جنگ صلیبی هشتم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جنگ صلیبی هفتم
بخشی از جنگ‌های صلیبی
SmrtLudvika91270.jpg
مرگ لویی نهم پادشاه فرانسه و صلیبیون در هنگام محاصرهٔ تونس
تاریخ۱۲۷۰
مکانتونس
نتیجه
پیمان تونس
مرگ پادشاه لویی نهم
گشایش تجارت با تونس
تغییرات
قلمرو
وضع موجود قبل از جنگ
طرفین درگیر
پادشاهی فرانسه
پادشاهی سیسیل
پادشاهی ناوار
حفصیان
فرماندهان و رهبران
لوئی نهم
کارل یکم
تئوبالد دوم ناوار
محمد المستنسر

جنگ صلیبی هشتم (انگلیسی: Eighth Crusade) یا به تعبیر دیگر هشتمین جنگ صلیبی، در سال ۱۲۷۰ میلادی توسط لویی نهم[و ۱] پادشاه فرانسه و با محاصرهٔ شهر تونس آغاز گردید، لویی که در جنگ صلیبی هفتم از مسلمین شکست خورده بود و توسط مسیحیان و تنها در ازای پرداخت یک باج بسیار سنگین آزاد گردیده بود پس از بازگشت به اروپا در تدارک و تجهیز یک ارتش دیگر در جهت راه‌اندازی جنگ صلیبی جدیدی برآمد که نتیجه و پایان خوشایندی برای وی در برنداشت چرا که در هنگام محاصرهٔ شهر تونس درگذشت، جنگ صلیبی هشتم گاهی اوقات به عنوان بخشی از جنگ صلیبی هفتم یاد می‌شود و اگر جنگ‌های صلیبی پنجم و ششم را که فردریک دوم[و ۲] آغازگر آن‌ها بود را به عنوان تک شماره در نظر بگیریم بر همین قیاس نیز جنگ صلیبی نهم هم گاهی بخشی از جنگ صلیبی هشتم یاد می‌شود، پس از مدت زمان کوتاهی از ورود ارتش لویی به سواحل تونس ارتش وی دچار بیماری گردید و پراکنده شد و به ناچار به اروپا بازگشت و این در حالی بود که همان‌طور که گفته شد پادشاه خود را بر اثر بیماری از دست داده بودند.

جنگ صلیبی هفتم[ویرایش]

جنگ صلیبی هفتم به رهبری لویی نهم پادشاه فرانسه آغاز گردید که از سال ۱۲۴۸ تا ۱۲۵۴ به طول انجامید. لویی در این نبرد هزاران نفر از لشکریان خود را از دست داده و در نهایت اسیر مسلمین و سلطان ایوبیان توران شاه گردید که از پشتیبانی ممالیک بحری، مملوک‌ها، بیبرس، سیف الدین قطز و آیبک برخوردار بود. در حدود ۸۰۰ هزار بیزانت مبلغ باج در جهت آزای پادشاه لویی به مسلمانان پرداخت گردید و بدین وسیله شرایط آزادی وی فراهم گردید.[۱]

دولت حفصیان[ویرایش]

با فروپاشی دولت موحدون در مغرب و اندلس، قلمرو وسیع آن‌ها بین چهار دولت بنی‌مرین، بنی‌عبدالواد، بنی‌حفص و بنی‌الاحمر تقسیم شد. مهم‌ترین این دولت‌ها توسط فرزندان عبدالواحد حفصی شکل گرفت که خود از اصحاب عشره، یاران خاص ابن تومرت بود و فرزندان او نیز از عناصر اصلی دولت صد ساله موحدون بودند. دولت حفصی که در افریقیه برپا شد و خود را جانشین خلافت موحدون می‌دانست، در سال ۶۲۷ قمری توسط ابو زکریا عبدالواحد استقلال یافت. بعد از او پسرش ابوعبدالله محمد که بزرگ‌ترین امیر دولت حفصی بود، از امیر مکه لقب خلافتی المستنصربالله گرفت و همهٔ دولت‌های مغرب و اندلس و دولت ممالیک مصر و شام با او بیعت کردند. چهار دهه حکومت او از شکوفاترین دوره‌های تمدن اسلامی بود.[۲]

