بابل (شهر)
مختصات: شرقی′۴۱°۵۲ شمالی′۳۳°۳۶ / ۵۲٫۶۸۳غرب ۳۶٫۵۵جنوب
| بابل بابل |
||
|---|---|---|
|
|
||
| اطلاعات کلی | ||
| کشور | ||
| استان | مازندران | |
| شهرستان | بابل | |
| بخش | مرکزی | |
| نام(های) قدیمی | مه میترا، مامطیر، بارفروش | |
| مردم | ||
| جمعیت | 483,271 | |
| زبان گفتاری | مازندرانی(تبری) و فارسی | |
| مذهب | شیعه، یهودی | |
| جغرافیای طبیعی | ||
| مساحت | 1578.1 کیلومتر مربع | |
| ارتفاع از سطح دریا | -2 | |
| آبوهوا | ||
| میانگین دمای سالانه | 17،1 | |
| میانگین بارش سالانه | 899 میلی متر | |
| روزهای یخبندان سالانه | 0 | |
| اطلاعات شهری | ||
| شهردار | فرهاد عسکری | |
| پیششماره تلفنی | ۰۱۱۱ منطقه یک مخابراتی کشور | |
| تابلوی خوشآمد به شهر | ||
| به بابل، شهر بهارنارنج خوش آمدید | ||
شهر بابل (
تلفظ راهنما·اطلاعات) مرکز شهرستان بابل در استان مازندران است. این شهر تقریبا در ۴۵ کیلومتری شمال غربی ساری و ۲۳۰ کیلومتری شمال شرقی تهران واقع شده است.بابل حدود ۲ متر از سطح دریاهای آزاد پایین تر است.جمعیت آن در شهرستان در سرشماری سال 88 برابر با 483,271 نفر بوده و جمعیت شهر بابل 256,789 نفراست.[۱]
[ویرایش] نام شناسی
نام این شهر در روزگاران کهن مامطیر بوده است . ابن فقیه[۲]، ابوالفداء [۳]، مقدسی[۴] و نویسنده کتاب حدودالعالم[۵] از این شهر به نامهای ممطیر و مامطیر یاد کرده اند . ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان، درباره نامگذاری این شهر به مامطیر مینویسد :
چون امام حسن ابن علي(ع) در زمان خلافت عمر به مامطير رسيد و مالك اشتر نخعي و سپاه عرب با او بودند آن موضع كه مامطير است به چشم امام حسن ابن علي(ع) دلگشاي و نزه آمد، آبگيرها و مرغان و شكوفهها و ارتفاع بقعه و نزديك به ساحل دريا ديد گفت: بقعه طيبه ماء و طير، از آن تاريخ مختصر عمارتي پديد آمد تا به عهد محمدابن خالد كه والي ولايت بود، بازار فرو نهاد و بيشتر عمارت فرمود در سنه ستين و مايه مازيار بن قارن مسجد جامع بنياد نهاد و شهر گردانيد.[۶]
ولي اولياءاله آملي ميآورد: در عهد خلافت اصحاب از قبل خلفاي راشدين، هيچ كس، تخصيص به تبرستان نيامد و آنچه در تاريخ تبرستان مسطور است كه در ايام خلافت عمربن الخطاب امام ابومحمدالحسن علي(ع)، و عبداله ابن عمر، و مالك بن حارث الاشتر و قسيم بن العباس به تبرستان آمدهاند به حقيقت اصلي ندارد.در اين باره اختلاف نظر زيادي وجود دارد. از جمله آنكه عدهاي فتح طبرستان را در زمان عثمان ميدانند نه به عهد خلافت عمر ؛ و عدهاي از مورخين نيز حضور امام حسن را در فتح طبرستان صريحا نفي كردهاند و عدهاي ديگر به حضور آن حضرت در فتح طبرستان اشارهاي نميكنند. اما براساس مدارك به دست آمده نام مامطير در يك واقعه تاريخي مربوط به سال (250 ه.ق) هنگام قيام حسن بن زيد علوي (داعي كبير) ضد حكمران عرب طبرستان آمده است. بعضي از متاخران از دو كلمه (ممطير) و (مه ميترا) چنين نتيجه گرفتهاند كه: شهر بابل امروزي شهري بود پاك و مقدس، در نزديكيهاي دريا و براي جاي داشتن (ميتراي بزرگ) يا (آتشكدهي ميتر)، بوميان آنرا (مهميترا) يا جايگاه ميتراي بزرگ ميناميدند.از سال (250 ه.ق) به بعد نام مامطير در اغلب حوادث طبرستان عنوان ميشود كه در قرن پنجم و ششم، مامطير رو به وسعت و آباداني ميرود بطوريكه در اوايل قرن هفتم به روايت ياقوت حموي از نقاط معتبر طبرستان به شمار ميآيد.[۶]
.[۷]
تا میانه سده هشتم هجری، این شهر را به نام مامطیر میخواندند تا آن که کیاییان جلالی آخرین شاه باوندیان - حسن - را شکست دادند و در همان سال سادات مرعشی به سرپرستی میربزرگ از آمل قیام کردند و کیاییان جلالی را شکست دادند و مامطیر را گشودند . سید قوامالدین مرعشی وارد مامطیر شد و رفت و آمد دراویش مرعشی باعث رواج کسب و کار در مامطیر شد و نام شهر به بارفروش ده تغییر یافت .[۸]
مرعشیان تا سال 1006 هجری قمری در مازندران حکومت کردند . در این سال شاه عباس آنان را برکنار ساخت و این منطقه را تابع حکومت مرکزی کرد [۹]. در این دوران به نظر برخی تاریخ نویسان رفته رفته نام شهر به بارفروش تغییر یافت و پسوند ده از نامش حذف شد [۱۰]. البته برخی معتقدند که این تغییر نام در اواخر زندیه و اوایل قاجار اتفاق افتاد .[۱۱]
این شهر ظاهراً در اواخر دوران قاجار باول نامیده میشد که این نام از رودخانه باول رود که امروزه بابل رود خوانده میشود گرفته شده . سرانجام در سال 1306 به بابل تغییر نام داد .[۱۲] بابل را با عنوان «شهر بهار نارنج» نیز می شناسند.
[ویرایش] بلایا
بابل از سال ۱۱۹۸ دچار بلاهای سختی همچون؛ وبا٬طاعون٬طغیان آب و زلزله شد.این بلاهای سخت باعث شد که بسیاری از ساکنین این شهر جان خود را از دست بدهند.همچنین شهر را به آسیب های فراروانی دچار کرد.اما به تدریج پس از گذشت حدود یک دهه با تلاش مردم شهر بابل دوباره آباد شد و مانند قبل رونق فراوان گرفت.
[ویرایش] بخش ها
شهر:مرزیکلا
شهر:خوش رودپی
شهر:گلوگاه (بابل)
شهر:گتاب
شهر:زرگرمحله
[ویرایش] تاریخچه محلات بابل
محله افراداربن: محله افراداربن در گذشته در مرکز هر محله درختانی کاشته می شد که به خاطر تنومندی واهمیت ان نام محله را با نام درخت معرفی می کردند.افرا درختی شبیه چنار و بسیار پر شاخ وبرگ که بلندی آن تا بیست متر هم می رسد.چاه آبی نیز در مرکز محله مقابل نانوایی فعلی مقابل کوچه ابومحله قرار داشته است ومردم از آب این چاه استفاده می کردند.
محله باقر ناظر: محله باقر ناظردر دوران قاجار و پهلوی اول در این محله مدرسه ای بود با نام باقر ناظر که به مدرسه قاضی نیز معروف بود.این مدرسه در سال 1319شمسی تخریب شد و به جای آن مدرسه سعدی احداث شد.باقر ناظر در اصل ناظم مدرسه حاج ابراهیم یا قاضی بود که بعد تبدیل به دبستان سعدی شد ومحله به نام باقر ناظر اشتهار یافت.
کاسگر محله یاکوزه گر محله: کاسه گر محله یا کوزه گر محله نام محله ای است که در گذشته بیشتر ساکنان آن را کوزه گران تشکیل می داده اند وبا گل ظروف سفالی می سا ختند. قدمت آن به دوران قاجار می رسدو ابتدای بافت قدیم شهر بابل از سمت جنوب شهر را شامل می شود .کاروان سرای سبزه میدان (پلنگ فعلی)در دوران ناصرالدین شاه قاجار محل نبرد سعیدالعلماء و یارانش با افراد بهایی در سال1265قمری بوده است که به پیروزی مسلمانان شهر به رهبری سعید العلماء انجامید. در محله کاسه گر محله قرار دارد.
عطار محله: عطار محله در سه راه فرهنگ در کوچه ای بم بست که ابتدای آن اسلحه فروشی توکلی قرار داردو وجه تسمیه آن به خاطر شخصی بزرگ و با نفوذ که شغل عطاری داشت وبه مرور به خاطر وجاهت واشتهارش محله به نام عطار محله معروف شده است.
محله حیدر کلا: قدمت این محله به دوران سلطنت ناصرالدین شاه می رسد .اعتمادالسلطنه از همراهان ناصرالدین شاه در سفر این پادشاه به بابل در روز یک شنبه 21 شوال 1292 ق در محله حیدر کلا به حمام رفته بود.
آستانه: آستانه امامزاده قاسم از قدیمی ترین محلات شهر بابل است که نخستین بار نام آن در تاریخ خاندان مرعشی آمده است . نعش میر سلطان مراد خان در آستانه کلاج مشهد (آستانه) به امامت گذاشته، پس از چهل یوم که از مراسم تعزیه فارغ شدند به مردم امین داده به کربلای معلا فرستادند.از آستانه به کلاغ مسجد نیز یاد شده است . پیدایش این مکان در قرن هفتم هجری بود. بقعه امامزاده قاسم از آثار با ارزش قرن نهم هجری قمریست که دارای گنبد مخروطی با ارتفاع 22 متر و یک مسجد متصل به آن می باشد . درهای منبت کاری شده زیبا وپر نقش این بقعه در سال 90 هجری قمری و صندوق کنده کاری شده بر روی قبر امامزاده در شعبان المعظم 888 ه ق ساخته شده است . بقعه امامزاده قاسم به شماره 342 در تاریخ 20/3/1321در شماره آثار ملی و تاریخی کشورمان به ثبت رسیده است.امامزاده قاسم از نوادگان پنجم امام محمد تقی (ع) وبه روایتی دیگر از آیت الله آقا شیخ محمد علامه ،قاسم بن ادریس بن امام علی نقی (ع) مدفون در آستانه بابل می باشد.
سر حمام کاظم بیک: محله سر حمام کاظم بیک بر گرفته نام های حمام میرزا یوسف و مسجد کاظم بیک است که در نزدیکی هم در این مرحله قرار دارندو به آن سر حمام نیز می گویند .مسجد و مدرسه کاظم بیک در سال 1092 قمری در دوران صفویه و توسط حاج کاظم بیک از بازرگانان بزرگ منطقه و حمام این محله نیز به کوشش و سرمایه حاج میرزا یوسف در سال 1216 قمری در دوره پادشاهی فتحعلی شاه قاجار احداث شده است . قدمت این محله از دوران صفویه می باشد.
کوچه سیب باغ : سیب باغ از ابتدای میدان شاه کلا بزرگ به طرف امامزاده یحیی کوچه ای است که در گذشته باغ سیب قرار داشت و این کوچه به این نام شهرت یافت.باغ سیب در ابتدای کوچه سمت چپ از محله شاه کلا قرار داشت.
