راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی
نیاز به طبقه بندی اختلالهای روانی در تمامی طول تاریخ پزشکی بدیهی به نظر رسیدهاست ولی در مورد اینکه کدام یک از اختلالهارا باید مد نظر قرار داد و نیز اینکه مناسبترین شیوه سازماندهی آنها کدام است توافق چندانی وجود نداشتهاست.[۱]
در ایالات متحده آمریکا نیاز به جمع آوری اطلاعات آماری انگیزه اولیه برای طبقه بندی اختلالهای روانی به شمار میرفت. نخستین اقدام رسمی برای گردآوری اطلاعات در باره بیماریهای روانی در آمریکا ثبت فراوانی یک طبقه از بیماریها ی روانی تحت عنوان "کانائی-دیوانگی" در سرشماری ۱۸۴۰ بود. در سرشماری سال ۱۸۸۰ بین هفت طبقه از بیماریها ی روانی یعنی مانی(شیدایی)، مالیخولیا، مونومانی یا مشغولیت فکری بیمارگون به یک موضوع خاص، فلج ناقص، زوال عقل، میبارگی یا الکلیسم و صرع تمایز قایل شدند. در سال ۱۹۱۷ کمیته آماری انجمن روان پزشکی آمریکا همراه با کمیسیون ملی بهداشت روانی طرحی تدوین کردند که از سوی اداره سرشماری برای آمارگیری هماهنگ از بیمارستانهای روانی مورد استفاده قرار گرفت. پس از آن انجمن روان پزشکی آمریکا با همکاری آکادمی پزشکی نیویورک تدوین مجموعه اصطلاعات روان پزشکی قابل قبول همگانی را آغاز کرد که قرار شد انجمن پزشکی آمریکا آن را در نخستین چاپ مجموعه اصطلاعات طبقه بندی استاندارد بیماریها بگنجاند.[۲]
بعدها از سوی ارتش آمریکا مجموعه اصطلاعات گسترده تری تدوین شد تا نشانههای بیماران سرپایی مانند اختلالهای روانی فیزیولوژیایی شخصیتی و حاد افراد نظامی و سربازان سابق جنگ جهانی دوم به نحو بهتری در آن گنجانده شود. مقارن با آن سازمان جهانی بهداشت ششمین چاپ طبقه بندی بینالمللی بیماریها (ICD) را منتشر کرد که برای نخستین بار در آن مبحث اختلالهای روانی گنجانده شده بود.ICD-6 تحت تاثیر شدید مجموعه اصطلاحات اداره سربازان سابق قرار داشت و شامل ده طبقه برای روان پریشها، نه طبقه برای روان رنجورها، و هفت طبقه برای اختلالهای منش رفتار و هوش بود. کمیته مجموعه اصطلاحات و آمار انجمن روان پزشکی آمریکا نسخه متفاوتی از ICD-6 را به عنوان اولین چاپ راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی(DSM-۱) در سال ۱۹۵۲ منتشر کرد.[۳]
DSM-1 واژه نامهای داشت که طبقات تشخیصی در آن توصیف شده و نخستین راهنمای رسمی اختلالهای روانی بود که بر کاربرد بالینی تاکید داشت.[۴]
به دلیل عدم استقبال گسترده از طبقه بندی اختلالهای روانی مطرح شده در ICD-6 و ICD-7 سازمان جهانی بهداشت در جهت بازنگری جامع موضوعات تشخیصی به راهنمایی استنگل روان پزشک انگلیسی اقدام کرد. مرحله بعدی تجدید نظر تشخیصی که به پدایش DSM-II و ICD-8 منجر شد توصیههای استنگل را آن گونه که باید مورد توجه قرار نداد.DSM-II مشابه DSM-I بود با این تفاوت که اصطلاح واکنش از آن حذف شذه بود.[۵]
همانند موارد DSM-I و DSM-II ظهور DSM-III با چاپ بعدی ICD (یعنی نهمین چاپ آن) هماهنگ شد که در سال ۱۹۷۵ منتشر و از سال ۱۹۷۸ به مورد اجرا گذاشته شد.[۶]
منابع [ویرایش]
- ↑ متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، چاپ چهارم، سال ۲۰۰۰ میلادی، انجمن روان پزشکی آمریکا، ترجمه محمد رضا نیکخو و هامایاک آوادیس یانس،۱۳۸۱ صفحه ۲۰
- ↑ متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، چاپ چهارم، سال ۲۰۰۰ میلادی، انجمن روان پزشکی آمریکا، ترجمه محمد رضا نیکخو و هامایاک آوادیس یانس،۱۳۸۱ صفحه ۲۱
- ↑ متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، چاپ چهارم، سال ۲۰۰۰ میلادی، انجمن روان پزشکی آمریکا، ترجمه محمد رضا نیکخو و هامایاک آوادیس یانس،۱۳۸۱ صفحه ۲۱
- ↑ متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، چاپ چهارم، سال ۲۰۰۰ میلادی، انجمن روان پزشکی آمریکا، ترجمه محمد رضا نیکخو و هامایاک آوادیس یانس،۱۳۸۱ صفحه ۲۱
- ↑ متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، چاپ چهارم، سال ۲۰۰۰ میلادی، انجمن روان پزشکی آمریکا، ترجمه محمد رضا نیکخو و هامایاک آوادیس یانس،۱۳۸۱ صفحه ۲۱
- ↑ متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، چاپ چهارم، سال ۲۰۰۰ میلادی، انجمن روان پزشکی آمریکا، ترجمه محمد رضا نیکخو و هامایاک آوادیس یانس،۱۳۸۱ صفحه ۲۲
راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی