هوموفوبیا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

هوموفوبیا (از ترکیب واژه‌های یونان باستان هوموس: خود و همسان و فوبوس: ترس و وحشت)، که با نام همجنسگراهراسی، همجنسگراگریزی، و همجنسگراستیزی نیز شناخته می‌شود، دامنه‌ای از نگرش‌های منفی شامل ترس و بیزاری از یا تبعیض نسبت به همجنسگرایان است.[۱]

روان‌شناس و فعال حقوق همجنسگرایان جرج وینبرگ George Weinberg واژه هوموفوبیا را در کتاب جامعه و همجنسگرای سالم،[۲] در سال ۱۹۷۲، یک سال قبل از رای انجمن روانپزشکی آمریکا نسبت به حذف همجنسگرایی از لیست اختلالات روانی، به کار برد. واژه مورد استفاده وینبرگ به ابزاری پراهمیت برای فعالان حقوق همجنسگرایی، وکیلان و دیگر همراهانشان تبدیل گردید. او این مفهوم رو به عنوان یک فوبیا پزشکی تفسیر کرد: " فوبیا در مورد همجنس‌گرایان.... ترسی از همجنسگرایان است که به نظر می‌رسد با ترس سرایت به خود، ترس از دست دادن چیزهایی که برایش مبارزه کرده _خانه و خانواده_ مرتبط است. این ترس یک وحشت مذهبی‌ست که باعث سبعیت عظیمی که وحشت‌ها همیشه موجب می‌شوند شده‌است." به مفهوم درآوردن تعصب نسبت به گی‌ها و لزبین‌ها به عنوان یک معضل اجتماعی که برای جلب توجه مطالعات دانشگاهی ارزشمند باشد چیز جدیدی نیست، اما وینبرگ اولین فردی بود که برای آن نام تعیین کرد.

دو واژه برگرفته از هوموفوبیا: هوموفوبیک و هوموفوب، در توصیف شخصی است که نشان همجنسگرا ستیزی دارد.

در میان سیاست‌مداران[ویرایش]

همجنسگرا هراسی در میان سیاست‌مداران نیز دیده می‌شود. در سال ۲۰۱۲ و در پی انتقادهای حقوق بشری اتحادیه اروپا به حکومت الکساندر لوکاشنکو در بلاروس، او با خطاب قرار دادن گیدو وستروله، وزیر امور خارجه وقت آلمان، گفت «دیکتاتور بودن بهتر از همجنس‌گرایی است،» سخنی که به طعنه نسبت به گرایش جنسی وسترووله زده شد.[۳] در پی این حرف سخنگوی وقت دولت آلمان به آن واکنش نشان داد:

شوربختانه (سخنان لوکاشنکو) به روشنی جهت‌گیری رییس جمهور بلاروس را در برابر حقوق اولیه نشان می‌دهند. بهتر است اینگونه نگاه کنیم که اکنون حتا خود او نیز خویشتن را خودکامه می‌داند.[۴]

در پی تصویب لایحه‌ای در پارلمان اوگاندا که در آن همجنسگرایان مورد تعقیب دولتی قرار می‌گیرند، یوری موسونی رییس جمهور جمهور اوگاندا، در گفتگویی با کریستین امانپور اعلام کرد که همجنسگرایی را اروپاییان به این کشور آوردند.[۵]

در میان جانورشناسان[ویرایش]

همچنین نگاه کنید به: رفتار همجنس‌گرایانه در جانوران

از گذشته، وجود رفتارهای همجنس‌گرایانه و همجنس‌خواهانه در میان جانوران آشکار بوده‌است و گله‌داران و نگهداری‌کنندگان از جانوران اهلی به وجود چنین گرایش‌هایی در میان جانوران، به ویژه پستانداران، آگاه بودند.[۶] با این حال، گزارش وجود چنین گرایش‌هایی در میان جانوران در ژورنال‌های علمی اغلب یا انجام نمی‌شد و یا به صورت «موارد غیر طبیعی» گزارش می‌شد. صفت‌ها و واژگانی همچون «غیرعادی»، «عجیب»، «منحرف»، «غیرطبیعی» و «بی شباهت» از جمله تعابیری بودند که در دهه‌های گذشته برای گزارش کردن رفتارهای همجنس‌گرایانه در جانوران مورد استفاده قرار می‌گرفتند.[۷]

لیندا وولف، نخستی‌شناس، گزارش می‌کند که:

