معماری عصر برنز در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

در حدود ۵٫۴۰۰–۵٫۳۰۰ سال پیش (در عصر برنز) شهرهایی بازرگانی در ایران برآمدند که احتمالاً در شبکهٔ فرهنگی مشترکی با هم پیوند داشته‌اند. شوشِ نیاایلامی از مهم‌ترین این شهرها در جنوب غربی ایران بوده که امروزه اثری از آن نمانده. دور شهرهای ملیان و انشان دیوار حصار دفاعی کشیده بودند و فرمانروایی ایلامی نیز کاخ و آرامگاهی در هفت‌تپه ساخته بوده‌است. در این دوران در تپه یحیی در جنوب شرقی ایران ساختمانی بزرگ برای بازرگانان غیربومی ساخته شده بوده و در همین منطقه شهر سوخته بافتی پیچیده داشته که به حوزه‌های کارکردی مختلف تقسیم شده بوده‌است. در گودین‌تپه در زاگرس مرکزی معابر شهری کوچکی ساخته شده بوده‌اند که برخی ارابه‌رو بوده و در دو طرف آن‌ها مغازه یا کارگاه‌هایی قرار داشته. در عصر برنز در تپهٔ جنوبی سیلک در فلات مرکزی ایران محله‌هایی با خانه‌های مسکونی و کوچه‌هایی در اطراف خانه‌ها ایجاد شده که با خانه‌های روستایی امروزی اطراف کاشان سنخیّت دارد. در همین دوران یک سوم فضاهای شهری تپه حصار به فعالیت‌های تولیدی اختصاص داشته و ظاهراً مردمان آن ثروتی قابل توجه اندوخته بوده‌اند. در فلات شمالی ایران هم در تورنگ تپه سازهٔ خشتی بزرگی ساخته شده بوده که با زیگورات بزرگ اور-نامو هماوردی می‌کرده. در عصر برنز، شمال غربی ایران حوزه‌ای فرهنگی تشکیل می‌داده که از بقیهٔ ایران متمایز بوده‌است. در شمال دریاچهٔ ارومیه سکونت‌گاه‌ها به الگوی تثبیت‌شده آناتولی و قفقاز جنوبی نزدیکند. از سکونت‌گاه‌های جنوب دریاچهٔ ارومیه به علت کاوش‌های محدود الگویی در دست نیست.

در اواخر عصر برنز شهرهای ایران به‌تدریج دچار زوال شدند. سه-چهار قرن بعدتر نخستین مردمان آریایی به ایران وارد آمدند و سبب تغییراتی فرهنگی شدند که مبدأ عصر آهن در ایران است.

بافتار تاریخی[ویرایش]

کتیبه نیاایلامی، علایم بازرگانی و حسابداری، از تل آکروپولیس شوش، در موزهٔ بریتانیا

در ادبیات باستان‌شناختی ایران، عبارت عصر برنز به دوره‌ای اطلاق می‌شود که با برآمدن شهرهای بازرگانی در حدود ۳٫۴۰۰–۳٫۳۰۰ سال پیش از میلاد آغاز شد و تا ابتدای عصر آهن در ۱٫۴۰۰–۱٫۳۰۰ سال پیش از میلاد ادامه یافت و دوران گذار از فرهنگ‌های عصر حجر (یا به عبارت دقیق‌تر دوران مس‌سنگی) به تمدن‌های عصر آهن بود.[۱] مناطق پیرامون دشت‌های فلات ایران از میانهٔ هزارهٔ چهارم پیش از میلاد تا اوایل هزارهٔ سوم پیش از میلاد شاهد پیدایش مراکزی شهری بود که نتیجهٔ توسعهٔ بازرگانی و روابط تجاری به‌ویژه در زمینهٔ فلزها بودند. این فرایند غالباً شاخه‌ای از پیدایش تمدن در دوران اوروک میانرودان دانسته می‌شود.[۲] در این دوران جمعیت فلات ایران به‌شدت افزایش یافت.[۳]

گسترش اوروک[ویرایش]

