ولایت غزنی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۳°۳۰′ شمالی ۶۸°۰۰′ شرقی / ۳۳.۵° شمالی ۶۸° شرقی / 33.5; 68

ولایت غزنی
تصویری از ولایت غزنی
اطلاعات کلی
نام رسمی : ولایت غزنی
کشور : افغانستان Flag of Afghanistan.svg
نام‌های پیشین: غزنین, غزنه
مردم
جمعیت ۱٫۱۱۱٫۳۰۰ نفر (برآورد ۲۰۰۹)[۱]
زبان‌های گفتاری: فارسی دری و پشتو
جغرافیای طبیعی
مساحت: ۲۲٬۹۱۵  کیلومتر مربع [۲]
ارتفاع از سطح دریا : 2172
اطلاعات شهری
وب‌گاه : www.ghazni.org


ولایت غزنی[ویرایش]

غزنی یکی از سی و چهار ولایت در شرق افغانستان است. این ولایت از شرق با و شمال شرقی با ولایت های پکتیکا, لوگر و وردک؛ از شمال و شمال غربی با ولایت های کابل و بامیان و از طرف غرب و جنوب با ولایت های ارزگان, و زابل همسایه است. این ولایت از لحاظ مدیریت اداری به شانزده ولسوالی)شهرستان ( شده است. از لحاظ ساختار جمعیت غزنی را می توان یک ولایت چند قومی خواند، چون این ولایت داری ترکیب متعادلی از تمام اقوام افغانستان می باشد : پشتون، هزاره، تاجیک و دیگر اقلیت های همچون ازبک، قزل باش و هندو در ولایت ساکن هستند.

غزنین در گذشته از نظر اقتصادیی اهمیت فراوان داشته است. این امر نه تنها به دلیل موقعیت استراتژیک و مهم تجاری آن که خراسان و ایران را به شبه قاره هند پیوند می‏داد و به عنوان مرکز مهم تجاری و بارانداز کالاهای شبه قاره به خراسان، شمال و ایران نقش خود را ایفا می‏کرد، بلکه خاک خوب، هوای معتدل، آب نسبتاً کافی، مردمان کوشا و زحمت‏کش و پیداوار متنوع و فراوان زراعتی و دامی، آن را به یک نقطه مهم و غنی تبدیل نموده بود. براساس گزارش‏های تاریخی در غزنین نان و نعمت فراوان بوده، شهر غزنی و شهرک‏های آباد آن محل بسیار مناسبی برای زندگی مردمان آن و تاجران، بازرگان و گردشگران بوده است. «مقدسی» در احسن‏التقاسیم آورده است: «غزنین قصبه‏ی است نه چندان بزرگ ولی دل‏باز و پرنعمت، نرخ‏ها ارزان، گوشت فراوان، میوه‏های گوارا فراوان، شهرک‏های مهم دارد و زندگی در آن مرفه است. این شهر از باراندازهای خراسان و انبارهای سند به شمار می‏رود.» البته برخلاف نظر مقدسی، ابن‏حوقل که در قرن چهارم هجری می‏زیسته شهر غزنی را زیبا و بزرگ توصیف می‏کند که مرکز تجارت است: «و غزنه مدينة جليلة فى نفسها كبيرة بحالها و تجاراتها.‏» نیز مقدسی در توصیف سیستان که از نقاط مهم این سرزمین بوده آنرا به یک نقاشی زیبا تشبیه میکند که با استفاده از رنگ‏های متنوع به زیباترین شکل درآمده است. شیخ ابوالفتح بستی در توصیف یکی از مزارع رخج که یکی دیگر از مناطق زیبای این دیار آباد است، آن را در زیبایی به رخسار دلبران و باغ بهشت تشبیه می‏کند که چون پر طاوس آراسته و چون بزم کاوس پیراسته و آب روان و مزرعه فراوان در دشت بی‏انتهای سرسبز و خرم قرار داشته است. چنانچه ابن حوقل پس از توصیف رخج به دلیل حاصلخیزی منطقه و وفور نعمت می‏نویسد: «يرتفع لبيت المال منها مال عظيم جسيم و يتّسع أهل تلك النواحى بغلّاتها و هى على غاية الرفاهة والخصب والسعة.» به دلیل هوای مناسب و بارندگی نسبتاً خوب که اغلب در زمستان و اوایل بهار به صورت برف و باران می‏بارد، انواع میوه‏ها و محصولات زراعتی خاص این مناطق در غزنین به عمل می‏آید. نیز به دلیل رونق پرورش دام و دامداری، انواع حیوانات اهلی پرورشی در آن تربیت و نگهدای می‏شود. پوشاک و لباس‏هایی که از مو و پوست حیوانات اهلی به عمل می‏آید، در این سرزمین، بخصوص در قسمت‏های شمالی غزنین از اهمیت بالایی برخوردار بوده و شهرت فراوانی دارد. در کنار این، صنایع ظریفه چون مسگری، زرگری و سایر صنایع مستظرفه و دستی از رونق خوبی در این دیار برخوردار بوده و در بازارهای غزنین انواع صنایع مستظرفه دستی دستیاب می‏گردیده است؛‌ چنانکه یکی از اقلام مهم صادرات این منطقه را همین مصنوعات تشکیل می‏داده است. در نتیجه بازارهای پررونق، کالاهای متنوع، غزنین را به یک نقطه مهم و پررونق تبدیل نموده بود. در سده‏های اخیر به دلایل مختلف تا حدودی غزنین از رونق بازماند و اهمیت گذشته خویش را از دست داد،‌ اما با آن‏هم، این سرزمین به دلایل متعدد همچنان اهمیت خود را حفظ کرده و در بخش‏های زراعت، باغداری، مالداری و تجارت نقش ارزنده خود را در کشور ایفا نموده است. اضافه بر آن، این سرزمین از معادن غنی و باارزشی برخوردار است که جایگاه آن را در افغانستان کنونی مهم و برجسته ساخته است، هرچند به دلیل ضعف حکومت‏ها و عدم توجه دولت،‌ اکثریت آن دست‏نخورده باقی مانده است. در ادامه سعی بر آن است تا با استفاده از منابع تاریخی و جغرافیایی و نیز آمارها و داده‏های رسمی دولتی وضعیت اقتصادی این سرزمین از گذشته تا حال به تصویر کشیده شود. یادآوری این نکته ضروری است باتوجه به اندک بودن مطالب اقتصادی در منابع تاریخی و جغرافیایی، ارائه تصویر کامل و جامع از وضعیت اقتصادی غزنین نه تنها میسور و ممکن نیست، بلکه در مواردی چه بسا ناممکن می‏نماید. کتب تاریخی و جغرافیایی که توسط مورخان، دبیران، جغرافی‏نگاران و نویسندگان نگاشته شده بیش از هر چیزی به مباحث و مقولات سیاسی، نظامی، اجتماعی و مانند آن پرداخته و در موضوع اقتصادی بصورت کلی، کوتاه و ناتمام مطلب را ارائه نموده‏اند. آشکار است که مباحث اقتصادی خود یک بحث درازدامن و متنوعی است که بخشهای مختلف و گوناگونی را احتوا می‏نماید. زراعت، باغداری، نگهداری دام، طیور و پرورش ماهی، معادن و کانی‏ها، صنعت، هنرها و صنایع دستی، تجارت و بازرگانی، حمل و نقل و راه‏ها، مسکوکات و پول، مالیات، جنگل‏ها و مراتع، بررسی میزان آب و سوخت، معماری و ساختمان‏سازی، اشتغال و بازار کار مقولات مهم این بخش را تشکیل میدهد.

