کتابسوزی
کتابسوزی به بیان ساده اقدام به نابودی یک یا چندین نسخه از کتاب یا دیگر مکتوبات به وسیله آتش است. امروزه دیگر شکلهای رسانه مانند سندهای صوتی، نوارهای ویدئویی و سیدیها نیز به این روش سوزانده شده، خمیر شده و یا رنده[۱] میشوند. این عمل که معمولاً به طور علنی انجام میشود، عموما دارای انگیزههای سیاسی، دینی و اخلاقی است. همچنین این عمل ممکن است به طور پنهانی صورت گیرد، مانند هزاران کتاب نابود شده در شوروی سابق و بلوک شرق.
برخی موارد خاص از کتابسوزی آسیبهای جبران ناپذیری را به میراث فرهنگی کشورها وارد کردند چراکه بسیاری از کتابهای سوخته شده به هیچ عنوان قابل جایگزینی نبودند. از این دست میتوان به اقداماتی مانند سوزاندن کتابخانه اسکندریه، سوزاندن کتابها و دفن دانشمندان در چین، نابود کردن کدکسهای مایاها به وسیله اسپانیاییها و در دوران معاصر کتابسوزیهای انجام گرفته به وسیله نازیها اشاره کرد.[۲]
محتویات |
کتابسوزی در طول تاریخ [ویرایش]
ایران [ویرایش]
دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات ارزش نسخههای فارسی در تاریخ کتابخانههای جهان را غیر قابل توصیف دانسته است. آثار دانشورانه و اسناد علمی بیشمار فارسی در شرایطی ظهور پیدا کردهاند که حق تحصیل فقط برای طبقات خاصی از اجتماع فراهم بودهاست.
این درست است که شعر و علوم مذهبی، موضوعات غالب بودند ولی در بسیاری از موضوعات همچون فلسفه، اخلاق، سیاست، پزشکی، منطق، نجوم، هندسه، روانشناسی و جانورشناسی کتابهای درخشانی نگاشته شد. تعداد نوشتههای فارسی که توسط دشمنان نابود شده یا سوزانده شده اند بی شمار است ولی امروزه بسیاری از آنها به صورت کامل یا جزئی در کتابخانهها یا موزههای معروف جهان وجود دارند.[...] اگرچه بسیاری از کتابخانه هایی که در گذشته وجود داشتند امروز قابل ردیابی نیستند اما تعداد این کتابخانه ها نجومی است. رکنالدین همایونفرخ که سه جلد تاریخ کتابخانه های ایران را نوشته تعداد ۴۵۹ تای آنها را با توضیح مختصری درباره هر کدام بر می شمارد. واضحا حتی فهرست کردن این کتابخانه ها در این مقاله کوتاه دشوار است و یافتن مهمترین آنها حتی برای فهرست کردنشان کار آسانی نیست. زیرا تک تک این کتابخانه مهم بودند. در دوران ساسانی (۲۲۵- ۶۵۱ میلادی) حداقل دو کتابخانه عظیم وجود داشت. ابن ندیم می نویسد:«اردشیر ساسانی تمام کتابهای باستانی ایرانیان که باقی مانده اما پراکنده شده بودند را از هند و چین جمع آوری و در خزانه نگهداری کرد. پسر او شاپور اول راه پدر را ادامه داد و و تمام کتابهایی که از زبانهای دیگر به پارسی ترجمه شده بود را جمع آوری کرد. او همچنین اوستا را به صورت یک کتاب گردآوری کرد. بنابر این پس از آنکه اسکندر اوستا را سوزاند آن را احیا کرد. کتابخانه دیگری که در این زمان ساخته شد کتابخانه خسرو اول در جندی شاپور برای دانشگاه آن بود. علاقه خاص او به جمع آوری کتابها از دورترین نقاط جهان مشهور است. جندی شاپور بهترین مرکز تحقیقاتی در دوران ساسانی بود. بسیای از دانشمندان از ملیتهای مختلف مخصوصا نسطوری ها در آنجا گرد آمده بودند و بسیاری از کتابها به دستور خسرو اول به فارسی ترجمه شده بود. علاوه بر این دو کتابخانه، کتابخانه های بزرگ و معتبر دیگری هم وجود داشت. همه آتشکده ها و پرستشگاهها مانند همه بیمارستانها و مراکز تحقیقاتی و آموزشی گنجینه کتابهای خودشان را داشتند.
حمله اسکندر به ایران [ویرایش]
دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات مینویسد[۴]: «به گفته ابن ندیم، نویسنده الفهرست، که در حدود سال ۹۸۷ میلادی نوشته شده؛ در قصر آپادانا در تخت جمشید نوشتههایی به صورت لوحههای چوبی، سنگ و خاک رس در موضوعات متعدد وجود داشت. تعداد بسیاری از این الواح به وسیله اسکندر مقدونی(۳۳۳ پیش از میلاد) نابود شد و یا به کتابخانه اسکندریه فرستاده شد. کشف سی هزار لوحه از گل رس در سال ۱۹۳۴ و در زیر زمین ویرانههای کاخ آپادانا این گفته را تایید میکند. باستانشناسان این بخش را خزانه تخت جمشید یا کتابخانه استخر نامیدهاند. اسکندر همینطور ۲۰۰۰۰ چرم گاوی را که اوستا بر روی آنها نوشته شده بود سوزاند. به ما گفته شده که این کتابها در بایگانی تخت جمشید نگهداری میشدند و زمانی که اسکندر آن قصر را به آتش کشید این کتابها هم از میان رفتند.»