گسترش اوروک به فلات ایران، شام، و آناتولی

تولید همراه با تقسیم کار که عموماً در همهٔ جوامع کشاورزی اولیه روی داد منجر به غامض‌تر شدن الگوهای اجتماعی-اقتصادی شد و ثبات در تولید غذا افزایش جمعیت را در پی داشت. با تقسیم گروه‌های اجتماعی به طبقه‌ها، سلسله‌مراتبی در این جوامع شکل گرفت که می‌توان از نظر سیاسی ساختار آن‌ها را طایفه‌ای یا ابرطایفه‌ای[الف] دانست. نتیجهٔ همهٔ این فرایندها ظهور سکونت‌گاه‌های بزرگ شهری یا پیشاشهری بود که در اواخر دوران مس‌سنگی آغاز شد و شاخصهٔ مهم عصر برنز است.[۴]

با آغاز عصر برنز، دولت‌شهر‌هایی در خاور نزدیک پدید آمد که اولین نشانه‌های آن‌ها را در دوران اوروک می‌توان دید. در دوران اوروک در میانرودان گسترهٔ منابع طبیعی موجود، از جمله خاکی که دو یا سه بار در سال قابل کشت بود، مراتع گستردهٔ و همچنین منابع دریایی (مثلا ماهی‌گیری) بنیان اقتصادی را می‌ریختند که به گفتهٔ گیرمو آلگز منجر به انقلابی در ساختار اجتماعی شد. علاوه بر این، امکان حمل‌ونقل عمده از طریق مسیرهای آبی به همراه نظامی مدیریتی که «اهلی‌سازی منابع انسانی» (یعنی استثمار نیروی کار) را تأمین می‌کرد از دیگر عوامل تشکیل دهندهٔ چیزی بودند که گیرمو آلگز آن را «مزیت میانرودانی»[ب] نامیده‌است.[۵] در نهایت مجموع این عوامل بود که موجب «تیک‌آف سومری» ،[پ] شد، عبارتی که برای توصیف سازکارهای اجتماعی‌اقتصادی‌ای به کار می‌رود که در این فرایند خودپایدار به سوی پیچیدگی هرچه‌بیشتر نقش داشتند.[۶]

پیدایش طبقه‌ای از نخبگان از پیامدهای طبیعی این رویداد است، و این عاملی دیگر در تسریع این توسعه از طریق افزایش تقاضا برای شاخصی‌های موقعیت اجتماعی و پرستیژ، از جمله اشیاء نادر، فلزات، و سنگ‌های گرانبها بود. از آنجا که هیچ‌کدام از این چیزها در دشت‌های آبرفتی میانرودان یافت نمی‌شود، نیاز به فراهم آوردن آنها از طریق ایجاد روابط با سرزمین‌های دور پیش می‌آید. چیزی که با عنوان «گسترش اوروکی»[ت] از آن یاد می‌شود شکل مادی منطقهٔ نفوذ اوروک در ارتباط با افزایش این رابطه‌ها است. با این‌حال، شواهد تأثیر اوروک بر فرهنگ‌های بومی مناطق کوهستانی اطراف به معنای سلطهٔ سیاسی ایشان بر این مناطق نیست.[۷]

متالورژی[ویرایش]

پژوهشگران پیدایش متالورژی با کشف سازوکار ذوب مس (که به‌شکل مستقل در چند منطقه روی داد) را آغاز دوران گذار مس‌سنگی می‌دانند که آخرین مرحلهٔ عصر سنگ است. با کشف برنز، احتمالاً در تپه یحیی،[۸] بشر توان ساخت ابزارهایی را پیدا کرد که نسبت به ابزارهای عصر سنگ مزیتی مطلق دارند و این امر آغاز عصر برنز دانسته می‌شود. در نیمهٔ اول قرن بیستم باور بر این بود که پیشرفت متالورژی امر اساسی در ظهور تمدن و آغاز عصر برنز بوده‌است، به‌این مفهوم که با ایجاد ابزارها و فناوری‌های فلزی، تولیدات کشاورزی توسعه یافت و افرادی که استخراج و تجارت این فلزها را کنترل می‌کردند به طبقهٔ نخبگان در ساختار تازه‌ساز اجتماع بدل شدند. باستان‌شناسان در نیمهٔ دوم قرن بیستم تلاش کردند تا این نظریه را کنار بگذارند. بااین‌حال در قرن بیست و یکم توجه به نظریات متالورژی محور به عنوان یکی (و نه تنها) دلایل ایجاد تمدن افزایش یافت.[۹]

