ازدواج در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ازدواج در ایران دارای رسوم و قواعدی است که برخی از آن‌ها منحصر به فرهنگ ایرانی است. این رسوم در طول تاریخ به دفعات تغییر کرده‌اند و در میان اقوام، ادیان و مذاهب، و حتی طبقات اجتماعی گوناگون به فراخور متفاوت هستند.

دختران و پسرانی که هرگز ازدواج نمی‌کنند[ویرایش]

نوشتار اصلی: تجرد قطعی

باتوجه به اینکه کشور ایران یک کشور جوان است، مشاهده می‌شود با افزایش میانگین سن ازدواج و کاهش نرخ ازدواج دست به گریبان است. می‌توان عواملی را که در به وجود آمدن این بحران دخیل هستند، در این دسته بندیها ارائه نماییم.

عوامل جمعیت شناسی سن ازدواج شاخصی است که از شرایط اجتماعی ـ اقتصادی جامعه تأثیر می‌پذیرد. بعد از انقلاب اسلامی، به دلیل شرایط خاص آن دوران میانگین سن ازدواج تا حدودی کاهش یافت. لیکن مجدداً تحت تأثیر عوامل مختلفی در حال افزیش است. میانگین سن ازدواج زنان در مقایسه با مردان افزایش بیشتری داشته است. باتوجه به آمارهای جمعیت شناسی، تعداد پسران در سن ازدواج، کمتر از تعداد دختران دارای این شرایط است. و در عرف مردم ایران، پسر باید با گروه سنی پایین‌تر از خود ازدواج کند.

بنابراین فرصتهای ازدواج بسیاری از دختران در این شرایط کاهش می‌یابد. مهاجرت افراد به شهرها خود عاملی است برای به تأخیر افتادن سن ازدواج و مجرد ماندن. افرادی که به شهرها مهاجرت می‌کنند تحت تأثیر رفتارها و تفکر شهری قرارمی‌گیرند. از سوی دیگر با تغییر فرهنگی و تجددگرایی، انگیزه پسران مهاجر برای انتخاب همسری از میان دختران شهری افزایش می‌یابد. پسرانی که به علت کار و تحصیل به شهرها مهاجرت کرده‌اند، در این شهرها ازدواج می‌کنند. بنابراین توازن تعداد دختران و پسران در روستاها از بین می‌رود و بسیاری از دختران در روستاها مجرد باقی می‌مانند. مهاجرت به سایر کشورها نیز که توسط پسران بیشتر صورت می‌گیرد عدم تجانس تعداد پسران به دختران را افزایش می‌دهد.

عوامل اجتماعی نرخ آسیب‌های اجتماعی و آمار جرائم و مسائل اجتماعی چون طلاق، موجب گردیده که برخی از جوانان اعم از دختر و پسر جزو قربانیان چنین آسیب‌هایی بوده و بر اثر این آسیب‌ها، انگیزه‌ای برای ازدواج نداشته باشندو دیدگاه بدبینانه‌ای نسبت به ازدواج پیدا کنند. از آنجا که مبنای زندگی برپایه اعتماد متقابل طرفین به یکدیگر می‌باشد، با فروریختن دیوارهای اعتماد، افراد به سختی می‌توانند شریک زندگی خود را انتخاب کنند. تغییرات سریع اجتماعی و دگرگونی الگوهای فرهنگی و برخورد و تضاد میان هنجارها و نقش‌های اجتماعی، موجب از هم پاشیدگی روابط متقابل اجتماعی و انسانی گردیده است. تغییرات اجتماعی، منجر به تغییر نگرشها، نیازها و روابط انسانی می‌شود. تقاضای تأمین زندگی بهتر برای جوانان و کاهش حمایتهای خانواده از جوانان، نرخ ازدواج را کاهش داده است. درواقع توسعه یافتگی جوامع، باعث بالارفتن سن ازدواج گردیده است.

