رفتار همجنس‌گرایانه در جانوران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
روی و سیلو ۲ پنگوئن همجنس‌گرای باغ وحش نیویورک: هنگامی که تخمی واقعی در زیر آنها گذاشته شده از جوجهٔ به دنیا آمده همانند فرزند خودشان نگهداری نمودند.

رفتارهای همجنس‌گرایانه در جانوران شامل گسترهٔ وسیعی از رفتارهایی می‌شود که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، جنسی تلقی می‌شوند. این رفتارها منحصر به آمیزش جنسی نیستند و بسته به نوع تعریف‌شان، می‌توانند شامل ابراز علاقهٔ صرف تا دیگر کنش‌های جنسی–اجتماعی باشند. این رفتارها در میان تعداد بی‌شماری از جانوران دیده و ثبت شده‌اند و از جمله رفتارهای طبیعی معمول در همهٔ گروه‌های جانوری هستند.

بر خلاف انسان‌ها، گرایش جنسی برای جانوران تعریف‌پذیر نیست و هر نمونه می‌تواند در عین حال هر دو رفتار دگرجنس‌خواهانه و همجنس‌خواهانه را از خود بروز دهد. اگرچه پژوهش‌های گوناگون تلاش کرده‌اند تا علت پدید آمدن این رفتارها را از دیدگاه فرگشتی توضیح دهند، اما تاکنون هیچ نظریهٔ فراگیری که بتواند کارکرد فرگشتی چنین رفتارهایی را در گروه گسترده‌ای از جانوران توضیح دهد، بیان نشده است. چنین چیزی عده‌ای از دانش‌مندان را بر این باور رسانده است که پدید آمدن این رفتارها، نه به خاطر کارکرد ویژه‌شان، بلکه صرفا به خاطر تنوع زیستی موجود در زمین است.


گرایش جنسی در جانوران[ویرایش]

دانستن اینکه یک جانور در اصل دارای چه گرایش جنسی است، دشوار و گاه ناممکن است؛ چرا که پی بردن به گرایش جنسی جانوران، نیازمند بررسی تک‌تک رفتارهای جنسی آن‌ها در طی زمانی طولانی است.[۱] پرسش دربارهٔ اینکه آیا وجود رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران، دلیلی بر همجنسگرایی مطلق تعدادی از آن‌ها می‌شود و یا آنکه آن جانوران در هر زمان دارای دوجنسگرایی هم‌زمان هستند، پاسخ مشخصی ندارد. تنها رفتارهای بلندمدت نمونه‌های مشخص از یک جانور، می‌تواند به تشخیص گرایش جنسی آن‌ها کمک کند.[۲] برای بعضی از جانورانی که در طول زندگی خود به همسرانشان وفادار می‌مانند – همچون پرندگانی همانند مرغ نوروزی نقره‌ای، غاز خاکستری و پنگوئن همبهولت – این رفتار به خوبی ثبت شده‌است و درازمدت بودن ارتباط همجنسگرایانه در نمونه‌ها توانسته‌است ثابت کند که تعدادی از این جانوران، در طول زندگی خود همواره با همجنس خود به سر می‌برند.[۱]

طبیعت تک‌همسر پرندگان باعث می‌شود که رهگیری زوج‌های همجنس ساده باشد. در بسیاری از پرندگانی همچون قوی سیاه و مرغ نوروزی نوک‌حلقه‌ای، پیوندی زوجی تا همهٔ عمر برقرار می‌ماند، مگر آنکه یکی از زوج‌ها بمیرد و یا آنکه به ندرت از هم جدا شوند.[۳] در میان پستانداران، وجود روابط همجنسگرایانهٔ بلندمدت نادر است. در این میان، استثناهایی همچون دلفین‌های پوزه‌بطری وجود دارند که روابط بلندمدتی برقرار می‌کنند که گاه تا ۱۰ سال و یا حتی تا پایان عمر هم طول می‌کشد.[۳]

با همهٔ این‌ها، رفتارها و نمودهای همجنسگرایانه در جانوران را نمی‌توان به گرایش جنسی یا هویت جنسی ربط داد و اغلب این تعاریف (از جمله گی، لزبین، و غیره)، تنها برای انسان‌ها تعریف‌پذیر هستند. برای نمونه، دریافتن اینکه شخصی چه گرایش جنسی دارد شامل بررسی خیال‌پردازی‌های شخص نیز می‌شود؛ چیزی که پی بردن به آن در جانوران (حتا در صورت اینکه چیزی همانند خیال در ذهنشان به راستی وجود داشته باشد) برای پژوهشگران ناممکن است. همچنین، هویت جنسی نیازمند وجود قدرت تشخیص خود است؛ چیزی که جز در کپی‌های بزرگ و دلفین‌ها، در جانور دیگری دیده نشده است.[۴] از این رو، اطلاق عبارت «همجنسگرایی در جانوران» مناسب به نظر نمی‌رسد چرا که گرایشی جنسی تعریف‌شده برای انسان را در حوزه جانوران ترسیم می‌کند. در چنین مواردی، پژوهشگران از واژگان «رفتار همجنسگرایانه» یا «رفتار میان دو همجنس»[پانویس ۱] بهره می‌گیرند.[۵]

نمودها[ویرایش]

«نوک‌مالی» از جمله رفتارهای همجنس‌گرایانهٔ متداول در میان پرندگان است. در تصویر، دو سرسبز نر در حال مالیدن نوک‌ها به همدیگر.