یکی از مهمترین مسائل باستان‌شناسی خاور نزدیک «مسئلهٔ قلع» است و به منبع و مسیر دادوستد فلز قلع به میانرودان می‌پردازد. برنز آلیاژی است که از ترکیب مس و قلع[ث] ساخته می‌شود. قلع فلزی نسبتاً نادر است و به‌دست‌آوردن آن نقشی مهم در تولید ابزار و فناوری‌های عصر برنز داشت.[۱۰] بنابر شواهد باستان‌شناختی، مسیر حرکت قلع مسیری شرق‌به‌غرب بوده‌است. باستان‌شناسان سه مسیر احتمالی برای انتقال قلع را معین کرده‌اند:[۱۱]

  1. مسیر زمینی شمالی: قلع در آسیای مرکزی استخراج می‌شده و با انتقال از عرض ایران در راستای رشته‌کوه البرز به دشت‌های آبرفتی میان‌رودان می‌رسیده‌است.
  2. مسیر زمینی جنوبی: قلع در افغانستان استخراج می‌شده و با گذر از کویرهای فلات ایران به شوش می‌رسیده و از آنجا به میانرودان صادر می‌شده‌است.
  3. مسیر دریایی: قلع در سرزمین‌های تحت کنترل تمدن دره سند استخراج می‌شده و از طریق خلیج فارس به میانرودان انتقال می‌یافته‌است.

در هزارهٔ سوم پیش از میلاد، فناوری‌های متالورژی به تدریج از غرب به شرق فلات ایران گسترش یافتند. این امر متناظر با گسترش نفوذ افق نیاایلامی است که تا اواخر این هزاره در سراسر ایران نفوذ یافت. متالورژی از این طریق به افغانستان امروزی و مناطق شمالی تمدن دره سند صادر شد.[۱۲]

ظهور تمدن[ویرایش]

در دو قرن اول هزارهٔ سوم پیش‌ازمیلاد، افزایشی قابل توجه در اندازهٔ هر مرکز منطقه‌ای روی داد. به این پدیده پیشاشهرنشینی[ج] گفته می‌شود. تا حدود سال ۳٬۲۰۰ پیش از میلاد اهمیت، تراکم جمعیت، و گسترش سازه‌های معماری یادمانی به حدی رسید که می‌توان این مناطق را «شهر» نامید. در میانرودان و اطراف آن این دوران گذار طولانی بود و در نهایت حدود ۳۲۰۰ سال پیش با تغییرات عمیقی به پایان رسید که در پی آغاز دوران اوروک رخ دادند؛ توسعهٔ سریع سازوکارهای تولید، تجارت، و مال‌اندوزی در این زمانه به‌قدری بود که می‌توان گفت ساختار جوامع را به‌کلی دگرگون کرد.[۱۳] در درهٔ هلمند هم تا حدود ۲٫۶۰۰ تا ۲٫۵۰۰ سال پیش میلاد فرایند در آن کامل شده بود و شواهد آن را می‌توان در مجموعه‌های معماری یادمانی در مندیگک ‏(en) و شهر سوخته، توسعهٔ محلی روستاهای معمارانه، و طرح محله‌های صنعتکاران در محیط حومهٔ شهری جست.[۱۴] با وقوع شهرنشینی، در این مناطق، حوزه‌هایی مختص صنعت‌گران پدیدار شد که فعالیت‌های تخصصی در آنان از حوزه‌های اقامتی جدا می‌شده‌است.[۱۵]