دولت حفصی روابط خوبی با دولت‌های مسیحی و مسلمانان برقرار کرد. ۲۵ تن از خاندان حفصی به‌طور موروثی تا سال ۹۸۱ قمری به مدت ۳۷۸ سال حکومت کردند. در اثر حملات متعدد پرتغالی‌ها و هم‌پیمانان آن‌ها و نیز دولت عثمانی و رقابت این دول بر سواحل مدیترانهٔ غربی، سرانجام، تونس تحت تصرف کامل دولت عثمانی درآمد و این دولت در سال ۹۸۱ قمری سقوط کرد. در یک نگاه، پیدایش حفصیان در آفریقای شمالی، گویای دولت قدرتمند و بزرگی است که حدود چهار قرن آن منطقه را تحت سلطهٔ خود داشت. این دولت یادآور روزهای آبادانی و رفاه اقتصادی و پیشرفت فرهنگی در تاریخ کشور تونس است. از جمله مهم‌ترین حوادث سیاسی که در آغاز حکومت حفصیان روی داد، حمله صلیبیون با حمایت و هزینه کلیسای رم به تونس و اشغال ۶ ماههٔ بندر کارتاژ بود. لوئی نهم شاه فرانسه (۱۲۸۰ م) __ پیشوای سیاسی صلیبیون که در هاله‌ای از تقدس و معنویت یک مجاهد صلیبی شناخته شده بود __ کار هماهنگی و تدارک حمله به تونس را سامان‌دهی می‌کرد.[۳]

پیش‌زمینه و علل آغاز جنگ[ویرایش]

دلیل توجه لوئی نهم به تونس و حمله به آنجا این است که وی در جهت ثابت خود، یعنی بازپس‌گیری اورشلیم می‌بایست به مقصد فلسطین یا مصر حرکت می‌کرد و در دعوت از سران دولت‌های صلیبی نیز همین مطلب را اعلام کرد، اما در دهمین روز سفر، در نزدیکی آب‌های تونس، طی جلسه‌ای خصوصی که فقط برخی از نزدیکان او و بعضی از روسای صلیبیون حضور داشتند، اعلام کرد کرد پیش از شروع جنگ در شرق، قصد دارد به تونس حمله کند. دلایلی که در مورد این موضوع ذکر شده‌است، عبارتند از:

  1. تحریک بازرگانان فرانسوی
  2. موقعیت جدید تونس در جهان اسلام و انتقام شکست لوئی در مصر و پاسخ به تحقیر او توسط مستنصر
  3. امید به مسیحی شدن تونس
  4. پادشاه سیسیل، شارل آنژو[۴]

ابن خلدون در باب انگیزه اصلی صلیبیون برای حمله به تونس اشاراتی داشته‌است. وی با ذکر سابقهٔ جنگ‌های صلیبی، به‌طور مجمل از تصرف سواحل شام توسط اروپاییان و آرزوی آن‌ها در بازپس‌گیری اورشلیم یاد کرده‌است. بازپس‌گیری اورشلیم در سال ۵۸۳ قمری بدست صلاح‌الدین ایوبی و بازگشت متصرفات صلیبیون در شام به مسلمانان، باعث شد آن‌ها پس از گذشت سال‌ها، بار دیگر در اواسط قرن هفتم دور جدیدی از جنگ‌های صلیبی را برای استرداد اورشلیم آغاز کردند. اولین دور این حملات به مصر بود که به شکست صلیبیون در سال ۶۴۷ قمری منتهی شد. لوئی نهم که رهبری جنگ را برعهده داشت، به شدت تحقیر و در اسکندریه زندانی شد و سرانجام با هزینه‌ای سنگین و به شرط این‌که دیگر به خاک مسلمانان تجاوز نکند، آزاد گردید؛ اما اندکی بعد، نقص پیمان کرد و به بهانه سخت‌گیری سلطان حفصی نسبت به بازرگانان فرانسوی به تونس حمله کرد.[۵]

ابن‌شماع دربارهٔ جزئیات داستان فرانسوی می‌گوید که یمانی ۳۰۰ هزار دینار طلا از تجار فرانسوی برای مدت معینی قرض کرده بود؛ اما هنگامی که آن‌ها چنین مطلبی را ادعا کردند، با انکار سلطان حفضی روبه‌رو شدند لذا به لوئی نهم شکایت بردند و او را به جنگ با تونس تحریک کردند. طرح تحریک تجار فرانسوی بهانه‌ای بود که شاه فرانسه برای حمله به تونس از آن استفاده کرد؛ زیرا زمانی که مستنصر از عزم لوئی برای حمله به تونس آگاه شد، گروهی را در سال ۶۶۷ قمری همراه با مبالغی طلا نزد لوئی فرستاد تا مسائا بین بازرگانان را فیصله دهد و با مذاکره مانع از شروع جنگ شود. لوئی طلاها را گرفت و اعلام کرد که آماده جنگ در خاک خود باشید. در همین جلسه یکی از فرستادگان حفصی، شعری برای تحقیر لوئی بابت شکست در مصر خواند که خشم لوئی را برانگیخت و خود را برای حمله تونس آماده کرد.[۶][۷]

