جنبش جنوب ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

جنبش جنوب ایران عمده مبارزات مردمی جنوب ایران، توسط مبارزان دشتی، دشتستان و تنگستان در بوشهر، عرب‌ها و بختیاری‌ها در خوزستان و نیروهای مبارز در کازرون و فارس می‌باشد.

سابقه[ویرایش]

Persian gulf in the ottoman maps 1729 y

آغازجنبش جنوب ایران را می‌توان سال ۱۶۲۲ دانست که در آن مردم هرموز علیه پرتغالی‌ها بپا خواستند و سرانجام با فتح هرمز (۱۶۲۲) ۲۲–۳۰ آوریل ۱۶۲۲ این یک رویداد مهم در تاریخ خلیج فارس است.

جنبش مردم جنوب بخصوص توسط مبارزان تنگستان، دشتی و دشتستان در عهد دوره قاجار بویژه عصر ناصری در مقابله با نیروهای مهاجم بریتانیا با تاثیرگذاری از مسئله هرات شکل یافت. در دوره مشروطیت نقش مشروطه خواهی و آزادی طلبی داشت و در زمان رضاشاه در مبارزه با حکومت مرکزی و مقابله با پلیس جنوب فعال بود.

جنوب ایران بخصوص استان بوشهر در تحولات دو سدهٔ اخیر در چهار نوبت مورد هجوم نیروهای انگلیسی در سال‌های ۱۸۳۷، ۱۸۵۶، ۱۹۰۹ و ۱۹۱۵ میلادی قرار گرفت. پیش از آن پرتغال‌ی ها در قرن شانزدهم بعنوان اولین یورش کنندگان در بندر ریگ و در فاصله ماه‌های آوریل تا ژوئیه ۱۵۱۹م در ری‌شهر حضور یافتند. سپس تصرف جزیرهٔ خارگ توسط هلندی‌ها در سال ۱۷۵۳م اتفاق افتاد که در هر کدام از مراحل یاد شده با مقاومت نیروهای مردمی جنوب همراه بوده‌است.

دوره ناصری[ویرایش]

از دوره فتحعلی شاه حکومت مرکزی درصدد تسلط و تحکیم قدرت بر نواحی شرق ایران را داشت و از سویی چون کامران میرزا از اطاعت دولت مرکزی سرباز می‌زد فتحعلی شاه مجبور به محاصره هرات شد، اما آنجا را به تصرف در نیاورد. پس از او محمدشاه قاجار با لشکری در ۱۲۵۳ قمری، هرات را محاصره کرد. در حالی‌که مکنیل سفیر انگلیس در ایران با این امر مخالفت کرد و دولت وی با ایران قطع رابطه نمود و اعلام کرد؛ در صورت ادامه محاصره با ایران وارد جنگ خواهد شد. تا اینکه دولت انگلیس نیروی نظامی خود را در سواحل بوشهر پیاده کرد. دراین جریان، انگلیس با اعزام پنج فروند کشتی جنگی به عنوان اعتراض، جزیره خارگ را اشغال کرد و تهدید به تصرف سواحل خلیج فارس و نواحی فارس نمود. سپاه ایران به ناچار در ۱۸ جمادی‌الثانی ۱۲۵۴ ه. ق (۸ سپتامبر ۱۸۳۸ میلادی) بدون اخذ نتیجه‌ای از محاصره هرات دست برداشت و تمام شرایط انگلیس را پذیرفت. ضعف و بی تدبیری میرزا آغاسی و عدم آگاهی او از اوضاع آن روز در شکست ایران نقش عمده‌ای داشت.

ناصرالدین شاه در زمان حکومت خود توسط حسام السلطنه والی خراسان را با سپاهی هرات را محاصره کرد، دولت انگلیس باز هم در اعتراض به این کار با ایران قطع رابطه کرد و حسام السلطنه پس از ۵ ماه، در سال ۱۲۷۳ هرات را کاملاً تصرف کرد. دولت انگلیس بار دیگر به لشکرکشی بسوی بوشهر اقدام کرد. نیروهای انگلیسی با متفرق کردن نیروهای ایرانی، ۹ ربیع‌الثانی ۱۲۷۳/ ۷ دسامبر ۱۸۵۶ م. هلیله در دو فرسخی بوشهر را گرفتند و دو روز بعد به طرف قلعه بهمنی در یک فرسخی بوشهر روانه شدند، که با مقاومت اولیه مجاهدین، به پیشتازی باقر خان تنگستانی مواجه شدند که بعلت غلبه تجهیزات و نیروها، این قلعه بدست انگلیسی‌ها افتاد و احمد خان تنگستانی با هفتاد نیروی دیگر، کشته شدند. مقاومت نیروهای مجاهدین نتوانست مانع تصرف بوشهر شود و شهر بدست نیروهای انگلیسی افتاد.

