لباس محلی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بازیگران در لباس محلی

لباس محلیدربارهٔ این پرونده تلفظ به لباسی گویند که افراد بومی یک منطقه می‌پوشند.


لباس محلی اقوام ایرانی[ویرایش]

آذری[ویرایش]

نوشتار اصلی: لباس آذربایجانی
لباس محلی مردان آذربایجانی
دختر آذربایجانی با لباس آذربایجانی

اصفهان[ویرایش]

لباس اصیل مردم اصفهان در حدود ۳۰۰ سال قبل را لباس نخی سفید یا شیری بوده است که به صورت دستباف تهیه می‌شده است.

تن پوش زنان اصفهان[ویرایش]

لباس اصیل زنان اصفهان شامل یک دامن مخمل قرمز کوتاه رنگ با چین‌های زیاد که توسط دکمه بسته می‌شده و یک پیراهن گلدوزی شیری رنگ بوده است.

زنان جوان یک شلوار نخی سفید رنگ و زنان مسن شلوار مشکی می‌پوشیدند و برای حجاب ، چارقد گلدوزی شده شیری رنگی استفاده می‌کردند که با سنجاق دور سر بسته می‌بستند.[۱]

تن پوش مردان اصفهان[ویرایش]

لباس مردان نیز از یک شلوار مشکی گشاد، پیراهن سفید یقه ساده دکمه دوبل با آستین‌های گشاد، یک جلیقه کوتاه مشکی و یک کلاه نمدی تشکیل می‌شده است. لباس مردان در زمستان یک قبای بلند ساده بر روی لباس اصلی بوده که با شال ابریشمی دور کمر بسته می‌شده است.[۲]

بختیاری[ویرایش]

نوشتارهای اصلی: مردم بختیاری و عشایر بختیاری
یک مرد بختیاری(سردار اسعد بختیاری)

لباس مردان بختیاری شامل کلاه نمدی، چوقا، شال و شلوار گشاد سیاه رنگ معروف به (دبیت) و کفشی به نام گیوه است و لباس زنان بختیاری شامل لَچَک، زیرلچک، مینا، بندسوزن، دستمال، پیراهن، شلوار قِری و کفش است.[۳]

تن پوش مردان بختیاری[ویرایش]

  1. سرپوش مردان بختیاری کلاهی نمدی است که به آن کلاه خسروی هم گفته می‌شود وبه رنگ‌های مشکی و قهوه‌ای روشن و تیره و سفید است.
  2. مردان بختیاری پیراهنی بنام چوقا به تن می‌کنند که دست بافت زنان عشایر است که از پشم بز به دو رنگ سیاه و سفید تهیه می‌شود و خاصیت ضد باران دارد و گرما را در زمستان نگه‌می‌دارد و در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ می‌کند. نقش‌های چوقا، ستون‌هایی کوتاه و بلند هستند و طرح این ستون‌ها رااز ساختمان‌های دوره هخامنشی می‌دانند که درآن سیاهیهاروبه پایین وسرنگونی وسفیدیهاروبه بالاوسربلندی دارد.
  3. پوشش پایین تنه از شلواری به نام شولار دبیت به رنگ مشکی استفاده می‌شود که شلواری گشاد و بسیار آزاد است. وپوشش پا گیوه است که در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ می‌کند و در زمستان گرما را نگه می‌دارد.

تن پوش زنان بختیاری[ویرایش]

  1. پوشش سر لچک و میناً لچک کلاهی است که زیر مینا استفاده و با انواع سکه‌های قدیمی، مروارید، سنگ و پولک تزیین می‌شود و انواع مختلف دارد. سیخکی، ریالی، صدف، که رایج‌ترین آن ریالی است که از سکه‌های قدیمی استفاده می‌شود.
  2. مینا روسری از جنس حریر و ابعاد بسیار زیاد به‌شکل مستطیل است که به‌صورت بسیار خاصی بسر می‌کنند مینا را با سنجاق محکم به توسط بندی از یک‌سوی لچک به‌سوی دیگر آن از پشت سرشان می‌آویزند که به آن سیزن گفته می‌شود. وبعد موهای جلوی سر را تاب می‌دهند و از زیر لچک بیرون می‌آورندودر پشت مینا پنهان می‌کنند وآن موهاراترنه می‌نامندوبامهره‌هایی با رنگ‌های مختلف آن را تزئین می‌کنندکه جلوه‌ای خاص به زیبائی مینا می‌دهد.
  3. تن‌پوش زنان بختیاری پیراهنی است بنام جومه یا جوه این پیراهن معمولاً دو چاک در اطراف کمر دارد و تا پایین کمر می‌رسد و زیر آن دامن بسیار پرچینی به نام شولارقری می‌پوشند که برای تهیه آن گاه از ۸ تا ۱۰ متر پارچه استفاده می‌شود
  4. جلیقه (جلیزقه) روی پیراهن پوشیده می‌شود که از جنس مخمل است. همچنین زنان بازوبندی (بازی‌بند) نیز بدست می‌کنند که با مهره‌های رنگی و سنگ تزیین می‌شود. البته استفاده از آن خیلی عام نیست و بیشتر در عروسی پوشیده می‌شود.
  5. پوشش پایین تنه از شلواری معمولی و گیوه استفاده می‌شود.
رنگ لباس زنان بختیاری الهام گرفته از طبیعت است. زنان و دختران جوان در لباسهای خود از رنگ‌های روشن استفاده می‌کنند ورنگ لباس خانم‌های مسن، تیره‌است به‌دلیل احترام به سن و سال آن‌ها.