دلیل و بهانه دیگر لوئی لوئی برای حمله به تونس، معامله با مسلمانان برای بازپس‌گرفتن اورشلیم در برابر دمیاط بود که با شکستی مفتضحانه مواجه شد و تحقیر ناشی از آن هم‌چنان بر دوش او سنگینی می‌کرد، ولی از بیم تکرار آن تجربه، چشم از مصر دوخت و در پی آن بود تا آن شکست را در تونس جبران کند؛ زیرا تونس مورد توجه جهان اسلام قرار گرفته بود و خود را وارث حقیقی خلافت اسلامی معرفی می‌مرد؛ بنابراین حمله به تونس مانند حمله به نقطه‌ای صاحب نفوذ در جهان اسلام بود و او گمان می‌کرد که از این طریق می‌تواند از خواسته‌های خود در مورد فلسطین را به اجرا درآورد. در حقیقت ترس صلیبیون از نزدیکی مصر و تونس، محرک واقعی لوئی برای حمله به تونس بود و صرف تحقیر لوئی در مراسمی با حضور سربازان ترک، نمی‌توانست انگیزهٔ اصلی او باشد.[۸][۹]

همچنین در راس فعالیت‌های دول صلیبی، به ویژه اقدامات لوئی نهم، تلاش گسترده‌ای بریا مسیحی کردن دولت‌های اسلامی بود. تونس از جمله حوزه‌های بسیار فعال این سیاست بود. از این رو، گروه‌های متعددی از راهبان و بزرگان کلیسای رم از آغاز پیدایش دولت حفصی، به ویژه از زمان روی کار آمدن مستنصربالله که روابط حسنه و دوستانه‌ای با دول مسیحی داشت، در شهرهای تونس در کار تبلیغ مسیحیت بودند. از جمله مشهورترین این مبلغان، ریمون اول (۱۲۳۳–۱۳۱۰ م) بود. او بارها برای تبلیغ مسیحیت به شهرهای مختلف تونس سفر کرد، از سوی دیگر، گروه زیادی از راهبان را متقاعد ساختند که مستنصر و بسیاری از علمای تونس آمادهٔ پذیرش مسیحیت هستند. برخی از محققان همچون رانیسمان، همین مبلغین مسیحی را از جمله عوامل مهم تحریک لوئی در حمله به تونس می‌دانند؛ در حالی برخی معتقدند که مبلغان مسیحی بنابر مصالح سیاسی دولت حفصی و حفظ روابط تجاری با جمهوری‌های ایتالیا، بخصوص ونیز و جنوا و نیز روابط خاص حفصی‌ها با سیسیل که با تسامح کاملی در جریان بود، به تونس رفت و آمد می‌کردند. با این حال فعالیت‌های مبلغان مسیحی از آغاز با مقاومت‌های جدی و خصومت‌آمیز مسلمانان روبه‌رو شد. فعالیت‌های ریمون اول، طراح عملیات مذهبی مسیحیان در شمال آفریقا، چندین بار در شهرهای تونس تحریم شد؛ حتی وی در بجایه توسط قاضی شهر به زندان افتاد و سپس تبعید شد و سرانجام مردم در همین شهر او را کشتند؛ بنابراین مسیحی شدن مستنصر به عنوان خلیفه حفصی پذیرفتنی نیست در حالی که او در راس حوزهٔ بزرگی از علما و فقها و دانشمندان مسلمان بود که حامی خلافت بودند. محققین همچون برونشویک آن را خدعهٔ مستنصر می‌داند که برخی نویسندگان غربی همچون رانیسمان نیز بر آن صحه می‌گذارد. رانیسمان در این باره می‌گوید:

لوئی به افسون برادر معتقد گشت که امیرتونس آماده قبول مسیحیت است و فقط یک قدرت‌نمایی کوچک کافی است تا او را جرگهٔ مسیحیان درآید. شاید رنج بیماری چشم، خرد لوئی را کور ساخته بود.[۱۰]

که حوادث بعدی تأییدی بر این نظریه بودند.