ناصرالدین شاه با تدارک سپاهی به فرماندهی شجاع الملک به جنوب اعزام کرد و سپاه خود را به نزدیکی برازجان رساند. قوای انگلیس پیش تاخته و برازجان را گرفتند اما در بازگشتشان به بوشهر در نزدیکی خوشاب در ۳ کیلومتری برازجان مورد هجوم سپاه ایران قرار گرفتند؛ ولی دست آخر غلبه با نیروهای بریتانیا بود. مجاهدین دشتستانی، دشتی، تنگستان و خشت برای نبرد نهایی هم داستان شدند. انگلیسی‌ها محمره را هم گرفتند و بسوی اهواز پیش تاختند. خارک، بوشهر، برازجان، خرمشهر و اهواز مورد اشغال یا هجوم انگلیسی‌ها واقع گردید. روسیه و فرانسه به ناصرالدین شاه پیشنهاد میانجی‌گری کردند و از او خواستند که نیروهای ایرانی هرات را تخلیه کند. سرانجام معاهده صلح به نام عهد نامه پاریس در ۷ رجب ۱۲۷۳ ق. بین دو کشور در جنگ منعقد شد و طی آن ایران از هرات و انگلیس از جنوب ایران خارج شدند. در این زمان آقاخان نوری صدراعظم ناصرالدین شاه، سخت و بدون پرده‌پوشی از انگلیس حمایت می‌کرد و خود، دست‌نشانده و عامل انگلیس بود.

مشروطیت و استبداد صغیر[ویرایش]

دیدگاه اول[ویرایش]

در سال ۱۳۲۴ ق. /۱۹۰۶ م. فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه پذیرفته و صادر گردید که مورد استقبال آزادی خواهان بلوکات و نواحی ایالت فارس و بنادر جنوب قرار نیز واقع گردید. در دوره محمدعلی شاه که حکومت مرکزی با آزادی خواهی مردم به مبارزه پرداخت رهبری آزادی خواهان در بوشهر بر عهده سید مرتضی اهرمی (علم الهدی) بود وی بدنبال فتوای علما از جمله استاد خود آخوند خراسانی و با توصیه و مشورت آیت‌الله سید عبدالحسین لاری و ملا علی تنگستانی و دیگر علما و تجار بوشهر و استمداد از حکام محلی از جمله خالوحسین بردخونی، رئیس عبدالحسین دشتی و رئیسعلی دلواری با همراهی قوای دشتی، دشتستان و تنگستان در سال (۱۳۲۷ ه. ق/ ۱۹۰۹ میلادی) اقدام به خارج کردن نیروهای طرفدار محمدعلی شاه از بندر بوشهر نمود و امورات آن را بدست گرفت. دولت انگلیس که مخالف آزادی خواهان بود نیز به بهانه دفاع از خارجی‌ها و جهت حفظ منافع خود در بوشهر نیروی نظامی پیاده کرد نه ماه شهر بوشهر در اختیار آزادی خواهان بود. دو ماه پس از موفقیت وی دولت مرکزی احمدخان دریابیگی را جهت سرکوب سید و آزادی خواهان به حکمرانی کل بنادر جنوب تعیین گردید که وی با تحریک پراکنده کردن نیروهای مشروطه خواه نمود و شهر دوباره به کنترل نیروهای محمدعلی شاه قرار گرفت. سید به کنسولگری انگلیس برده شد و بدنبال حساسیت مبارزان منطقه از جمله رئیسعلی دلواری جهت تسخیر بوشهر و آزادی سید، دریابیگی وی را بدستور محمدعلی شاه با کشتی به نجف تبعید نمود.[۱][۲]

دیدگاه دوم[ویرایش]

در رابطه با تبعید سید مرتضی اهرمی با موافقت نجف چنین می‌خوانیم:

"بعد از دستگیری سید مرتضی، دریابگی راجع به رفتار او تلگرافی به نجف فرستاد و خواستار راهنمائی گردید؛ لذا در روز چهاردهم پاسخی دریافت کرد دایر براین‌که سید مرتضی باید گوشمالی و اخراج گردد."[۳][۴]

علیمحمد حکمت بوشهری در کتاب خود به نام «گوشه‌ای از انقلاب مشروطیت در جنوب» می‌نویسد:

«من مدافع دریابیگی نیستم، به سوابق خوب و بد او هم کاری ندارم ولی دریابیگی هرکه بود و هرچه بود کسی نبود که دست التماس به سوی امثال سید خرقانی دراز کند. او یکبار بعد از حکومت مرحوم عماد نظام و بار دیگر پس از عزل میرزا رضا قلی خان سالار اعظم به حکمرانی بوشهر رسید و در هربار دست به کارهای خوب و بدی زد که در این‌جا از موضوع بحث ما خارج است... تصرف بوشهر و تمام دوائر دولتی آن از این نظر بسیار حائز اهمیت بود که در صورت ادامه آن و تجزیه بوشهر از آن روی که نیروهای مسلح و ضعیف دولت وقت توانائی مقابله با سلحشوران انقلابی نداشتند، اقتصاد سایر قسمت‌های دیگر کشور را نیز دچار رکود و فلج می‌کرد و این چیزی بود که سرانجام آن جز کناره‌گیری شاه مستبد چیز دیگری نمی‌توانست باشد. در همین جریان بود که سیاست سیاه چهره کریه خود را آشکار ساخت و مرتضی اهرمی را برانگیخت تا با لجاجت خود پیروزی درخشان «مجاهدین جنوب» را خدشه‌دار کند و چون مهم‌ترین دوائر دولتی آن روز اداره گمرک بود درآمد آن را دیپلماسی محیل انگلیس در قبال قروض خارجی مطمئن‌ترین وثیقه تشخیص داده بود. برای این‌که درآمد آن کاملاً محفوظ و از هرگونه دست‌برد مصون بماند مرتضی اهرمی را که گمان خطایی دربارهٔ او نمی‌رفت به عنوان «ناظر» و «امین وصول» درآمدها، مأمور حفظ وصولی «گمرک» کردند؛ ولی سید با «انجمن» و «مجاهدین» طریق خصومت در پیش گرفت. این رفتار باعث شد که فرصت به عوامل استبداد و عاملان بیگانه داده شود تا علیه آزادیخواهان دست به توطئه زنند و موضوع اختلاس وجوه «گمرک» با «بوق و کرنا» بهانه تبلیغ قرار گیرد.»