بلوچ[ویرایش]

پوشاک مردان بلوچستان[ویرایش]

پیراهن یا پیرام معمولی : پیرام را جامه یا جامگ می گفتند و برش و دوختن آن هنر زنان بلوچ بود . گریبان یا چاک یقه را با یک دکمه که بر درازی پیراهن دوخته می شد، می بستند و بندینکی از نخ بر قسمت چپ زیق می دوختند، دکمه را از طرف راست می بستند، چاک زیق باریک بود و تا انتهای سینه ادامه داشت، بر طرفین زیق دو آستین که آستینک می گفتند دوخته می شد، دهانه آستین گشاد بود و دارای دو جیب چهار گوش در طرفین پهلو بود که امروزه این لباس تحت تأثیر مد گاهی کوتاه، گاهی بلند و بستگی به مد روز و سلیقه پوشنده تغییر می کند.

پیراهن پراخ آستین(فراخ آستین): این پیراهن از دو تکه بالا تنه و دامن تشکیل شده، دامن گرد و گشاد و بلند آن تا زانو می رسد، آستین آن بلند و لبه آستین کلوش و فراخ است، در گذشته در مراسم جشن استفاده می شد. است، در گذشته در مراسم جشن استفاده می شد.

شلوار: شلوار مردان بلوچ همانند شلوار مردان سیستانی پرچین و با لیفه های برگردان است، محل کشیدن بند شلوار را نیپگ (نیفه پارسی ) می گویند . بند شلوار توسط بانوان بومی بافته می شود و برای دوخت آن از ۶ تا ۸ متر پارچه استفاده می کنند.

کفش: مردان بلوچ از چند نوع کفش استفاده می کنند که عبارتند از:

سواس وکوش: سواس را از برگ درختچه خودرو بیابانی به نام داز یا از پورگ که برگش بهتر و با دوام تر است می بافتند؛ بدین ترتیب که برگ را در حالی که تر بود با سنگ می کوبیدند و می گذاشتند که خشک شود سپس از دو لیف که از همان جنس بود می بافتند و بعد لیف بند بر آن تعبیه می کردند و می پوشیدند. سواس غالباً با دوام بود.

تَکُل: پای افزاری برای شبانها و مردم کم استطاعت بود . کفش از چرم دباغی شده گاو تهیه می شد (در ته کفش بانوان دو قطعه پوست به نام چوک روی هم م ی گذاشتند.) ته کفش را می بریدند و بعد سر کفش را روی آن قرار می دادند و با درفش آهنی که آنرا دکروش می گفتند و وسیله آهنی سر تیز بود آن را می دوختند.[۴]

پوشاک بانوان بلوچستان[ویرایش]

چادر: این چادر گرد و تمام قد است و آن را بر سر می اندازند. لبه کوچکتر از شانه چپ تا پایین کمر پشت سر را می پوشاند و تکه بزرگتر تمام قد را در بر م یگیرد.

لباس سوزن دوزی زنان بلوچ

گشان چادر: چادر کوچک و مستطیل شکل و ابریشمی است که سر و پشت را تا کمر می پوشاند. پوششی راحت که در خانه استفاده می شد.

مهنا(مقنعه): این سرپوش ابریشمی و رنگین بسیار زیبا و چشم گیر است.

چادر چهارگوش (سری): امروزه چادری با طرح جدید میان بانوان بلوچ رواج پیدا کرده که در اصطلاح محلی سریک خوانده می شود. پارچه مستطیل شکلی است به طول ۲ متر و عرض ۱ متر که زنان آن را از درازا بر سر می اندازند و یک سر آن را به طرف شانه رها می کنند. پارچه آن معمولاً از حریر و رنگهای روشن (قرمز، زرد، آبی، بنفش، سبز) است و از قسمت جنوب بلوچستان به طرف شمال تا حدودی از تنوع رنگ آن کاسته می شود. زنان مسن از رنگ های تیره استفاده می کنند. این سرپوش به جای چادر در خانه استفاده می شود.

پیراهن: در گذشته تمام پیراهن بانوان سوزن دوزی می شد ولی به علت سختی و ظریفی طرح ها امروزه سه تکه در پیراهن ز نان سوزن دوزی می شود که تکه بالا تنه را زی یا زیق به معنی یقه می گویند، جیب لباس را گفتان یا گپتان و سر آستین را آستینک می گویند. این سوزن دوزی ها دارای نقش و نگاره های رنگارنگ و دوخت های متفاوت در مناطق مختلف بلوچستان است که در طرح های پرکار ۱) شک و جلر ۲) گل کندی ۳) گل کوین ۴) گل بدون شاخه ۵) پرایز یا فرایز ۵) پیتوشک ۶) پلیرار ۷) چکند ۸)مهسن ۹)سرتوپ استفاده می شود.

سواس: نوعی دمپایی که از درخت یا از پورگ تهیه می شد.

موچی: نوعی کفش که به هنگام راه رفتن صدا می دهد.

کتوک: نوعی کفش که تخت آن چوب و با روکار کاموا در پا محکم می شود.

تک کول: این کفش از درختچه ای به نام داز تهیه می شود و به شکل سواس است.[۵]

بوانلو[ویرایش]

لباس کُردی زنان بوانلو از پیراهنی بلند وحاشیه دار که قسمتی از شلیته را می‌پوشاند و شیلوار پرچین و تاب بلند و جلیقه ای که روی پیراهن می‌پوشند و شال(که وان) بزرگ سفید یا گلدار که به سر کرده و جلو دهان را می‌گیرند، همراه با زیور آلات سنتی که برحاشیه لباسها و عرقچین به طرز بسیار زیبایی می‌آویزند تشکیل می‌شود.