نگاره‌ای از لوئی نهم

شکست تلاش‌های سران صلیبی، به ویژه لوئی در مسیحی کردن دولت‌های مغول نیز از جمله قراین مسیحی شدن مستنصر است. به‌طور کلی، آن‌ها نتیجه‌ای ناچیز از این برنامه بدست آوردند. مغولان هیچ‌گاه آیین خود را به نفع مسیحیت ترک نکردند و صلیبیون نه تنها در مسیحی کردن دولت‌ها موفق نبودند و همهٔ دولت‌ها از قبول دعوت آن‌ها امتناع کردند، بلکه سقوط دولت مسیحی بیزانس از دستاوردهای منفی آن‌ها در قرون وسطی بود.[۱۱][۱۲]

توسعه‌طلبی و مقاصد شخصی برادر لوئی نهم، شارل د آنژو که به تازگی از سال ۱۲۶۸ میلادی بر سیسیل دست یافته و درصدد تشکیل حکومت واحد در عرصهٔ مدیترانه بود، از دیگر عوامل تحریک لوئی در حمله به تونس شمرده‌اند. دولت حفصی از زمان ابو زکریا، باج سالیانه‌ای به سیسیل می‌پرداخت که مستنصر از پرداخت آن خودداری کرد، لذا شاه سیسیل با شرکت در حملهٔ صلیبی به تونس، می‌توانست باج سالیانهٔ خود را دوباره برقرار سازد.[۱۳][۱۴]

سابقهٔ روابط دوستانهٔ دولت حفصی با دولت سیسیل به زمان حاکمیت خاندان هوهنشتافن که از مخالفان سرسخت لوئی نهم و برادرش و دستگاه پاپ بودند، برمی‌گردد؛ و صلیبیون سیسیل را نقطه ضعفی برای جهان مسیحیت می‌دیدند و اقدامات زیادی برای تصرف آن‌جا و سقوط خاندان هوهنشتافن انجام دادند. سرانجام، کلیسا از برادر لوئی نهم حمایت کرد و او را در سیسیل روی کار آورد. در پی سقوط خاندان مزبور در جزیره سیسیل، معارضان و مخالفان حاکم جدید و گروهی از وفاداران آن خاندان به تونس رفتند. گویا گروهی از مخالفان شارل که در تونس تجمع کرده بودند، برای حمله به سیسل آماده می‌شدند؛ بنابراین لازم بود که صلیبیون پیش از عزیمت به شرق، هرگونه مانعی را از سر راه بردارند و به همین دلیل ناگریز بودند به دولت تونس که مخالفان آن‌ها را پناه داد بود، حمله کنند.[۱۵]

و در ضمن دول مسیحی تحمل ظهور قدرت جدیدی را در عرصهٔ خلافت اسلامی که بتواند دول اسلامی را متحد کند، نداشتند؛ به ویژه این‌که مشروعیت دولت حفصی را در شرق جهان اسلام، دولت بزرگ ممالیک که خود را وارث خلافت عباسی می‌دانست و بر مصر و شام حکومت می‌کرد و جزیره العرب را زیر نفوذ خود داشت، پذیرفته بود، اگر این دولت باعث اتحاد پایدار نیروهای مغرب می‌شد، منافع مسیحیان در مدیترانه و اندلس به خطر می‌افتاد و مانع بزرگی در راه ادامهٔ فعالیت‌های آن‌ها می‌گشت؛ بنابراین، وحشت از شکل‌گیری یک قطب قدرتمند اسلامی در تونس می‌تواند از مهم‌ترین علل حملهٔ لوئی در حمله به تونس باشد. حوادث بعد از جنگ نیز ثابت کرد که شکست لوئی در این نبرد برای جهان مسیحی مصیبتی بزرگ و نیز مایهٔ شادی و آرامش مسلمانان از ناحیه غرب بود.[۱۶][۱۷]

آمادگی قبل از جنگ[ویرایش]

سپاه صلیبی[ویرایش]

مسیر حرکت لوئی نهم به سمت تونس

شاه فرانسه، با بیان اهداف خود برای پاپ کلمنت چهارم، هفت تن از شاهان مسیحی را به تشکیل لشکر صلیبی دعوت کرد. پاپ اموال کلیسا را برای تأمین هزینه جنگ در اختیار لوئی قرار داد. منابع از افراد زیر در ترکیب سپاه صلیبی یاد کرده‌اند:

  1. لوئی نهم به همراه سه فرزندش؛ جان یکم، هوگ دوازدهم و جان دوم[۱۸]
  2. بردار لوئی، آلفونس، کنت پواتیه و تولوز[۱۹]
  3. دختر و داماد لوئی، تئوبالد دوم ناوار و ایزابلا[۲۰]
  4. کنتس شامپانی، ایزابلا[۲۱]
  5. سفیر پاپ[۲۲]
  6. شاه انگلیس، هنری سوم[۲۳]
  7. شاه آراگون، جیمز اول[۲۴]
  8. کنت‌های سوآسون، سنت-پل، بریتانی و لا مارش[۲۵]
  9. گروهی از راهبان که قصد سفر به اراضی مقدس داشتند.[۲۶]