سپس می‌آورد:

«در همین هنگام مرحوم دریابیگی نیز به بوشهر آمد و مأموریت یافته بود آزادیخواهان جنوب را تنبیه کند و سر جای خود بنشاند؛ ولی او که مردی زیرک و وقت‌شناس بود بخوبی می‌دانست درافتادن با «انجمن اتحاد اسلامی» و آزادیخواهان غیور جنوب کاری بس صعب و دشوار بلکه امری پرخطر است. ازاین‌رو زهرچشم خود را متوجه سید اهرمی که خشم و غضب زعماء «انجمن» و مجاهدان انقلاب در حق خود برانگیخته بود کرد. با این کار چنین وانمود کرد که هم اوامر مرکز را اطاعت می‌کند و هم از خطری که از ناحیهٔ «انقلابیون» در صورت درگیر شدن با «زعماء انجمن» ممکن است دامن‌گیر او شود، اجتناب می‌ورزد.»

آنگاه ادامه می‌دهد:

«دریابیگی هوشیارانه سید اهرمی را در فشار گذاشت. سید هم به خیال رسیدن کمک در خانه خود متحصن و حصاری شد و به وسیله نامه از دلواریها و دشتستانیها خواستار کمک گردید. دریابیگی ناچار دستور داد خانه او را به توپ بسته و او را از تحصن خارج و دستگیر سازند. پس از ویرانی خانه از صدمت توپ، مردم که اتلاف وجوه گمرک را مغایر حیثیت انقلابی خود می‌دانستند سید را در میان گرفته و شخصی به نام «سید غریب» با دار و دسته‌اش او را در کوچه و بازار گردانیدند. هنگامی که مأمورین «انجمن» برای نجات او آمدند و از دست مردم عصبانی که عده اوباش و اراذل هم قاطی آنها شده بودند نجاتش دادند، به جای این که اوامر زعماء را اطاعت و خود را در اختیار انجمن قرار دهد از دست نجات‌دهندگان فرار کرد و به زیر بیرق کنسولگری انگلیس گریخت و آن‌جا «بست» نشست.»[۵]

در رابطه با نظر سید مرتضی اهرمی در مقطعی در مورد بالیوزگری انگلیس و برخی نوشته‌های او به بالیوز چنین می‌خوانیم:

"در همین اثنا سید مرتضی همـ که اکنون با قطع نیازمندی‌هایشـ مواضع‌اش متزلزل گردیده نامه‌ای به بالیوز نوشته و از او خواسته باور کند که او تمامی تفنگچی‌های تحت امرش را اخراج کرده و تنها تعداد بسیار اندکی برای نیاز خود، نگه داشته‌است... بی هیچ تردید در روز پانزدهم سید به یکی دیگر از سران تنگستان نامه فرستاده و تذکر داده که نارضائی‌های کنونی فقط پیروزی نهائی استبداد خواهد شد و بالیوز هم به هیچ وجه مخالف آرمان ناسیونالیست‌ها نیست و هر کسی غیر از این گوید، دروغ محض است. او نامه‌اش را با این درخواست از رئیس تنگستانی به پایان رسانده که از بالیوزگری بیمی به دل راه نداده بلکه برای همکاری با او (باسید) جهت اشغال بوشهر برای آرمان ناسیونالیست، به بوشهر برگردند: او نامه‌های دیگری هم با همین لحن به رؤسای مختلف فرستاده که پیش از این به کمک او آمده اما با پیاده شدنِ تفنگدارانِ دریائی انگلستان از ناوهای جنگی «فاکس» و «اسفینکس»، شهر را ترک کرده بودند."[۴][۶]

بالیوز انگلیس در مورد سید مرتضی اهرمی و دریابیگی و چرایی نگه داری تفنگچیان خود در بوشهر چنین می‌گوید:

"اوضاع شهر و شبه جزیره بوشهر رو به بهبود نهاده و تیراندازی در شب‌ها تا حدودی پایان یافته‌است اما اگر تفنگداران انگلیسی شهر را ترک می‌کردند اوضاع به فوریت به هرج و مرج می گرائید زیرا اولاً سید مرتضی هنوز عنصری خطرناک است و در ثانی ورودِ قریب‌الوقوع دریابگی – به خاطر تامین منافع شاه – مانع از آن می‌گردد که اوضاع – از سوی مردم – به شرایط عادی برگردد. به همین دلیل بازار در روز به طور کامل یا جزئی، تعطیل می‌باشد."[۴][۷]

جنگ جهانی اول[ویرایش]