بر خلاف تصور متداول، رفتار همجنسگرایانه چه در انسان و چه در جانوران، گسترهٔ بزرگی از رفتارهای مستقل از آمیزش جنسی را شامل می‌شود. با این حال، تقسیم‌بندی رفتارهای جانوران به گروه‌های مشخص، به دلیل نبود مرز مشخص میان بروز یک رفتار و نمودهای مختلف آن در جانوران گوناگون مشکل است. از آنجا که نمی‌توان همهٔ رفتارهای جنسی و اجتماعی جانوران را از هم جدا کرد، بعضی پژوهشگران مخالف این تقسیم‌بندی هستند و تنها رفتارهایی را که تحریک مستقیم جنسی را شامل شوند، جزو رفتارهای جنسی به شمار می‌آورند.[۶] بعضی دیگر اما همهٔ رفتارهایی (اجتماعی یا جنسی) را که در نهایت جایگاه جنسی–اجتماعی دارند جزو دستهٔ بزرگتر رفتارهای همجنسگرایانه می‌شناسند. در حالت کلی، می‌توان گسترهٔ رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران را به پنج گروه عمده تقسیم کرد؛ رفتارهای جفت‌گیری،[پانویس ۲] مهر، سکس، جفت‌پیوندی،[پانویس ۳] و فرزندداری.[۷]

جفت‌گیری رفتاری است که جانوران برای جلب علاقهٔ جفت خود انجام می‌دهند و می‌تواند شامل حرکات بدنی یا درآوردن صداهای ویژه باشد. در صورتی که ابراز علاقه دوطرفه باشد، دیگر جفت نیز اقدام به انجام همین حرکات می‌کند. آداب جفت‌گیری اغلب پیش‌درآمد رابطه جنسی و محکم‌کنندهٔ جفت‌پیوندی میان دو جانور است.[۸] در میان جفت‌های همجنس، بسیاری از جانوران از آمیزه‌ای از رفتارهای پرتحرک و نمایش‌گونه‌ای چون باد کردن و به رقص در آوردن پرها در پرندگان و یا تماس بدنی و تمیز کردن و سر خم کردن در پستانداران بهره می‌گیرند.[۸] مرغ‌های نوروزی برای هم غذا هدیه می‌آورند، قوهای سیاه، رقص هماهنگ سر و گردن اجرا می‌کنند، نهنگ‌های قاتل به شکل همزمان در آب به دور خود می‌پیچند، و بعضی پرندگان جست و خیز و به دنبال هم پرواز کردن را اجرا می‌کنند.[۹] این رفتارها در بعضی جانوران همراه با تولید صدا نیز هست؛ انواع پستانداران و پرندگان برای جفت‌های خود صداهای گلویی مختلفی تولید می‌کنند که هم نقش جذب جفت را دارند و هم در پیوند جفت‌پیوندی مناسبند. بعضی نیز اگرچه از گلو صدایی بیرون نمی‌آورند، اما رفتار جفت‌گیریشان شامل ایجاد صداهای مختلف می‌شود. برای نمونه، صخره‌خروس‌های گینه‌ای نر، سیاه‌خروس‌های طوقی، و جولاهای سرخ در جفت‌گیری خود با زدن پر و بالشان به محیط اطراف و سنگ‌ها، صداهای تپشی گوناگونی پدید می‌آورند. این صداها ممکن است تحریک‌کننده جنسی باشند؛ برای نمونه دلفین‌های پوزه‌بطری نوعی سوت ویژه در کنار اندام‌های جنسی جفتشان تولید می‌کنند تا به تحریکشان بپردازند.[۱۰]

ابراز علاقه یا مهرورزی به مجموعه‌ای از رفتارهای اجتماعی–جنسی گفته می‌شود که در آن‌ها جانوران درگیر کنش‌هایی می‌شوند که آشکارا جنسی نیستند (یعنی شامل تماس اندام‌های جنسی نمی‌شوند)، اما درون‌مایه‌های آشکار جنسی دارند. این رفتارهای مهرورزانه، در میان نزدیک به یک چهارم همهٔ جانوران دیده می‌شوند و بعضی از آن‌ها نیز میان نمونه‌های همجنس پدید می‌آیند.[۱۱] یکی از این رفتارها، «خارش و مالش» است. شیرهای نر پیش از آمیزش با هم، سرها را به هم می‌مالند و کل‌ها هم با مالیدن شاخ‌ها به هم تحریک جنسی می‌شوند. مالاندن بدن و خارش یکدیگر در میان دلفین‌ها و کپی‌ها و بابون‌های همجنس نیز مرسوم است.[۱۱] دیگر نوع این ابراز علاقه، «بوسیدن» است. بوسیدن و ارتباط دهانی در میان جانوران متعددی از جمله گاوهای دریایی، فیل‌های آفریقایی، و پرندگان[پانویس ۴] دیده شده است. در انواع گوناگون نخستی‌ها، بوسیدن کمابیش همانند آنچه در انسان‌ها روی می‌دهد، وجود دارد؛ بوسه بونوبوها اما شامل تماس کامل و شهوانی دهانی با تحریک زبانی فراوان است.[۱۱] از دیگر رفتارهای مهرورزانه در میان جفت‌های همجنس می‌توان به در آغوش گرفتن، بازی–نبردهای[پانویس ۵] دارای درون‌مایه جنسی، گاز گرفتن، در هم تنیدن خرطوم، و تماس آرام دست‌ها و پاها با بدن جفت دیگر اشاره کرد.[۱۲]

لابرادور ماده در حال سوار شدن بر مادهٔ دیگر.