اعراب مسلمان و کتابسوزی در ایران [ویرایش]
نویسندگان ایرانی از جمله محمد معین[۵] و عبدالحسین زرین کوب[۶] در مورد کتابسوزی در جندی شاپور پس از فتح ایران توسط اعراب سخن راندهاند. از جمله منابع مورد اشاره همه این نویسندگان، کتاب مقدمه ابن خلدون است. در کتاب مقدمه که مهم ترین تاریخ اسلامی درباره جهان پیش از دوران مدرن است[۷]، درباره کتابسوزی مسلمانان در ایران چنین آمدهاست:
از آنجایی که سلسلههای ایرانی قدرتمند بودند و بدون وقفه حکومت کردند، در میان ایرانیان علوم عقلی نقش بزرگ و با اهمیتی ایفا می کرد. گفته میشود علوم عقلی، زمانی که اسکندر داریوش را کشت و کنترل امپراتوری هخامنشی را به دست گرفت، از ایرانیان به یونانیان رسید. در آن زمان او کتابها و علوم ایرانیان را نگه داشت. با اینحال زمانی که مسلمین ایران را فتح کردند و به تعداد غیر قابل توصیفی کتاب و جزوات علمی رسیدند؛ سعد بن ابی وقاص در نوشتهای از عمر بن خطاب درخواست کرد اجازه دهد تا این کتابها به عنوان غنیمت جنگی میان مسلمین تقسیم شود؛ در آن زمان عمر پاسخ داد: آنها را به آب بیانداز؛ اگر آنچه در آنها است رهنمودهای درستی است؛ خداوند برای ما رهنمودهای بهتری فرستاده و اگر نادرست است خداوند ما را از آنها نجات دادهاست. بنابر این مسلمانان کتابها را به آب یا آتش انداختند و دانش ایرانیان از میان رفت و به ما نرسید».[۸]
فرانز رزنتال استاد پیشین زبانهای سامی و زبان عربی[۹] در دانشگاه ییل، اسلام شناس[۱۰] و مترجم کتاب مقدمه، در پانوشت این گفته ابن خلدون مینویسد «این روایت دیگری از یک افسانه معروف است که بر طبق آن عمر دستور ویرانی کتابخانه اسکندریه را داد»[۱۱]. همینطور برنارد لوئیس در مقالهای ضمن بی اعتبار خواندن کتابسوزی اعراب در اسکندریه با اشاره به تشابه این روایت ابن خلدون با روایتی که در آن نقل شده عمر فرمان به تخریب کتابخانه اسکندریه دادهاست، میگوید: «تاریخنگار قرن چهاردهم، ابن خلدون، داستان تقریبا یکسانی را راجع به ویران کردن یک کتابخانه در ایران به دستور خلیفه عمر مطرح کرده که نشان از ویژگی عامیانه آن دارد» [۱۲].
عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت (۱۳۳۶)، درباره کتابسوزی اعراب در ایران می گوید:[۱۳]
... شک نیست که در هجوم اعراب بسیاری از کتابهاو کتابخانهٔ ایران دستخوش آسیب فنا گشتهاست. این دعوی را از تاریخها میتوان حجت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تایید میکنند. با اینهمه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند. این تردید چه لازم است. برای عرب که جز با کلام خدا هیچ سخن را قدر نمیدانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی با خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد میتوانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام شواهد نشان میدهند که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی ماندهاست فایدهای نمیبردهاست. در این صورت جای شک نیست که در آنگونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمیدیدهاست. از اینها گذشته، در دورهای که دانش و هنر به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بودهاست، با از میان رفتن این دو طبقه ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمیگذاشتهاست. مگر نه این بود که در حمله اعراب، موبدان بیش از هر طبقه دیگر مقام و حیثیت خود را از دست دادند و تار ومار و کشته و تباه گردیدند؟ با کشته شدن و پراکنده شدن این طبقه پیدا است که دیگر کتابها و علوم آنها که بدرد اعراب نیز نمیخورده موجبی برای بقا نداشت.
زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام (۱۳۴۸) کتابسوزی اعراب در تیسفون را نفی میکند:
روايتى هم که گفته اند کتابخانه مدائن را اعراب نابود کردند ظاهرا هيچ اساس ندارد و مآخذ آن تازه است
او نهایتا در کتاب روزگاران (منتشره در سال ۱۳۷۳) با باز تأیید این امر که روایت کتابسوزی در تیسفون چندان قدمت ندارد، با اشاره به روحیات هیجانی فاتحان، احتمال رخ دادن این مساله را منتفی نمیداند. [۱۵]
در دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات، جلد سیزدهم، درباره کتابسوزی کتابخانه ها در ایران چنین آمده:[۱۶]
حمله عرب در سال ۶۴۱ فرا رسید. عربها تعصب زیادی به خرج دادند و هر آنچه غیر قرآنی بود ریشه کن کردند. کتابخانههای معروف در متصرفاتشان از میان رفت. گفته میشود مهاجمان عرب باور داشتند که محتوای یک کتاب یا با قرآن همخوانی دارد اما از آن برتر نمیتواند باشد یا از آن بدتر با قرآن مقدس همخوانی ندارد. در هر دو صورت سزاور نابودی است. و نابود شدند. کتابخانههای ایرانیان نابود شدند. کتابها در آب ریخته شدند یا آنها را سوزاندند.