تاریخچه[ویرایش]

غزنین ولایتی مشهور در زابلستان و پایتخت غزنویان بودکه در جنوب غرب پایتخت بین شاهراه عمومی کابل قندهار در حدود ۱۴۵ کیلومتری کابل پایتخت قرار دارد. غزنی یکی از مهمترین مراکز دین بودا در منطقه آسیای مرکزی در قرن هفتم میلادی بوده‌است. باستان شناسان در خاک برداری‌های خود در غزنی آثاری زیادی را نشان دهنده رسوم آداب بودایی و هندو است کشف کرده‌اند. فوندکیستان و تپه سردار دو مکان‌های مهمی بجاه مانده از این دوره هستند که نماینگر فرهنگ‌ها و دین‌های است که از هندوستان به این به سرزمین آورده شده بودند.

جغرافیا[ویرایش]

{{موقعیت جغرافیایی این ولایت در مرکز افغانستان موقعیت دارد

مدیریت وساختار شهری[ویرایش]

جمعیت[ویرایش]

اقوام این ولایت را پشتون‌ها و پارسی زبانان شامل تاجیک‌ها و هزاره‌ها تشکیل می‌دهند.همچنین عده‌ای از ازبک‌ها نیز در این ولایت ساکن هستند.

ولسوالی های غزنی.
نقشه زبانی ولایت غزنی.
ولسوالی مرکز اطلاعات قومی(٪)[۳] جمعیت ولسوالی [۴]
آب بند حاجی خیل ۱۰۰٪ پشتون ۲۶۱۲۴
اجرستان سنگر ۱۰۰٪ پشتون ۲۸۸۰۰
اندر میرای ۱۰۰٪ پشتون ۱۲۰۰۰۰
گیلان جندا ۱۰۰٪ پشتون ۵۲۰۰۰
گیرو پانا ۱۰۰٪ پشتون ۳۸۰۰۰
خوګیانی خوجیانی ۱۰۰٪ پشتون ۱۶۰۰۰
ناوه ناوه ۱۰۰٪ پشتون ۵۰۰۰
وغز وغز ۱۰۰٪ پشتون ۳۶۰۰۰
زنه خان دادو ۱۰۰٪ پشتون ۱۷۰۰۰
رشیدان رشیدان ۹۶٪ هزاره, ۴٪ پشتون ۱۲۰۰۰
مقر مقر ۸۰٪ پشتون, ۲۰٪ تاجیک ۴۷۰۰۰
ده‌یک رامک ۹۰٪ تاجیک, ۱۰٪ پشتون ۴۴۰۰۰
قره باغ قره باغ ۵۰٪ هزاره, ۵۰٪ پشتون ۱۳۲۰۰۰
غزنی غزنی ۸۰٪ تاجیک,۱۵٪ هزاره, ۵٪ پشتون ۱۵۴۰۰۰
جغتو گل بهاری ۱۵٪ هزاره, 40٪ پشتون٫ ۴۵٪ تاجیک ۳۰۰۰۰
خواجه عمری خواجه عمری 25٪ هزاره, 5۵٪ تاجیک و ۲۰٪ پشتون ۱۸۰۰۰
جاغوری سنگ ماشه ۱۰۰٪ هزاره ۱۵۸۰۰۰
مالستان مالستان ۱۰۰٪ هزاره ۸۱۰۰۰
ناور دوآبی ۱۰۰٪ هزاره ۹۱۰۰۰

= حمل ونقل [ویرایش]

ارتباطات

آموزش وپرورش[ویرایش]

منابع طبیعی[ویرایش]

بر طبق آخرین برآوردهای زمین شناسان افغان و خارجی، غزنی یکی از ثروتمند ترین مناطق معادن لیتیوم در جهان می‌باشد. طلا و مس نیز قبلا در زرکشان غزنی یافت شده بود. ارزش این معادن به مقداری ۳۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است. معادن کشف شده در غزنی تقریبا ۳۰ درصد از کل معادن‌های لیتیوم, طلا، مس می باشد و نیز درصدی از معادن نقره ،سرب ، روی وسنگ های قیمتی افغانستان را تشکیل می‌دهد.[۵]

معادن[ویرایش]

معادن از نعمت‏های خدادادی است که در دل زمین به ودیعت نهاده شده و انسان‏ها می‏توانند با استحصال و استفاده از آن وضعیت زندگی خود را بهبود بخشند و نه تنها نیازمندی‏های روزمره خود را با آن تأمین نمایند، بلکه برای بهبود شرایط زندگی نسل‏های آینده و پیشرفت جامعه و کشورشان از آن سود ببرند. انواع و اقسام مواد معدنی در دل زمین وجود دارد که حاصل میلیون‏ها سال فعل و انفعالات شیمیایی و بیولوژیکی است که هرکدام تحت شرایط خاص به شکل خاص درآمده و کاربردهای خاص و متفاوتی دارد. 

