همسایه‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از همسایه‌ها (رمان))
پرش به: ناوبری، جستجو
همسایه‌ها
Hamsayeha.JPG
جلد چاپ اول رمان همسایه‌ها (۱۳۵۳)
نویسنده احمد محمود
ناشر امیرکبیر
محل نشر تهران
تاریخ نشر ۱۳۵۳ (چاپ اول)[۱]
تعداد صفحات ۵۰۲
سبک
زبان فارسی
نوع رسانه کتاب
غریبه‌ها
داستان یک شهر

همسایه‌ها رمانی از احمد محمود (۱۳۸۱–۱۳۱۰)، نویسندهٔ ایرانی است. این رمان داستان جوانی به نام «خالد» را پیش از کودتای ۲۸ مرداد و دوران نهضت ملی شدن نفت در شهر اهواز روایت می‌کند. «خالد»، همچنان که رمان پیش می‌رود، از نوجوانی بی‌تجربه به فردی سیاسی تبدیل می‌شود. در این میان، عشقش به دختر «سیه‌چشم»، او را در تنگنای انتخاب میان عشق و وظیفه، می‌گذارد و عاقبت از زندان سر درمی‌آورَد.

محمود نگارش این رمان را از ۱۳۴۲ آغاز کرد و آن را در بهار ۱۳۴۵ به پایان رساند. او، به دلیل مهیا نبودن شرایط انتشار رمان، بخش‌هایی از آن را در برخی نشریات منتشر کرد. با این‌همه، تا سال ۱۳۵۳ موفق به چاپ آن نشد. کتاب به طور کامل، اول‌بار در سال ۱۳۵۳ توسط مؤسسهٔ انتشاراتی امیرکبیر در تهران چاپ شد. کتاب پس از انتشار با اقبال عمومی مواجه شد. پس از گرفتار شدن کتاب در دستگاه سانسور دولتی و توقیف آن به دلایل سیاسی، رمان تا ۱۳۵۷ اجازهٔ انتشار مجدد نیافت. کمی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و به خاطر از بین رفتن سانسور دولتی، بار دیگر منتشر شد و تا ۱۳۶۰، بارها توسط انتشارات امیرکبیر و ناشران غیرمجاز تجدید چاپ شد. پس از آن، به دلیل وجود تصاویر و صحنه‌های جنسی، مستهجن تشخیص داده شد و دوباره توقیف شد. این کتاب یکی از پرتیراژترین رمان‌ها به زبان فارسی است.

همسایه‌ها رمانی است در گونهٔ ادبیات واقع‌گرایانهٔ اجتماعی که به‌عنوان اولین رمان نویسنده، به‌سرعت او را وارد دنیای جدی و حرفه‌ای ادبیات زمانهٔ خود کرد و برخی آن را یکی از بهترین رمان‌های فارسی و از بهترین آثار محمود می‌دانند. محمود، با استفاده از تکنیک‌هایی مانند «نقل حادثه در لحظهٔ وقوع»، «مونتاژ» و به تبع آن، «توهم زمانی»، مشخصات کلاسیک رئالیسم را پشت‌سر می‌گذارد.

احمد محمود در همسایه‌ها، با اینکه به زندگی طبقات فرودست اجتماع پرداخته و از رنج آن‌ها می‌گوید، اما در جانبداری از طبقات فرودست و ایدئولوژی خود، معتدل بوده و بازتاب دقیق حوادث را به آنچه هوادار آن بوده، ترجیح داده‌است. او همچنین خرافه‌پرستی و اختلاف طبقاتی را نقد کرده و از زندگی خود و تجربیاتش، برای بازسازی و بازنمایی فضای پررنج و دشوار مردمان رمان و همین‌طور گرایش‌های سیاسی آن‌ها، بهره برده‌است. این رمان تاکنون از منظرهای روان‌کاوانه، مارکسیستی، جامعه‌شناختی، تطبیقی و پسااستعماری بررسی شده‌است.

همسایه‌ها به زبان‌های کردی سورانی، عربی، روسی، آلمانی و انگلیسی ترجمه شده‌است.

نویسنده[ویرایش]

نوشتار اصلی: احمد محمود
احمد محمود در دههٔ ۱۳۴۰

محمود در ۴ دی ۱۳۱۰ در شهر اهواز و از پدر و مادری دزفولی به دنیا آمد.[۳] او اوایل دههٔ ۱۹۵۰ میلادی (۱۳۲۹) عضو شاخهٔ جوانان حزب توده شد.[۴] در بیست و دو سالگی و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به دلیل فعالیت‌های سیاسی، دستگیر شد و شش ماه در اهواز زندانی بود.[۵] پس از آزادی، به دانشکدهٔ افسری احتیاط رفت تا پس از گذراندن دوره‌ای شش‌ماهه، با درجهٔ ستوان‌سومی به خدمت نظام اعزام شود. او، در پایان این دوره، به همراه بسیاری از افسران عضو حزب توده، دستگیر و زندانی شد.[۶]

او پس از زندان به بندر لنگه تبعید شد و سه سال را در آن‌جا گذراند.[۷] محمود در شهرهای مختلفی از جمله تهران، شیراز، جهرم، لار و بندر لنگه زندانی و در تبعید بوده‌است. محمود در بازداشتگاه لشکر دوم زرهی تهران، شاهد زندانی شدن و محاکمه یاران مصدق از جمله حسین فاطمی[۸] و اعدام برخی از افسران حزب توده (گروه اول) و اعدام مرتضی کیوان[۹] بوده‌است.[۱۰] محمود مجموعاً پنج سال در زندان و تبعید بود که تا سال ۱۳۳۶ به طول انجامید.[۱۱] تجربیات این دوران، ازجمله مشکلاتش در یافتن شغل دولتی به علت سابقهٔ زندان، اشتغال او به انواع مشاغل آزاد و شناختش از شهر محل سکونتش، اهواز، در بسیاری از آثار محمود، ازجمله همسایه‌ها، منعکس شده‌است.[۱۲]

از احمد محمود، پیش از نوشتن همسایه‌ها، مجموعه‌داستان‌های مول، دریا هنوز آرام است و بیهودگی منتشر شده بود؛ مول را در ۱۳۳۶ با هزینهٔ شخصی منتشر کرد، دریا هنوز آرام است را در ۱۳۳۹ انتشارات گوتنبرگ در تیراژی وسیع منتشر کرد و بیهودگی هم در ۱۳۴۱ و با هزینهٔ شخصی او منتشر شد.[۱۳] او نوشتن همسایه‌ها را در ۳۲ سالگی آغاز کرد و آن را در ۳۵ سالگی به پایان رساند.[۱۴]

زمینهٔ تاریخی[ویرایش]

راهپیمایی مردم در پشتیبانی از ملی شدن صنعت نفت

رمان همسایه‌ها بر بستری تاریخی بنا شده که با تغییرات سیاسی پس از وقایع شهریور ۱۳۲۰ آغاز می‌شود و پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پایان می‌یابد. در این دورهٔ تاریخیِ بااهمیت، اتفاقات زیادی رخ داده‌است که تأثیر مهمی در زندگی و اجتماع ایران گذاشت. ازجمله می‌توان به تشکیل حزب تودهٔ ایران، تشکیل سندیکاهای کارگران نفت، نوشتن اولین قانون کار ایران، اعتصاب‌های مختلف در صنعت نفت ازجمله در ۱۳۲۵، غیرقانونی اعلام شدن فعالیت حزب توده،[۱۵] اعتراض به قراردادهای نفتی شرکت نفت ایران و انگلیس، آغاز نهضت ملی شدن نفت ایران (۱۳۲۸)،[۱۶] به قدرت رسیدن محمد مصدق،[۱۷] ملی شدن نفت و تصویب آن توسط مجلس سنا در ۲۹ اسفند[۱۸] و قیام ۳۰ تیر[۱۹][۲۰] اشاره کرد. در دوران اخیر، حزب توده نقش مهمی در سازماندهی قشرهای گوناگون به‌ویژه کارگران داشت. با این‌همه، همه‌گیر شدن نهضت با اقدامات محمد مصدق همراه بود و او نیروی محرکهٔ جنبشی بود که حزب توده آن را مفید می‌دانست و از آن حمایت می‌کرد[۲۱]؛ گرچه در برخی مسائل مانند اعطای «امتیاز نفت شمال» به شوروی، دچار اختلاف نظر بودند.[۲۲]

نگارش و چاپ[ویرایش]

نگارش این رمان از سال ۱۳۴۲ آغاز شده و تحریر ماقبل آخر آن[۲۳] در اردیبهشت ۱۳۴۵ به پایان رسیده است.[۲۴] اما به دلیل این‌که ناشری حاضر به چاپش نمی‌شود، چند بخش از آن در سال‌های ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶ در مجله فردوسی با عناوینی مانند «طرح» و «راز کوچک جمیله»،[۲۵] در نشریه «جُنگ جنوب» با عنوان «دوسرپنج»[۲۶] و در مجله «پیام نوین» به چاپ می‌رسد.[۲۷][۲۸] با این‌همه بازهم امکان چاپ برای کل اثر فراهم نمی‌شود. محمود همسایه‌ها را در سال ۱۳۵۲ بازنویسی می‌کند[۲۹] و سال ۱۳۵۳، با کمک و معرفی ابراهیم یونسی، انتشارات امیرکبیر آن را در ۱۰۰۰ نسخه[۳۰][یادداشت ۱] منتشر می‌کند.[۳۱] چاپ اول کتاب، مقدمه‌ای هم داشت که برای گرفتن اجازه انتشار، در چاپ‌های بعدی حذف شده است.[۳۲]

پس از مدتی دستگاه سانسور دولتی، کتاب را کتابی «ضدحاکمیت» تشخیص داده و به دلایل سیاسی آن را پس از پخش شدن، توقیف کرد.[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶] محمود با مشورت ابراهیم یونسی و کمک علی‌اصغر سروش (مترجم) که از دوستان رئیس اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر آن زمان بود، موفق شد کتاب را از توقیف دربیاورد. پس از تمام شدن نسخه‌های چاپ اول کتاب، ساواک جلوی انتشار چاپ دوم آن را گرفت.[۳۷]

جلد چاپ سوم رمان همسایه‌ها در سال ۱۳۵۷ در قطع پالتویی.

