بابر
| نام تولد: | ظهیرالدین محمد | |
| نام خانوادگی: | تیموری | |
| عنوان: | امپراتور گورکانی هند |
|
| زادروز: | ۱۴ فوریه، ۱۴۸۳ | |
| زادگاه: | اندیجان | |
| درگذشت: | ۲۶ دسامبر، ۱۵۳۰ | |
| محل درگذشت: | اگره | |
| آرامگاه: | باغ بابر، کابل | |
| جانشین او: | همایون | |
| همسران: | ||
| فرزندان: | ||
ظهیرالدین محمد بابُر (۱۴۸۳ - ۱۵۳۰ میلادی/ ۸۸۸ - ۹۳۷ ه.ق.)، موسس سلسله گورکانیان هند یا امپراتوری مغولی هند بود که آخرین امپراتوری از دوران طلایی اسلامی بهشمار میآید. بابر پنجمین پشت از نوادگان تیمور لنگ بود او فرزند میرزا عمر شیخ فرزند سلطان ابوسعید فرزند میرزا محمد فرزند میرانشاه فرزند تیمور بود.
محتویات |
تولد [ویرایش]
محمد بابر در چهاردهم فوریه ۱۴۸۳ میلادی مطابق با ششم محرم ۸۸۸ ه.ق. در ناحیه فرغانه آسیای میانه زادهشد.[۱][۲] نسبش از جانب پدر به واسطه پنج امیر به تیمور و از سوی مادر، قتلغ نگار خانم، به پانزده واسطه به چنگیز خان میرسد.
فرمانفرمایی [ویرایش]
وی در سال ۸۹۹ ه.ق. در یازده سالگی پس از فوت پدرش عمرشیخ وارث حکومت فرغانه گردید. او در اندجان حکومت میکرد و بر سر حکومت سمرقند با سلطانعلی میرزا پسرعمش که در آنجا جلوس کرده بود اختلاف داشت.[۲] قسمت اول عمر بابر در ناحیه کوچک فرغانه بسر آمد. تا پس از آن بهواسطه هجوم شیبانی خان ازبک درسال ۱۵۰۴ م. از آنجا بیرون رانده شد. محمد بابر مدت ۱۱ سال با فرمانروایان ازبک و تاتار جنگید و چون ضعف خود را احساس نمود رو به کابل و قندهار آورد و پس از تسخیر خراسان ۲۲ سال در آنجا فرمانفرمائی کرد. به این ترتیب دوره دوم عمرش را از ۱۵۰۴ م. تا ۱۵۲۵ م. در افغانستان و بدخشان حکومت کرد و به فکر تسخیر هندوستان افتاد.[۳]
ظهیرالدین محمد بابُر با لشکری جرار متشکل از ترک و تاتار و افغان به هندوستان حمله برد . در سال ۱۵۲۶ میلادی مطابق با ۹۳۲ ه.ق. ابراهیم لودی آخرین پادشاه طایفه لودیه (افغان) را که در دهلی سلطنت میکرد مغلوب ساخت و بدین طریق امپراتوری بزرگ گورکانیان هند معروف به «امپراتوری مغولی هند» را تأسیس کرد و اعقاب او حدود ۳۵۰ سال بر سراسر یا بخشهایی از شبه قاره هند فرمانروائی داشتند.[۴]
او پس از فتح پانی پات که در آن سلطان ابراهیم لودی پادشاه دهلی را شکست فاحش داد در ۲۰ آوریل ۱۵۲۶ م. اگرا و دهلی و شمال هندوستان را از رود سند تا بنگال بهتصرف درآورد. این قسمت سوم که کوتاهترین بخش زندگی اوست. او پنج سال در دهلی حکمرانی نمود تا مرگش فرا رسید.[۳]
واژهٔ بابر در زبان ترکی همان ببر حیوان مشهور است که بعضی از پادشاهان ترک این لقب به عنوان ببر یا پلنگ برای خود برگزیدهاند.[۳]
ظهیرالدین محمد بابر خدمات برجستهای بهعلم و ادب نمود.[۵] مجموعه کاملی از یادداشتهای بابر بدست ما رسیده که به بابرنامه معروف است و در آن بهزبان ترکی جغتائی شرححال زندگی خود، فتوحات و رسم جهانداری را آوردهاست.[۳] این کتاب بعدها توسط عبدالرحیم خان جانان و به فرمان اکبر شاه بزرگترین امپراتور هند و از نوادگان بابر به فارسی برگردانده شد که به توزوک بابری معروف است.[۳]
بابر به فارسی و ترکی شعر میگفتهاست. این ابیات زیبا از اوست: [۶]
| نوروز و بهار و می و دلبری خوشست | بابر به عیش کوش که عالم دوباره نیست | |
|
|
||
| بازآی ای همای که بی طوطی خطت | نزدیک شد که زاغ برد استخوان ما | |
|
|
||
| قهدیمی نی فیراق مئحنهتی یای قیلدی | کؤنلوم غهم و اندوه اوتی نه یاقیلدی | |
| حالیم نی صهباغه آیتیپ ایردیم ای گؤل | بیلمهن سهنگه شهرح قیلمادی یا قیلدی | |
|
|
||
| محنت فراق قد من را به شکل کمان در آورد | دلم از آتش غم و اندوه سوخت | |
| حالم را به باد صبا گفتم، ای گل | نمی دانم برای تو شرح داد یا نه | |
|
|
||
| طالع اوقو جانیمغا بلالیق بولدی | هر ایشنی کیم ائیلدیم خطالیق بولدی | |
| اوز یئرنی قویوب هیندغه ساری یوزلندیم | یا رب نه تئییم کی اوز قارالیق بولدی | |
|
|
||
| تیر طالع بر جانم بلا شد | هر کاری که کردم همه خطا شد | |
| جای خود را رها کرده و به هند روانه شدم | یا رب چه گویم که رو سیاهی شد | |
بابر در هندوستان و خراسان راهها و کاروانسراهای بیشمار بهوجود آورده و بهعمران و آبادی بسیار خدمت کرد.[۳]
درگذشت [ویرایش]
مجموع سالهای سلطنت محمد بابُر به ۳۸ سال بالغ گردید. وی در ۲۶ دسامبر ۱۵۳۰ / ۹۳۷ ه.ق. در سن ۴۹ سالگی در اگرای هندوستان درگذشت. او را در ابتدا در شهر جمنه در باغچهای موسوم به «نورافشان» بخاک سپرده بودند، در زمان شاه جهان استخوانهای او را بهکابل منتقل ساخته برای او در خارج شهر آرامگاه مجللی ساختند. پس از او پسر بزرگش همایون جانشینش گردید.[۷]
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- جلالی نائینی، سید محمد رضا. هند در یک نگاه. انتشارات شیرازه تهران ۱۳۷۵ . ISBN 964-91480-2-7
- تولد بابر موسس سلسله گورکانیان هند
- قاموس الاعلام ترکی
- مجمع الفصحاء
- برون، ادوارد، تاریخ ادبیات
- غفاریفرد، عباسقلی، نقش صفویه در حکومت گورکانیان هند، کیهان فرهنگی، شماره ۱۹۳، آبان ۱۳۸۱
- لغتنامه دهخدا
جستارهای وابسته [ویرایش]
پیوند به بیرون [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ بابر موجود است. |
نقش صفویه در حکومت گورکانیان هند
|
||||||||||||||