استخاره

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

استخاره در لغت به معنای بهترین خواستن و خیر خواستن از خدا است[۱] و در اصطلاح دینی، واگذاردن انتخاب به خداوند در کاری است که انسان در انجام دادن آن درنگ و تأمل دارد.[۲]

دیدگاه‌ها دربارهٔ استخاره[ویرایش]

  • روح‌الله خمینی: پس از آنکه انسان به کلی در امری متحیر و وامانده شد، به طوری که نه عقل، او را به خوبی و بدی آن راهنمایی کرد و نه عاقل دیگری راه خیر و شر را به او فهماند، و نه خدای جهان دربارهٔ آن کار تکلیفی و فرمانی داشت که راهنمای او باشد، در این صورت که هیچ راهی برای پیدا کردن خوب و بد در کار نیست و دین‌دار و بی‌دین به ناچار یک طرف را اختیار می‌کنند و کورکورانه و متحیرانه و دودل، آن را انجام می‌دهند.

در این حال بی‌چارگی و دودلی و تحیّر -که باید آن را از بدترین حالات بشر شمرد- اگر یکی پیدا شود و انسان را به یک سوی کار دل‌گرم کند و با ارده راسخ و امیدوارانه، به کار وادارد، چه منّت بزرگی به انسان دارد.

این جا دین‌داران می‌گویند: خدای عالم که پناه بی‌چارگان و دادرس افتادگان است، در حالت تحیّر و دودلی -که در آن حال، انسان بیش‌تر از همهٔ حالات، محتاج به دستگیری است- خداوند متعال از عالم رأفت و رحمت و مهربانی‌اش، یک راه امیدی بر روی انسان باز کرده و اگر انسان با این حال اضطرار به او پناه ببرد و از او راهنمایی جوید و عرض کند: «بارالها، این وقتی است که عقل ما و دیگران در پیدا کردن راه خوب و بد، وامانده‌است و راه چاره برای ما نیست، تو که چاره‌ساز بی‌چارگان و عالم به اسرار پنهانی، ما را به یک سوی کار راهنمایی کن و ارادهٔ ما را به یک طرف قوی کن، تو به ما دل‌گرمی ده و از ما دست گیری کن» در این صورت، خدای جهان-که قادر بر پیدا و نهان است-یا دل او را به یک سو می‌کشاند و راهنمای قلب او می‌شود که او مقلب القلوب است، یا دست او را به یک طرف تسبیح می‌اندازد، یا بوسیله قرآن، دل او را گرم می‌کند.[۳]

در قرآن آمده‌است:[۴]

... کیست که دعای درمانده را چون بخواندش، اجابت می‌کند، و بلا را می‌گرداند ...