نوشتار(های) وابسته: اشغال ایران در جنگ جهانی اول
تندیس رئیس علی دلواری

در آغاز جنگ جهانی اول، علی‌رغم اعلام بی طرفی دولت مرکزی ایران، قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و کشتی‌های جنگی انگلستان در ۲۸ رمضان سال ۱۳۳۳ ه. ق برابر با ۸ اوت ۱۹۱۵/ ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ به قصد تصرف بوشهر و نواحی آن در مقابل آن لنگر انداختند؛ و خارک، بوشهر، برازجان، و... را بلافاصله به اشغال خود در آوردند. در همین زمان علماء و مجتهدین مقیم «نجف» و «کربلا» از جمله آیت‌الله شیرازی طی فتواهای جداگانه‌ای علیه بریتانیا اعلام جهاد کردند. رئیس علی دلواری در راس قوای تنگستانی با همراهی خالوحسین بردخونی در راس قوای دشتی، شیخ حسین خان چاه کوتاهی و زایرخضرخان اهرمی علیه اشغالگران به نبرد پرداختند. در ۳ شوال/ ۱۳ اوت انگلیسی‌ها عملیات حمله به دلوار را آغاز کردند. نیروهای تنگستانی و دشتی دست به شبیخون علیه انگلیسی‌ها زدند و تلفات به آنان وارد آوردند؛ و آنها را مجبور به عقب‌نشینی کردند. در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی، شب ۲۳ شوال ۱۳۳۳. ق (۳ سپتامبر ۱۹۱۵) رئیسعلی دلواری در یک حملهٔ شبانه که به مواضع دشمن (انگلیسی‌ها) در منطقه «تنگک صفر» توسط یکی از خودی‌های خائن از پشت موردهدف گلوله قرار گرفت و شهید شد.

پس از کشته شدن رئیسعلی دلواری برای آزادی بوشهر جنگ در منطقهٔ «کوه‌کزی» نزدیکی بوشهر، ادامه یافت. در جنگ کوه‌کزی مجاهدان از جمله زائر خضرخان، شیخ حسین خان چاهکوتاهی و خالوحسین از خود شجاعت و دلاوری فراوانی نشان داند. در این جنگ و گریز هرچند ابتدا همراه با عقب‌نشینی نیروهای مهاجم انگلیسی بود اما عاقبت مجاهدان مجبور به عقب‌نشینی شدند. عبدالحسین فرزند شیخ حسین خان کشته شد و خالوحسین در حال نبرد از ناحیه ران و بازو به شدت مجروح شد. در این حال فشنگ‌های خالوحسین نیز به اتمام رسید و او توسط انگلیسی‌ها دستگیر شد. بلافاصله پس از جنگ کوه کزی شایعه کشته شدن خالوحسین در جنگ، در سرتاسر جنوب و حتی روزنامه‌های شیراز و تهران انتشار یافت. روزنامه «رعد» به سردبیری «سید ضیاءالدین طباطبائی»، نیز در ستون اخبار داخلی کشور با استناد به تلگراف‌های رسیده از برازجان به وزارت داخله، خبر کشته شدن خالو را منتشر کرد. امااین خبر زود تکذیب شد. انگلیسی‌ها پس از محاکمه خالوحسین او را به بوشهر بردند و سوار کشتی نظامی کردند و به شهر «بصره» انتقال دادند. به دنبال بازداشت دکتر لیسترمان قنسول آلمان در بوشهر و بازداشت و تبعید ۱۴ نفر از احرار بوشهر و اسارت خالوحسین، مجاهدین «حزب دموکرات فارس» به رهبری «اورعلیقان خان پسیان» در روز دوم محرم ۱۳۳۴ ق. (۱۰ نوامبر ۱۹۱۵ م) کودتایی در شیراز ترتیب داده و در اولین اقدام «فردیک اکنورد» کنسول بریتانیا در فارس همراه چند نفر زن و مردانگلیسی را اسیر کردند که نزد شیخ‌حسین‌خان و زایر خضرخان به اهرم فرستاده شدند. انگلیسی‌ها از شنیدن این خبر آشفته شدند و خود را مهیای حمله به اهرم کردند ولی بعد از مدتی مذاکراتی بین انگلیسی‌ها و سران تنگستان برای آزادی به طور رسمی آغاز شد.

طی مذاکرات فی‌مابین قراردادی در تاریخ هفتم اوت ۱۹۱۵. م/ هفتم شوال ۱۳۳۴. ق در محل سر بَسْت چُغادَک به امضای ماژور تریور، قائم مقام کنسول انگلیس در بوشهر، و زایرخضرخان تنگستانی (امیر اسلام) و شیخ حسین خان چاه کوتاهی (سالار اسلام) به انجام رسید.

از مفاد این قرارداد (صلح نامه):

۱ــ استرداد اسرای تنگستانی و دشتی که در جنگ گرفتار شده بودند، از جمله خالو حسین دشتی و هر کس دیگری که انگلیسی‌ها در اختیار داشتند‌.

۲ــ استرداد حاج علی تنگستانی، کدخدای تنگک و اتباعش.

۳ــ مرخصی آلمانی‌هایی که در بنادر خلیج فارس گرفتار شده بودند، یعنی کنسول و تاجر آلمانی با خانمش و طبیب آلمانی در بندر ریگ و سه نفر تاجر آلمانی که در بنادر دیگر گرفته بودند.

۴ــ تحویل دادن چای توقیفی اهالی تنگستان که در بحرین ضبط شده بود.

۵ــ پس دادن دو هزار تومان پول آقای شیخ حسین خان چاه کوتاهی (سالار اسلام) که در بوشهر گرفته بودند.

۶ــ افتتاح آزادراه بوشهر برای عبور و مرور عموم اهالی به خصوص اهالی تنگستان و عدم تعرّض احدی به راه شاهی.

زایرخضرخان و شیخ حسین خان هم شروط زیر را متقبل شدند:

۱ــ استرداد اسرای انگلیسی که هشت نفر بودند و دو نفرشان را به سبب مریضی و به مقتضای عالم انسانیت مرخص کرده بودند.