ترکمان[ویرایش]

چنشت[ویرایش]

بزرگان و پیران از لباسی که شامل یک پالتوی بلند که تمام بدن را می‌پوشد و شال سر و در برخی مواقع از کلاه معمولی استفاده می‌کنند. لباس زنان آنها از رنگهای شاد و متنوع تشکیل شده و شامل سه قسمت چارقد قرمز یا آبی گلدار، کلاه نقره‌ای و نقره دوزی شده و پیراهن زنانه به رنگهای سبز و قرمز یا آبی است که امروزه بیشتر در مراسمها از ان استفاده می‌نمایند.

خراسان[ویرایش]

لباس محلی مردان خراسان

پوشاک خراسانی به انواع لباس‌های محلی اهالی خراسان اطلاق می‌شود. پوشاک اصلی و غالب مردم در منطقه خراسان شباهت‌هایی با پوشاک در افغانستان به ویژه غرب افغانستان دارد. آمیزشی از قوم‌ها و قبیله‌های گوناگون در جغرافیای خراسان بزرگ بیشتر در شهرهای نسبتاً کوچک، روستاها و خیمه‌های عشایری سکونت دارند. در خراسان نوع پوشش همراه با نوعی منزلت اجتماعی است.[۶]

خوزستان[ویرایش]

نوشتار اصلی: دشداشه
یک مرد که دشداشه پوشیده است.

عرب‌های اهوازی که در خوزستان ساکن هستند از دشداشه استفاده می‌کنند که لباسی است بلند، راحت مردانه که عرب‌ها معمولاً با چفیه و عقال و عبا می‌پوشند. دشداشه‌های گوناگون تفاوت جزئی دارد، مثلاً عرب‌های ایران عراق دشداشهٔ یقه‌دار می‌پوشند.

رگبه[ویرایش]

لباس محلی زنان این روستا شامل چادر عبا، ثوب (توری بلند که روی چادر عبا می‌پوشند)، زیرجامه و شیله (نوعی مقنعه) است. مردان نیز از دشداشه (پیراهن سفید و گشاد و بلند)، چفیه و اعگال (نوعی عرق‌چین) استفاده می‌کنند.[۷]

سمنان[ویرایش]

یک زن در لباس محلی سمنان

پوشاک مردم استان سمنان به نحوی با وضعیت آب و هوایی منطقه ارتباط دارد. امروزه مردم استان سمنان کم تر از لباس‌های محلی استفاده کرده و لباس‌های معمول روز که در همه مناطق ایران مورد استفاده است، در این خطّه از کشور نیز رواج دارد. لباس‌های معمول اغلب زنان و مردان این استان همان کت و شلوار و پیراهن برای مردان و چادر، مانتو، شلوار و پیراهن برای زنان است.[۸]

تن پوش مردان سمنان[ویرایش]

شامل سرپوش مردانه، تن پوش تابستانی مردانه، تن پوش زمستانی مردانه و پاپوش مردانه، کت چُقا، شلوار کمری، گيوه است.

تن پوش زنان سمنان[ویرایش]

شامل چارقد (که طرح و جنس و رنگ و اندازه آن در مناطق مختلف فرق می‌کند)، پيراهن کمر چين‌دار (که اصطلاحاً به آن شوی می‌گويند)، شليته، تنبان، جليقه، اُرسی، چادر محلی و پاپوش زنانه (که بسته به فصل گرم يا سرد متفاوت است).

سیستان[ویرایش]

تن پوش مردان سیستانی[ویرایش]

  • پیراهن چل تریز: پیراهن گشاد و پرچینی که قد آن تا میان ساق پا می‌رسد، آسـتین آن ازدو تکه و یک مرغک تشکیل می‌شود و مچدار است و برای گـشادی دامـن آن از ترکهای راسته و گود استفاده می‌کنند. برای دوخت این لباس ۸ تا ۱۰ متـر پارچـه نیـاز است و اغلب به رنگ سفید است. ایـن پیـراهن از ۴۰ تکـه تـشکیل مـی‌شـود،دور سجاف و سرمچ آن را با نخ سیاه، سـیاهدوزی مـی‌کننـد و روی آن کمربنـد شـانه کـش می‌بندند.
  • پیراهن برچاک: پیراهنی بلند و گشاد تا پایین زانو که درقسمت پایین دامن گشادتر است با آستین بلند و گشاد و بدون سردست که دو طرف دامن، پیراهن چاکدار است و به آن برچاک می‌گویند. یقه گرد دارد که چاک گریبان آن بر روی شانه چپ بـه وسـیله دکمه بسته می‌شود.

شلوار: شلوار پرچینی که لیفهای برگردان دارد، از دو ساق و یک میـان سـاق فـراخ تشکیل شده است، شلوار به وسیله بندهای بومی کـه توسـط خـود مـردم منطقـه بافتـه می‌شود بر روی بدن استوار می‌گردد. برای دوخت آن ۶ تا ۸ متر پارچه نیاز است.

  • پیراهن معمول: این پیراهن ازگذشته تا کنون دستخوش تغییر و تحـول گـشته و از گشادی شلوار آن کاسته شده است. پیراهن مردان سیستانی درگذشته راسته و گـشاد و جادار دوخته می‌شد، در جلو فاقد سجاف و از سرشانه شـکافی مـورب تـا زیـر سـینه داشت که به وسیله دکمهای روی شانه بسته می‌شد،روی آن با ابریشم سفید خامهدوزی می‌شد، آستین گشاد و پر چین و مچدار داشت و قد آن تا زیـر زانـو مـی‌رسـید. جیـب چهارگوش در پهلوها داشت. به مرور زمان از گشادی آستین آن کاسته شد و بـه شـکل راسته با مچ درآمد. در جلو سجاف با یقه یا بدون یقه و قد آن تازانو در دو طرف پهلو دارای چاک و جیب چهارگوش است.