به نظر می‌رسد فرایند گسترش شهری در دو مرحله روی داده باشد. در مرحلهٔ اول (۳٫۰۰۰ تا ۲٫۶۰۰ پ. م) روند بازسازماندهی فرآیندهای تولیدی (که از عصر مس‌سنگی آغاز شده بود) باعث شد فضاهای تولیدی و تخصصی از مرزهای خانه خارج شود و کارگاه‌های مختص صنعت‌گران شکل بگیرد. به گفتهٔ طوسی و دیگران، دلیل این رویداد این بود که در سکونت‌گاه‌های متمرکز مس‌سنگی گسترش جمعیت بدون ادغام کامل در یک سیستم بزرگتر ممکن نبود.[۱۶] مرحلهٔ دوم فرایند گسترش شهری از ۲٫۶۰۰ پ.م. آغاز می‌شود و تا ۲٫۴۰۰ پ.م. ادامه می‌یابد با دورهٔ ۳ شهر سوخته، مندیگک ۴ و نمازگاه‌تپه ۵ متناظر است.[۱۷] در این مرحله علاوه بر گسترش مساحت مراکز جمعیتی و ادامهٔ روند بازسازماندهی نیروهای تولیدی، طبقهٔ نخبهٔ جدیدی در این جوامع پدید آمد که باعث پیدایش آثار معماری یادمانی شد. این آثار معماری معمولاً بیش از ۱٫۰۰۰ مترمربع مساحت داشتند (مساحت خانه‌ها بین ۸۰ و ۱۵۰ مترمربع بود) و بر روی زمین‌های مرتفع‌تر سکونت‌گاه ساخته می‌شدند که غالباً تپه‌هایی بودند که از سازه‌ها و ویرانه‌های دوران پیشین به‌جای مانده. برای ایجاد این آثار ساختمان‌های خشت‌خام منفرد در قالب مجموعه‌ای ساخته می‌شدند که شیب تپه را به صورت پله‌پله بازتعریف می‌کردند. بزرگترین نمونهٔ این آثار احتمالاً در تورنگ‌تپه بوده که حدود ۸۰ متر طول داشته‌است. از دیگر نمونه‌های این آثار می‌توان به تپهٔ آ در مندیگک و «معبد» در بخش هفتم آلتین‌تپه اشاره کرد.[۱۸] زمان ساخت این آثار بین ۲٫۵۰۰ و ۲٫۳۰۰ پیش‌ازمیلاد تخمین زده می‌شود که همزمان است با توسعهٔ سریع قلمرو مراکز شهری در اواخر عصر برنز اولیه متناظر باشند.[۱۹]

افق فرهنگی نیاایلامی و ایلامی[ویرایش]

مدفن تپتی آهار در هفت‌تپه

شواهدی هست مبنی بر اینکه در اواخر هزارهٔ چهارم پیش‌ازمیلاد، سکونت‌گاه‌ها در سراسر ایران در شبکهٔ فرهنگی مشترکی با هم پیوند داشته‌اند. این شبکهٔ فرهنگی مشترک به «افقِ نیاایلامی» معروف است.[۲۰] شواهد باستان‌شناسی نشان از حضور و تأثیر شوش در فلات مرکزی ایران دارند. دلیل این امر به‌نظر مربوط به شرایط پیچیدهٔ منطقه‌ای باشد و برخی پژوهشگران بر این باورند که گونه‌ای از استعمارگری در این دوران روی داده‌است.[۲۱] کامل‌ترین یافته‌های قطعات نیاایلامی مربوط به سیلک ۴ و تپه یحیی ۴-سی اند. در فاز ۱۰ شهر سوخته و تپه حصار ۲ هم کتیبه‌هایی نیاایلامی یافت شده‌است.[۲۲]

بااین‌حال برخی محققان، از جمله هالی پیتمن،[چ] بر این باورند که شوش در این زمان جزئی از فرهنگ گسترده‌تر اوروک بوده‌است و حضور آن در مناطق فلات ایران را باید در امتداد گسترش اوروک دانست.[۲۳]

شوش در عصر برنز[ویرایش]

مهمترین محوطهٔ عصر برنز در منطقهٔ جنوب غربی ایران شهر باستانی شوش، شامل دوران ۲ (اوروکی)، ۳ (نیاایلامی)، و دورهٔ ایلامی آن است که تخمین زده می‌شود در اوج خود حدود ۹۵ هکتار وسعت داشته است، ولی کاوش‌ها اطلاعات چندانی دربارهٔ ساختار معماری آن به دست نمی‌دهد.[۲۴]

هفت‌تپه[ویرایش]