مهرورزی و جفت‌گیری، در نهایت منجر به رفتارهای آشکارا آمیزشی می‌شوند. رفتار آمیزشی به معنای حرکتی است که در آن تماس مستقیم اندام‌های جنسی وجود داشته باشد. این آمیزش در بیش از ۹۵ درصد موارد به شکل «سوار شدن»[پانویس ۶] بر جفت مقابل است. این طرز قرارگیری، درست همانند آمیزش جنسی دگرجنسگرایانه است که از پشت صورت گرفته و سر دو جفت رو به جلو قرار می‌گیرد و چه در میان زوج‌های همجنس نر و چه ماده، به یک صورت انجام می‌شود. با این حال در بعضی جانوران، به ویژه نخستیان، جفت‌ها می‌توانند از روبرو با هم نزدیکی کنند.[۱۳] تماس اندامی هم خود به روش‌های بسیار متنوعی صورت می‌گیرد. در اورانگوتان‌ها و بایزن‌ها و نخستیان نر، دخول کامل مقعدی انجام می‌شود، اورانگوتان‌های ماده انگشت خود را در مهبل دیگری فرو می‌کنند، بونوبوها کلیتوریس تحریک‌شده را در فرج هم فرو می‌برند، و دلفین‌های چرخان ماده بالهٔ خود را در شکاف جنسی جفت مقابل فرو می‌کنند. تماس سادهٔ اندام‌های جنسی و مالاندن و فشار لگنی[پانویس ۷] نیز در میان جانوران همجنس بسیار گستردگی دارد. بعضی گونه‌های آمیزش نیز عجیب هستند؛ برای نمونه، دلفین‌های بوتوی نر، کیر خود را درون سوراخ تنفسی همدیگر می‌کنند و یا آنکه اورانگوتان‌های نر، کیر خود را به طریقی شکل می‌دهند که فرورفتگی‌ای پدید آید و نر دیگر بتواند بدان دخول کند.[۱۴]

آمیزش جفت‌ها شامل سکس دهانی نیز می‌شود که خود می‌تواند مکیدن پستان‌ها و دیگر اندام‌های جنسی را شامل گردد. انواع ماکاکی‌ها، خفاش‌های خون‌آشام، بابون‌ها، و کفتارهای خالدار، از آمیزش دهانی بهره می‌گیرند و این آمیزش، برای پستانداران آب‌بازسان به صورت تماس و مالش اندام‌های جنسی جفت مقابل با دهان و پوزه است.[۱۵]

از دیدگاه فرگشتی[ویرایش]

از گذشته، تصور بر این می‌رفت که رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران گونه‌ای متناقض‌نما در نگره داروینی از فرگشت هستند. در برداشتی صلب از فرگشت داروینی، تصور غالب بر این بود که هر یاخته تلاش بر این دارد تا با افزایش میزان موالید، شانس خود برای بقا را بالا ببرد و در این میان، گونه‌ها و یا رفتارهایی که در خود همجنسگرایی داشته باشند با اصل بقای داروینی در تضاد هستند، چرا که منجر به فرزندآوری نمی‌شوند.[۱۶] با این حال، بررسی‌های بعدی – که شامل مشاهده انبوه رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران می‌شدند – این باور را زیر سوال بردند و بر اهمیت موفقیت یاخته در به ثمر رساندن موالید و بالا بردن شانس کلی بقا برای همه اعضای گونه تأکید کردند. در چنین رویکردی، ارتباط جنسی تنها هدف تولید نسل و همانندسازی گونه‌ای را دنبال نمی‌کند، بلکه خود ابزاری برای اطمینان حاصل کردن از افزایش احتمال بقای گروه و یاخته در مواجهه با شرایط زیستی می‌شود.[۱۷]

اگرچه تاکنون توضیح‌های فرگشتی چندی دربارهٔ علت‌های پدید آمدن این گونه رفتارها در میان جانوران ارائه شده‌اند، اما در همهٔ آن‌ها، نقیض کارکرد توصیف شده در بسیاری دیگر گروه‌های جانوری دیده شده است. این اگرچه به معنای نادرستی آن توضیح‌ها نیست و هر یک از آن‌ها می‌تواند در جای خود، چگونگی پدید آمدن رفتارهای ویژه در گروه ویژه‌ای از جانوران را به خوبی بیان کند؛ ولی در حالت کلی، نگره‌ای فرگشتی که بتواند توضیحی بر همهٔ رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران داشته باشد وجود ندارد.[۱۸]

نخستین توضیح‌های فرگشتی از چرایی پدید آمدن رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران در نیمه دوم سده بیستم میلادی ارائه شدند. دلیل تاخیر در بررسی‌های علمی در این زمینه می‌توانسته عدم درک صحیح دانشمندان از گستردگی این رفتارها و نیز چه بسا ترس‌های همجنسگراهراسانه بوده باشد.[۱۹] با این حال، با افزایش مشاهدات مربوط به گستردگی بسیار این رفتارها در قلمروی جانوری، نخستین بررسی‌های علمی در ارائهٔ توضیحی فرگشتی از این روابط با مقاله ولفگانگ ویکلر[پانویس ۸] (۱۹۶۷) آغاز شدند.[۲۰]

ویکلر بر این باور بود که سوار شدن یک جانور بر جانور دیگر به نشانهٔ اعلام برتری و بالاتر بودن اولی نسبت به دومی تعبیر می‌شود. به عبارتی، جانور نخست با سوار شدن بر جانور دوم، جایگاه خود در سلسله مراتب اجتماعی میان آن گروه از جانوران را اعلام می‌کند. این اندیشه آغازگر نوعی شناخت از روابط جنسی–اجتماعی[پانویس ۹] بود که با ارائهٔ کتاب زیست‌جامعه‌شناسی: تلفیق نوین توسط ادوارد ویلسون، شکلی جدید به خود گرفت و دانش زیست‌جامعه‌شناسی را پدید آورد.[۲۰] ویلسون بر این باور بود که رفتارهای همجنسگرایانه به این دلیل در گروه‌های جانوری باقی مانده‌اند که مشارکت‌کنندگان در آن‌ها اگرچه در جریان تولید مثل مستقیم نیستند، اما با کمک به خویشاوندان خود در گروه، آن ژن‌هایی را که با خویشاوندشان اشتراک دارند را به نسل بعد می‌رسانند.[۲۱]