به نقل از ابن‌خلدون که پدرش شاهد عینی جنگ بود:

حدود شش هزار نیروی سواره و ۳۰ هزار نیروی پیاده با ناوگانی عظیم متشکل از ۳۰۰ کشتی کوچک و بزرگ وارد خاک تونس شدند.[۲۷][۲۸]

حرکت نیروها[ویرایش]

نقطه حرکت نیروها از بندر ایگوس-مورتس (Aigues-Mortes) در جنوب فرانسه بود. مدت‌ها طول کشید تا همه نیروها در این بندر مستقر و جمع شوند. در ژوئیه ۱۲۷۰ میلادی / ذی‌القعده ۶۶۸ قمری، ناوگان صلیبی حرکت خود را آغاز و همزمان نیز پادشاه آراگون نیز شروع به حرکت از بندر بارسلون کرد اما گرفتار طوفان شد و تعداد زیادی از کشتی‌های خود را از دست داد و مابقی بازماندگان به بارسلون بازگشتند. ناوگان صلیبی پس از مشکلات پیش آمده برای آراگونی‌ها، ابتدا به سمت بندر کالیاری در جزیرهٔ ساردنی حرکت کرد و بعد از توقفی کوتاه در آن‌جا روانهٔ تونس شد و بدون هیچ مقاومتی وارد آب‌های کارتاژ بندرگاه پایتخت افریقیه گردید و شبانه نیروها در محل مناسبی پیاده شدند. در خرابه‌های شهر قدیمی کارتاژ، که هنوز برخی خانه‌ها و بقایای کاخ باقی مانده بود، مستقر شدند. شش ماه یا طبق برخی منابع ۴ ماه و دو روز، نیروهای صلیبی با کمک پشتیبانی سیسیل، آمادهٔ حمله به تونس و تصرف آن‌جا بودند.[۲۹]

واکنش جهان مسلمانان[ویرایش]

مستنصر که عنوان خلیفهٔ مسلمین و امیرالمؤمنین داشت، وقتی یقین حاصل کرد که لوئی نهم مصمم به جنگ و تصرف تونس است، اعلام جهاد علیه صلیبیون نمود. وی که از آمادگی لازم برای مقابله با حملات صلیبیون را داشت زیرا تمامی شورش‌های داخلی در سال‌های ۶۴۸، ۶۵۱، ۶۵۲ و ۶۶۴ را سرکوب و بر امور داخلی مسلط بود و همچنین توانسته بود حمایت همسایگان خود را جلب کند به‌گونه‌ای که بیبرس، سلطان ممالیک مصر به وی اعلام کرد درصدد تهیهٔ نیروهایی از اعراب برقه برای اعزام به تونس و کمک به مستنصر است. مستنصر ضمن فراخوانی علما و بزرگان مغرب و اندلس از مهاجران و شیوخ موحدون، با آوردن آیهٔ جهاد در آغاز نامه‌های فراخوانی خود، مردم را بسیج کردند.[۳۰]

پیش از رسیدن صلیبیون به خاک تونس، شورایی از علما و بزرگان و فقها در دربار مستنصر تشکیل شد که از مهم‌ترین تصمیمات اولین جلسهٔ آن زمین‌گیر کردن نیروهای صلیبی در ساحل قرطاج بود تا نتوانند به سایر نقاط ساحلی دسترسی پیدا کنند. گروهی از افراد این شورا اعتقاد داشتند، به هیچ‌وجه به آن‌ها اجازه ورود به بندرگاه پایتخت داده نشود. از دیگر اقدامات فوری تونسی‌ها، تشکیل سپاه مخصوص هزار نفری از نیروهای کارآمد با لباس مخصوص بود که اطراف محل سکونت مستنصر را تا پایان جنگ در کنترل خود داشتند؛ زیرا تونس با توجه به حضور انبود یهودیان و مسیحیان وضعی خاص داشت و بارها شایعه کرده بودند که خلیفه به قیروان فرار کرده‌است.[۳۱]

آغاز جنگ و محاصره[ویرایش]