۲ــ برقراری امنیت راه شاهی در حدود خاک خود، به طوری که اگر مال التجاره‌ای گم شود، غرامت آن را بدهند.

۳ــ حفظ خط تلگراف پس از تعمیر آن.[۸]

مبادلهٔ نهایی اسراء (۲۰ اگوست ۱۹۱۶ میلادی) به انجام رسید. خالوحسین با کمال میمد در خور خان از کشتی پیاده و مورد استقبال سران دشتی و روحانیون محلی و مردم قرار گرفتند و به وطن برگشتند؛ و در شوال ۱۳۳۴ صلحنامه‌ای بر سر موارد توافقی به امضا رسید.

انگلیسیها پس از آن در فکر سرکوبی مبارزان جنوب بود. دولت مرکزی با همدستی انگلیس پلیس جنوب ایران را به بهانه خلع سلاح جنوب جهت سرکوب مقاومت جنوب به فرماندهی پرسی سایکس ژنرال انگلیسی، در سال ۱۹۱۶ میلادی تشکیل داد. سایکس به جنوب ایران آمد و با یک سپاه ۱۱هزار نفری هندی، ایرانی و افسرهای انگلیسی مأمور سرکوب مبارزان و مقاومت مردم جنوب شد. او مقر فرماندهی خود را شهر شیراز قرار داد و با همکاری عبدالحسین فرمانفرما و دیگر متنفذین هواخواه انگلیس به سرکوبی نهضت جنوب پرداخت.[۹]

در ۱۳۳۶ در جریان بازگشایی جاده شیراز و طرح احداث راه‌آهن در منطقه، شیخ حسین خان و زایر خضر و محمد برازجانی، که از اهداف انگلیسیها در کشیدن راه‌آهن اطلاع داشتند، استقلال ایران را در خطر دیدند و در نامه‌ای از کنسولگری انگلیس خواستند تا پاسخ دهد که احداث راه‌آهن طبق معاهده با دولت ایران بوده‌است یا خیر و چون انگلیسیها پاسخی ندادند، مجاهدان به قصد نبرد با آنان در چُغادک مستقر شدند ولی، بر اثر خیانت عده‌ای از همراهان خویش، ناچار به عقب‌نشینی شدند. انگلیسیها پس از تصرف چغادک، چاه‌کوتاه را نیز تصرف کردند و شیخ حسین‌خان را، که به چاه‌کوتاه پناه برده بود، وادار به عقب‌نشینی کردند وی ناچار به قلعه فاریاب در منطقه بلوک پناهنده شد. انگلیسیها، پس از تصرف چاه‌کوتاه، ضابطی آن را به شیخ‌عبداللّه چاه‌کوتاهی، برادر شیخ‌حسین، سپردند.

انگلیسیها چند ماه شیخ‌حسین را تعقیب و با هواپیما مواضعش را بمباران می‌کردند. در آن زمان، به‌جز معدودی تفنگچی کسی با وی نمانده بود. سرانجام شیخ‌حسین‌خان، خسته از این همه جنگ و گریز، در شعبان ۱۳۳۸ به اتفاق چند تن از یارانش برای ارسال تلگرام و کسب تکلیف از مرکز، به باغی در نزدیکی چاه‌کوتاه رفت در آنجا تفنگچیان انگلیسی و پلیس جنوب وی و همراهانش را محاصره و به آنها حمله کردند. شیخ‌حسین‌خان پس از مدتی مقاومت از پای در آمد. تمام همراهان شیخ حسین، از جمله پسرش شیخ‌خزعل، در این درگیری کشته شدند.

در زمان پهلوی اول (آغاز حکومت: ۱۳۰۴خ «۱۳۴۳ق/۱۹۲۵م») نیز این سیاست ادامه داشت، خوانین منطقه در برابر سیاست دولت رضاشاه مبنی بر خلع سلاح جنوب ایران و ایلات و عشایر ایستادگی کردند و بسال ۱۳۰۸ شمسی دست به نبرد مسلحانه با نیروهای ارتش دولت مرکزی زدند. افراد زیادی از یزرگان نهضت جنوب به این وسیله از بین رفتند و یا خلع ید شدند. از جمله خالوحسین که با آنها درگیر بود به این بهانه دستگیر و به شیراز تبعید و زندانی گردید.

سالشمار جنبش جنوب[ویرایش]

سالشمار وقایع جنبش جنوب:[۱۰]