بهمن مقصودلو در زمینهٔ چاپ دوم همسایه‏‌ها گفته است که ساواک به دو شرط اجازهٔ تجدید چاپ همسایه‌‏ها را داد: در دیباچهٔ کتاب نوشته شود که این داستان حقیقی نیست! و بخش‏‌هایی از آن سانسور شود. با این‌همه ساواک هرگز اجازهٔ چاپ دوم کتاب را نداد.[۳۸]

در بحبوحه انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، و با توجه به نبود نظارت بر نشر و ضعیف شدن دستگاه سانسور، کتاب مجدداً توسط مؤسسه انتشاراتی امیرکبیر و در تیراژی وسیع[۳۹] منتشر می‌شود. در مورد تیراژ چاپ کتاب پس از سال ۱۳۵۷، اختلاف‌نظر وجود دارد. احمد محمود در مصاحبه‌ای با مجله چیستا که در سال ۱۳۸۱ منتشر شده، این رقم را ۲۵۰ هزار نسخه می‌داند که ۱۰۰ هزارتای آن را انتشارات امیرکبیر منتشر کرده و او بابتش حق‌التالیف گرفته است و مابقی، به صورت زیرزمینی و قاچاق منتشر شده است.[۴۰] محمد بهارلو این رقم را ۱۵۰ هزار نسخه می‌داند.[۴۱] محمدرضا جعفری، فرزند عبدالرحیم جعفری مؤسس انتشارات امیرکبیر، این تیراژ را بیش از ۵۰ هزار نسخه می‌داند.[۴۲] محمود در نامه‌ای به تورج رهنما (۱۳۷۵) این تعداد را ۱۵۰ هزار نسخه (چاپ امیرکبیر) دانسته به اضافه سه چاپ بدون اجازه از آن که امیرکبیر توانست یکی از آن‌ها را پیدا کند، اما در شرایط انقلابی آن زمان، کاری از پیش نبرد.[۴۳] از این کتاب به عنوان یکی از پرتیراژترین رمان‌های فارسی نام برده می‌شود.[۴۴]

احمد محمود در خاطراتش می‌نویسد:

جعفری مدیر امیرکبیر گفت می‌خواهد ۲۳ هزار جلد پالتویی چاپ کند با قیمتی ارزان‌تر از چاپ قبلی تا شاید با نسخه افست مبارزه کرده باشد. قبول کردم. مِن مِن کرد و گفت اما حق‌التالیف را باید نصف کنی. گفتم چرا؟ گفت برای این‌که زیاد چاپ می‌کنم. گفتم آخر زیاد که چاپ می‌کنی، زیاد هم می‌فروشی. استدلال کرد گفتم اصلاً ۵ هزار نسخه چاپ کن. فرصتی آن‌هم به حق برایم پیش آمده بود. دلیل نداشت از حق‌التالیفم برای ناشر صرف نظر کنم. قبول کرد با همان ۲۰ درصد، ۳۳ هزار نسخه چاپ کند و کرد…[۴۵]

تجدید چاپ کتاب تا سال ۱۳۵۹ ادامه دارد. اما در سال ۱۳۶۰ و پس از تشکیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طی بخشنامه‌ای، که نام «همسایه‌ها» هم در آن ذکر شده، این اثر مستهجن خوانده شده و چاپش بار دیگر متوقف می‌شود.[۴۶] علت مستهجن[یادداشت ۲] خواندن کتاب هم وجود محتویات و تصاویر جنسی ذکر شده است.[۴۷] محمود در نامه‌اش به تورج رهنما می‌نویسد:

سال ۱۳۶۰ که کتاب نایاب شده بود، فکر کردیم شاید بشود اجازه انتشارش را گرفت. به ارشاد مراجعه کردیم ولی ۱۶۰ مورد ایراد گرفتند - از یک سطر تا چند صفحه - پس راهی نبود جز این‌که صرف‌نظر شود و شد.[۴۸]

ترجمه[ویرایش]

از این کتاب ترجمه‌هایی به زبان‌های عربی،[۴۹][یادداشت ۳] انگلیسی، روسی، آلمانی و کردی عراقی[یادداشت ۴] وجود دارد.[۵۰] مترجم آلمانی این اثر، زیگرید لطفی است.[۵۱][یادداشت ۵] مترجم انگلیسی همسایه‌ها، نسترن خرد است. این ترجمه را مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه تگزاس و با پیشگفتاری از محمدرضا قانون‌پرور در سال ۲۰۱۳ منتشر کرده است.[۵۲][یادداشت ۶] ترجمه روسی آن را انتشارات رادوکا (رنگین کمان) در سال ۱۹۸۳ میلادی و با ترجمهٔ «کاندی یرا» و تیراژ ۵۰ هزار نسخه منتشر کرده‌است.[۵۳][۵۴]

پیرنگ[ویرایش]

اتفاقات رمان بازه‌ای زمانی بین سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ را دربرمی‌گیرد و در بحبوحه نهضت ملی شدن نفت رخ می‌دهند.[۵۵] رمان نگاهی به زندگی پایین‌ترین طبقات مردم ایران در شهر اهواز دارد[۵۶] و از دیدگاه جوانی به نام خالد است. او در ابتدای رمان نوجوانی ۱۵ ساله[۵۷] است و در خانه‌ای که هفت خانواده در آن مستاجرند، زندگی می‌کنند.[۵۸] خالد، پس از پیدا کردن کار در قهوه‌خانه امان آقا، پس از مدتی با بلور خانم زن امان آقا که قهوه‌چی است، آشنا می‌شود در اثر محبت‌ها و عشوه‌گری‌های او، اولین تجربه جنسی‌اش را به دست می‌آورد[۵۹] و «در آغوش او مرد می‌شود.»[۶۰]

خالد در پی یک اشتباه و شیطنت و شکستن شیشه خانه غلامعلی خان پاسبان، پایش به کلانتری باز می‌شود.[۶۱] او در آن‌جا مأمور می‌شود تا پیامی را از یک زندانی به نام پندار، برای فردی به نام شفق ببرد.[۶۲] او در این اثنا با گروهی سیاسی آشنا می‌شود که هدف‌شان روشن کردن اذهان عمومی در مسیر مبارزه با استعمارگران انگلیسی و ملی شدن نفت است.[۶۳] یک بار به خاطر شرکت در یک میتینگ، مورد تعقیب پلیس مخفی قرار می‌گیرد و حین فرار، پایش ضربه می‌بیند. به همین خاطر، به خانه‌ای پناه می‌برد و در آن‌جا دختری به نام سیه‌چشم را ملاقات می‌کند و دلباخته او می‌شود.[۶۴]

خالد در پی همکاری با این گروه، به خاطر فعالیت‌های سیاسی دستگیر می‌شود و به زندان می‌افتد.[۶۵] پس از آزادی، به دلیل خصومت رئیس زندان با او به خاطر شرکت در اعتصاب و نپذیرفتن جاسوسی زندانیان، به خدمت سربازی کشانده می‌شود و رمان پایان می‌یابد.[۶۶]

شخصیت‌ها[ویرایش]

شخصیت‌ها در رمان همسایه‌ها، به دنبال رهایی از وضعیت ناگوار و رنجور خود هستند و هرکدام به صورتی این مسیر را دنبال می‌کنند. با این‌همه، همچنان‌که از طبقات زحمت‌کش و پایین جامعه انتخاب شده‌اند که محمود آن را به خوبی می‌شناسد، اسیر تباهیند و راه به جایی نمی‌برند. محمود، برای پرداختن به طبقات مختلف و قشرهای گوناگون، گاهی به تیپ‌سازی بیشتر از شخصیت‌پردازی بها داده است.[۶۷] حسن میرعابدینی، توجه بیشتر به تیپ‌سازی تا شخصیت‌پردازی در همسایه‌ها را متأثر بودن محمود از رگه‌های تند ناتورالیسم در صادق هدایت و صادق چوبک می‌داند.[۶۸]

شخصیت‌ها در رمان همسایه‌ها را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

شخصیت‌های اندرونی

اکثر این شخصیت‌ها از طبقات پایین و فقیر اجتماع هستند. مردان، صبح تا شام به دنبال روزی و زنان، گرفتار فساد اخلاقی و اعتیاد و مشغول قاچاق هستند. نوجوانان نیز درگیر آسیب‌های اجتماعی مخصوص به خودند. شخصیت‌های داخل خانه عبارتند از مردان: خالد به عنوان قهرمان داستان، اوسا حداد، پدرش، محمد مکانیک، رحیم خرکچی، عمو بندر، کَرم، امان آقا، خالق، ابراهیم، حسنی و زنان: مادر خالد، گل خانم، بلور خانم، رضوان، آفاق، صنم و بانو. تنها شخصیت‌های پاک‌دامن و درستکار داخل خانه که روی راوی هم مؤثرند عبارتند از محمد مکانیک، همسرش و مادر خالد.[۶۹]

شخصیت‌های بیرون از خانه

عبارتند از افرادی که درگیر سیاست هستند و خالد، بیرون از خانه با آن‌ها آشنا می‌شود مانند پندار و شفق و در مقابل آن‌ها، علی شیطان که مأمور مخفی شهربانی است. فراتر از تمام شخصیت‌های بیرون از خانه، سیه‌چشم قرار دارد که معشوق خالد است.

شخصیت‌های درون زندان

این شخصیت‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند که یکی مبارزانی شجاعند مانند ناصر ابدی، منوچ سیاه و قاضی و گروهی، همدست رئیس زندانند مانند رضی جیب‌بر و نصرالله خرگردن و تقابل میان این‌ها، بیشتر از هر زمان دیگر، هنگام اعتصاب غذا در زندان پدیدار می‌شود.[۷۰]

مضامین اصلی[ویرایش]

نفت و سیاست[ویرایش]

جانم بالا می‌آید تا یک کلمه را هجی کنم و تازه وقتی کلمه را هجی کردم و خواندمش، معنی‌اش را نمی‌فهمم؛ مثلاً نمی‌دانم این «استعمارگر خونخوار» چه‌جور جانوری است که فقط خون می‌خورد و اشتهایش هم سیری‌ناپذیر است. لابد بی‌جهت اسم «استعمارگر» را «خونخوار» نگذاشته‌اند… از این جانور بفهمی نفهمی چیزکی دستگیرم می‌شود؛ مثلاً فهمیده‌ام که گاهی به جای «خون»، نفت هم می‌خورد و این است که بعضی جاها، تو کاغذها به جای اسم «خونخوار»، نفت‌خوار هم نوشته شده.
همسایه‌ها[۷۱]

بلقیس سلیمانی «نفت» را در رمان همسایه‌ها، دال مرکزی رویدادها می‌خواند و می‌گوید همه‌جا صحبت از این «طلای سیاه» است. او معتقد است نمی‌توان وقایع نهضت ملی شدن نفت را بدون خواندن و فهم همسایه‌ها، درک کرد.[۷۲] آشنایی خالد در بخش‌های آغازین رمان، با «سیاست»، نوعی گنگی و نافهمی برایش به بار می‌آورد و این حالت تا زمانی که درمی یابد «سیاست» مبارزه‌ای است که بر سر نفت در جریان است، برطرف نمی‌شود.[۷۳] همزمان با این دریافت، تغییرات اجتماع پیرامونش که حول این مبارزه، می‌روند که به خروش دربیایند، چشمش را بازتر می‌کند و او حالا می‌تواند پاسخ پرسش‌های بی‌شمارش را که در حقیقت، پرسش ملتی عقب نگه‌داشته‌شده است، پیدا کند.[۷۴] بعدتر، او، با آشنایی بیشتر با فعالان سیاسی و پخش روزنامه و اعلامیه، می‌فهمد که مبارزه برای «نفت» مبارزه برای زدودن عوامل و دست‌هایی است که مسبب فقر، بیماری، نکبت و محنتی است که به او، خانواده و مردم روا داشته شده و حالا، تمام قطعات پازل، تکمیل می‌شوند.[۷۵]

