ولایت بادغیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۵°۰′۰″ شمالی ۶۳°۴۵′۰″ شرقی / ۳۵.۰۰۰۰۰° شمالی ۶۳.۷۵۰۰۰° شرقی / 35.00000; 63.75000

ولایت بادغیس
تصویری از ولایت بادغیس
اطلاعات کلی
نام رسمی : ولایت بادغیس
کشور : افغانستان Flag of Afghanistan.svg
نام‌های پیشین: وائیتی گئس، وادگِس، وادغِس
مردم
جمعیت ۴۳۹٫۵۰۰ (۲۰م از ۳۲)
تراکم جمعیت: ۲۰٫۹
نفر بر کیلومتر مربع
زبان‌های گفتاری: فارسی و پشتو
جغرافیای طبیعی
مساحت: ۲۳٫۰۰۰ کیلومتر مربع
اطلاعات شهری
وب‌گاه : http://www.badghis.com
شهرها
قلعه نو

رسانه‌ها = شبکه رادیو حنظله بادغیسی


ولایت (استان) بادغیس از ولایت‌های شمال باختر کشور افغانستان به مرکزیت قلعه نو است. بادغیس از باختر به ولایت هرات، از خاور به ولایت فاریاب، از شمال به کشور ترکمنستان و از جنوب با ولایت غور همسایه می‌باشد. این ولایت ۲۳٫۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد و دارای شش ولسوالی است.

بادغیس از ولایات کوهستانی افغانستان است که راه‌های دشوارگذری دارد. برخی مناظر طبیعی این ولایت در افغانستان کم‌نظیرند. این ولایت دارای راه‌های مواصلاتی زیادی نیست. بسیاری از باشندگان مجبورند از چهارپایان استفاده کنند.[۱] بیشتر مردم بادغیس کشاورز به روش‌های کهن و سنتی هستند و پس از پسته، خربزه دومین منبع درآمد کشاورزان بادغیس است. بادغیس نزدیک به سی‌هزار هکتار جنگل پسته دارد که کمتر از یک سده پیش مساحت این جنگل‌ها به نود هزار هکتار زمین می‌رسید و برش درختان پسته توسط مردم هم‌چنان ادامه دارد. بادغیس از ولایات دور افتاده افغانستان است که از لحاظ بازسازی شاهد کمترین توجه از سوی حکومت مرکزی بود. کمبود آب بهداشتی از مهم‌ترین مشکلات مردم بادغیس است.[۲]

پیشینه نام[ویرایش]

قلعه نو مرکز ولایت بادغیس در سال 1363.

بادغیس نامی است کهن و در یشتها از آن با عنوان «وائیتی گئس»، نام دوازدهمین کوهی که در زمین پدیدار گشته، یاد شده‌است. این واژهٔ اوستایی در بندهش به‌صورت «وادگِس» یا «وادغِس» آمده‌است. بادغیس کوهی‌است در مرزهای بادغیسان و آنجا ناحیه‌ای است پر دار و درخت. یاقوت بادغیس را محل وزش بادهای بسیار معنا کرده‌است و اصل آن را بادخیز می‌داند؛ ولی این وجه اشتقاق اساسی ندارد و معنی آن معلوم نیست، اما جزء آخر آن که «گئس» باشد، در اوستا به معنی «گیس» است.

تاریخچه[ویرایش]

بادغیس در زمان ساسانیان در قلمرو آن دولت بوده‌است و پس از آنکه به روزگار خسرو اول انوشیروان سرتاسر ایران به چهار بخش تقسیم شد، بادغیس نیز جزو مناطق چهارده‌گانهٔ خراسان درآمد و حکمران آن یکی از چهار مرزبان خراسان، و ملقب به برازان بود. همچنین بادغیس یکی از نواحی اسقف‌نشین ایران در زمان ساسانیان به شمار می‌رفت. این ناحیه به سبب واقع شدن در مرزهای شمال شرقی امپراتوری ساسانیان، در معرض تهاجم ترکان و هپتالیان قرار داشت.

بادغیس جز قلمرو هپتالیان محسوب می‌گردید که در مقابل پیشروی سپاه اسلام به سرکردگی نیزک طرخان ایستادگی زیادی کردند. به گفتهٔ مولف گمنام حدود عالم بادغیس سیصد قریه داشته‌است. مهم‌ترین و پر نفوذترین شهر آن دهستان و مرکز حکومت بادغیس در کوغن آباد قرار داشته‌است.