  • ۱۱۱۴ه. ش/۱۷۳۵م: نادر شاه افشار بوشهر را به عنوان مرکز نیروی دریایی خود برگزید. از این زمان تاریخ جدید بوشهر آغاز گشت و با حاکمیت خاندان آل مذکور مبدل به مهمترین بندر تجاری ایران گردید.
  • ۱۱۳۶ه. ش/۱۷۵۷م: آغاز پادشاهی مستقل کریم خان زند. در دوره کریم خان زند خوانین و جنگویان دشتی، دشتستانی و تنگستانی به یاری او شتافتند؛ لذا از این زمان در حیات سیاسی کشور نقش مهمی پیدا کردند. تأسیس نمایندگی بریتانیا در بوشهر (۱۱۴۱ه. ش/۱۷۶۲م)
  • ۱۱۷۴ه. ش/۱۷۹۵م: تأسیس سلسله قاجاریه به وسیله آغا محمد خان، گشایش اولین کنسولگری بریتانیا در بوشهر (۱۱۹۰ه. ش/۱۸۱۲م)، در پی شکست فتحعلی شاه قاجار در برابر روسیه عهد نامه ننگین گلستان منعقد شد (۱۱۹۱ه. ش/۱۸۱۳م)
  • ۱۲۰۶ه. ش/۱۸۲۸م: انعقاد عهدنامه ننگین ترکمانچای-از دست رفتن اراضی شمال رود ارس۰آغاز مداخلات وسیع بیگانه و کسب امتیازات توسط آنان
  • ۱۲۱۱ه. ش/۱۸۳۲م: یاغیگری کامران میرزا حاکم هرات.
  • ۱۲۱۶ه. ش/۱۸۳۷م: محمد شاه برای دومین بار اقدام به لشکرکشی به هرات و محاصره این شهر نمود. واکنش نظامی دولت انگلیس در بوشهر و مقابله مردمی و شکست انگلیس.
  • ۱۲۱۶ه. ش/۱۸۳۷م: تصرف جزیره خارک توسط انگلیس
  • ۱۲۱۷ه. ش/۱۸۳۸م: هیئت سیاسی نظامی انگلیس از ایران خارج شدند
  • ۱۲۲۱ه. ش/۱۸۴۲م: تخلیه جزیره خارک توسط انگلیسی‌ها، گشایش مجدد قنسولگری بریتانیا در بوشهر
  • ۱۲۲۷ه. ش/۱۸۴۸م: محمد شاه درگذشت و جانشینی ناصرالدین شاه
  • ۱۲۳۲ه. ش/۱۸۵۳م: طرفداری ناصرالدین شاه از روسیه در جنگهای کریمه با عثمانی
  • ۱۲۳۴ه. ش/۱۸۵۵م: تحدید تصرف هرات و اعزام نیرو از مرکز به خراسان.
  • ۱۲۳۵ه. ش/۱۸۵۶م: دسامبر: تصرف خارک بدون مقاومت و سپس بوشهر توسط انگلیس، با شکستن مقاومت تنگستانی‌ها به رهبری باقرخان؛ و تحدید به تصرف دیگر نواحی ایران (خرمشهر - اصفهان) درصورت ادامه تصرف هرات توسط ایران.
  • ۱۸۵۷: فوریه - تخلیه برازجان پس از تصرف برازجان و تخلیه زودهنگام آن توسط انگلیسی‌ها با مشاهده اقتدار مجاهدین
  • ۱۸۵۷: ۴ مارس - پذیرش عهدنامه پاریس توسط ناصرالدین شاه، که براساس آن افغانستان برای همیشه از ایران جدا می‌شد.
  • ۱۸۵۷: ۲۶ مارس - هجوم انگلیس به خرمشهر
  • ۱۸۵۷: سپتامبر - ناصرالدین شاه فراخوانی نیروهای ایران را از هرات توسط ناصرالدین شاه
  • ۱۸۵۸م فوریه - پایان دادن به اشغال خارک
  • ۱۲۷۴ه. ش/۱۸۹۵م: قتل ناصرالدین شاه و جانشینی مظفرالدین شاه
  • ۱۲۸۵ه. ش/۱۹۰۶م: به دنبال مبارزات خونین مردم ایران مظفرالدین شاه با استقرار مشروطیت موافقت نمود. او ده روز بعد از امضای قانون اساسی از دنیا رفت و محمدعلی شاه به سلطنت رسید. احمدخان دریابیگی حکمران بنادر شد. آغاز حکمرانی غضنفرالسلطنه در برازجان - آغاز به قدرت رسیدن زائرخضرخان در اهرم
  • ۱۲۸۶ه. ش/۱۹۰۷م: طی قراردادی بین متحدین جنوب ایران از آن انگلیس شد. پس از انعقاد قرارداد ۱۹۰۷م فی‌مابین دولتین روسیه و بریتانیا، انگلیس‌ها، یک عده نظامی در بوشهر پیاده کرده، عازم شیراز شدند. عده‌ای از اهالی بوشهر که محرک و پیشوای آن‌ها میرزا علی کازرونی بود چند تلگراف به ناصر دیوان کازرونی مخابره و از او تقاضا کردند که از عبور قشون اجنبی جلوگیری نماید. ناصردیوان در محلی به نام تنگ ترکان با عده‌ای تفنگچی با اردوی انگلیسی مصادف داده ضربات مهلکی بر آن‌ها وارد کرده و آن‌ها را مجبور به عقب‌نشینی نمود.
  • ۱۲۸۷ه. ش/۱۹۰۸م: در زمان استبداد صغیر محمدعلی شاه، مرحوم آیت‌الله سید عبدالحسین لاری که از علما و مجتهدین اعلم جنوب و از طرفداران جدی مشروطه و حکومت دموکراسی بود به مرحوم سید مرتضی علم الهدی دستور داد که بوشهر را از تصرف مستبدین و طرفداران محمد علی شاه خارج کنند. سید مرتضی مجتهد اهرمی با کمک رئیس علی دلواری و مرحوم میرزا علی کازرونی گمرک و سایر ادارات دولتی بوشهر را به تصرف درآورد و محافظت مال التجاره آن را که بالغ بر دو میلیون تومان بود به رئیس علی با یکصد نفر تفنگچی همراه او سپرد. رئیس علی دلواری در تمام مدتی که در بوشهر بودند (قریب ۹ماه) با مردم این شهر با حسن سلوک رفتار نموده، به نحوی که این معنی موجب تعجب و تحیّر دوست و دشمن گردید.