تمام این اتفاقات ذهنی و درونی، به تصاویر زنده و بیرونی مبدل می‌شوند و حالا، تمام اجتماع او و بلکه ایران، یکپارچه یک چیز را می‌خواهند: ملی شدن نفت. این تصاویر، از نوارهای سفید روی سینه کارکنان صنعت نفت آغاز می‌شود و به اظهارات حاج‌علی رزم‌آرا که می‌گوید ما هنوز نمی‌توانیم یک «لولهنگ»[یادداشت ۷] سالم بسازیم، چه‌طور می‌خواهیم نفت را ملی کنیم، می‌رسد. جالب این است که حزبی‌ها که نام مستعار هم دارند، از بستن نوار سفید به سینه‌شان ابا می‌کنند به این بهانه که شناخته نشوند. غافل از این‌که وقتی تمام مردم جمله «نفت باید ملی شود» را به سینه می‌زنند، آنها هستند که شناخته می‌شوند.[۷۶] پس از ترور نخست‌وزیر، رزم ارا، اوضاع تغییر می‌کند و تصاویر، به جشن و شادی مردم بعد از به تصویب رسیدن ملی شدن صنعت نفت، می‌انجامد.[۷۷] این خودآگاهی ملی، در حقیقت به واسطه شرایط اقتصادی و اجتماعی نامناسب از طرفی و آگاه شدن مردم از چپاول انگلستان و پرداخت مالیات نفت از سوی ایران به وجود آمد. همین‌طور، از عقده‌ای است که به خصوص در خوزستان، از برخوردهای تبعیض‌آمیز و تفاوت امکانات مردم و کارمندان شرکت نفت ایران و انگلیس، طی سال‌ها شکل گرفته بود و منتظر بهانه‌ای بود تا سر باز کند.[۷۸]

خوزستان و مردم محروم[ویرایش]

پدرم چهار کارد فولادی درست کرده است. رو تیغهٔ کاردها نقش‌هایی حک کرده است که من سردرنمی‌آورم. یقین از رو کتاب اسرار قاسمی این نقش‌ها را رو روی تیغهٔ کاردهای فولادی حک کرده است. سجاده‌اش را توی اتاق خودش پهن می‌کند. کاردها را چهار گوشهٔ سجاده به زمین فرومی‌کند و ورد می‌خواند.
همسایه‌ها[۷۹]

محمد بهارلو معتقد است شاید هیچ نویسنده‌ای به اندازه محمود، از طبقه فقیر و رنج آن‌ها ننوشته باشد.[۸۰] محمود، در رمان همسایه‌ها، به عنوان اولین رمانش، گزارشی دقیق از وضعیت مردم خوزستان و زندگی‌شان به دست می‌دهد که از شناخت او از جنوب و به خصوص اهواز سرچشمه می‌گیرد.[۸۱] او برای این‌کار، دست به دامن مکان‌های مختلف شهر می‌شود که از میان آن‌ها می‌توان به محله یا خانه، که محل برخورد تیپ‌ها و شخصیت‌های داستان در زندگی خصوصی‌شان است، قهوه‌خانه و کتابفروشی که بازتاب برخوردهای اجتماعی و محل نطفه بستن تحول شخصیت اصلی است و زندان اشاره کرد که او قرار است آن‌جا، نتیجه اعمالش را ببیند؛ بنابراین، او نشان می‌دهد که بافت سنتی و اماکنش را بهتر از بافت متجدد می‌شناسد.[۸۲] تصویر او از مردم خوزستان در همسایه‌ها، تصویر مردمانی است ساده و رنجبر که برای معاش خود در تنگنا هستند اما وقتی پای میهن و استقلال به میان می‌آید، از خودگذشتگی نشان می‌دهند. محمود، مردمان همسایه‌ها را درگیر مشکلات معیشتی، سیاسی و اجتماعی نشان می‌دهد زیرا زندگی سخت، آن‌ها را ناگزیر از درگیری و کشمکش کرده است.[۸۳]

بابا واقعاً گلی به جمالت… کار و کاسبی رو رها کردی و چله نشستی که برات معجزه بشه؟ پدرم روترش می‌کند و سر برمی‌گرداند. محمد مکانیک از عقیده‌اش دست بردار نیست… نه واقعاً که چی؟ چل روز تو اون اتاق نشستی و هی ورد خوندی که چی؟
همسایه‌ها[۸۴]

محمود برای زنده‌تر شدن این تصویر در همسایه‌ها، وضعیت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دورهٔ تاریخی و اقلیم خوزستان در آن زمان را به نمایش می‌گذارد؛ وضعیت بهداشتی بسیار ناگوار است؛ انواع بیماری‌ها از جمله بیماری‌های مقاربتی، شیوع دارد و اغلب مردم، توانایی استفاده از درمان‌های مدرن و مراجعه به مراکز خصوصی و دولتی را ندارند و به درمان‌های محلی اکتفا می‌کنند.[۸۵] خرافات به شکل وسیع میان توده‌های مردم رواج دارد و بسیاری از جمله اوسا حداد پدر خالد، برای حل مشکلات اقتصادی، دست به دامان چله‌نشینی، تسبیح انداختن و ورد خواندن از روی کتاب‌های خرافی مانند اسرار قاسمی می‌شوند. محمود در نمایش رفتارهای خرافی، فراتر از راوی صرف عمل می‌کند و بارها محمد مکانیک را به عنوان نقاد رفتارهای پدر خالد، مقابل او قرار می‌دهد.[۸۶]

طبقات مختلف اجتماع درگیر فقری شدیدند و به سختی روزگار می‌گذرانند. کاسبی پدر اوسا حداد، مدت‌هاست کساد است، کمر عمو بندر زیر بار مخارج چند بچه صغیر، خم شده و از نداری، لباس‌های کهنه می‌پوشد و هرازچندگاهی، وصله‌پینه‌شان می‌کند و جعفر خشتمال برای فرار از مشکلات اقتصادی و بیکاری، دست به خودکشی می‌زند.[۸۷] مهاجرت نیروی کار به خارج از کشور و اشتغال زنان در مشاغل زیان‌آور و سخت مانند قاچاق، رختشویی و پختن و فروختن نان به مردم، از دیگر نمونه‌هایی است که محمود از زندگی اقتصادی مردمان خوزستان، به دست می‌دهد.[۸۸]

محمود علاوه بر این‌ها، نگاه ویژه‌ای هم به ادبیات شفاهی و اشعار عامیانه دارد که به سادگی و دقت، می‌توانند مفاهیم دشوار و پنهان فرهنگی مردمان داستان را آشکار کنند. اوج این نقل‌ها، اشعاری است که مادر خالد در موقعیت‌های مختلف و به لهجهٔ دزفولی می‌خواند و حکم درد دل گفتن و شکوه از روزگار و اسباب سختی و دشواری زندگی را دارند.[۸۹]

زنان، عشق و وظیفه[ویرایش]

صدام خش‌دار است، پیشانی‌ام خیس عرق است. تکیه می‌دهم به پشتی مبل و سرم را بالا می‌گیرم. بعد، از گوشهٔ چشم نگاهم را می‌دوانم رو صورت دختر. دارد نگاهم می‌کند. دلم می‌لرزد. این لرزه غریبه، اما شیرین است. روزهای اول که بلور خانم را نگاه می‌کردم، دلم می‌لرزید، ولی حالا کلی فرق دارد. انگار دلم می‌خواهد از جا کنده شود. انگار تمام تنم می‌لرزد. انگار چیزی توی دلم خروش برداشته است.
همسایه‌ها[۹۰]

زنان در همسایه‌ها کم تعدادند، اما تأثیرگذار. از میان ۱۱ شخصیت و تیپ با جنسیت مؤنث، تنها چندتای آن‌ها نقش محوری دارند و باقی نقش دومند. با این‌همه، همان تعداد کم شامل مادر خالد (گل خانمبلور خانم، رضوان و سیه‌چشم تاثیرگذارند و در مواردی نقش ضدقهرمان را بازی می‌کنند. این زنان، تنها می‌توانند دو نقش بپذیرند. یکی نقش زنی اثیری و دست‌نیافتنی و دیگری، نقش زنی که دست‌یافتنی است و چندان در قید امور اخلاقی نیست.[۹۱] محمود، هر دوی این نقش‌ها را، با این‌که چندان خاکستری به نظر نمی‌رسند، هنرمندانه پرداخته و تصویری واقع‌گرایانه از آن‌ها به دست داده است. مادر، صدای عقل است و بلور خانم، نماد بی‌تفاوتی به اوضاع و غریزه.[۹۲] تصویر واقعی و رئالیستی محمود در همسایه‌ها، زنان را همان‌طور که تحت ستمند، به نمایش می‌گذارد و دنیای مردسالارانه داستان، باورپذیر و عینی است.[۹۳] چنان‌که خود محمود در مصاحبه‌اش با لیلی گلستان، اذعان می‌کند که فضای موجود را به تصویر کشیده که در آن، حتی به مردسالاری تفاخر هم می‌شود.[۹۴] زنان در این‌جا مغلوبند و تاثیرپذیر و مردانند که ظاهراً با واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی درگیرند و تمام این‌ها در سایه «رسم و رسومات» توجیه می‌شوند و مورد احترامند.[۹۵]

با این‌همه، محمود، تحول قهرمان داستان همسایه‌ها را منوط به تعیین تکلیف با این زنان کرده است. خالد برای رسیدن به هدف غایی رمان، مجبور است به حرف‌های مادرش توجه کند، سرنوشت تلخ رضوان را مرور کند و به رابطه‌اش با بلور خانم بیندیشد تا دیدن شوهرش، امان آقا که به او لطف هم دارد، قابل تحمل شود و در مقام قیاسِ عشق پاکش به سیه‌چشم با رابطه‌اش با بلور خانم دست به انتخاب بزند؛ انتخابی که بازهم در رابطه با سیه‌چشم و در قیاس با «وظیفه» سراغش می‌آید.[۹۶]

سبک نگارش[ویرایش]

احمد محمود را برخی به نیت تخفیف، نویسنده‌ای رئالیست می‌خوانند تا با ادعای سپری شدن دوران ادبیات رئالیستی، توانایی‌های خلاقه او را انکار کنند.
فرج سرکوهی[۹۷]

