یهودستیزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییر مسیر از یهودی‌ستیزی)
پرش به: ناوبری, جستجو
یهودستیزی سابقه ای بس طولانی دارد. سوزانیدن یهودیان. اثر Diabeł i Żydzi به سال ۱۴۹۳ لهستان

یهودی‌ستیزی (به انگلیسی: Antisemitism ترجمهٔ تحت اللفظی: نگرش ضدسامی) به ستیزه‌جویی با یهودیان و نگاه منفی و کینه جویانه همراه با پیش‌داوری نسبت به آنچه یهودی است گفته می‌شود.

فهرست مندرجات

[ویرایش] پيشينه

[ویرایش] یهودی‌ستیزی در اروپا

تاريخ يهودي ستيزي در اروپا اساسا با دوران پيدايش مسيحيت و داعيه پيروان آن براي سلطه انحصاري و به رسميت شناساندن زور مدارانه دين خود به عنوان يگانه مذهب رسمي شروع مي شود. اولين گروههاي مسيحي در اروپا، يهودياني بودند كه به آيين عيسوي گرويده و با اتكا به انجيل، مسيحيت را به عنوان مذهب جانشين براي آيين يهود و به مثابه وحدت جديد و اسراييل حقيقي درك مي كردند. اين اعتقاد به نفي تعلق يهوديان به محدوده متحدين خدا و متهم كردن آنها به آزار و قتل مسيح منجر شد. يهودي ستيزي از قرن دوم ميلادي درتاريخ، ادبيات و موعظه هاي مسيحي با پيگيري دنبال شد و به شكل تحقيرديني وقومي در آيين مسيحي تكامل يافت. يهودي ستيزي اوليه در مسيحيت بر كندذهني و بردگي يهوديان، تكذيب رسالت مسيح و قتل اوتوسط يهوديان ونهايتا طرد آنان از سوي خدا تكيه دارد. البته در انجيل چشم انداز بازگشت و نجات آخرين بقاياي آنها مطرح و از زاويه دين شناسي با از بين بردن يهوديان و تحميل مسيحيت به آنان مرز بندي شده است. يهودي ستيزي در قرن ۴ و ۵ كه مسيحيت به دين دولتي ارتقا يافت، كيفيت نويني يافت. در اين دوره تخريب كنيسه ها، حمللات دايمي به يهوديان، تصويب قوانيني بر مبناي ممنوعيت گرويدن مسيحيان به دين يهود، جلوگيري از ازدواج ميان يهوديها و مسيحيان و محروم كردن يهوديان از شركت در مراجع رسمي و دولتي رايج شد [۱]. يهودي ستيزي با گسترش مسيحيت در جوامع اروپايي ازمحدوده محافل ديني خارج و به بخشي از اعتقادات مذهبي ـ خرافي عوام تبديل شد. اوهامي ازقبيل به صليب كشيدن كودكان مسيحي و استفاده از خون آنها براي مراسم مذهبي و شفاي بيماران، مسموم كردن چشمه هاي آب توسط يهوديان حتي تا ميانه قرن يبستم، براي برانگيختن خشونت عمومي در ميان توده هاي مسيحي، عليه پيروان دين يهود مؤثر واقع مي شدند. خصومت ضد يهودي در قرن ۱۳ و ۱۴ ميلادي در اروپاي مركزي به تخريب بسياري از مراكز مسكوني و عبادتي يهوديان و كشتار جمعي آنها منجر شد. بدين ترتيب گرچه از ديدگاه بسياري از پژوهشگران، اختلافات عقيدتي ريشه خصومت ضد يهودي و عدم پذيرش اجتماعي آنها در تاريخ هزارساله قرون وسطي در اروپا را تشكيل مي دهد، اما محروم كردن آنان از مشاغل كليدي دولتي، مصادره زمينهاي آنها توسط زمينداران بزرگ وابسته به كليسا، ممنوعيت فعاليت آنها درحرفه هاي صنعتي توسط صنوف، به غارت كشيدن دائمي اموال و دارايي آنها، سوق دادنشان به خريد و فروش كالا و نزول خواري، و نهايتا تحريك توده هاي مذهبي عليه آنها دلالت برجنگ قدرتي با انگيزه هاي اقتصادي دارد كه با پوشش مذهب ميدان را مي آرايد. در اين جنگ كه هدفمند قدرت زدايي كامل يهوديان را ازحق مالكيت و شركت برابر در امور و حقوق اجتماعي دنبال مي‌كرد، يهودي به عنوان سمبل معصيت در افكار عمومي توده هاي محروم كه خود قرباني سودجويي زمينداران و تجار بزرگ بودند، معرفي شد. پروژه يهودي، سمبل گناه از سوي كليسا و قدرتمندان اقتصادي عصر به گونه‌اي در ميان عوام تبليغ شد كه توجهشان ازمكانيسم واقعي مناسبات تبعيض‌آميز اجتماعي به كينه و نفرت كور عليه "يهودي ذاتا گناهكار" منحرف شد. آدرنو و هوركهايمر [2] اين پديده را در ميان انسانها زير عنوان فرا‌ فكني گمراه در مقابل فرا فكني انديشمندانه تعريف مي‌كنند. فرا فكني گمراه به معناي انتقال فاقد تآمل احساسات، عواطف و آرزوهاي سرخورده انسانها برروي يك موضوع، يا يك فرد ويا يك پديده است. فرا فكني گمراه درمثال يهودي ستيزي، ساختن تصويري بغايت منفي از يهودي و سپس تعبيه علت تمامي ناكامي‌هاي اجتماعي، اقتصادي و حتي فرهنگي وحسي خود بر روي اين كاراكتر شيطاني است.