نقشه و مقطع آرامگاه تپتی آهار در هفت‌تپه

در اواخر عصر برنز، فرمانروایی ایلامی به نام تپتی آهار کاخ و آرامگاهی در هفت‌تپه، در حدود ۱۰ کیلومتری شهر شوش می‌سازد. این بناها از سالن‌های مستطیل شکل تشکیل شده‌اند و دیوارهایی به ضخامت ۴ تا ۷ متر دارند. آرامگاه مشتمل است بر دو تالار، که یکی مدفن تپتی آهار بوده و دیگری معبد. سقف آرامگاه هلالی از آجر است که به شیوهٔ طاق ضربی ساخته شده. روی کف با لایه‌ای گچ به ضخامت یک تا دو سانتی‌متر پوشیده شده. راهرویی هم به عرض ۱٫۵ متر و طول ۵ متر معبر آرامگاه را به قسمت‌های خارج از محوطه متصل می‌کرده. حیاط مرکزی بنا حدود ۲۳٫۵ متر طول و ۱۵ متر عرض دارد و در مقابل هر سالن ایوانی طویل قرار دارد. به نظر می‌رسد این بنا در اثر آتش ویران شده باشد.[۲۵]

در دیگر جاهای دشت شوش تنها روستاهایی کوچک و پراکنده‌ای وجود داشته.[۲۶]

ملیان و انشان[ویرایش]

در غرب دشت شوش و در حوضهٔ رود کُر شهر ملیان ۵۰ هکتار وسعت داشته که این مساحت در اواخر دوران نیاایلامی (معروف به دوران بانش) به ۱۵۰ هکتار می‌رسد و دور شهر آن را حصاری می‌سازند.[۲۷] دیوار حصار پنج کیلومتر طول و احتمالاً ۲٫۵ متر ارتفاع داشته. کاوشگران حدس می‌زند برای ساخت این دیوار در یک دورهٔ ۱۴۰ روزه (فصل مناسب برای تهیهٔ خشت خام) حدود ۱٫۰۰۰ نفر لازم بوده، لذا با توجه به جمعیت حدوداً ۴۰۰۰ نفری ملیان در این دوره ساکنان غیر از ملیان هم در ساخت آن نقش داشته‌اند. قطع خشت دیوار ۴۴ در ۲۲ در ۸ سانتی‌متر است و با گل اندود شده.[۲۸]

در همین منطقه شهر انشان نیز بین ۴٫۲۰۰ و ۳٫۶۰۰ سال پیش حصار و ساختار اجتماعی و دولتی داشته، ولی ازین دوران انشان اطلاعات دیگری در دست نیست. از ۳٫۶۰۰ تا ۳٫۳۰۰ سال پیش در جنوب غربی ایران نیز اطلاعات چندانی وجود ندارد. جمعیت در این دوران کاهش یافته و سکونت‌گاه‌های باقی‌مانده در قالب گروه فرهنگی مشخص (که ویلیام سامنر[ح] آن را «فرهنگ قلعه» یا «فرهنگ چغا تیموران» می‌نامد) مسکون ماندند.[۲۹]

گودین‌تپه[ویرایش]

شناخته‌شده‌ترین محوطهٔ عصر برنز در بخش مرکزی زاگرس گودین‌تپه در شش کیلومتری شهر کنگاور و کرانهٔ شاخهٔ شمال غربی رودخانهٔ گاماسب است. این سکونت‌گاه مجموعه‌ای بوده از ابنیه در محوطه‌ای باز که دور آن را حصاری با پلان بیضوی‌شکل کشیده بودند.[۳۰] از «گودین تپهٔ دوران ۵»، که از ۵٫۵۰۰ سال پیش تا ۴٫۹۰۰ سال پیش مسکون بوده، مجموعه‌ای از اتاق‌ها، حیاط‌ها، و انبارهای مربع یا مستطیلی منظم بازمانده که با خشت خام در ابعاد مختلف ساخته و با آهک سفید اندود شده بوده‌اند. در عریض‌ترین قسمتش، حصار گرد محوطه ۱٫۵ متر پهنا داشته. گویا گودین در این دوره با شوش و جلگه خوزستان در ارتباط بوده.[۳۱] به‌نظر می‌رسد محوطهٔ بیضوی‌شکل را با عجله رها کرده بوده باشند.[۳۲]