با اعلام جهاد، انبوهی از نیروهای مردمی از نقاط مختلف به طرف تونس به راه افتادند که تعداد آن‌ها طبق منابعی همچون ابن‌خلدون از شمار خارج بود. نیروهای اعراب و ملوک مغرب حضور فعال و چشم‌گیری پیدا کردند. هفت لشکر به فرمان‌دهی شیوخ موحدون تشکیل شد. در این حین اعراب چندین‌بار از طریق بحیره به محل استقرار نیروهای صلیبی شبیخون زدند. بحیره نقطهٔ سوق الجیشی بسیار مهمی بود که با استفاده از آن‌جا، بندر کارتاژ به‌طور کامل در محاصره قرار داشت. لوئی در آغاز، تهدید مستنصر مبنی بر این که اگر خاک تونس را ترک نکند، با سپاهی صد هزار نفری روبه‌رو خواهد شد را جدی نگرفت؛ اما در نخستین درگیری که در نیمهٔ محرم ۶۶۹ قمری رخ داد و ۵۰۰ تن از نیروهای صلیبی کشته شدند، روحیهٔ آنان در هم شکست. افزون بر این‌که نیروهای مردمی و انبوهی از افرادی که نذر مرابطه داشتند، گروه گروه فرا می‌رسیدند و حلقهٔ محاصرهٔ صلیبی‌ها را با حضور انبوه خود تنگ‌تر می‌کردند و کار را بر آنان سخت‌تر می‌ساختند. با این حال، لوئی درخواست صلح و ترک جنگ از سوی مستنصر را رد کرد.[۳۲][۳۳]

شیوع بیماری[ویرایش]

شارل د آنژو در نبرد با سارازن‌ها

اعلام جهاد و حضور انبوه گروه‌های مردم، استفادهٔ مناسب از موقعیت مهم و سوق الجیشی بحیره در محاصره کردن دشمن و استفاده از سلاح‌های مناسب شکست قطعی صلیبیان را در پی داشت. نوعی منجنیق که گلوله‌های حاوی خاکستر آتشین بر سر دشمن می‌ریخت، نقش مهمی در این جنگ داشت. این گلوله‌ها جراحات دردناکی در ناحیهٔ صورت و گلو ایجاد می‌کرد و باد، غبار و خاکستر را وارد مجاری تنفسی آن‌ها می‌کرد و باعث تنگی نفس و خشکی ریه و سرانجام عفونت آن می‌شد؛ آب آشامیدنی نیز با خاکستر آمیخته می‌شد و در اثر نوشیدن آن، تب و اسهال سراسر اردوگاه صلیبی را فرا گرفت و شمار زیادی را هلاک کرد. از جملهٔ نخستین قربانیان این بیماری، لوئی بود. مقداری از امعاء و احشاء و اجزای بدن او در ساحل کارتاژ و در محلی که به نام «مقبره سنت لوئی» معروف است، به خاک سپرده شد،[۳۴][۳۵] و استخوان‌های او در ماه مه سال ۱۲۷۱ م به کلیسای سن-دنی پاریس رسیده و در آنجا به خاک سپرده گشت.[۳۶]

حلقهٔ تنگ محاصره، صلیبی‌ها را زمین گیر و از نزدیک شدن به پایتخت دولت حفصی یکسره ناامید ساخت. یأس و بیماری و بی آبی و بی غذایی و افسردگی و خستگی ناشی از ۴ یا ۶ ماه جنگ، شکست ناوگان شارل د آنژو، شاه سیسیل، برای دست یابی به بحیره و قطع تماس او با صلیبی‌های محاصره شده در کارتاژ، آن‌ها را در تنگنای وحشتناکی قرار داد. مرگ لوئی بر شدت این بحران افزود؛ به طوری که برخی از منابع مرگ لوئی را تنها علت ترک تونس توسط صلیبی‌ها دانسته‌اند. در متون عربی نیز آمده‌است که آن‌ها از این که در کار جنگ فروماندند، و فصل سرما نیز نزدیک بود، درخواست صلح کردند؛ و مستنصر صلح را به این شرط که خاک تونس را ترک کنند، پذیرفت اما به تصریح برخی از منابع، چون وبا شایع شد و به اردوگاه مسلمین هم سرایت کرد، سلطان از ترس این که مبادا مجبور به ترک تونس شود، درخواست صلح را پذیرفت. صلیبی‌ها دو روز بعد از پیمان صلح، با به جا گذاشتن غنایمی، از جمله هشتاد دستگاه منجنیق، به سرعت تونس را ترک کردند.[۳۷][۳۸]

پیمان صلح[ویرایش]

در ربیع الاول سال ۶۶۹ قمری گروهی از فقها در مجلسی بر مشروعیت معاهدهٔ صلح شهادت دادند. ابوزیان محمد بن عبدالقوی امیر بنی‌توجین واسطهٔ عقد صلح بین مسلمین و صلیبی‌ها بود.[۳۹]