[ویرایش] صلاح طلبان پروتستان ومسأله يهودي ستيزي

با تاسيس مراكز تجاري (اواسط قرن ۱۶) كه مبادلات پولي و تجاري را در انحصارخود در آوردند، تنها امكان موجوديت اقتصادي يهوديان نيزاز آنها سلب شد و روند به فقر كشانيدن و پراكنده كردن آنان ، ابعاد بيسابقه اي يافت. هم زمان با خشونتهاي اقتصادي، منزوي كردن فرهنگي و سياسي پيروان دين يهود، از طريق وادار كردن آنها به زندگي در محلات ويژه گتو و تحميل نصب علامت يهودانه بر لباسهايشان، كه بعدها در بسياري از كشورهاي ديگر نيزباب شد، به اجرا در آمد وبه اين ترتيب يكي از كريه ترين جلوه هاي تبعيض و تحقير هاي انساني به هنجاري اجتماعي تبديل شد، بدون آنكه درازاي قرنها قلع وقمع سياسي اقتصادي، ذره اي از جنون يهودي ستيزي درجوامع مسيحي اروپايي كاهش بيابد. حتي جنبش اصلاح طلبي پروتستانيسم درون كليساي كاتوليك نيز فاقد پتانسيل كافي براي مقابله با خشوت كور عليه دگرانديشي مذهبي بود. لوتر سركرده اين جنبش، تا زماني كه به گرويدن يهوديان به جنبش اصلاح طلبي اميدواربود، در نوشته اي زير عنوان " مسيح يك يهودي مادرزاد است"، اتهاماتي از قبيل كشتن مسيحيان و استفاده از خون آنها براي شفاي بيماران را مورد ترديد قرار داد و فساد كليساي پاپ را مسبب موفقيت و بقاي يهوديت اعلام كرد. لوتر در سال ۱۵۴۳ نظرات خود راتغيير داد و در نوشته اي به نام " از يهوديان و دروغهايشان " از لعن و نفرينهاي ديني فراتررفته و تعقيب و خونريزي " يهوديان ملعون و مطرود" [3] را به مقامات بالا توصيه كرد. لوتر در اين نوشته با صراحت به آتش كشانيدن كنيسه ها، ويران كردن خانه هاي يهوديان، طرد كردن آنها از خيابانها و شهرها، مصادره اموال و دارايي هاي آنها و وادار كردنشان به كارهاي دشوار بدني بدون دستمزد را تشويق و ترغيب مي كند. نفرت و خشمي كه لوتر به عنوان يك رهبر مذهبي در ميان پيروان بيشمار خود عليه قوم يهود اشاعه داد، ۵۰۰ سال بعد به مدد پيشرفت دانش و تكنولوژي! با تجهيزاتي مثل اتاق گاز و كوره هاي آدم سوزي تكامل يافته و به برنامه سياسي عملي حزب ناسيونال سوسياليست آلمان به رهبري هيتلرتبديل شد.