در یک تقسیم‏بندی، معادن را به سه دسته کلی فلزی، غیر فلزی(کانی) و مواد سوختی می‏توان دسته‏بندی نمود که هرکدام از این سه نوع خود مشتمل بر اقسام متنوع و متعددی است که در کتب و منابع‏شان مورد بحث و بررسی قرار گرفته‏اند و اینجا مجال طرح آن نیست. در ادامه به بررسی معادن مختلف در غزنین تاریخی می‏پردازیم. به دلیل موقعیت غزنین تاریخی در دامنه‏های جنوبی سلسله کوه‏های هندوکش و بابا از نعمت خدادادی معادن، بهره بسیار خوبی داشته و معادن متنوع و فراوانی در این سرزمین یافت می‏شود. سلسله کوه‏های هندوکش و بابا سرشار از معادن آهن، طلا، نقره، ذغال سنگ و سنگ‏های قیمتی تزئینی است که برخی از انواع آن از شهرت جهانی و چند هزار ساله برخوردار است. ابن حوقل ضمن تشریح غور و غرجستان و موقعیت آن در دامنه‏های غربی و منتهی الیه سلسله کوه‏های بابا و هندوکش در این مورد می‏نویسد: این کوه از اول تا آخرش معادن طلا و نقره دارد و بزرگترین و غنی‏ترین معادنش آن‏هایی می‏باشد که نزدیک «خرخیز» است. براساس گزارش جغرافی‏نویسان عرب، نقاط مختلف زابلستان دارای معادن گوناگون بوده است. مقدسی بدون اشاره به انواع معادن سیستان تنها به این جمله کوتاه بسنده می‏کند که این سرزمین بازرگانی و معدن‏داری و درآمدهای دیگر را با میوه فراوان و ارزان با هم دارد. چنانچه برای پروان و پنجشیر از معادن نقره یاد می‏کند. معمولاً معادن فلز به صورت خالص در هیچ جا دیده نشده و نیست، بلکه فلز با مقداری خاک، سنگ و ناخالصی همراه است که کارگران زیر نظر کارشناسان معدن آن را استحصال نموده راهی کارخانه‏ها نموده، پس از فعل و انفعالات متعدد و فراوان و پس از طی مراحل مختلف فلز خالص به دست آمده و برای استفاده‏های گوناگون قابلیت می‏یابد. معادن فلز انواع مختلفی دارد که عمده‏ترین آن‏ها عبارتند از: طلا، نقره، آهن، مس، سرب و روی.

طلا:[ویرایش]

طلا از مهم‏ترین فلزاتی است که به دلایل گوناگونی مانند؛ دوام، انعطاف، قابلیت بالای نگهداری، رنگ و... از گذشته‏های بسیار دور مورد استفاده انسان بوده است. این فلز همواره در طول تاریخ ارزش و اعتبار خود را حفظ نموده، به عنوان پول رایج برای داد و ستد، زیورآلات، در تحقیقات ویژه، طبابت و... مورد استفاده بوده است. هرچند در این اواخر اهمیت گذشته را برای پشتوانه پول کشورها از دست داده، ولی همچنان دارای اعتبار و اهمیت بالایی است که تعادل یا عدم تعادل قیمت آن نقش بسیار مهم در ثبات بازار و مسائل اقتصادی دارد. در افغانستان مانند دیگر سرزمین‏ها از گذشته‏های دور این عنصر مورد استفاده بوده و به عنوان باارزش‏ترین فلز مورد داد و ستد و معامله قرار داشته است. مناطق مختلف در افغانستان کنونی دارای معادن طلا است که مهم‏ترین آن در ولایت بدخشان قرار دارد. در قندهار، زابل و زَرکشان که در قلمرو غزنین باستان قرار دارد، نیز معادن طلا وجود دارد و در سال‏های 1345 تا 1350 از مجموع معادن فوق مقدار 100 کیلوگرم طلا به دست آمده است. پس از سال ۲۰۰۲ میلادی کمپنی‌های اکتشافی فضایی آمریکا به اکتشاف معادن دست نخورده افغانستان آغاز کرده ‌است. سازمان ناسا تا کنون ۳۳۰ معدن دست نخورده را تشخیص داده‌ که بعضی از آن‏ها قبلا غیر دقیق محاسبه گردیده بود. تاکنون معادن کشف شده طلای افغانستان در ولایات بدخشان، قندهار، غزنی و هرات بوده که در مجموع بیش از ۳ پی‌پی‌ام (ذره در میلیون) می‌باشند. جغرافی‏نویسان به وجود طلا در غزنین اشاره نموده و تصریح کرده‏اند که این سرزمین دارای معادن طلا و نقره بوده است. قزوینی در آثار البلاد و اخبار العباد می‏نویسد: «...در آن زمين، معدن طلا و نقره باشد و مار و عقرب در آنجا يافت نشود و اهلش صاحبان شجاعت و جلادت مى‏باشند.» حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده می‏نویسد که در سال اول حکومت سلطان محمود غزنوی در سیستان زر سرخ به شکل درختی در زمین پدید آمد، چندانکه معدن را کاویده و به سمت پایین می‏رفتند وجود زر سرخ بیشتر شده و میزان خالصی بهتر می‏گردید تا آنجا که زر خالص از آن به دست می‏آمد. این معدن چندان وسعت یافت که دورش سه گز گردید و در زمان سلطان مسعود غزنوی بر اثر زلزله کوه در دل کوه مدفون شد. در گذشته در بسیاری از سرزمین‏ها و حکومت‏ها، از جمله غزنین، از طلا به عنوان سکه رایج در معاملات استفاده می‏شده است. غزنویان مسکوکات طلا فراوان داشتند که در وزن و اندازه‏های مختلف مورد استفاده قرار می‏گرفته است. به عنوان نمونه در زمان سلطان محمود غزنوی 6 نوع و در زمان سلطان مسعود 4 نوع مسکوکات طلا به عنوان پول رایج کشور در داد و ستدها جریان داشته است. علاوه بر استخراج طلا از معادن غزنین، یکی از راه‏های دست‏یابی به طلا فتوحات و غنیمت جنگی بوده است که از سرزمین‏های مفتوحه بدست می‏آمد. «می‏گویند در سال 399ق/1008 میلادی سلطان محمود از معبد قلعه‏ی نگارپوت در دره سند علیا هفتاد میلیون درهم پول مسکوک، هفتاد هزار من شمش طلا و نقره و جامه‏های فاخر و خانه‏ای تاشو از نقره و تختی بسیار آراسته به چنگ آورد. نقل است که غنایمی که از معبد سومنات گرفته بود به ارزش بالغ بر بیست میلیون دینار بوده است. هنگامی که ری بدست سلطان محمود سقوط کرد، سپاه غزنوی به ارزش حدود پانصد هزار دینار جواهر، دویست و شصت هزار دینار پول مسکوک و بالغ بر سی هزار دینار ظروف زرین و سیمین، پنج هزار و سیصد طاقه پارچه و جامه‏های دوخته و رخت‏های خسروانی به ارزش بیست هزار دینار به دست آورد.» طلاهای به غنیمت‏گرفته شده به چند صورت مورد استفاده قرار می‏گرفت؛ بخشی از آن توسط معیران و نقادان غزنه در وزن و اندازه‏های معین تبدیل میشد تا در داد و ستدها و معاملات مورد استفاده قرار گیرد. قطعات مورد نظر برای ساخت جواهرآلات توسط طلاسازان خریداری شده از آن زیورآلات زینتی می‏ساختند و یا برای ضرب سکه مورد استفاده دولت قرار میگرفت. بخشی دیگر از آن طلاها برای تزیین و آرایش کاخ‏های سلاطین غزنوی و اسباب و وسایل آن به کار میرفت. بخشی هم به ندما، درباریان و شعرا به عنوان صله و پاداش اعطا می‏گردید. راجع به استفاده طلا در تزیین کاخ و وسایل کاخ میتوان گزارش‏های متنوع تاریخی ارائه کرد. یک نمونه آن ساختن تخت و تاج طلا است که سلطان مسعود غزنوی برای خودش دستور داده بود. مرحوم خلیل‏الله خلیلی با استفاده از تاریخ بیهقی آنرا چنین شرح داده است: «مسعود که خود در تعمیر ذوقی نفیس داشت و در هندسه آیتی بود، سه سال پیش فرمان داده بود تختی درخور حشمت وی و سزاوار جلال و شکوه دربار غزنه تعمیر کنند و درباره تاج خود نیز که از گوهرها گران شده بود و او را رنج میداد، حکم داده بود که هنرمندان کاری کنند که سرش از شکوه تاج سلطانی آزار نبیند و گوهری نیز از آن کلاه دلکش کاسته نگردد. استادان هنرمند سه سال بدین کار مصروف شدند سرانجام در شعبان سال 429ق کار آن به پایان رسید. سلطان فرمان داد تا آنرا در صفه بزرگ در سرای نو بنهند و جشنی عظیم به پا دارند. بیهقی که خودش در این مراسم حاضر بود و تخت و تاج را دیده است، چنین مینگارد: «کوشک را بیاراستند و هرکس آن روز آن زینت بدید، پس از آن هر آنچه بدید وی را به چشم هیچ ننمود. از آن من باری چنین است از دیگران ندانم. تخت همه از زر سرخ بود و تمثال‏ها و صورت‏ها چون شاخ‏های نبات از وی برانگیخته و بسیار جوهر در او نشانده همه قیمتی و دارآفرین‏ها برکشیده، همه مکلل بانواع گوهر و شاردوانکی دیبای رومی بر روی تخت پوشیده و چار بالش از شوشه‏ی زر بافته و ابریشم آگنده مصلی و بالش پس پشت و چار بالش دو برین دست و دو بر آن دست؛ و زنجیر زراندود از آسمان خانه صفه آویخته تا نزدیک صفه تاج و تخت و تاج را در او بسته و چار صورت روئین ساخته ب بر مثال مردم و ایشان را بر عمودهای از تخت استوار کرده، چنانکه دستها بیازیده و تاج را نگاه میداشتند و از تاج بر سر رنجی نبود که سلسله ها و عمودها آنرا استوار میداشت و زیر کلاه پادشاه بود و این صفه را به قالی‏ها و دیباهای رومی به زر و بوقلمون به زر بیاراسته بودند و سه صد و هشتاد پاره مجلس زرینه نهاده، هر پاره‏ای یک گز درازی و گزی خشک‏تر پهنا و بر آن شمامه‏های کافور و نافه‏های مشک و پاره‏های عود و عنبر. در پیش تخت اعلی پانزده پاره یاقوت رمانی و بدخشی و زمرد و مروارید و پیروزه و در آن بهاری خانه خوانی ساخته بودند و در میان کوشکی از حلوا تا به آسمان خانه. امیر از باغ محمود برای کوشک نو باز آمد و در این صفه بر تخت بنشت و تاج بر زیر کلاهش عمود بداشته و قبا پوشیده، دیبای لعل به زر چنانکه جامه اندکی پیدا و گرد بر گرد دارآفرین‏ها غلامان خاصه‏گی بودند با جامه‏های سقلاطون و بغدادی و سپاهانی و کلاه‏های دو شاخ و کمرهای زر و معالیق و عمودهای سیمین و این غلامان دو رسته همه با قباهای دیبای ششتری و اسپانی ده به ساخت مرصع به جواهر و بیست به زر ساده و پنجاه سیر زر دیلمان از آن ده مرصع به جواهر و مرتبه‏داران استاده. گردیزی انجام این مراسم را در سال 427ق می‏داند و می‏گوید: در این سال هم کشک نو انجام شد و هم تخت زرین و وی بر آنست که وزن این تاج که آن را از زر و جواهر ساخته بودند هفتاد من بود.»