پیش از انعقاد پیمان صلح، اختلاف شدیدی بین سران و فقها و بزرگان دولت حفصی در مشروعیت صلح درگرفت؛ به طوری که در یکی از جلسات گفت وگو، مستنصر خشمگین شد و دستور تعطیل آن جلسه را صادر کرد. به هر حال، برخی از افراد سرشناس و فقهای بزرگ، چون قاضی القضاة دولت حفصی ابن خبّاز و فقیه ابن عجلان و… از شرکت در جلسهٔ صلح و امضای آن خودداری کردند. برخی از منابع به مشکوک بودن معاهدهٔ صلح به دلیل آن که هیچ‌کدام از مذاکرات توسط شیوخ موحدون صورت نگرفته‌است، اشاره کرده‌اند. یکی از مناظرات فقهی مهم در دورهٔ حفصی، مناظره بر سر این صلح بود که بین ابن زیتون، کارگزار اصلی صلح، با یک فقیه مخالف صلح به نام احمد بن عجلان روی داد.[۴۰][۴۱]

مفاد پیمان صلح[ویرایش]

مرگ لویی نهم در خیمه‌اش در نزدیکی شهر تونس
  1. برقراری صلح با دول شرکت‌کننده در جنگ؛
  2. آزادی اسرا؛
  3. امنیت متقابل؛ بازرگانان و مسافران؛
  4. ممنوعیت پناهندگی مخالفان؛
  5. آزادی راهبان و کشیشان در تبلیغ و ساخت کلیسا در تونس؛[۴۲]
  6. پرداخت غرامت جنگ توسط سلطان حفصی؛
  7. ادامهٔ پرداخت باج سالیانه دولت حفصی به سیسیل؛
  8. پرداخت ۱۱ قنطار طلا و ده قنطار نقرهٔ خالص در طی ۱۵ سال توسط دولت حفصی به صلیبی‌ها.[۴۳]

پرداخت غرامت جنگی و اموال زیادی که ابن خلدون آن را ده حِمْل مال، و برخی از منابع ۱۱۰۰ قنطار طلا و ۱۰ قنطار نقره گزارش نموده‌اند، خسارت بزرگی برای مردم تونس بود. ابن خلدون می‌نویسد: سلطان با پرداخت این مال از روی طیب نفس، مردم را مغبون ساخت. از آثار مخرب جنگ برای تونس، کاستن بنیهٔ مالی دولت حفصی بود. مبالغ هنگفتی صرف هزینهٔ جنگ و خرج نیروهای شرکت‌کننده در آن شد. به تصریح برخی از منابع همهٔ اموالی که ابو زکریا پدر مستنصر جمع کرده بود، تلف شد. گویا علی‌رغم هزینهٔ سنگینی که بر دولت نوپای حفصی تحمیل شد، این دولت آرامش و ثباتی را که برای بقای خود نیاز داشت، به دست آورد. چند ماه بعد از پیمان صلح، روابط دوستانهٔ مستنصر با دولت آراگون و چند دولت دیگر مسیحی از سر گرفته شد. دولت‌های مسیحیِ شرکت‌کننده در جنگ، بعد از جنگ دچار تفرقه شدند و در موضع ضعیفی نسبت به دولت حفصی قرار گرفتند. اما دولت سیسیل برقدرت طلبی خود پایدار ماند و گویا تنها دولتی که از این معاهده سود برد صاحب سیسیل بود.[۴۴][۴۵]

در ارزشیابی مفاد پیمان صلح باید گفت که در ظاهر تأمین کنندهٔ بسیاری از منافع مالی دول مسیحی، اما به واقع منافع سیاسی آن مطلوب دولت حفصی بود و این نشان می‌دهد که مستنصر حفصی حاضر به پرداخت هزینهٔ مالی سنگین برای حفظ نوعی روابط پایدار سیاسی با دولت‌های فعال اروپایی، چون آراگون و کاستیل و جمهوری‌های جنوب ایتالیا بوده‌است. برونشویک هم تصریح می‌کند که: چون متن معاهده متضمن مسائل مالی بود و رنگ اقتصادی داشت، مستنصر حفصی به سرعت آن را پذیرفت. به هر حال برقراری دیپلماسی پایدار برپایه روابط تجاری دوستانه با دول اروپایی از پیروزی در یک جنگ نظامی بر این دول برای مستنصر حفصی از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار بود.[۴۶][۴۷]

پیامد[ویرایش]

برد صلیبی هشتم، چنان‌که مورخ بزرگ معاصر آن، ابن خلدون، تصریح کرده‌است، وحشت و پراکندگی نیروهای صلیبی را به دنبال داشت. این جنگ مقارن با اعلام خلافت حفصی در نقطهٔ مهمی از غرب جهان اسلام و زمانی روی داد که همهٔ دول اسلامی مجاور، خلافت حفصی را به رسمیت شناختند. این اتحاد موقت مسلمانان، نیروهای صلیبی را مجبور ساخت تا حملهٔ یکپارچه ای را برای تصرف تونس هدایت کنند. شکست صلیبیون در جنگ هشتم، الگویی برای مقاومت دولت‌های مسلمان در برابر دول متجاوز مسیحی شد و نشان داد که اتحاد موقت مسلمانان نیز کارساز است. در غرب مسیحی هم شکست سیاست جنگ صلیبی را به همراه داشت که خود پایان جنگ‌های کلاسیک صلیبی محسوب می‌شد.[۴۸]