[ویرایش] تعديل يهودي ستيزي در عصر روشنگري

در قرن هيجدهم مسيحيت از زاويه درك از خرد و قوانين طبيعت مورد انتقاد فلسفه روشنگري قرار گرفت. همراه با آن طرح دولت غير ديني، شكل پذيري دولت و فرد، اصل حق برابري همه انسانها و مسأله يهوديان به مركزتوجه روشنگران تبديل شد. . اصل جدايي دين ازدولت ،محروميت يهوديان را از آموزش و عدم شركت آنان در امور احتماعي را زير سئوال قرار داد و تدريجا ديوارهاي خارحي گتوهاي يهوديان ازميان برداشته شد و وضعيت آموزش براي آنها تا اندازه اي بهبود يافت. عليرغم اندك بودن تعداد طرفداران روشنگري در اروپا و تلقي متناقض و نوعي يهودي ستيزي پنهان در ميان اغلب آنها، مي توان انقلاب فرانسه و روشنگري در اروپا را از زاويه تفكر رواداري و عملكرد انقلابي و نقد خردمندانه از نظم موجود در جامعه، نقطه عطفي در تاريخ يهودي ستيزي تلقي كرد كه از ميان بر داشتن مرزهاي گروهي بين مسيحيان و يهوديان را هدف گيري مي كرد. تفاوتي كه ميان نحوه استدلال روشنگران اروپايي با طرفداران نظم و تفكرحاكم، در گفتار يهودي ستيزي وجود داشت را مي توان در مبحث "علت و معلول" خلاصه كرد. طرفداران نظم حاكم بر اين بودند كه " فساد و مضر بودن" قوم يهود دليلي براي تحقير و محروميت اجتماعي آنهاست. در مقابله با اين نظر،انقلابيون فرانسه و روشنگران آلمان تحقير و محروميت هاي اجتماعي يهوديان را مسبب " فساد ومضر بودن" يهوديان مي دانستند. راه حلي كه ارائه مي شد، بر پايه معتبر دانستن حقوق انساني و اجتماعي براي اقليتي قومي و مذهبي قرار نداشت، بلكه به رسميت شناختن اين حقوق را به اينكه يهوديان ديگر يهودي نباشند [4] و از اعتقادات و آداب و رسومِ ويژهء خود دست بردارند، مشروط مي كرد.