دکتر سیلمز در تحقیقی که در سال ۲۰۰۵ در ژورنال آمریکایی علوم اجتماعی اسلامی چاپ شد با اشاره به سالم ماندن دانشگاه گندی شاپور در حمله اعراب به ایران مینویسد[۱۷]:
بعد از اینکه اعراب مسلمان ایران را تسخیر کردند، به زودی به اهمیت این مؤسسه آموزشی پی بردند و بر آن شدند که شکوه سابق آن را حفظ کنند. آنها همه سازمانهای شهر را باقی نگاه داشتند، از جمله بیمارستان، کتابخانه، مدرسه پزشکی و معابد آن را. و علاوه بر این برای دکترهایی که در گندی شاپور تحصیل کرده بودند شغل ایجاد کردند.
تورج دریایی استاد کرسی ایران باستان در دانشگاه کالیفرنیا ارواین با اشاره به اینکه در دنیای علمی نباید دستخوش احساسات و جهانبینی شد مینویسد:
در خوارزم اعراب مسلمان کار بسیار عجیبی کردند و دستور به کشتار مغان تعداد زیادی از نجبا و سوزاندن کتابهایشان زدند. با اینکه این واقعه همیشه به عنوان مثال بر آنچه اعراب به سر ایرانیان آورده اند پیش کشیده می شود٬ اما باید به یاد داشت که این واقعه ایی معمول در تاریخ فتوحات اعراب مسلمان در ایران زمین به شمار نمی آید...فقدان کتاب های باستانی به زبان پهلوی٬ نه به دلیل وجود نداشتن آنها و نه پیامد سوزانده شدنشان توسط اعراب مسلمان است.
وی دلیل در دست نبودن کتابهای ایران باستان را تغییر زبان علمی رایج در ایران پس از حمله اعراب و بلا استفاده ماندن کتابهای نوشته شده به زبان پهلوی میداند.[۱۸]
هجوم ترکان [ویرایش]
کتابخانه سلطنتی سامانیان در هجوم ترکان از شرق در سده ۱۱ میلادی سوزانده شد. گفته میشود ابن سینا تلاش کرد به میان شعلههای آتش برود و کتابها را نجات دهد.[نیازمند منبع]
حمله محمود غزنوی به ری [ویرایش]
در جریان حمبه سلطان محمود غزنوی به ری بخشی از کتابخانه بزرگ ری به آتش کشیده شد و بخشی دیگر به بخارا و یا به نقلی دیگر به غزنین انتقال یافت. سوزاندن کتابهای شیعیان و برخی دیگر از گروهای اسلامی مد نظر بوده است. [۱۹] [۲۰] [۲۱]
حمله مغولان به ایران [ویرایش]
دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات مینویسد[۲۲]: «یک بار دیگر تمدن عظیم ایرانیان به وسیله ی مهاجمین نابود شد؛ این بار به وسیله قبایل مغولان و تاتارها(۱۲۲۰ میلادی)؛ آنها مساجد را تبدیل به طویله اسبانشان کردند، کتابخانهها را سوزاندند و از نسخههای گرانبها به عنوان سوخت استفاده کردند.»
دوره پهلوی دوم [ویرایش]
- در ایران معاصر احمد کسروی «جشن کتابسوزان» داشت.[۲۳] وی و پیروانش در انجمن باهماد آزادگان در روز اول دیماه، کتابهایی را که زیانبار می دانستند طی مراسمی می سوزاندند[۲۴]. احمد کسروی در یکی از مراسم ها چنین می گوید:
[۲۵] [۲۶]
دوره جمهوری اسلامی [ویرایش]
در اواخر سال ۱۳۸۴ با تغییر «مرکز امور مشارکت زنان» به «مرکز امور زنان و خانواده» در دولت نهم، شایع شد که مدیریت جدید تصمیم داشته کتابهای «کتابخانه تخصصی زنان» را که در دوران محمد خاتمی ایجاد شده بود از بین ببرد، اما در لحظات آخر کار متوقف شده و به تعطیل کردن کتابخانه و ایجاد محدودیت دسترسی به کتابها اکتفا شد، هرچند که گفته میشود تعدادی از کتابها از مرکز خارج شده و بازگردانده نشدهاست[۲۷].