پس از وقفه‌ای مختصر، از حدود ۴٫۷۰۰ سال پیش مردمی با فرهنگ مادی کاملاً متفاوت در محوطه گودین‌تپه ساکن می‌شوند.[۳۳] از «گودین تپهٔ دوران ۴» که بین سال‌های ۴٫۷۰۰ تا ۳٫۸۰۰ سال پیش مسکون بوده بقایای دیوارهایی چینه‌ای و اجاقی احتمالاً جهت پخت نان به دست آمده، ولی اتاق‌های مجزا در پلان قابل تشخیص نیست.[۳۱]

از ۳٫۸۰۰ سال پیش دورهٔ جدیدی از سکونت در گودین تپه آغاز شد که تا ۳٫۲۰۰ سال پیش ادامه یافت و به «گودین تپهٔ دوران ۳» موسوم است. ازین دوران مجموعه اتاق‌هایی با ابعاد میانگین ۱۰ در ۱۰ متر و ۱۰ در ۵ متر و انبارهایی به ابعاد ۲٫۵ در ۲ متر بازمانده‌است. بین خانهٔ مسکونی معبرهایی کوچکی با عرض متفاوت بوده که ورودی خانه‌ها به آن‌ها بازمی‌شده. بعضی معبرها ارابه‌رو بوده‌اند و فضاهایی، که به باور باستان‌شناسان مغازه یا کارگاه بوده‌اند، به این معابر اشراف داشته‌اند.[۳۱] به باور کاوشگران برخی از این بناها سایبان پارچه‌ای هم داشته‌اند.[۳۱] برخی فضاها دارای عملکردی پیچیده‌تر از خانهٔ مسکونی هستند و احتمالاً کارگاه تولیدی بوده‌اند.[۳۱] در پیرامون اتاق‌های بزرگ سکوهایی خشتی با اندود گلی برای نشستن ایجاد شده بوده و در مرکز آن‌ها اجاقی قرار داشته. به باور باستان‌شناسان اتاق‌های بزرگ احتمالاً نشیمن اصلی و اتاق‌های کوچکتر فضای خواب بوده. حصیر در سقف برای پوشش و در کف برای زیرانداز به‌کار رفته. در کف درگاه‌ها و پی دیوارها هم از سنگ استفاده شده.[۳۱] مجموعهٔ بخاری مرکزی و نیمکت‌های اطراف آن در یکی از اتاق‌ها احتمالاً دارای عملکرد کرسی امروزی بوده‌است.[۳۱] در تپه‌ای کوچک بیرون شهر تعدادی از قبور به‌پهلو خوابانده‌شده قرار دارد. اغلب قبور ساده‌اند به جز یک قبر که دیوارهای آن با لاشه سنگ و سقفش با تخته‌سنگ پوشیده شده. در کنار این قبر، قبر یک اسب هم وجود دارد.[۳۱]

تپه سیلک[ویرایش]

از ۵٫۲۰۰ سال پیش دوره‌ای دیگر از سکونت در تپهٔ جنوبی سیلک آغاز شد که تا ۴٫۸۰۰ سال پیش ادامه یافت. گل‌نوشته‌ها و مهرهای استوانه‌ای ازین دوران حاکی از حضور و نفوذ تمدن شوش است.[۳۴] درین دورهٔ سیلک محله‌هایی با خانه‌های مسکونی و کوچه‌هایی در اطراف خانه‌ها ایجاد شده. خانه‌ها پی سنگی و دیوارهایی خشتی داشته‌اند که در بالا انحنایی پیش‌آمده داشته و روی سقف‌ها با گنبد خشتی پوشانده شده‌است.[۳۴] قبور در زیر کف اتاق‌ها به حالت چمباتمه یافت شده و مردگان به همراه آینه مسی، ظروف مرمری، آویز نقره‌ای، گوشواره طلا، نقره، یا لاجوردی و کمربند با حلقه دفن شده‌اند. در برخی قسمت‌ها کودکان در گورهای خمره‌ای دفن شده‌اند. سبک خانه‌های این دوران از سیلک شباهت بسیاری به خانه‌های روستایی امروزی اطراف کاشان دارد.[۳۴]

مدتی کوتاهی پس از آغاز هزارهٔ سوم پیش‌ازمیلاد، سیلک رها شده و تا اواخر هزارهٔ دوم پیش‌ازمیلاد (در عصر آهن) مسکون نشد.[۳۵]

تپه حصار[ویرایش]