[ویرایش] يهودي ستيزي و كشتار خلقي توسط دولت ناسيونال سوسياليسم آلمان ۱۹۳۳ – ۱۹۴۵

يهودي ستيزي درسال ۱۹۳۳ براي اولين بار در تاريخ به عنوان يك دكترين، در دولتي اعلام شد كه درآن افراطي ترين حزب ضد يهود به رهبري آدولف هيتلر، به قدرت رسيده بود. اقدامات اين دولت از بايكوت مغازه داران يهودي آغاز شد. در سال ۱۹۳۵ به دنبال تصويب" قوانين نورنبرك"، تبيعضات اجتماعي بر پايه تفاوت خوني ميان آلمانها و يهوديها تصريح شد و يهوديان در قانون به عنوان شهروندان درجه دوم اعلام شدند. بر مبناي اين قوانين ازدواج يهوديان با شهروندان غير يهودي زير عنوان حفا ظت از خون و شرافت آلماني ممنوع اعلام شد. سلب اجازه كار ازپزشكان و وكلاي يهودي، ممنوعيت ورود كودكان يهودي به مدارس آلماني، تحميل نصب علامت J روي كارت شناسايي همه يهوديان تا سال ۱۹۳۸ زمينه را براي يورشهاي خونين نيروهاي ضربتي رايش سوم عيله يهوديان فراهم آورد. با مهاجرت گروههاي وسيعي از يهوديان، دست ناسيونال سوسياليستها براي ادامه سركوب يهوديان باز تر شد. با تصويب قانون " جدا كردن يهوديان از زندگي اقتصادي آلمان" يهوديان به بي خانماني مطلق سوق داده شدند. به پيروي از اين قانون كليساي پروتستان نيزكارمندان و كشيش هايي كه نسل قبلي‌شان به يهوديت منتسب مي شدند، از خدمت در كليسا اخراج شدند. كار اجباري، و تحميل نصب ستاره زرد روي لباس يهوديان، به تحقير و تبعيض آنها ابعاد بيسابقه اي بخشيد. آخرين مرحله تعقيب و سركوب عبارت بود از بيرون راندن اجباري يهوديان از آلمان به شرق اروپا و به قتل رسانيدن سيستماتيك آنها از سال ۱۹۴۱. تا شروع جنگ جهاني سياست ناسيونال سوسياليستها براي حل مسئله يهود، بيرون راندن آنها از آلمان بوداما با اشغال لهستان و مواجهه شدن با وزن سنگين يهوديان در تركيب جمعيتي لهستان و به دنبال آن با تصرف بخشهاي ديگر اروپا مسئله يهود از چارچوب آلمان خارج وابعادي درون اروپايي يافت. طبيعتا بيرون راندن يهوديان به يك قاره ديگر امكانپذير نبود. بنابراين ژانويه ۱۹۴۲ سران حزب ناسيونال سوسياليست در كنفرانسWannseeِ «واناسی» گردهم آمده و به چاره جويي پرداختند. نتيجه اين كنفرانس كار اجباري در اردوگاههاي كار با هدف نابود كردن زندانيان از طريق كار جانفرسا و فرستادن يهوديان سراسر اروپا به كارخانه هاي مرگ ( اتاقهاي گاز و كوره هاي آدم سوزي)،كه به آخرين دستاوردهاي تكنيكي مجهز بودند، بود. طبق تصميمات درج شده در پروتكل اين كنفرانس، مي بايست ۱۱ ميليون يهودي ساكن اروپا به قتل مي رسيدند. [10] ناسيونال سوسياليستها تا قبل از شکست در استالينگراد و متوقف كردن جنگ از سوی متفقين، نيمی از 11 ميليون يهوديان ساکن اروپا را به قتل رساندند. علاوه بر كشتار جمعي يهوديان، گروههاي ديگري از جمله كمونيست ها سوسيال دموكراتها، معلولين، همجنسگرايان، اقليت هاي سينتي و روما، زناني كه به تن فروشي متهم مي شدند، ييكاران و بي سرپناهان نيز به دليل آلوده سازي نژاد ژرمن به مرگ محكوم شده و به اردوگاههاي كار اجباري و "آشويتس" [11] فرستاده شدند.

[ویرایش] يهود ستيزي در سرزمين هاي اسلامي

یهودی‌ستیزی مسیحی در سده‌های میانه رواج داشت که با ظهور پروتستانیزم تقویت شده و در رژیم ناسیونال-سوسیالیسم آلمانی نازی به اوج خود رسید.

[ویرایش] هولوکاست

نوشتار اصلی: هولوکاست

برخی اظهار می‌دارند، آنچه «نسل‌کشی یهودیان در اردوگاهای مرگ آلمان نازی» نامیده می‌شود و بعدها به «هولوکاست» مشهور شد، از جریان یهودی‌ستیزی در سالهای ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵ در اروپا بود. آنها اظهار می‌دارند که این موضوع «منجر به قتل عام جمعی گروه‌های مختلفی از مردم بخصوص یهودیان» در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی شد.

[ویرایش] انکار هولوکاست

نوشتار اصلی: انکار هولوکاست

انکار هولوکاست باوری است که اظهار می‌دارد، نسل‌کشی به صورت آنچه که «همه‌سوزی جمعی گروه‌های مختلفی از مردم بخصوص یهودیان، همجنسگرایان و کولیها در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵» خوانده می‌شود، اتفاق نیافتاده‌است و یا کاملاً اغراق‌شده‌است. برخی انکار هولوکاست را در زمره باورهای یهودستیزانه قرار می‌دهند که این کار در کشورهای اسلامی با انتقاداتی مواجه‌است.

[ویرایش] جُستارهای وابسته

[ویرایش] منبع

ویکی‌انبار
در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با
موجود است.


[ویرایش] منابع

  1. ِتاريخ يهودي ستيزي، ورنر برگمن , Werner Bergmann, Geschichte des Antisemitismus, S. 10

[ویرایش] پیوند به بیرون


این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.