شاهزادهنشین انطاکیه
شاهزادهنشین انطاکیه | |||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ۱۰۹۸–۱۲۶۸ | |||||||||||
شاهزاده نشین انطاکیه در کنار سایر ایالات در خاور نزدیک در ۱۱۳۵میلادی. | |||||||||||
| وضعیت | دستنشاندهٔ امپراتوری بیزانس (۱۱۳۸–۱۱۵۳، ۱۱۵۹–۱۱۸۳) دستنشاندهٔ پادشاهی ارمنی کیلیکیه (۱۲۵۴–۱۲۶۰) دستنشاندهٔ ایلخانیان (۱۲۶۰–۱۲۶۸) | ||||||||||
| پایتخت | انطاکیه ۳۶°۱۲′۱۷″ شمالی ۳۶°۱۰′۵۴″ شرقی / ۳۶٫۲۰۴۷۲°شمالی ۳۶٫۱۸۱۶۷°شرقی | ||||||||||
| زبان(های) رایج | لاتین قرون وسطی فرانسوی باستان نورمنی باستان ارمنی یونانی عربی | ||||||||||
| دین(ها) | کاتولیک رومی | ||||||||||
| حکومت | پادشاهی فئودالی | ||||||||||
| شاهزاده انطاکیه | |||||||||||
• ۱۰۹۸–۱۱۱۱ | بوهموند یکم | ||||||||||
• ۱۲۵۲–۱۲۶۸ | بوهموند ششم | ||||||||||
| دوره تاریخی | قرون وسطای میانه | ||||||||||
• نخستین جنگ صلیبی | ۱۰۹۸ | ||||||||||
• توسط سلطان مملوک بیبرس تصرف شد. | ۱۲۶۸ | ||||||||||
| |||||||||||
| امروز بخشی از | |||||||||||
شاهزادهنشین انطاکیه (به لاتین: Principality of Antioch)، یکی از دولتهای صلیبی در سرزمینهای آن سوی دریاها (اوترمر: Outremer) و اراضی مقدس بود. این شاهزادهنشین در حین نخستین جنگ صلیبی و پس از فتح انطاکیه در سال ۱۰۹۸ توسط بوهموند یکم در کرانه شرقی دریای مدیترانه به محوریت شهر انطاکیه تأسیس شد. این شاهزادهنشین توانست ۱۷۰ سال، از ۱۰۹۸ تا ۱۲۶۸ باقی بماند تا آن که مرکز این دولت در سال ۱۲۶۸ توسط ممالیک تصرف شد. تاریخ این شاهزادهنشین را میتوان به چهار دوره تقسیم کرد: دوره نخست، «دورهٔ حفظ استقلال در مقابل امپراتوری بیزانس» است که با توجه به دعوی امپراتوران بیزانس، شاهزادگان انطاکیه در تلاش بودند که از استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع کنند.[الف] دورهٔ دوم، «دروهٔ مناسبت سیاسی با همسایگان مسلمان» است که شاهزادگان انطاکیه برای بسط یا حفظ قلمرو با دانشمندیان، سلجوقیان روم، زنگیان و ایوبیان درگیر شدند؛ با سقوط کنتنشین ادسا بهدست زنگیان در سال ۱۱۴۴ و پیروزی صلاحالدین ایوبی بر پادشاهی اورشلیم در دهه ۱۱۸۰، این شاهزادهنشین تحت فشار حملات مسلمانان قرار گرفت اما توانست با توافقات سیاسی با دولتهای مسلمان، بقایای خود را تضمین کند.[ب] دورهٔ سوم نیز «دورهٔ درگیری با پادشاهی ارمنی کیلیکیه» بود که مهمترین خروجی و اوج آن جنگ جانشینی انطاکیه بود که با ازدواج بوهموند ششم و سیبلا، شاهزاده ارمنستان در سال ۱۲۵۴، درگیری میان آنها به پایان رسید. و دوره آخر، «دوره مقاومت در مقابل ممالیک» بود؛ شاهزادگان انطاکیه در این دوره ضمن متحد شدن با مغولان، درصدد حفظ و حتی گسترش قلمروی خود برآمدند اما با شکست مغولان در نبرد عین جالوت و آغاز موج جدید حملات ممالیک علیه قلمروهای صلیبی در زمان بیبرس، سرانجام در سال ۱۲۶۸ عمر این دولت با سقوط انطاکیه به سر آمد.[۱]