  • علامه طباطبایی: حقیقت امر این است که انسان وقتی بخواهد به کاری دست بزند ناچار است زیر و روی آن کار را بررسی نموده و تا آن‌جا که می‌تواند فکر خود را که غریزه و موهبتی است خدادادی به کار بیندازد و چنان‌چه از این راه نتوانست صلاح خود را در آن کار تشخیص دهد، ناگزیر باید از دیگران کمک فکری گرفته و تصمیم خود را با کسانی که صلاحیت مشورت و قوه تشخیص صلاح و فساد را دارند در میان بگذارد تا به کمک فکر آنها خیر خود را در انجام دادن آن کار یا ترک آن کار، تشخیص دهد و اگر از این راه هم چیزی دستگیرش نشد، چاره‌ای جز این‌که متوسل به خدای خود شده و خیر خود را از او مسألت نماید، ندارد و این همان استخاره‌است ونباید این عمل راکه عبارت است ازاختیار چیزی که با استخاره تعیین شده، دعوی علم غیب نامید و نیز نباید آن‌را تعریض به شئون الوهیت پروردگار نام نهاد کما اینکه مشورت را هم نباید به خیال اینکه تشریک غیر خدای تعالی در امور خود است، شرک نامید.[۵]
آیت الله  جوادی آملی:  
 گاهی بین دو کار مخیر یا مردد می شویم و نمی‌دانیم کدام حق و کدام باطل است. وجود مبارک امام باقر(ع) فرمود شما همه امورتان همانند عقاید، اخلاق، گفتار و اعمال تان را بر قرآن کریم عرضه کنید و اهل تفسیر باشید، نه استخاره.  
خیلی به ما دستور استخاره ندادند. استخاره کردن دو قسم است. یک دعای مخصوص استخاره است که ابتدا و انتهای آن نور است و در دعای سی‌وسوم صحیفه سجادیه هست. هر کسی تصمیم گرفت کاری را انجام دهد، اگرچه به حسب ظاهر خیر است، اما خیر آن را از خدا بخواهد و همین طور وارد کار نشود.  
این یک دستور اکید اسلامی است و جزء سنن ما می باشد و بسیار کار خوبی است.  
دعای استخاره و 'طَلَب خیر کردن' یعنی خدایا! من درمورد این کار فکر کردم و چون دیدم که به حسب ظاهر مصلحت است، انجام می دهم. من که از عواقب آن خبر ندارم و تو خیر مرا در این کار قرار بده.  
اما آن استخاره که انسان قبل از این که فکر و مشورت کند و قبل از این که آن را مورد ارزیابی قرار دهد، فورا به قرآن تفال بزند، این کار را خیلی به ما دستور ندادند. البته در موقع حیرت که انسان واقعا متحیر شد، آن یک راه دیگری است.  
بنابر این اولا آن دعای استخاره فراموشمان نشود. ثانیا در هر کاری فکر و تدبّر و مشورت و ارزیابی و تعقّل باشد و ثالثا اگر واقعاً متحیّر شدیم که کدام کار برای ما صحیح و کدام کار ناروا، آن وقت به قرآن استخاره می کنیم.  
وجود مبارک امام باقر(ع) فرمود مهم تر از استخاره، تفسیراست. شما تمام کارهایتان را بر قرآن عرضه کنید. چه این آراء و اندیشه ها متضارب و متعارض و مختلف باشد و چه یک اندیشه باشد، شما این را بر قرآن عرضه کنید و ببینید آیا مطالب و معارف قرآنی و معانی قرآنی آن را امضاء می کند. بنابراین برای همه ما - حالا توده مردم که مقدورشان نیست- که در حوزه و دانشگاه هستیم، آشنایی با یک دوره از قرآن کریم لازم می شود.  
حالا یک وقت کسی مانند علامه طباطبایی (رضوان الله علیه) جزء نوادر است ولی این که خطوط کلی قرآن و ترجمه اش را بفهمیم و یا از گزیده تفسیر با خبر باشیم،‌ خیلی سخت نیست. وقتی این ترازو را فهمیدیم،‌ آن وقت این عقاید را با این ترازو می سنجیم.  
این که وجود مبارک امام باقر (ع) فرمود خودتان را با قرآن بسنجید، یعنی آن بحث تنها مخصوص فقیه و اصولی نیست و مخصوص روایات متعارض یا روایت بی معارض نیست، بلکه جمیع عقاید، شئون، اخلاق، اوصاف و افعال را باید بر قرآن عرضه کرد. پس اگر کسی قرآن را نداند، یعنی ترازو ندارد و نمی داند چگونه ترازو را به کار ببرد و عقاید و اخلاق را با چه چیزی بسنجد.  
برای شهادت امام باقر(ع) جامه مشکی پوشیدن و عزاداری خوب است و ثواب دارد اما ما باید اصل فرمایش حضرت را عمل کنیم. فرمود خودتان را چه در مسائل فردی، چه در مسائل جمعی بر قرآن عرضه کنید و با قرآن بسنجید. این از آن وصایای برجسته وجود مبارک امام باقر (ع) است و ما باید این فکر را زنده نگه داریم.  


تصورات نادرست درباره استخاره
  • مجید جعفری تبار:متاسفانه بعضا افرادی با ذهن هایی خرافه گرا، استخاره را که در مقوله تفسیر آیات قرآن و برگرفته از معارف اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم است در ردیف اشیایی موهوم همچون طالع بینی،فال،سحر و جادو ،تسخیر جن،سرکتاب و پیشگویی قرار می دهند؛کلا و اجمالا اینکه توسل و اعتماد به این امور، نه تنها خیری در بر ندارد،که موجب زوال نعمت ها و برکات شده و شرور و نحسیت می آورد.