همسایه‌ها اولین رمان از سه‌گانه تاریخی[۹۸][۹۹][۱۰۰] احمد محمود است که با داستان یک شهر و زمین سوخته کامل می‌شود.[یادداشت ۸] این رمان، رئالیستی،[۱۰۱] ناتورالیستی،[۱۰۲] نمادین[۱۰۳][۱۰۴][۱۰۵] و پسااستعماری[۱۰۶] توصیف شده است. برخی آن را در گونه رئالیسم سوسیالیستی[۱۰۷] می‌دانند و برخی دیگر در گونه رئالیسم اجتماعی.[۱۰۸] مهدی قریب، قرار دادن همسایه‌ها و دیگر آثار محمود را در گونه رئالیسم سوسیالیستی، جفا به او و منش زیبایی‌شناختی او می‌داند و معتقد است نمونه‌های بسیاری می‌توان در رمان یافت که با استانداردهای این نوع واقع‌گرایی متفاوت است و می‌توان افق‌هایی را یافت که به سوی هیچ نوعی از ایدئولوژی، نشانه نرفته‌اند.[۱۰۹]

رمان به شیوهٔ اول شخص مفرد روایت می‌شود.[۱۱۰] راوی، خالد است که خود، قهرمان و شخصیت اصلی است و اتفاقات داستان از دریچه ذهن او روایت می‌شوند.[۱۱۱] فرج سرکوهی رئالیسم محمود را گرته‌برداری از استادان رئالیسم نمی‌داند چراکه او با استفاده از تکنیک‌هایی مانند «نقل حادثه در لحظه وقوع»، «مونتاژ»[یادداشت ۹] و «توهم زمانی»[یادداشت ۱۰] مشخصات کلاسیک رئالیسم را پشت سر می‌گذارد.[۱۱۲] هوشنگ گلشیری «نقل حادثه در لحظه وقوع»[یادداشت ۱۱] را چیزی مانند «شرح صحنه» در فیلم‌نامه و نمایش‌نامه می‌داند. چنان‌که سیر وقایع به یک یا چند روز تقسیم شده و راوی مستقیماً آن‌ها را، مانند کسی که شب به شب خاطراتش را می‌نگارد، نقل می‌کند. او قدرت محمود در خلق همسایه‌ها را در این عناصر می‌بیند.[۱۱۳] فرج سرکوهی در مورد مونتاژ در آثار محمود معتقد است او از معدود نویسندگانی است که این تکنیک سینمایی را در داستان‌نویسی درونی کرده است. او همین‌طور در مورد توهم زمانی، می‌گوید محمود با بهره‌گیری از این دستاورد، توصیف‌ها، رفتارها، گفتگوها و صداها را به شکلی مونتاژ می‌کند که در قسمت‌هایی از نثر او، توهم زمانی ایجاد می‌شود.[۱۱۴] آناهید اجاکیانس معتقد است محمود با استفاده به‌جا از فلاش‌بک و «تداعی»، «روایت صرف» معمول در رئالیسم را تغییر داده و از آن، برای شخصیت‌پردازی و تأکید دوباره در اتفاقات رخ داده در رمان، بهره برده است.[۱۱۵]

محمدعلی آتش‌سودا، استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فسا معتقد است محمود در همسایه‌ها شخصیت‌پردازی را بر توصیف و گفتگو استوار کرده است. توصیف‌های او اغلب غیرمستقیم و درونی‌اند، و گفتگوهایش بر تک‌گویی غلبه دارند. او از «نام» نیز آگاهانه استفاده کرده و از آن، برای پردازش قهرمانان مبارز و تمایزشان با افراد عادی، بهره برده است.[۱۱۶] با این‌همه محمود در مصاحبه با لیلی گلستان می‌گوید همسایه‌ها را «بیشتر با نوعی غریزه نوشتم تا شناخت داستان.»[۱۱۷]

نقدها و دیدگاه‌ها[ویرایش]

منبع‌شناسی[ویرایش]

رمان همسایه‌ها مورد توجه بسیاری از نقدنویسان معاصر بوده است و در کتاب‌های مربوط به ادبیات معاصر و همین‌طور، نقد آثار محمود، به شرح و تفسیر ویژگی‌های مختلف این رمان پرداخته شده است. اما برخی از پژوهش‌های علمی صورت گرفته روی این رمان، از قرار زیرند:

  • «نقد مارکسیستی رمان همسایه‌ها، احمد محمود»، آرزو شهبازی و مریم حسینی، همایش هفتم پژوهش‌های ادبی (دانشگاه هرمزگان)، اسفند ۱۳۹۲:
در این مقاله، رمان همسایه‌ها، از منظر مارکسیستی و با توجه به آرای گیورگ لوکاچ مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
  • «نقد ساخت‌گرایی تکوینی رمان همسایه‌ها اثر احمد محمود»، آرزو شهبازی، مریم حسینی و عسگر عسگری حسنکلو، فصلنامه تخصصی مطالعات داستانی، بهار ۱۳۹۳، شماره ۳، صص۹۱–۶۶:
این مقاله، رمان همسایه‌ها را از منظر ساخت‌گرایی تکوینی لوسین گلدمان و شناخت‌شناسی ژان پیاژه بررسی کرده است.
  • «خوانش لاکانی امر سیاسی در رمان همسایه‌ها»، فاطمه حیدری و میثم فرد، پژوهش‌های نقد ادبی و سبک‌شناسی، تابستان ۱۳۹۳، شماره ۱۶، صص۶۶–۴۳:
در این مقاله، رمان همسایه‌ها از منظر «امر سیاسی» و روان‌کاوی ژاک لاکان، بررسی شده است.
  • «سنت و مدرنیته در رمان همسایه‌ها»، مهبود فاضلی و فاطمه سادات حسینی، پژوهش زبان و ادبیات فارسی، زمستان ۱۳۹۱، شماره ۲۷، صص۱۴۵–۱۳۱:
در این نوشتار، تقابل سنت و مدرنیته در رمان همسایه‌ها، بررسی شده است.
  • «شخصیت‌پردازی در رمان همسایه‌ها»، محمدعلی آتش‌سودا و امید حریری جهرمی، پژوهش‌های نقد ادبی و سبک‌شناسی، پاییز ۱۳۸۹، پیش‌شماره ۱، صص۲۸–۹:
این مقاله، شخصیت‌پردازی رمان همسایه‌ها را از منظری ادبی مورد بررسی قرار داده.
  • «بررسی تطبیقی رمان «همسایه‌ها» اثر احمد محمود و «دختر رعیت» از دو دیدگاه ساختاری و محتوایی»، الهام عابدی و محسن ایزدیار، اندیشه‌های ادبی، ۱۳۹۱، شماره ۱۲، صص۱۵۴–۱۲۹:
این نوشتار، دو اثر همسایه‌ها و دختر رعیت را از نظر ساختار (پیرنگ، شخصیت‌پردازی، زبان و مکان و نثر و زبان) و در بستر رئالیسم بررسی کرده است.
  • «بازتاب نابرابری اجتماعی و شکاف طبقاتی در دو رمان «همسایه‌ها» احمد محمود و «عمارت یعقوبیان» علا اسوانی»، مینا عابدینی و همکاران، نشریه ادبیات تطبیقی، پاییز و زمستان ۱۳۹۳، شماره ۱۱، صص۲۲۸–۲۱۱:
این اثر، با توجه به نقد مارکسیستی، نابرابری و شکاف طبقاتی را در رمان محمود، بررسی کرده است.

خوانش پسااستعماری[ویرایش]

ناگهان مردی میانه‌قد و میانه‌سال، جست می‌زند روی میز. دو جوان خودشان را بالا می‌کشند و دو طرفش می‌ایستند. مرد میانه‌سال، شعار می‌دهد… ما می‌خواهیم دست غارتگران از صنعت نفت کشور ما کوتاه شود… ما به جای توپ، نان می‌خواهیم… به دلالان نفتی اجازه ندهید بر ثروت ملی ما چنگ بیاندازند. ناگهان صدای گلوله می‌آید… گروهی پاسبان باتون به دست، به دو می‌آیند.
همسایه‌ها[۱۱۸]

رخداد سیاسی اصلی و ضداستعماری رمان همسایه‌ها، کشاکش ایران و بریتانیا بر سر ملی کردن صنعت نفت است.[۱۱۹] جواد اسحاقیان در نوشتار «خوانش پسااستعماری رمان‌های احمد محمود» معتقد است نظریه پسااستعمار، خواننده را وامی‌دارد به پیروزی استعمار در کشورهای تحت سلطه، بیاندیشد و به دنبال عامل توفق آن‌ها باشد. عاملی که بیش از آنکه به خوی تجاوزکارانه کشورهای استعمارگر مربوط شود، به عمل نیروهای خائن و مرتجع داخلی برمی‌گردد.[۱۲۰] آشنایی راوی با این مقوله، پس از دیدن نوار سفید روی سینه کارگران شرکت نفت در قهوه‌خانه امان آقا است که رویش نوشته، نفت باید ملی شود.[۱۲۱] محمود راوی را برای فهم علت عقب‌ماندگی او و اجتماعش و عامل آن، آماده می‌کند.[۱۲۲] با پیشرفت نهضت ملی کردن نفت، راوی در بطن ماجرا قرار می‌گیرد.[۱۲۳] رمان، در قدم اول، از رنج کارگران و مردم سخن می‌گوید؛ نمودهایی مانند بیکاری پدر در اثر واردات بی‌رویه اقلامی که او می‌تواند بسازد از خارج و در نتیجهٔ بیکاری، مهاجرتش به کویت برای کار و به‌دست آوردن پولی که با خفت و خواری به‌دست می‌آید، ذکر می‌شوند.[۱۲۴] همین‌طور اشاره به دزدی‌های ابراهیم و خالق و قاچاقچی بودن دختر خواج توفیق.[۱۲۵] سپس از غارتگری بریتانیا که کارگران را استعمار کرده است و به این رنج دامن می‌زند، سخن می‌گوید.[۱۲۶] پس از آن، به از میان برداشتن عوامل سرسپرده و بی‌دست و پا اشاره می‌شود.[۱۲۷] پس از تمام این‌ها، رمان، به ثمر رسیدن جنبش را به تصویر می‌کشد و سرکوب آن را به نمایش می‌گذارد[۱۲۷] و با اینکه نفت ملی می‌شود، اما انگار کاری از پیش برده نمی‌شود و شرایط، تغییر خاصی نمی‌کنند.[۱۲۸]

خوانش روان‌کاوانه[ویرایش]

کشتی جنگی انگلیسی‌ها، دمش را انداخت روی کولش و رفت ولی هنوز از روبه‌راه شدن زندگی خبری نیست.
همسایه‌ها[۱۲۹]

فاطمه حیدری، دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد، واحد کرج به همراه میثم فرد، دانش‌آموخته این رشته، خوانشی لاکانی از امر سیاسی در رمان همسایه‌ها، به دست داده‌اند. لاکان این مسئله را با تبیین گستره نمادین و گستره واقع انجام می‌دهد. گستره نمادین، شامل خانواده اجتماع است و هرآن‌چه این دو می‌توانند با ابزارهای گوناگون به فرد منتقل کنند. اعم از زبان، فرهنگ و غیره.[۱۳۰] گستره واقع، فضایی بی‌نهایت است که شامل تمام امیال و خواسته‌های بشری می‌شود که نمی‌توانند راهی به گستره نمادین پیدا کنند. در واقع حتی نمی‌توانند به زبان درآیند.[۱۳۱] یکی از این امیال، میل به ساختن آرمان‌شهر (اوتوپیا) است؛ جهانی بی‌نقص و تهی از رنج و محنت و واجد برابری و عدالت. لاکان در واقع بر آن است تا بیان کند آرمان‌شهر، برابر با گستره واقع است و بشر، با ورود به گستره نمادین (موجود شدن)، توانایی ایجاد و رسیدن به آن را از دست می‌دهد.[۱۳۲]