اندلس [ویرایش]
در سال ۵۰۲ هجری قمری به روزگار حکومت علی بن یوسف بن تاشفین در اندلس، بدلیل مخالفت های فقیهان شهر، تمام نسخه های کتاب احیاء علوم الدین تالیف محمد غزالی را در مسجد قرطبه انباشته و آتش زدند.[۲۸][نیاز به منبع ثانویه]
هند [ویرایش]
آتش زدن دانشگاه و کتابخانه عظیم ولابی توسط اعراب دانشگاه ولابی در بین سالهای 475-775 میلادی ساخته شده بود و کتابخانه آن شامل بخشهای متعددی از ادبیات شرقی بود. این کتابخانه و دانشگاه عظیم تا قرن دوازدهم پابرجا بود تااینکه به وسیله مهاجمین عرب نابود شد.[۲۹]
چین [ویرایش]
در ۲۱۳، چین شی هوانگ (شیهوانگ-تی) امپراتور چین دستور داد همهٔ کتابها بهجز کتابهای مربوط به پزشکی، کشاورزی و طالعبینی را بسوزانند.[۳۰] شی هوانگ، امپراتور چین این دستور را پس از مشورت با وزیرش لیسی صادر کرد. با صدور این دستور، تمامی کتابهای تاریخی و فلسفی در تمام استانها به جز استان «چین» سوزانده شد. این اقدام که در سال ۲۱۳ قبل از میلاد آغاز شد به زنده به گور کردن بسیاری از روشنفکرانی که با عقاید تعصبآمیز امپراتور مخالفت میکردند انجامید.
این تخریب فرهنگ چین در طول شورشی که به حکومت امپراتور چین اِر شی (پسر امپراتور چین شی هوآنگ) پایان داد، عمق بیشتری گرفت چراکه در این شورش، قصر سلطنتی و بایگانی استانی سوزانده شد و به این ترتیب بسیاری از کتابهایی که به وسیله امپراتور پدر نگه داشته شده بود نیز از بین رفت.[۳۱]
آثار یهودیت [ویرایش]
- نوشتههای یهودی و کتابهای قانون، توسط شاه یهواکیم و شاهان سلسله سلوکیان: بر طبق تورات در پنجمین سال پادشاهی یهواکیم، ارمیای نبی سخنان خدا را برای باروک خواند و او آنها را بر روی طوماری نوشت. سال بعد سه یا چهار برگ از آن در حضور پادشاه و همسرش خوانده شد که در نتیجه آن یهواکیم تومار را با چاقو پاره کرد و آن را در آتش اجاق انداخت.
تخریب بسیار عمدهتری توسط آنتیوخوس پنجم پادشاه دوره سلوکیان صورت گرفت. او در سال ۱۶۸ قبل از میلاد دستور داد تمامی نسخههای کتاب قانون که در اورشلیم وجود داشت تکهتکه و سوزانده شوند.[۳۱]
- تخریب مکتوبات یهودیت در قرون وسطی: سوزاندن کتابهای یهودیان اولین بار به وسیله «پاپ گرگوری نهم» آغاز شد. او «لویی نهم» پادشاه فرانسه را متقاعد ساخت تا ۱۲٬۰۰۰ نسخه از تلمود را در پاریس به آتش بکشد. این کار بعدها به وسیله پاپهای بعدی ادامه پیدا کرد. کلیسا و حکومتهای مسیحی تلمود را یک کتاب منفور و توهینآمیز به آموزههای مسیح میدانستند. از متعصبترین و متنفرترین پاپها نسبت به یهود و یهودیان میتوان به اینوسنت چهارم (۱۲۴۳-۱۲۵۴)، کلمنت چهارم (۱۲۵۶-۱۲۶۸)، ژان بیست و دوم (۱۳۱۶-۱۳۳۴)، پل چهارم (۱۲۵۵-۱۲۵۹)، پیوس پنجم (۱۵۶۶-۱۵۷۲)، و کلمنت هشتم (۱۵۹۲-۱۶۰۵) اشاره کرد. آنها تقریبا در نابود کردن کامل این کتابها موفق شدند. در این زمان یهودیان به طور مداوم در حال نسخه برداری از این کتابها بودند و با اختراع ماشین چاپ کلیساها متوجه شدند که دیگر نابود کردن تمامی نسخههای تلمود و دیگر کتابهای مقدس یهودیان غیر ممکن است.[۳۱]
مصر [ویرایش]
کتابخانههای اسکندریه در مصر در مقاطع مختلف تاریخی، تخریب شدهاست. برخی از معروفترین دستورهایی که برای تخریب این کتابخانهها صادر شدهاست، عبارتند از:[۳۲]
- به دستور جولیوس سزار در سال ۴۸ بعد از میلاد
- حملهٔ اورلین در سده سوم میلادی
- به دستور تئودئوس اول در سال ۳۹۱ میلادی و قتل هیپاتیا
- با فتح مصر توسط مسلمانان در ۶۴۲ میلادی که البته قریب به اتفاق مورخین امروزی آن را جعلی میدانند[۳۳].[۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸][۳۹]
آفریقای جنوبی [ویرایش]
