عبدالله لاهیجی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
از راست به چپ:شیخ عبدالله لاهیجی، میرزا حسین طهرانی، آخوند خراسانی

آیت‌الله شیخ عبدالله لاهیجی معروف به‏ حاج شیخ عبدالله مازندرانی از مشاهیر لاهیجان، درگذشته به سال ۱۳۳۰ قمری، از شاگردان میرزای رشتی، معروف به‌حاج شیخ عبدالله مازندرانی بود.

چون او مدتی در منطقه بارفروش (بابل) مازندران در محضر حاج اشرفی مازندرانی، تحصیل نمود، به همین جهت ‏به‌حاج شیخ عبدالله مازندرانی شهرت یافت. سپس به عراق مهاجرت کرد و در کربلا از محضر شیخ زین‌العابدین مازندرانی استفاده نمود. از آنجا به نجف رفت و نزد شیخ مهدی کاشف‌الغطاء و ملا محمدفاضل ایروانی تلمذ کرد. آیت‌الله حاج شیخ محمدرضا تنکابنی و شیخ شعبان رشتی و میرزا محمدرضا کرباسی از شاگردان او بودند.

شیخ اسماعیل تبریزی و میرزا هادی خراسانی از وی روایت کرده‌اند. او مرجع تقلید مردم مازندران بود. شیخ عبدالله مازندرانی از علماء و مدرسین بزرگ نجف و یکی از پیشگامانی بود که حرکت حوزهٔ علمیهٔ نجف را سرپرستی می‌کرد. وی از ارکان سه‌گانهٔ نهضت ملی ایران یعنی آخوند خراسانی، آیت‌الله میرزا حسین خلیلی تهرانی و شیخ عبدالله مازندرانی و طرفدار حکومت مشروطه بود. شیخ عبدالله مازندرانی در جریان مشروطیت تلگراف‌ها و پیام‌هایی از نجف به ایران میفرستاد و در آن‌ها مردم را به مبارزه ترغیب می‌کرد. وی درنجف در سال ۱۳۳۰ هجری قمری درگذشت و در مقبرهٔ شیخ جعفر شوشتری در صحن به خاک سپرده شد.

از آثارش: «اهبهٔ العباد فی یوم‌المعاد» رسالهٔ علمیه؛ حاشیه بر «المکاسب»؛ رسالهٔ «الوقف»؛ شرح «الشرائع»؛ کتاب «التجارهٔ»، «الرهن» و «الطلاق»؛ حاشیه بر «نجاهٔ العباد»؛ حاشیه بر «النحبهٔ» کرباسی؛ حاشیه بر «جامع عباسی».

چون او مدتی در منطقه بارفروش (بابل) مازندران درم حضر حاج اشرفی مازندرانی، تحصیل نمود، به همین جهت به‌حاج شیخ عبدالله مازندرانی شهرت یافت.

محتویات

آرا و عقاید [ویرایش]

ملا عبدالله از رهبران اصلی مشروطه و یکی از سه مرجع مشهور عتبات حامی مشروطه‌است.دو تن دیگر آیت‌الله آخوند خراسانی درگذشتهٔ ۱۳۲۹ ق و آیت‌الله العظمی میرزا حسین خلیلی تهرانی متوفای ۱۳۲۶ ق هستند و این سه را مراجع ثلاثه می‌خوانند. چون ملا عبدالله دیرتر از دو یار خود درگذشت اصلی‌ترین رهبر مشروطه ساکن در عتبات در سال اخر مشروطه دوم دانسته شد. او توجه خاصی به استقرار نهادهای جدید داشت و آنرا مایهٔ ثبات مشروطیت می‌دانست. وی در شوال ۱۳۲۷ به همراه آخوند خراسانی در نامه‌ای خطاب به مجلس مجاهدین و انجمن‌ها چنین نوشتند:

«واجب است در تمام اردوهای ملی و دستجات مجاهدین تمام بلاد در تحت ادارهٔ وزارت جلیلهٔ جنگ به ریاست صاحب‌منصبان نظامی به موجبات نظم و حفظ قواعد مملکت و تکمیل قواعد علمیه و عملیه قیام نموده، تشکیل ادارهٔ مستقله را بدون ابواب جمعی وزارت جنگ دشمنی به دین و وطن دانند و به کلی تحرز نمایند.»

وی معتقد بود که حتی شاه باید خود را موظف به رعایت قوانین مشروطیت بداند.

دفاع از مشروطیت [ویرایش]

ایشان در سال‌های ۱۳۲۴-۱۳۲۹ به همراه آخوند خراسانی، آیت‌الله حاج میرزا حسین تهرانی از ارکان سه‌گانهٔ فقهای عتبات حامی نهضت ملی مشروطیت ایران و طرفدار حکومت مشروطه بود. آنها در جریان مشروطیت تلگراف‌ها و پیام‌هایی از نجف به ایران میفرستاد و در آن‌ها مردم را به مبارزه ترغیب می‌کرد. آنان طی تلگرامهایی خطاب به محمدعلی شاه قاجار در اجرای وظیفهٔ امر به معروف و نهی از منکر شاه را به پیامدهای استبداد سیاسی هشدار می‌دادند.

شاه طی تلگرامی خود را «مستوجب اجر مجاهدین و مجددین دین» خواند و ادعا کرد با تمام قوای خود مشغول ترویج شرع شده‌است. اما آیات نجف طی پاسخی که از طریق مشیرالسلطنه به شاه ارسال شد خاطر نشان کردند که «تحریکاتی دولت و دولتیان خائن» را خاستگاه همهٔ مفاسد می‌دانند.[۱] همچنین مناقشاتی بین این سه و مشروعه خواهان تهران به رهبری شیخ فضل‌الله نوری صورت گرفته که طی آنها وی و دو مجتهد دیگر مقیم نجف از انقلاب ایران دفاع نموده‌اند. در دفاع طولانی آیات نجف تنها در یک مورد آنان به جریان امور در مجلس اعتراض نموده‌اند. در سال ۱۳۲۹ آخوند خراسانی و عبدالله لاهیجی در واپسین ماههای عمر خود به ترتیب آیین دادرسی جدید مبنی بر چندمرحله‌ای بودن دادرسی که شامل احکام صادره از سوی مجتهدان نیز می‌شد اعتراض نمودند و نوشتند که

«استیناف و تمیز، بعد از صدور حکم شرعی بَتّی از سوی مجتهد نافذالحکومه بنا بر مذهب مقدس جعفری... اصلاً مشروعیت ندارد..» [۲]

منابع [ویرایش]

  • مجله حوزه
  • چهل سال تاریخ ایران، به کوشش ایرج افشار، ج ۱.
  1. نظریهٔ حکومت قانون در ایران، سید جواد طباطبایی ص ۵۷۴
  2. نظریهٔ حکومت قانون در ایران، سید جواد طباطبایی ص ۶۱۵

برای مطالعه بیشتر [ویرایش]