تن پوش زنان سیستانی[ویرایش]

  • پیراهن تاجیک: قد این پیراهن یک وجب باﻻی زانو است و دارای یک برش راسته است که در دو طرف پهلوها چاکی تا بلندی باسن بزرگ دارد. جلو این لبـاس تـا زیـر سینه بازاست و سجافی مزین به گلدوزی بـا نـخ سـیاه (سـیاهدوزی) دارد. سرشـانه و آستین بدون درز روی دو ﻻبسته برش می‌خورد و آستین از سه برش تشکیل شده است.
  • شلوار: پیراهن پاچین زنان سیستانی با شلواری که در منطقه کوتَنَه نام دارد پوشـیده می‌شد. این شلوار از دو ساق مخروطی و میان ساق کـمچـین تـشکیل مـی‌شـد و کمـر لیفهای در لبه شلوار سجاف می‌خورد و روی آن بادست یا چرخ تزیین می‌شد.
  • پیراهن دو گریبانه: قد این پیراهن تا زیر زانو است و در یقه پشت و جلو آن چـاک می‌خورد و به‌همین علت به آن دو گریبانه می‌گوینـد. مـدل این پیـراهن شـبیه پیراهن تاجیک است با این فرق که قد آن بلندتر و بدون چاک و بـرش زیـر آسـتین چین می‌خورد. این پیراهن با شلوار پوشیده می‌شود.
  • جلیقه: ازپارچه ساده و تیره رنگ دوخته می‌شود، یقه آن هفت است که تا کمرگـاه می‌رسد و روی آن با نوار قیطان نقشبندی می‌شود.
  • کت: کت محلی کوتاه که آستین‌هـای آن بلنـد و راسـته و یقـه آن گـرد اسـت و از رنگ‌های شاد برای این پوشش استفاده می‌شود،روی آن بـا نـوارتـزیین مـی‌شـد و در هنگام سرما از کت‌های چرمه دار و قزن ﻻله داراستفاده می‌کردند.
  • لچک یادستمال سر: آن را تازده و در جلو سر گره می‌زنند و دو طـرف لچـک را ﻻی دستمال می‌زنند و موها به شکل چتر از زیر دستمال نمایان می‌شود.
  • سرپوش یا چارقد: پارچه چهارگوش رنگـی یـا سـفید کـه آن را بـر روی لچـک می‌پوشیدند.
  • روبند: بعضی ازبانوان برای پوشاندن صورت خوداز روبند استفاده مـی‌کردنـد کـه این روبند از پارچه‌های کتانی سفید تهیه می‌شد و درمحـل چـشم‌هـا بـه طـور سـنتی توردوزی می‌گردید و به وسیله بند به پشت سر بسته مـی‌شـد و قـد آن تـا زیـر سـینه می‌رسید.
  • کلاه: بعضی از بانوان سیستانی ازکلاهکی به شکل عرقچین استفاده می‌کردنـد کـه روی آن نقشبندی شده است.
  • چادر: طرح آن چهارگوش و جنس آن ازپنبه است و توسـط بومیـان منطقـه بافتـه می‌شود. این پارچه چهارخانه مستطیل شکل را از وسط بر روی سر می‌اندازند و قد آن تا کناره‌های زانوها و پایین تر می‌رسد. نوع نامرغوب آن جاوَنـد نامیـده مـی‌شـد و نـوع دیگر که مختص اعیان و اشراف بود از چهارخانه‌های ریز با نخ ابریشم بافته می‌شد.
  • کفش: مدل تخت چوبی که رویه چرمی داشت و افراد معمولی استفاده مـی‌کردنـد. اُرسی‌های سرکج یا نوک برگشته مخصوص بانوان ثروتمند بود.
  • تُنبون: دامن پرچین که درمنطقه به تنبون شگاد معروف است. زنان سیستانی دامنـی را به جای شلوار در زیر پیراهن تاجیک می‌پوشیدند که عرض دامن به ده متر می‌رسید.[۹]

شیراز[ویرایش]

Women from Shiraz as seen by Jane Dieulafoy in 1881.jpg

قشقایی[ویرایش]

کاشان[ویرایش]

لباس مردان در ابیانه[ویرایش]

پوشاک عمومی مردان از دوره صفویه نا اوایل قرن حاضر عبارت بوده از: کلاه نمدی٬ قبا٬ زیرپوش قبا به نام ارخالق٬ شال کمر٬ شلوار گشاد از جنس کرباس یا متقال٬ گیوه محلی و پوشش زمستانی کمر چین یا سرداری٬ کقش چرمی یا چموش و نوعی قبا از پارچه قصب یزدی٬ جبه یا شنل ترمه ای٬ کلاه کله قندی دست دوز با نقشهای هندسی و یک نوع عرقچین که با ابریشم رنگارنگ دارای نقش جالب می باشد که عرقچین تار نامیده می شود.

لباس زنان در ابیانه[ویرایش]

لباس محلی زنان ابیانه عبارت است از:

چادرقد٬ پارچه مربع شکل به ابعاد ۵/۱ متر که به شکل سه گوش روی سر قرار می گیرد.

پیراهن بلند در طرح ها و رنگهای مختلف که با کار دست گلدوزی شده و با یراق های از جنس نقره تزئین شده است و همچنین یقه و چاکهای زیبا از پارچه های گلدار زیبائی این لباس را دوچندان نموده است.