به دلیل تفاوت میان «چگونگی» و «چرایی» پدید آمدن رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران، دانش‌مندان تجربی تلاش خود را بیشتر بر مشاهده رفتارهای همجنسگرایانه و تلاش برای درک و کنترل سازوکارهایی که منجر به رفتارهای اینچنینی در جانوران می‌شوند، متمرکز کرده‌اند. حال آنکه دانش‌مندان نگری تلاش کرده‌اند تا با بررسی چرایی پدید آمدن رفتارهای همجنسگرایانه، نگره‌ای فرگشتی از تغییرات این سازوکارها در طول زمان را ارائه دهند. برای نمونه، جداسازی جنسیتی در گروه‌های تماماً نر، باعث افزایش رفتارهای همجنسگرایانه می‌شود. چنین چیزی در میان گروه‌های بایزن و گوریل و میمون‌های لانگور دیده شده است.[۲۲][۲۳] در حالی که کمبود ماده‌ها چگونگی ایجاد این پدیده را توصیف می‌کند، پاسخ فرگشتی دربرگیرندهٔ چرایی شکل‌گیری نیاز به ارتباط با همجنس در آن موقعیت است.[۲۴]

نگره‌های چندی دربارهٔ چرایی شکل‌گیری رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران ارائه شده‌اند. اغلب این نگره‌ها بر پایه این بنا نهاده شده ند که این رفتارها جنسی–اجتماعی هستند و سودهای به خصوصی به جمعیت‌های جانوری می‌رسانند. از جمله این منافع، می‌تواند بالا رفتن تندرستی جامعه و یا تقویت راهبرد تولید مثل باشد. به استثنای نگرهٔ «کنترل اندازهٔ جمعیت»، دیگر نگره‌های موجود در توضیح فرگشتی این پدیده، فرض می‌کنند که منافع به دست آمده از چنین رفتارهایی به شخصه به خود شرکت‌کنندگان در این رفتارهای جنسی می‌رسند.[۲۵]

کنترل اندازه جمعیت[ویرایش]

نگرهٔ کنترل اندازه جمعیت بر این پایه استوار است که «رفتار همجنسگرایانه با افزایش تراکم جمعیتی، افزایش می‌یابد تا فشار را بر منابع زیستی کم کند». این نگره از دیدگاه تاریخی، نخستین بار توسط ارسطو گزارش شد؛ کسی که در کتاب سیاست خود نوشت آمیزش جنسی میان مردان کرتی تشویق می‌شد تا فشار جمعیتی بر منابع طبیعی را کم کند.[۲۵]

از دیدگاه فرگشتی، این نگره دارای این اشکال است که اعضای یک گونه به تنهایی برای «سعادت گروه» تلاش نمی‌کنند. ممکن است تعدادی از اعضا از فرصت پدید آمده توسط دیگر اعضایی که اقدام به تولید مثل نمی‌کنند بهره بگیرند تا جمعیت موالید خود را بالا ببرند. در این صورت، ژن این اعضا به نسل بعد رفته و ویژگی همجنسگرایی در طی زمان حذف می‌شود. همچنین، تصور اینکه اعضای همجنسگرا در تولید مثل شرکت نمی‌کنند، نادرست است، چرا که زوج‌های همجنسگرا، حتی با احتمال بالاتری فرزندان خود را به بلوغ می‌رسانند.[۲۶] از سوی دیگر، پیامد این نگره آن است که جمعیت‌های رو به افول دارای موارد کمتری از رفتارهای همجنسگرایانه باشند؛ حال آنکه بررسی‌ها بر روی جانوران در خطر انقراض نشان از چنین کاهشی ندارند.[۲۷]

ابراز غلبه[ویرایش]

دلیل دیگر پدید آمدن رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران، می‌تواند ابراز چندبارهٔ جایگاه اجتماعی فرد در گروه باشد. از این منظر، سوار شدن نمودی از غلبه[پانویس ۱۰] است و سواری دادن نمودی از تسلیم.[پانویس ۱۱][۲۸] فرض این نگره این است که نمونهٔ غالب با سوار شدن بر نمونه‌های مغلوب در گروه، جلوی رفتارهای تهاجمی آن‌ها را می‌گیرد. در اینجا، آن نمونه‌ای که از دیدگاه اجتماعی دارای رتبهٔ بالاتری است، غالب متصور می‌شود. با این حال، سوار شدن زیردستان به نمونهٔ غالب نیز پدیده‌ای کم‌پیدا نیست. برای نمونه، گوزن‌های زیردست بیشتر آغازگر آمیزش جنسی با غالب خود و سوار شدن بر آن هستند تا بلعکس.[۲۹]

اما در میان بعضی جانوران که رفتارهای غلبه‌ای آشکارا وجود دارند – همچون میمون‌ها – نمونه‌های مغلوب و زیردست به طور معمول اقدام به سوار شدن بر نمونه غالب می‌کنند و این گاه درست پس از درگیری‌های غلبه‌ای و شکست خوردن از نمونهٔ غالب روی می‌دهد. همچنین، در بعضی جانوران پیش از آمیزش، نمونهٔ مغلوب خود اقدام به نزدیک شدن و تحریک جنسی نمونه غالب می‌کند. در یک رابطهٔ دگرجنس‌گرایانه، چنین چیزی به نشان دادن علاقهٔ جنسی تعبیر می‌شود. چنین رفتارهای جنسی در تضاد آشکار با این نگره است.[۳۰] برای بر طرف کردن این اشکال در این نظریه، بعضی دانش‌مندان پیشنهاد داده‌اند که سوار شدن جانوری بر جانور دیگر نه صرفاً ابراز غلبه آن بر دیگری، که روندی گفتگویی میان دو نمونه است تا در طی آن جایگاه یکدیگر را نسبت به هم بیابند.[۳۱] برای نمونه، کنش‌های همجنسگرایانه در دلفین‌های نر جوان بیشتر نوعی مذاکره در زمینهٔ تفاهم بر سر غلبه است تا نشان دادن و تحکیم آن.[۳۰]

پیوندبخشی اجتماعی[ویرایش]

یوزهای نر گاه پس از دوره‌ای طولانی از دوری یکدیگر، در هنگام رودررویی دوباره اقدام به آمیزش جنسی می‌کنند. چنین رفتاری به نوعی خوشامدگویی و برقراری دوباره پیوند تلقی می‌شود.

