ابوالفتح‌خان بختیاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ابوالفتح‌خان آسترکی بختیاری، فرزند قاسم خان بختیاری آسترکی و ترکان بیگم دختر شاه سلیمان یکم صفوی ، امیرالامرا و ایلخان بزرگ ایل بختیاری بود، که پس از ائتلاف با کریم‌خان زند و علی مردان خان، یکی از میراث‌داران حکومت نادرشاه شد. او با توافق کریم‌خان زند و علیمردان خان چهارلنگ، در حکومت اصفهان ابقا شد و پیش از شورش (کودتا) کریم‌خان زند علیه علیمردان خان، با حیله و نیرنگ توسط علیمردان خان به قتل رسید.[۱]

ابوالفتح خان آسترکی بختیاری
ابوالفتح خان آسترکی بختیاری
زادهٔاواخر صفویه
درگذشتاصفهان ، ایران
علت مرگقتل توسط علیمردان خان چهارلنگ
ملیتایرانی
نژادلر بختیاری
شهروندیایران
سال‌های فعالیتافشاریه ، زندیه
شناخته‌شده برایبیلگربیگی شهر مروشاه جان، ایلخان بختیاری، حاکم اصفهان
کارهای برجستهتشکیل اتحاد ۳گانه با
کریم‌خان زند و علیمردان خان چهارلنگ
دیناسلام
مذهبشیعه
والدین
خویشاوندانشاه سلیمان یکم صفوی (پدربزرگ)، شاه سلطان حسین صفوی (دایی)، احمد خان آسترکی بختیاری (برادر)، ملاآدینه مستوفی بابادی بختیاری (داماد)، چراغ خان مستوفی الممالک بابادی بختیاری (خواهرزاده)

ابوالفتح خان بختیاری یکی از سران ایل بختیاری بود که پس از مرگ نادر توسط ابراهیم شاه افشار حاکم اصفهان شد و سپس در زمان شاهرخ میرزا نیز در این منصب ابقاء گردید. از جمله سرداران مدعی حکومت پس از مرگ نادرشاه، علیمردان خان چهارلنگ و کریم خان زند بودند که با هم متحد شدند و اصفهان را بتصرف خود دراوردند. ابوالفتح خان نیز که از جانب افشاریان حاکم اصفهان بود ابتدا به مقابله با آن‌ها برخاست اما با تصرف اصفهان با آن دو همراه شد و اتحاد سه‌گانه را تشکیل دادند این سه در آغاز سوگند وفاداری خوردند اما طولی نکشید که علیمردان خان بدعهدی نمود و ابوالفتح خان را به قتل رساند و بنای بدرفتاری را با مردم در پیش گرفت و به همین علت توسط کریم خان ضلع سوم مثلث اتحاد کشته شد. خاندان ابوالفتح خان آسترکی از ابتدای حکومت صفویه بر بختیاری فرمانروایی داشتند. منابع دوران زندیه و افشاریه از ابوالفتح خان به نیکی یاد کرده‌اند.

زندگی‌نامه[ویرایش]

در ۱۱۴۵ ق که نادر شاه به سبب بروز شورش و قتل حاکم بختیاری، به سرزمین آنان لشکر کشید، منابع از ابوالفتح خان[۲][۳] در مقام یکی از رؤسای ایل بختیاری یاد کرده‌اند، که به اطاعت از نادر گردن نهاد.

نادر شاه نیز او و برخی از بزرگان بختیاری را به مقام یساولی خود برگزید؛ آنگاه حدود ۳۰۰۰ نفر از بختیاری‌ها را که بیش تر هفت لنگ (دورکی،بهداروند)بودند را به خراسان کوچاند و در منطقه جام سکنی داد.[۴]

پس از قتل نادر در ۱۱۶۰ق/۱۷۴۷م عادل شاه به حکومت نشست، اما برادر کهترش ابراهیم شاه که حکومت ایالات مرکزی ایران را بر عهده گرفته بود، با پادشاه جدید به کشمکش برخاست. وی هنگامی که روانه آذربایجان شد، ابوالفتح‌خان را که در آن زمان سمت بیگلربیگی مرو شاه‌جان را بر عهده داشت، به حکومت اصفهان، کاشان، برگماشت.[۵]

دیری نگذشت که شاهرخ میرزا، نواده نادر در ۱۱۶۱ ق در مشهد بر تخت سلطنت نشست و ابراهیم شاه و عادل شاه، هر دو مدعی حکومت را به قتل رساند.