تا زمان تقسیم بندی اداری، سیاسی افغانستان درسال ۱۹۶۲ بادغیس جزء قلمرو هرات بود.

ارتباط مزبور ریشه‌ای دراز در زمانهای قدیم دارد. در بازارهای بادغیس بازرگانان و صنعتگرانی وجود دارند که به بیشتر اهل هرات اند و یا هراتی بودن خود را بطور کامل حفظ کردند.

بادغیس زادگاه حنظله بادغیسی، نخستین شاعر پارسی‌زبان پس از اسلام می‌باشد.

جمعیت[ویرایش]

مردم بادغیس عمدتا دارای اقتصاد ضعیف اند و از این رو تلاش گسترده برای تامین مخارج شان می‌کنند.

بادغیس ولایتی است که از راه ارتباطی کافی کم بهره‌است و آب کافی ندارد. به همین خاطر کمترین جمعیت (جمعیت نسبی) را در افغانستان دارد و درجه رشد و توسعه این ولایت در پایین‌ترین سطح است.

بر پایه برخی منابع تاجیک‌ها ۵۶٪ از جمعیت را تشکیل می‌دهند و ۴۰٪ پشتون‌ها، ۴٪ ازبک‌ها، ترکمن‌ها و بلوچ‌ها و سایر اقلیت‌ها هستند.[۳] بر پایه AIMS و NPS جمیعت بادغیس ۶۲٪ تاجیک، ۲۸٪ پشتون، ۵٪ ازبک، ۳٪ ترکمن و ۲٪ بلوچ است.[۴]

مناظر طبیعی[ویرایش]

ولایت بادغیس بخاطر کوهستانی بودن آن بویژه در نواحی جنوب غرب و جنوب شرقی مناظر زیبای طبیعی زیادی دارد که می‌توان از بند سبزک که پوشیده از درختان ارچه‌است و چشمه‌های آب فراوان نیز دارد نام برد. دره جوند و آب استاده آن که مشهوربه آب (پوده) است یکی دیگر از مناظر طبیعی بادغیس است. دریای مرغاب که یکی ازپرآبترین دریاهای افغانستان است که در ولسوالی بالامرغاب ولایت بادغیس موقعیت دارد. بند زرمست یکی دیگر از این مناظر طبیعی است که آب وهوایی ستودنی دارد، با این همه مناظر زیبایی طبیعی سلاطین و حکام افغان درمورد بادغیس هیچگاه توجه جدی مبذول نکرده‌اند.

داستان بوی جوی مولیان[ویرایش]

امیر نصر بن محمد سامانی هنگام سفرش جانب بخاراآنقدردلبسته زیبایی‌ها طبیعی بادغیس گردید که با تمام شوکت ودبدبه شاهانه اش چهار سال در آنجا توقف کرد و نمی‌توانست ازمحیط آن جدا گردد تا اینکه اراکین دولتش از استاد ابو عبدالله جعفر بن محمد رودکی تقاضا نمودند تا چاره‌ای بیاندیشد که سلطان راهی بخاراگردد. همان بود که رودکی این قصیده راسروده ودر حضورامیرخواند.

بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی
ریگ آمو ودرشتی راه او زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون با چنین پهناوری خنگ مارا تا میان آید همی
ای بخارا شاد باش وشاد زی میرزی تو شادمان آید همی
میر سرو است وبخارا بوستان سرو سوی بوستان آید همی
میر ماهست وبخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی

و امیر نصر بعد از شنیدن این قصیده جانب بخارا حرکت نمود.

اقتصاد[ویرایش]