در حدود ۵٫۰۰۰ سال پیش هم در تپهٔ حصار در ۳ کیلومتری دامغان شهری تشکیل شد که به «تپهٔ حصار دوران ۳» موسوم است. این مشتمل بر بناهای کوچک خشتی بود که با معابر خاکی و فضاهای باز از هم جدا می‌شدند. تقریباً یک سوم فضای شهر به فعالیت‌های تولیدی به‌ویژه ذوب مس و ساخت اشیاء مسی اختصاص داشت.[۳۶] از بخش‌های نامسکون پشته برای تدفین مردگان استفاده می‌شد.[۳۷] تعدد مدفن‌ها در حصار از میانهٔ هزارهٔ سوم پیش‌ازمیلاد شاهدی بر ثروت قابل توجه در این جامعه بوده. گرچه شهر در این زمان کمی کوچکتر شده، ولی سازه‌ای خاص و خوش‌ساخت داشته که پر از فلزات و اشیاء گرانبها بوده‌است.[۳۸] این بنای بزرگ شامل هشت اتاق بوده و در آتش سوخته و منهدم شده. دور بنا را یک حصار دفاعی کشیده شده بودند که تنها یک ورودی دارد و احتمالاً یک برج دیده‌بانی از آن ورودی محافظت می‌کرده. این بنا یا معبد بوده یا به خانوادهٔ بزرگی تعلق داشته. بنا از اتاق‌های مستطیلی تشکیل شده بوده که از داخل با گچ یا آهک اندود شده بوده‌اند.[۳۹] این بنا در حدود ۴٫۰۰۰ سال پیش در آتش سوخته که به‌وضوح نتیجه‌ای حمله‌ای خشونت‌بار بوده.[۴۰] تپه حصار نمونه‌ای شاخص در مورد تفکیک کاربری فضاها در اوایل هزارهٔ سوم پیش‌ازمیلاد است. در تپه حصار دورهٔ ۲، نزدیک یک‌سوم همهٔ مساحت سکونت‌گاه به فعالیت‌های تولیدی و صنعتی، به ویژه ذوب مس از سنگ‌های استخراج شده از معادن دامغان اختصاص داشت.[۴۱]

تپه یحیی[ویرایش]

برخی از لایه‌های به دست آمده از کاوش در تپه یحیی، واقع در دشت صوغان در ۲۲۵ کیلومتری جنوب کرمان، از اواخر هزارهٔ چهارم پیش‌ازمیلاد مسکون بوده‌اند.[۴۲] تپه یحیی در دوران پیش‌ایلامی (موسوم به «تپهٔ یحیی دوران ۴»)[۴۳] روستایی بزرگ یا شهری کوچک در منطقه‌ای با جمعیت کم بوده. از کاوش‌ها بقایایی ساختمانی بزرگ حاصل شده که پنج اتاق داشته که در آن‌ها آثار مرتبط با امور بازرگانی از جمله لوح‌های گلی پیدا شده.[۴۴] دیوارهای این سازه از خشت‌های قالبی به ابعاد مختلف ساخته شده‌اند و داخل دیوارها برای جابجایی آب تنبوشه قرار گرفته.[۴۵] باستان‌شناسان این سازه را نوعی «مقصدِ محصور» برای بازرگانان خارجی دانسته‌اند، چرا که بناهای مسکونی معاصر در این پشته وجود دارد که نشانگر وجود فرهنگی خاص بومی و متمایز از آثار فرهنگ‌های دیگر است.[۴۶]

فرهنگ جیرفت[ویرایش]

در عصر برنز سکونت‌گاه‌هایی قابل‌توجه در جنوب شرقی ایران تشکیل می‌شوند که از مهمترین‌هایشان می‌توان به تپه یحیی، شهداد، کُنار صندل، و شهر سوخته اشاره کرد. انزوای جغرافیایی سکونت‌گاه‌های منفرد و دور بودن منابع آب از جلوی توسعهٔ اجتماعی-اقتصادی جوامع شرق ایران را نگرفت و در حدود ۵٫۰۰۰ سال پیش در این منطقه سکونت‌گاه‌هایی شهری و پیشاشهری شکل گرفتند که به پیچیدگی نمونه‌های مشابه در نوارهای آبرفتی میانرودان و نیل بودند و همزمان با آن‌ها توسعه یافتند.[۴۷]

