خرما
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| درخت خرما | ||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
درخت خرما
|
||||||||||||||
| طبقهبندی علمی | ||||||||||||||
|
||||||||||||||
|
|
||||||||||||||
| Phoenix dactylifera کارل لینه٬ ۱۷۵۸ |
خُرما درختی است از تیره گرمسیری جزو تیره نخلها که میوهاش جزو میوههای سته میباشد یعنی تمام قسمت بریکاری آن گوشتی و محتوی مواد غذائی است. دارای هستهای سخت و پوست نازک و طعم شیرین که به شکل خوشهای بزرگ از شاخه آویزان میگردد و برگهای آن بزرگ است. ارتفاع نخل به ۱۰ تا ۲۰ متر یا بیشتر میرسد.
به میوهٔ نرسیده خرما، «خارَک» یا «خرک» (و در زبان عربی، «حبابوک») گفته میشود.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] ریشه واژه
واژه خرما ریشه و بنیاد فارسی داشته و از زبان فارسی به زبانهای هندی، اردو، ترکی، اندونزیایی و مالزیایی وارد شده است.
[ویرایش] رده بندی علمی
- Kingdom: Plantae
- Division: Magnoliophyta
- Class: Liliopsida
- Order: Arecales
- Family: Arecaceae
- Genus: Phoenix
- Species: P. dactylifera
[ویرایش] پیشینه کاشت
درخت خرما در نواحی گرمسیری و نیمهگرمسیری، از جمله ایران پرورش مییابد. با اینکه خاستگاه آن را میانرودان، عربستان و شمال افریقا ذکر میکنند ولی بررسیهای علمی، آن را به گونهای به نام علمی P.H. Sivestris که در هندوستان میروید نسبت میدهند. باستانشناسان احداث نخلستانها را به پنج هزار سال پیش نسبت دادهاند زیرا نامی از آن بر لوحههای گلی ۵۰ سده پیش یافتهاند.
در ایران نخل و خرما از دوران باستان و پیش از هخامنشی کشت میشده. در ادبیات ساسانی از جمله در کتاب بندهشن از نخل یاد شدهاست. منابع چینی از ایران (در زبان ایشان بوسی، تلفظ چینی پارسی) به عنوان سرزمین نخل خرما که در نزدشان به نام عناب پارسی و عناب هزارساله مشهور بوده، یاد کردهاند. در پایان سده نهم میلادی، نخل خرما را از ایران به چین برده و در آنجا کشت کردهاند.
در میان کشورهای اروپایی اسپانیا پیشینه بیشتری در کشت خرما دارد. خواجه نصیرالدین طوسی فرمودهاست: درخت خرما نزدیکترین تبات به حیوان است.
[ویرایش] اصطلاحات نخل و خرما
در مناطق خرماخیز ایران اصطلاحات و واژههای فارسی زیادی در ارتباط با نخلکاری رواج دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
- مُغ یا مُه به معنی نخل است. نام تنگه و منطقه هرمز هم از هور+مُغ تشکیل شدهاست.
- فَسیل: ساقه اصلی درخت خرما
- تیم: هر چه از فسیل بروید اعم از تنه و پاجوش.
- تیم فسیل: آنچه در کنار تنه اصلی میروید.
- مُهکـُشَک: زادهای که از تنه فسیل برآید.
- اَبار: گردی که از نخل نر ترشح میشود.
- گلهبشکن یا تَرَکی: از آفتهای نخل.
- تازوغ: سوسکی از آفتهای نخل.
- مُشتاب: اتاقک یا سیلویی برای دانهدانه کردن و شیرهگیری از خرما.
- پنگ: خوشه
- تاره: برگ نخل
- پریچه: الیاف اطراف برگ خرما که چسبیده به تنه درخت است. پریچه در بعضی مناطق بهعنوان اسکاچ نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
[ویرایش] نگارخانه
| گونههای خرماهای ایرانی |
| مهتری - سلانی - نوقدیم - کلک سرخ - نوعروس -خروی پس باغ - مُسلّی - زامَردان - شهمران - پنجه عروس - مُرداسنگ - بَگَشی - شاهانی - زرد لار - خاسئو (خواصوئی) - گنتار - لولو - کبکاب - لَشت - نِلسو - شکری - زرک - آلو مهتری - خضراوی - برهی - چشم گاوی - خلاص - بالیده - پیوا - فرد - هلو - جوه - غوه - مرزبان - خنیزی - کلوته - مضافتی - آزاد - نغال - خصاب.خشتی - زاهدی |
[ویرایش] منابع
انجمروز، عباس، خرماستان ایران: نشر عروج، زمستان ۱۳۷۳.
- منبع جعبهزیست (انگلیسی). ویکیپدیا انگلیسی. بازدید در تاریخ ۲۷ نوامبر ۲۰۰۸.

