پیمان شد و در مدت کوتاهی، کل سپاهیان عقب‌نشینی کردند. تاریخ‌نویسانی همچون ابن واصل، تعداد کشته‌ها را حدود ۳۰ هزار نفر تخمین زدند. شماری نیز اسیر شدند و از میان آنها فق کمی از فراریان خلاص شدند.[۶]

    پیش از جنگ[ویرایش]

    آماده‌سازی[ویرایش]

    آغاز جنگ[ویرایش]

    نتایج[ویرایش]

    پانویس[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]