محله طوقداربن: طوقداربن در اصل این محله به نام توغ داربن بود که به معنی درخت و پرچم وعلم است و به مرور تبدیل به طوقداربن شد که به معنی گردنبند و گرداگرد می باشد .با توجه به قدمت محله و وجود آرامگاه،مسجد ومحل زندگی دو مرجع بزرگ تقلید ملا نصیرا وشیخ کبیر در آن و معمولا در آرامگاها درخت کاشته می شد و توغ نام یک درخت نیز می باشدمعنای توغ باید صحیح باشد .سابقه حضور وزندگی ملا نصیرا در این محله و ساخت مسجد محدثین توسط این عالم ربانی در شعبان سال 1136 قمری،سابقه تاریخی آن را به دوران شاه طهماسب دوم صفوی می رساند.
محله بی سرتکیه: بی سر تکیه نام قدیم آن خسرویه بود .در دوران قاجاریه تکیه ای در ضلع شمالی محله و مقابل مسجد فعلی در حال سوخت بود که سازنده آن به عللی نتوانست کار ساخت آن را به اتمام برساند و این تکیه مدتها بدون سقف بود و به هنگام عزاداری واطعام در ماه محرم به تکیه بی سر معروف شد و مردم به خاطر همین نام محله را بی سر تکیه گذاشته اند .بعد ها اهالی با آوردن الوارهای بزرگ از طریق جنگل و رودخانه سقف تکیه را کامل کردند .قدمت آن بیش از یک قرن و دوران قاجاریه است.درخت آزاد در بی سر تکیه از کیلومتر دور نمایان بود واز بلند ترین درختان شهر بود.
محله گلشن: قدمت محله گلشن به دوران صفویه می رسد .در گذشته مسجد وتکیه در کنار هم قرار داشتند که در تعریض خیابان نواب تکیه به کلی تخریب شد و بخشی از مسجد باقی مانده است .از محلات بزرگ مرکزی شهر بابل می باشد .گلشن به معنای گلزار وباغ گل وگلستان است ودر گذشته تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی باغ های فراوانی در اطراف محله وجود داشته است.
شاهکلا: شاهکلا در کنار محله گلشن بزرگ وکوچک واقع اند و قدمت آن همچون محله گلشن به دوران صفویه می رسد واز نام آن بر می آیدمنطقه ای اعیانی یا شاه نشین که افراد ثروتمند وشریف و بزرگ در آن ساکن بوده اند که شاهکلا کوچک در جنوب شرقی وشاهکلا بزرگ در جنوب غربی محله گلشن قرار دارندودر دوران صفویه و مرعشیان رونق بیشتری از نظر زیست مکانی داشته اند.
محله شاه زنگی یا مسجد جامع : محله مسجد جامع در گذشته ودر دوران قاجاریه به آن محله شاه زنگی گفته می شد در محل تکیه فعلی تکیه ای با نام شاه زنگی معروف بود که به این محله نیز شاه زنگی می گفتند .در این تکیه در ماه محرم و وسط میدان عذاداری سنتی انجام می شد .قدمت مسجد جامع یا شاه زنگی با بازارچه معروف آن متعلق به دوران صفویه است و 2 قطعه سنگ مرمر متعلق به سال 1106 قمری در محوطه مسجد این محله قرار دارد.
محله شهدا یا درب الشهدا : شهدا یا درب الشهدا یا شهدابن- از نامهای رایج چهار راه شهدا ی فعلی است که در گذشته مقبره 4 تن از یاران آیت الله العظماء سعید العلماء بار فروشی بود که در نبرد با بهایئان و افراد شیخ محمد علی بار فروشی (قدوس) به شهادت رسیده اند. قدمت آن به دوران قاجاریه می رسد و همواره مرکز بازار بابل بوده است . در ضلع جنوب غربی چهار راه شهدا ( سلمانی سابق و میوه فروشی فعلی ) مقبره یکی از سادات قرار داشت که در دوران پهلوی اول تخریب شد وتا مدتها قبل در کنار آن در پیاده رو منبری قرار داشت که مردم در شبهای جمعه شمع روشن کرده و نذررو نیاز بجای می آوردند .و در دوره قاجاریه به آن امامزاده شهدا میان بازار می گفتند .
محله برج بن: نام قدیم این محله به خاطر وجود مدرسه علمیه قادریه در محل شهرداری سابق قادریه محله بود .پس از تخریب این مدرسه و احداث بلدیه بار فروش در سال 1307 در همین مکان برجی بر بالای مکان بنای بلدیه ایجاد کرده اند که ماموران بلدیه (شهرداری ) با استقرار در اتاقک برج محل های دود و آتش سوزی در سطع شهر را شناسائی می کردند تا ماموران آتش نشانی برای اطفای حریق اقدام کنند . به همین خاطر به قادریه محله برج بن گفته شد یعنی محله ای زیر برج بلدیه.
آقا رود پیش: آقا رود پیش پس از منطقه قورمش لو قرار دارد .در گذشته این مناطق مستعد کشاورزی بوده و مکانی مناسب برای توزیع آب زراعی از آقا رود به اطراف باز گیر کلا و اطراف آن.
محله سر حمام آقا حسن: کوچه سنگ پل حد فاصل آهنگر کلا و چهارشنبه پیش در گذشته حمام آقا حسن قرار داشت که به واسطه وجود حمام به سر حمام آقا حسن اشتهار یافت .محله ای از دوران قاجاریه که به محلات اطراف یعنی چهار شنبه پیش –سنگ پل-آهنگر کلا و چاله زمین مرتبط می شود.
محله همت آباد: همت دآباد در سه راهی سنگ پل به بید آباد قرار دارد در مرکز این محله مقابل تکیه قبلا پارک کودک قرار داشت که تبدیل به کتابخانه کودک شد .محله ای قدیمی از دوران قاجاریه در کنار بید آباد ،که شاید به علت همت و اراده ای که یک شخص یا جمع محله برای آبادی آن داشته اند به این نام اشتهار یافته است.
محله آهنگر کلا: آهنگر کلا وجه تسمیه آن به علت وجود تعداد آهنگر در کنار هم در یک محله است . کلا به معنی محله و آهنگر کلا به معنای محله زندگی آهنگرران که در دوران قاجاریه نیز به همین نام وجود داشته است . حدادی و حدادیان که به معنای آهنگر و آهن فروش و آهنگری است ساکنان قدیمی این محله محسوب می شوند . شهید حدادیان از شهدای دوران انقلاب اسلامی نیز از ساکنان این محله بوده است.
محله چاله زمین: چاله زمین از نظر جغرافیائی در منطقه ای پست و پائین تر از آستانه قرار داشته است.چون آستانه آرامگاه بوده و نسبت به بالاتر از دیگر نقاط بر روی تپه واقع بود چاله زمین در مجاورت شمال آن در حالتی چاله مانند قرار داشت به این نام معروف شد.
محله قصاب کلا: قصاب کلا به خاطر وجود جمعی از قصابان که در این محله زندگی می کردند بهانه ای برای نام گذاری این محله به قصاب کلا شده است .قصاب کلا در دوران قاجاریه به همین نام وجود داشت.
محله چهار شنبه پیش: چهار شنبه پیش در گذشته در کنار شهر واقع بود و به گفته سیاحان خارجی روزهای چهار شنبه در این محله بازار هفتگی بر پا می شد.و به علت استقرار بازار هفتگی در روز چهار شنبه ،پسوند پیش که به معنی مکان استبه آن افزودهو محله به چهار شنبه پیش اشتهار یافت.ملگونف روسی که در سال 1277 قمری به بار فروش سفر کرده است از چهار شنبه پیش به همین نام در سفر نامه اش ذکر کرده است.چهار شنبه پیش یکی از وسیع ترین محلات قدیمی بابل است که اقا رود از وسط این محله می گذرد .
کفشگر محله آب بخشان : وجه تسمیه آن از کفشگر وآب بخشان تشکیل شده و به معنی محله ای به نام کفشگر که آقا رود آن را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کرده و در این محل برای مصارف کشاورزی آب آقا رود را تقسیم می کردند. برای تقسیم آب از گل یا چوب و یا کیسه های شنی و حلب برای بستن وانسداد عبور آب آقارود استفاده می کردند .
محله درکه سر: درکه سر در نزدیکی و بالاسر کفشگر محله به طرف کمربندی شرقی فعلی واقع است در این نقطه پس از عبور آب آقا رود از آب بخشان کفشگر محله ، آب کشاورزی از درکه سر به طرف دشت های آغوزین و کوچه آرامگاه معتمدی و باز گیر کلا سرازیر می شد . میراب در این نقطه برای تقسیم آب کشاورزی حضور می یافت و در مدت شبانه روز و طول هفته آب را به نوبت تقسیم می کرد.
محله پرک داربن: پرک داربن –محله ای با نام درخت که به نام پرک است . پشت کا رخانه روغن نباتی چیت ساز و بین آهنگر کلا و حکیم آباد قرار دارد.
محله قورمش لو: منطقه ای با دشت های حاصل خیز که اکنون شهرک صالحین در آن قرار دارد.
محله بید آباد : از محله در دوران فتحعلی شاه قاجار به همین نام وجود داشت.و استقرار باغ با درختان فراوان بید علت پیدایش این نام بین مردم شده است. محله ای با درختان بید فراوان در کنار آقا رود که از ضلع شرقی این محله می گذرد .
محله درویش خیل: در کنار آقا رود و بید آباد قرار دارد که به چهار شنبه پیش متصل می شود درویش خیل در دوران قاجاریه به همین نام خوانده می شد و محل سکونت در اویش بوده و نشان از تاریخی بودن آن از دوره مرعشیان است محله ای که گروهی از درویشان سکونت داشته اند خیل به معنی گروه سواران می باشد و درویش خیل به معنی محل استقرار و زندگی گروهی از سواران درویش است . قدمت آثار از دوره مرعشیان است و در دوره قاجاریه تا کنون به همین نام است .
محله عرب خیل : عرب خیل در شمال درویش خیل و بید آباد واقع است و همانند درویش خیل ،محل زندگی جمعی از عرب زبانان مهاجر بود که محله ای کوچک را تشکیل می دادند .قدمت آن از دوران مرعشیان است و در دوره قاجاریه نیز تا کنون به همین نام خوانده می شود این محله آخرین محله از بافت قدیم بابل است که ابتدای آن از کاسه گر محله شروع می شود . این محله یکی از محلات بزرگ چهار شنبه پیش محسوب می شود که پشت مرقد امامزاده عبدالله واقع است.
محله سنگ پل : در سه راهی خیابان بازار به چهار شنبه پیش و آستانه واقع است و گفته می شود شهر و از این محله عبور می کرد وبرای عبور مردم سنگی بر روی آبراه انداخته بودند که به پل سنگی یا سنگ پل معروف شده است . سنگ پل در گذشته مبدا و خروج شهر بابل بود و دروازه شهر برای عزیمت به کیاکلا ،بهنمیر،قائم شهر (شاهی ) بود. با احداث جاده جدید بابل –قائم شهر از اهمیت آن کاسته شد.
محله سر حمام میرزا هادی : در سه راهی سید جلال به میانکت در مقابل تکیه فعلی و پشت مغازه بقالی آرام یک حمام عمومی وجود داشت به نام حمام میرزا هادی، که اشتهار این محله به خاطر وجود حمام مذکور است .سر به معنی محله است وحمام هم به سر حمام محله تبدیل می شد. این محله از محلات قدیمی دوران قاجاریه است و میرزا هادی سازنده و صاحب حمام بود.
