طنز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از طنزپرداز)
پرش به: ناوبری، جستجو
ادبیات
قالب‌های اصلی

داستان • رمان • شعر • دراما
داستان کوتاه • داستانک • حکایت • رمان کوتاه

گونه‌ها

حماسه • شعر غنایی • دراما
ادبیات عاشقانهen • طنز
تراژدی • کمدی
تراژدی-کمدیen

رسانه

نمایش (نمایش‌نامه) • کتاب

شیوه‌ها

نثر • نظم

تاریخ ادبیات و فهرست‌ها

نمای کلیen
فهرست اصطلاح‌های ادبیen
تاریخ ادبیات • تاریخ ادبیات مدرن
فهرست کتاب‌ها • فهرست‌های نویسندگانen
فهرست جایزه‌های ادبیen • فهرست جایزه‌های چامه‌سراییen

گفتگوها

نقد ادبی • مجله ادبی • نگرش ادبیen

طَنز،[۱] هنری است که عدم تناسبات در عرصه‌های مختلف اجتماعی را که در ظاهر متناسب به نظر می‌رسند، نشان می‌دهد و این خود مایه خنده می‌شود. هنر طنزپرداز، کشف و بیان هنرمندانه و زیبایی‌شناختی عدم تناسب در این «متناسبات» است.

ریشهٔ واژه[ویرایش]

طنز در لغت به معنای طعنه زدن است ولی معنای اصلی که در قبل به کار می رفته است به معنای تیغ جراهی می باشد.

معادل انگلیسی طنز satire است که از satira در لاتین گرفته شده که از ریشه satyros یونانی است. satira نام ظرفی پر از میوه‌های متنوع بود که به یکی از خدایان کشاورزی هدیه داده شده بود و به معنای واژگانی «غذای کامل» یا «آمیخته‌ای از هرچیز» بود.[۲]

تفاوت طنز با هجو و کمدی[ویرایش]

از اقسام هجو است اما تفاوت در این است که آن تندی و تیزی و صراحت هجو در طنز نیست. وانگهی در طنز معمولاً مقاصد اصلاح طلبانه و اجتماعی مطرح است طنز کاستن از مقام و کیفیت کسی یا چیزی است به نحوی که باعث خنده و سرگرمی شود و گاهی در آن تحقیری باشد. بین طنز و کمدی هم البته فرق است. در کمدی معمولاً خنده به خاطر خنده مطرح است، اما در طنز خنده برای استهزاء است. بدین ترتیب طنز وسیله است نه هدف. در طنز کسی که مورد انتقاد قرار می گیرد ممکن است یک فرد خاص باشد یا یک تیپ یا یک طبقه یا ملّت و حتی یک نژاد. گاهی نویسنده قهرمان اثر را به سخره می گیرد، اما مراد او کسی یا کسانی بیرون از اثر ادبی است و بدین منظور حتی ممکن است از خود بدگوئی کند.[۳]

تعریف اصطلاح[ویرایش]

در ادبیات طنز به نوع خاصی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته می‌شود که اشتباهات یا جنبه‌های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و سیاسی یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوه‌ای خنده دار به چالش می‌کشد.[۴]
در تعریف طنز آمده‌است: «اثری ادبی که با استفاده از بذله، وارونه سازی، خشم و نقیضه، ضعف‌ها و تعلیمات اجتماعی جوامع بشری را به نقد می‌کشد.»[۵]

دکتر جانسون طنز را این گونه معنی می‌کند: «شعری که در آن شرارت و حماقت سانسور شده باشد.»[۶]

به کار بردن کلمه طنز برای انتقادی که به صورت خنده آور و مضحک بیان شود در فارسی معاصر سابقه زیاد طولانی ندارد. هرچند که طنز در تاریخ بیهقی و دیگر دیگر آثار قدیم زبان فارسی به کار رفته، ولی استعمال وسیعی به معنای satire اروپایی نداشته‌است. در فارسی، عربی و ترکی کلمه واحدی که دقیقاً این معنی را در هر سه زبان برساند وجود نداشته‌است. سابقاً در فارسی هجو به کار می‌رفت که بیشتر جنبه انتقاد مستقیم و شخصی دارد و جنبه غیر مستقیم ساتیر را ندارد و اغلب آموزنده و اجتماعی هم نیست. در فارسی هزل را نیز به کار برده‌اند که ضد جد است و بیشتر جنبه مزاح و مطایبه دارد.[۷]