نقره:[ویرایش]

نقره فلز سفیدرنگی است که از قدیم در افغانستان مورد استفاده قرار داشته است. این عنصر در مواردی مانند ضرب سکه، جواهرسازی، ظروف نقره‏ای و... استفاده می‏شده است. امروزه علاوه بر موارد فوق، در صنایع عکاسی، الکتریکی، الکترونیک، آینه‏سازی، تولید شیشه و علم پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد. مهمترین معادن نقره افغانستان در بدخشان، دره پنجشیر، غوربند ولایت پروان، منطقه‏ی بی‏بی گوهر خاکریز در ولایت قندهار و سیم‏کوه ولایت هرات قرار دارد. همچنین در ولایات غور، جوزجان و بعضی نقاط هزاره‏جات معادن نقره وجود دارد. یکی از قدیمی‏ترین معادن نقره غزنین معادن نقره پنجهیر(پنجشیر کنونی) است که از زمان‏های قدیم تا حالا مورد استفاده مردم محل بوده و ساکنان بومی با وسایل و ابزار دست داشته‏ی خود به کاویدن معادن برای به دست آوردن نقره مصروف بوده است. مرتضی راوندی محقق معاصر با استفاده از منابع قدیم و جدید در مورد آن چنین نگاشته است: ««...از آن معدن مقدار زيادى نقره به دست مى‏آمد و از اين‏جهت پنجهير، از زمان صفاريان، يعنى در قرن سوم هجرى مركز ضراب- خانه گرديد و البته درهم‏هاى آنجا به نام خليفه عباسى ضرب مى‏شد. شهر پنجهير را، ابن حوقل وصف كرده گويد: «بالاى تپه‏اى است و ده هزار نفر معدنچى در آنجا زندگى مى‏كنند...» ياقوت نيز در خصوص اين معدن نقره مطالبى ذكر نموده، مى‏نويسد: «زمين آنجا را براى يافتن رگه نقره مانند غربال سوراخ سوراخ كرده‏اند؛ در زيرزمين، معدنچيان با چراغ‏هاى مخصوص به كار اشتغال داشتند و كار مردم در پيداكردن رشته‏هاى اين معدن به يك نوع قمار شباهت داشت؛ بسا اشخاص، شامگاه دست‏تهى بودند و صبحگاه ثروتمند و بسيار بامداد توانگر، و شام مستمند. اتفاق مى‏افتاد كه يكى از آن‏ها براى پيداكردن رگه‏اى از نقره سيصد هزار درهم (12 هزار پوند) خرج مى‏كرد... اين محل پس از حمله چنگيز خراب شد و در زمان ابن بطوطه، فقط دالان‏هاى زيرزمينى كه معدنچيان كنده بودند، باقى بود...» نقره به عنوان سکه رایج برای داد و ستد از گذشته‏های بسیار دور مورد استفاده بوده است که سرزمین غزنین یکی از آن‏ها به شمار میرود. در دوره سلاطین غزنوی از این فلز شناخته شده سکه ضرب میکردند. به عنوان نمونه در زمان سلطان محمود حداقل دو نوع سکه نقره‏ی که قطر یکی 21 و دیگری 22 میلی‏متر بوده، رواج داشته است. یا در زمان سلطان ابراهیم غزنوی 4 نوع سکه نقره‏ی در اندازه‏های مختلف رواج داشته است که وزن آن‏ها از 8/2 گرم تا 3/3 گرم متفاوت بوده و ارزش متفاوت داشته است. بر یک روی این سکه‏ها معمولاً نام پروردگار، رسول خدا(ص) و یا جمله لا اله الا الله حک شده و بر روی دیگر آن اسامی یا القاب سلاطین حک میشده است. به جز این، این امر هم استفاده فراوان از این فلز مهم سفیدرنگ را نشان میدهد، هم اوج شکوه و ثروت‏مندی سلاطین غزنوی را. ابن اثیر نوشته است که جوی‏های کوچکی در باغهای سلطنتی کشیده شده بود که همه از نقره بوده و سپاهیان سنجر پس از هجوم به غزنه، آن را به غارت بردند. از جمله وسایل نفیس، عالی و گران‏قیمت که سپاهیان مهاجم سلجوقی به غارت بردند، پنج تاج سلطانی که قیمت هریک به دو هزار دینار میرسید، هزاروسیصد قطعه زینت آلات جواهر نشان و هفده تخت ساخته شده از طلا و نقره. گاه حتی از حلقه‏های نقره و طلا برای زینت ماهیانی استفاده میکردند که در حوضهای درون باغ‏های سلطنتی رها بودند. این حلقه‏های زینتی را در گوش ماهیان کرده و درون حوض آب زندگی می‏کردند. موارد فوق نمونه‏هایی است از نحوه استفاده از طلا و نقره در دوران سلاطین غزنوی.