از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۱ میلادی، هزاران جلد کتاب و سایر مکتوبات از کتابخانههای عمومی و خصوصی در آفریقای جنوبی جمعآوری و در کورههای کتابسوزی سوزانده شد. نکته قابل توجه در این واقعه آن است که این اقدام با اعتراضی از سوی کتابداران و کارمندان کتابخانهها مواجه نشد.[۴۰]
تا قبل از روی کار آمدن حزب ملی آفریقای جنوبی در سال ۱۹۴۸ میلادی، تنها ۱۰۰ عنوان کتاب در فهرست کتابهای ممنوعه قرار داشت. در سال ۱۹۴۹، تعداد این کتابها به ۲۰۰ عنوان و تا سال ۱۹۵۵ به ۱۴۰۰ عنوان رسید. گفته میشود در سال ۱۹۶۸، حدودا ۱۲ هزار عنوان کتاب در این فهرست قرار گرفته بود. [۴۱]
اولین کتابهایی که در این دوران به آتش کشیده شدند، کتابهای پورنو بودند. این کتابها از سایر کشورها به آفریقای جنوبی وارد شده بودند و ماموران سانسور، آنها را شرمآور میدانستند. این کتابسوزی بهزودی دامنگیر کتابها، رسالهها و سایر مکتوبات چاپ داخل این کشور نیز شد و موضوعات مختلفی مانند سیاست، ادبیات کلاسیک و مسائل قومی را در بر گرفت. برآورد دقیق تعداد کتابهای تخریب شده در این سالها، به سادگی امکانپذیر نیست اما احتمالا این کار بهطور پیوسته و طی دورههای زمانی منظم صورت میگرفتهاست. بخش عمدهای از اخباری که در این زمینه در دست میباشد، مربوط به روزنامههایی است که در آن دوران منتشر میشدهاند و عمدتا به وقایع شهرهای بزرگ این کشور اشاره کردهاند.[۴۱]
عراق [ویرایش]
در حمله آمریکا به عراق، دو کتابخانه عمده بغداد یعنی کتابخانه ملی و کتابخانه اوقاف بغداد که از مهمترین مراکز حفظ اسناد و مدارک تاریخی عراق هستندبه آتش کشیده شده یا احیانا سرقت و سپس به آتش کشیده شدند . برخی از تحلیل گران این کارها را به گروه های سازمان یافته یهودی یا هوادار اسرائیل نسبت می دهند که گفته می شود با آمریکایی ها به عراق آمده بودند. [۴۲]
سایر کتابسوزیها [ویرایش]
- کتاب تاریخ روم نوشته سناتور آئولوس سرموتیوس کوردوس، توسط آئدیلس در سال ۲۵ بعدازمیلاد.
- طومارهای جادوگری، توسط نخستین تغییر کیش دهندگان در اِفِسُس.
- کتابهای اپیکور، در پافلاگونیا.
- متنهای کیمیاگری مصر، توسط دیوکلسین در سال ۲۹۲ میلادی.
- کتابهای مسیحی، توسط دیوکلسین، برای آزار مسیحیان، در سال ۳۰۳ میلادی.
- کتابهای آریانیسم بعد از انجمن نیس، به عنوان ارتداد، سال ۳۲۵ میلادی.
- کتابهای الهامی، توسط استیلیچو (مرگ در ۴۰۸ میلادی).
- متنهای مصری که با مسیحیت همخوانی نداشت، توسط اثناسیوس، سال ۳۶۷ میلادی.
- نوشتههای پریسیلیان، به عنوان ارتداد، سال ۳۸۳ میلادی.
- اتروسکا دیسیپلینا، کتابهای آیینی و پیشگویی اتروسکی، قرن پنجم میلادی.
- کتابهای نستوری به عنوان ارتداد به دستور تئودوسیس دوم، ۴۳۵ میلادی.
- ابوبکر در اوایل خلافتش، احادیث موجود نوشتهشده از محمد را توسط عایشه جمعآوری، و همه را سوزاند.[۴۳][۴۴]
- نسخههایی از قرآن به دستور عثمان، خلیفه سوم در حدود سال ۶۵۰ میلادی.
- در آتش انداختن کتابهای مذهبی برای آزمایش آنها، در تولدو اسپانیا، ۱۰۸۵ میلادی.
- پیر ابلارد وادار شد در سال ۱۱۲۱ کتاب الهیات خود را به عنوان ارتداد بسوزاند.
- تخریب متنهای کاثار به خواست کلیسای کاتولیک در سده ۱۳ میلادی.
- متن فلسفی دلالةالحائرین، نوشتهٔ موسی پسر میمون، در سال ۱۲۳۳ میلادی در مونپلیه، جنوب فرانسه.
- کتابخانه بیتالحکمه در بغداد و کتابخانههای دیگر در زمان هجوم مغولها در سال ۱۲۵۸ میلادی. گفته میشود آب دجله با رنگ جوهر شمار هنگفت کتابهایی که به رودخانه انداخته شد به مدت ۶ ماه سیاهرنگ ماند.
- کتابهای جان ویکلیف توسط اسقف اعظم بیسواد پراگ در سال ۱۴۱۰ میلادی، برای پیشگیری از گسترش آموزههای جان هوس
- مقامات شوروی به خاطر هراس از نزدیکی مردم پارسی تاجیکستان با مردم ایران و افغانستان، بخشی از کتابهای ادبیات فارسی در آن کشور را از بین بردند[۴۵]. کمونیستهای شوروی در دههٔ سی میلادی (۱۳۳۸-۱۳۴۸) هر کتاب فارسی را که مییافتند میسوزاندند[۴۶].
