روان‌پویشی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سفر زیگموند فروید به ایالات متحده به سال 1909 نقش مهمی در گسترش نفوذ وی در آمریکای شمالی ایفا کرد.در این عکس ،او را در دانشگاه کلارک با بعضی از پیشگامان روانکاوی و روان شناسی می بینیم.در ردیف جلو از چپ به راست: زیگموند فروید، گرانویل استانلی هال، کارل یونگ; ردیف پشت: آبراهام.ای بریل، ارنست جونز، سندور فرنزی: دانشگاه کلارک در ورسستر ایالت ماساچوست آمریکا.هال در آن زمان رئیس انجمن روانشناسی آمریکا و رئیس دانشگاه کلارک بود.در زمان بازدید از دانشگاه کلارک،یونگ پیرو اصلی فروید بود.اندکی پس از این ملاقات،یونگ از فروید جدا شد و نظریه روان پویشی خود را بنیان نهاد.اما بریل،جونز و فرنزی از طرفداران وفادار فروید باقی ماندند

دیدگاه روان پویشی(به انگلیسی:psychodynamic)بر این اندیشه استوار است که افکار و هیجان ها علل مهم رفتار هستند.رویکرد روان پویشی به رفتار به درجات مختلف بر این فرض استوارند که رفتار قابل مشاهده(پاسخ های آشکار)تابعی از فرایند های روانی داخلی(رویداد های پنهان)است.رویداد های درونی و منابع تحریک محیطی که از سوی نظریه پردازان روان پویشی مطرح شده با هم متفاوتند اما همه آنها در این باره توافق دارند که شخصیت را ترکیبی از وقایع داخلی و خارجی شکل می دهد که از نظر آنها وقایع درونی در این زمینه نقش عمده تری دارند.زیگموند فروید بنیان گذار این دیدگاه معتقد بود که در نهایت روزی فرا خواهد رسید که بتوان تمام رفتار ها را بر حسب تغییرات بدنی تبیین کرد اما از آنجایی که در دوران وی در باره روابط بین بدن و شخصیت آگاهی اندکی وجود داشت وی چندان بر عوامل زیست شناختی تأکید نکرد.فروید تحت تاثیر چارلز داروین در مورد اهمیت هیجان ها قرار داشت و توجه خود را به تاثیر هیجان ها بر افکار معطوف کرد.او معتقد بود که برای درک و فهم رفتار لازم است افکار پیشایند و مرتبط با آن تجزیه و تحلیل شود و برای درک آن افکار باید عمیق ترین هیجان ها و احساسات شخص مورد بررسی و کنکاش قرار گیرند.[۱][۲]

منابع[ویرایش]

  1. اروین جی.ساراسون؛باربارا آر.ساراسون(2005).روانشناسی مرضی.ترجمه بهمن نجاریان و همکاران(1390)،انتشارات رشد،تهران،صفحه 87
  2. http://en.wikipedia.org بازدید 29 بهمن 1390