عوامل فرهنگی با روند تغییر ارزشها به سمت ارزشهای مادی، ظاهرسازی به یک عنصر فرهنگی پایدار تبدیل گردیده و افراد به جنبه‌های خیرکننده زندگی مادی، و تجمع سرمایه‌های مالی گرایش یافته‌اند. وقتی ثروت و دارایی ملاک قضاوت و ارزشیابی است، افراد سعی در نمایاندن ظواهر فریبنده زندگی مادی خواهند داشت. بطوری که ملاکهای افراد برای انتخاب همسر حول محور مادیات متمرکز می‌شوند. در جامعه‌ای که ثروت ارزش محسوب می‌شود و پسران اولین انتخاب کننده می‌باشند، دارایی دختر، جزو اصلی‌ترین ملاکهای ازدواج بوده و شیوه همسرگزینی در جهت تکمیل ورفع نیازهای مادی توسط داراییهای همسر (زن) می‌باشد. تحصیلات نیز ازدواج را با مشکل مواجه می‌کند، زیرا همزمان با ادامه تحصیل، امکان یافتن شغل مناسب وجود ندارد و دانشجو، جهت تأمین هزینه زندگی خویش نیز با مشکل مواجه است.

بنابراین ازدواج، اشتغال و تحصیل در کنار یکدیگر فشار مضاعفی را بر فرد وارد می‌کند. با افزایش سطح تحصیلات، نگرش فرد نسبت به زندگی و انتخاب همسر تغییر کرده و سطح توقعات آنان نیز افزایش می‌یابد. عدم امکان ازدواج پسران در طول تحصیل، منجر به کاهش نرخ ازدواج دانشجویان دختر می‌گردد. زیرا دختران دانشجو انتظار دارند که فرد مقابل آنها دارای تحصیلات عالی باشد، ولی از آنجا که اولاً تعداد دانشجویان پسر نسبت به دانشجویان دختر رو به کاهش است و ثانیاً اغلب پسران دانشجو نیز امکان ازدواج در زمان دانشجویی را ندارند، این وضعیت فرصتهای ازدواج دختران را کاهش می‌دهد.

برخی از مردان از انتخاب همسری که دارای تحصیلات عالیه باشد، پرهیز می‌کنند و معتقدند که اشتغال و تحصیل برخی از زنان، منجر به احساس برتری آنها نسبت به همسرشان می‌شود، این طرز تفکر می‌تواند منجر به کاهش فرصتهای ازدواج دختران دانشجو شود. تا زمانی قبل، تأخیر در ازدواج و تجرد پسران و دختران تا سنین بالا، نوعی نابهنجاری اجتماعی تلقی می‌گردید. امروزه به دلیل وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و افزایش آمار مجردین، این امر از سوی جامعه موجه جلوه کرده است.

مسکن بحران مسکن یکی از عوامل مهم در به تأخیر افتادن سن ازدواج می‌باشد، باتوجه به روند شکل گیری خانواده هسته‌ای نیاز به مسکن یکی از ضرورتهای مهم ازدواج می‌باشد. لذا جوانان ترجیح می‌دهند که جهت تشکیل زندگی جدید، مستقل از والدین زندگی کنند. این امر باتوجه به حجم عظیم جمعیت و نرخهای بالای تهیه مسکن قابل تأمل است.

مشکلات ناشی از به تأخیر افتادن سن ازدواج الف) سطح فردی: مسأله ازدواج یکی از مسائلی است که از نظر بهداشت روانی حائز اهمیت است. افراد ازدواج نکرده، معمولاً از ثمرات یک زندگی رضایتبخش، ایمن و سرگرمکننده برخوردار نبوده. و همیشه بلاتکلیف و سرگردان زندگی می‌کنند و در صورت عدم پایبندیهای مذهبی، اکثراً با لذت طلبی‌ها و کامجویی‌های بدلی به دنبال تکیه گاههای غیرحقیقی می‌باشند تا از فشارهای روحی آسوده شوند.

از دیگر اثرات روحی ـ روانی تأخیر در ازدواج؛ کم حوصلگی و بی رغبتی فرد در انجام امور، احساس فقدان حمایتهای عاطفی، احساس عدم درک از سوی دیگران، می‌باشد. بطور کلی ازدواج به میزان قابل ملاحظه‌ای زنان را در برابر ابتلا به بیماریهای روانی حفاظت می‌کند. شکست در ازدواج بهنگام و مناسب و نیز ناکامی در ارضای غرایز جنسی بطور مشروع، می‌تواند به پرخاشگری و عدم سازگاری فرد منتهی شود.