این مقاومت که ریشه‌های مردمی داشت و با رهبری شیوخ و متصوفهٔ بزرگ از اولیای مورد احترام مردم هدایت می‌شد، نیروی بی پایان مقاومت مردم مسلمان در شمال آفریقا را نشان داد و به جهان مسیحی فهماند که اسلام در شمال آفریقا ریشه دارد. به دنبال شکست لوئی، جهان مسیحیت ماتم گرفت و مسلمانان احساس آرامش کردند؛ زیرا پیروزی لوئی در تونس به منزلهٔ حاکمیت مطلق بر سراسر مدیترانه بود و حلقهٔ اتحاد میان مغولان و مسیحیان را به شکل مستحکم و پایداری در شرق و غرب جهان برقرار می‌ساخت. اولین نتیجهٔ این اتحاد این بود که قدس برای همیشه شهری مسیحی می‌شد و اسلام برای همیشه از غرب جهان اسلام رخت برمی بست؛ بنابراین، در عرصهٔ بین‌المللی، ناکامی نیروهای صلیبی هشتم در رسیدن به اهداف واقعی خود، بزرگ‌ترین خسارت پایدار برای جهان مسیحیت و پیروزی ثمربخش برای مسلمانان بود.[۴۹]

علی‌رغم آن که مسلمانان هزینه‌های هنگفت مادی و معنوی بسیاری را تحمل کردند، شکست صلیبی هشتم و انعقاد پیمان صلح باعث رونق تجارت در مدیترانه شد. جمهوری‌های جنوب ایتالیا روابط تجاری گسترده‌ای را در شهرهای افریقیه برقرار ساختند. شکست سیاست‌های تسامح آمیز ابی عبداللّه مستنصر، خلیفهٔ دوم حفصی که زمینهٔ فریبکاری لوئی هفتم برای فریفتن سران دولت‌های مسیحی در حمله به تونس را فراهم آورده بود، از دیگر نتایج جنگ صلیبی هشتم بود. از مهم‌ترین نتایج این جنگ، روشن شدن این نکته بود که غرب مسیحی، دیگر اجازهٔ اتحاد مغرب بزرگ را نخواهد داد و با تمام وجود در برابر چنین اتحادی مقاومت خواهد کرد.[۵۰]

پانویس[ویرایش]

  1. Watterson، The Egyptians، 261.
  2. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  3. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  4. Labarge، Saint Louis، 228.
  5. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  6. Riley-Smith، The Crusades: A History، 241.
  7. Labarge، Saint Louis، 229.
  8. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  9. Labarge، Saint Louis، 228-229.
  10. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  11. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  12. Labarge، Saint Louis، 229.
  13. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  14. Labarge، Saint Louis، 230.
  15. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  16. Riley-Smith، The Crusades: A History، 241.
  17. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  18. Labarge، Saint Louis، 231.
  19. Labarge، Saint Louis، 231.
  20. Labarge، Saint Louis، 231.
  21. Labarge، Saint Louis، 231.
  22. Labarge، Saint Louis، 231.
  23. Labarge، Saint Louis، 231.
  24. Labarge، Saint Louis، 231.
  25. Labarge، Saint Louis، 231.
  26. Labarge، Saint Louis، 231.
  27. Riley-Smith، The Crusades: A History، 209-210.
  28. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  29. Labarge، Saint Louis، 232.
  30. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  31. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  32. Labarge، Saint Louis، 233-234.
  33. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  34. Riley-Smith، The Crusades: A History، 210.
  35. Labarge، Saint Louis، 236-240.
  36. “Louis IX of France”. find a grave. 
  37. Riley-Smith، The Crusades: A History، 211.
  38. Labarge، Saint Louis، 236-240.
  39. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  40. Labarge، Saint Louis، 241.
  41. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  42. Labarge، Saint Louis، 242.
  43. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  44. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  45. Labarge، Saint Louis، 242.
  46. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  47. Labarge، Saint Louis، 243.
  48. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  49. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.
  50. پاک، «جنگ صلیبی هشتم»، مجله تاریخ اسلام.

واژگان[ویرایش]

  1. Louis IX of France
  2. Frederick II, Holy Roman Emperor

منابع[ویرایش]