محله میانکت : میان کت و میان کتی از نامهای این محله است که بین مسجد ابو و سر حمام میرزا هادی واقع است . کت به معنای کتف و شانه نیز تخت شاهی وبه معنی قنات و کاریز هم هست در دوران قاجاریه به این محله ، میان قطع هم می گفتند . قدیمی ها بیشتر به آن میون کتی اطلاق می کردند .این محله در سه راهی محلات سر حمام میرزا هادی ، اجابن و پنج شنبه بازار ،و ابوالحسن و ابوالحسین قرار دارد و شاید از این نظر محله ای میان این محلات است به آن میان کتی یا میون دکتی گفته اند.
محله ابو الحسن و ابو الحسین : این محله که اکنون به کوچه شهید محبوبی اشتهار دارد امامزاده محل مقدسی است به نام برادران ابوالحسن وابوالحسین که نزد مردم به ویژه بانوان از کرامات زیادی برخوردار است و هنوز هم مراسم نذر و نیایش و دعا و سفره خوانی توسط بانوان در این مکان که وسط محله قرار دارد بر پا می شود . این محله در دوران قاجاریه نیز وجود داشت.
محله د باغ خانه پیش : در گذشته این محله مکانی داشت برای کشتار دام و پاک کردن و فروش پوست دام . دباغ خانه +پیش- کلمه پیش در پسوند برخی از محلات بابل به معنی مکان و محله محسوب می شود و در محاوره محلی در پسوند برخی از محلات کلمه پیش استعمال می شد. این محله قدمت تاریخی آن به دوران قاجاریه می رسد و ماهی رود خانه نیز در کنار آقا رود ،و در باغ آزادیان در گذشته وجود داشت.
هسسکاکلا: محله ای در سادات محله فعلی که در دوران قاجاریه به علت جنازه های فراوان درز این محله که بر اثر بروز به استخوان (هسسکلا) تبدیل شده بود هسسکاکلا خوانده می شد. به علت شیوع بیماری مهلک وبا که منجر به فوت هزاران تن از اهالی بار فروش در دوران قاجار شده بود و امکان دفن همه آنان نبود . جنازه ها در این منطقه انباشته شده بود .
نفتی محله : نفتی محله یا نفطی محله:محله ای در کنار مزرعه گل فعلی بابل که در برخی کتب و نیز در پسوند فامیلی برخی از ساکنان این محله کلمات نفتی ،نفطی به دو شکل دیده می شود. در دوران قاجاریه گفته می شود نام قبلی آن لیلک محله است.
وک محله: منطقه ای جلگه ای و پر از آب و قور باغه در شرق میدان همزه کلا فعلی که در گذشته شب هنگام به خاطر سرو صدای قورباغه ها به وک محله معروف شده است. وک به معنی قورباغه ونام جدید آن همت آباد و حسین آباد ،که از محلات اقماری و شرق همزه کلا محسوب می شوند.وک محله در دوران قاجاریه وجود داشت.
محله بندار کلا: بندار کلا یا بندرکلا یا بنادار کلا در اصل بنه دار کلا بوده است که تدریجا تبدیل به بندر کلا یا بندار کلا شد . قدمت آن به دوران صفویه می رسد: در زمان صفویه بار فروش ده بنه دار داشت که به معنای رئیس بازرگانان و انبار ها بود .آقا شریف بنه دار بار فروش ده و توابع آن را در دست داشت . بنه دار کلا یا بندر کلا در نزدیکی محله اوشیب و در کنار بابل رود واقع است.بندر کلای دیگر نیز به موازات بابل رود در ابتدای امیر کلا قرار دارد.
محله درزی کتی: محله ای در کنار بابل رود و گل محله (گله محله)که به علت قرار داشتن بر روی تپه که به آن کتی می گویند و نیز درزی به معنی خیاط و جامه دوز می باشد و درزی کتی به معنی قلعه ،تپه یا کتی و بلندی که متعلق به خیاط بوده است .برخی از ساکنان این محله از نام فامیلی و پسوند درزی یا درزی پور ودرزی نژاد بر خوردارند .محله ای است با همین نام در دوران قاجاریه.
سر حمام بیزن حاجی : محله سر حمام بیزن حاجی یا بیج ناجی محله از محلات قدیمی دوران قاجاریه است که به خاطر وجود حمامی در وسط این محله که متعلق به شخصی به نام حاجی بیژن بود نام محله به سر حمام بیژن حاجی در بین مردم اشتهار یافت. این حمام هنوز هم باقی است و فعالیت دارد.
محله صد دستگاه: در سال 1342 به علت وقوع سیلاب مخرب بابل رود در محلات قاضی کتی ، درزی کتی و گله محله حدود یکصد خانه در این محلات دچار سیل و تخریب شد که با استقرار سیل زدگان در چادر های موقت یکصد خانه ارزان قیمت در شمال شهر بابل احداث شد که به صد دستگاه معروف شده است .
محله سبزه میدان : سبزه میدان یا میدان سبز:در گذشته اولین نقطه ورودی شهر بابل بود که پس از بهرارم منطقه ای خشک و مرتعی بود و سیاحان به خاطر سر سبزی و وسعت منطقه که ابتدای شهر بود به آن میدان سبز یا سبزه میدان می گفته اند . به مرور این منطقه تاریخی که از دوران صفویه تا قاجار به این نام معروف بود از دوران پهلوی اول و دوم به سبزه میدان بین مردم اشتهار یافت.
محله کمانگر: کمانگر کلا –منطقه ای بالاتر از قصر و کاله نام داشت که خانواده سلطنتی در هنگام سفر شاه به بابل در این منطقه اسب سواری می کردند . کمانگر، به معنی استقرار طایفه و قومی با همین نام در منطقه بود که بعد ها جزو محدوده شهر قرار گرفته است.
محله هفت تن : هفت تن از محله های هاشیه ای و قدیمی بابل که در گذشته به خاطر سرسبزی و وجود امامزاد ه در این منطقه محل زیارت و استراحت خانواده ها بود و محل عبور آن از میدان کارگر(شاهیو)فعلی بود و حدود 2 کیلومتر جاده خاکی را مردم پیاده طی می کردند تا به هفت تن برسند . هفت تن جزو آثار تاریخی بابل است و محل تدفین هفت پسر یشتاسب جلالی است که در جنگ با میر کمال الدین بن میر قوام کشته شدند . عده ای نیز آن را از نوادگان امام موسی بن جعفر می دانند.
محله قاضی کتی: محله ای با قدمت از دوران قاجاریهکه به معنای تپه و بلندی در کنار بابل رود در ضلع غربی شهر بابل که متعلق به قاضی است و یا قاضی بر روی این تپه قضاوت می کرده است .برخی نیز در مجاورت از کلمه قاضی کتی استفاده می کنند .ولی در کتب تاریخی از سیاحان خارجی همان قاضی کتی آمده است و تپه ای بزرگ و زیبا و مشجر در کنار انبار شهرداری وجود دارد.
محله کشتار گاه: در کنار درزی کتی و گله محله ،محله ای قرار دارد که به خاطر استقرار کشتارگاه شهر بابل در کنار بابل رود به آن نام محله کشتار گاه داده اند و در حقیقت بخشی از گله محله است که با ایجاد کشتارگاه این نام بر آن نهاده شد.
گله محله : در نزدیکی بابل رود قرار دارد و به خاطر نزدیک بودن به رود خانه و گل آلود بودن محله که از آبرفت و سیلاب بابل رود به وجود می آمد و آمد ورفت مردم را مشکل می کرد به خاطر فراوانی گل و لای به این نام معروف شده است.
باز گیر کلا: به خاطر وجود مرقد درویش علم بازگیری در آرامگاه این محل نام آن بازگیر شده است این بقعه متعلق به دوره مرعشیان است و بیانگر دوره تاریخی و قدمت این منطقه است .
اوشیب: از محله های قدیمی و در کنار بابل رود است که به خاطر همین شیب آب رودخانه به اوشیب معروف شده است. او به معنی آب و شیب به معنی سرازیری است. این منطقه از مناطق بزرگ و دیدنی بابل در حاشیه بابل رود است .
خشت کوره سر : محله ای حوالی گله محله و ضراپوری تا ورزشگاه آزادی است که در گذشته از گل موجود در این منطقه برای آجر ،سفال و کوزه گری استفاده می کردند.
هلی باغ : پس از قرا کلا و نو علم فعلی که در کمر بندی غربی و خیابان توحید واقع است باغ وسیع آلوچه وجود داشت که به خاطر این باغات به این منطقه هلی باغ می گویند .و بخشی از کوچه های تندست یا توحید را شامل می شود .
قراء کلا یا نو علم: قره کلا یا قراء کلا، نو علم ، نام های محله ای است از دوران قاجاریه که در سال 1307 شمسی مورد بازدید و توجه شاعر نامی ایرانی نیما یوشیج قرار گرفت و او برای عزیمت به اوشیب از قراء کلا نام برده است . قراء کلا یا نو علم که نام جدید تر آن است محله و مکانی بود برای قرائت قرآن و قاریان در مسجد این محله قرآن آموزش می دیدند.
خورشید کلا: وجود آئین های میترائسم در گذشته های دور و قبل از پذیرش اسلام ،نام محلاتی چون خورشید کلا را پدید آورده است که نشان از قدمت و تاریخی بودن این محلات دارد که در گذشته جزو روستا محسوب می شدند.
نقیب کلا : محله ای در مرکز شهر که از طرف آستانه و سینما آزادی و مدرسه صدر می توان به آن رسید .نقیب کلا به معنای محله بزرگان و ثروتمندان بود و در گذشته به خاطر وجود سرمایه داران بزرگ و افراد متمول و خانه های بزرگ و مقاوم آجری 2 طبقه در آن به نقیب کلا اشتهار یافت . این محله در دوران قاجاریه به همین نام معروف بود . سبک های معماری عمارات این محله با معماری بومی دوران قاجار می باشد.
محله پیر علم: در گذشته و در دوران قاجاریه نام این محل پیا کلا بوده است . ودر کتب تاریخی نام پیا کلا آمده است و اثری از نام پیر علم نیست . به علت مقدس بودن علم این محله که در سال 1314 شمسی توسط رضا خان مورد تهاجم و تخریب قرار گرفت و طی آن چند روز بعد رئیس شهربانی وقت فوت کرد با داستانهایی افواه عموم مطرح است به پیر علم مشهورگشت و امروزه قدیم ترین علم موجود در بابل و زیارتگاه مردم و محل عزاداری دسته های سینه زن و زنجیر زن و قربانی کردن و خیرات مردم منطقه و دیگ شهرهای استان است و از کرامات ویژه ای برخوردار است .
محله درویش تاج الدین: نام محله ای در ضلع شمالی برج بن ،حوالی مدرسه حافظ و کوچه شش دری به خاطر قرار داشتن مقبره درویش تاج الدین است. مزار درویش تاج الدین که از دراویش و بزرگان مورد احترام دوره مرعشیان است بین محلات برج بن و لر محله و مقابل مدرسه راهنمایی دخترانه حافظ واقع است . قدمت آن به قرن دهم و یازدهم قمری می رسد.