شاهزادهنشین انطاکیه مشتمل بر یک اربابنشین سون به مرکزیت قلعه سون[پ] و شهرهایی همچون سرمدا و بلاتانوس میشد.[ت] همچنین این شاهزادهنشین شامل شهرهای تجاری و مستحکمی همچون لاذقیه، اسکندرون، جبله و حارم میشد که همگی تابع مستقیم شاهزاده بودند.[۲]
ساختار و سازمانهای شاهزادهنشین انطاکیه در ابتدا همچون ساختار و سازمانهای پادشاهی اورشلیم و دیگر کنتنشینها بود اما در قرن ۱۳ میلادی، صلیبیون انطاکیه ـ که بیشتر نورماندیها بودند ـ ساختارها و سازمانها را با توجه به آدابورسوم محلی و با استفاده از قوانین خاص به نام آسیز انطاکیه (مجمعالقوانین انطاکیه) تشکیل دادند. شاهزاده از اعلام رسمی ولایت پادشاه اورشلیم خودداری میکرد، هرچند در برخی موارد پادشاهان اورشلیم برای حفظ انطاکیه مجبور به دخالت در امور این شاهزادهنشین میشدند. برعکس کنتنشینهای ادسا و طرابلس، شاهزاده انطاکیه از استقلال سیاسی برخودار بود. نظام شاهزادهنشین در انطاکیه «ارثی» بود که در برههای همچون جنگ جانشینی انطاکیه، اختلافات دورنی بر جانشینی پدید آمد. در ساختار سیاسی انطاکیه، سازمانهای قضایی نقش مهمی در امور انطاکیه داشتند به نحوی که فرماندهان کل ارتش و همچنین مباشران دادگستری (سنشال؛ Seneschal) قدرت را در دست داشتند. درآمدهای شاهزادهنشین که تحت اداره دبیرخانه یا دیوان بود، از راه املاک و مالیاتهای دریافتی از سوریها و حق گمرگ مالیاتهای تاجران و اصناف تأمین میشد.[۳]
تاریخچه
[ویرایش]تشکیل
[ویرایش]در حالی که بالدوین بولونی و تانکرد از آسیای صغیر به شرق میرفتند تا کنت نشین ادسا را پایهگذاری کنند، سپاه صلیبیها برای محاصره انطاکیه به جنوب ادامه داد. بوهموند تارانتو فرماندهی محاصره ای بود که در اکتبر ۱۰۹۷ آغاز شد. شهر با بیش از چهارصد برج محافظت میشد، دفاع از شهر بسیار آسان بود. این محاصره تا زمستان به طول انجامید و باعث ایجاد قحطی بسیاری در بین نیروهای صلیبی شد، که اغلب مجبور شدند اسبهای خود را بخورند، یا حتی گفته شده، اجساد هم کیشان خود که زنده نمانده بودند را خوردند.[۴]
بوهموند نگهبانی را در یکی از برجها، که یک ارمنی و مسیحی سابق به نام فیروز بود، متقاعد کرد صلیبیها را به شهر وارد کند. تنها چهار روز بعد، سپاه مسلمانان از موصل، به رهبری کربغا، برای محاصره خود صلیبیها وارد شد. آلکسیوس یکم، امپراتور بیزانس، در راه کمک به صلیبیها بود. اما با شنیدن شایعات مبنی برافتادن این شهر به دست مسلمانان، الکسیوس برگشت. با وجود مخالفت ریمون چهارم، کنت تولوز که خواستار اجرای سوگند در مقابل آلکسیوس یکم، امپراتور بیزانس، بوهموند خود را «شاهزاده انطاکیه» نامید.[۴]
انطاکیه و امپراتوری بیزانس
