اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان
پرونده:نقشه‌ها و اسناد
نویسنده دکتر محمد عجم و با نظارت: پیروز مجتهدزاده، محمدحسن گنجی
ناشر نشر اوین المپیک، نشر توپا و مجله گسترش
محل نشر استان تهران، تهران
تاریخ نشر چاپ اول، ۱۳۸۸ خورشیدی، سازمان چاپ و انتشارات تهران
تاریخ نشر فارسی: پائیز
شابک1-4-90231-600-978
تعداد صفحات 257 و تعدادی اسناد و تصویر
موضوع جغرافیا، نقشه برداری، جزایر سه‌گانه و نام خلیج فارس
سبک وزیری
زبان فارسی
نوع رسانه کنگره: ۵۱۳۸۸ الف ۳ع/ 2138 DSR،
تصویر روی جلد
Persian gulf documents

کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان توسط دکتر محمد عجم استاد دانشگاه، نگارش و با نظارت اساتید:پیروز مجتهدزاده- محمدحسن گنجی و دکتر مهرنیا در سال ۱۳۸۸ به زیر چاپ رفته‌است. کاندیدای کتاب فصل و کاندیدای کتاب برتر اولین مسابقه تحت عنوان نیم قرن کتابهای خلیج فارس (۱۳۹۰) شناخته شد.[۱]

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران و برابر اعلام دبیرخانه نخستین جایزه ملی خلیج فارس (۱۷ فروردین ۱۳۹۰): کتاب‌های «خلیج فارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز» نوشته محمدرضا حافظ نیا، «کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان» نوشته محمد عجم،[۲] کتاب «خلیج فارس؛ کشورها و مرزها» نوشته پیروز مجتهدزاده،[۳] به مرحله نهایی داوری‌ها راه یافته‌اند در این مسابقه، داوران به بررسی حدود ۸۰۰ عنوان تالیف و ترجمه در چهار گروه تاریخ، جغرافیا، شعر و داستان و پایان‌نامه پرداخته‌اند که از این میان ۲۵۰ عنوان پایان‌نامه بوده‌اند..[۴][۵] این کتاب در واقع جلد دوم کتاب «خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ مکتوب و میراث فرهنگی» است که در شهریور ۱۳۸۳ توسط لیتوگرافی پارت نشر توپا و مجله گسترش صنعت وابسته به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران چاپ و توزیع شده‌است.[۶]

کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان اثری ماندگار و جزو آن دسته از کتاب‌هایی است که در یک دهه گذشته با تاثیر گذاری فوری آن در حوزه میراث فرهنگی و تمدن و جغرافیا و ژئوپلتیک خلیج فارس از نظر میزان توجه رسانه‌های فارسی زبان کم نظیر بوده است؛ علت این تاثیرگذاری و شهرت به چند عامل برمی گردد. مکان و زمان مناسب - پشتکار و جدیت و پرداخت هزینه و نوع آوری در جمع‌آوری مستندات آرشیوهای عربی توسط نویسنده و همچنین اهمیت موضوع وعلاقه مندی جوانان به میراث فرهنگی از عوامل توجه رسانه‌های فارسی زبان به مطالب و مستندات این کتاب بوده است.[۷] ترجمه انگلیسی کتاب نیز بااسناد بیشتر در سه هزار جلد زیر چاپ است.

مشخصات کتاب[ویرایش]

  • نام کتاب: اسناد نام خلیج فارس؛ میراثی کهن و جاودان[۸]
  • موضوعات:جغرافیا- نقشه برداری، نقشه‌ها، اسناد نام خلیج فارس، جزایر سه‌گانه. استعمار در خلیج فارس.
  • نویسنده: محمدعجم با مقدمه پیروز مجتهد زاده
  • کلیدواژه‌ها:اسناد نام خلیج فارس؛ میراث کهن و جاودان. نام‌های سرزمین ایران. تاریخ نقشه هاو کارتوگرافی. تاریخ و جغرافیای خلیج فارس و دریای پارس؛ جزایر سه‌گانه

علاوه بر پیشگفتار و مقدمه دارای ۶ فصل به شرح زیر است:[۹]

فصل اول[ویرایش]

  • پاره نخست: جغرافیا، کهن ترین علم کاربردی
  • پاره ۵- وجه تسمیه و علت نام گذاری خلیج فارس صفحه ۱۸تا ۲۲