محله مومن آباد : محله ای بین محلات ابو محله و سید جلال که به خاطر اعتقادات مذهبی ساکنان آن به مومن آباد اشتهار یافت. اعتقاد و قدرت ایمانی و اشتهار مردم به امور دینی انگیزه نام گذاری چنین نام هایی می شود .
محله ابو محله: این نام حکایت از وجود روحانی یا شخص بزرگ واعتباری در این محله دارد که محله را با نام می شناختند . تا نسل به نسل این نام به دوران بعدی رسیده است ابو محله در دوران قاجاریه وجود داشت. و در سفر سیاحان خارجی از آن یاد شده است . مسجدی به نام مسجد ابو در میانکت قرار دارد که شاید نام این محله که از همان پیشنماز مسجد باشد .
محله سید جلال : محله ای که در مرکز آن و در داخل پارک فعلی مقبره ای به نام سید جلال قرار دارد . در گذشته مقبره در داخل ساختمان مستقلی قرار داشت . برخی سید جلال را روحانی بزرگواری می دانند و برخی دیگر او را از بزرگان کیائیان جلالیان که طی سالهای 750 تا 763 قمری در شهر بار فروش حکومت می کردند می دانند.اکثر ساکنان این محله نیز جلالی نام ¬¬دارند واز نسل سید جلال هستند . بار گاه سید جلال بنا یی چهار گوشه و 5 ضرب در 6 متر ابعاد آن بود . این محله از قدیمی ترین محله های بابل در کنار آقا رود است و محل زندگی عباسقلی ارباب کدخدای بار فروش و مستجر گمرک بابلسر وبندر گز بود و تکیه ای به نام ارباب تکیه در همین محله وجود دارد و ارباب رودهم که از کنار جاده کمربندی و ضلع شرقی محل می گذرد بر گرفته از نام عباسقلی ارباب ، کدخدای با نفوذ بار فروش است.
محله آزاد بن: محله ای در مقابل ورودی آرامگاه معتمدی است که به خاطر وجود درختان بلند و تنومند آزاد به محله آزاد بن معروف شد.این محله در دوره قاجاریهنیز آزاد بند یا آزاد بن نامیده می شد . تکیه و سقاتالاری در این محله وجود دارد.
محله کتی: چنان که از نامش پیداست منطقه ای قدیمی است با تپه ای چند هکتاری در نزدیکی هفت تن مشجر با درختان مرکبات و میوه او به خاطر آن به کتی یا کتی هفت تن معروف شده است .
محله سید زین العابدین: در پنج شنبه بازار قدیم حصیر فروشان قرار دارد که مکان زیارتی است احتمالا محل تدفین یکی از فرمانروایان یا دراویش مرعشیان است و قدمت این محله را به دوره مرعشیان و قرن (دهم و یازدهم) هجری می رساند .تاریخ ساخت بقعه و درهای چوبی آن 1312 قمری است.
[ویرایش] ارتباط با دریا
شهر بابل می تواند از راه های مختلف با دریا ارتباط داشته باشد.یکی از این راه ها جاده ی بابل به بابلسر است که از شمال شهر بابل آغاز می شود و تا جاده ی ساحلی بابلسر ادامه دارد.دیگری جاده ی بابل به بهنمیر است که پس از گذشتن از بهنمیر توسط محله میرود به دریا متصل می شود و راه دیگر جاده ی زرگرمحله به جاده ی ساحلی ای است که میان بابلسر و فریدونکنار قرار دارد.این جاده از شهر زرگرمحله شروع می شود و تا جاده ساحلی دریای مازندران ادامه دارد.
[ویرایش] جدا شدن بابلسر
در حدود چند سال پیش بابلسر جزٔ بخش شمالی شهرستان بابل بوده است و شهر های بهنمیر و بابلسر در حومه ی شهر بابل قرار داشتند اما بنا بر تصمیمات حکومتی در سال ۱۳۶۸ از این شهرستان جدا شدند و شهرستان بابلسر را تشکیل دادند.
[ویرایش] جغرافیا
شهر بابل در ۱۳ کیلومتری جنوب دریای مازندران قرار دارد و رشته کوه البرز نیز حدوداً در ۱۰ کیلومتری جنوب بابل قرار دارد و بابلرود نیز از غرب این شهر می گذرد.این شهرستان از شمال به شهرستان بابلسر و فریدونکنار٬از غرب به شهرستان آمل و از شرق به شهرستان قائمشهر و شهرستان سوادکوه محدود است.
[ویرایش] آب و هوا
آب و هوای شهر بابل به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و شهر های جنوبی شهرستان بابل به دلیل دارا بودن پوشش کوهستانی و ارتفاع زیاد آب و هوای سرد و کوهستانی دارد.
[ویرایش] جمعیت
پس از سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت شهر بابل ۲۰۱٫۳۳۵ نفر اعلام شده است. بابل پر جمعیت ترین شهر استان مازندران است.جمعیت شهرستان بابل نیز ۴۶۴٫۵۳۸ اعلام شده است.
[ویرایش] تاریخ
[ویرایش] بابل در دوران سيد قوامالدين مرعشي
در سال (750 ه.ق) كياييان جلالي _ با قتل فخرالدوله حسن در 750 ه.ق سلسله باونديان سوم پايان يافت. كيافخرالدين در ساري حاكم شد و از اين پس اين دودمان با عنوان جلاليان بر مازندران مستولي شدند ـ مامطير را نيز متصرف شدند و مدت 13 سال (تا 763 در آنجا حكومت كردند. در سال 763 سادات مرعشي سرپرستي ميربزرگ در آمل قيام كردند و آنجا را متصرف شده و خود را آماده حمله و تصرف مامطير و ساري مينمودند ، كيائيان جلالي بالاخره شكست خوردند و مامطير را از دست دادند. سيدقوامالدين مرعشي پس از شكست دادن كيائيان جلالي با فرزندان خود در آنجا استقرار يافتند و چندي نگذشت كه مامطير به سبب رونق بازارهاي هفته و موقعيت شهر در نيمه راه ميان ساري و آمل و از سوي ديگر نزديكي دريا به احتمال از قرن هشتم به «بارفروشده» تغيير نام يافت.سيدقوامالدين مرعشي پس از استقرار در بارفروشده به ترويج امور ديني پرداخت و اهالي آن ديار نيز با او به بيعت نمودند.تا اينكه : در محرم سنه هفتصد و هشتاد و يك (حضرت سيدهدايت قباب) را مرض طاري گشت. و روز به روز صورت تضاعف ميپذيرفت. و سيد را مقام و مسكن بارفروشده بوده است چون وصيت تمام شد؛ دعوت حق را لبيك اجابت فرمود چون مطابق وصيت خواستند او را در حجره خودش دفن كنند (سيدرضيالدين) مانع گشت، از آنجا نقل كرده به آمل آوردند، و دفن كردند.بعد از فوت سيدقوامالدين مرعشي، سيد غياثالدين در بارفروشده اقامت نمود. و در احوال وي ميخوانيم : چون سيدغياثالدين به بارفروشده درآمد و مدتي برآمد، با جد خود آنجه وظيفه خدمت داشته بود به تقديم نميرسانيد، تا به حدي كه درويشان جهت سيد خواستند كه زراعت برنج بكنند، راضي نشد. و تخم برنج كه افشانده بودند خود رفت و ويران كرد.
[ویرایش] بابل در زمان تيموريان
جوزفا باربارو درباره اوضاع مازندران و بارفروشده در زمان تــيموريان ميآورد : مردم مازندران جنگجوترين مردم ايــران بشمار ميرفتند و تا مدتي نسبتا مديد در برابر نيروي تيمور پايداري كردند شهرهاي عمده آن عبارتست از ساري مركز مازندران، بارفروش ـ بابل امروزي _كه بيش از يكصد هزار تن جمعيت دارد و بارفروشده به عنون يك مركز تجاري در زمان حكومت شاه عباس اول صفوي كه مادرش از مرعشيان تبرستان بود، توسعه يافت. غلامحسين افضل الملك كه در سال نهم جمادي الاخر هزار و سيصد و بيست و دو از بارفروش ديدن ميكند، درباره ي بناي اين شهر ميآورد : سابقا اينجا ده بوده و در جزء جمع دفتري (بارفروشده) نام اينجا بوده است. در عهد خاقان مغفور فتحعلي شاه قاجار آنجا را بناي شهر گذاشتهاند و معابر صـحيحه در آن قرار دادهاند. تقريبا نود سال است كه اينجا را ساختهاند.آنچه از منابع متعدد برميآيد نام بارفروشده تا اواخر دوران صفويه به اين منطقه اطلاق ميگشت.
[ویرایش] بابل درزمان زنديه
در زمان زنديه و هنگام نقل فعاليتهاي آقا محمد حسن خان آغامحمدخان قاجار ذكر بارفروش بسيار به ميان ميآيد و جالب توجه آنكه كلمهي ده از آخر آن برداشته شده است. گ. ملگونف، سياح معروف كه در سالهاي 1858 و 1860 ميلادي از سواحل درياي خزر ديدن ميكند ميآورد : بابل پيش از انقلا 1917 م. روسيه، يكي از مراكز بازرگاني مهم شمال كشور و محل واردات امتعهي خارجي و همچنين مركز خريد محصولات طبيعي و مصنوعي قراي و قصبههاي عمدهي مازندران محسوب ميگرديد و به همين لحاظ بارفروش ناميده شده بود. بعضي محققان را اعتقاد بر آنست كه : از سدهي هشتم ه.ق يعني از حكومت ميرقوامالدين مرعشي، بارفروش ديه و از سدهي سيزدهم يعني از زمان پادشاهي فتحعلي شاه قاجار بارفروش خوانده شده است. حوادث سياسي اواخر عهد زنديه نقطه عطفي در تاريخ بارفروش محسوب ميشود. از سال 1165 ه.ق كه محمدحسنخان شكست سختي به سپاه كريمخان زند وارد آورد آهنگ مازندران كرد، از آن سال سرتاسر مازندران تحت سيطرهي محمدحسنخان درآمد. محمدحسنخان تا سال 1172 ه. ق بر مازندران حكمراني كرد. اما در پانزدهم جماديالثاني 1172 ه.ق جنگي بين وي و شيخعلي خان زند درگرفت با حمله شيخعلي خان محمدحسنخان عقبنشيني را ترجيح داد و از راه شاه عباسي به سوي استرآباد فرار كرد اما سبزعلي كرد و محمدعلي آقا جاردولو ـ يا به قولي رستم بيگ كرد مدانلو ـ سر وي را برديدند و براي كريمخان به تهران فرستادند. از آن زمان به بعد بارفروش مورد توجه زنديان قرار گرفت تا وقتي كه زنديه آن ايالت را فتح و پايتخت را به بارفروش منتقل كردند. موقعي كه در سال 1771 مسيحي سياح معروف گملن از اين حدود مازندران عبور ميكرد ذكر مي كند: پايتخت چنان كه گفته شده به باروفروش انتقال يافته بود. پس از بازگشت علي محمدخان زند در سال 1190 ه.ق به شيراز حسينقلي خان مجددا پرچم خودسري برافراشت و صبحگاهي بطور پنهاني با سرعت هرچه تمامتر خود را به بارفروش مقر مهديخان دادو رساند. حمله غافلگيرانه حسينقليخان به بارفروش، مقر حكومت مهديخان دادو» و برچيدن بساط حكومت وي، عصبانيت كريمخان را سبب شد، پس زكي خان را در سال 1190 ه. ق روانه مازندران كرد.
