طاهر بن حسین از سرداران معروف ایرانی مامون (خلیفه عباسی) بود که توانست در جنگ با امین (برادر مامون) در بغداد در سال ۱۹۶ هـ ق او را شکست دهد و در استقرار و انتقال خلافت به مامون سهم بسزائی داشت .
انتصاب به امارت و استقلال [ویرایش]
در سال ۲۰۵ ه . / ۸۲۰ م طاهر از سوی مأمون به امارت خراسان(سرزمینهای شرقی عباسیان ) منصوب گردید. طاهر به محض ورود به نیشابور اقدام به حذف نام خلیفه از خطبه های نماز جمعه کرد و بدین گونه استقلال خود را اعلام نمود و نیشابور را پایتخت خود قرار داد. طاهر حکومتی نیمهمستقل و موروثی را تشکیل داد که فقط در ظاهر زیر فرمان خلیفه بود. پس از تسلط اعراب بر ایران این نخستین بار بود که فرمانروایانی از یک خاندان ایرانی به شکل موروث و نیمهمستقل حکومت میکردند.فریدون گرایلی، مورخ معاصر ایرانی در این باره در کتاب، نیشابور شهر فیروزه می نویسد:
ایران جشن آزادی خویش را از اسارت گروهی که از مسیر دین اسلام منحرف شده بودند در نیشابور برپا کرد... و نیشابور نخستین شهری است که کنگره ی مسجد جامعش سکّوی اعلام استقلال ایران پس از تسلط بنی امیه و بنی عباس بوده است.
شهرت او به ذوالیمینین [ویرایش]
ذوالیمینین صفتی عربی است به معنای صاحب دو دست راست.در مورد ملقب شدن طاهر بن حسین به این لقب دو نقل تاریخی معروف وجود دارد. وقتی که طاهر از طرف مأمون؛ مأمور شد تا با علی بن موسی بیعت کند، دست چپ را برای بیعت دراز کرد(بر خلاف معمول) و دست راستش را به این بهانه که این دست، به بیعت خلیفهاست، جلو نیاورد، و گفته
دست راست من در خراسان در بیعت با مأمون است
سپس مامون هم او را به این لقب، طاهر ذوالیمینین خواند.یک نقل دیگر این است که طاهر به سبب این که در شمشیرزنی با هر دو دست ماهر بوده، ملقب به ذوالیمینین شد.
- علی بن موسی خطاب به احمد بن عمر حسين بن ثويربن ابى فاخته گفته است: أَنْ تَكُونَ مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةَ وَ إِنَّكَ عَلَى خِلَافِ مَا أَنْتَ عَلَيْهِ (آيا می خواهید مانند طاهر و هرثمه باشید ولى مذهب و عقيده ات بر خلاف آنچه اكنون انجم می دهید باشد؟
- «دیدا» رمانی تاریخی نوشته ابراهیم میرقاسمی دربارهٔ ماجرای دلدادگی طاهر به «دیدا»، دختری از اهالی نیشابور است.
- طاهر در بیست و پنجم جمادی الثانی، سال ۲۰۷ قمری و در عصر خلافت مأمون عباسی وفات یافت
- یحیی بن اکثم، قاضی وقت بغداد، از جانب مأمون، به رقه رفت و خبر درگذشت طاهر بن حسین را به فرزندش عبدالله بن طاهر رسانید و از جانب مأمون، وی را تسلیت گفت. (البدایة والنهایة (ابن کثیر)، ج ۱۰، ص ۲۶۶.)