در این دوران پر آشوب مردم اصفهان پیرامون ابوالفتح خان که قدرت و شوکتی بسیار یافته بود، گرد آمدند و از او استقبال کردند.[۶] و شاهرخ میرزا نیز حکومت ابوالفتح خان را بر اصفهان تأیید کرد.[۷]

در این زمان به سبب همکاری ابوالفتح خان با کسانی چون معیر خان (معیرالممالک)، وزیر سابق نادر، در اصفهان، برخلاف شهرهای دیگر، صلح و آرامش حکم‌فرما بود. اما علی مردان خان رئیس ایل بختیاری که نواحی بختیاری تا خوزستان و لرستان و کرمانشاه را تسخیر کرده بود و داعیه سلطنت داشت،[۸] نیز برای تسخیر مناطق مرکزی ایران، برآن شد تا به اصفهان هجوم برد.[۹] وی در نزدیکی این شهر اردو زد و نهانی با برخی از رجال این شهر چون معیرالممالک ارتباط یافت.[۱۰]

از سوی دیگر سلیم خان افشار که از سوی شاهرخ میرزا به حکومت اصفهان منصوب شده بود، در رأس سپاهی به این شهر آمد و به ابوالفتح خان پیوست.[۱۱]

ابوالفتح خان و سلیم خان افشار در ناحیه مورچه خورت، در نزدیکی اصفهان، علی مردان خان را شکست داده و به گلپایگان عقب راندند. آنگاه علی مردان خان با کریم خان زند متحد و این دو در ۱۱۶۳ ق با ۲۰ هزار سپاهی، به اصفهان حمله کردند.[۱۲]

در سال ۱۱۶۴ق علی مردان خان پنهانی برخی از فرماندهان سپاه ابوالفتح خان را با خود همراه کرد و به اتفاق کریم خان، سپاه ابوالفتح خان و نیروهای مدافع اصفهان را در کنار این شهر، سخت شکست داد و آنان را به داخل اصفهان عقب راند. دیری نپایید که شهر نیز به دست مهاجمان افتاد.[۱۳]

ابوالفتح خان با وساطت یکی از خوانین زند مورد عفو علیمردان خان قرار گرفت.[۱۴] گرچه علی مردان خان اداره شهر را در دست گرفت، اما به خوبی دریافت که بدون همکاری ابوالفتح خان که از پشتیبانی طرفداران حکومت صفوی و نیز طرفداران شاهرخ برخوردار بود، نمی‌تواند شهر را در تصرف خود داشته باشد. از این روی علی مردان خان و ابوالفتح خان به اتفاق کریم خان زند، یکی از نوادگان شاه سلطان حسین صفوی را با نام شاه اسماعیل سوم بر تخت سلطنت نشاندند و خطبه به نام او خواندند، پس از آن خود اداره امور را در دست گرفتند.

بدین ترتیب که علی مردان خان در سمت وکیل‌الدوله، نایب‌السلطنه شاه جوان شد، کریم خان زند به فرماندهی کل سپاه و ابوالفتح خان نیز همچنان در منصب پیشین خود، حکومت اصفهان را در دست گرفت. آنان متعهد شدند که در کارها بدون مشورت یکدیگر اقدامی نکنند.[۱۵]

ابوالفتح خان در مقام حاکم پایتخت از هیچ قدرتی برخوردار نبود و تنها به سبب تأمین خواسته طرفدارانش این منصب به او سپرده شد. از سوی دیگر کریم خان زند بر آن بود که وی را به عنوان یکی از اعضای سه‌گانه حکومت بر سر کار نگاه دارد تا موازنه‌ای به زیان علی مردان خان، در میان طوایف بختیاری به وجود آورد، به هر روی هنگامی که کریم خان زند به قصد مطیع ساختن حکام کردستان و همدان از اصفهان خارج شد، علی مردان خان در اصفهان بخاطر اختلافاتی که با ابوالفتح خان پیدا کرد، ابوالفتح خان را به قتل رساند.[۱۶]

سرانجام کریم خان ظاهراً به انتقام قتل ابوالفتح خان در نبردهایی علی مردان خان را شکست داد.