[ویرایش] بابل در زمان قاجاريه
مرگ كريمخان زند در سال 1193 ه.ق فرصتي پيش آورد تا آقامحمدخان پسر بزرگ محمدحسن خان كه شانزده سال به عنوان گروگان نزد وي به سر ميبرد بتواند فرار كند آقا محمدخان در 28 ذيقعده 1294 در بارفروش به انتظام امور پرداخت. اما رضاقليخان قاجار به همدستي لاريجانيها در ذيحجه 1195 ه.ق به بارفروش آمده و مقر آغامحمدخان قاجار را محاصره كردند. و آغامحمدخان را به اسارت درآوردند. ولي دوستداران آغامحمدخان در بندپي به بهانه مراقبت سختتر از او، وي را به بندپي بردند. از سويي مرتضي قليخان و مهديقليخان قاجار و مصطفيقليخان قاجار پس از شنيدن خبر محاصرهي برادر بزرگ خود را به بارفروش رساندند و رضاقليخان را برآن داشتند كه خان ابدال خان را به جنگ ايشان بفرستد، اما شكست خورده و اسير شد. دوستان آقا محمدخان پس از اين ماجرا وي را با دويست تفنگچي به بارفروش بردند. آقامحمدخان تا صفر سال 1197 از دست برادران كه عليه او دست به آشوب زده بودند آسوده شد و به استرآباد و پس از مدتي توقف در آنجا در 23 ربيعالاول 1197 ه.ق به ساري بازگشت.همين كه آغا محمدخان قاجار اساس حكومتش را در مازندران استحكام بخشيد باز مركز را بساري انتقال داد. گرچه تا اواخر دورهي قاجاريه ساري حاكم نشين مازندران بود اما به سبب وجود ادارات ماليه، اوقاف، تطميه، كارگزاري، فواعِد عامه و دربارفروش، اين شهر اهميت بسزايي در امور مازندران داشت. در سال 1214 ه.ق فتحعلي شاه بعد از كشمكش با مدعيان قدرت، پسر يازده ساله خود محمدقلي ميرزا را به حكومت مازندران منصوب كرد. در اين زمان سپاهيان مازندراني كه به پيشنهاد قائم مقام جانباز خواندند در جنگ اول ايران و روس كه در 1218 ه.ق/ 1812 م درگرفت شركت داشتند. پادشاهي محمدشاه،فظعليخان قراباغي 1251- 1252 ه.ق به حكومت مازندران گمارده شد. از كتيبهاي در مسجد جامع بارفروش دانسته ميشود كه فظعلي خان به دستور محمدشاه، در سال 1251 ه.ق ماليات نانواها را ملغي كرده بود.
[ویرایش] بابل و فرقه بابيه
از وقايع مهم بارفروش در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه (1264-1313) واقعه قلعهي شيخ طبرسي و فتنه بابيها ميباشد. پيروان سيدباب در هر ولايتي بنياد ظهور و خروج نهادند و قصور خلافت و بروج نيابت خود را بزور بر كيوان عروج دادند. از شاهرود روي ببارفروش نهادند ـ در آن زمان مازندران حاكم نداشت و تنها شهر مازندران كه وابستگي قومي و طايفهاي در آن ديده نميشد بارفروش بود و ملامحمدعلي قدوس خود اهل بارفروش بوده است ـ و در خارج شهر و حوالي بحر ارم كه معروف است بسبزميدان رحل اقامت فروگرفتند. سخنان آنطايفه را بجناب سعيدالعما بردند و بديشان پاسخهاي سخت آوردند و اين طايفه به طريقه ارباب خروج با اسلحه در شهر و بازار آمد و شد گرفتند جناب سعيد العلما و علماي مازندران اجتماع اين طايفه غريبه را در آنولايت صلاح ندانستند و برخروج امر كردند. نقار و غبار در ميانه پديد آمد سخنان نرم بدرشت كشيد و ضرب زبان بزخم مشت انجاميد عباسقليخان سرتيپ لاريجاني بنامه سعيدالعما از اين كارآگاه گشته تا ايشانرا از بارفروش بار بر خر نهاده دجالوار روانه ديار بوار نمايد كار بنزاع و دفاع انجاميد دوازده كس از بابيه مقتول شدند و چند تن از اينان زخمدار گشتند ملاحسين ـ بشرويهاي ـ و حاجي محمد علي مازندراني كه روساي آن گروه بودند مستدعي شدند كه بجانب عراق روند سردار لاريجاني مضايقتي نكرد و برايشان سخت نگرفت از عليآباد ـ قائمشهر كنوني ـ بگذرانيده بعراق روانه سازد و ايشان كوچ دادند و روي براه نهادند چون بعليآباد رسيدند خسرونامي قادي كلائي از قواي عليآباد بطمع اموال ايشان افتاده با جمعيتي دنبال آن كاروان گرفت و به اسم همراهي و محافظت رشوتي خواست آنان نيز مضايقه نكردند ولي طمع خسروگدا. طبع از كرم و درم آنان افزوده بود. ايشانرا از گذشتن منع كرد و بدان اموال امر نمود و دو تن از همراهان ملاحسين كشته شدند و قريب به غروب بمقبرهي شيخ طبرسي رسيدند متحير ماندند از خسرو بيك و همراهان او نيز سخت خايف و مضطر شدند و خسرو اسب سواري ملاحسين را گرفتن خواست و در شمشير او نيز طمع كرد ملاحسين بشرويه ـ بشرويهاي ـ تيغي بر خسرو راند كه بخون غلطيد و جمعي از موافقانش را نيز بكشت و معدودي فرار كردند. ملاحسين كه ديد كار به اينجا كشيده شد از رفتن به عراق پشيمان شد و در محوطه مقبره مرقد شيخ طبرسي متحسن شد. بشروئي وقتي بآنجا آمد؛ وضعيت آن محل را چنين مناسب ديد كه آنجا را مركز جنگ هولناك خود قرار دهد. پس شروع بساختن پناهگاه و كمينگاهها و بلند ساختن برجها و ديوارها كرد چون از ساختن قلعه و استحكامات فارغ شد شروع به جمع آوري اسلحه كردند، تكميل مهمات، تمرين بابيان به طرز استعمال اسلحهي آتشي و شمشير زدن و تهيه مهمات و ذخاير جنگي كرد پس پيروانش را به چند دسته تقسيم نمود و آنها را به دهات و شهرهاي اطراف فرستاد تا بقدر كفايت يكماه يا زيادتر گوسفند و خواربار و علوفه حيوانات خريداري نمايند وگرنه با غارت و چپاول تهيه سازند. آنها اين عمليات را در زمان كمي انجام دادند. آنگاه نواب و دعات خويش را باطراف فرستاد تا مردم را بسوي باب دعوت كنند. چون خبر جماعت بابيه در شيخ طبرسي و دراز دستي ايشان در نهب و غارت اطراف مازندران گوشزد شاهنشان ايران ـ ناصرالدين شاه ـ گشت، فرمان داد كه بزرگان مازندران لشكر آماده كرده بر ايشان بتازند و جهان را از وجود آن جماعت بپردازند اول آقا عبدالله برادر حاجي مصطفيخان هزار جريبي دويست نفر از مردم هزار جريب را منتخب ساخته با تفنگچي سورتي به ساري آمد و در آن جا ميرزا آقا نيز از افاغنهي ساكن ساري و سوادكوه و ترك جمعيتي فراهم كرده به اتفاق تا عليآباد رفتند و از مردم عليآباد جماعتي نيز امداد ايشان كردند. جماعت بابيه بر آقاعبدالله بتاختند و مبارزتي سخت دست داده در آن نزاع سي نفر از تفنگچيان آقا عبدالله مقتول گشتند و باقي منهزم شدند ملاحسين بيترس و بيم خود را به آقا عبدالله رسانيده و او را با تيغ دو نيمه كرد اول بار تفنگچيان را طعمهي شمشير ساختند. پس به كار اهل قريه پرداختند و اناثأ و ذكورأ و صغارأ و كبارأ تمامي را با شمشير و خنجر پاره پاره كردند. پس از آن آتش بدان قريه زدند و اموال و اثقال ايشان را غارت كردند چون خبر قتل آقا عبدالله و غارت افرا معرض شاهنشاه افتاد، شاهزاده مهديقليميرزا را به قلع آنها مامور ساخت ملاحسين و حاجي محمدعلي از حالت آن لشگر آگهي يافتند بابيهي از جان گذشته به عزم شبيخون طريق واسكس پيش گرفتند آتش در آن سراي انداخته تمامت آن عمارت با بهاربندي كه يك طرف آن بود و عمارت حسينيه كه در جنب آن بوده با جماعتي كه در آن جاها مسكن داشتند، يكسره بسوختند و بعضي را هم كشتند و جسد ايشان را در آتش افكندند و جماعتي از تفنگچيان اشرف، در كنار لشگرگاه سنگري ساخته بودند گلوله بر سينهي ملاحسين آمده پس جسد او را در زير ديوار مرقد شيخ طبرسي، با جامه و شمشير به خاك سپردند چون مدت محاصرهي قلعه شيخ طبرسي وجلادت جماعت بابيه به چهار ماه كشيد، شاهنشاه به اهل مازندران خشم فرموده، سليمان خان افشار را فرمان داد تا با لشكر ي خونخوار به جانب مازندران روان شود پس از اين واقعه، ديگر در قلعهي شيخ طبرسي برگ درخت و علف زمين و استخوان و چرم تمام شد و راه فرار مسدود گشت، ناچار جماعت بابيه زنهار طلبيدند سعيدالعلما و ديگر اهالي بر قتل حاجي محمدعلي و بزرگان بابيه فتوي دادند و گفتند بازگشت ايشان در شريعت مقبول نباشد و تمام را در سبزه ميدان بارفروش مقتول ساختند. در اين فتنه از جماعت بابيه هزار و پانصد نفر به معرض تلف درآدمدند. بين سالهاي (1267- 1271 ه.ق) دو كارخانه شكر و قند در شهرهاي ساري و بارفروش به سعي مصطفيقليميرزا حاكم مازندران و ابتكارات صدراعظم معروف آن دوره ـ ميرزاتقيخان اميركبيرـ بنا شد و به اهميت تجاري و بازرگاني شهرهاي ساري و بارفروش افروده شد و بر اثر تجارت و بازرگاني فوقالعاده بارفروش دولت روسيه بر اثر نفوذي كه پس از عهدنامه تركمانچاي در ايران به دست آورده بود. يك نفر نماينده تجاري به نام آگنط ـ آگنت ـ در بارفروش داشت. در بيستم ربيع الاول 1273 هجري قمري ميرزا اسداله وزير براي سركشي كارخانه شكرريزي دولتي به بارفروش آمد و در آنجا خبر فتح هرات توسط سپاهيان ايراني به او رسيد به همين مناسبت به دستور او و به اهتمام حاكم بارفروش ـ ميرزا شفيع ـ شهر را چراغاني كردند و خود وي در مسجد جامع بارفروش حاضر شده و مژده اين پيروزي را به مردم داد. ميرزا شفيع به پاس كوششهايي كه در اين باره انجام داد از طرف حاكم مازندران به يك «طاقه شال ترمه» مفتخر گرديد. مسعود ميرزا ظلالسلطان، كه روزگاري والي مازندران بود در سال 1278 ه.ق دربارهي بارفروش ميآورد: شهر دوم مازندران بارفروش است. اين اسمي است با مسمي در اينجا رد و بدل و خريد و فروش ميشود. در اين شهر، از داغستاني و لزجي و اهل آذربايجان و عراقي و ارمني و تركمان و غيره و غيره، همه گروهي هستند، يك كمپاني روس هم هست براي ترويج تجارت و تربيت مردم تازه. در سال 1292 ه.ق به دستور ناصرالدين شاه را ه مستحكم بارفروش و ساري و راه كالسكه رو با پلهاي مستحكم بين آمل و بارفروش ساخته شد. و عليرضاخان عضدالملك در مدت حكمراني خود در زمان غلامعليخان نظام السلطان نوري 1326 ه.ق حاكم مازندران، براي تشكيل انجمن ولايتي، از مجلس شوراي ملي كه به وي تلگراف شد.