ماهیت طنز[ویرایش]

طنز تفکر برانگیز است و ماهیتی پیچیده و چند لایه دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیله‌ای می‌انگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق رذالت‌ها. گرچه در ظاهر می‌خنداند، اما در پس این خنده واقعیتی تلخ و وحشتناک وجود دارد که در عمق وجود، خنده را می‌خشکاند و انسان را به تفکر وا می‌دارد. به همین خاطر در باره طنز گفته‌اند: «طنز یعنی گریه کردن قاه قاه، طنز یعنی خنده کردن آه آه.»[۸] در نتیجه طنز را میتوان مانند یک تیغ جراهی فرض نمود زیرا کار تیغ جراهی برش جایی به منظور بهبود ان می باشد.

طنز در ذات خود انسان را برمی آشوبد، بر تردیدهایش می‌افزاید و با آشکار ساختن جهان همچون پدیده‌ای دوگانه، چندگانه یا متناقض، انسان‌ها را از یقین محروم می‌کند. جان درایدن در مقاله «هنر طنز» ظرافت طنز را به جدا کردن سر از بدن با حرکت تند و سریع شمشیر تشبیه می‌کند، طوری که دوباره در جای خود قرار گیرد.[۹]


ماهیت طنز در خدمت رشد نظام توتالیتر

ما همیشه طنز را به عنوان چیزی خوب که واقعیت را به همه می نمایاند پذیرفته ایم.این یکی از بدیهی ترین تصورات ما نسبت به طنز است ولی محمد هادی پورابراهیم در مقاله ای با عنوان طنز به مثابه هنر یا نهادی سرکوبگر از زاویه ای متفاوت به مقوله ی طنز نگاهی داشته و طنز را منحصر به جوامع سرکوبگر و توتالیتر پنداشته که راه دیگری برای دیالوگ و گفت و گو پیدا نمی کنند و صرفن با گفتن طنز موقعیت های دشوار را یکی پس از دیگری دشوارتر می کنند و در پی یافتن راه حلی برای معضل برنخواهند آمد چنین نگرشی به طنز چنان تازه و بدیع و خلاق است که تا به حال کسی از این دید به طنز نگاهی نداشته است.

محمد هادی پورابراهیم با مطالعات فراوانی که دارد اکنون فرهنگ و زبان شناسی قهار تلقی می شود در این مقاله و مقاله های دیگری که نوشته به موضوعات جالبی پرداخته که تا به حال کمتر کسی به آن فکر کرده است.این نویسنده و زبان شناس در این مقاله که در نشریه ی خوانش به چاپ رسیده است به بررسی طنز به عنوان نهادی سرکوبگر پرداخته است که خواندن این مقاله بسیار دلچسب و جالب می باشد.

طنز در ادبیات کلاسیک و مدرن جهان[ویرایش]

"لو الکترونیکی طنز l' epistole دی س Orazio Flacco"، چاپ شده در سال 1814.

در میان شاعران یونان و روم، شعرهای طنز آرخیلوخوس، هیپوناکس، آریستوفان، لوسیلیوس، هوراس و جوونال قدیمی‌ترین نمونه هاست. در ادبیات قرون وسطای انگلیس از قصه‌های کنتربری اثر جفری چاسر و منظومه رویای پیرس شخم کار اثر ویلیام لاگلند می‌توان نام برد. در دوران رنسانس رابله، سروانتس و لوییجی پولچی مشهور طنزپردازان هستند. آثار طنز ابتدا به صورت شعر بود و بعدها شیوه‌های روایی را هم در بر گرفت. امروزه در ادبیات جهان، مشهورترین طنزنویسان، نثرنویسانی چون سروانتس، رابله، ولتر، جوناتان سویفت، هنری فیلدینگ، جوزف آدیسون، ویلیام تکری، مارک تواین، جرج اورول، جوزف هلر، سینکلر لوئیس، جان چیور و آلدوس هاکسلی هستند.[۱۰]

