دختر
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
دختران افغان در خوست
دختر (در گذشته دخت) فرزند مادینهٔ انسان است. واژه دختر در مقابل واژه پسر قرار میگیرد و بیشتر به زنان خردسال و جوان گفتهمیشود.
محتویات |
نامپژوهی[ویرایش]
دختر ممکن است در یکی از این معانی بهکار رود:
- زن خردسال: در این معنا گاهی به صورت دختربچه نیز بهکار رود.
- دوشیزه(زن ازدواج نکرده)
- زن باکره: زنی که تاکنون هیچ نوع ارتباط جنسی با شخص دیگری نداشتهاست. در این معنا مترادف کلمه انگلیسی ویرجین (Virgin) است.
- دخت (فرزند مؤنث): دختر گاهی در اشاره به رابطه فرزندی یک موجود مؤنث با پدر و مادرش استفاده میشود. کلمه دختر در این معنا بدون توجه به سن و سال و وضعیت زناشویی او و در معنی "دخت"(مانند شهدخت)بهکار میرود.
در ادبیات[ویرایش]
- در معنای فرزند مونث
| به که هر دختر بداند قدر علم آموختن | تا نگوید کس، پسر هشیار و دختر کودن است .[۱] |
- در معنای زن باکره
| مردیت بیازمای وانگه زن کن | دختر منشان به خانه و شیون کن.[۲] |
نگارخانه[ویرایش]
-
دختری در نپال
-
یک دختر روزنامهنگار در آفریقای جنوبی
-
دختری که یک سگ را در آغوش گرفته در پاپواگینهنو
-
یک دختر هندی
-
دو دختر کنیایی
-
یک دختر فیلیپینی
-
چند دختر در گامبیا
-
دختری در سیرالئون
-
دختری در آلمان
جستارهای وابسته[ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ دختر موجود است. |
منابع[ویرایش]
- ↑ پروین اعتصامی
- ↑ سعدی، به نقل از دهخدا
- دهخدا، علیاکبر. لغتنامه دهخدا، جلد۲۲ شماره مسلسل ۶۸. زیر نظر دکتر محمد معین. تهران: دانشگاه تهران، سازمان لغتنامه. ۲۸۲.
- معین، محمد. فرهنگنامه فارسی جلد دوم. چاپ نهم. تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۵. ۱۴۹۸. ISBN 964-00-0164-3.
| این یک نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ دختر موجود است. |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||