  • ۱۲۸۸ه. ش/۱۹۰۹م (۵ فروردین ۱۲۸۸ه. ش): اهالی بندر لنکه اعم از شیعه و سنی به تبعیت از نهضت مردم بوشهر به رهبری شیخ شبر، ادارات دولتی را تصرف و نایب الحکومه را وادار به تسلیم نمودند.
  • ۱۲۸۸ه. ش/۱۹۰۹م: محمد علی شاه قاجار بعد از سه سال حکومت مستبدانه و قتل و کشتار آزاد ی خواهان از حکومت معزول شد و فرزند خردسالش احمد شاه به جانشینی وی تعیین گردید.
  • ۱۲۸۹ه. ش/۱۹۱۰م: واسموس به عنوان کنسول آلمان وارد بوشهر شد.
  • ۱۲۹۴ه. ش/اوت۱۹۱۴م: در اوایل ماه اوت جنگ جهانی اول شروع شد و کشورهای آلمان، اتریش، روسیه، فرانسه، و انگستان درگیر شدند. دولت مستوفی الممالک در غیاب مجلس شورای ملی با صواب دید جمعی از رجال برجسته کشور تصمیم گرفت، ایران را رسماً بی طرف اعلام دارد تا بدین وسیله کشور را از مهلکه جنگ دور کند.
  • ۱۲۹۴ه ش/۸اوت ۱۹۱۵م: تصرف بوشهر توسط انگلیسی‌ها و مقاومت تنگستانی‌ها برهبری رئیسعلی دلواری
  • ۱۹۱۵م: مستوفی الممالک از مقام نخست وزیری استعفا داد و مشیرالدوله به جای وی به نخست وزیری رسید.
  • نیمه اوت ۱۹۱۵م: حمله انگلیسی‌ها به دلوار و مقاومت مجاهدین تنگستان برهبری رئیسعلی و دشتی برهبری خالوحسین بردخونی و شبیخون به دشمن توسط مجاهدین.
  • سپتامبر ۱۹۱۵م: تبلیغات گسترده مجاهدین در شیراز علیه انگلیس
  • ۱۲شهریور ۱۲۹۴/ ۳ سپتامبر۱۹۱۵: قتل رئیسعلی دلواری در تنگک صفر در یک شبیخون به اردوگاه انگلیسی‌ها
  • سپتامبر۱۹۱۵: جنگ کوکزی و اسارت خالوحسین
  • مهر/ اکتبر ۱۹۱۵م: مخبرالسلطنه والی فارس برکنار و قوام الملک از طرفداران انگلیسی‌ها والی شد.
  • آبان ۱۲۹۴/ ۱۰ نوامبر۱۹۱۵: مجاهدان شیراز کنسول انگلیس را تصرف کردند و اسرا را به بوشهر فرستادند که در پایان با اسرای مجاهدین مبادله شدند.
  • بهمن ۱۲۹۴/ژانویه ۱۹۱۶: تشکیل پلیس جنوب
  • ۷اردیبهشت ۱۲۹۵/ ۱۷آوریل ۱۹۱۶: جنگ چغادک
  • مرداد۱۲۹۵/ژوئیه و اوت ۱۹۱۶: مذاکره و مبادله اسراء
  • ۲۶آذر ۱۲۹۵/ ۱۷دسامبر۱۹۱۶: یک واحد پلیس جنوب که در کازرون مستقر بود از جانب ناصرالدیوان کازرونی کلانتر آن جا مورد حمله قرار گرفت و پس از خلع سلاح از شهر بیرون رانده شدند. حاکم شهر کازرون نیز که گرایش‌ها انگلیسی داشت به وسیله ناصرالدیوان زندانی گردید.
  • اردیبهشت ۱۲۹۶/آوریل۱۹۱۷: حمایت انگلیسی‌ها از احمد خان دریابیگی در اعزام قوایی بر ضد رهبران قیام چاه کوتاه، تنگستان و برازجان
  • ۳۰آذر۱۲۹۵/ ۲۱دسامبر۱۹۱۶: پاسگاه پلیس جنوب در دشت ارژن توسط مخالفان انگلیس
  • ۴خرداد ۱۲۹۷/ ۲۵مه ۱۹۱۸: حمله مجاهدان فارس به فرماندهی صولت الدوله و همکاری ناصر دیوان کازرونی علیه انگلیسی‌ها
  • ۱۴مرداد۱۲۹۷/ ۵اوت۱۹۱۸: صمصام السلطنه استعفاء داد و کابینه جدیدی به ریاست وثوق الدوله تشکیل گردید.
  • شهریور ۱۲۹۷/سپتامبر۱۹۱۸: جنگ سردار احتشام با رقیب خود صولت الدوله
  • ۳۰شهریور ۱۲۹۷/ ۲۱سپتامبر۱۹۱۸: نیروهای مجاهدین در چاهکوتاه جمع آمده و در چغادک موضع گرفتند. با حمله انگلیسی‌ها یکهفته بعد عقب نشستند.
  • مهر ۱۲۹۷/اکتبر۱۹۱۸: غضنفرالسلطنه با تمام افرادش به ارتفاعات اطراف کوه گیسکان پناه برده، شیخ حسین خان، چاه کوتاه را ترک گفته و به بوشکان پناه برد و زائرخضرخان در شب‌های ۱۴و۱۵مهر همراه افرادش به اردوی انگلیسی‌ها در عالی چنگی شبیخون زد.
  • ۱آبان ۱۲۹۷/ ۲۳اکتبر۱۹۱۸: تصرف برازجان
  • ۱۷دی ۱۲۹۷/ ۳۱دسامبر۱۹۱۸م: نیروهای انگلیسی برای حمایت از نیروهای تحت فرمان دریابیگی به اهرم رفتند
  • ۱۲۹۸ه. ش/۱۹۱۸م: واسموس دستگیر و به آلمان فرستاده شد -
  • ۱۲۹۸ه. ش/۱۹۱۸م: شیخ حسین خان در هجوم به چاهکوتاه همراه با فرزندش کشته شد.
  • ۱۲۹۹ه. ش/۱۹۱۹م: غضنفرالسلطنه که از طرف انگلیسی‌ها به شیراز تبعید شده بود با انتخاب مصدق السلطنه به سمت والی فارس مجدداً به عنوان ضابط خطه برازجان تعیین و زمام امور آن ناحیه را به عهده گرفت.
  • ۱۳۰۱ه. ش/۱۲۹۱م: مراجعت احمد شاه قاجار از اروپا به ایران از طریق بوشهر
  • فروردین ۱۳۰۱ه. ش/۱۹۲۱م: زایر خضر خان همراه با پسرش بدست انگلیسی‌ها کشته شد.
  • ۱۳۰۸ه. ش/۱۹۲۷م: غضنفرالسلطنه که سال‌ها علیه استعمارگران مبارزه نموده با توطئه‌ای حساب شده با همیاری اولیاء دولت موقت (رضاخان) کشته شد.