طنز در ادبیات فارسی[ویرایش]

در ادبیات کلاسیک فارسی، طنز در میان آثار نویسندگان دوره‌های مختلف به اشکال گوناگون وجود داشت. در صدر این افراد، عبید زاکانی پدر هنر طنز در ادبیات فارسی است.[۱۱]

شیوه‌های طنز[ویرایش]

انواع آثار ادبی که طنز نویس می‌تواند به کار ببرد فوق العاده زیاد و متنوع است، رمان، نمایش نامه، شعر و... اما شیوه‌ها یا تکنیک‌هایی که در آن به کار می‌رود محدود است. ۱. کوچک کردن ۲. بزرگ کردن ۳. تقلید مضحک از یک اثر ادبی شناخته شده ۴. ایجاد موقعیتی در داستان یا نمایش که به خودی خود طنزآمیز است. ۵. به کار بردن عین کلمات کسی که مورد طنز قرار می‌گیرد و ایجاد چهارچوبی مضحک برای آن.[۱۲]

طنز و لطیفه‌های مکتوب[ویرایش]

طنز یعنی بیان هنرمندانه و نقادانهٔ کژی‌ها و نادرستی‌ها به قصد اصلاح و نه تخریب. طنز فاخرترین گونهٔ شوخ‌طبعی‌ست، که گونه‌های دیگرش هزل و هجو و فکاهه‌اند. لطیفه‌ها عمدتاً از نوع فکاهه‌اند؛ اما آن‌جا که رنگ و بوی تمسخر قومی یا شخصی خاص می‌گیرند، به هجو متمایل می‌شوند.

جوک و لطیفه (طنز شفاهی)[ویرایش]

این حقیقت که طنز در میان عامه‌است، ادعای گزافی نیست. طنزی که در ادبیات عامه ماندگار شود، قطعاً قدرت بالایی دارد. طنزهای شفاهی بخش مهمی از ادبیات عامه‌اند.

منابع[ویرایش]

  • L'Ironie littéraire. Essai sur les formes de l'écriture oblique by Philippe Hamon, Hachette Littérature, ۱۹۹۶
  • Der Ernst der Ironie. by Rudolf Lüthe, Königshausen & Neumann, ۲۰۰۳

پانویس[ویرایش]

  1. طنز از واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای satire در انگلیسی و در حوزهٔ هنرهای نمایشی است. «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان ـ دفتر ششم، بخش لاتین». فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ۸۶. بازبینی‌شده در ۲۱ خرداد ۱۳۹۱. 
  2. محمدرضا اصلانی (همدان)، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز، انتشارات کاروان، ۱۳۸۵، ص ۱۴۰
  3. خبرگزاری طنز ایران
  4. محمدرضا اصلانی (همدان)، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز انتشارات کاروان، ۱۳۸۵، ص ۱۴۰
  5. مقدمه مگ گراهیل بر ادبیات
  6. محمدرضا اصلانی (همدان)، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز، انتشارات کاروان، ۱۳۸۵، ص ۱۴۱
  7. حسن جوادی، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، انتشارات کاروان، ۱۳۸۴، ص ۱۱
  8. محمدرضا اصلانی (همدان)، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز، انتشارات کاروان، ۱۳۸۰، ص ۱۴۱
  9. محمدرضا اصلانی (همدان)، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز، انتشارات کاروان، ۱۳۸۵، ص ۱۴۲
  10. محمدرضا اصلانی (همدان)، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز، ] انتشارات کاروان، ۱۳۸۵، ص ۱۴۲
  11. محمدرضا اصلانی (همدان)، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز، ] فومنی (گل آقاابوالفضل زرویی نصرآباد(ملانصرالدین)، ابوالقاسم حالت، جمشید عظیمی نژاد، دکتر فرشاد روشن ضمیر و دکتر مازیار نصرتی را نام برد.
  12. حسن جوادی، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، انتشارات کاروان، ۱۳۸۴، ص ۱۱

سرگرمی تفریحی کج و کوله