آهن:[ویرایش]

در اهمیت آهن تردیدی وجود ندارد. امروزه این فلز باارزش با کاربردهای فراوان و متنوع نقش بسیار حیاتی در اقتصاد و پیشرفت یک کشور دارد. به دلیل فراوانی و سهولت دسترسی به آن پایه و اساس بیشتر صنایع کوچک و بزرگ به شمار میرود. این فلز در ساخت انواع ماشین‏های سبک و سنگین، کشتی، راه‏آهن، پل، بند(سد)، ساختمان‏سازی، تهیه ادوات جنگی، لوازم خانگی و ساخت کارخانجات کاربرد دارد. «افغانستان به لحاظ داشتن معادن بزرگ و مرغوب آهن بسیار غنی میباشد. معادن متعدد آهن در نقاط مختلف کشور مانند ولایات قندهار، فاریاب، پروان، هرات، میدان، بدخشان، ارزگان و بامیان پراکنده است. در بخش شمالی خاکریز ولایت قندهار نیز یک معدن آهن با بیش از 3 میلیون تن ذخیره وجود دارد. علائم و نشانه‏های موجود در اطراف این معدن نشان میدهد که مردم در قدیم از آن استفاده می‏نموده‏اند. معدن آهن جبل السراج با ذخیره‏ای بیش از 7 میلیون تن، از زمان‏های قدیم مورد استفاده مردم چاریکار در ساخت انواع چاقو، بیل و غیره بوده است. در هزاره‏جات ذوب و استخراج آهن رایج و معمول بوده آهنگران و اسلحه‏سازان، از آهن و فولاد، ابزارآلات کشاورزی و حتی سلاح‏هایی با کیفیت عالی تولید میکرده‏اند.» براساس گزارش بصیراحمد دولت‏آبادی تاکنون 29 معدن آهن در کل کشور برای افغانستان کشف و ثبت شده است که در نقاط مختلف کشور از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب این سرزمین پهناور وجود دارد، هرچند بیشترین تعداد آن در مرکز و شمال شرق کشور قرار دارد. بنابراین در قلمرو غزنین تاریخی معادن آهن وجود دارد که توسط کارشناسان میزان آن برآوردشده و قراین حاکی از آن است که در قدیم مردمان اطراف از آن استفاده می‏نموده‏اند. ولایات قندهار، ارزگان، میدان و پروان که در قلمرو غزنین تاریخی قرار داشته هم اکنون دارای معادن آهن هستند. از جمله مناطقی که به وجود معادن آهن آن اشاره شده کابل است. ابن‏حوقل می‏نویسد؛ در کابل معادن آهن فراوان وجود داشته است. همین جغرافیانویس در توصیف شهر و دروازه‏های زرنج و ذکر اسامی آن، می‏نویسد که شهر زرنج پنج در اصلی دارد که همه آن‏ها آهنی است. این گزارش نشان می‏دهد که استفاده از آهن در قرن چهارم و پیش از آن در این سرزمین فراوان رواج داشته که بجز تولید سلاح، ابزار تولید و صنعت در ساخت درهای اصلی و مهم نیز از آن استفاده می‏نمودند.

مس:[ویرایش]

مس فلزی است چکش‏خوار و بعد از نقره بهترین هادی جریان الکتریسیته به شمار میرود. این فلز در صنایع الکتریکی، ساختمان‏سازی و ماشین‏سازی کاربردهای فراوانی دارد. مس یکی از قدیمی‏ترین فلزاتی است که انسان کشف کرده است در افغانستان در کمتر خانه‏ای است که مس وجود نداشته باشد. بسیاری از لوازم منـزل از قبیل دیگ، لگن، بشقـاب و وسایل مشابه آن از مس ساخته می‏شود. در سراسر افغانستان حدود 12 معدن مس وجود دارد که بسیار غنی می‏باشند. مهم‏ترین معدن مس افغانستان در 35 کیلومتری کابل در ناحیه‏ی «عینک» ولایت لوگر قرار دارد. این معدن از لحاظ ذخیره مس در منطقه، مقام اول را دارد و از جمله 10 معدن بزرگ مس جهان به شمار میرود. از دیگر معادن مس در کشور، معدن مس در «کندلان» ولایت زابل است که اهمیت فراوانی دارد. علاوه بر معادن فوق در ولایت کابل، ولسوالی کهمرد ولایت بامیان، ولسوالی ارغنداب ولایت قندهار، ولسوالی اندراب و نهرین ولایت بغلان، ولسوالی مُقُر ولایت غزنی و ولسوالی غوربند ولایت پروان و ولایت پنجشیر معدن مس وجود دارد. طبق گزارش بالا، غزنین تاریخی از نظر داشتن معدن مس از غنی‏ترین سرزمین‏ها به شمار میرود. از 12 معدن مس که در کل افغانستان تاکنون کشف شده است، 7 مورد آن در مناطق غزنین تاریخی واقع شده که معدن مهم «عینک» ولایت لوگر در غنا و ذخیره خود در شمار یکی از 10 معدن برتر مس جهان به شمار میرود و در منطقه مقام اول را دارا است. در غزنی کنونی که مُقُر یکی از ولسوالی‏های آن را تشکیل میدهد نیز معدن مس وجود دارد. باید توجه داشت معادن مذکور در دوره معاصر کشف شده مورد بهره‏برداری گرفته است. اما از میزان اکتشاف مس در قدیم و نحوه استخراج آن چندان گزارشی در دست. در حالیکه استفاده از مس در غزنین بسیار رایج بوده و یکی از اقلام مهم صنایع دستی این سرزمین را مصنوعات مسی تشکیل میداده است. آفتابه، لگن، صراحی، دیگ و... که از مس ساخته می‏شده در این دیار کهن یک امر معمول و بسیار رایج بوده است

