همسایه‌ها (رمان)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
همسایه‌ها
نویسنده احمد محمود
ناشر انتشارات امیرکبیر
محل نشر تهران
تاریخ نشر ۱۳۵۳
موضوع داستان
زبان پارسی
کتاب‌شناسی احمد محمود

همسایه‌ها رمانی از احمد محمود، نویسنده ایرانی است. این رمان در سال ۱۳۵۳چاپ و در زمان محمدرضا شاه و بعد انقلاب ایران (۱۳۵۷) ممنوع چاپ اعلام شد.

تاریخچه[ویرایش]

این کتاب در سال ۱۳۵۳ توسط انتشارات امیرکبیر چاپ ‌شد. با وجود تیراژ محدود، استقبال خوانندگان فوق‌العاده بود. محمود برای چاپ دوم این کتاب با مشکل حکومت وقت روبه‌رو ‌شد (به دلیل این‌که حکومت کتاب را، اثری ضد سیاست‌های پهلوی ارزیابی کرد) و چاپ دوم کتاب ماند تا سال ۵۷ و پس از مقدمه‌ای بر آن، در تیراژی گسترده چاپ شد. اما پس از انقلاب ۱۳۵۷ چاپ کتاب برای همیشه ممنوع ‌شد، چون محتوای کتاب از سوی حکومت اسلامی جنسی ارزیابی ‌شد.

احمد محمود خود می‌گوید:

رمان همسایه‌ها را بهار سال ۱۳۴۵ در اهواز به پایان رساندم. بخشهایی از آن به عنوان بخشی از رمان منتشر نشده همسایه‌ها در سالهای ۴۶ به بعد در مجلات تهران چاپ شد تا سال ۱۳۵۳ که امیرکبیر چاپ و منتشرش کرد.[۱]

چکیده[ویرایش]

داستان رمان نگاهی به زندگی پایین‌ترین طبقات مردم ایران در شهر اهواز و از دیدگاه جوانی به نام خالد است. زمان داستان در دوره ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق است و به نوعی می‌توان گفت فعالیت‌های حزب توده و تاثیرات آن در طبقه پایین و عمدتاً کم سواد کشور را برای بسیج شدن در حرکت ملی کردن صنعت نفت نشان می‌دهد. از این بابت می‌توان گفت که گرایش‌های ذهنی و سیاسی نویسنده به صورتی کاملاً پررنگ در متن داستان به چشم می‌خورد.

رمان از نوجوانی قهرمان داستان، خالد شروع می‌‌شود و تا به زندان افتادن و تحول فکری و عقیدتی او و شکنجه و آزار برای مبارزه‌اش بر علیه ظلم و ستم ادامه دارد. خالد نوجوانی از طبقه پایین اجتماع و در خانه‌ای شلوغ و پر از همسایه‌های جورواجور متولد شده است. دور و بر او پر از آدم‌های جوراجور و متنوع زندگی می‌کنند. همه افراد و مستأجرهای خانه با جهل، خرافات فقر، بیماری، فساد اخلاقی، کینه‌ورزی‌ها و در عین حال مهر و محبت‌های خاص این گونه جوامع دست به گریبان هستند. در فصل اول رمان، خالد با بلور خانم، زن امان آقای قهوه‌چی آشنا می‌شود و در آغوش او مرد می‌شود. بلورخانم فاحشه نیست. فقط با خالد ارتباط دارد، چون امان‌آقا نه از نظر عاطفی برای او همسر است و نه از نظر جنسی شوهر. خالد در حادثه‌ای پایش به کلانتری باز می‌شود و در آنجا نقطه عطف و تحول اصلی زندگی‌اش به وجود می‌آید؛ پیغام یک زندانی سیاسی را به دوستانش می‌رساند و «سیاسی» می‌شود. خالد از بلورخانم فاصله می‌گیرد و به محیط وسیع‌تری پا می‌نهد. خالد رسماً عضو یک حزب سیاسی می‌شود، در فعالیت‌های سیاسی شرکت می‌کند، با پلیس مخفی درگیر می‌شود و حتی آن قدر شجاع شده که حتی یک بار از شهربانی می‌گریزد. در همین حال و با اوج گرفتن مبارزه مردم، در میتینگی شرکت می‌کند و پایش ضربه می‌بیند. در حال فرار از دست مأموران به خانه‌ای پناه می‌برد و در آن جا عاشق دختری به نام سیه‌چشم می‌شود... روزها و شبها تظاهرات و اعلامیه نویسی ها، فرارها و بازداشتها، خیابانها و زندانها و در داخل خانه که جهان کوچکتری است مسائل همسایه ها از دعوای زناشوئی گرفته تا تهییه ی یک لقمه نان. عقاید،نگرشها، خرافات، دشواری های عاطفی و جنسی با زبانها و لحنهای متنوع آدمهای متنوع و… همه ی اینها با نظم ادبیِ سنجیده ای از ضمیر خالد می گذرد. همانطور که نوجوان بارورتر می شود و گره ها را به تدبیر خود می گشاید کتا زندگی و تاریخ نیز برای خواننده ورق می خورد. در آخرین بخش رمان خالد را در زندان عمومی می بینیم. وی با مساعدت یکی از«کادر»های آزموده (پندار) اعتصاب غذایی در زندان به راه می اندازد که طی آن با طبائع و منشهای خاص زندانیان عادی آشنا می شویم. حدیث انگیزشی که این دوتن در زندانیان بوجود می آورند و نیز نقاشی زندان و روحیات زندانبانها دلپذیر و مقبول است. اعتصاب به خون کشیده می شود.«ناصر ابد» کشته می شود. پندار سر به نیست می شود و خالد پس از یک زندان انفرادی طولانی به سربازی می رود و رمان در اینجا به شکلی نیمه تمام متوقف می ماند.

داستان در نهایت با کودتای ۲۸ مرداد به پایان می‌رسد، هرچند در هیچ یک از مراحل داستان وقایع سیاسی و تاریخی ملی شدن صنعت نفت به صورت مستقیم به چشم نمی‌خورد و تنها بازتاب آنها در میان مردم طبقه پایین کشور دیده می‌شود.

پانویس[ویرایش]

  1. گلستان، لیلی؛ حکایت حال، گفتگو با احمد محمود؛ کتاب مهناز؛ تهران چاپ اوّل ۱۳۸۰؛ ص ۱۰.