[ویرایش] بارفروش به عنوان مركز مازندران
در سفرنامه تحف بخارا در اين باره آمده: حكومت به اهالي ساري و بارفروش حكم مجلس شورا را ابلاغ نمود. اهالي ساري به واسطهي نفاق و بياطلاعي خود غفلت كردند، والي اهالي بارفروش، چون نسبت به اهالي ساري اندك جهان ديده ـ ترـ و باهوش و صاحب ثروت و عدهي نفوسشان هم زياد بود، فورأ انجمن نظارت تشكيل داده، به تصويب حكومت، شش وكيل جهت انجمن ولايتي و دو مبعوث، جهت پارلمان طهران انتخاب كرده، وكلاي طهران را روانه نمودند. انجمن ولايتي ايشان هم مفتوح شد. اهالي ساري بعد از شنيدن اين خبر هشيار شده،مدعي شدند كه مركز حكومت نشين ساري است، ساير شهرهاي مازندران بايد تابع ساري باشند. بارفروش ابدأ حق وكيل فرستادن به طهران را ندارد، با وكيل خود را به ساري فرستاده، در بارفروش انجمن بلدي بگشايند. انجمن ولايتي در ساري كه مركز است بايد منعقد باشد. بعد از قيل و قال كشال، اهالي ساري هم در منزل شيخ علي اكبرنام، يكي از ملاي پيش نماز، به معيت شيخ غلامعلي پيش نماز انجمني تشكيل داده،بدون تعيين نظار و وكلاي ستهي ولايتي، دو نفر مبعوث به اكثريت آرا انتخاب كرده، به طهران روانه نمودند. ولي وكيلهاي ساري را در پالمان قبول نكرده وكلاي بارفروش، پذيرفته شدند و تيلگرافي هم از مجلس شوراي ملي به نظام السلطان، حكومت ـ حاكم ـ مازندران، رسيد كه انجمن ولايتي به واسطهي اهميت داشتنش بايد در بارفروش منعقد بوده، انجمن ساري بلدي باشد. بارفروش هم اگرچه انجمن رسمي داشتند، ولي ترتيب درستي نداشته، تمام اختيارات در دست علامه ـ ملامحمد جان علامه ـ نام ملاي پيش نمازي بود.
[ویرایش] بابل در زمان مشروطيت
مخبر انجمن ـ آقا حسن بادكوبهاي ـ بود كه يادداشتهاي مهم روز را براي روزنامه «حبلالمتين» ميفرستاد. اعضاي انجمن به دستور تلگرافي مجلس شوراي ملي، آقايان مفتخرالممالك ـ شهريارپوري ـ و حاج ابراهيم ماهوت فروش را به سمت نمايندگي انتخاب و به تهران فرستادند. مخالفان براي كشتن علامه و معين التجار پافشاري ميكردند.ـ و ـ آنان هم مجبور شدند خود را مخفي كنند. حسين لطيفي،حاجي كسروي و شعبان كوچك سرايي و چند نفر ديگر مامور قتل علامه بودند. منزل علامه در محله آستانه در كوچه بنبستي بود، چند نفر هم مسلح، حفاظت از آنرا به عهده داشتند. در يكي از شبها آنها حمله كردند، نگهبانان منزل متواري و ترورسيتها از پشت بام وارد خانه ميشوند. در خانه بين محافظين جان علامه و تروريستها تيراندازي ميشود، همسر مرحوم علامه از اين موقعيت استفاده و نردباني آماده ميكند كه علامه از گذرگاه ويژهاي به خانه يكي از همسايگان برود، همينكه علامه به آخرين پله نردبان ميرسد،پايه نردبان ميلغزد و علامه به زمين ميافتد و دچار شكستگي فك و سر و بالاخره خونريزي مغزي ميشود و به فاصله يكي دو روز بعد در ميگذرد. در تشيع جنازهاش جز چند نفر از مشروطة خواهان كسي شركت نميكند. بعد از اين كه كار مشروطه خواهان در تهران تا حدودي ضعيف شد و شاه بر ملت غلبه نمود،از مازندران به كلي اسم مشروطه برداشته شد. و در بارفروش هم «ملامحمدجان علامه» و معين التجار مشروطهخواه به سال 1288 ش/ 1330 ه.ق با توطئه مستبدين محلي به اسامي حاجي كسروي و حسين لطيفي و عليقلي گوميج و حسين نامي كشته شدند. در همين سال «خبر رسيد كه چند نفر از مجاهدين قفقازي به رياست «پانوف» ـ پانف ـ نام بلغاري، از دريا با كشتي بخاري به بندر مشهدسر ـ بابلسر امروزي ـ سربرآمده،گمروك خانه و تيلگرافخانه را ضبط كرده، در گمروك خانه هرچه نقده بود گرفته، از طرف خودشان در گمروك آدم گذاشتهي بارفروش ميآيند. پسر اسماعيل خان سوادگوهر با چند سوار جلوتر رفته در بارفروش در كاروان سرايي منزل داشت. مجاهدين رفته خواستند او را بكشند ، ممكن نشده، آنها خبر شده، سر دروازهي كاروان سرا را سنگر كرده دعوا و تيراندازي كردند. بعد از صرف تير و تفنگ زياد، پانوف زخمي شده برگشته به منزل شاهزاده اعظام السلطنه ـ و بعد با كمك مشروطه خواهان محلي به بندر گز روانه شدند، ورود آزادي خواهان به سركردگي پانف از بندرگز به گرگان مورد استقبال مردم به رهبري شيخ محمدحسين روحاني مشروطهخواه قرار گرفت. در همان سال مردم بارفروش عليه يهوديان اين شهر شوريدند و چهارده تن از يهوديان را كشتند.
[ویرایش] بابل در زمان اشغال ايران توسط متفقين
در شهريور 1320- قواي شوروي و انگلستان و بدنبال آن ارتش امريكا از شمال و جنوب وارد ايران شد. در نتيجه دستگاه پادشاهي رضاخان فرو ريخت. مازندران مانند ساير استانهاي شمالي ايران به وسيله قواي شوروي اشغال شد ـ شهر بابل كه مركز اداري و قضايي مازندران غربي بود بتصرف سربازان روسي در آمد، قصر شاه، باغ وزير جنگ، ـ يا باغ شاهنشاهي ـ از سه راه فرهنگ تا چهار راه فرهنگ و از سبزه ميدان تا اول مخابرات و خيابان مدرس فعلي باغهاي داداشپوري و اسدالله خاني و ساير ساختمانهاي مهم شهر و اطراف آن بوسيله قواي شوروي اشغال و پايگاه نظامي شد. در آنزمان قويترين سازمان سياسي ايران، حزب توده بود كه اين حزب در پيروي سياست شوروي تلاش ميكرد و شهرستان بابل از مراكز مهم حزب توده بوده است كه وضعيت و سياست فعال و تشكيلات وسيع و جا افتادهاي را در برداشت و مبارزه عليه حزب مزبور در شهر بابل و دهستانهاي كوهستاني اطراف آن بويژه در دامنهي كوههاي بندپي وضع تدافعي بخود گرفته بود. در هشتم شهريور 1324 مصادف با بيست و يكم ماه رمضان وقايع زد و خورد حزب توده با جمعيتهاي مخالف در شهر بابل كه در پناه سربازان روسي انجام شده و عدهاي از محترمين و مجاهدين بابل بازداشت شدند. ولي بتدريج ملي شدن نفت در سراسر ايران در سرلوحه كارهاي سياسي كشور قرار گرفت. در 28 تيرماه 1329 لايحه قرار داد الحاقي نفت گس- گلشاييان از سوي دولت ساعد به مجلس داده شد در استانهاي كشور از جمله در مازندران و شهرهاي آن بويژه در شهر بابل روحانيوني به جمعيت ايراني هواداران صلح پيوستند و اعلاميهها و بيانيههايي را امضا و منتشر كردند.
[ویرایش] دوران معاصر
- بارفروش همواره بعنوان يكي از شهرهاي مهم، صحنهي زد و خوردهاي سياسي و تاريخي بوده است.
در سال 1904 اعلاميهاي خطاب به نمايندگان خارجي در روز یکم آذر سال ۱۳۱۰ هجری خورشیدی نام بارفروش همراه با ساخت ساختمانهای تازه دولتی همچون اداره پست (۱۳۱۵)، در کنار سبز میدان و ساختمانهای شهرداری و شهربانی(۱۳۱۴) به شهر بابل تغییر نام یافت. نام بابل از نام رودخانه باوُل گرفته شد، که در بر غربی شهر روان است و اکنون به رود بابل معروف است.البته امروزه با توجه به ساخت و سازهای فراوان و گسترش فضای شهر این رودخانه تقریباً در قسمتهای مرکزی شهر قرار گرفتهاست.
- جنگلهای طبیعی شهرستان بابل ۴۹۹۳۶ هکتار بوده و رودخانه بابلرود از رودهای مهم این شهر به شمار میرود. این شهر دارای آب و هوای معتدل و مرطوب میباشد.
- بابل دارای ۷ شهر تاسیس شده و ۱ شهر مصوب، ۶ بخش، ۱۳ دهستان و ۶۵۳ روستا و ۹۵ دهیاری میباشد.
وسعت این شهرستان ۱۵۷۸ کیلومتر مربع میباشد
- پل محمدحسنخان توسط محمدحسن خان قاجار با قدمتی بیش از ۲۰۰ سال و دراواخر دوره افشار بر روی رودخانه بابل ساخته شدهاست.
- در دروه صفوی دریاچهای بسیار بزرگ و زیبا در جنوب شهروجود داشته که در وسط آن تپهای همانند یک جزیره کوچک خودنمادی میکرده که بعلت سرسبزی و زیبائی باغهای اطراف این دریاچه زیبا این محل بنام (بحر ارم) نامگذاری شدهاست. این دریاچه سالها پیش خشکیده و در حال حاضر محل سکونت مردم میباشد که به دوقسمت بحرارم غربی و بحرارم شرقی معروف است.
- از ۲۰ نفر پایه گذاران اولیه حزب ملی ایران در سال ۱۳۲۰، ۳ نفر از اهالی شهر بابل بودند.
- بابل همچنین با پیششماره تلفنی ۰۱۱۱ مرکز یکی از ۸ بخش مخابراتی ایران است.
[ویرایش] فرهنگ و ادب و هنر
[ویرایش] مطبوعات
بابل نیز به تناسب اندازه و جمعیتش مجلات محلی خاص خود را دارد که میتوان از آنها به دو نمونه بابلنامه (هفته نامه خبری) و چشمه توسعه (ماهنامه فرهنگی اقتصادی) را نام برد. همچنین بابلی های مقیم تهران نیز خبرنامه ای فرهنگی و هنری به اسم بارفروش را منتشر میکنند که البته مطالبش منحصر به بابل نیست و با هنرمندان و ادیبان استان مازندران مصاحبه میکند.