ب) سطح خانوادگی: تأخیر سن ازدواج در خانواده نیز مشکلاتی را به بار می‌آورد، از جمله کاهش حمایتهای مختلف خانواده (از نظر مالی، عاطفی، فکری...) از وقوع ازدواج فرد، زیرا گاه به دلیل تأخیر و بهنگام نبودن ازدواج فرد، هیچگونه رغبت، اشتیاق و همکاری بین اعضای خانواده در این امر وجود ندارد. گاه فرد مجرد از سوی خانواده به عنوان فردی مزاحم و سربار معرفی می‌شود که توانایی تشکیل و اداره زندگی را ندارد. از سوی دیگر، احساس نگرانی والدین از آینده مبهم و سردرگم فرد مجرد (علی الخصوص دختر) و احساس ترس از آینده او، در صورت فوت والدین و عدم حمایت یا حتی آزار سایر اعضای خانواده نسبت به فرد مجرد.

ج) سطح اجتماعی: از آنجا که جامعه متشکل از واحدهای کوچکی به نام خانواده می‌باشد، لذا تأخیر در ازدواج و در بدترین حالت، عدم ازدواج برخی از مجردین، بنیانهای خانواده را با خطر اضمحلال مواجه کرده و موجب اختلال در کارکردهای خانواده و کم بها شدن خانواده و ارزشهای آن می‌شود. محققان در مطالعه علل آسیبهای اجتماعی، به رابطه بین عدم ازدواج و تجرد به وقوع برخی از مفاسد و جرائم اخلاقی پی برده‌اند. از دیگر صدمات اجتماعی، کاهش سلامت جامعه و احساس سرخوردگی بسیاری از جوانان مجرد است که مخالف فطرت خود عمل می‌کنند.

قرن‌ها بعد و در دوره ساسانیان، نوع اصلی ازدواج ایرانی «زنیِ پادِخشای» خوانده می‌شد که در واقع انتقال قیمومیت دختر از پدر به شوهر بود.[۱] همچنین گونه‌ای ازدواج موقت برای زنان وجود داشت که «چَگَر» نامیده می‌شد و آن هنگامی بود که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت و زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می‌داد تا فرزند آورد. چگر را به صورت چَکَر هم نوشته‌اند.[۱] در این گونه از ازدواج رضایت زن شرط نبوده‌است و فرزندان حاصل به شوهر اول می‌رسیده‌اند.[۲] نوع دیگری از ازدواج‌های ساسانی که باعث بحث و جدل‌های زیادی میان امروزیان شده‌است خویدوده بود که ازدواج با محارم است.[۳]

ازدواج سنتی و مدرن[ویرایش]

ازدواج سنتی ایرانی فرایندی است که دارای مراحل مختلفی است. این مراحل در برخی از نقاط ایران از ابتدا اندکی تفاوت داشته و در برخی از نقاط دیگر، به تدریج تغییراتی در آن راه یافته‌است. ولی آنچه در مراحل ازدواج سنتی ایرانی تقریباً در اکثر نقاط کشور (بخصوص شهر تهران) مرسوم و معمول بوده‌است، بطور رسمی شامل این مراحل است:[۴]

در این میان در گذشته رسومی نیز وجود داشته که از میان رفته‌اند (مانند نشان دادن عروس به قابله پیش از عقد) و رسومی نیز وجود دارند که هنوز پابرجا هستند، ولی به شکل سنتی قدیم اجرا نمی‌شوند (مانند خرید عروسی).[۵] در مقابل ازدواج‌های سنتی، ازدواج‌های مدرن قرار دارند که کمتر تابع رسوم بوده و فقط به جنبه کارکردی ازدواج(عقد نکاح) و آغاز زندگی مشترک پرداخته می‌شود.