واتانابی و اسموتس (۱۹۹۹) نگره‌ای در زمینهٔ رفتارهای همجنسگرایانه جانوران ارائه دادند که چرایی این رفتارها را در بسیاری جانوران توجیه می‌کرد. در نگرهٔ آنان، رابطه همجنس‌ها می‌تواند بیانگر پیوند دوجانبه باشد و جایزه‌ای ذهنی–جسمی به طرفین بدهد که روابط درازمدت را تقویت کند. این نگرهٔ برآمده از ترکیب زیست‌شناسی و انسان‌شناسی اجتماعی، توانست رفتارهای همجنسگرایانه بابون‌های زیتون نر در هنگام خوشامدگویی به هم را به مثابه نوعی «آداب ویژه»[پانویس ۱۲] توجیه کند؛ در این جانوران، نرها گاه درگیر کنش‌های ویژه‌ای می‌شوند که شامل در آغوش گرفتن همدیگر، لمس همدیگر، سوار شدن برهم، لمس ناحیهٔ تناسلی، و کشیدن کیر با دست است. اهمیت این رفتارها در این است که در دیگر موارد، تقریباً هیچ‌گاه نمی‌توان بابون‌های زیتون نر را در حالتی «دوستانه» نسبت به هم یافت و آن‌ها همواره مدام در خصومت به سر می‌برند. چنین رفتاری را می‌توان مترادف با ابراز «اعتماد» به یکدیگر در قرار دادن کیر خود در دستان دیگری دانست که در نهایت برابر ابراز تمایل دو طرف به همکاری با یکدیگر در هنگام برخورد با هم است.[۳۲]

انتخاب خویشاوندی[ویرایش]

توضیح انتخاب خویشاوندی از رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران می‌تواند این باشد که این رفتارها زمان و انرژی ارزشمند جانورانی را که صرف بزرگ کردن فرزندان خودشان می‌کند را رها می‌سازد تا به جای آن، ژن‌های خود را به صورت نامستقیم از راه کمک به زادآوری خویشاوندان به نسل بعد برسانند. بر پایهٔ این نگره، اگرچه در صورتی که یک نمونه خود اقدام به زادآوری کند ۵۰ درصد ژن‌هایش را به نسل بعد می‌رساند، ولی اگر همان نمونه به برادر یا خواهر خود برای بزرگ کردن دو فرزند یاری برساند، برابر همان مقدار از ژن‌ها (2 * %25 = %50) را به نسل بعد می‌رساند.[۳۳]

هواداران این نگره شواهدی بر آن حتی در میان انسان‌ها ارائه کرده‌اند. برای نمونه به صورت طبیعی، احتمال همجنسگرا شدن یک فرزند پسر با افزایش تعداد برادران متولد شده پیش از او بالاتر می‌رود؛ چیزی که با عنوان «پدیدهٔ برادر کوچکتر» شناخته می‌شود.[۳۴] ولی با این حال، حتی در میان انسان‌ها نیز شواهد کافی برای نشان دادن اینکه همجنسگرایان بیشتر از دگرجنسگرایان از خانوادهٔ نزدیک خود (برادران و خواهران) پشتیبانی می‌کنند، وجود ندارد. بابرو و بیلی نشان دادند که انسان‌های دگرجنسگرا حتی بیشتر از همجنسگراها به برادران و خواهران خود کمک مالی می‌کنند.[۳۵] در کل، اگرچه نگرهٔ انتخاب طبیعی به فهم رفتارهای جانورانی اجتماعی همچون زنبورها و مورچه‌ها کمک کرده است، اما جز در میان انسان‌ها کمتر شواهدی از درگیر شدن «کارگران سر خانه» در کنش‌های همجنسگرایانه در این جانوران در دست است. چنین کارگرانی – که برای بزرگ شدن برادران و خواهران خود به سختی کار می‌کنند – یا هیچ‌گاه در رفتارهای جنسی شرکت نمی‌جویند و یا گهگاه بر خلاف تلاش اعضای بلدپایه‌تر کلنی، اقدام به برقراری روابط دگرجنس‌خواهانه پنهانی می‌کنند.[۳۶]

دیگر دلایل[ویرایش]

از جمله دیگر دلایل احتمالی پدید آمدن رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران، می‌توان به نقش این رفتارها در کاهش تنش و استرس در گروه‌های جانوری و کمک به آن‌ها در رفع تنش‌ها با کمک لذت برآمده از آمیزش اشاره کرد. بونوبوهای ماده به کرات از آمیزش با همجنسان خود از گروه‌هایی جز گروه خودشان، برای به دست آوردن غذای بیشتر در عین خشمگین نکردن گروه دوم به خاطر ورود غریبه‌ها به قلمروشان، بهره می‌گیرند.[۳۷]