- نیروهای پشتونتبار طالبان در بسیاری موارد به تخریب و سوزاندن کتابهای فارسی در افغانستان دست زدند.[۴۷]
ارجاعات فرهنگی [ویرایش]
- کتاب فارنهایت ۴۵۱ اثر ری برادبری دنیایی را وصف میکند که در آن کتابسوزی به صورت سیستماتیک انجام میشود. نام کتاب به دمای اشتعال کاغذ اشاره دارد.
- در بخش اول دن کیشوت اثر سروانتس، کشیش و خدمتکار کتابهای پهلوانی دن کیشوت را میسوزانند.
- یوهان ولفگانگ فون گوته در بخش شرح و توصیف دیوان غربی-شرقی در مورد کتابسوزی در ایران به دست اعراب چنین مینویسد:
اعراب به تمامی کتابها که به نطر آنها یا زائد بودند و یا مضر، حملهور شدند. آنها تمام آثار ادبی را نابود کردند، بطوریکه کمترین میزان کتابها از آن زمان (ایران ساسانی) به دست ما رسیده است. جاری شدن زبان عربی (به دست اعراب) نیز از دوباره ایجاد شدن هرگونه حرکتی (در ایران) که بتوان آنرا ملی نامید، جلوگیری میکرد.[۴۸]
- مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران پس از اشاره به نوشته ابن خلدون در مقدمه مینویسد:[۵۰]
یکی از آثار شوم و زیانبخش حملهٔ اعراب به ایران، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود. آنها کلیهٔ کتب علمی و ادبی را به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از میان بردند.
- مرتضی مطهری با اشاره به تاریخچه دانشگاه جندی شاپور در تیسفون مینویسد:
دانشگاه جندی شاپور كه بيشتر يك مركز پزشكی بوده كوچكترين آسيبی از ناحيه اعراب فاتح نديد و به حيات خود تا قرن سوم و چهارم هجری ادامه داد. پس از آنكه حوزه عظيم بغداد تاسيس شد دانشگاه جندی شاپور تحت الشعاع واقع گشت و تدريجا از بين رفت. خلفای عباسی پيش از آنكه بغداد دارالعلم بشود، از وجود منجمين و پزشكان همين جندی شاپور در دربار خود استفاده ميكردند. ابن ماسويهها و بختيشوع ها در قرن دوم و سوم هجری فارغ التحصيل همين دانشگاه بودند. پس ادعای اينكه دانشگاه جندی شاپور بدست اعراب فاتح از ميان رفت از كمال بی اطلاعی است
وی با استناد به هم عصر بودن اسکندر و ارسطو - که یونان پیشتر از زمان او در علوم عقلی به شکوفائی رسیده بود- نقل قول آغازین ابن خلدون -مبنی بر رسیدن علوم عقلی از ایرانیان به یونانیان پس از حمله اسکندر- را نا درست میداند. به گفته او، اینکه ابن خلدون جملهاش را با عبارت "گفته میشود" آغاز کرده، مویّد ضعیف بودن این نقل قول است.[۵۲]
- ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه در مورد حمله قتیبه ابن مسلم سردار امویان چنین می نویسد:
وقتی قتیبه ابن مسلم سردار عرب بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.
عبدالحسین زرین کوب در این باره مینویسد: «آنچه هم بیرونی راجع به نابود شدن کتب خوارزمی گفته است مشکوک است و به هر حال مویّد این واقعه نمیتواند بود.» [۵۴] ابوريحان در مقدمه كتاب " صيدله " يا " صيدنه " درباره زبان خوارزمی ميگويد : اين زبان به هيچوجه قادر برای بيان مفاهيم علمی نيست ، اگر انسان بخواهد مطلبی علمی با اين زبان بيان كند ، مثل اينست كه شتری بر ناودان آشكار شود.[۵۵] [۵۶]
جستارهای وابسته [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
- ↑ Paper Shreding
- ↑ ویکیپدیای انگلیسی مدخل Book burning
- ↑ Encyclopedia of library and information science, P.P.20-25, Volume 13 By Allen Kent, Harold Lancour, Jay E. Daily http://books.google.com/books?id=4En71IyMy_kC&pg=PA20&dq=copies+of+persian+manuscripts+which+were+destroyed&hl=en&ei=FV-rTumDPKXViAKxkf2UCw&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CDYQ6AEwAA#v=onepage&q&f=false
- ↑ Encyclopedia of library and information science, P.P.22-25, Volume 13 By Allen Kent, Harold
- ↑ محمد معین, مزدیسنا و ادب فارسی
- ↑ عبدالحسین زرین کوب, دو قرن سکوت
- ↑ The Muqaddimah, often translated as "Introduction" or «Prolegomenon,» is the most important Islamic history of the premodern world. Written by the great fourteenth-century Arab scholar Ibn Khaldûn http://press.princeton.edu/titles/4744.html
- ↑ Ibn Khaldūn, The Muqaddimah, an introduction to history, PP.۳۷۳, Translated By: Franz Rosenthal, Retrieved from http://books.google.com/books?id=FlNZ5wmo5LAC&printsec=frontcover&dq=ibn+khaldun&hl=en&ei=m-SaTuvjK4TfiALJmP2jDg&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CDQQ6AEwAA#v=onepage&q&f=false «Among The Persians, the intellectual sciences played a large and important role, since the Persians dynasties were powerful and ruled without interruption. The intellectual sciences are said to have come to Greeks from the Persians. when Alexander killed Darius and gained control of the Achaemenid empire. At that time, he appropriated the books and sciences of the Persians. However, When the Muslims conquered Persia and came upon an indescribably large number of books and scientific papers, Sa'd b. Abi Waqqas wrote to 'Umar b. al-Khattab', asking him for permission to take them and distribute them as booty among the Muslims. On that occasion, 'Umar wrote him: 'Threw them into the water. If what they contain is right guidance, God has given us better guidance. If it is error, God has protected us against it. ' Thus, the (Muslims) threw them into the water or into the fire, and the science of the Persians were lost and did not reach us.