مجید جعفری تبار در درس ها و سخنرانی ها و مکتوبات خود بارها به خطری که اینگونه طرز فکرها برای رشد و تعالی مادی و معنوی جامعه و افراد دارد تاکید کرده است.اما با وجود این،یکی از تصورات بعضی عوام در خصوص استخاره های او، توقع یا برداشت پیش گویی و غیب گویی است که درباره چنین مرقوم کرده: بسیاری افراد،خیال می کنند که من،با گرفتن استخاره هر کس، نیتش را نیز میفهمم(یعنی مثلا می دانم برای چه موضوعی استخاره گرفته اند!!)در صورتی که من خودم می دانم و چندین بار نیز گفته ام و در اینجا هم مینویسم که : به هیچ وجه چنین نیست و حتی یک مورد هم نبوده است که من بدانم موضوع استخاره چه بوده؟(به غیر از مواردی که خود فرد، قبل از استخاره و یا بعد از آن، موضوع استخاره را به من گفته است).[۶]

انواع استخاره[ویرایش]

  1. استخاره مطلق: این استخاره، در واقع نوعی طلب خیر کردن است و دیگر فقط مربوط به مواقع شک و دودلی و تردید نیست.[۷]
  2. استخاره مشورتی: این استخاره، بدین معناست که انسان با مومنان آگاه مشورت کند تا به وسیله این مشورت، خدای متعال خیر انسان را به زبان یکی از طرف‌های مشورت جاری نماید.[۸]
  3. استخاره قلبی: این استخاره، بدین معناست که شخص از خداوند متعال طلب خیر کند و سپس به آنچه به دل و قلبش افتاد عمل کند.[۹]
  4. استخاره با قرآن: این استخاره، بدین صورت است که شخص بعد از طلب خیر از خداوند متعال قرآن را بگشاید و آیه اول صفحه دست راست را ملاحظه نماید، اگر آیه رحمتی یا امر به خیری باشد خوب است و اگر آیه غضب یا نهی از شرّی یا امر به شرّی یا عقوبتی باشد بد است و اگر دو پهلو باشد میانه‌است.[۱۰]
  5. استخاره با تسبیح: این استخاره، بدین صورت است که شخص میانه تسبیح را بگیرد و دوتا دوتا رد کند، اگر آخری جفت آمد، بد است و اگر طاق آمد خوب است.[۱۱]
  6. استخاره با کاغذ(ذات الرقاع): این استخاره، بدین صورت است که شخص در سه عدد کاغذ بنویسد «بکن» و در سه عدد کاغذ دیگر بنویسد «نکن» سپس از خداوند طلب خیر و عافیت کند، آنگاه آنها را مخلوط کند و سه عدد از آنها را بردارد، اگر در هر سه نوشته بود «بکن» یا «نکن» به آن عمل کند و در غیر این صورت، برداشتن کاغد را ادامه دهد تا تعداد یکی از گزینه‌ها به عدد سه برسد و آنگاه بدان عمل کند.[۱۲]

منابع[ویرایش]

عمومی[ویرایش]

ویژه[ویرایش]

  1. لغتنامه دهخدا
  2. کتابخانه دیجیتال مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
  3. طریقه‌دار، صفحه ۷۹-۸۰
  4. اَمّن یُجِیبُ المُضْطَرَّ إذا دَعاهُ و یَکشِفُ السُّوءَ...[۲۷–۶۲]
  5. طریقه‌دار، صفحه ۹۰-۹۱
  6. HTTP://www.estekhaareh.com
  7. طریقه‌دار، صفحه ۱۰۱
  8. طریقه‌دار، صفحه ۱۰۵
  9. طریقه‌دار، صفحه ۱۰۷
  10. طریقه‌دار، صفحه ۱۰۸
  11. طریقه‌دار، صفحه ۱۱۰
  12. طریقه‌دار، صفحه ۱۱۱-۱۱۲

پیوند به بیرون[ویرایش]