فاطمه حیدری و میثم فرد، «گستره نمادین» رمان همسایه‌ها را، شامل خانواده و اجتماع خالد می‌دانند با تمام مشکلات و کمبودهایش؛ بیکاری پدر، بی‌پولی اغلب مردم، غرق شدن در خرافات، بیماری و رنج و….[۱۳۳] از طرفی، «گستره واقع»، شامل آمال و آرزوهای افرادی است که آگاهی یافته‌اند و درصدد تغییر شرایطند؛ مانند حزبی‌ها که از هیچ تلاشی برای به ثمر رسیدن آرزوهایشان و کوتاه کردن دست انگلیسی‌ها از نفت و سرمایه‌های کشور، فروگذار نمی‌کنند اما نمی‌دانند حتی اگر شوروی هم بر ایران چیره شود، آن‌ها روی خوش آسایش را نخواهند دید.[۱۳۴] آن‌ها معتقدند خالد و به عبارتی، شخصیت معترض و مسئله‌دار، پس از طی مسیرهای مختلف و از سرگذراندن مشکلات گوناگون، در حالی که در انفرادی اسیر است و چشم به راه، درمی‌یابد که آنچه به دنبالش بوده، دست‌یافتنی نیست و زندگی، مسیر عادی خود را طی می‌کند.[۱۳۵]

نقد مارکسیستی[ویرایش]

مریم حسینی، دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا و آرزو شهبازی، دانشجوی کارشناسی ارشد همین رشته، رمان همسایه‌ها را، به دلیل پرداختن به مسائلی مانند اعتصاب‌های کارگری، تظاهرات مردم و میتینگ‌ها، اشغال ایران توسط نیروهای متفقین، ملی شدن نفت از طرفی و مسائلی مانند فقر و رنج ناشی از ظلم نظام حاکم، طبقات مختلف جامعه، خودکشی، فحشا، زندان و شکنجه، مبارزه طبقات کارگری برای احقاق حقوق خود از طرف دیگر، از منظر مارکسیستی قابل تأمل می‌دانند.[۱۳۶] خالد قهرمان «مسئله‌دار»[یادداشت ۱۲] رمان است.[۱۳۷] از منظر او، روند اعتراضی رمان پی‌گیری می‌شود و خود او، در مرکز تحول و آگاه‌شدن است.[۱۳۸] چه این‌که طبقات محروم اجتماعی، تنها با آگاهی است که می‌توانند به دنبال حقوق تضییع‌شدهٔ خود باشند. به عقیده گیورگ لوکاچ، ادبیات به عنوان «روبنا»، باید به بازتاباندن واقعیت انسان و مناسبات اجتماعی بپردازد و با استفاده از شیوه «واقع‌گرایی»، تناقض‌های پنهان در نظامی اجتماعی و اوضاع تاریخی و مادی جامعه را انعکاس دهد و همسایه‌ها واجد تمام شرایط فوق است.[۱۳۹]

نقد تطبیقی[ویرایش]

دختر می‌گوید:... آدرس خونتون رو بدین. خجالت می‌کشم. خانهٔ دنگال، دیواره‌های گلی، تنور صنم، الاغ‌های رحیم خرکچی، گاری عمو بندر، چارچرخهٔ کرم، در شکسته و بست خورده، اتاق‌های خفه و توسری‌خورده و سرتاسر کف حیاط — از باران چند روز قبل — گل و لای تا قوزک پا. باز، دروغ می‌گویم: من مسافرم…
همسایه‌ها[۱۴۰]

احمدرضا صاعدی، حمید احمدیان و مسعود کیانپور، استادیاران گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان و مینا عابدینی و فریده امیری دهنوی، دانشجویان کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب همان دانشگاه، به بررسی تطبیقی دو رمان همسایه‌ها اثر احمد محمود و عمارت یعقوبیان (۲۰۰۲ میلادی) اثر «علاء الاسوانی» (رمان‌نویس مصری) از منظر بازتاب نابرابری اجتماعی و شکاف طبقاتی پرداخته‌اند.[۱۴۱] شکاف طبقاتی یکی از اشکال نابرابری اجتماعی است که ریشه در عملکردهای اقتصادی هر دورانی دارد. به دلیل این‌که این نابرابری‌ها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در آثار ادبی تأثیر می‌گذارند، با بررسی نمونه‌های ادبی می‌توان به چندوچون آن دست یافت.[۱۴۲]

اسوانی و محمود، هر دو در رمان‌هایشان، به شکاف طبقاتی و نابرابری‌های اجتماعی پرداخته‌اند. باید توجه داشت که اغلب این نابرابری تابعی از میزان درآمد است اما این تنها متغیر دخیل در نابرابری، نیست. از دیگر متغیرهایی که هردو رمان برای به تصویر کشیدن نابرابری اجتماعی از آن بهره برده‌اند می‌توان به دوگانگی سنت و تجدد، نابرابری جنسیتی (مردسالاری) و نابرابری فقر و ثروت اشاره کرد.[۱۴۳] به اعتقاد نویسندگان مقاله، با این‌که اسوانی و محمود، شکاف طبقاتی را در دو جامعه و فرهنگ کاملاً متفاوت بررسی کرده‌اند، اما می‌توان نتایج مشترک این رخداد را در هر دو رمان، مشاهده کرد؛ گرچه هیچ‌کدام برای حل این مشکل، راه حلی ندارند.[۱۴۴]

محسن ایزدیار، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک و الهام عابدی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اراک، به بررسی تطبیقی رمان همسایه‌ها و دختر رعیت (۱۳۳۰) اثر محمود اعتمادزاده (به‌آذین) و مضامین مشترک آن‌ها از جمله توجه به مضامین سیاسی و حوادث تاریخی مثل شکل‌گیری جنبش جنگل در دختر رعیت و نهضت ملی شدن نفت در همسایه‌ها و همین‌طور طبقات فرودست جامعه و ظلم فرادستان بر آن‌ها پرداخته‌اند.[۱۴۵] به گفتهٔ آن‌ها، هر دو رمان دارای پیرنگی باز هستند و سرنوشت قهرمانان داستان روشن نمی‌شود. هر دو رمان از منظر شخصیت‌پردازی نمادینند و در قلمرو سبک بومی و اقلیمی قرار می‌گیرند و مهم‌تر از همه، هردو واقع‌گرایانه‌اند.[۱۴۶]

پس از ساعتی که مهدی روی تخت… نشسته بود، به بهانهٔ خستگی به زیر می‌آمد، آهسته به صغری نزدیک می‌شد و مانند مرغ شکاری، گرد او می‌گردید. صدای پای او روی حصیر کهنهٔ کف مطبخ، لحن گرم و لرزان گفتار او، خنده‌های شکسته و تودماغی او، دختر را گیج می‌کرد… بی‌اختیار، منظرهٔ پاکیزه و خوشبوی برنج‌زار در آفتاب تابستان پیش چشمش برمی‌خاست. خدایا! می‌شود که او هم مثل گیلان سروسامانی بگیرد؟
دختر رعیت[۱۴۷]

با این‌همه، مهم‌ترین تفاوت‌های این دو داستان، از لحاظ ساختاری و محتوایی قابل بررسی‌اند. محسن ایزدیار و الهام عابدی معتقدند رمان همسایه‌ها به‌عکس دختر رعیت، دارای پیرنگ مستحکمی است چراکه براساس روابط علی و معلولی محکمی مطرح شده. همین‌طور روند طبیعی حوادث بر روند ساختگی غلبه دارد.[۱۴۸] در حالی که دختر رعیت از چنین پیرنگی برخوردار نیست و خواننده علت بسیاری از اتفاقات را درنمی‌یابد. دو رمان از لحاظ روایت هم متفاوتند چنان‌که همسایه‌ها به صورت اول شخص روایت شده و دختر رعیت، به صورت دانای کل. که به دلیل فضای رئالیستی دو رمان، انتخاب این شیوه روایت، برای همسایه‌ها مزیت و برای دختر رعیت، نقصان به نظر می‌رسد.[۱۴۹] با این‌که فضای هر دو رمان، بومی و اقلیمی است، اما محمود از مکان‌های مشخص جغرافیایی مانند نام شهر چندان استفاده نمی‌کند اما به‌آذین، به دقت به این مکان‌ها پرداخته به شکلی که خواننده، جغرافیای دقیق وقوع حادثه را می‌داند. با این‌همه، توصیف‌ها و جزئی‌نگری محمود، در تمام رمان، به صورتی یکدست و به اندازه استفاده شده اما به‌آذین، در ادامه داستان، از حفظ یکدستی و جزئی‌نگری در توصیف‌ها، درمی‌ماند و از این‌رو، ضعیف‌تر از همسایه‌هاست.[۱۵۰] از لحاظ ساختاری، دختر رعیت دچار جانبداری از طبقات فرودست و ضعیف و نگرش و ایدئولوژی خاصی شده اما همسایه‌ها در این زمینه، از اعتدال بیشتری برخوردار است و بازتاب دقیق حوادث را به آنچه هوادار آن بوده، ترجیح داده است.[۱۵۱] محسن ایزدیار و الهام عابدی در پایان چنین نتیجه می‌گیرند که رئالیسم محمود از گونهٔ اجتماعی و رئالیسم به‌آذین، از گونهٔ سوسیالیستی است.[۱۵۲]

تأثیرپذیری‌ها[ویرایش]

قرائن و شواهد در رمان محمود، نشان می‌دهد که او در برخی از بن‌مایه‌های سیاسی و چگونگی تحول و ارتقای ذهنی، عاطفی و ذهنیت سیاسی شخصیت اصلی رمان همسایه‌ها، به مادر ماکسیم گورکی و در بعضی دیگر — که به کسان داستان، روزگار سخت، انحرافات آنان یا شگردهای روایی مربوط می‌شود — به پابرهنه‌ها اثر زاهاریا استانکو نظر داشته است.
—جواد اسحاقیان[۱۵۳]

علی‌محمد افغانی همسایه‌ها را متأثر از زمین نوآباد اثر میخائیل شولوخف می‌داند اما در این‌باره توضیح بیشتری نمی‌دهد.[۱۵۴] اما آنچه اغلب منتقدان بدان اذعان دارند، تاثیرپذیری همسایه‌ها از رمان مادر اثر ماکسیم گورکی (۱۹۰۶) و رمان پابرهنه‌ها اثر زاهاریا استانکو (۱۹۴۸) است.[یادداشت ۱۳][۱۵۵] اولین کسی که به این تأثیرپذیری اشاره می‌کند،[یادداشت ۱۴] هوشنگ گلشیری است که با لحنی تند، تکنیک همسایه‌ها و دو رمان بعد از آن را برگرفته از پابرهنه‌ها می‌داند.[۱۵۶]