- ↑ http://news.yale.edu/2003/04/15/memoriam-franz-rosenthal-87»Franz Rosenthal, the Sterling Professor Emeritus of Arabic at Yale University"
- ↑ http://books.google.com/books/about/The_Muqaddimah.html?id=Op6CQgAACAAJ
- ↑ فرانز رزنتال, ترجمه مقدمه ابن خلدون، چاپ دانشگاه پرینستون، ص ۳۷۳: This is a variant of the famous legend according to which, Umar ordered the destruction of the celebrated library in Alexandria
- ↑ The 14th century historian Ibn Khaldun tells an almost identical story concerning the destruction of a library in Persia, also by order of the Caliph ‘Umar, thus demonstrating its folkloric character.
- ↑ http://tarnama.org/library/2_Century_Of_Silence.pdf دو قرن سکوت، ص95-97
- ↑ (کارنامه اسلام، ص ۱۶ از فایل پی دی اف)
- ↑ (تصویر1 تصویر2)
- ↑ Encyclopedia of library and information science, P.P.22-25, Volume 13 By Allen Kent, Harold Lancour, Jay E. Daily, CRC Press, Jan 1, 1975 http://books.google.com/books?id=4En71IyMy_kC&pg=PA20&dq=copies+of+persian+manuscripts+which+were+destroyed&hl=en&ei=FV-rTumDPKXViAKxkf2UCw&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CDYQ6AEwAA#v=onepage&q&f=false
- ↑ Söylemez، Mehmet Mahfuz. «The Jundishapur School: Its History, Structure, and Functions». American Journal of Islamic Social Sciences (Association of Muslim Social Scientists) 22، ش. 2 (2005): 7.
- ↑ بی بی سی فارسی، ۲۷ اوت ۲۰۱۲
- ↑ مجله حافظ - شماره 8 - بیداد محمود غزنوی با کتاب خانه ها و خردمندان ری
- ↑ همايونفرخ
- ↑ مکتب تشیع، اردیبهشت 1338 - پیش شماره، مهدی حائری تهرانی
- ↑ Encyclopedia of library and information science, P.P.22-25, Volume 13 By Allen Kent, Harold
- ↑ «برخی از کتابسوزیها در طول تاریخ».
- ↑ .Stuart Macintyre, Juan Maiguashca, Attila Pok, The Oxford History of Historical Writing: Volume 4: 1800-1945 2011, Oxford University Press, شابک =0199533091, 9780199533091 ,صفحه =142
- ↑ مکارم شیرازی, ناصر , جنون شهرت! (جشن کتاب سوزی) , http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/91961 , بهمن 1340، سال سوم - شماره 12, ناشر=درسهایی از مکتب اسلام
- ↑ خسرو ناقد «احمد کسروی؛ پژوهشگری، سرکشی و خُردهنگری».
- ↑ «خطر از سر کتابها گذشت، مریم حسین خواه». روزنامه اعتماد ملی، شماره ۵۴، ص. ۹ (بازنشر در بانک اطلاعات نشریات کشور)، ۲۱/۱/۸۵. بازبینیشده در ۱۲ مه ۲۰۰۸.
- ↑ غزالی محمد بن محمد، احیاء علوم الدین ترجمه مٌوید الدین محمد خوارزمی، به کوشش حسین خدیو جم-انتشارات علمی فرهنگی ۱۳۵۱
- ↑ The University of Valabhi was built by the Maitraka Kings during the years 475-775 A.D. Its library had a variety of Eastern literature. This great university and its library lasted until the 12th century, when they were completely destroyed by Arab invaders. http://unllib.unl.edu/LPP/gul-khan.pdf
- ↑ صدریافشار ۷
- ↑ ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ ویکیپدیای انگلیسی مدخل Book burning
- ↑ Library of Alexandria (مدخل)، ویکیپدیای انگلیسی
- ↑ Kelly Trumble, The Library of Alexandria, Robina MacIntyre Marshall, p. ۵۱: «Today most scholars have discredited the story of the destruction of the Library by the Muslims.»
- ↑ Lewis, Bernard. «The Vanished Library». The New York Review of Books. ۳۷(۱۴). ۲۷ September 1990.