تعدادی از پژوهش‌ها پیشنهاد داده‌اند که یکی از دلایل سوار شدن ماده‌ها بر دیگر ماده‌ها می‌تواند تلاش مادهٔ سوارشو برای کنترل جنسی و زایشی مادهٔ سوارشده با فراهم آوردن تحریک جنس جایگزین، و در نتیجه پایین آوردن شانس موفقیت رقیب در روند زادآوری است. بر پایه این نگره، ماده‌های بعضی جانوران همچون بوقلمون‌های اهلی، برای آنکه رقیبان خود را از نرها به دور نگه دارند و خود شانس بالاتری برای زادآوری داشته باشند، آن رقیبان را – به ویژه اگر در رتبهٔ اجتماعی پایین‌تری باشند – با رابطهٔ همجنسگرایانه به گونه‌ای ارضای جنسی می‌کنند که مادهٔ سوارشده میل کمتری برای نزدیکی با نرها خواهد داشت؛ چیزی که شانس مادهٔ نخست برای به دست آوردن نرها را بالا می‌برد.[۳۸] ناکارآمدی این نگره اما در آن است که روش‌های موثرتری چون تعقیب کردن، پرخاش، و نوک زدن از سوی ماده‌ها برای بیرون راندن رقیبان وجود دارد و روش‌های تهاجمی، اغلب بیشتر از دیگر روش‌ها از سوی جانوران دنبال می‌شوند. از سوی دیگر، بررسی‌ها تاکنون رابطهٔ مشخصی میان وجود رفتارهای همجنسگرایانه در گروه‌های جانوری با کم شدن روابط دگرجنسگرایانه در آن‌ها نیافته‌اند.[۳۸]

«تمرینی برای روابط دگرجنس‌خواهانه» نیز ممکن است از جمله دلایل بروز رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران باشد. در بعضی جانوران، از جمله میمون‌های ماکاکی، نرهای جوانی که به سن باروری رسیده‌اند، توانایی رقابت با نرهای بزرگسال‌تر را ندارند. چنین چیزی می‌تواند باعث سوق آن‌ها به انجام رابطهٔ جنسی، اما با همجنسان خود شود. در واقع چنین رابطه‌های جنسی نوعی بازی–تمرین می‌شوند تا جای روابط دگرجنسی را بگیرند. این بازی‌های جنسی را می‌توان در دلفین‌ها، لانگورها، بایزن‌ها، و گوریل‌های کوهستانی دید.[۳۹] با این حال، مشکل این نگره در آن است که نمونه‌های بالغ نیز در حالی که نیازی به به دست آوردن تجربهٔ جنسی ندارند، اقدام به برقراری روابط همجنسگرایانه می‌کنند. از سوی دیگر، در بعضی جمعیت‌ها، تنها تعداد خاصی از نمونه‌ها اقدام به چنین بازی‌های جنسی کرده‌اند. چنین چیزی چرایی عدم نیاز دیگر نمونه‌ها به به دست آوردن این تجربه را پررنگ‌تر می‌کند.[۴۰]

غنای زیستی[ویرایش]

میمون‌های ماکاک به دلایل پیچیده‌ای اقدام به برقراری روابط همجنسگرایانه می‌کنند؛ با این حال بسیاری از این روابط تنها به هدف لذت‌جویی هستند.

بر خلاف پژوهشگرانی که تاکنون تلاش کرده‌اند تا پدید آمدن رفتارهای همجنسگرایانه در جانوران را از دیدگاه کاربردی[پانویس ۱۳] آن توضیح دهند، نگره‌ای با عنوان «غنای زیستی»[پانویس ۱۴] توسط زیست‌شناس اهل کانادا، بروس بگمیل، در کتاب سرشناس خود با نام غنای زیستی: همجنسگرایی جانوری و تنوع زیستی مطرح شد که بر پایه آن، جستجوی صرف برای یافتن توضیح‌های کاربردی از چرایی پدید آمدن چنین روابطی محکوم به شکست تلقی می‌شود. بر پایه این نگره

رفتار همجنسگرایانه در جانوران نه محصول انتخاب طبیعی مستقیم چنین رفتاری، بلکه محصول جانبی انتخاب طبیعی برای دیگر ویژگی‌ها است.[۴۱]

برای نمونه، فک‌های فیلی نر پایین‌رتبه‌تر از دیگر فک‌ها، در فصل جفت‌یابی اقدام به سوار شدن بر نرهای کم سن و سال‌تر می‌کنند. رفتار آن‌ها در این هنگام، ویژگی‌های بسیار همانندی از همان آمیزش دگرجنسگرایانه در میان فک‌های بالغ را دارا است. نرهای خردسال اغلب تلاش می‌کنند فرار کنند، و از دیدگاه کاربردی هیچ دلیل مشخصی برای چرایی پدید آمدن چنین رفتاری نمی‌توان ارائه داد. با این حال، می‌توان فرض کرد که این رفتار، رفتاری کم‌هزینه و محصول جانبی از ویژگی‌ای دیگر (در اینجا انگیزه جنسی بالای نرها) است؛ احتمال دارد که انتخاب طبیعی در طی تاریخ فرگشتی فک‌های فیلی به سود آن فک‌هایی پیش رفته باشد که انگیزهٔ جنسی بالایی داشته‌اند چرا که احتمال موفقیتشان در زادآوری در طول دوران حیاتشان را بالا می برده است. چنین ویژگی با ماندگار شدن در این جانوران، محصولی جانبی به شکل تلاش برای جفت‌گیری با نرهای خردسال را پدید می‌آورد. همانند همین رفتارهای جنسی بی‌کاربرد که برآمده از آستانه پایین تحریک جنسی در نرها است را می‌توان در گربه‌های رمیده و آهوها مشاهده کرد.[۴۲]

نمونه همین استدلال را می‌توان برای رفتارهای جنسی میان میمون‌های ماکاک ژاپنی ماده با هم ارائه داد. سوار شدن ماده‌ها برهم شاید هیچ کاربرد فرگشتی را دنبال نکند، اما می‌تواند به شیوه زیر محصولی جانبی از تاریخ فرگشتی ایجاد ویژگی‌های دیگر در این جانوران باشد:[۴۳]

۱) ماکاک‌های ماده بر روی ماکاک‌های نر سوار می‌شدند تا با تحریک جنسی آن نرهایی که علاقه چندانی به رابطه جنسی نشان نمی‌دادند، آن‌ها را به آمیزش جنسی با خود تشویق کنند.۲) ماده‌ها از چنین کاری لذت جنسی آنی می‌بردند چرا که کلیتوریسشان با سطح بدن نر برخورد می‌کرد.۳) رفتار همجنسگرایانه میان ماده‌ها به عنوان محصولی جانبی خنثی از سوار شدن ماده–نر و نیز قادر شدن ماده‌ها به ایجاد لذت آنی با سوارشدن بر دیگر ماکاکی‌ها، فرگشت یافت.

