تالکوت پارسونز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تالکوت پارسونز
زادهٔ۱۳ دسامبر ۱۹۰۲
کلرادو اسپرینگز، ایالات متحده
درگذشت۸ مهٔ ۱۹۷۹ (۷۶ سال)
مونیخ، آلمان
ملیتایالات متحده
محل تحصیلدانشگاه هاروارد
شناخته‌شده برای
پیشینه علمی
شاخه(ها)جامعه‌شناسی
محل کاردانشگاه روپرشت-کارلز هایدلبرگ
مدرسه اقتصاد لندن
کالج آمهرست
استاد راهنماادگار سالین
دانشجویان دکتریرابرت کی. مرتن، هارولد گارفینکل، نیکلاس لومان
تأثیر گرفته ازامیل دورکیمماکس وبرویلفردو پارتوفروید

تالکوت پارسونز (به انگلیسی: Talcott Parsons)؛ (۱۳ دسامبر 1902-۸ مه ۱۹۷۹)، جامعه‌شناس آمریکایی که از ۱۹۲۷ تا ۱۹۷۳ در دانشگاه هاروارد شاغل بود.

پارسونز یک نظریه عمومی به‌نام «نظریهٔ کنش» را برای بررسی جامعه توسعه داد که برمبنای روش‌شناختی اختیارگرایی و مبنای معرفت‌شناختی واقع‌گرایی ِ تحلیلی استوار است. این نظریه، تلاش می‌کند بین دو سنت عمده روش‌شناختی تعادل ایجاد کند: فایده-تجربه‌گرایی، و تأویل- ایده آل‌گرایی. برای پارسونز، اختیارگرایی میان این دو روش عمده راه سومی پدید می‌آورد. بیش از یک نظریهٔ اجتماعی، پارسونز یک نظریه در مورد تحول جامعه، و یک تفسیر عینی از جهات و رانه‌های تاریخ جهان ارائه کرده‌است. پارسونز یکی از برجسته ترین نظریه های جامعه شناختی یعنی نظریه کارکرد گرایی - ساختاری، را پدید آورد.

مفاهیم

پارسونز در پی آن بود که یک نظریه کامل در مورد جامعه پدید آورد ؛ نظریه ای که تمام رفتار های اجتماعی را در تمام مکان ها و در کل تاریخ با مدلی واحد یعنی کارکردگرایی ساختاری ، تبیبن کند . برخی از مهم ترین مفاهیم وی:

کارکردگرایی که زمانی برجسته ترین نظریه جامعه شناسی بود ، جامعه را داری اجزایی می داند که در ارتباط متقابل با یکدیگر هستند و در کار کرد کل جامعه سهیم اند . در دانشگاه ، کارکنان و ساختمان های هر یک وظایف گونا گونی دارند . در تمام سیستم افراد گوناگون بسیاری با کارکرد های مشخص در کارکرد کلی این سیستم سهیم اند . کارکرد گرایی را باید از نظریه های کلان جامعه شناسی دانست ، چرا که به الگوی اجتماعی گسترده و سیستم های اجتماعی می پردازد .

نظام اجتماعی پارسونز در نظام اجتماعی کوشید با یکی کردن نقش ساختار و فرایند سیستم اجتماعی درمورد کنش گران ، نظریه کنش اجتماعی خود ا با صراحت بیش تری بیان کند . از نظر وی سیستم اجتماعی عبارت است از «نوعی واحد پیچیده که محدوده هایش مشخص شده و اجزای آن با یکدیگر در ارتباط اند و در آن اتفاقی می افتد.»

سطوح نظام پارسونز استلال کرده است که مانع از کنش کنشگران شوند . این سیستم ها باید برای یکپارچه کردن و تهییج تفاوت های فرهنگی کنش گران در نوعی خاص از یک نظام منظم راهی بیابند . او چهار سطوح سیستمی اجتماعی ، فرهنگی ، شخصیتی و رفتاری را مشخص کرده . پارسونز کار امیل دورکیم و ویلفردو پارتو را تجزیه و تحلیل، و نوشته‌های آنان را از طریق انداوم‌واره (پارادیم) کنش ِ اختیارگرا ارزیابی کرده‌است. او هم‌چنین، پیشتاز معرفی و تفسیر آثار ماکس وبر به مخاطبان آمریکایی بود. او اگرچه عموماً به‌عنوان پژوهش‌گری ساختار-کارکردگرا در نظر گرفته‌می‌شود، در مقاله‌ای در اواخر عمر خود، نوشته‌است که مفاهیم کارکردگرا، یا ساختار-کارکردگرا، راه‌های نامناسبی برای معرفی ساختار نظریه ی او هستند. برای پارسونز، ساختار-کارکردگرایی یک مرحله در گسترش روش‌شناختی علوم اجتماعی بود، و کارکردگرایی هم یک روش جهان‌شمول، نه واژه‌ای برای نام‌گذاری یک مکتبِ به‌خصوص.

منابع

پیوند به بیرون

  1. دیلنی، تیم (۱۳۹۸). نظریه های کلاسیک جامعه شناسی. تهران: نی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۱۲-۹۸۳-۵.