شلوار یا شلیطه که جامه ای پر چین است که از کمر تا سر زانو را می پوشاند که با یراق های از جنس نقره تزئین می شود.

در هوای سرد زمستانی علاو ه بر این لباس ها بر روی پیراهن آرخالق یا نیم تنه که از پارچه ای از جنس مخمل تهیه شده پوشیده می شود که به نام کرتی شناخته می شود.

همینطور در زمستان بر روی چارقد٬ چادر شبی از جنس ابریشم (کج) پوشیده می شود که بافت آن بصورت شطرنجی و با رنگهای زیبا طراحی شده است.

گیوه زنانه محلی یا در زمستان کفش (چموش) استفاده می شود.

نکته قابل توجه اینکه پارچه های لباس زنانه از رنگهای روشن و گل و بوته های رنگین و درشت انتخاب می شود که از آسمان شفاف و زیبائیهای طبیعی منطقه الهام گرفته است.

کردی[ویرایش]

نوشتار اصلی: لباس کردی
چند مرد کرد در سال ۱۲۵۲ هجری خورشیدی

پوشاک مردان و زنان کرد شامل تن‌پوش، سرپوش و پای‌افزار است. ساخت و کاربرد هریک از این اجزا، بسته به فصل، نوع کار و معیشت و مراسم و جشن‌ها با یکدیگر تفاوت دارد. هرچند پوشاک نواحی مختلف کردستان مانند اورامان، سقز، بانه، گروس، سنندج، مریوان و... متفاوت است، اما از نظر پوشش کامل بدن، همه با هم یکسان هستند. پیش از ورود پارچه، کفش‌های خارجی و سایر محصولات داخلی به کردستان، بیشتر پارچه‌ها و نیز پای‌افزار مورد نیاز توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می‌شد.

تن پوش مردان کرد[ویرایش]

چوخه: نیم‌تنه‌ای پنبه‌ای یا پشمی است که در ناحیه سقز، بانه و مریوان به آن «که وا» می‌گویند و درسنندج آن را «چوخه» می‌نامند.

پانتول: شلواری گشاد با دم‌پای تنگ است که «رانک» نیز نامیده می‌شود.

ملکی: نیم‌تنه‌ای بدون یقه است که از پایین نیم‌تنه تا بالا به وسیله دکمه بسته می‌شود.

لفکه سورانی: پیراهنی با آستین فراخ و بلند و زبانه‌ای مثلث شکل در انتهای آستین است که آن در حال عادی دور مچ یا بازو می‌پیچند.

شال: که به آن «پشتون» و «پشتینه» نیز می‌گویند، پارچه‌ای است تقریباً به طول ۳ تا ۱۰ متر که بر روی لباس در ناحیه کمر بسته می‌شود.

دستار: یا «کلاغه» که به آن «دشلمه»، «مندلی»، «رشتی»، و «سروین» (سربند) نیز می‌گویند و مردان به جای کلاه از آن استفاده می‌کنند.

فرنجی: یا «فره‌جی» که ویژه مردان ناحیه اورامانات است و از نمد ساخته و آماده می‌شود.

کله بال: نوعی از نمد پوششی است که چوپانان در مناطق چرای گله در صحرا استفاده می‌کنند.

پیچ و کولاو: کلاه محلی کردها را که معمولاً زنان کرد ان را با دقت و ظرافت خاصی و با نقش و نگارهایی بر جایی مانده از فرهنگ اصیل کردی می‌بافند معمولاً به رنگ‌هایی سیاه وسفید و به دو صورت کلاه بلند و تخت بافته می‌شود و در دست مصرف کنندگان قرار می‌گیرد البته بنا به گفته پیشینیان و به اعتقاد انها مرد نباید سرش لخت باشد.

پیچ: دستمالی است سیاه و سفید که با گذاشتن کلاه روی سر به دور کلاه پیچانده می‌شود و در قسمت پشت سر در درون دستمال قرار داده می‌شود تا شل نشود البته برادران بارزانی پیچ و کولاو شالشان به رنگ قرمز می‌باشد. البته اعراب نیز از این شال چه سیاه و سفید و چه قرمز رنگ برای پوشش خود استفاده می‌کنند.

کلاش: پاپوشی است به رنگ سفید که با ظرافت کامل توسط برادران هورامانی ساخته می‌شود که از بد بو شدن پا جلو گیری می‌کند و پا را خنک نگه می‌دارد از خصوصیات ان فصلی بودن ان است و نمی‌توان از ان در فصل زمستان ویا فصول باران زا استفاده کرد.

تن پوش زنان کرد[ویرایش]

جافی: شلواری همانند شلوار مردان است. این شلوار را زنان کرد، به ویژه زنان روستایی، هنگام کار می‌پوشند. در سایر مواقع، زنان شلوار گشاد از جنس حریر به پا می‌کنند.

کُلُنجِه: نیم‌تنه‌ای است که روی پیراهن بلند می‌پوشند و رد اورامان آن را «سوخمه» می‌نامند و از پارچه‌زری یا مخمل دوخته می‌شود.

شال: از پارچه‌ای زیبا بر روی لباس در ناحیه کمر بسته می‌شود.

کلاو: یا کلاه که از جنس مقوا و به شکل استوانه‌ای کوتاه است که آن را با پولک‌هایی رنگین به صورت بسیار زیبایی تزیین می‌کنند.

کُلکه: روسری یا دستاری است که به جای کلاه مورد استفاده زنان قرار می‌گیرد کلکه دارای رشته بلندی از ابریشم سیاه و سفید با ملیله‌دوزی است.