سرب و روی:[ویرایش]

سرب فلز نرم بوده و از قدیم مورد استفاده انسان قرار داشته و از آن اشیا و وسایل گوناگون می‏ساختند. به نوشته ابراهیم حسینی «از سرب برای تهیه لوله‏های سربی، لوازم صنایع چاپ، باطری، مهمات جنگی و غیره استفاده میشود. همچنین فلز روی در صنایع اتومبیل‏سازی، تهیه لوازم آشپزخانه، لحیم‏کاری، ساخت چسپ، قوطی‏های خمیر دندان و غیره به کار میرود.» در نقاط مختلف افغانستان معدن سرب و روی معمولاً در کنار هم دیده می‏شود. در دره غوربند ولایت پروان از معدن فرنجل هم اکنون مردم به شکل ابتدایی سرب استخراج می‏کنند. در دو نقطه ولایت قندهار معدن سرب وجود دارد؛ یکی معدن بی‏بی گوهر و دیگری معدن سرب دره نور. معدن سرب و روی دره‏ی نور در سال 1317 خورشیدی کشف شد که دارای ذخایر فراوان می‏باشد. مناطق دیگری که در سرزمین افغانستان دارای معادن سرب و روی هستند که تاکنون کشف شده عبارتند از: دره‏ی کران و منجان ولایت بدخشان، دره‏صوف ولایت سمنگان، لعل و سرجنگل، تولک و شهرک ولایت غور، سیم‏کوه ولایت هرات، سیاه دره یکاولنگ و کهمرد ولایت بامیان، ارزگان، بلخ و میدان. بصیراحمد دولت‏آبادی 12 معدن سرب را برای افغانستان نام برده است که بیشترین آن در امتداد کوه بابا به سمت غرب موقعیت دارد.

سنگ‏های قیمتی':[ویرایش]