از این روی، رفتارهای همجنسگرایانه همواره در پی آسان‌سازی روابط اجتماعی یا پیوندبخشی‌هایی که کاربردی فرگشتی داشته باشد نیستند، بلکه می‌توانند صرفا در راستای لذت جنسی باشند. انتخاب طبیعی چنین رفتارهایی را نابود نمی‌کند، چرا که اکثریت نمونه‌های درگیر در آن در عین حال آمیزش دگرجنس‌گرایانه می‌کنند و در زادآوری موفق هستند.[۴۳]

در حالت کلی، نگرهٔ غنای زیستی بیان می‌کند که به دلیل فراوانی انرژی و منابع در طبیعت، پدید آمدن رفتارهای گوناگون – از جمله روابط جنسی رنگارنگ – دور از انتظار نیست. این دیدگاه در آغاز در تضاد با برداشت سخت‌گیرانه از نگره داروینی فرگشت دیده می‌شود؛ چرا که دومی فرض می‌کند که منابع طبیعی محدود هستند و یاخته‌ها تلاش می‌کنند تا هر چه بیشتر خود را با تغییرات زیستی تطبیق دهند و چنین تلاشی است که تنوع زیستی امروزین بر روی زمین را پدید آورده است. چنین چیزی نیاز به پیدا کردن دلیلی برای پدید آمدن رفتارهای همجنسگرایانه را ضروری می‌کند، اما غنای زیستی با مطرح کردن مساله از سوی مخالف، وجود همجنسگرایی در جانوران را محصول تنوع می‌داند.[۴۴]

در میان جانوران (به جز نخستیان)[ویرایش]

قوهای همجنسگرای نر روابط بلندمدت برقرار می‌کنند. به دلیل نیروی بدنی بیشتر والدین، جوجه‌های این زوج‌ها شانس بالاتری برای بقا دارند.
  • دلفین‌های پوزه‌بطری از جمله جانوران دارای بیشترین میزان رفتارهای همجنسگرایانه ثبت شده هستند. نرهایی که در گروه‌های کوچک با هم زندگی می‌کنند به صورت مداوم درگیر رفتارهای آمیزشی و جنسی می‌شوند که نه تنها رابطه میان‌گروهیشان را تقویت می‌کند که آن‌ها را برای آمیزش دگرجنسگرایانه با ماده‌ها نیز آماده می‌سازد. رفتارهای همجنسگرایانه در میان ماده نیز دیده می‌شود، ولی به میزانی بسیار کمتر از نرها. در میان اعضای این گونه، چنین کنش‌هایی باعث پیوندبخشی اجتماعی می‌شوند و حملات و تجاوزهای درون‌گونه‌ای را بسیار کاهش می‌دهند.[۴۵]
  • در میان سوسک‌های آرد این احتمال وجود دارد که یک نر با برقراری رابطه با نر دیگر و انتقال منی خود به بدن نر دیگر، آن منی را در صورت ارتباط نر دوم با یک ماده، ب ماده منتقل کند. در این صورت، نر نخست منی خود را به شکل غیرمستقیم به ماده منتقل کرده است. چنین احتمالی برای دیگر جانورانی که روش‌های انتقال منی کاملا متفاوتی از چنین حشراتی دارند صدق نمی‌کند.[۴۶]
  • بعضی پنگوئن‌های نر تمایل به تشکیل جفت با نرهای دیگر و لانه‌سازی مشترک با آن‌ها را دارند. در این مواقع، از یک سنگ به عنوان جایگزین تخم استفاده می‌شود. در سال ۲۰۰۴، پارک مرکزی جانوران واقع در ایالات متحده آمریکا، سنگ یادشده را با یک تخم بارور جایگزین کرد که زوج نر آن را به عنوان فرزند خود بزرگ کردند. باغ وحش‌های آلمانی و ژاپنی نیز گزارش‌هایی دربارهٔ همجنس‌گرایی بین پنگوئن‌هایشان منتشر کرده‌اند. این پدیده همچنین در زیستگاه آبی کلی تارلتون در اوکلند نیوزیلند مشاهده شده‌است.[۴۷]
  • معاشقه و دخول کامل در روابط گاوهای نر، به ویژه گاومیش کوهان‌دار آمریکایی معمول است.[۴۸] روابط جنسی میان زوج‌های همجنس در میان آهوها نیز بسیار رایج است.[۴۹]
  • همجنس‌گرایی در گوسفندان (که در ۶ تا ۱۰٪ قوچ‌ها دیده می‌شود) همراه با تفاوت در حجم بخش‌های معینی از مغز و فعالیت‌های شیمیایی است. مطالعاتی که توسط مجلهٔ درون‌ریزشناسی انجام شد، نشان داد که عوامل فیزیولوژیک و زیست‌شناختی در ترجیح شریک جنسی نر یا ماده در هر دو جنس تأثیرگذارند. نتایج این بررسی‌ها با بررسی‌هایی که لوی روی نمونه‌های انسانی انجام داد، مشابه‌است.[۵۰]
  • در میان کبوتران نیز هم‌جنس‌گرایی نرها دیده می‌شود.[۵۱] کبوتربازان برای این جفت کبوتران از اصطلاح «جناق» استفاده می‌کنند.
  • یک چهارم جفت‌های قوهای سیاه همجنس‌گرا هستند که بیشتر آن‌ها را قوهای نر تشکیل می‌دهند. این جفت‌ها با دزیدن لانه‌ها و تخم‌های دیگر از آن‌ها نگهداری کرده و از جوجهٔ به دنیا آمده، همانند جوجهٔ خود مراقبت می‌کنند. در برخی دیگر از موارد، جفت‌های نر همجنس‌گرا با یک قوی ماده رابطه برقرار کرده و پس از اینکه قوی ماده تخم گذاشت، او را فراری می‌دهند.[۵۲]