گالش[ویرایش]

لباسی که گالشها هنوز هم از آن استفاده می‌کنند عبارتست از، شلوار پشمی، جلیقه پشمی، کلاه و شولا که همه پشمی هستند و برای زندگی در شرایط آب و هوایی سرد کوهستان مناسب است.[۱۰]

گیلان[ویرایش]

لباس محلی استان گیلان

آثار باستانی به دست آمده در سراسر سرزمین گیلان، سوابق زندگی در این منطقه را به بیش از چهار هزار سال می رساند. پوشاک مردم گیلان در گذشته‌های دور نیز از میان این اشیای به دست آمده قابل شناسایی است.

طرح چهره یک بانوی گیلک که بر روی یک جام پوسیده مفرغی به دست آمده است، نشان می‌دهد که زنان گیلان روسری بزرگی بر سر می‌گذاشتند و با پیشانی بندی که از روی پیشانی عبور می‌کرد و در پشت سر گره می‌خورد، روسری را روی سر نگاه می‌داشتند.

این جام مفرغی که از مارلیک به دست آمده است، به بیش از سه هزار سال پیش باز می‌گردد. همین تصویر نشان می‌دهد که بقیه روسری روی دوش و سینه قرار می‌گرفت و دنباله آن دوباره از زیر چانه به طرف بالا کشیده و در کنار گوش به پیشانی بند متصل می‌شد.

لباس محلی استان گیلان

در مجسمه‌ای طلایی که از مارلیک به دست آمده است، یقه ایستاده بر گردن مجسمه را در زیر دو حلقه زینتی می‌توان مشاهده کرد. دو نشان متقارن و نیز آویزی با زنجیر بر سینه مجسمه به چشم می‌خورد. موی سر تزیین شده است و حالتی شکوهمند دارد.

همین طرح‌های قلم زنی روی آثار مفرغی، پوشاک مردان باستانی گیلان را نیز ارائه می‌نماید؛ کلاهی از جنس پارچه ضخیم یا نمد، پیراهن آستین کوتاه با دامن کوتاه با کمربندی پهن که بر کمر مرد بسته شده است.

در غرب گیلان زنان تالش معمولاً روسری‌های پهن و سفید را با پوشش بیشتری به کار می‌برند.

ردپای پوشاک مردم گیلان از گذشته‌های دور تا سال‌های معاصر به سختی ممکن است و تنها کلاه نمدی و چوموش را می‌توان بر جای مانده از آن دوران دانست. بومیان گیلان زمین، کت پشمین خشن بافتی به نام "چوخا" یا دارند، شلوار آنها معمولی و پشمی است که لیفه‌ای یا میان ساق است و کلاه نمدی و چوموش مکمل لباس آنهاست.

پیراهن مردان بیشتر به رنگ قرمز تند یا کمی روشن تر و بدون یقه است. آستین پیراهن راسته و بدون مچ و پیراهن دارای چاک در قسمت راست سینه است. معمولاً اندازه پیراهن بلند نیست. پارچه شلوار مردان گیلک غالباً توسط زنان بافته می‌شود.

یک شال نیز برای پیچیدن روی کمر استفاده می‌شود که از پارچه دست بافت و با نقوش هندسی و رنگین است. این شال بیشتر در جشن‌ها و عروسی‌ها به کار می‌رود. کلاه مردان نمدی و از پارچه زمخت بافت پشمی است. گالشان (دامداران کوهستانی) کلاهی پوستی دارند و علاوه بر آن از شولا یعنی بالاپوش نمدی و نیمه بلند استفاده می‌کنند.[۱۱][۱۲]

لُر[ویرایش]

لباس محلی زنان لُر


پوشاک سنتی مردان عشایر لرستان[ویرایش]

شال: پارچه بلند و سفیدی است به عرض ۶۰ تا۹۰ سانتیمتر و به طول ۶ تا ۹ متر و از جنس چلوار، که آن را چند دور به کمر می‌پیچند و علاوه بر آن در مواقع ضروری ازآن به عنوان کفن یا پیچاندن جای زخم و یا طناب نیز استفاده می‌شود.

ستره: قبای مخصوصی است که اندازه آن تا زیر زانو بوده، بیشتر در مواقع رسمی از آن استفاده می‌شود و از قدیمی‌ترین نوع پوشاک ایران است. کلاه نمدی: کلاه گرد بدون لبه‌ای است که از نمد ساخته شده است.

کپنک (فرجی): یک نوع قبای پشمی محکم است که معمولاً مورد استفاده چوپانان است. در مواقع جنگ از آن به عنوان لباس رزم استفاده می‌شود، زیرا ترکیب بسیار فشرده‌ای درساخت آن به کار رفته است.

گیوه: نوعی کفش دست ساز محلی است که کف آن چرم و یا پلاستیک ضخیم و محکمی است که رویه آن به وسیله نخ تابیده بافته می‌شود.

چوغا: نوعی بالا پوش مردانه است که بیشتر در منطقه بختیاری لرستان و چهارمحال بختیاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. جنس چوغا از پشم گوسفند است و معمولاً توسط زنان بختیاری بافته می‌شود.

پوشاک سنتی بانوان عشایر لرستان[ویرایش]

جومه: نوعی پیراهن زنان لرستان که به صورت آزاد، بلند و بدون یقه است.

کلنجه: بالاپوش یراقدوزی شده‌ای است که در بسیاری از موارد رویه جلوی آن را سکه‌دوزی و تزیین می‌کنند.

تره و گل ونی: تره پارچه ابریشمی مخصوصی است که زنان لر به سر می‌بندند و به لری آن را ساوه می‌گویند. تره را در حالت عادی می‌بندند و برای شرکت در مراسم وجشن و سرور، نوعی از آن را به نام گل ونی که رنگین است روی تره می‌بندند.