[ویرایش]بوهموند پس از تشکیل دومین حکومت صلیبی، در حالی که به مابقی نیروهای اجازه حرکت به سمت اورشلیم را داده بود، برای حفظ انطاکیه تحت کنترل خود و عقبراندن مدعیان، با حکومتهای مسلمان مجاور انطاکیه، بهخصوص دانشمندیان، و بیزانس درگیر شد. اما در سال ۱۱۰۰ از دانشمندیان شکست خورد و اسیر شد. بدین ترتیب بوهموند امور حکومت انطاکیه را به جانشین و خواهرزاده خود، تانکرد، سپرد. تانکرد توانست سلطه خود را تا شهرهای اصلی کلیکیه و لاذقیه که از دست نیروهای بیزانس گرفته بود، گسترش دهد. بوهموند با آزادی دوباره رهسپار غرب شد تا جنگی را علیه بیزانس آغاز کند. وی در نوامبر ۱۱۰۷ وارد ساحل آلبانی شد و شهر دورازو را محاصره کرد اما آلکسیوس یکم وی را شکست داد و او را مجبور به قبول معاهده دیاپولیس (۱۱۰۸) نمود. طبق این معاهده وی تبعیت از امپراتوری بیزانس را در حکومت انطاکیه پذیرفته بود. پس از اندک زمانی بوهموند درگذشت تا تانکرد امور شاهزادهنشین را در دست بگیرد. با مرگ تانکرد، جانشینی وی را در این مقام راجر سالرنو بر عهده گرفت اما وی در نبرد دشت خون مفقود و کشته شد. مرگ راجر سبب شد تا پادشاه اورشلیم، بالدوین دوم، را واداشت که تا سال ۱۱۲۶ و رسیدن بوهموند دوم به سن قانونی، خودش جانشین را برعهده بگیرد.[۴]
بوهموند دوم تنها چهار سال حکومت کرد. مرگ وی در فوریه ۱۱۳۰ در رویارویی با دانشمندیان به مشکلات بسیار اساسی (همچون جانشینی) شاهزادهنشین انطکیه منجر شد. از سال ۱۱۳۰ انطاکیه با دو گروه از دشمنان خود مجبور به مقابله شد: نخست زنگیان که پس از تسلط بر حلب در سال ۱۱۲۸ سعی داشتند حکومت یکپارچهای علیه صلیبیون تشکیل دهند. دشمن دوم نیز امپراتوری بیزانس بود که سعی داشت قدرت و تسلط بر انطاکیه را بازپس بگیرد. در این زمان، پادشاه اورشلیم، فولک، بار دیگر وارد عمل شد؛ وی کنستانس را به عقد ریموند پواتیه درآورد. این در حالی بود که مادر کنستانس وعده ازدواج وی را به یکی از پسران ژان دوم، امپراتور بیزانس، داده بود. بعد از پیروزی زنگیان در مرزهای شاهزادهنشین در شرق، امپراتوری بیزانس علیه انطاکیه وارد عمل شد. ژان دوم، جانشین آلکسیوس، برای بازگرداندن تسلط امپراتوری بر این شهر حمله خود را آغاز کرد و توانست در سال ۱۱۳۷ ریموند را شکست داده و وارد به پذیرش سلطهٔ بیزانس بر انطاکیه و قبول اسقفاعظم ارتدوکس کند. با وجود ورود پیروزمندانه ژان به انطاکیه، با مقاومت انطاکیه روبهرو شد؛ تا جایی مجبور به عقبنشینی از انطاکیه شد.[۴]
در سال ۱۱۴۲، ژان بار دیگر در مرزهای انطاکیه حضور یافت، وی امیدوار بود که بتواند دولت واحدی شامل انطاکیه، کلیکیه و قبرس را برای پسرش مانوئل فراهم کند. اما ریموند پواتیه از واگذاری شهر به وی سر باز کرد. ژان بار دیگر خود را برای محاصره انطاکیه آماده کرد اما در حین شکار و طی حادثهای درگذشت. در نتیجه نیروهای بیزانس مجبور به عقبنشینی شدند. پس از سال، به دنبال پیروزی زنگیان در ادسا، ریموند عازم قسطنطنیه شد و به صورت آشکار و علنی نسبت به مانوئل، امپراتور جدید بیزانس، مراتب عذرخواهی را به جا آورد. در مارس ۱۱۴۸ نیروهای فرانسوی جنگ صلیبی دوم به رهبری لوئی هفتم به انطاکیه رسیدند در حالی که ریموند پواتیه در انتظار کمک این نیروها بر ضد حلب بود، اما پادشاه فرانسه به سمت اورشلیم رفت تا پس از آنجا عازم دمشق شود.[۴]