... من با چندین نخستی‌شناس (که بنا بر درخواستشان نامشان را محفوط می‌دارم) که به من گفته‌اند که در طول بررسی‌های میدانیشان رفتارهای همجنس‌گرایانه در هر دو جنس نر و ماده مشاهده کرده‌اند، صحبت کرده‌ام. آن‌ها نسبت به چاپ داده هایشان بی‌اشتیاق بودند که این یا به دلیل ترسشان از رفتارهای همجنسگراهراسانه («همکارانم گمان خواهند کرد من همجنسگرا هستم») بود و یا آنکه فاقد چارچوبی برای تفسیر آن داده‌ها بودند («نمی دانم این به چه معنا است»). اگر انسان‌شناسان و نخستی‌شناسان بخواهند دید درستی درباره رفتارهای جنسی نخستیان به دست بیاورند، باید جلوی آنکه الگوی جامعه (با آن همجنسگراهراسیش) راهنمای آن‌ها برای دیدن و گزارش کردن باشد را بگیرند.[۸]

از جمله گزارش‌های جانورشناسان نسبت به رفتارهای همجنس‌گرایانه در جانوران می‌توان به نمونه‌هایی چون «روند رو به کاهش ارزش‌های اخلاقی در پروانه‌ها» و یا «جانوران همگی دگرجنسگرا هستند، مگر آنکه گناهشان ثابت شود» اشاره کرد.[۹]

در جامعه ورزشی[ویرایش]

ورزش تخصصی از جمله فعالیت‌های انسانی بوده که از دیرباز با مفهوم‌های مردانگی و ماسکولینیته در هم آمیخته است. به دلیل فضای اغلب مردانه ورزش‌های پرهواداری چون فوتبال، تحمل دگرباشی از سوی بازیکنان و هواداران کمتر بوده است و چنین چیزی باعث شده تا همجنسگرایان کمتر توانسته باشند در چنین محیط‌هایی رشد و ابراز وجود کنند. این محیط‌ها همچنین مکان‌های مناسبی برای برخورد خشونت‌آمیز با همجنسگرایان و سر دادن شعار و دشنام بر ضد آن‌ها بوده‌اند. بسته بودن محیط‌های ورزشی چون فوتبال سبب آن شده است که بازیکنان دگرباش جرات آشکارسازی پیدا نکنند.[۱۰]

تاکنون تلاش‌هایی از سوی گروه‌های هوادار حقوق دگرباشان در زمینه برخورد با همجنسگراهراسی در تیم‌ها و استادیوم‌های ورزشی صورت گرفته است. در سال ۲۰۱۳ میلادی، گروه «فوتبال علیه همجنسگراگریزی» از ۱۳۴ باشگاه لیگ برتر انگلستان درخواست کرد تا با بستن بند کفش رنگین کمان پشتیبانشان را از بازیکن همجنسگرا در فوتبال نشان دهند. این درخواست با موافقت باشگاه فوتبال اورتون همراه شد.[۱۱]

نقد معنا و مقصود[ویرایش]

افراد و گروههای با استفاده از این لفظ مخالفت کرده‌اند.

تمایزها و آلترناتیوهای پیشنهاد شده[ویرایش]

پژوهشگران الفاظ آلترناتیوی را برای توصیف تعصب و تبعیض علیه همجنسگرایان پیشنهاد کرده‌اند. برخی از این آلترناتویها شفافیت معنایی بیشتری دارند و برخی دیگر -فوبیا را ندارند:

    • هومواروتوفوبیا، واژه پیش از هوموفوبیا توسط وینرایت چرچیل نمایشنامه نویس رایج شد و در سال ۱۹۶۷ ثبت شد.[۱۲]
    • هومونگاتیویتی، مبتنی بر لفظ هومونگاتیویتیسم است که توسط ریکتس و هادسن در مقاله‌ای در ۱۹۹۰ به کار رفت؛ آنها این لفظ را برای اجتناب از کاربرد هوموفوبیا، که آنها در محرک فرض اش غیرعلمی می‌دانستند در پژوهش شان به کار بردند.[۱۳]
    • هتروسکسیسم به نظامی از گرایشهای منفی، جانبداری، و تبعیض به نفع جهتگیری و روابط جنسی جنس مخالف اشاره دارد.[۱۴] این لفظ این فرض را که همه هتروسکسوئل هستند یا این که جذابیتها و روابط جنس مخالف تنها هنجار هستند و در نتیجه برتر اند در بربگیرد.[۱۵]
    • تعصب جنسی - دیویس گریگوری هرک تعصب جنسی را به دلیل توصیفی بودن، خالی بودن از پیش فرض در خصوص انگیزه و فقدان قضاوت ارزشی در خصوص بی خردی یا غیراخلاقی بودن برچسب خورده شدگان ترجیح داد.[۱۶][۱۷]او هوموفوبیا، هتروسکسیسم و تعصب جنسی را مقایسه کرد و با ترجیح سومی بیان کرد که هوموفوبیا «احتمالاً بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد و بیشتر مورد انتقاد قرار می‌گیرد.» او مشاهده کرد که «منتقدان اش ذکر می‌کنند که هوموفوبیا تلویحاً تلقین می‌کند که گرایشهای ضدگی بهتر از همه به عنوان ترس بیخردانه فهمیده می‌شوند و شکلی از بیماری روانی شخصی را به جای یک تعصب تقویت شده از سوی جامعه نشان می‌دهند.»