کانی‏های هستند که انواع سنگ‏های قیمتی زینتی غیر فلزی از آن به دست میآید. این کانی‏ها انواع مختلفی دارند که به عنوان زیورآلات مورد استفاده قرار میگیرد که 25 نوع آن بیشترین مصرف را نسبت به سایرین دارد. در افغانستان انواع کانی‏ها و سنگ‏های قیمتی و نیمه قیمتی وجود دارد که از آن جمله است: لاجورد، یاقوت، زمرد، بریل، تورمالین و کونزیت که از قرن‏ها به این سو مورد استفاده قرار داشته و بخشی از صادرات افغانستان را تشکیل میدهد. بنابر گزارش‏های تاریخی بیش از 2500 سال پیش لاجورد افغانستان به کشور مصر صادر میشده است که از آن در چشمان مجسمه طلایی فرعون و نفرتیتی کار گرفته شده است. براساس پژوهش‏ها، معدن «سرسنگ» افغانستان تنها لاجورد شناخته شده دوره باستان را به جهان صادر میکرده که از اعماق کوه‏های هندوکش به دست می‏آمده است. یکی از کانی‏های قیمتی لاجورد است که از زمان‏های بسیار قدیم در حدود 4 تا 5 هزار سال پیش در بدخشان افغانستان استخراج میشده و هم اکنون نیز از این معادن این کانی گران‏قیمت استخراج می‏شود. لاجورد افغانستان بهترین نوع لاجورد است و شهرت جهانی دارد. معادن مهم آن در منطقه «سرسنگ» در شرق رودخانه‏ای کوکچه و حضرت سعید و ولسوالی جرم در کران و منجان ولایت بدخشان است. به عنوان مثال از معادن لاجورد بدخشان در سال 1355خورشیدی مقدار 7406 کیلوگرم لاجورد استخراج شده است. این سنگ قیمتی در زیورسازی، مجسمه‏سازی، مهره‏ی شطرنج و غیره به کار میرود و بخاطر رنگ آبی سیر، قابلیت پودرشدن و کنده‏کاری، از هزاران سال پیش مورد توجه بوده و خواهان زیادی داشته است. در گذشته‏های دور از افغانستان به مصر باستان صادر میشده که در مجسمه طلایی فرعون و نفرتیتی مصر به کار رفته و امروزه نیز یکی از اقلام صادراتی کشور ما را تشکیل میدهد. از میزان وجود لاجورد در غزنین و استخراج آن چندان گزارشی در دست نیست. محمدعظیم عظمیی جغرافیانویس معاصر تنها به این مقدار بسنده نموده که؛ در غزنی نیز معدن لاجورد وجود دارد. شناسایی معادن لاجورد و میزان آن و نیز قدمت استفاده از این کانی گران‏قیمت نیاز به تلاش و تحقیق بیشتر دارد که باید از سوی معدن‏شناسان، مورخان و جغرافیانگاران مورد کنکاش قرار گیرد. دیگر از کانی‏های باارزش زُمُرُّد است که از سیلیکات آلومینیوم و بریلیوم تشکیل شده در سنگهای پگماتیت یافت می‌شود. واژه‏ی زمرد عربی‌شده‏ی «اسماراگدوس» یونانی است که خود گویا از واژه‌ای سانسکریت به معنی سبز گرفته شده و نام اصلی آن در فارسی دوال یا دوبال است. در باور قدیمی، زمرد را دفع‌کننده بیماری صرع و کورکننده مار می‌پنداشتند. در افغانستان زمرد تاکنون تنها در دره پنجشیر(110 کیلومتری شمال شرق کابل) کشف شده و این منطقه دارای 6 معدن فعال می‏باشد که عبارتند از معادن: «میکنی»، «دارخنج»، «بوتاک»، «بوزمال»، «باخی» و «دارون» و هرساله با استخراج زمرد از این معادن دست‏اندرکاران سودهای کلانی از آن به دست می‏آورند. از میان معادن فعال فوق، خوشرنگترین و بهترین نوع زمرد از معادن «میکنی» و «دارخنج» استحصال می‏شود. علاوه بر این نقطه دارای معادن زمرد در کشور، گفته شده است که در منطقه «بودل» ولایت ننگرهار زمرد وجود دارد. براساس اطلاعات فوق، میتوان گفت که در دو نقطه‏ی قلمرو غزنین باستان (پنجشیر و ننگرهار) معدن زمرد وجود دارد. استخراج این کانی‏های ارزشمند در پنجشیر از گذشته‏های دور معمول بوده است. جغرافی‏نگاران مسلمان همواره به این مطلب اشاره داشته و از پیشینه آن سخن گفته‏اند. ابن‏حوقل، مقدسی، اصطخری و... در کتب جغرافیایی‏شان ذیل معرفی پنجهیر(پنجشیر کنونی) به موضوع استحصال سنگ‏های قیمتی در این دیار اشاره کرده‏اند. یاقوت یکی از کانی‌های سنگ‌های آذرین، است که بعد از الماس سخت‌ترین کانی‌ها محسوب می‌شود و دارای اقسام مختلف می‌باشد که مرغوب‏ترین و قیمتی‏ترین آن یاقوت آتشی است. یاقوت عربی شده واژه پارسی «یاکَند» می‌باشد و در صنعت و زیورها کاربرد دارد. در نگاه کلان تاریخی میتوان گفت که بیشترین معادن یاقوت کشف شده کشور در قلمرو غزنین تاریخی واقع شده است. مناطق «جگدلک» و «کوهدامن» ولایت کابل، «مُقُر» ولایت غزنی، نورستان و لغمان جاهایی است که دارای معادن این سنگ زینتی قیمتی میباشد که در گذشته جزو غزنین به شمار میرفته است. از میان معادن فوق یاقوت «جگدلک» کابل از کیفیت و شهرت فراوانی برخوردار میباشد. لَعل از دوره برنز به عنوان سنگ قیمتی و ساینده کاربرد داشته‌ است. «لعل» واژه‌ای فارسی است و اصل آن «لال» بوده و در قدیم، لال، بدخشانی، بدخشی و ملخش نیز می‌نامیدند. در لغت‏نامه دهخدا، به نقل از منابع قدیمی، می‌نویسد: سنگی ظریف با سرخی درخشنده و از یاقوت سست‌تر، رنگارنگ است؛ سرخ و زرد و بیشتر سبز و بنفش و بهترینش سرخ بدخشانی است. در روزگار پیشین لعل نبوده و بدین سبب در کتب ذکرش کمتر آمده‌است. بجز بدخشان که لعل آن شهرت جهانی دارد، در برخی نقاط دیگر افغانستان نیز لعل یافت میشود. در دشت‏های «حاجی‏توپ» و در «خاکریز» ولایت قندهار لعل پیازی وجود دارد و زرگران قندهار آن را خرید و فروش میکنند. کارخانه‏های حجاری کابل از این سنگ‏ها گوشواره و نگین‏های انگشتر می‏سازند. بنابراین، حداقل در یک بخشی از سرزمین غزنین تاریخی(قندهار) کان لعل وجود دارد که امروزه مردم از آن استفاده می‏نمایند. در اینکه این بهره‏برداری از چه زمانی شروع شده و در دوران شکوه و اقتدار غزنین آیا کشف و شناخته شده بوده یا نه؟ باید تحقیق بیشتر انجام داد و منابع موجود در دسترس از آن چیزی نگفته است. از کانی‏های قیمتی و امروزه پرکاربرد سنگ مرمر است که در امور ساختمانی هم به عنوان نمای درونی ساختمان مانند: پله‏ها، کف، ستون و هم به عنوان نمای بیرونی و بناهای یادبود، مجسمه‏سازی و غیره استفاده میشود. در نقاط مختلف افغانستان معادن بزرگ سنگ مرمر وجود دارد که بخشی از آنها عبارتند از: معدن «خواجه بغرا» ولایت میدان، معادن مرمر ولایت قندهار، ولایت فاریاب و جاغوری ولایت غزنی. علاوه بر اینها معادنی در هزاره‏جات، ریگستان ولایت قندهار، گلران ولایت هرات و غیره وجود دارد. هم اکنون در حدود ۳۵ نوع سنگ مرمر با ۴۵ رنگ مختلف در معادن کشور قابل دریافت بوده که ارزش مجموعی آن بالغ بر ۱۵۰ میلیارد دالر تخمین زده شده‌است. انواع مرمر سفید خوگیانی، «مرمر سفید چشت هرات»، «مرمر کریمی سمنگان»، مرمر سیاه کابل، مرمر فولادی وردگ، مرمر شیرچایی سالنگ، مرمر سبز تره‏خیل و کاریز میر و مرمر سرخ قندهار از جمله مرغوبترین نوع سنگ‌های مرمر در افغانستان میباشند که داری جنسیت میده دانه بوده و بعد از صیقل و پالش کاری شفافیت و جلای خاص را نشان می‌دهند. تاکنون در افغانستان مانند فابریکه حریق شده حجاری و بتون کابل دیگر کدام فابریکه وجود ندارد که سنگ مرمر را به ظرفیت کشور قطع و پالش کنند. آمار و ارقام احصایوی نشان می‌دهد که ۸۰ درصد سنگ‌های مرمر و گرانیت افغانستان به منظور پروسس و پالش به کشور پاکستان به قیمت ۴۰ دالر فی تن منتقل می‌گردد، که بعد از پروسس با قیمت ۳۰۰ دالر فی تن دوباره بالای افغانستان به فروش می‌رسد. در زمان سلطان محمود غزنوی استفاده از سنگ مرمر در ابنیه بخصوص در ساختمان‏های قصر و مساجد رایج بوده است. براساس گزارش‏های تاریخی، برای ساخت مسجد جامع غزنه که بدستور سلطان محمود بنیاد یافته بود از سنگ مرمر در تزیین کف و دیوارها استفاده شده است. «و از جایهای دوردست سنگ‏های مرمر فرادست آوردند مربع و مسدس، همه روشن و املس.» متأسفانه در این گزارش اشاره نشده که سنگ‏های مرمر از کجا به غزنه آورده می‏شد و معدن آن آیا در غزنین بوده یا در قلمرو غزنویان؟ و یا از سرزمین‏های دیگر.