پس از شکست نیروهای انطاکیه در نبرد اناب و کشتهشدن ریموند پواتیه، با موافقت بالدوین سوم کنستانس با رونو دو شاتیون ازدواج کرد.[۵][۶][۷] پس از ادواج، امپراتور مانوئل نمایندههای خود به انطاکیه فرستاد و پیشنهاد کرد که در صورت لشکرکشی رونو به پادشاهی ارمنی کیلیکیه — که در این زمان علیه امپراتوری بیزانس شوریده بود — او را به عنوان شاهزاده جدید انطاکیه به رسمیت میشناسد. با وجود پیروزی رونو، امپراتور بیزانس نتوانست هزینههای جنگ را کامل جمعآوری و پرداخت کند.[۸] در واکنش به این اتفاق، رونو با توروس دوم، شاهزاده ارمنستان متحد شد و قبرس یورش برد. با این حال پس از چند هفته محاصره، نیروهای متحد انطاکیه و کلیکیه از قبرس عقب نشستند. در دسامبر ۱۱۵۸ مانوئل، امپراتور بیزانس، بهطور غیرمنتظره به کیلیکیه حمله برد و توروس مجبور شد به کوهستانها فرار کند. رونو با آگاهی از این اتفاق بهسرعت به موپسوئست رفت تا داوطلبانه تسلیم امپراتور بیزانس شود. با دستور امپراتور، رونو با پا و سر عریان چرخانده شد تا پس از آن به خیمه امپراتور رسد و در آنجا از مانوئل تقاضای عفو و بخشش کند.[۹][۱۰] پس از تحقیر رونو توسط مانوئل، وی در نوامبر ۱۱۶۰ یا ۱۱۶۱ طی برخورد کوچکی توسط نیروهای زنگی اسیر شد تا ۱۶ سال از زندگی خود را در زندان بگذراند. بدین ترتیب شاهزادهنشین انطاکیه طی ۲۰ سال تحت نفود سیادت امپراتوری بیزانس قرار گرفت.[۱۱]
شجرهنامه
[ویرایش]| خاندان هووتویل | رابرت گیسکارد ۱۰۱۵-۱۰۸۵ - | آلبرادا بونالبرجو ؟-۱۱۲۲ - | فیلیپ یکم فرانسه ۱۰۵۲-۱۱۰۸ ح.۱۰۶۰-۱۱۰۸ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان کاپت | بوهموند یکم ۱۰۵۴-۱۱۱۱ ح. ۱۰۹۸-۱۱۱۱ | کنستانس فرانسه ۱۰۷۸-۱۱۲۶ - | بالدوین یکم اورشلیم ۱۰۵۸-۱۱۱۸ ح. ۱۱۰۰-۱۱۱۸ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان بولون | بوهموند دوم ۱۱۰۷/۱۱۰۸-۱۱۳۰ ح. ۱۱۱۱/۱۱۱۹-۱۱۳۰ | آلیس اورشلیم ۱۱۱۰-۱۱۳۶ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان پواتیه | ریموند پواتیه ۱۱۰۵-۱۱۴۹ ح.۱۱۳۶-۱۱۴۹ | کنستانس ۱۱۲۸-۱۱۶۳ ح.۱۱۳۰-۱۱۶۳ | رونو دو شاتیون ۱۱۲۵-۱۱۸۷ ح.۱۱۵۳-۱۱۶۰/۱۱۶۱ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان شاتیون | فیلیپا انطاکیه ۱۱۴۸-۱۱۷۸ - | ماریا انطاکیه ۱۱۴۵-۱۱۸۲ - | مانوئل یکم بیزانس ۱۱۱۸-۱۱۸۰ ح.۱۱۴۳-۱۱۸۰ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان پواتیه-انطاکیه | اورگیوز ؟-۱۱۷۶ - | بوهموند سوم ۱۱۴۸-۱۲۰۱ ح.۱۱۶۳-۱۲۰۱ | تئودورا کومننه ؟-۱۱۸۱ - | آلکسیوس دوم بیزانس ۱۱۶۹-۱۱۸۳ ح.۱۱۸۰-۱۱۸۳ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان کومنن | بوهموند چهارم ۱۱۷۵-۱۲۳۳ ح. ۱۲۰۱-۱۲۳۳ | پلیسانس امبریاکو ؟