اقتصاد این ولایت عمدتاً بر محصولات زراعتی پایبند است. زراعت آن بشکل للمی (دیمه) بوده کمتر از سا مان ولوازم تخنیکی ومدرن درآن بکار می‌رود. حاصلات زراعتی آن عبارت از:گندم جو، جواری، نخود، زیره، کنجد، هندوانه، خربوزه وغیره می‌باشد. بادغیس ازقدیم الایام تا امروز بنام گدام خراسان و حوزه غربی افغانستان مشهور بود. پیشه دوم مردم این دیار مالداری و تربیه گوسفند نوع قره قُل است که ازهمین مدرک همه ساله گوسفند، پوست قره قُل، پشم، کُرک و قروت به سایر ولایات و خارج کشور صادر می‌گردد. صنعت قالین بافی پیشه دیگر مردمان زحمتکش بادغیس می‌باشد که اکثراًدرخانه‌ها توسط خانمها تهیه می‌گردد. قالین‌های بادغیس در داخل و خارج کشوراز شهرت بخصوص برخوردار است چنانچه در نمایشگاه بین‌المللی سالهای ۵۰ ش(۷۰ م) در فلادلفیا امریکا و توکیو مقام اول را بدست آورد. موسسه قالیبافی بنام «شرکت قالین بافی بادغیس» الی ۱۳۷۱ که دفتر مرکزی آن درشهر کابل قرار داشت فعالیت می‌نمود ولی نسبت شدت جنگهای تنظیمی مجاهدین مانند سایر بخشهای اقتصادی کشور مجبور بفرار بدانسوی مرزها گردید که هم اکنون بهمین نام در شهر سمر قند فعالیت دارد. پسته یکی از پیداوارعمده بادغیس است که سالانه بملیارد هاافغانی عاید بمردم و دولت میرساند، پسته زار بادغیس بزرگترین جنگل پسته در افغانستان است که ساحه بیشتراز۹۵ هزارهکتارزمین را پوشانیده‌است، مقامات دولتی در حفظ ونگهداشت این ثروت ملی افغانستان توجه کمتر می‌نمایند. زیرا اکثراً مردم محل چوب سوخت ایام زمستان خویش را با قطع درختان پسته تهیه می‌کنند ونیز در قسمت تکثیر پسته دولت تا کنون کدام پروژه مشخص را روی کار نگرفته.

اماکن تاریخی[ویرایش]

درست در چند صد متری شهرقله نو بطرف جنوب میدان هوایی آن از اثر فروریختن کوهی در سالهای قدیم چندین طاق بشکل طاق‌های بامیان باز گردیده که دردامنه همین کوه باستقامت غرب وشرق کاوش صورت گیرد دستاورد چشمگیرخواهد داشت ممکن طاقهای یاد شده بدوره‌های قبل از اسلام زمان زردشتی‌ها مربوط باشد. در فا صله حدود۷۰ کیلومتری غرب شهر قلعه نو حصار مشهور بنام (قلعه نریمان) که دارای بناها و ساختمان‌های قدیمی وحیرت انگیز می‌باشد وجود دارد. غباردر کتاب افغانستان درمسیر تاریخ آنرا بنام قلعه کالیون یاد نموده‌است. نبردهای کالیون در هنگام حمله چنگیز مشهور است که مدت ۱۶ ماه با دشمن جنگیدند وتااینکه آذوقه اهالی قلعه ختم و از اثر خوردن گوشت قدیده وپسته بمرض ورم اعضای بدن گرفتار بودند با آنهم حاضر بتسلیم شدن بدشمن نشدند تا اینکه از اهالی ۵۰ تن آنهم مریض باقی مانده بود که دروازه قلعه را گشودندو بر دشمن یورش بردند و بدینوسیله همه باز بین رفتند (افغانستان در مسیر تاریخ ص۲۱۳-۲۱۴) قلعه مشهور دیگری که آنرا خواهر کالیون (نریمان) می‌گویند در نزدیکی ولسوالی قادس می‌باشد که بعین شکل به مقابل دشمن در هنگام حمله مغُل از خود شهامت نشان داد بنام (قلعه پیوار) یادمی‌شود. مردمان محل از هردو ناحیه یادشده درسالهای گذشته آثارباستانی زیادی رااززمین بیرون کشیده‌اند که توسط قاچاقبران محلی به پاکستان انتقال وبفروش رسانید.

مشاهیر[ویرایش]

حنظله بادغیسی

فضل‌احمد پیمان

سمنبو بادغیسی

معلم نیک محمد خان

آموزش و پرورش[ویرایش]

همینک ۶۵هزار دانش آموز در مصروف تحصیل اند، خبرنگارانی که گزارشاتی از بادغیس به نشریاتشان درست کرده‌اند عمدتا می‌گویند که دانش اموزان بادغیس کتاب درسی ندارند. راه‌های رفت و آمد دور است. معلمین با تجربه و مسلکی ندارند. دانش آموزان مدرسه ندارند و در زیر خیمه مصروف آموزش اند.