فعالان و مبارزان جنبش جنوب[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. تاریخ تحولات سیاسی - اجتماعی دشتی، حبیب‌الله سعیدی نیا، نشر موعود اسلام، بوشهر (۱۳۸۳)، ص۱۲۳–۱۲۷.
  2. تحلیلی بر عملکرد مشروطه خواهان بوشهر سایت آفتاب
  3. مشروطیت جنوب ایران به گزارش بالیوز بریتانیا در بوشهر ۱۹۱۵–۱۹۰۵ م. / ۱۳۳۳–۱۳۲۳ ه. ق، ا وضاع و احوال سیاسی - اقتصادی بوشهر در سال ۱۹۰۸ میلادی به روایت روزانه «بالیوز» انگلیس در بوشهر. قسمت صد و پانزدهم، ۲۰ ژوئن ۱۹۰۹، زنگنه، حسن؛ بنیاد ایران شناسی-شعبه بوشهر، ۲۰ اسفند ۱۳۸۶
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ سری مقالات: اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر به روایت روزانه ”بالیوز“ انگلیس در بوشهر، ترجمه حسن زنگنه، هفته نامه نصیر بوشهر
  5. نمایش صفحات نتایج
  6. مشروطیت جنوب ایران به گزارش بالیوز بریتانیا در بوشهر ۱۹۱۵–۱۹۰۵ م. / ۱۳۳۳–۱۳۲۳ ه. ق، ا وضاع و احوال سیاسی - اقتصادی بوشهر در سال ۱۹۰۸ میلادی به روایت روزانه «بالیوز» انگلیس در بوشهر. قسمت نود و سوم، ۱۰ تا ۲۵ آوریل ۱۹۰۹، زنگنه، حسن؛ بنیاد ایران شناسی-شعبه بوشهر، ۲۰ اسفند ۱۳۸۶
  7. مشروطیت جنوب ایران به گزارش بالیوز بریتانیا در بوشهر ۱۹۱۵–۱۹۰۵ م. / ۱۳۳۳–۱۳۲۳ ه. ق، ا وضاع و احوال سیاسی - اقتصادی بوشهر در سال ۱۹۰۸ میلادی به روایت روزانه «بالیوز» انگلیس در بوشهر. قسمت هشتاد و نهم، ۱۸ آوریل ۱۹۰۹، زنگنه، حسن؛ بنیاد ایران شناسی-شعبه بوشهر، ۲۰ اسفند ۱۳۸۶
  8. اسناد جنگ جهانی اول در جنوب ایران: مرحله اول: ۱۳۳۳–۱۳۳۴ هجری قمری/۱۹۱۵–۱۹۱۶ میلادی، نوشته کاوه بیات، نشر همسایه مرکز بوشهر شناسی: بوشهر، چاپ اول ۱۳۷۶.
  9. لوائح و سوانح (اسنادی از جنبش روحانیت جنوب ایران در جنگ جهانی اول)، سید عبدالله مجتهد بلادی بوشهری، بوشهر: مرکز بوشهر شناسی (۱۳۷۱)، ص۱۶۶.
  10. فایل پی دی اف «سال شمار وقایع جنوب ایران (از ۱۱۱۴ش/ ۱۷۳۵م تا ۱۳۰۸ش/ ۱۹۲۷م)» پرتال جامع علوم انسانی
  • تاریخ تحولات سیاسی - اجتماعی دشتی، حبیب‌الله سعیدی نیا، نشر موعود اسلام، بوشهر (۱۳۸۳)، ص۸۷–۲۰۵.
  • خالوحسین بردخونی، سید قاسم یاحسینی، بوشهر، اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان بوشهر، چاپ اول، ۱۳۷۲.
  • جنبس جنوب ایران، «جلد اول»، احمد دشتی، قم، هفته نامهٔ خلیج فارس، چاپ اول، ۱۳۷۹.
  • سری مقالات: اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر به روایت روزانه ”بالیوز“ انگلیس در بوشهر، ترجمه حسن زنگنه، هفته نامه نصیر بوشهر.

پیوند به بیرون[ویرایش]