[ویرایش] جشنواره ها
جشنواره فیلم کوتاه وارش یکی از قدیمی ترین جشنواره ی استان مازندران می باشد. که توسط مهدی قربان پور مستند ساز مازندرانی در سال 1378 در شهرستان بابل پایه گذاری شد .این جشنواره در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد هر دو سال برگرار میگردد.
[ویرایش] مجتمع فرهنگی سینمایی
مجهزترین و کاملترین مجتمع فرهنگی سینمایی در شمال کشور می باشد. که پس از 15 سال آماده بهره برداری شده است . کلنگ احداث این مجتمع در سال 68 در دوره وزارت سید محمد خاتمی در وزارت ارشاد اسلامی به زمین خورده بود . این مجتمع در فضایی بالغ بر 6500 متر مربع زیر بنا ، در سه طبقه ساخته شده است . برای ساخت این مجتمع 13 میلیارد ریال هزینه شده است . این ساختمان دارای یک سالن اختصاصی تئاتر است که 250 صندلی با سن گردان دارد . این سالن یکی از پیشرفته ترین سالن های تئاتر در ایران محسوب می شود . سالن سینمایی با 350 نفر گنجایش و سالن تابستانی روباز از دیگر سالن های این مجتمع هستند . در این مجتمع پیشرفته ترین سیستم صوتی و نمایش کشور و بهترین پرده اکران و پرده نمایش وجود دارد . همچنین این مجتمع دارای سالن های نمایشگاهی و گالری ها ، کارگاه عکس و فیلم و ... نیز می باشد . این مجتمع توسط اداره کل نوسازی مدارس استان مازندران تکمیل و به بهره برداری رسید .
[ویرایش] شهرداری بابل
شهرداری بابل در سال 1304 خورشیدی به نام بلدیه تاسیس شده که بعدا نام شهرداری به خود گرفته است . شهرداری کار خود را در ساختمانی در محل سر حمام شروع نمود و سپس به بازار شهر انتقال یافته و در سال 1307 در ساختمان خیابان مدرس ( موزه فعلی ) بنا گردید . و به لحاظ گستردگی واحد ها و خدمات دیگری که روز به روز به وظایف شهرداری افزوده میگردد ، ساختمان جدید در محوطه باغ ملی در سال 1373 و بدست جناب آقای بشارتی ، وزیر محترم وقت کشور ، افتتاح گردید . میرزا محمد علی خان روشن در تاریخ 17/9/1313 بغنوان اولین شهردار بابل منصوب گردید و بمدت یکسال مسئولیت خطیر شهرداری بابل را بر عهده داشته است . آخرین شهردار بابل در دوران طاغوت عباس آمین بوده که بمدت 2 ماه مسئولیت شهرداری بابل را از تاریخ 11/5/57 تا 11/7/57 بر عهده داشته است . اسماعیل رضوانیان از تاریخ 1/2/58 بعنوان اولین شهردار بابل و جوانترین شهردار انقلاب به مدت 2 سال و 3 ماه مشغول فعالیت بود . شهرداری بابل تا کنون 43 نفر بعنوان شهردار به خود دیده است .
[ویرایش] عملکرد شهرداری و شورای شهر بابل
بابل اگرچه یکی از بزرگترین شهرهای شمال کشور است، در مقایسه با شهرهای مجاور و همترازش مانند ساری و آمل بودجه شهرداری ناچیزی دارد[۱۳] با این حال در پنج سال گذشته پروژه های بزرگی از سوی شورای شهر و شهرداری بابل شروع شد و به اتمام رسید که از این بین میتوان به پل شهیدکشوری و پل پیروزی در ایستگاه آمل و جاده ساحلی شهر[۱۴] در کناره بابلرود اشاره کرد.
[ویرایش] مشاهیر
مقالهٔ اهالی مشهور این شهر را در رده:اهالی بابل ببینید.
- سعید العلماء
- آقا حسین بار فروشی
- شیخ کبیر
- محمد حسین بارفروشی
- رئیس بارفروشی (محوی)
- زین العابدین مازندرانی
- اشرفی مازندرانی
- عجیب مازندرانی
- مونس بارفروشی
- ندیم مازندرانی
- محمد علی ناظم
- محمد باقر بصار
- عارف بارفروشی
- فانی
- فائز مرزبالی
- کوکب مازندرانی
- کوچک شیا ده ای
- محمد صالح حائری
- محمد رضا تجدد
- محمد کاظم گلباباپور
- دلکش
- سید حسین فلاح نوشیروانی
- نوشاد عالمیان
- هادی نوروزی
- شاهرخ مسکوب
- سهراب انتظاری
- هرمز شجاعی مهر
- افشین (خواننده)
- حسن قشقاوی
- مکرمه قنبری
- امامعلی حبیبی
- مسیح(معصومه) علی نژاد
- امیر پازواری
- منوچهر طبری
- ماهان بهرام خان
- آریا آرام نژاد
- میلاد سیفی
- ملا نصیرای بابل
- فایض مازندرانی
- شحنه مازندرانی
- اختر مازندرانی
- ثنایی
- چماقلو
- خاوری بار فروش
- پنهانی بار فروش
- مجنون بار فروشی
- ملا محمد حمزه
[ویرایش] مکان های توریستی
[ویرایش] مکان های تفریحی
[ویرایش] دریاچه ها
[ویرایش] دریای مازندران
بزرگترین دریاچه ی جهان که در چند کیلومتری شمال شهرستان بابل قرار دارد.مسافرین و گردشگران می توانند از ساحل دریای مازندران برای استراحت استفاده کنند.هم چنین می توان از این دریا برای تفریحاتی مانند قایقرانی٬شنا کردن و... استفاده نمود.
[ویرایش] دریاچه کامیکلا
این دریاچه ی در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل و در اطراف کوه های البرز قرار دارد.دریاچه ی کامیکلا دارای چشم انداز کوه و جنگل می باشد.
[ویرایش] دریاچه ی آب بندان رمنت
این آب بندان در روستای رمنت از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] جنگل ها
[ویرایش] جنگل لفور
این جنگل در جنوب شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] جنگل نارنجلو
این جنگل که حفاظت شده است در بخش بندپی غربی قرار دارد.
[ویرایش] جنگل شیاده
این جنگل زیبا در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد که به دلیل مرتفع بودن سد شیاده را می توان از بالای آن مشاهده کرد.
[ویرایش] جنگل بابلکنار
این جنگل حفاظت شده در بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] جنگل ویوج
این جنگل در جاده ی شیاده واقع در بخش بندپی شهرستان بابل قرار دارد.این جنگل حدود بیست هکتار می باشد.
[ویرایش] جنگل بابلکنار
این پارک جنگلی در بخش بابل کنار شهرستان بابل و در روستای درونکلاشرقی و بزچفت قرار دارد.
[ویرایش] رود ها
[ویرایش] بابلرود
این رود طویل ترین رودخانه ی شهرستان بابل است که از کوه های سوادکوه سرچشمه می گیرد و پس از گذر از غرب شهر بابل در بابلسر به دریا می ریزد.طول این رود حدوداً ۷۸ کیلومتر می باشد.مصب این رود محل خوبی برای تفریحات آبی است.عمق این رود در قسمت های مرکزی بسیار کم و در هنگام ریختن به دریا بسیار زیاد است.
[ویرایش] آقارود
این رود کوچک که در روستای سیاه کلا محله شرقی قرار دارد پس از پیوستن به رود بابلرود به دریا می ریزد.
[ویرایش] رودخانه سجرو
منشأ اصلی این رود کوه های بلند بخش بندپی شرقی شهرستان بابل هستند که پس از گذشتن از ییلاق ها و روستاهای بخش بندپی شرقی و شرق شهر گلوگاه به بابلرود می ریزد.
[ویرایش] کلا رود
این رود از کوه های بخش بندپی غربی واقع در ارتفاع ۲۲۰۰ روستای فیل بند شهرستان بابل سرچشمه می گیرد.این رود حدود ۶۰ کیلومتر طول دارد و عرض آن از ۳ متر تا۳۰ متر متفاوت است.کلا رود پس از گذر از مناطق ییلاقی و جنگلی بخش بندپی غربی و روستاهای بخش مرکزی شهرستان بابل در نزدیکی پل محمدحسن خان به بابلرود می ریزد.
[ویرایش] آبشار ها
[ویرایش] آبشار تیرکن
این آبشار در روستای تیرکن و بخش بابلکنار شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] هفت آبشار
این آبشار که دارای هفت آبشار کوچک متوالی می باشد در روستای درازکلا٬بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.برای رسیدن به آبشار هفتم باید مسافت بسیار زیادی را طی کرد.
[ویرایش] آبشار کیمون
این آبشار در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] چشمه های آب گرم
[ویرایش] چشمه آب گرم آرزو
این چشمه ی آب گرم در روستای ازرو از توابع بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد. که دارای جاذبه های توریستی فراوانی می باشد.
[ویرایش] ییلاق ها
[ویرایش] شیخ موسی
این ییلاق در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] فیل بند
این ییلاق مرتفع ترین ییلاق استان مازندران است که در بخش بند پی غربی شهرستان بابل قرار دارد.در این ییلاق یک تپه ی بلند قرار دارد که از بالای آن می توان شهر های شهرهایی مانند ساری٬نوشهر٬قائمشهر و شهر های اطراف را دید.
[ویرایش] شالینگچال
این ییلاق که از سردترین ییلاق های مازندران است در بخش بندپی شرقی قرار دارد. بالاتر از شیسخ موسی و آره قراردارد در فصل بهار منطقه بسیارسرسبزو دارای چشم انداز زیبای می باشد.
[ویرایش] ورزنه
این ییلاق در منتهااليه مرز جغرافيايي بابل واقع شده كه براي رسيدن به اين روستاي كوهستاني زيبا و بكر بايد از مسير سخت و دشوار با پيچ هاي خطرناك عبور كرد.اين روستا توسط كوههاي اطراف آن احاطه شده و داراي آب بسيار گوارا و سرد مي باشد كه مورد توجه بسيار بازديد كنندگان قرار گرفته است.اگرچه اين روستا نيز مانند بسياري از روستاهاي كوهستاني مازندران در اثر زلزله سال 1318 بكلي تخريب شد ولي دوباره آباد گرديد.ورزنه در سال 1379 به كارفرمايي شركت مخابرات استان مازندران (مديرعامل خسروي) واجراي سيدحسن حسيني اصل، داراي يك مركز مخابراتي راديويي گرديد.ساخت اين مركز مخابراتي در حالي انجام گرديد كه اين روستا از يك مسير امن برخوردار نبود.روستاي ورزنه از سمت غرب به روستاهاي اندوار و نشل آمل، از سمت جنوب بعد از طي مسافت بسيار دشوار به شيخ موسي مي رسد.
[ویرایش] سد ها
[ویرایش] سد البرز
این سد بزرگترین سد خاکی ایران است که بین شهرستان بابل و سوادکوه قرار دارد.از آب این سد برای کارهای کشاورزی و هم چنین برای تأمین آب شهر های اطراف استفاده می شود.
- تغییرمسیر پیوند
[ویرایش] سد سنبل رود
این سد در ۵ کیلومتری جاده بابل کنار سیدکلا به شیرگاه قرار دارد.