دیدگاه عده‌ای از جغرافی دانان مشهور را در مورد دلیل نام گذاری این دریا بیان نموده است. بطور نمونه کتاب سر آرنولد ویلسن Sir Arnold Wilson که در سال ۱۹۲۸ به نام خلیج فارس(Persian Gulf) به چاپ رسیده است. ضمن نقد سابقه تاریخی و جغرافیایی خلیج فارس و بیان توصیفهای نویسندگان مغرب زمین مشاهدات خود را نیز بیان نموده و نوشته است" هیچ آب راهی چه در گذشته و چه در حال حاضر برای زمین شناسان، باستان شناسان، تاریخ دانان، جغرافیدانان، بازرگانان، سیاستمداران و سیاحان و دانش پژوهان اهمیتی بیشتر از خلیج فارس نداشته است این آبراه از هزاره قبل از میلاد تا کنون از هویت پارسی و ایرانی برخوردار است." سی ادموند بوسورثC .Edmund Bosworth مطالبی را از ۲۰ مورخ و سیاح یونانی و اروپایی، از سردار یونانی نیارکوس(۳۲۵-۲۴ ق. م) گرفته تا پریدیکس (۱۸۷۶)، در مورد توصیف خلیج فارس و علت نام گذاری آن را بیان نموده است. مورخان دوره اسلامی عموما در کتب خود عبارتهای ذیل را در وجه تسمیه و علت نام گذاری خلیج فارس به این نام ارائه نموده‌اند: به طور مشخص ابن حوقل، ابن فقیه و استخری: "این دریا که از سند و کرمان تا فارس ادامه دارد و به جناوه، مهروبان، سیراف و عبادان (آبادان) ختم می‌شود، در میان همه سرزمین‌ها با نام فارس خوانده می‌شود زیرا مملکت فارس از همه کشورها آبادتر، پیشرفته تر بوده و پادشاهان آن همه کرانه‌های دور و نزدیک این دریا را زیر کنترل خود دارند. به روزگار گذشته پادشاهان پارس بزرگتر و قویتر بوده‌اند و هم در این روزگار مردمان پارس بر همه کرانه‌های این دریا مستولی اند".[۱۱][۱۰]

فصل دوم[ویرایش]

فصل دوم: خلیج فارس در گذر زمان

  • اسناد و مبانی تاریخی اصالت نام خلیج فارس
  1. نام‌های اسطوره‌ای خلیج فارس
  2. دوره پارسی
  3. دوره اسلامی* دوره مغولی
  4. دوره استعمار
  5. . دورهٔ استیلای پرتغالیها بر خلیج فارس تا فتح هرمز
  6. . دورهٔ حضور هلندیها
  7. . دورهٔ استیلای انگلیسیها و خلیج فارس در منابع دوره استعمار انگلیس و سفرنامه نویسان انگلیسی و ایرانو جنگ‌های انگلو-ایران و اسناد نماینده بریتانیا مقیم خلیج فارس
  8. خلیج فارس در منابع دوره استعمار پرتغال در خلیج فارس و جنگ‌های ایران و پرتغال- [۱۳]
  • اسناد و مبانی حقوقی اصالت نام خلیج فارس
  1. نام خلیج فارس در قراردادها و معاهدات منطقه‌ای و بین‌المللی صفحه ۸۲ تا ۹۲[۱۱]
  2. نام خلیج فارس در قراردادهای عربی[۱۲]:
  3. خلیج فارس و حقوق بین‌الملل، دفاع حقوقی ایرانیان از خلیج فارس صفحه ۹۲- ۹۸[۱۳]
  4. . خلیج فارس و حقوق بین‌الملل دریاها
  5. . مصوبات سازمان ملل و سایر سازمانهای بین‌المللی
  6. نقشه‌های رسمی دولتی
  7. اعتراف به حقیقت توسط روشنفکران و نویسندگان مشهور عرب

شمس‌الدین انصاری دمشقی-شهاب‌الدین نویری- ابن وردی- ابن بطوطه- مصطفی کاتب چلبی قسطنطنی- ابن خلدون- طبری- الماوردی- استخری، مسعودی، بیرونی، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی،

  • پاره سوم:
  1. «اطلس‌های نقشه‌های خلیج فارس» نام بخشی دیگر از فصل دوم کتاب است. برای اطلاع از محتوای این بخش کتاب بنگرید: تحریف نام خلیج فارس.
  2. داستان جزایر سه‌گانه صفحه 98-120 [۱۴]

فصل سوم[ویرایش]

  • توطئه برای تغییر نامی که میراث فرهنگی بشر است.142 [۱۵]
  • سابقه و علت تحریف اسناد تاریخی142-155 [۱۶]