-۱۱۹۸ - | ریموند چهارم طرابلس ؟-۱۱۹۹ ح. ۱۱۸۷-۱۱۹۹ | آلیس ارمنستان ۱۱۸۲-۱۲۳۴ - | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان روبن | هنری انطاکیه ۱۲۱۷-۱۲۳۴ - | ریموند روبن ۱۱۹۸-۱۲۲۱/۱۲۲۲ ح. ۱۲۱۶-۱۲۱۹ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان هتوم | لوچیا سگنی ؟-۱۲۳۵ - | بوهموند پنجم ۱۱۹۹-۱۲۵۲ ح.۱۲۳۳-۱۲۵۲ | آلیس شامپانی ۱۱۹۳-۱۲۴۶ - | هیو یکم قبرس ۱۱۹۴/۱۱۹۵-۱۲۱۸ ح.۱۲۰۵-۱۲۱۸ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان لوزینیان | پلیسانس ۱۲۳۵/۱۲۳۶-۱۲۶۱ - | هنری یکم قبرس ۱۲۷۱-۱۲۵۳ ح. ۱۲۱۸-۱۲۵۳ | بوهموند ششم ۱۲۳۷-۱۲۷۵ ح. ۱۲۵۱-۱۲۶۸ | سیبلا ارمنستان ؟-۱۲۹۰ - | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خاندان بلویی | هیو دوم قبرس ۱۲۵۲/۱۲۵۳-۱۲۶۷ ح.۱۲۵۳-۱۲۶۷ | بوهموند هفتم ۱۲۶۱-۱۲۸۷ ح.۱۲۷۵-۱۲۸۷ | لوچیا طرابلس ؟-۱۲۹۹/۱۲۹۹ ح. ۱۲۸۸-۱۲۸۹ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یادداشتها
[ویرایش]- ↑ با این وجود، شاهزادگانی همچون بوهموند یکم و رونو دو شاتیون در مقابل امپراتوران بیزانس شکست خوردند و مجبور به پذیرش سلطهٔ قسطنطنیه بر انطاکیه و اسقفاعظم ارتدوکس میشدند.
- ↑ یکی از مفاد اصلی این معاهدات، عدم دخالت و همراهی شاهزادهنشین انطاکیه در جنگهای جدید صلیبی علیه دولتهای مسلمان بود.
- ↑ که با نامهای دیگری همچون قلعه صیهون و قلعه صلاحالدین نیز شناخته میشود.
- ↑ این اربابنشین با فتح قلعه بلاتانوس توسط صلاحالدین ایوبی در سال ۱۱۸۸ نابود شد و جزئی از قلمروی ایوبیان شد.
پانویس
[ویرایش]- ↑ Balar 2016, p. 72–74.
- ↑ Balar 2016, p. 74.
- ↑ Balar 2016, p. 74–75.
- 1 2 3 4 5 Balar 2016, p. 73–74.
- ↑ Barber 2012, p. 206.
- ↑ Runciman 1989, p. 345.
- ↑ Baldwin 1969, p. 540.
- ↑ Barber 2012, p. 209.
- ↑ Barber 2012, p. 213.
- ↑ Runciman 1989, p. 353.
- ↑ Runciman 1989, p. 357.
منابع
[ویرایش]- Baldwin, Marsall W. (1969) [1955]. "The Latin States under Baldwin III and Amalric I, 1143–1174; The Decline and Fall of Jerusalem, 1174–1189". In Setton, Kenneth M.; Baldwin, Marshall W. (eds.). A History of the Crusades, Volume I: The First Hundred Years (Second ed.). Madison, Milwaukee, and London: University of Wisconsin Press. pp. 528–561, 590–621. ISBN 0-299-04834-9.
- Balar, Michel (2016). The Papacy and the Crusades: Actes du VIIe Congrès de la Society for the Study of the Crusades and the Latin East. Routledge. ISBN 978-1-138-25159-5.
- Barber, Malcolm (2012). The Crusader States. Yale University Press. ISBN 978-0-300-11312-9.
- Runciman, Steven (1989) [1951]. A History of the Crusades: The Kingdom of Jerusalem and the Frankish East, 1100-1187. Cambridge University Press. ISBN 0-521-06162-8.