تقسیمات اداری[ویرایش]

مرکز ولایت: قلعه نو

نقشه ولسوالی‌های بادغیس

ولسوالی قلعه نو[ویرایش]

نوشتار اصلی: ولسوالی قلعه نو

بادغیس از جمله ولایاتی است که ضریب بازسازی آن کمی بالاتر از صفر است. این شهر همیشه در هاله‌ای از گرد وخاک ناشی از حرکت موترها به روی جاده‌های خاکی پنهان است و تنها پروژه در حال کار پروژه اسفالت جاده قلعه نو به سمت هرات به طول ۶۰ کیلومتر است که اصلا مردم بادغیس با آن موافق نیستند. در این ولایت تا حال کمترین برنامه‌های بازسازی را به خود دیده‌است ولی مسوولین می‌گویند که آن‌ها طرح‌های بازسازی را تازه آغاز نموده‌اند. مردم از عدم اجرای برنامه‌های بازسازی در این ولایت شکایت دارند و از مسئولین دولتی در زمینه خواهان کوشش و جدیت اند. تاکنون فقط توسط برنامه‌های همبستگی ملی و نیروهای پی آر تی در بخش بازسازی در بادغیس کارهایی صورت گرفته‌است و دولت تا حال نتوانسته کار خاصی انجام دهد. افزون بر قلعه نو، بادغیس دارای شش ولسوالی است.

ولسوالی آب‌کمری[ویرایش]

نوشتار اصلی: ولسوالی آب‌کمری

ولسوالی آبکمری که در غرب ولایت بادغیس موقعیت بر اساس برآورد رسمی سال ۲۰۰۲ میلادی دارای جمعیت تقریبی ۳۶۳۰۰ است اکثریت ساکنین این ولسوالی و یا حدودا ۸۰٪ را قوم تاجیک تشکیل می‌دهند و نیز اقوام پشتون به اقلیت زیست دارند. مرکز این ولسوالی قریه سنگ آتش ثبت شده و روستاهای مربوط آن را قریه جات آب خدایی، الخان، انجیر، دزدنک، کنه قول، خلیفه و پاپل تشکیل داده‌است. قریه آبکمری که در جنگلات پسته خویش شهرت بخصوص را کسب کرده که سالانه هزاران نفر اعم از ساکنین این ولسوالی، ولسوالی‌های اطراف ونیز سایر ولایات همجوار بادغیس از آن استفاده می‌کنند.

ولسوالی جوند[ویرایش]