در میان پرندگان دریایی از جمله آلباتروس لیسان نیز همجنس‌گرایی دیده شده‌است و به گونه‌ای است که یک سوم جفت‌های این گونه، جفت دو ماده هستند که نوعی انتخاب طبیعی لازم برای این گونه‌است، چرا که تعداد ماده‌های این گونه بسیار بیشتر از نرهایش است.[۵۳]

بررسی بر روی گونه‌ای فنچ نشان داده‌است که زوج‌های همجنس با روش‌هایی چون آواز خواندن برای هم و آراستن دیگری با منقار خود، پیوند میان خود را محکم می‌کنند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که

روابط در میان جانوران، حتی پرندگان، می‌توانند بسیار پیچیده‌تر از یک نر و مادهٔ صرف که با هم جفت می‌شوند و زایش می‌کنند، باشند.[۵۴]


جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. same-sex behavior
  2. Courtship
  3. Pair-bonding
  4. پرندگانی چون زاغی سیاه‌نوک با زدن نوک‌های خود به همدیگر و «نوک‌مالی»، اقدام به جفت‌گیری می‌کنند.
  5. play–fight
  6. mounting
  7. Pelvic thrust
  8. Wolfgang Wickler
  9. Socio-sexual
  10. dominance
  11. submission
  12. ritual
  13. functional
  14. biological exuberance

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ Bagemihl، Biological Exuberance، ۴۷.
  2. Bagemihl، Biological Exuberance، ۴۶.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Bagemihl، Biological Exuberance، ۴۸.
  4. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 10.
  5. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 14-15.
  6. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 9.
  7. Bagemihl، Biological Exuberance، ۱۲.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Bagemihl، Biological Exuberance، ۱۳.
  9. Bagemihl، Biological Exuberance، ۱۴.
  10. Bagemihl، Biological Exuberance، ۱۵.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ Bagemihl، Biological Exuberance، ۱۶.
  12. Bagemihl، Biological Exuberance، ۱۷.
  13. Bagemihl، Biological Exuberance، ۱۸.
  14. Bagemihl، Biological Exuberance، ۱۹.
  15. Bagemihl، Biological Exuberance، ۲۰.
  16. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 3.
  17. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 6-7.
  18. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 31.
  19. Bagemihl، Biological Exuberance، ۸۷-۸۹.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 6.
  21. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 7.
  22. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 238.
  23. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 273.
  24. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 19.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 20.
  26. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 20-21.
  27. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 279.
  28. Vasey, “Homosexual behaviour in primates”.
  29. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 164.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 22.
  31. Smuts and Watanabe, “Social relationships in male bonobos”.
  32. Watanabe and Smuts, “The obvious aspects of ritual”.
  33. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 30.
  34. Kirkpatrick, “The evolution of human homosexual behavior”.
  35. Bobrow and Bailey, “Is male homosexual behavior maintained via kin selection?”.
  36. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 31.
  37. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 23.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 29.
  39. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 29-30.
  40. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 30.
  41. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 32.
  42. Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 31.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 33.
  44. Bagemihl، Biological Exuberance، 255.
  45. Mann, J. (2006) Establishing trust: socio-sexual behaviour and the development of male-male bonds among Indian Ocean bottlenose dolphins. In Sommer and Vasey, Homosexual Behaviour in Animals, 107-130.
  46. Levan, Fedina and Lewis, “Testing multiple hypotheses for the maintenance of male homosexual copulatory behaviour in flour beetles”.
  47. Dinitia Smith. “Central Park Zoo's gay penguins ignite debate”. New York Times. Retrieved 22 May 2011. 
  48. Poiani, Animal homosexuality: a biosocial perspective, 131.
  49. Poiani, Animal homosexuality: a biosocial perspective, 154.
  50. Roselli et al, “The Volume of a Sexually Dimorphic Nucleus”.
  51. Bagemihl، Biological Exuberance، 663.
  52. Braithwaite، «Ecological Studies of the Black Swan».
  53. Harmon, Katherine. “Do Gay Animals Change Evolution?”. Scientific American, June 16 2009. Retrieved 5 April 2012. 
  54. “Homosexual zebra finches form long-term bond”. BBC Nature, 15 August 2011. Retrieved 7 June 2012. 

منابع[ویرایش]

برای مطالعه بیشتر[ویرایش]

  • Kirkpatrick, R. C. “The evolution of human homosexual behavior”. Current Anthropology 41 (2000): 385-413. 
  • Muscarella, Frank. “The Evolution of Homoerotic Behavior in Humans”. Journal of Homosexuality 40, no. 1 (2000): 51-77. PMID 11195666. 
  • Roughgarden, Joan. Biological Exuberance: Animal Homosexuality and Natural Diversity Evolution's Rainbow: Diversity, Gender, and Sexuality in Nature and People. University of California Press, 2013. ISBN ‎9780520280458. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ رفتار همجنس‌گرایانه در جانوران موجود است.