از سوی دیگر نقش خانواده در آشنایی زوجین، متغیر دیگری است که نوع ازدواج را (سنتی یا مدرن) تعیین می‌کند.[۶] در ازدواج‌های سنتی غالباً خانواده طرفین نقش تعیین کننده تری داشته و حتی در برخی از ازدواج‌های سنتی تا چند سال پیش، زوجین حق دیدن یا صحبت کردن با یکدیگر را نداشته‌اند.(به عنوان نمونه ازدواج روح‌الله خمینی و بانو خدیجه ثقفی از این نوع بود)[۷] در حالی که در ازدواج‌های مدرن، شناخت پیش از ازدواج توسط خود زوجین صورت می‌گیرد و خانواده طرفین نقش زیادی در آن ندارند. بدیهی است که در این میان، چه از نظر رسوم ازدواج و چه از نظر شناخت و آگاهی، انواع بینابینی زیادی وجود دارد.[۶]

از دیگر تفاوت‌های ازدواج سنتی و مدرن، تفاوت سنی زوجین است. در ازدواج سنتی بطور معمول زوج (داماد) چندین سال از زوجه (عروس) مسن تر است. در حالی که در ازدواج‌های مدرن زوجین اختلاف سنی معنی داری نداشته و در مواردی نسبت معکوس برقرار است.[۶]

یک تحقیق آماری نشان می‌دهد که جوانان تهرانی، به ازدواج سنتی بیش از ازدواج مدرن راغب هستند.[۸] آمار نشان داده‌اند که ازدواج‌های سنتی از استحکام بیشتری نسبت به ازدواج‌های مدرن برخوردارند. در استان تهران که نسبت ازدواج‌های مدرن از دیگر استانها بیشتر است، حدود ۳۰ درصداز ازدواج‌ها به جدایی و طلاق منجر می‌شوند.[۹][۱۰]

اختلاف سنی[ویرایش]

موضوع اختلاف سنی میان عروس و داماد، در ازدواج ایرانی موضوعی مناقشه برانگیز است. امروزه در برخی از ازدواج‌های مدرن ایرانی، اختلاف‌های سنی معنی دار مشاهده می‌شود. کارشناسان دلیل چنین انتخاب‌هایی را مسائل مالی و کاهش نقش نظارتی خانواده در ازدواج می‌دانند. برخی آسیب شناسان اجتماعی، وضعیت کنونی جامعه ایران را در این خصوص بحرانی و در حد هشدار می‌دانند. علاوه بر آسیب شناسان، کارشناسان مسائل حقوقی نیز نسبت به افزایش اختلاف سنی واکنش نشان داده‌اند.[۱۱][۱۲]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ دریایی ۱۷۲
  2. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام rail وارد نشده‌است.
  3. دریایی ۱۷۷
  4. محمود کتیرایی. از خشت تا خشت. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. ۱۲۵ و ۱۲۶. 
  5. محمود کتیرایی. از خشت تا خشت. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. ۱۲۵ و ۱۲۶. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ «ازدواج موفق؛ عامل مهم ایجاد جامعه سالم = ۲۰ آبان ۱۳۸۸». روزنامه ایران. 
  7. محمد حسنین هیکل (ضمائم توضیحات سیدحمید روحانی). ایران:روایتی که ناگفته ماند. تهران: نشر الهام. ۳۸۱. 
  8. «ازدواج موفق؛ عامل مهم ایجاد جامعه سالم = ۲۰ آبان ۱۳۸۸». روزنامه ایران. 
  9. «بیشتر جوانان تهرانی طرفدار ازدواج سنتی هستند = ۲۰ آبان ۱۳۸۸». صنایع نیوز. 
  10. «ازدواج سنتی در تهران به فراموشی می‌رود = ۲۰ آبان ۱۳۸۸». خبرآنلاین. 
  11. «ازدواج با اختلاف سنی بالا = ۲۰ آبان ۱۳۸۸». پارسی طب. 
  12. «افزایش تفاوت سنی در ازدواج برای جامعه هشدار محسوب می‌شود = ۲۰ آبان ۱۳۸۸». فارس نیوز. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمهٔ مرتضی ثاقب‌فر. تهران: ققنونس، ۱۳۸۳. ISBN 964-311-436-8. 
  • اعزازی، شهلا. جامعه‌شناسی خانواده: با تاکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر. تهران: روشنگران، ۱۳۸۵. ISBN 964-5512-62-X.