نوشتار اصلی: ولسوالی جوند

جوند در واقع گوین یا گویانی است که ساحهٔ بزرگی از خراسان دورهٔ اسلامی بوده‌است. جوین (جوند) بر دو ناحیه معروف در غرب افغانستان اطلاق میشده یکی در ساحهٔ خراسان و یا توابق بادغیس کهن و دیگر در مربوطات سیستان: اینجا از جوند یا جوین از اعمال بادغیس سخن گفته می‌شود، جوین یا جوند در قدیمترین منابع جغرافیایی عربی از شهرهای نیشاپور گفته شده‌است و مرکز آن را آزاد وار دانسته‌اند. اما مرکز این ناحیه در دوره‌های مختلف به ساحات دیگر انتقال کرده و به مناطق دیگر ارتباط گرفته‌است، چنانچه گفته‌اند که در قرن هشتم هجری. (۴۱ میلادی) به فریومذ مرتبط گردیده‌است. این ناحیه در زین الاخبار گردیزی چند جا به شکل گویان آمده که بعضآ بدون نقطه و نیز به صورت (گوان) هم ثبت شده‌است، آنهم بعضآ به جوین بادغیس و بعضآ هم به جوین سیستان ارتباط داده شده‌است. جوند در واقع بزرگترین ولسوالی بادغیس است که در جنوب شرق این ولایت قرار گرفته‌است. جمعیت جوند را تقریبا ۱۸۶۰۰۰ نفر تشکیل می‌داد با وجودیکه درسال ۱۹۹۰ نفوس تقریبی این ولسوالی توسط دفتر یو اس آی دی به ۴۶۴۰۳ نفر می‌رسید. مرکزاین ولسوالی را خود جوند نامند. ولسوالی جوند دارای ۳۸۰ قریه می‌باشد که در میان کوهای عجیب وغریب و سر به فلک کشیده موقعیت دارند، بیشتر راه‌های ارتباطی قریه جات جوند را باید با پای پیاد پیمود، تنگدستی، فقر، گرسنگی و انواع و اقسام مریضی‌ها مردم جوند را رنج می‌دهد. جوند از معدود ولسوالی‌های است که از لحاظ بازسازی نیز توجه کمتر بدان صورت گرفته چنانچه نه چندان کلینک ساخته شده و نه از ساخت وساز مکتب و مدرسه بر حسب ضرورت خبری است. زیبائی‌های طبعیی این ولسوالی هنوز بطور دست نخورده موجود است که چشم هر بیننده را به خود جلب نموده و آب هوای گوارای آن جای مناسبی برای گشت و گذار و باز دید است. جوین معرب گویان یا گوین است که بعد از ورود اعراب به خراسان گویان به شکل جوین معرب شده‌است. البته قبل از تفییر تا حملهٔ مغول در خود محیط خراسان شکل اصلی آن گویان رایجتر بوده‌است. در وجه تسمیهٔ آن باید گفت که ریشهٔ جوند بادغیس اساسآ همان واژهٔ جوین است که بعدآ شکل جوند را به خود گرفته‌است و بعضآ گفته‌اند گویان بادغیس کهن که بعدآ تبدیل به جوین و جوند شده‌است اساسآ نامی بوده‌است منسوب به نام یکی از حکمرانان آن ناحیه. همچنان در مورد نامگذاری گوین یا جوین (جوند) ریشه یا بیهای عامیانه و روایتی هم به نظر می‌خورد، چنانکه به روایتی در این ناحیه (به ویژه جوین سیستان) زراعت (جو) خیلی‌ها رایج بوده محصول قابل اعتنایی داشته‌است ازاین رو این ناحیه را با اضافه پسوند نسبتی /-ین/ جوین خوانده‌اند. روایت دیگر آنکه چون استفاده از آبهای زیر زمینی برای ابیاری، در جوین به وسیلهٔ چرخ گاو صورت میگرفته و این چرخ ذریعه دو گاو به کار انداخته می‌شد آن ناحیه در اول (گوین) به فتح و اوبه صیغه تثنیه گفته شده‌است و به مرور زمان معرب گردیده شکل جوین را به خود گرفته‌است. و در همین ارتباط باید گفت که همین حالا نیز در ناحیه جوین سیستان قریه یی است به نام (چارگاو) که اساسآ چرخ گاو بوده‌است و امروز به چار گاو تحریف شده‌است. باید افزود که این تعبیر آخریرا به نحو دیگر هم می‌توان توجیه کرد و آن اینکه در فرهنگهای اردو واژه (گاون) بانون غنه یی به معنای قریه و دهه‌است بنا بران شاید چارگاو اصلآ چار گاون بوده باشد به معنای چار ده مانند پنجده در شمال افغانستان و یا شش گاو غزنی که عبارت بوداست از شش قریه.

ولسوالی غورماچ[ویرایش]

نوشتار اصلی: ولسوالی غورماچ

ولسوالی غورماچ در شمال ولایت بادغیس موقعیت دارد که از شمال به مرز ترکمنستان، در شرق ولسوالی قیصار ولایت فاریاب و از طرف جنوب غرب به ولسوالی مرغاب هم مرز است. مرکز این ولسوالی نیز خود غورماچ است، این ولسوالی در کشت خشخاش چی در دوران طا لبان و نیز در سالهای چندی بعد از طا لبان شهرت دارد. هر چند برنامه ریشه کنی تریاک توسط دولت حامد کرزی تغیرات چشم گیری را بوجود آورده‌است. جمعیت این ولسوالی در نتیجه سرشماری سا ل ۲۰۰۳ توسط دولت انتقالی افغانستان به ۶۱۹۵۶ نفر می‌رسید باوجودیکه ارقام پیش شمار شده توسط احصائیه مرکزی کابل جمعیت این ولسوالی را ۳۸۹۰۰ نفر در سال ۲۰۰۲ میلادی اعلام نمودند. ۲۲۱ قریه مربوط ولسوالی غورماچ در لست دفتر یونما به ثبت رسیده‌است. قریه جات قابل تذکر این ولسوالی عبارتند از: آبگرمک، ارزنک، دوآبی، غوربند، حسین، جوی شور، کاریز، خاتون، خوشکی، پاماختو، پتو، رنگین، راشد، سرتکت، سوریوون، سنجیدک و شر شاری می‌باشند.