مخالفت[ویرایش]

تعبیر جانبدارانه

استفاده از هوموفوبیا، هوموفوبیک، و هوموفوب علیه مخالفین حقوق همجنسگرایان دارای بار منفی دانسته و مورد انتقاد قرار گرفته‌است. دانشمدان رفتاری ویلییام ا داناهیو و کریستین کسلز می‌گوید «کاربرد معمول آن یک ارزیابی منفی نامشروع از جایگاههای ارزشی باز و قابل بحث مشخص، شبیه برساخته بیماری سابق برای خود همجنسگرایی» است، و استدلال می‌کنند که لفظ می‌تواند به عنوان حمله شخصی علیه کسانی که از ارزشها یا جایگاههایی هواداری می‌کنند که کاربر قبول ندارد به کار رود.[۱۸]

دگرجنس‌گراهراسی[ویرایش]

مخالفین حقوق همجنسگرایان لفظ دگرجنسگراهراس را برای نامگذاری تبعیض معکوس یا گرایشهای منفی علیه دگرجنسگرایان و روابط با جنس مخالف رایج کردند. این واژه که پاسخی مستقیم به کاربرد «همجنسگرا» است، مثالی از عکس العملهای ضد همجسنگرایان است.

پانویس[ویرایش]

  1. واژه‌نامهٔ مریم وبستر
  2. Weinberg, ‎George. Society and the Healthy Homosexual. New York: St. Martin's, 1972. ISBN 0-901072-16-8. 
  3. «دیکتاتور بودن بهتر از همجنس‌گرایی است». یورونیوز پارسی، ۱۵ اسفند ۱۳۹۰. 
  4. «Germany hits back at Lukashenko after gay slur». Reuters، ۵ مارس ۲۰۱۲. 
  5. «Why is Uganda attacking homosexuality?». CNN، ۱۹ آوریل ۲۰۱۲. 
  6. Bagemihl، Biological Exuberance، ۸۱-۸۲.
  7. Bagemihl، Biological Exuberance، ۸۹.
  8. Bagemihl، Biological Exuberance، ۸۷.
  9. Bagemihl، Biological Exuberance، ۸۹-۹۳.
  10. Aidan Radnedge. Homophobia in football: Why do gay Premier League players feel they can’t come out?. Metro.UK, 18 September 2013. Retrieved 21 September 2013. 
  11. فوتبال انگلستان؛ بستن بندکفش رنگین کمان بر ضد همجنسگراهراسی. بی‌بی‌سی فارسی، 20 سپتامبر 2013. 
  12. Boswell, John (1980). Christianity, social tolerance, and homosexuality: Gay people in Western Europe from the beginning of the Christian era to the fourteenth century. Chicago: University of Chicago Press.
  13. http://dx.doi.org/10.1300%2FJ082v05n04_02
  14. Jung, Patricia Beattie; Smith, Ralph F. (1993). Heterosexism: An Ethical Challenge. State University of New York Press. ISBN 0-7914-1696-8. p.13
  15. http://www.granddictionnaire.com/btml/fra/r_motclef/index800_1.asp
  16. http://jiv.sagepub.com/content/5/3/316
  17. http://psychology.ucdavis.edu/rainbow/html/Current_Directions_preprint.pdf
  18. http://www.springerlink.com/content/n0264m864t146585/

پیوندها[ویرایش]

  • همجنس‌خواهی (باورهای رایج و یافته‌های علمی)- گردآوری و ترجمه میعاد توانا- ویراش سوم ۱۳۸۹ - (این مقاله تحت مجوز گنو می‌باشد و استفاده از مطالب آن تحت شرایط مجوز گنو آزاد است.)
  • Bagemihl, Bruce. Biological Exuberance: Animal Homosexuality and Natural Diversity. St. Martin's Press, 1999. ISBN ‎0-312-19239-8. 


جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ هوموفوبیا موجود است.