- ↑ Staff Report: "What happened to the great Library of Alexandria? The Straight Dope, ۶ December ۲۰۰۵
- ↑ E. Gibbon, Decline and Fall, chapter 51 : "It would be endless to enumerate the moderns who have wondered and believed, but I may distinguish with honour the rational scepticism of Renaudot, (Hist. Alex. Patriarch, p. 170: ) historia … habet aliquid ut απιστον ut Arabibus familiare est." However Butler says: "Renaudot thinks the story has an element of untrustworthiness: Gibbon discusses it rather briefly and disbelieves it." (ch.25, p.401)
- ↑ The civilisation of Arabs, Book no III, 1884, reedition of 1980, page 468
- ↑ MacLeod, Roy, The Library of Alexandria: Centre of Learning, p. 71
- ↑ [The Age of Faith: The Story of Civilization By Will Durant, Chapter XIII. Western Islam, part I. The Conquest of Africa: ((...legend...)) http://books.google.com/books?ei=tluyT9q2KKfKiALh1vmlBA&id=cusRoE1OJvEC&dq=omar+book+burn+durant&q=legendary+answer#v=snippet&q=legendary%20answer&f=true]
- ↑ Archie Dick ؛ ۱۰
- ↑ ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ Archie Dick ۱۱-۱۰
- ↑ باشگاه اندیشه Sat Jan 21 11:05:03 2012 تاریخ بازدید : 1 بهمن ماه 1390 ش
- ↑ Mufti M. Mukarram Ahmed, Encyclopaedia of Islam, p.152
- ↑ Shahid Ashraf, Encyclopaedia of Holy Prophet and Companions, p.192
- ↑ «تبر تقسیم هویت پارسی، بخش دوم:انترناسیونالیسم زبانی، داریوش رجبیان». رادیوزمانه، ۱۹ فروردین ۱۳۸۷. بازبینیشده در ۱۶ آوریل ۲۰۰۸.
- ↑ «تاجیک / تاجیکها». دانشنامه اسلامیکا.
- ↑ «Malalay Joya from Women Right to Karzai’s Secret weapon» (انگلیسی). Afghan Profile.net.
- ↑ Die Araber stürmten sogleich auf alle Bücher los, nach ihrer Ansicht nur überflüssige oder schädliche Schreibereien; sie zerstörten alle Denkmale der Literatur, so dass kaum die geringsten Bruchstücke zu uns gelangen konnten. Die sogleich eingeführte arabische Sprache verhinderte jede Wiederherstellung dessen, was nationell heißen konnte.
- ↑ Noten und Abhandlungen zu besserem Verständnis des West-östlichen Divans - [Kalifen] - Johann Wolfgang von Goethe
- ↑ مرتضی راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، جلد دوم ،، صفحهٔ ۵۰
- ↑ خدمات متقابل اسلام و ایران ص ۳۱۰
- ↑ خدمات متقابل اسلام و ایران ص ۲۷۳-۳۱۲
- ↑ ابوریحان بیرونی، کتاب آثارالباقیه، ص 35-36
- ↑ (کارنامه اسلام، ص ۱۶ از فایل پی دی اف)
- ↑ كتاب " بررسيهائی درباره ابوريحان بيرونی " نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامی ، مقاله آقای مجتبی مينوی
- ↑ خدمات متقابل اسلام و ایران ص ۲۷۳-۳۱۲
منابع [ویرایش]
- «برخی از کتابسوزیها در طول تاریخ». کتابخانه طهور. بازبینیشده در ۱۹ فروردین ۱۳۸۷.
- صدریافشار، غلامحسین. «مقدمه». لهوو سرگی. در کتابی درباره کتاب. ترجمهٔ پرویز شهریاری. تهران: نشر توسعه، ۱۳۷۰. ۵.
- خسروناقد. «احمد کسروی؛ پژوهشگری، سرکشی و خردهنگری (نقد و بررسی جلد چهارم کتاب «پژوهشگران معاصر ایران»)». نقد. سایت کتاب و نشر الکترونیک ایران. بازبینیشده در ۲۰ فروردین ۱۳۸۷.
- Archie Dick. «Book Burning, How SA Librarians Conspired» (انگلیسی). مقاله. Cape Libr، مه و ژوییه ۲۰۰۵. ۱۴-۱۰. بازبینیشده در ۱۱ آوریل ۲۰۰۸.
- مرتضی راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، جلد دوم، انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم ۲۵۳۶
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Library of Alexandria»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۸ آوریل ۲۰۰۸).
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Book burning»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۵ آوریل ۲۰۰۸).
- «خطر از سر کتابها گذشت، مریم حسین خواه». روزنامه اعتماد ملی، شماره ۵۴، ص. ۹ (بازنشر در بانک اطلاعات نشریات کشور)، ۲۱/۱/۸۵. بازبینیشده در ۱۲ مه ۲۰۰۸.
مطالعه بیشتر [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ کتابسوزی موجود است. |
به فارسی:
- شهربراز: نقد باورها
- آتشی که هرگز روشن نشد. بخش اول بخش دوم بخش سوم
به انگیسی: