ولایت باخرز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ولایت باخرز
نام ولایت باخرز
کشور  ایران
استان خراسان رضوی
شهرستان تایباد، باخرز
نام‌های قدیمی کواخرز

باخَرْز، یکی از ولایت‌های ربع نیشابور خراسان بزرگ؛ که در منابع مختلف از شهر مالن یا مالین به عنوان قصبه یا شهر مرکزی این ولایت بسیار یاد شده و برخی جغرافی‌نویسان قدیم، نام آن را کواخرز یادکرده‌اند. این ولایت در میان نیشابور و هرات قرار داشته است. شمار بسیار زیادی از بزرگان و اهالی علم وفقه و حدیث از این ولایت برخاسته‌اند. ولایت باخرز را در جغرافیای امروز، به شهرستان‌های تایباد و باخرز و حدی از نواحی پیرامون آن، در استان خراسان رضوی ایران، مطابقت داده‌اند.

باخرز در میان ولایت‌های ربع نیشابور در صفحه‌ای از نسخه خطی ترجمه کتاب تاریخ نیشابور الحاکم.

نام‌شناخت[ویرایش]

نام این ولایت: در کتاب الانساب و کتاب اللباب به صورت باخَرْز[۱][۲]؛ و در احسن‌التقاسیم و معجم البلدان، به صورت بَاخَرْز ثبت شده است.[۳][۴] و برخی از جغرافیدانان مسلمان، نام آن را کواخرز، ثبت کرده‌اند.[۵][۶][۷] یاقوت حموی؛ باخرز را به معنی جای وزیدن باد، و برگرفته از «بادهرزه» در زبان پهلوی می‌داند.[۴]

جغرافیا و ویژگی‌ها[ویرایش]

جغرافیا[ویرایش]

باخرز؛ یکی از ولایت‌های ربع نیشابور خراسان[۸][۹]؛ ابوعبدالله حاکم، باخرز را همراه با جام (ولایت جام و باخرز)، به عنوان یکی از ولایت‌های دوازه‌گانه نیشابور برشمرده است.[۱۰] سمعانی، ولایت جام و باخرز را در مدخل «زام» (زام= جام) آورده، اما آنها را دو قصبه معروف از ناحیه نیشابور دانسته است.[۱۱] یاقوت حموی، با اشاره به گفته سمعانی نوشته‌است: باخرز، قصبه‌ای مشهور و مستقل از جام است.[۱۲] او همچنین این ولایت را مشتمل بر یکصد و شصت و هشت آبادی، و نام قصبه آن را «مالین» ذکر کرده است.[۴]

ویژگی‌ها[ویرایش]

محمد مقدسی، باخرز را مرکز حبوبات و مویز، و صادرکننده پوشاک معرفی نموده وبه آبادی مالن، شهر مرکز این ولایت، اشاره کرده است. او همچنین در کتاب جغرافیای خود، شهر مالن را در کنار شهرهای ربع نیشابور (بوزجان، زوزن، طرثیث، سابزوار، خسروجرد، آزادوار، خوجان، ریوند، مازل، مالن و جاجرم) برشمرده و فاصله مالن تا بوزجان (بوژگان) را دو مرحله (= واحد مسافت‌شمار قدیم) دانسته است.[۱۳] حمدالله مستوفی، ولایت باخرز را ولایتی معتبر و دارای باغات انگور و میوه فراوان توصیف نموده و قصبه مالان (مالن یا مالین) را جایی بزرگ و با صفا معرفی نموده که خربزه آن در خراسان مشهور است. حافظ ابرو، در اوایل قرن نهم هجری، این ولایت را در تابعیت هرات ذکر کرده است.[۱۴]

مشاهیر و بزرگان[ویرایش]

از ولایت باخرز، جمع کثیری از فقیهان و ادیبان و شاعران برخاسته‌اند. از این جمله‌اند: علی بن حسن باخرزی (نویسنده کتاب «دمیةالقصر»)[۱][۱۵]، ابوالعباس محمد بن ابراهیم بن علی باخرزی (محدّث)[۱]، عاصم باخرزی نیشابوری و ابوالعباس محمد بن ابراهیم بن علی نیشابوری، ابوالمشعر مالینی (موسی بن محمد بن موسی)[۱۶]، سیف‌الدین ابوالمعالی سعید بن مطهر بن سعید باخرزی ( فقیه و محدث؛ متوفی 659 هجری)[۱۷].