برای اولین بار مجله العربی (کویت) ۱۹۵۸ در شماره دوم خود با استناد به کتاب" حبابهای طلایی خلیج عر. بی رودریک اوون کارگزار بریتانیا در خلیج فارس خواستار تغییر نام خلیج فارس شده بود و اتحادیه عرب در تاریخ ۱۳ اوت ۱۹۶۳ و در ۱۱ دسامبر ۱۹۶۴ نیز کنفرانس حقوقدانان عرب تغییر نام را تصویب کرده بود اما از آنجا که روزنامه‌ها و مجلات عربی مستقل و حتی الاهرام همچنان عبارت تاریخی خلیج فارس را بکار می‌بردند. قومگرایان برای اینکه توطئه استعماری تغییر نام خلیج فارس را در میان توده‌های مردم مقبول سازند.[۱۷] دریک ترفند مکارانه پس از شکست جنگ ۱۹۶۷، خلیج فارس را اصطلاحی صهیونیستی!! اعلام کردند و سرمایه‌های زیادی را صرف تغییر این نام کردند. اما در ایران تا سال ۱۳۸۱ هیچ مقاله و نوشته‌ای در رسانه‌های گروهی در دفاع ازنام خلیج فارس منتشر نشد و مطبوعات حاضر نبود پژوهش‌های دفاع از نام خلیج فارس را چاپ کنند آنچه منتشر شدیک جلد اطلس و دو جلد کتاب در تیراژ بسیار اندک بود که دایره کاربرد آن از چند کتابخانه و استاد دانشگاه فراتر نرفت. اما از سال ۱۳۸۱ با آمدن وب سایت و وبلاگ‌های فارسی مطبوعات از انحصار خارج شد و وضعیت تغییر کرد؛ و اولین وبلاگها و پژوهشها در دفاع از نام خلیج فارس منتشر شد.[۱۸]

  • دلایل تحریف نام خلیج فارس: الف- بحران هویت در حاشیه جنوبی خلیج فارس صفحه ۱۴۲-۱۵۵

[۱۹] [۲۰]

فصل چهارم[ویرایش]

  • پاسخ کوتاه به ادعاهای واهی بزرگ و حاکمیت جزایر سه‌گانه صفحه ۱۷۰- ۱۹۷[۱۴]

"بدنبال شکست جنگ سالاران ساحل دزدان دریایی (Pirate Coast) از نیروهای هندی بریتانیا سواحل دزدان دریایی (شارجه، عجمان و راس خیمه) به تصرف انگلیس درآمد؛ و بر اساس قرارداد ۱۸۱۹ بریتانیا برای آنها پرچمی و علامت ملی و مهر درست کردو آنها را تحت حمایت (مستعمره) قرارداد. دریازنان در خلیج فارس حملات خونینی در سالهای سال ۱۸۰۸ پیش آوردند. در سال ۱۸۰۸ بومیان سواحل عمان کم و بیش تحت فرمان سلطان بن صقر شیخ شارجه در آمده و نیرویی متشکل و بیش از حد تصور نیرومند و جنگجو بوجود آوردند. و به دارایی‌های نیروهای هندی انگلیسی خلیج فارس حمله‌ور شده آنان را غارت کردند و به کشت و کشتار دست زدند؛ در سال ۱۸۰۷ یک نیروی متفق مرکب از ارتش بمبی (مومبای) انگلیسی‌ها و افراد مسقط به دریا زنان حمله‌ور شده و خیمه‌ها و پناهگاه‌های آنان را منهدم ساخته و جزیره قشم را از دستشان بدر آورده بودند. در سال ۱۸۰۹ حکومت بمبئی دسته‌ای از افراد نیروی دریایی را به این ناحیه اعزام داشت تا با همکاری حکمران مسقط به مهاجمین دریازن یورش بزند. با تضعیف دولت مرکزی ایران پس از جنگهای ایران و روس و جنگ هرات و مرو، نیروهای بریتانیا بتدریج بسوی سواحل فارسی نیز چشم طمع دوخت؛ و جزایر کیش و خارک و بوشهر را مورد تهدید قرار داد. اسناد و مدارکی که ایران در سالهای ۱۸۸۷ تا ۱۹۰۳ مبنی بر اعتراض به اشغال جزایر خلیج فارس به بریتانیا ارایه می‌نمود عبارت بودند از:

