فیروز زنوزی جلالی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فیروز زنونی جلالی
Zenoozi.jpg
زاده ۱۳۲۹
خرم‌آباد
درگذشته ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ (۶۷ سال)
تهران
ملیت ایران ایرانی
زمینه فعالیت نویسنده
سال‌های فعالیت ۱۳۵۵–۱۳۹۶
فرزندان فراز، فرزاد، فرزان، فاخته
جایزه‌های دیگر
جایزه ادبی جلال آل احمد

فیروز زنونی جلالی (۱ آبان ۱۳۲۹ در خرم‌آباد[۱] - ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ در تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود. رمان‌هایی چون مخلوق و برج ۱۱۰ ازجمله آثار برجسته وی هستند.

زندگی[ویرایش]

فیروز زنونی جلالی، در یکم آبان سال ۱۳۲۹ در خرم‌آباد زاده شد. پدرش نظامی بود و به همین سبب بارها از شهری به شهری دیگر نقل مکان می‌کردند. جلالی به همراه خانواده‌اش در سال‌های پایانی دبستان به تهران می‌آیند و تا پایان دوران دبیرستان در تهران می‌مانند.

او در ۲۰ سالگی به بوشهر می‌رود و به عضویت نیروی دریایی درمی‌آید و چنان‌که خود نوشته‌است:

همان وقت و در همان‌جا بود که از رنج واقع ناگزیر تن به سحر قلم و تخیل سپردم و اولین داستانم «یک لحظه بیش نیست» را نوشتم و برای مجله «فردوسی» فرستادم.

این داستان که در مجله منتشر شد او را به شکل جدی وارد فضای داستان‌نویسی کرد.[۱]

آثار[ویرایش]

وی در زمینه‌های مختلف هنری صاحب آثار متعدّد است.

نمایش‌نامه[ویرایش]

«مثنوی کوچه»(۶۹)، «درختی در برزخ» (۷۰)، «غریبه»(۷۱)، «فاجعهٔ نوزدهمین»(۷۲)، «تیغ برپشت»(۷۳)، «سلطان و کاتب»(۷۴)، «نماز»(۷۵)، «جُنگ‌های هنری دریا»(۷۶) و…

فیلم‌نامه[ویرایش]

«شور وشیرین»، «این کوچولوی پُردَردِ سر» (طنز).

فیلم سینمایی[ویرایش]

«آینه و مرداب» و «آلفا هنوز زنده است».

نقد[ویرایش]

«باران بر زمین سوخته»: بررسی و نقد داستان یک شهر، درخت انجیر معابد، مدار صفر درجه، آدم زنده از نویسنده فقید احمد محمود (تهران، تندیس، ۱۳۸۶، چاپ اول)، «آسیب‌شناسی ادبیات داستانی معاصر».

مجموعهٔ داستان‌های کوتاه[ویرایش]

  • سال‌های سرد (۶۸)
  • خاک و خاکستر(۶۹)
  • «روزی که خورشید سوخت»(۷۰)
  • «مردی با کفش‌های قهوه‌ای»(۷۳) ـ برندهٔ دیپلم افتخار «۲۰سال ادبیات داستانی انقلاب اسلامی»، «اسکاد روی ماز۵۴۳»(۷۶)، «حضور»(۷۶)، «سیاه بمبک»(۷۷)، «گزیدهٔ ادبیات معاصر» (تهران، نیستان، ۱۳۷۸، چاپ اول) ـ زنوزی ۷ داستان منتخب خود را در این اثر فراهم آورده‌است: شکلات، فتّاح، سیاه بمبک، روزی، مثل بقیّهٔ روزها، داوودی‌ها، مسوّده، روزی که خورشید سوخت.

رمان و داستان بلند[ویرایش]

«مخلوق»(۷۹) ـ برندهٔ دیپلم افتخار از بنیاد شهید. این رمان را عبدالعلی دستغیب در کتاب از دریچهٔ نقد با عنوان «قهرمان داستان در جدال با نویسنده» بررسی و تحلیل کرده‌است.

«قاعدهٔ بازی»(۸۶) که برندهٔ جایزهٔ «جشنوارهٔ دوسالانهٔ قلم زرّین» و اثر برگزیدهٔ بخش رمانِ «جایزهٔ جلال آل احمد» گردید.

«توپ پاشنه، سمت ساعت دو!» عنوان قصهٔ اول از یک داستان بلند ۳ قصه‌ای باموضوع جنگ دریاییِ خرمشهر در روزهای آغازین جنگ تحمیلی است. قصهٔ دوم این داستان بلند با عنوان «سکّان، سمت، میانهٔ اروند» نیز در مراحل چاپ قرار دارد و قصهٔ سوم این اثر با عنوان «خرمشهر، خرمشهر» در حال نوشته شدن است. این رمان ۳ قصه‌ای، بازسازی خاطرات زنونی از جنگ‌های آغازین دریایی در اروند ـ به هنگامی که وی کمیسر دریایی ناوچه‌های ۶۵ نیروی دریایی بوده ـ می‌باشد.

عمده‌ترین مضامین داستان‌های زنونی جنگ، فقر و شوربختی مردم و اندوه و محنت انسان‌های دردمند است.

جوایز[ویرایش]

فیروز زنونی جلالی در سال ۱۳۸۷ جایزه ادبی جلال آل‌احمد را برای رمان قاعده بازی دریافت کرد. وی همچنین برنده جایزه قلم زرین شده‌است.[۲][۳]

درگذشت[ویرایش]

زنونی جلالی از زمستان ۱۳۹۴ دچار بیماری سرطان ریه شده بود. شیمی درمانی وی در ۲۹ فروردین ۱۳۹۶ به خاطر وخامت حال متوقف شد و در صبح روز ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ در بیمارستان درگذشت.[۴]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «زندگینامه: فیروز زنونی جلالی (۱۳۲۹–۱۳۹۶)». همشهری‌آنلاین. ۲۳ فروردین ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۵ دسامبر ۲۰۱۷.
  2. خبرگزاری شبستان
  3. خبرگزاری فارس
  4. «خبرگزاری تسنیم».

پیوند به بیرون[ویرایش]