[ویرایش] اماکن مذهبی
[ویرایش] بقعه امامزاده قاسم
این آرامگاه که معروف به آستانه می باشد٬ در مرکز شهر بابل واقع شده است.
[ویرایش] بقعه امامزاده عبدالله(ع)
این بقعه در بخش مرکزی شهرستان بابل و در روستای چمازکلا واقع شده است.
[ویرایش] بقعه سلطان محمدطاهر
این بقعه در روستای سلطان محمد طاهر واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] آرامگاه درویش فخرالدین
این آرامگاه در منطقه موزیرج شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] مسجد جامع
این مسجد در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] مقبره امامزاده علی
این مقبره در روستای درازکلا٬بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] آرامگاه درویش یوسف
این آرامگاه در بخش بندپی غربی شهرستان بابل واقع شده است.
[ویرایش] تکیه پیرعلم
این تکیه در بخش مرکزی شهرستان بابل و در شهر بابل واقع شده است.
[ویرایش] تکیه روستای مقریکلا
این تکیه در بخش بندپی غربی شهرستان بابل قرار دارد. تکیه حصیرفروشان
[ویرایش] امامزاده محمد مشهد سرا
آرامگاه این امامزاده در بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] اماکن تاریخی
کاروانسرا: بابل بعنوان یک مرکز تجاری که دارای کارونسراها و دکان های معتبر بوده است ، توجه ناصرالدین شاه رادر 1292 ه.ق هنگامی که وی در حال انجام دومین سفر خودبه مازندران بود ، جلب کرده وی در سفرنامه خود نوشته است ،، شهربارفروش از بلاد معظمه مازندران و پرجمعیت و مرکز تجارت شده است ،وکاروانسرا دکاکین معتبره دارد ،،
تعدادی از کاروانسراهای معروف بابل :
- کاروانسرای شاه عباس (اثری از آن اکنون نیست )
- کاروانسرای امین الملک
- کاروانسرای ملک (درسال 71 براثر آتش سوزی قسمتی از آن در آتش سوخت )
- کاروانسرای معتمد (چهارسوق )
- کاروانسرای حضرت (چهارسوق )
- کاروانسرای سه راه چال ( چهارسوق )
- کاروانسرای قیصریه ( چهارسوق )
- کاروانسرای حاج محمد حسن (در محله بازار)
- کاروانسرای ارس(در محله بازار)
- کاروانسرای حاجی علیرضا بلورچی(در محله بازار اول چهارراه شهدا)
- کاروانسرای لعلی (در محله بیسر تکیه که بخش عمده آن تخریب شد )
- کاروانسرای حاج علی اکبر سبزعلیان(شهدا)
- کاروانسرای شهمیری(نزدیک سه راه مسجد جامع )
- کاروانسرای حاج محمدعلی ایمانی (در محله سه راه فرهنگ )
- کاروانسرای داداشپور(سه راه فرهنگ )
- کاروانسرای پلنگ (سبزه میدان )
- کاروانسرای حاج کریم کریمی(چهارسوق که اکنون اثری از آن نیست )
- کاروانسرای حاجی طالبیان(در محله اوجابن که تبدیل به آهن فروشی شده است )
- کاروانسرای مفتخرالممالک(شهریارپور فعلی)
- کاروانسرای دقیق(سنگ پل که اکنون تخریب شده است )
- کاروانسرای آقا سید حسن مولانا (محل اطراق میرزا رضا کرمانی قبل از ترور ناصرالدین شاه که متاسفانه این کاروانسرا نیز به پاساژ تبدیل شده است )
[ویرایش] کاخ شاپور
کاخ شاپور از آثار دوره ی پهلوی در شهرستان بابل می باشد و در بخش مرکزی شهرستان بابل و در جنوب شهر بابل قرار دارد.این کاخ در جزیره ی کوچکی ساخته شد که دریاچه ی بحر ارم در اطرافش بود و به دلیل وجود چنین جزیره در شهر بابل کاخی به دستور رضاشاه در آن بنا شد.این کاخ از استراحتگاه های رضاشاه در آن زمان بود.
[ویرایش] برج دید بانی کاخ بابل
این برج در دوره ی پهلوی در کاخ بابل ساخته شد.
[ویرایش] پل محمدحسن خان
این پل در دوره ی زندیه در سال ۱۳۴۶ توسط محمدحسن خان قاجار بر روی بابلرود بنا شد.درازای این پل ۱۴۰ متر و پهنای آن ۶ متر است.ملات این پل سفیده ی تخم مرغ است.
[ویرایش] موزه بابل
این موزه که در قدیم ساختمان شهرداری بوده٬تنها موزه مردم شناسی استان مازندران می باشد.در این موزه بسیاری از وسایل چوبی قدیمی٬وسایل کشاورزی اقوام مختلف٬کوزه های سفالی و حتی مجسمه های قدیمی را می توان در این موزه مشاهده کرد.
[ویرایش] ساختمان شهربانی
این ساختمان در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد که یک بنای بسیار قدیمی است و به ساختمان شهرداری تبدیل شده است.
[ویرایش] تپه عیسی کتی
این تپه که مربوط به دوران تاریخی پیش از اسلام می باشد در میربازار بابل بنا شد.
[ویرایش] ساختمان پست
این ساختمان به دستور هادی روحانی (امام جمعه سابق بابل) در سال ۱۳۷۷ تخریب شد.
[ویرایش] مجموعه بناهای نجفی
این بنای تاریخی مربوط به دوره ی پهلوی اول در شهرستان بابل می باشد و در روستای نقیب کلا ثلاث از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل واقع شده است.
[ویرایش] بازار ماهی فروشها
این بازار قدیمی در بخش مرکی شهرستان بابل واقع شده است.
[ویرایش] آرامگاه زین العابدین
این آرامگاه از بناهای دوره ی قاجار در بخش مرکزی شهرستان بابل می باشد.
[ویرایش] بنای طاهر مطهر
این بنا مربوط به دوری قاجاریه میباشد که در بخش لاله آباد شهرستان بابل واقع شده است.
[ویرایش] آرامگاه درویش علم بازی
این مقبره در بخش مرکزی شهرستان بابل و پشت آرامگاه معتمدی بابل قرار دارد.
[ویرایش] تپه بنگر کلا
این تپه در روستای بنگر کلا٬بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] پارک پردیس بابل
این پارک قدیمی در روستای متی کلا شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] تپه قلعه کتی احمد کلا
این قلعه در روستای احمد کلا در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] تپه کوتر دین
تپه ی کوتر دین مربوط به دوران پیش از اسلام در شهرستان بابل است.این تپه ی تاریخی در روستای کوتر دین شهرستان بابل قرار دارد و از آثار ملی ایران می باشد.
[ویرایش] سردر دانشگاه علوم پزشکی
این بنا در دوره ی پهلوی در بخش مرکزی شهرستان بابل ساخته شد.
[ویرایش] مجموعه ابوالحسن کلا
این مجموعه در روستای ابوالحسن کلا٬بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] تپه کپور چال
این تپه در روستای کپورچال واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] مقبره حاج شیخ موسی
این آرامگاه در ییلاق شیخ موسی در بخش بند پی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] تپه پایین دین کتی رمنت
این تپه که مربوط به دوران پس از اسلام میباشد در روستای رمنت واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] حمام قدیم میرزا یوسف
این حمام در دوره صفوی در شهرستان بابل ساخته شده است.
[ویرایش] آرامگاه سیدکبیر
این آرامگاه که در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد از بناهای دوره ی قاجار در این شهرستان می باشد.این آرامگاه از آثار ملی ایران است.
[ویرایش] سقاخانه شیاده
این سقاخانه که از بناهای تاریخی شهرستان بابل است در روستای شیاده و در بخش بندپی غربی قرار دارد.
[ویرایش] بنای هفت
این بنا در زمان قاجار در شهر بابل ساخته شد.
[ویرایش] آرامگاه ملا محمد شهرآشوب
این بنا که در دوره ی قاجار در شهرستان بابل ساخته شده است٬در روستای بنگرکلا در بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] تکیه کبریا کلا
این تکیه که در دوره ی قاجار در شهرستان بابل ساخته شد٬ در روستای کبریا کلا واقع در بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] حمام نمودار کلا
این حمام که در بخش لاله آباد شهرستان بابل قرار دارد از آثار دوره ی قاجار در شهرستان بابل است و توسط سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده است.
[ویرایش] تکیه معلم کلا
این تکیه از بنا های دوره ی قاجار در بابل می باشد که در روستای معلم کلا واقع در بخش بندپی غربی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] امامزاده هفت تن
این مقبره از بناهای دوره ی قاجار درشهرستان بابل می باشد.این بنای تاریخی که از آثار ملی ایران می باشد در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] تپه دینه سر پایین رمنت
این تپه از آثار دوران تاریخی پیش از اسلام در روستای رمنت واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل است.
[ویرایش] گنبد سرست
این گنبد تاریخی در روستای سرست ٬ بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] قلعه کتی ابوالحسن کلا
این قلعه در روستای ابوالحسن کلا و بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.
[ویرایش] مسجد چهارسوق بابل
این مسجد تاریخی از آثار دوره ی قاجار در شهرستان بابل می باشد.
[ویرایش] حمام پیجا کلا
این حمام که در از آثار دوره ی قاجار در شهرستان بابل می باشد٬ در بخش لاله آباد شهرستان بابل قرار دارد. این اثر تاریخی در روستای بیجا کلا قرار دارد.
[ویرایش] تپه چماز کتی
این تپه که از بناهای قبل از اسلام در بابل می باشد٬در میربازار بابل واقع شده است.
[ویرایش] مراکزآموزش عالی
دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
دانشگاه علوم پزشکی بابل
دانشگاه غیر انتفاعی علوم و فنون مازندران
دانشگاه آزاد اسلامی - واحدبابل
دانشگاه پیام نور - واحدبابل
موسسه آموزش عالی صنعتی مازندران
موسسه آموزش عالی طبری
موسسه آموزش عالی راه دانش
دانشگاه علمی کاربردی - واحدبابل
دانشسرای تربیت معلم
دانشکده سما واحد بابل
[ویرایش] پانویسها
- ↑ نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵، پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران
- ↑ ترجمه مختصرالبلدان، ص147-148، اثر ابن فقیه
- ↑ تقویم البلدان، ص499-502، نوشته ابوالفداء
- ↑ احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، بخش اول، ص73، نوشته ابوعبدالله محمدبن احمد مقدسی
- ↑ حدودالعالم، ص49
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ تاریخ طبرستان، جلد اول، ص73، نوشته ابن اسفندیار
- ↑ تاریخ مازندران، جلد دوم، ص200، نوشته اسماعیل مهجوری
- ↑ التدوین فی احوال الجبال شروین، ص346، نوشته محمدحسن خان اعتمادالسلطنه
- ↑ تاریخ مازندران، ص12، ملا شیخعلی گیلانی
- ↑ تذکره جغرافیای تاریخی ایران، ص294، نوشته واسیلی بارتولد
- ↑ تاریخ مازندران، جلد دوم، ص206، نوشته اسماعیل مهجوری
- ↑ لغت نامه دهخدا، جلد 9، ص155
- ↑ علی نیاء:بودجه سال 90 شهرداري بابل 25 درصد افزايش يافت
- ↑ فاز دوم بلوار ساحلی بابل افتتاح شد
|
||||||||||||||||||||