جواد اسحاقیان این تأثیرپذیری را که به مثابه بینامتنیت میان دو اثر یادشده از گونه واقع‌گرایی سوسیالیستی با همسایه‌هاست، در پنج دسته قرار داده است:

  1. گذار از تباهکاری؛ با نشان دادن رفتارهای جنسی خالد،[۱۵۷] مشابهت سرنوشت زنانی که او به آن‌ها نزدیک شده،[۱۵۸] کتک خوردن بلور خانم[۱۵۹] و سرنوشت تلخ رضوان،[۱۶۰] ترک دوستان سابق و نزدیک شدن به کتاب[۱۶۱] و مشابهت این تصاویر، مفاهیم و تحول‌ها با دو نمونه یادشده.
  2. آگاهی اجتماعی؛ با نشان دادن مشابهت رفتارهای خالد هنگامی که شیشهٔ خانهٔ غلامعلی‌خان را می‌شکند و پیام زندانی را می‌برد،[۱۶۲] علاقه به خواندن کتاب و مطالعه رمان مادر گورکی و جذب شخصیت پاول شدن[۱۶۳] و آغاز فعالیت سیاسی با پخش اعلامیه‌ها[۱۶۴] و روزنامه‌های حزبی[۱۶۳] با رفتار شخصیت‌های دو رمان یادشده.
  3. ستیز عشق و وظیفه؛ هنگام قطع رابطه با بلور خانم،[۱۶۳] فروختن کبوترها و پرداخت هزینه درمان حسنی با پول‌شان،[۱۶۵] دل بستن به سیه‌چشم[۱۶۵] و چشم‌پوشی از او به خاطر مبارزه.[۱۶۶]
  4. رفتار سیاسی مادر؛ وقتی پیام خالد از زندان گریخته را برای شفق سیاسی‌کار می‌برد.[۱۶۶]
  5. ستیز قشری‌گری و تجدد؛ مانند منع درس خواندن از سوی حاج شیخ علی[۱۶۷] که هم به زندگی آن‌ها برکت می‌دهد[۱۶۸] و هم سورچران است[۱۶۹] و فهمیدن این تضاد از سوی خالد هنگامی که شیخ، در گرفتاری فراموشش می‌کند.[۱۷۰]

او همین‌طور به دو نمونه از تأثیر بین متنی رمان همسایه‌ها با پنجاه و سه نفر، اثر بزرگ علوی، اشاره می‌کند. یکی اشاره به رهنمود تقی ارانی به رفقای محبوسش در زندان قصر است[۱۷۰] و دیگری خاطره‌ای است از بزرگ علوی در زندان قصر که عیناً از زبان پندار نقل می‌شود.[۱۷۱]


اهمیت ادبی[ویرایش]

اگر بگوییم همسایه‌ها یک رمان خوب است، بهتر و مهم‌تر از این است که بگوییم بهترین رمان فارسی است؛ چنان‌که هست.
بهاءالدین خرمشاهی[۱۷۲]

همسایه‌ها یکی از مهم‌ترین رمان‌های زبان فارسی است و شاید هیچ کتابی نیست که به نقد رمان فارسی پرداخته باشد اما دربارهٔ همسایه‌ها سخنی نگفته باشد.[۱۷۳] محمدعلی سپانلو همسایه‌ها را در ادبیات معاصر، از لحاظ تنوع رخدادها، شخصیت‌ها و گزارش دقیقش از زبان، لهجه و فرهنگ خوزستان و همین‌طور پرداختن به زندگی و آرزوهای این مردم، ممتاز و بی‌نظیر می‌داند و معتقد است این شناختِ دقیقِ محمود از فضای داستان و بوم خوزستان است که باعث می‌شود چنین تصویر زنده‌ای از زندگی را ببینیم.[۱۷۴] عبدالعلی دستغیب همسایه‌ها را دارای ساختاری دقیق و سنجیده می‌داند که با پیشروی تعلیق، طرح و توطئه در آن، زندگی اهالی داستان، جزء خود داستان می‌شود و تحمیلی به نظر نمی‌رسد.[۱۷۵] محمدجعفر یاحقی، پژوهشگر و منتقد ادبی، نوشتن همسایه‌ها را خلق قالبی می‌داند که موفقیت رمان‌های بعدیِ او را تضمین می‌کند و از زبان، مضمون و کشش مناسب و بهره‌مندی از اصول کامل داستان‌نویسی به وجود آمده‌است.[۱۷۶]

محمدرضا روزبه، منتقد ادبی، هنر محمود را در گره زدن تصویری از زندگی مردم محروم خوزستان با رخدادهای دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ شمسی می‌داند که بر شانه‌های نثر پرتوان و پرداخت داستانیِ مناسب او سوار است.[۱۷۷] جمال میرصادقی همسایه‌ها را اثری به‌اندازه می‌خوانَد که در آن، به‌خوبی به جنبه‌های فنی داستان‌نویسی و تصویرسازی پرداخته شده‌است. او معتقد است همسایه‌ها، کمتر از رمان‌های دیگرِ محمود، ناتورالیستی است و به همین دلیل از جذابیت بیشتری برخوردار است.[۱۷۸] میمنت میرصادقی (ذوالقدر) معتقد است پایانِ بازِ رمان همسایه‌ها، هم‌چنان‌که نشان‌دهندهٔ ادامه‌دار بودن زندگی قهرمان داستان است، نشان می‌دهد که داستان جامعهٔ «خالد» نیز منتظر آغاز مرحلهٔ تازه‌ای از زندگی است.[۱۷۹] حسن میرعابدینی، پژوهشگر و منتقد داستان‌نویسی، همسایه‌ها را میراث ادبیات معاصر می‌داند؛ چراکه از پرداختن به ارزش‌های قالبی و گنجاندن تئوری‌های سیاسی در داستانش خودداری کرده و به جای آن، به سطح زیبایی‌شناختیِ موضوعات پرداخته‌است.[۱۸۰] داریوش مهرجویی همسایه‌ها را برای به تصویر درآمدن در مدیوم سینما بسیار مناسب می‌داند؛ چراکه از لحاظ ساختاری و تکنیک‌هایی مانند «مونتاژ»، کامل و سینمایی است.[۱۸۱]

سید حسن امین همسایه‌ها را رمانی می‌داند که با بهره‌گیری از نثر جذاب و دراز حرکتش و با استفاده از رئالیسم اجتماعی، عرصه‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی را از منظر نوجوانی طرح کرده و شخصیت خودش در روند این حوادث شکل می‌گیرد.[۱۸۲] فیروز زنوزی جلالی همسایه‌ها را یکی از بهترین آثار محمود دانسته که به دلایل فنی، جایگاه ویژه‌ای در آثار او دارد و نام نویسنده با نام این رمان گره خورده‌است.[۱۸۳] فرج سرکوهی محمود را خالق «چندصدایی» در رمان معاصر فارسی می‌داند و معتقد است آدم‌های قصهٔ محمود در همسایه‌ها صدای متمایز خود را دارند، درحالی‌که داستان، آهنگ یکتا و موزون خود را می‌نوازد.[۱۸۴] محمد بهارلو استقبال مخاطبان از همسایه‌ها را بسیار پرشور خوانده‌است. او معتقد است بسیاری از خوانندگان کتاب، به دلیل همدلی کتاب با انقلابیان سرسخت، به آن اقبال نشان دادند و کتاب، بین روشنفکران و جوانان دست‌به‌دست می‌شد. او می‌افزاید انقلابیان قدیمی‌تر نیز، چون نویسنده را همراه با تمایلات سیاسی خود و متعلق به خود می‌دانستند، به آن توجه نشان دادند.[۱۸۵] به خاطر تمام این ویژگی‌هاست که بهاءالدین خرمشاهی همسایه‌ها را نخستین «رمان درستِ» فارسی خوانده‌است.[۱۸۶]

اقتباس از همسایه‌ها[ویرایش]

تاکنون دو تلاش برای به تصویر کشیدن همسایه‌ها در سینما و تلویزیون انجام شده است. اولی، فیلمنامه‌ای است که محمود، به همراه حسن فیاد تهیه کرده که البته هیچ‌گاه ساخته نشده[۱۸۷] و دومی، فیلمنامه‌ای[۱۸۸] برای ساخت سریالی تلویزیونی است که احمد محمود، با همراهی داریوش مهرجویی در اولین سال‌های پس از انقلاب نوشته‌اند که آن هم سرنوشتی مانند اقتباس اول پیدا کرده است.[۱۸۹] مهرجویی درباره علت ساخته نشدن این سریال گفته است اوایل انقلاب شرایط کار مهیا نبوده و بعد از آن هم، احمد محمود، مشکل‌دار تشخیص داده شده و ادامه کار، ممکن نبوده است.[۱۹۰]

او در گفتگویی در سال ۱۳۸۰، به ساخته‌شدن فیلمی از روی رمان همسایه‌ها و پخش آن از تلویزیون اشاره می‌کند و می‌گوید فیلم، با حذف مسائل دردسرآفرین ساخته شده اما اشاره‌ای به نام فیلم و کارگردانش نمی‌کند؛ گرچه اشاره می‌کند که بعدتر با کارگردان جوان فیلم برخوردی داشته و گفتگویی میان آن‌ها شکل گرفته است.[۱۹۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. محمود در نامه‌ای به سلیم عبدالامیر (۱۳۸۰) عدد چاپ اول را ۲۰۰۰ نسخه گفته است. (دیدار با احمد محمود، ص۱۵۰)
  2. محمود در نامه‌اش به تورج رهنما (۱۳۷۵) می‌گوید پس از انقلاب از انتشار همسایه‌ها به عنوان اثری مبتذل جلوگیری کردند. (دیدار با احمد محمود، ص۱۴۱)
  3. محمود در نامه‌اش به سلیم عبدالامیر (۱۳۸۰)، از او به خاطر ترجمه همسایه‌ها تشکر کرده است. احتمال این‌که او مترجم به عربی باشد، زیاد است. (دیدار با احمد محمود، ص۱۵۰)
  4. محمود در نامه‌اش به تورج رهنما، نام این مترجم را «حمه باغی» می‌خواند اما اذعان می‌کند که تاکنون (۱۳۷۵) نتوانسته نسخه‌ای از آن را به‌دست بیاورد.
  5. محمود در مصاحبه با مجله چیستا (منتشر شده در ۱۳۸۱) می‌گوید هنوز این ترجمه منتشر نشده است (زمان مصاحبه احتمالاً ۱۳۸۰ است.)
  6. شابک: 78-0-292-74905-4
  7. آفتابه.
  8. خود احمد محمود در مصاحبه‌اش با لیلی گلستان، این سه‌گانه را شامل دو رمان همسایه‌ها و داستان یک شهر و داستان بلند بازگشت می‌خواند. (حکایت حال، ص۱۳۹)
  9. مونتاژ به سینماگران امکان داد تا با ترکیب چند تصویر به ظاهر نامرتبط، مفاهیم پیچیده را به زبان تصویر بیان کنند.
  10. توهم زمانی در اثر مونتاژ ایجاد می‌شود. مثلاً بیننده زنی را در خیابان می‌بیند که به سوی خانه می‌رود. صحنه بعدی مردی را نشان می‌دهد که میز شام را آماده می‌کند. بیننده حرکت زن را در خیابان، پیش از مرتب کردن میز غذا می‌بیند اما گمان می‌کند هر دو همزمان رخ داده‌اند.
  11. گلشیری از عبارت «شیوه نقل عینی» استفاده کرده است.
  12. problematic.
  13. چاپ اول پابرهنه‌ها مربوط به ۱۹۴۸ و نخستین ترجمه آن به فارسی، ۱۳۵۰ (۱۹۷۱ میلادی) است؛ بنابراین احتمال تاثیرپذیری محمود از مادر گورکی (۱۹۰۶) قوی‌تر است تا از پابرهنه‌ها. چه این‌که پابرهنه‌ها خود متأثر از مادر گورکی نوشته شده است.
  14. حاشیه‌ای بر رمان‌های معاصر، نقد آگاه، دفتر دوم، ۱۳۶۱.