مازندران[ویرایش]

تن پوش زنان مازندرانی[ویرایش]

شلیته یا چرخی شلوار: دامن پرچین و کوتاهی است از جنس پارچه ابریشمی و کتان‌های ظریف یک رنگ که معولاً دورادور لبه پایین آن را با نوار سیاه رنگی تزیین می‌کردند و به آن سیاهیک می‌گویند. در تندیس‌های به دست آمده از دورهٔ اشکانیان مجسمه زنی با شلیته‌ای بلند و پیراهنی نیمه کوتاه وجود دارد. در حال حاضر از شلیته‌ای هنگام جشن‌ها و برای رقص‌ها ی محلی استفاده می‌شود.

تمبان تنگه تمبان یا پشمبال: نوعی شلوار با الگوی ساده به رنگ تیره معمولاً از جنس پارچه‌ای سنتی کرباس و یا از جنس پارچه‌های تهیه شده از بازار به نام دبیت حاج اکبری است.. در چین کمر تمبان به جای کش، نوار بلند کتانی یا کج استفاده می‌شود.

نیم ساق: نیم ساق هم نوعی شلوار تنگ به رنگ‌های سبز، سفید یا سرخ از جنس ابریشم یا مخمل است که آن را معمولاً دختران و زنان جوان در زیر پیراهن می‌پوشند.

جومه: پیراهن و دامن یک سره از شانه تا زیر زانو است جنس این پیراهن معمولاً کتان یا چیت است.

نیم تنه: این جلیقه به شکل جلیقه‌های مردانه با یقه هفت یا گرد و جلو باز است و چند دکمه می‌خورد. قسمت جلویی آن از پارچه پشمی و پشت آن آستری است. گاه جلیقه را از جنس مخمل سرخ یا زرد و آراسته به سکه و پول‌های قدیمی تزیین می‌کنند در محل هزار جریب به این جلیقه سیمپوش می‌گویند.

کلیجه: کتی بلند و معمولاً از جنس مخمل رنگی همراه با یراق دوزی وسکه‌های عراقی و رضاشاهی است که در زمستان استفاده می‌شود. این کت آستین ساده بلند دارد. نوع دیگر آن با آستینی که تا روی آرنج می‌رسید به نام چکبن شناخته می‌شد.

چادر شو: چادر شب مربع شکلی را سه گوش کرده دور کمر در پشت گره می‌زنند. هنگام عروسی سر و چهر عروس را با آن می‌پوشانند. جنس چادر شب در خانواده‌های اعیان از ابریشم است و مردم عادی چادر شب‌هایی ازجنس کج (ابریشم درجه ۳) و یا مخلوطی از ابریشم و کج استفاده می‌کنند.

چارقد: روسری چهارگوش با رنگ روشن و گل دار از جنس وال، ململ، چیت و یا ابریشم است. از رنگ روشن چارقد همراه با آرایه‌های نقره‌ای به نام سرچنگک در محل شقیقه‌ها، در جشن‌ها استفاده می‌شود.

مندل: سربندی است از جنس کتان که آن را سه گوشه و روی چارقد استفاده می‌کنند مندل بیشتر هنگام کشاورزی و کارهای روزمره استفاده می‌شود.

سراقوچ: نوعی کلاه زنانه است از پارچه نخی و یا الگویی مشابه کلاه نوزاد که برای نگهداری گیسوان بافته شده به کار می‌رود. لبه این کلاه را چین کش می‌کنند.

گیس بند: بند نازکی است که آن را با رشته‌های تابیده شده از نخ برن که معمولاً سفید رنگ است تهیه می‌کنند. از گیس بند برای بستن گیسوان بافته شده استفاده می‌شود.

جوراب: جنس آن از پشم است و در رنگ‌های تیره بافته می‌شود.

کوش: در گویش محلی به کفش می‌گویند جنس آن از چرم دباغی شده و به رنگ‌های قهوه‌ای و مشکی بود

گالش: بیشتر در رفت و آمدهای روزانه استفاده می‌شود و از جنس لاستیک سیاه و کف آن قرمز رنگ است.

چاروق: کفش مشترک مردان وزنان است جنس این کفش از چرم گاو و گاومیش و یا نمد است که کمی بزرگ تر از پا و لبه آن چین کش است.

پاتوئه: شال بلند ابریشمی است که دور پا پیچیده می‌شود و با کمک ریسمان‌های بلندی آن می‌بندند پاتوئه پاپوش گرمی است و در روزهای سرد بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

قلدون یا گلوبند: شامل میرکا، گبری چشم بلبلی، کهربا، عقیق، یسر و یشم که به صورت اشکال هندسی و نامنظم تراشیده می‌شد.

تن پوش مردان مازندرانی[ویرایش]

نیم تنه: این جلیقه به شکل جلیقه‌های مردانه با یقه هفت یا گرد و جلو باز است و چند دکمه می‌خورد.

جرب: جوراب ویژه چوپان‌ها بود. انواع کران تری از آن نیز با عنوان‌های رنگ رشت و آق بانو وجود داشت نوع دیگر آن را گردن جرب می‌گفتند. و بافت ساده و یک رنگ داشت.

کوش: مردم نواحی کوهستانی گیوه به پا می‌کردند. گروهی نیز گیوه کرمانشاهی که از نخ ابریشمی با الیاف زیبا و کف چرم یا کائوچو بود، می‌پوشیدند. صندل‌های با کف نازک از چوب افرا یا ملیچ را چوکوش می‌گفتند.