مواد معدنی[ویرایش]

نمک از جمله مواد معدنی است که از گذشته‏های بسیار دور مورد استفاده انسان‏ها قرار داشته و مصرف آن برای تأمین نیازهای بدن ضرورت دارد. مصرف نمک یُددار و تصفیه شده امروزه یک ضرورت است و کشورها با تلاش و برنامه‏ریزی سعی میکنند مصرف نمک‏های تصفیه شده و یُددار را میان مردم‏شان رواج دهند. در افغانستان نمک علاوه بر تأمین مزه طعام برای جلوگیری از فاسدشدن گوشت و ماهی، برای تهیه پنیر، در صنایع چرم‏سازی، صابون‏سازی، روغن‏کشی و مانند آن به مصرف میرسد. از جمله منابع مهم معدنی افغانستان نمک است که به صورت جامد (سنگ نمک) و محلول در آب در تالاب‏ها و دریاچه‏ها که بر اثر تابش خورشید و تبخیر زیاد رسوب میکند وجود دارد. در این سرزمین توده‏های فراوان نمک وجود دارد که از آن جمله میتوان به معادن زیر اشاره نمود: معادن نمک کلفگان، نمک آب، چال، اشکمش ولایت تخار، اندخوی ولایت فاریاب، مزارشریف، نمکزار هرات، خلم ولایت بلخ، مُقُر ولایت غزنی، سیاه دره یکاولنگ ولایت بامیان. از میان معادن مذکور، معدن نمک آب طالقان بزرگترین معدن نمک محلول است و ذخیره آن به 130 میلیون تن میرسد که میتواند سالیان دراز نمک کشور را تأمین نماید. بزرگترین نمکزارهای افغانستان نمکزار هرات و پس از آن نمکزار اندخوی است، هرچند از لحاظ اهمیت اقتصادی نمکزار اندخوی مقام اول را داراست. در سال 1355 خورشیدی حدود 5/72 میلیون تن نمک از معادن کشور استخراج شده است. از جمله مواد مهم معدنی که در صنعت لاستیک‏سازی، نساجی، رنگ‏سازی، کبریت‏سازی، تهیه مواد منفجره، سموم کشاورزی، اسید سولفوریک و غیره استفاده می‏شود گوگرد است. در افغانستان مناطق مختلف دارای معدن گوگرد میباشد که مهم‏ترین آن‏ها عبارتند از: معادن گوگرد ولسوالی چمتال در ولایت بلخ، گوگرد تاله و برفک در ولایت بغلان، گوگرد سیغان در ولایت بامیان، گوگرد سنگلیچ در ولایت بدخشان، گوگرد شیرین‏تگاب در ولایت فاریاب، گوگرد غوربند در ولایت پروان. گچ در بیشتر نقاط افغانستان، از جمله کابل، ننگرهار و برخی نقاط هزاره‏جات، وجود دارد که بیشتر در ساختمان‏سازی از آن استفاده می‏شود. براساس گزارش فوق در قلمرو غزنین تاریخی معادن گچ شناخته‏شده و فعال، مانند معدن گچ ننگرهار و کابل، وجود دارد. یکی از مواد مهم معدنی دیگر که در نقاط مختلف افغانستان از جمله در ولسوالی نجراب ولایت کاپیسا، سالنگ، برخی از نقاط هزاره‏جات، و ننگرهار وجود دارد تالک است. ذخیره تالک ولایت ننگرهار به 10 میلیون تن میرسد و در سال 1355خورشیدی حدود 8685 تن تالک از معادن کشور استخراج شده است.

یکی از فراوان‏ترین کانی‏های موجود در پوسته‏ی زمین کوارتز است که دارای رنگهای مختلف سفید، خاکستری، زردو غیره دیده می‏شود. این عنصر در موارد گوناگون به مصرف میرسد. بعضی از گونه‏های آن در صنایع الکترونیک، ساعت‏سازی و وسایل نوری به کار میرود. خوشرنگ‏های آن به عنوان جواهر کاربرد زینتی داشته و نامرغوب‏شان در تهیه شیشه‏های مختلف به کار میرود. کوارتز در افغانستان فراوان بوده و انواع مختلف آن در مناطق مختلفی چون: لولنج ولایت پروان، کوه شاه مسعود قندهار، ولسوالی کرخ هرات، دره‏ی نازیان شینوار ولایت ننگرهار و ولایات ارزگان، غزنی، بدخشان و جاهای دیگر یافت می‏شود.[۶]

  1. Central Statistics Office of Afghanistan. "Settled Population of country by Provinces and sex for ۲۰۰۶-۲۰۰۹ years". Retrieved 2009-11-30. 
  2. "Statoids". 
  3. Ethnic demographic statistics taken from http://www.aims.org.af
  4. نمایه ولایت غرنی، سایت WFP.
  5. U.S., Afghan Study Finds Mineral Deposits Worth $3 Trillion - Bloomberg
  6. تقسیمات استانی[ویرایش]

    * ولسوالی جاغوری

    • ولسوالی مُقُر
    • ولسوالی غزنی
    • ولسوالی ناوه
    • ولسوالی آب‌بند
    • ولسوالی گیرو
    • ولسوالی قره‌باغ
    • ولسوالی اَندَر
    • ولسوالی ده‌یک
    • ولسوالی زَنه‌خان
    • ولسوالی گیلان
    • ولسوالی خواجه عمری


    منابع[ویرایش]

    ابن بطوطه، شمس الدین ابی‏عبدالله محمد بن عبدالله اللواتی الطنجی، رحله ابن بطوطه (تحفة النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار)، اکادیمیه المملکة المغربیة، رباط، 1417ق. ابن خرداذبه، ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله، المسالک والممالک، دار صادر افست لیدن، بیروت، 1889م. ابن‏اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، 1371. ابن‏حوقل، ابوالقاسم محمد بن حوقل النصیبی، صورة الارض، بیروت، دار صادر (افست لیدن)، 1938م. احسن التقاسیم، ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسی، ترجمه منزوی، تهران، شرکت مؤلفان، اول، 1361.

    جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ولایت غزنی موجود است.
    1. Central Statistics Office of Afghanistan. "Settled Population of country by Provinces and sex for ۲۰۰۶-۲۰۰۹ years". Retrieved 2009-11-30. 
    2. "Statoids". 
    3. Ethnic demographic statistics taken from http://www.aims.org.af
    4. نمایه ولایت غرنی، سایت WFP.
    5. U.S., Afghan Study Finds Mineral Deposits Worth $3 Trillion - Bloomberg
    6. تقسیمات استانی[ویرایش]

      * ولسوالی جاغوری

      • ولسوالی مُقُر
      • ولسوالی غزنی
      • ولسوالی ناوه
      • ولسوالی آب‌بند
      • ولسوالی گیرو
      • ولسوالی قره‌باغ
      • ولسوالی اَندَر
      • ولسوالی ده‌یک
      • ولسوالی زَنه‌خان
      • ولسوالی گیلان
      • ولسوالی خواجه عمری


      منابع[ویرایش]

      ابن بطوطه، شمس الدین ابی‏عبدالله محمد بن عبدالله اللواتی الطنجی، رحله ابن بطوطه (تحفة النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار)، اکادیمیه المملکة المغربیة، رباط، 1417ق. ابن خرداذبه، ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله، المسالک والممالک، دار صادر افست لیدن، بیروت، 1889م. ابن‏اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، 1371. ابن‏حوقل، ابوالقاسم محمد بن حوقل النصیبی، صورة الارض، بیروت، دار صادر (افست لیدن)، 1938م. احسن التقاسیم، ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسی، ترجمه منزوی، تهران، شرکت مؤلفان، اول، 1361.

      جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ولایت غزنی موجود است.
      <references></references>