پانویس[ویرایش]

  1. گلستان، حکایت حال، ص ۱۰.
  2. خرمشاهی، نامهٔ انجمن، ص ۴۵۸.
  3. علی‌نژاد، سیروس. «روایتگر خطهٔ جنوب درگذشت». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۰ ژوئن ۲۰۰۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۴ دسامبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۴ دسامبر ۲۰۱۶. 
  4. رضایی، سعید. «MAHMUD, AHMAD». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  5. گلستان، حکایت حال، ص ۵۰.
  6. محمود (اعطا)، دیدار، ص ۲۳.
  7. گلستان، حکایت حال، ص ۱۵۱.
  8. محمود (اعطا)، دیدار، ص ۱۲۶.
  9. «نگاهی به سه‌گانهٔ احمد محمود؛ همسایه‌ها، داستان یک شهر و بازگشت». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۵ مهر ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۶ مهر ۱۳۹۵. 
  10. رضایی، سعید. «MAHMUD, AHMAD». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  11. محمود (اعطا)، دیدار، ص ۲۴.
  12. گلستان، حکایت حال، ص ۵۰.
  13. گلستان، حکایت حال، ص ۴۳.
  14. گلستان، حکایت حال، ۴۴.
  15. طاهراحمدی، گنجینهٔ اسناد، ص ۵۷.
  16. تهرانی، مطالعات تاریخی، ص ۲۹.
  17. تهرانی، مطالعات تاریخی، ص ۳۲.
  18. طاهراحمدی، گنجینهٔ اسناد، ص ۵۷.
  19. طاهراحمدی، گنجینهٔ اسناد، ص ۵۸.
  20. تهرانی، مطالعات تاریخی، ص ۳۷.
  21. طبری، علوم سیاسی، ص ۲۴۰.
  22. میاتا و مدیرشانه‌چی، اطلاعات، ص ۱۴۳.
  23. محمود (اعطا)، دیدار، ۱۲۹.
  24. گلستان، حکایت حال، ۴۴.
  25. رضایی، سعید. «MAHMUD, AHMAD». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  26. مفتاحی، همسایه با بیگانه‌ها، ۸۸ (نسخه الکترونیک).
  27. گلستان، حکایت حال، ۴۴.
  28. رضایی، سعید. «MAHMUD, AHMAD». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  29. محمود (اعطا)، دیدار، ۱۲۹.
  30. آذرنگ و دهباشی، بخارا، ۱۴۳.
  31. گلستان، حکایت حال، ۴۵.
  32. محمود (اعطا)، دیدار، ۱۴۱.
  33. گلستان، حکایت حال، ۴۵.
  34. رضایی، سعید. «MAHMUD, AHMAD». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  35. بهارلو، گلستانه، ۹۱.
  36. باقری و محمود، چیستا، ۳۲۰.
  37. محمود (اعطا)، دیدار، ۹۳.
  38. «یاد احمد اعطا (احمد محمود)؛ نویسنده و انسان ترازنو». حزب توده ایران. ۲۸ نوامبر ۲۰۱۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۸ ژوئیه ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. 
  39. گلستان، حکایت حال، ۴۵.
  40. باقری و محمود، چیستا، ۳۲۰.
  41. بهارلو، گلستانه، ۹۱.
  42. آذرنگ و دهباشی، بخارا، ۱۴۳.
  43. محمود (اعطا)، دیدار، ۱۴۱.
  44. باقری و محمود، چیستا، ۳۲۰.
  45. محمود (اعطا)، دیدار، ۹۴و۹۳.
  46. باقری و محمود، چیستا، ۳۲۰.
  47. رضایی، سعید. «MAHMUD, AHMAD». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  48. محمود (اعطا)، دیدار، ۱۴۱.
  49. «بازتاب ادبیات معاصر ایران در جهان عرب». ایسنا، ۶ بهمن ۱۳۹۴. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۵ مهر ۱۳۹۵. 
  50. رضایی، سعید. «MAHMUD, AHMAD». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  51. «زیگرید لطفی، مترجم "کلیدر" به زبان آلمانی درگذشت». دویچه وله، ۲ اوت ۲۰۱۴. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۹ آوریل ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  52. «The neighbors». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۴ دسامبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۴ دسامبر ۲۰۱۶. 
  53. باقری و محمود، چیستا، ۳۲۱.
  54. محمود (اعطا)، دیدار، ۱۴۲.
  55. حیدری و فرد، سبک‌شناسی، ۵۵.
  56. اجاکیانس، نامه فرهنگستان، ۱۵۲.
  57. مفتاحی، همسایه با بیگانه‌ها، ۸۵ (نسخه الکترونیک).
  58. شهبازی، حسینی و عسگری حسنکلو، مطالعات داستانی، ۷۵.
  59. مفتاحی، همسایه با بیگانه‌ها، ۸۶ (نسخه الکترونیک).
  60. «نگاهی به سه‌گانه احمد محمود؛ همسایه‌ها، داستان یک شهر و بازگشت». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۵ مهر ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۶ مهر ۱۳۹۵. 
  61. شهبازی، حسینی و عسگری حسنکلو، مطالعات داستانی، ۷۵.
  62. اجاکیانس، نامه فرهنگستان، ۱۵۳.
  63. اجاکیانس، نامه فرهنگستان، ۱۵۳.
  64. «نگاهی به سه‌گانه احمد محمود؛ همسایه‌ها، داستان یک شهر و بازگشت». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۵ مهر ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۶ مهر ۱۳۹۵. 
  65. عابدینی، ادبیات تطبیقی، ۲۱۶.
  66. اجاکیانس، نامه فرهنگستان، ۱۵۳.
  67. آتش‌سودا و حریری جهرمی، سبک‌شناسی، ۱۱.
  68. میرعابدینی، صدسال داستان‌نویسی در ایران، ۳۶۲.
  69. آتش‌سودا و حریری جهرمی، سبک‌شناسی، ۱۲.
  70. آتش‌سودا و حریری جهرمی، سبک‌شناسی، ۱۳.
  71. محمود، همسایه‌ها، ۸۰.
  72. سلیمانی، کتاب ماه، ۶۲.
  73. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۱۸.
  74. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۱۹.
  75. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۲۶.
  76. گلشیری، باغ در باغ، ۳۸۹.
  77. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۲۸–۱۲۷.
  78. جعفری (قنواتی)، مطالعات ملی، ۱۴۱و۱۴۰.
  79. محمود، همسایه‌ها، ۲۵.
  80. بهارلو، گلستانه، ۹۱.
  81. سلیمانی، کتاب ماه، ۶۸.
  82. سلیمانی، کتاب ماه، ۶۹و۶۸.
  83. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۱۷.
  84. محمود، همسایه‌ها، ۵۴.
  85. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۲۰و۱۱۹.
  86. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۲۳.
  87. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۳۰–۱۲۹.
  88. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۳۰.
  89. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۲۵.
  90. محمود، همسایه‌ها، ۱۸۴.
  91. کبیری و ترکمانی باراندوزی، ادبیات فارسی، ۶۴.
  92. شهبازی، حسینی و عسگری حسنکلو، مطالعات داستانی، ۷۹.
  93. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۲۰.
  94. گلستان، حکایت حال، ۶۱.
  95. عابدینی، ادبیات تطبیقی، ۲۲۴.
  96. افضلی و قاسمی اصل، ادب فارسی، ۱۲۱.
  97. «احمد محمود، خالق رمان چندصدایی فارسی». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۴ مهر ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۸ مهر ۱۳۹۵. 
  98. سلیمانی، کتاب ماه، ۶۲.
  99. یاوری، بخارا، ۲۴۱.
  100. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۲۳.
  101. اجاکیانس، نامه فرهنگستان، ۱۵۸.
  102. خرمشاهی، انجمن کتابداران، ۴۵۸.
  103. مفتاحی، همسایه با بیگانه‌ها، ۹۹ (نسخه الکترونیک).
  104. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۱۷.
  105. گلستان، حکایت حال، ۱۳۴و۱۳۳.
  106. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۱۶.
  107. «استعاره احمد محمود». روزنامه شرق، ۱۲ مهر ۱۳۹۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲ آبان ۱۳۹۵. 
  108. شهبازی، حسینی و عسگری حسنکلو، فصلنامه تخصصی مطالعات داستانی، ۷۳.
  109. محمود (اعطا)، دیدار، ۳۴۵.
  110. «نگاهی به سه‌گانه احمد محمود؛ همسایه‌ها، داستان یک شهر و بازگشت». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۵ مهر ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۶ مهر ۱۳۹۵. 
  111. سلیمانی، کتاب ماه، ۶۵.
  112. «احمد محمود، خالق رمان چندصدایی فارسی». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۴ مهر ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۸ مهر ۱۳۹۵. 
  113. گلشیری، باغ در باغ، ۳۴۷و۳۴۶.
  114. «احمد محمود، خالق رمان چندصدایی فارسی». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۴ مهر ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۸ مهر ۱۳۹۵. 
  115. اجاکیانس، نامه فرهنگستان، ۱۵۶.
  116. آتش‌سودا و حریری جهرمی، سبک‌شناسی، ۲۷.
  117. گلستان، حکایت حال، ۲۱.
  118. محمود، همسایه‌ها، ۱۷۹.
  119. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۱۶.
  120. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۲۲.
  121. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۱۶.
  122. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۲۲.
  123. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۱۸.
  124. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۲۱.
  125. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۲۲.
  126. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۱۹.
  127. ۱۲۷٫۰ ۱۲۷٫۱ اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۱۸.
  128. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۳۲۳.
  129. محمود، همسایه‌ها، ۲۳۱.
  130. حیدری و فرد، سبک‌شناسی، ۴۷.
  131. حیدری و فرد، سبک‌شناسی، ۵۰.
  132. حیدری و فرد، سبک‌شناسی، ۵۲.
  133. حیدری و فرد، سبک‌شناسی، ۶۱–۵۷.
  134. حیدری و فرد، سبک‌شناسی، ۶۳–۶۱.
  135. حیدری و فرد، سبک‌شناسی، ۶۴.
  136. شهبازی و حسینی، هفتمین همایش، ۴۸۸.
  137. شهبازی و حسینی، هفتمین همایش، ۴۸۹.
  138. شهبازی و حسینی، هفتمین همایش، ۴۸۳.
  139. شهبازی و حسینی، هفتمین همایش، ۴۷۸.
  140. محمود، همسایه‌ها، ۱۸۳.
  141. عابدینی، ادبیات تطبیقی، ۲۱۱.
  142. عابدینی، ادبیات تطبیقی، ۲۱۳–۲۱۲.
  143. عابدینی، ادبیات تطبیقی، ۲۱۸.
  144. عابدینی، ادبیات تطبیقی، ۲۲۶.
  145. ایزدیار و عابدی، اندیشه‌های ادبی، ۱۲۹.
  146. ایزدیار و عابدی، اندیشه‌های ادبی، ۱۳۹–۱۳۸.
  147. اعتمادزاده، دختر رعیت، ۱۲۰.
  148. ایزدیار و عابدی، اندیشه‌های ادبی، ۱۴۳–۱۴۲.
  149. ایزدیار و عابدی، اندیشه‌های ادبی، ۱۴۵.
  150. ایزدیار و عابدی، اندیشه‌های ادبی، ۱۴۶.
  151. ایزدیار و عابدی، اندیشه‌های ادبی، ۱۵۰.
  152. ایزدیار و عابدی، اندیشه‌های ادبی، ۱۲۹.
  153. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۰۴.
  154. کریمی مهر، بخارا، ۳۶۸.
  155. رضایی، سعید. «MAHMUD, AHMAD». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  156. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۰۵.
  157. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۰۸و۱۰۷.
  158. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۰۹و۱۰۸.
  159. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۰۹.
  160. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۱۱.
  161. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۰۶.
  162. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۱۳.
  163. ۱۶۳٫۰ ۱۶۳٫۱ ۱۶۳٫۲ اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۱۵.
  164. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۱۴.
  165. ۱۶۵٫۰ ۱۶۵٫۱ اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۱۶.
  166. ۱۶۶٫۰ ۱۶۶٫۱ اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۱۷.
  167. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۲۰.
  168. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۲۱.
  169. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۲۲.
  170. ۱۷۰٫۰ ۱۷۰٫۱ اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۲۳.
  171. اسحاقیان، داستان‌شناخت ایران، ۱۲۴.
  172. خرمشاهی، انجمن کتابداران، ۴۵۸.
  173. مفتاحی، همسایه، ص ۸۷ (نسخهٔ الکترونیک).
  174. سپانلو، نویسندگان پیشرو، ص ۱۹۳.
  175. دستغیب، نقد آثار، ص ۹۹.
  176. یاحقی، جویبار لحظه‌ها، ص ۱۸۷.
  177. روزبه، ادبیات معاصر، ص ۹۲.
  178. میرصادقی، داستان‌نویسان، ص ۱۶۶.
  179. میرصادقی، رمان‌های معاصر، ص ۲۰۰.
  180. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی، ص ۴۸۲.
  181. باوی ساجد، رودکی، ص ۱۱۱.
  182. امین، ادبیات معاصر، ص ۱۵۸ و ۱۵۹.
  183. زنوزی جلالی، باران بر زمین، ص ۳۴.
  184. «احمد محمود، خالق رمان چندصدایی فارسی». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۴ مهر ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۲۸ مهر ۱۳۹۵. 
  185. بهارلو، گلستانه، ص ۹۱.
  186. خرمشاهی، انجمن کتابداران، ص ۴۵۶.
  187. «احمد محمود، نویسنده‌ای عاشق سینما». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۶ مهر ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۹ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۸ آبان ۱۳۹۵. 
  188. رضایی، سعید. «MAHMUD, AHMAD». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۶. 
  189. باوی ساجد، رودکی، ۱۰۷.
  190. باوی ساجد، رودکی، ۱۰۸.
  191. محمود (اعطا)، دیدار، ۲۷۱.