  • ۱- یادداشت اعتراضی سال ۱۸۴۰ صدر اعظم ایران و ممالک محروسه حاجی میرزا آقاسی:" همه جزایر خلیج فارس متعلق به ایران است و انگلیس حق دخل و تصرف در آن ندارد".۲- عهدنامه مجمل ۱۸۰۹ میلادی- عهدنامه مفصل ۱۸۱۲ میلادی دو قرارداد میان ایران و انگلیس دریای خلیج فارس را دریایی ایرانی دانسته و بیان شده انگلیس قبل از استقرار در هر نقطه از این دریا باید از ایران اجازه بگیرد.۳ - همه دنیا دریا را بنام خلیج فارس می‌شناسند این یعنی اینکه جزایر آن متعلق به مملکت فارس است کما اینکه در قدیم الایام هم ایرانی بوده‌است.
  • پاسخ بریتانیا: جزایر هنگام اشغال توسط بریتانیا بدون صاحب بوده و مطابق قاعده حقوقی تقدم در مالکیت سرزمین بدون صاحب،(قاعده عرفی دوره استعمار گری) متعلق به کشوری است که آن را تصرف کند.

پاسخ ایران: جزایر مسکونی بوده اتباع آن ایرانی هستند آنها برای خرید و معاملات و رفع دعاوی و ارسال شکایت‌های بین قبیله‌ای به نماینده فارس در بندر لنگه و بوشهر مراجعه می‌کرده‌اند و می‌کنند؛ و رعیت (شهروند) ایران هستند (در آن زمان شناسنامه نبود). نقشه‌های رسمی و مکاتبات شیوخ موید این موضوع است.

  • برافراشته شدن پرچم ایران در جزایر سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۴ و سال ۱۹۳۳
  • ۸۰ مورد شکایت و یادداشت اعتراضی ایران بر علیه اشغال جزایر.
  • شکایت به جامعه ملل (سازمان ملل آن دوره)
  • تهدید ایران به شکایت به کمیته استعمارزدایی سازمان ملل برای استعمار زدایی از جزایر ایرانی سال ۱۹۶۶
  • بریتانیا به ایران اعلام کرد: نیاز به شکایت یا به توسل به زور نیست و امکان رسیدن به توافق با رضایت طرفین
  • رضایت انگلیس بر خروج از مستعمرات در خلیج فارس و برگرداندن جزایر به ایران.
  • وساطت بریتانیا برای جلب رضایت ایران در مورد محترم شمردن استقلال شیخ نشینان خلیج فارس و همکاری و مساعدت ایران با آنها.
  • مخالفت شدید ایران با تشکیل امارات عربی متحده قبل از برگشت کامل سه جزیره.
  • وساطت بریتانیا برای انعقاد توافق نامه برای انجام ترتیبات برگشت جزایر به ایران و تشکیل دولت جدید در خلیج فارس.
  • سفر شیخ خالد رئیس شارجه و شیخ صقر رئیس راس الخیمه به ایران و تقاضای کمک مالی در قبال دادن جزایر سه‌گانه.
  • رد قاطعانه خواسته شیخ صقر (ناصریست بود) در مورد فروش تنب بزرگ و تنب کوچک به ایران و دریافت پول.
  • رضایت ایران به دادن کمک مالی سالانه یک و نیم میلیون پوندی به امیر شارجه برای توسعه و عمران شیخ نشین شارجه.
  • اعطای سه فقره چک به همین مبلغ برای سال ۱۹۷۱ از سوی وزارت خارجه ایران پس از امضای توافقنامه همکاری و ترتیبات برگشت جزایر به ایرانمیان نماینده ایران و ویلیام لوس میانجیگر بریتانیایی.
  • ایران این یادداشت تفاهم (مذکرة التفاهم) را موقتی اعلام کرد و هویدا فردای آن در پارلمان اعلام کرد:جزایر سه‌گانه امروز بطور کامل به مام میهن برگشت و ما به هیچ چیز کمتر از حاکمیت کامل ایران بر سه جزیره رضایت ندادیم". نخست وزیر وقت ایران در واقع تفاهم نامه ۱۹۷۱ راکه یکی از افراد رده پایین وزارت خارجه امضا یا پاراف کرده بود را الزام آور ندانست. به موجب موافقتنامه ایران قبول مساعدت کرد که، سالیانه یک و نیم میلیون لیره به شیخ شارجه بپردازد تا زمانیکه آن کشور از کمک مالی برای توسعه زیر ساختها بی‌نیاز شود.
  • در مورد جزایر تنب کوچک و بزرگ که ایران آن‌ها را ملک مسلم خود می‌دانست، حاضر به هیچگونه همکاری با شیخ رأس‌الخیمه نشد و اعلام کرد به زور یا با رضایت جزایر به ایران بر خواهد گشت. صرف نظر از سوابق تاریخی انگلیس پذیرفته بود که این دو جزیره در داخل حوزه قلمرو و صلاحیت دریایی ایران قرار داشت.