پانوشت‌ها[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ابی‌سعد عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی. الانساب. قاهره: مکتبة ابن التمیمیة، 1980م. ج2، ص21. 
  2. عزالدین ابن الاثیر الجزری. اللباب فی تهذیب الانساب. بیروت: دار صادر، 1980م. ج1، ص104. 
  3. شهاب‌الدین اب‌عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموی الرومی البغدادی. احسن‌التقاسیم فی معرفة الاقالیم. بیروت: دارصادر، 1977م. ص300. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ شهاب‌الدین ابی عبدالله یاقوت حموی. معجم‌البلدان. بیروت: دارصادر، 1977م. ج1، ص316. 
  5. ابراهیم‌بن محمد اصطخری. کتاب مسالک الممالک. لیدن: چاپ دخویه، 1967م. ص256، 283. 
  6. ابراهیم‌بن محمد اصطخری. کتاب مسالک الممالک. لیدن: چاپ دخویه، 1967م. ص256، 283. 
  7. ابن حوقل. صوره‌الارض. بیروت: دارصادر، 1938م. ج2، ص427. 
  8. ابوعبدالله حاکم نیشابوری. تاریخ نیشابور. ترجمهٔ محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه، 1375. ص217. 
  9. محمد بن احمد مقدسی. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. ترجمهٔ علینقی منزوی. تهران: شرکت مولفان و مترجمان ایران، 1361. ج2، ص436. 
  10. ابوعبدالله حاکم نیشابوری. تاریخ نیشابور. ترجمهٔ محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه، 1375. ص217. 
  11. ابی‌سعد عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی. الانساب. قاهره: مکتبة ابن التمیمیة، 1980م. ج6، ص224. 
  12. شهاب‌الدین ابی عبدالله یاقوت حموی. معجم‌البلدان. بیروت: دارصادر، 1977م. ج3، ص1217. 
  13. محمد بن احمد مقدسی. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. ترجمهٔ علینقی منزوی. تهران: شرکت مولفان و مترجمان ایران، 1361. ج2، ص467؛ ج1، ص72؛ ج2، ص513. 
  14. دانشنامه جهان اسلام. تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، 1386. ج1، ص130. 
  15. شهاب‌الدین ابی عبدالله یاقوت حموی. معجم‌البلدان. بیروت: دارصادر، 1977م. ج1، ص316. 
  16. ابوعبدالله حاکم نیشابوری. تاریخ نیشابور. ترجمهٔ محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه، 1375. ص 93، 179. 
  17. علی‌اکبر دهخدا. لغت‌نامه. تهران: دانشگاه تهران، 1377. ج3، ص3932. 

فهرست منابع[ویرایش]

  • «احسن‌التقاسیم فی معرفةالاقالیم»، تالیف ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسی، ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مولفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۱.
  • «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، شهاب‌الدین اب‌عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموی الرومی البغدادی، بیروت:دار صادر، 1977م.
  • «الانساب»، ابی‌سعد عبدالکریم بن محمد بن منصور التمیمی السمعانی، قاهره: مکتبة ابن التمیمیة، 1980م.
  • «اللباب فی تهذیب الانساب»، عزالدین ابن الاثیر الجزری، بیروت: دار صادر، 1980م.
  • «تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، 1375.
  • «حدود العالم من المشرق الی المغرب»، تحقیق یوسف الهادی، قاهره: دارالثقافیه، 1999م.
  • «دانشنامه جهان اسلام»، بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، تهران،1386.
  • «صورة الارض»، تالیف ابی‌القاسم ابن حوقل النصیبی، بیروت: دارصادر، 1938م.
  • «کتاب مسالک الممالک»، ابراهیم‌بن محمد اصطخری ، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
  • «لغت‌نامه»، علی‌اکبر دهخدا، دانشگاه تهران، 1377.
  • «معجم‌البلدان»، شهاب‌الدین ابی‌عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموی الرومی البغدادی، بیروت: دار صادر، 1977م.