واقعه کشته‌شدن ابوالفتح‌خان بختیاری آسترکی[ویرایش]

ابوالفتح خان بختیاری منکر مناهی بود و با صلاح و سداد و تقوا و شب‌زنده‌دار بود و علیمردان خان را حقیر می‌شمرد و با او به درشتی سخن می گفت، اتفاقاً علیمردان خان در حالت مستی از سخن درشت ابوالفتح خان متغیر شد و با تبرزینی که در دست داشت را بر فرق ابوالفتح خان فرود آورد و او را به قتل رساند و بعد پشیمان شد و به آیین پادشاهی او را کفن و دفن نمود و قواعد تعزیت به جا آورد و بازماندگانش را به عذرخواهی نوازش نمود و تمشیت امور اصفهان با توابع و کاشان و قم با توابع و قلمرو علیشکر و قزوین و ری با توابع و کرمانشاهان و همدان با توابع، یزد و کرمان با توابع را به آنها داد.[۱۷][۱۸]


جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ مه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۲ ژانویه ۲۰۱۴.
  2. آتشکده آذر.
  3. نوایی. کریم خان زند.
  4. مروی، ۱/۲۴۳–۲۴۵،۲/۴۷۷
  5. گلستانه، ۱۴۵، ۱۴۶، رستم‌الحکما، ۲۴۵
  6. رستم‌الحکما، همان‌جا
  7. گلستانه، ۱۴۶؛ نامی، ۱۲
  8. بامداد، ۱/۴۳
  9. نامی، ۱۲–۱۳
  10. بازن، ۶۸
  11. همان‌جا:نامی، ۱۳–۱۴
  12. گلستانه (ص۱۶۹–۱۷۱)
  13. همو، ۴۵۳؛ نامی، ۱۳–۱۵؛ رستم‌الحکما، ۲۴۸–۲۴۹؛ میرزا محمد رضی، گ۳۹۷، الف
  14. گلستانه، ۱۷۲
  15. بازن، ۷۱–۷۲؛ گلستانه، همان‌جا؛ نامی، ۱۵–۱۶
  16. نامی، ۱۷؛ بامداد، ۱/۴۴؛ نیز نکـ:پری، ۳۷
  17. امیر حسینی، نیکزاد، شناخت سرزمین بختیاری،ص۱۱۰
  18. نورالحکما.رستم التواریخ،ص۲۵۲
  • نامه‌های طبیب نادرشاه، ترجمه علی اصغر حریری، به کوشش حبیب یغمائی، تهران ۱۳۴۰
  • بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ۱۳۵۷،
  • پری، جان‌ر، کریم خان زند، ترجمه علی محمد ساکی، تهران ۱۳۶۵،
  • عبدالرزاق بیک، تجربة الاحرار و تسلیةالاحرار، به کوشش حسن قاضی طباطبائی، تبریز، ۱۳۵۰
  • رستم‌الحکما، محمد هاشم آصف، رستم‌التواریخ، به کوشش محمد مشیری، تهران، ۱۳۴۸
  • ساکی، علی محمد، تعلیقات بر کریم خان زند
  • گلستانه، ابوالحسن بن محمد امین، مجمل‌التواریخ، به کوشش محمد تقی مدرس رضوی، تهران، ۱۳۴۴
  • مروی، محمدکاظم، عالم آرای نادری، به کوشش محمد امین ریاحی، تهران. ۱۳۶۴
  • میرزامحمد رضی، زینه‌التواریخ، نسخه خطی آستان قدس، شم۴۷۹۸
  • نامی، میرزا محمد صادق، تاریخ گیتی گشا، به کوشش سعید نفیسی، تهران. ۱۳۶۳
  • بازن، نامه‌های بازن
  • حین میرک، ریاض الفردوس خانی
  • تذکره شاه قطب الدین
  • آذر بیگدلی، آتشکده
  • جنه الاخبار