در دسامبر ۱۹۷۱ نماینده ایران در شورای امنیت اسناد و مدارک ایرانی بودن جزایر را به اعضای شورای امنیت ارایه نمود و شکایت ۴ کشور عربی برای همیشه از دستور کار خارج شد. نماینده ایران گفت: "این جزایر همواره از گذشته‌های بسیار دور بخشی از قلمروایران بوده‌اند و در قرنهای ۱۸ و ۱۹ میلادی جزء حوزهٔ صلاحیت و حکمرانی لنگه به حساب می‌آمده‌اند که خود یک بخش اداری از استان فارس بوده‌است. حاکمیت ایران بر این جزایر در کتابها، اسناد تاریخی، نقشه‌های جغرافیایی و به خصوص در اسناد رسمی، گزارش‌های اداری و یادداشتهای وزارت خارجه و دفتر امور هندوستان در انگلیس در خلال قرنهای ۱۷ و ۱۸ و بخش اعظم قرن ۱۹ و در اسناد و نقشه‌های روسیه و آمریکا نیز منعکس شده‌است. از میان نقشه‌های رسمی و نیمه رسمی می‌توان به چند نمونه زیر اشاره کرد:

  • در نقشه‌ها و کتابها وزارت دریاداری انگلستان تحت عنوان «راهنمای دریایی خلیج فارس».
  • در «نقشه اداره جنگ» انگلستان سال ۱۸۸۷
  • نقشه شرح وضعیت دریانوردی در خلیج فارس که در سال ۱۷۸۶ توسط جان مک کلئور تهیه‌است.
  • یادداشتهای جغرافیایی مربوط به امپراطوری ایران که جی. ام. کیز مشاور سیاسی سرجام ملکم سال ۱۸۱۳ به چاپ رسیده‌است،
  • نقشه وزیر مختار بریتانیا در هند، کاپیتان سی. بی. اس. سنت جان در سال ۱۸۷۶
  • نقشه وزارت جنگ بریتانیا (مورخ ۱۸۸۶) درباره ایران.
  • نقشه لرد کروزن سال ۱۸۹۲
  • نقشه سال ۱۸۹۷ رنگی ایران توسط دفتر نقشه برداری اداره امور خارجی هند (بریتانیا) در همه این نقشهها جزایر تنب و بوموسی به رنگ قلمرو اصلی ایران است.(کتاب فرهنگ مهر و کتاب مجتهد زاده)

علاوه بر دوره‌های مختلف تاریخی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۵۰۰ تمامی جزایر و سواحل خلیج فارس تحت حکومت سلطان هرمز بود که خود تابع حکّام فارس یا کرمان محسوب می‌شد. در دوره استعمار مدت کوتاهی حاکمیت مؤثر ایران بر جزایر تحت الشعاع قرار گرفت اما ایران هرگز حاکمیت خود بر این جزایر را به دولتی تفویض نکرده‌است. ماموران ایرانی در طول سالهای ۱۹۳۵ تا ۱۹۷۱ بارها بصورت علنی یا مخفی به جزایر سرکشی می‌کردند و تحرکات انگلیسی‌ها را گزارش می‌کردند بخصوص در مورد معدن خاک سرخ ابوموسی و از چراغ‌های دریایی. در دورهٔ ۲۲ نوامبر ۱۹۵۴ تا ۲۰ ژانویه ۱۹۵۵ سواحل ایران در خلیج فارس بصورت فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس سازماندهی شد. بوموسی در تابستان ۱۹۵۸ در بخش کیش ادغام شد. در این موارد، دولت بریتانیا هیچ اعتراضی نکرد.

بخش‌های دیگر این فصل کتاب عبارتند از:

  • نظر طرفداران تغییر نام خلیج فارس
  • دلیل‌های طرفداران نام خلیج فارس
  • اعتراف رسانه‌ها و روشنفکران عربی
  • مسئولیت ما، پیشنهادها و راهکارها

برای تفصیل این مطالب بنگرید: تحریف نام خلیج فارس.

فصل پنجم[ویرایش]

  • اسناد و نقشه‌ها.[۱۵]
  • نام خلیج فارس در نقشه‌های تاریخی.

کتاب‌های همسو[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]