شیخی کوش: کفشی از چرم و به شکل نعلین که اغلب مورد استفاده روحانیون قرار می‌گرفت.

چوموشک یا چموشک: کفشی با کفی از چرم گاو و پاشنه نعل آهنی که تا مچ پا بود و در همه فصول استفاده می‌شد.

چاروق: سنتی ترین کفش این ناحیه که معمولاً با پاتوئه استفاده می‌شود. جنس آن چرم و دارای بندهای بلند برای بستن دور پا است.[۱۳]

مریوان[ویرایش]

نوشتار اصلی: مریوان

پوشش مردم منطقهٔ مریوان عمدتاً همان لباس محلی کردی می‌باشد که این لباس یکی از زیباترین، متنوع ترین و پوشیده ترین پوشش‌هایی است که به نوشتهٔ سیاحان در سفرنامه هایشان در سطح فرهنگ مردم دنیا کم‌نظیر است، به طوری که این لباس در چندین جشنوارهٔ مختلف بین‌المللی مقام اول را کسب نموده است. این لباس همانند زبان کردی دارای تنوع خاص، در مناطق مختلف می‌باشد. لباس زنان کرد نیز از پیراهن‌هایی با رنگ شاد و نسبتاً گشاد که از شانه تا پا دوخته می‌شود استفاده می‌کنند.

هرمزگان[ویرایش]

با توجه به اینکه هرمزگان، جمعیت‌های عرب زبان و بلوچ را درونش جای داده اما لباس محلی آن خاص و منحصر به فرد است لباسی که به گفته برخی محققین بی شباهت به لباس‌های هندی و عربی نیست گرچه نمیتوان به صورت دقیق این گفته‌ها را تایید کرد. زیرا آنچه این شباهت را نشان میدهد زری دوزی و مشابهت زیور الات این منطقه با کشور هندوستان و یا طرح لباس بندری با لباس مردم امارات است با توجه به این مسئله که قدمت لباس بندری از تاریخ به وجود آمدن امارات بیشتر است و گمان می‌رود رفت و آمد بازرگانان و تجار عرب و هندی و ایرانی به این مناطق باعث تاثیر پذیری از این فرهنگ‌ها شده است.[۱۴]

تن پوش زنان هرمزگان[ویرایش]

پیراهن زنان هرمزگانی گاه بلند تا مچ پا و گاه تا زیر زانو می رسد که این مسأله از هر منطقه به منطقه ای دیگر متفاوت است. موضوع حائز اهمیت در لباس زنان هرمزگان نوع پارچه و رنگ آن است که جنس پارچه هایی که برای پیراهن‌های زنانه انتخاب می‌شود به علت گرمای هوا معمولا سبک و نازک است تا جریان هوا را به راحتی از میان آن عبور دهد همچنین در انتخاب رنگ لباس از رنگ هایی مانند آبی بنفش صورتی و سبز بیشتر استفاده می‌شد.

چادر بندری یکی از زیباترین چادرها در سراسر کشور محسوب می‌شود. طرح رنگ و نوع پارچه منحصر بفرد این چادر زیبایی خاصی را برای آنها به وجود آورده است. بیشتر چادرها به رنگ‌های قهوه ای خردلی ،خاکستری مایل به آبی است که اغلب آنها از کشورهای عربی، هند و پاکستان وارد ایران می‌شود.

شلوار بانوان در تمام نواحی استان هرمزگان شکل و آرایشی همانند دارد اما تزئینات دمپای شلوارها بسته به سلیقه محلی و نه شرایط آب و هوایی متفاوت است. شلوارهای هرمزگان دارای دمپای تنگ تا زانو است و در ناحیه کمر و پایین گشاد می‌شود و قسمت مچ پا به سمت داخل را بوسیله زیپ یا دکمه می‌بیندند. در پوشاک بانوان هرمزگان ملحقاتی وجود دارد که علاوه بر جنبه تزئینی جنبه کاربردی نیز دارد از مهمترین این ملحقات برقع است که نوعی حجاب نیز محسوب می‌شود و اغلب زنان ساحل نشین قشم، بندرلنگه، جاسک و بندرعباس از آن استفاده می‌کنند و در مناطقی مانند رودان، حاجی آباد و بستک دیده نمی‌شود.[۱۵]

منابع[ویرایش]

  1. «تیشینه». بازبینی‌شده در ۶ شهریور ۹۲. 
  2. . esfahan.irna.ir. 
  3. «پوشاک عشایر بختیاری». 
  4. عمرانی نسب. پوشاک مردم سیستان و بلوچستان. ۸۶. ۱۲۹. 
  5. عمرانی نسب. فرهنگ مردم ایران. زمستان۸۶. صص ۱۲۷-۱۲۸. 
  6. «Clothing of Khorasan». 
  7. میراث فرهنگی و گردشگری
  8. «wikipg». بازبینی‌شده در 8 شهریور 92. 
  9. عمرانی‌نسب، اشرف السادات. فرهنگ مردم ایران. ۸۶. 
  10. محمود رنجبر، رقیه رادمرد. بررسی و توصیف گویش گالشی. ۱۳۸۲. 
  11. سازمان میراث فرهنگی استان گیلان
  12. «تبیان». بازبینی‌شده در اول شهریور نود و دو. 
  13. «مازندنومه». ۲۱ فروردین ۱۳۸۴. بازبینی‌شده در ۶ شهریور ۱۳۹۲. 
  14. «ایسنا». بازبینی‌شده در ۶ شهریور۱۳۹۲. 
  15. «wikipg». بازبینی‌شده در ۶ شهریور۱۳۹۲. 

پیوند به بیرون[ویرایش]