منابع[ویرایش]

کتاب‌ها
مقاله‌ها
  • آتش‌سودا، محمدعلی و امید حریری جهرمی. «شخصیت‌پردازی در رمان همسایه‌ها». پژوهش‌های نقد ادبی و سبک‌شناسی (شهرکرد: دانشگاه آزاد واحد شهرکرد)، ش. پیش‌شماره ۱ (۱۳۸۹): ۲۸–۹. 
  • آذرنگ، عبدالحسین و علی دهباشی. «نشر و فرهنگ: سلسله گفتگوها پیرامون نشر و فرهنگ (گفتگوی یازدهم با محمدرضا جعفری: امیرکبیر و نشر نو در دوره انتقال)». بخارا (تهران)، ش. ۱۷ (۱۳۸۰): ۱۶۶–۱۳۸. 
  • اجاکیانس، آناهید. «مروری بر آثار احمد محمود (۱)». نامه فرهنگستان (تهران)، ش. ۲۴ (۱۳۸۳): ۱۵۸–۱۳۹. 
  • افضلی، علی و زینب قاسمی اصل. «مطالعه تصویر دهه بیست جنوب ایران در رمان همسایه‌ها». فصلنامه ادب فارسی، ش. ۱۶ (۱۳۹۴): ۱۳۴–۱۱۳. 
  • ایزدیار، محسن و الهام عابدی. «بررسی تطبیقی رمان «همسایه‌ها» اثر احمد محمود و «دختر رعیت» از دو دیدگاه ساختاری و محتوایی». اندیشه‌های ادبی (مگ‌ایران)، ش. ۱۲ (۱۳۹۱): ۱۵۴–۱۲۹. ISSN ۱۷۳۵-۸۳۷X. بازبینی‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۶.  (نیازمند عضویت)
  • باقری، خسرو و احمد محمود. «گفتگویی با احمد محمود». چیستا (تهران)، ش. ۱۹۴ و ۱۹۵ (۱۳۸۱): ۳۲۵–۳۱۱. 
  • باوی ساجد. «ناگفته‌های یک برداشت ناتمام». مجله رودکی (تهران)، ش. ۲۰ (۱۳۸۶): ۱۱۱–۱۱۰. 
  • بهارلو، محمد. «یاد: احمد محمود نویسنده زمانه و طبقه خود». گلستانه (تهران)، ش. ۴۴ (۱۳۸۱): ۹۳–۹۰. 
  • تهرانی، صادق. «از نهضت ملی شدن نفت تا کودتا». فصلنامه مطالعات تاریخی (تهران)، ش. ۸ (۱۳۸۴): ۴۷–۲۸. 
  • جعفری (قنواتی)، محمد. «ایران‌شناسی: نفت و بازتاب آن در آثار داستان‌نویسان خوزستانی». فصلنامه مطالعات ملی (تهران)، ش. ۱۹ (۱۳۸۳): ۱۴۸–۱۲۵. 
  • حیدری، فاطمه و میثم فرد. «خوانش لاکانی امر سیاسی در رمان همسایه‌ها». پژوهش‌های نقد ادبی و سبک‌شناسی (تهران)، ش. ۷ (۱۳۹۳): ۶۶–۴۳. 
  • خرمشاهی، بهاءالدین. «نقد کتاب». نامه انجمن کتابداران ایران (تهران) هفتم، ش. ۳ (۱۳۵۳): ۴۵۸–۴۵۶. 
  • سلیمانی، بلقیس. «در حضور تاریخ». کتاب ماه ادبیات و فلسفه (تهران)، ش. ۶۳ (۱۳۸۱): ۷۱–۶۰. 
  • شهبازی، آرزو و مریم حسینی. «نقد مارکسیستی رمان همسایه‌ها، احمد محمود». همایش پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی، ش. ۷ (۱۳۹۲): ۴۸۹–۴۷۶. 
  • شهبازی، آرزو، مریم حسینی و عسگر عسگری حسنکلو. «نقد ساخت‌گرایی تکوینی رمان همسایه‌ها اثر احمد محمود». فصلنامه تخصصی مطالعات داستانی (تهران)، ش. ۳ (۱۳۹۳): ۹۱–۶۶. 
  • طاهراحمدی، محمود. «مصدق، کارگران و حزب توده». گنجینه اسناد (تهران)، ش. ۴۹ و ۵۰ (۱۳۸۲): ۶۵–۵۶. 
  • طبری، نقی. «گروه‌های کلیدی در نهضت مشروطه و ملی شدن نفت». فصلنامه علوم سیاسی (دانشگاه باقرالعلوم)، ش. ۱۶ (۱۳۸۰): ۲۴۴–۲۲۹. 
  • عابدینی، مینا. «بازتاب نابرابری اجتماعی و شکاف طبقاتی در دو رمان «همسایه‌ها» احمد محمود و «عمارت یعقوبیان» علا اسوانی». نشریه ادبیات تطبیقی (تهران)، ش. ۱۱ (۱۳۹۳): ۲۲۸–۲۱۱. 
  • فاضلی، مهبود و فاطمه سادات حسینی. «سنت و مدرنیته در رمان «همسایه‌ها»». پژوهش زبان و ادبیات فارسی (تهران: جهاد دانشگاهی)، ش. ۲۷ (۱۳۹۱): ۱۴۵–۱۳۱. 
  • کبیری، پوران و وجیهه ترکمانی باراندوزی. «بررسی شخصیت زنان در ۵ رمان احمد محمود». فصلنامه ادبیات فارسی (بهارستان سخن) (چالوس: دانشگاه آزاد واحد چالوس)، ش. ۱۹ (۱۳۹۱): ۶۶–۴۱. 
  • کریمی مهر، سحر. «عصر پنجشنبه‌ها در بخارا: گفت و گو با علی‌محمد افغانی (گزارشی از جلسه حضور علی‌محمد افغانی در مجله بخارا)». بخارا (تهران)، ش. ۷۱ (۱۳۸۸): ۳۶۹–۳۶۲. 
  • میاتا، اسامو و محسن مدیرشانه‌چی. «خلیل ملکی در دوران ملی شدن نفت در ایران (۲)». اطلاعات سیاسی–اقتصادی (تهران: اطلاعات)، ش. ۲۴۷ و ۲۴۸ (۱۳۸۷): ۱۴۷–۱۳۸. 
  • یاوری، حورا. «چه اتفاق مبارکی/ برای سیمین دانشور». بخارا (تهران)، ش. ۷۵ (۱۳۸۹): ۲۴۲–۲۴۰. 

پیوند به بیرون[ویرایش]