ولسوالی مقر[ویرایش]

نوشتار اصلی: ولسوالی مقر (ولایت بادغیس)

ولسوالی مقر از شرق به مرکز ولایت بادغیس از جنوب به ولسوالی قادس از جنوب شرق به ولسوالی مرغاب وصل می‌شود، ونیز قابل یاد آوری است که شمال این ولسوالی را بخشی از بندر ترکمنستان تشکیل داده‌است. این ولسوالی بطور زیبای درامتداد یک دریای که از وسط کوهای عبور می‌نماید قرار گرفته‌است.

ولسوالی قادس[ویرایش]

نوشتار اصلی: ولسوالی قادس

بخش جنوبی ولایت بادغیس را ولسوالی قادس تشکیل داده‌است. که از طرف شرق به ولسوالی جوند از غرب به شهر قلعه نواز غرب به ولسوالی‌های مقر و مرغاب و از طرف جنوب به بند سبزک وصل بوده که امتدادا این ولسوالی را به ولایت هرات وصل می‌نماید. مرکز این ولسوالی را نیز قادس نامند. قابل یاد آوری است که زیبائی‌های طبیعی این ولسوالی نیز زبانزد است، بزرگان زیادی در قریه جات مختلف این ولسوالی بود وباش داشتند و هم اکنون آرامگاهای شان زیارات مشهور که بازدید کننده گان زیادی را از سرتا سر افغانستان به این ولسوالی میکشاند. آب وهوای این ولسوالی بسیار گوارا و محل مناسبی برای زنده گی گفته می‌شود، آب و هوای این ولسوالی چنان از حالت طبعی فوق العاده برخوردار است که تقریبا همه مردم بادغیس قادس را خوش آب و هواترین منظقه بادغیس می‌نامند. بسیار زیاد دوستت دارم قادس جان عزیزم

ولسوالی مرغاب[ویرایش]

نوشتار اصلی: ولسوالی مرغاب

طوریکه از مطالعه آثار موََرخان و جغرافیه نگاران بر می‌آید، مرو، مرو رود و مرغاب نامهای جداگانه یی اند که گاه یکی به جای دیگر یعنی رود بر محل و محل بر رود اطلاق گردیده و یا هم بعضآ هر کدام به عین مفهوم به کار برده شده‌است، هم به معنای شهر و ولایت و هم به مفهوم رود. واژهٔ مرو در ادوار کهن به مفهوم حوزهٔ بزرگی در شمال غرب افغانستان اطلاق شده‌است و آن در اوستا (در فصل اول و ندیدات) به طورت مورو آمده که یکی از جملهٔ شانزده ایالات آریائی‌ها بوده‌است و آن پس از آیانم ویجه و سوعذه به حیث سومین ایالت آریائی نشین در وندیدات ذکر شده‌است. استرابون (سده سوم قبل از میلاد) و نیز بطلیموس و ویلس آن را به شلک مرگیانه یا مرجیانا به کار برده‌اند و به همین اساس رود مرد (مرغاب) را پونانیها مرگوس گفته‌اند و این واژه را مشتق از ریشه یی دانسته‌اند که معنای ابیاری کردن را میرساند. بنابران با مرور زمان به تغییر حدود و ساحه‌ها و با گسترش و محدود شدن مرزهای ناحیه‌ها، مورو یا مرو هم برناحیهٔ محدود تری اطلاق شده و آن همان وادی رود مرو می‌باشد، رودی که منبع آن در داخل افغانستان کنونی در گرزیوان است، و بدین گونه مرو رود، مرو آب و بالآخره مرغاب گفته شده و برناحیه یی که این آب آن را ابیاری می‌کند اطلاق گردیده‌است و همین است فلسفه نامگذاری مرغاب. موََلف صورة الارض نیر مرغاب را اینطور معرفی می‌کند: (این رود از پشت بامیان می‌آید و نام آن مرغاب یعی مرو آب است) و اصطخری علاوه بر این وجه تسمیه باز هم علاوه می‌کند که منبع این رود مرو را مرغ همه گفته‌اند، چنانکه گوید: (رود مرو رود بزرگ است و این رود هاکی یاد کردیم همه از این رود بر خیزد و آن را مرغاب خوانند یعنی آب مرو گویند کی نسبت این آب به آن جایگاه است که از بیرون می‌آید از غرجستان و این جایگاه را مرغ گویند.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]