در دوران آغازین عصر برنز، ساختار قلمرویی جوامع پیشاشهری در شرق ایران رو به سوی ایجاد تمرکز شدید جمعیتی بود که در دیگر نقاط آسیای غربی نمونه‌ای نداشت. عدم تعادل بین سکونت‌گاه‌های روستایی و تک‌سکونت‌گاه‌های شهری در نیمهٔ اول هزارهٔ سوم پیش‌ازمیلاد افزایش یافت. در این دوران اندازهٔ متوسط سکونت‌گاه‌های روستایی در همان مقدار دوران مس‌سنگی (بین ۰٫۸ و ۱٫۲ هکتار) باقی ماند، ولی مراکز هژمونیک شهری به‌شکلی پرسرعت گسترش یافتند. نمونهٔ معمول این مناطق شهر سوخته است که از ۱۵ تا ۱۷ هکتار در دورهٔ ۱ (۳۲۰۰–۲۸۰۰ پ. م) به ۱۵۰ هکتار در دورهٔ ۳ (حدود ۲۴۰۰ پ. م) رسید. رشد مندیگک و شهداد هم به همین اندازه شدید است.[۴۸]

در مورد دنبالهٔ نسبی فرهنگی، ساخت این مجموعه‌های یادمانی ممکن است همزمان با مرحلهٔ جدیدی در توسعهٔ اجتماعی-سیاسی بوده باشد. درحالیکه ساختارهای سیاسی مرحلهٔ اول بین ۳۲۰۰ و ۲۸۰۰ پ.م. ظهور یافتند و در آن‌ها نظام تخصصی دیده می‌شود، در مرحلهٔ بعدی (بین ۲۸۰۰ و ۲۴۰۰ پ. م) ساختارهای شهری به وجود آمد که برخی تا ۱۰۰ کیلومتر مربع مساحت داشتند و تنها اندکی از سکونت‌گاه‌های پیشاشهری بزرگتر بودند. ساختمان‌های عمومی‌ای (معابد و کاخ‌ها) که در این دوران در مراکز بزرگتر ساخته شدند احتمالا در نتیجهٔ طرح‌های سیاسی گروه‌هایی از نخبگان حاکم بوده‌اند. نیاز به سازمان آیینی فاخر حاکی از این است که کنترل ایشان بر منابع تولیدی و روستایی افزایش یافته بوده‌است، که این امر را می‌توان در بنیان بخش صنعتکاران در این منطقه دید.[۴۹]

بخش داخلی سکوها شامل شبکه‌ای منسجم از واحدهای بزرگ بنایی بود که با رفع کردن رانش به سازه اجازه می‌داد تا بر زمین‌های ناهموار جای گیرد. بنایی شالوده سازه‌های جدید به داخل ساختمان‌های موجود نفوذ می‌کرد و سازهٔ جدید به میانهٔ دیوارهای مدفون زیر خاک پیوند می‌خورد. همین سیستم قفل کردن در نیمهٔ دوم هزارهٔ سوم پیش‌ازمیلاد در شهر سوخته دیده می‌شود، هم در «خانهٔ شالوده‌ها» ی فاز پنجم در منطقه شرقی (مسکونی) و هم در ساختمان‌های بزرگ محصور فازهای ۳ و ۴ در بخش‌های مرکزی.[۵۰]

شهداد[ویرایش]

در شمال تپه یحیی و در لبهٔ غربی دشت لوت، شهداد قرار دارد که در نیمهٔ پایانی هزارهٔ سوم پیش‌ازمیلاد مرکز فعال ساخت آثار مسی و سنگ‌های گرانبها بوده.[۵۱] گورستانی بزرگ نیز در شهداد بوده که در آن به همراه مردگان ابزار فلزی، کوزه، و تزئینات دفن شده.[۵۲] تفکیک کاربری فضاها در شهداد هم مشاهده می‌شود. حدود یک چهارم مساحت سکونت‌گاه به کارگاه‌های ذوب مس و ساخت خرمهره اختصاص داشته‌است.[۵۳]

شهر سوخته[ویرایش]

منطقهٔ جنوب غربی (گورستان) شهر سوخته
منطقهٔ شرقی (بخش مسکونی) شهر سوخته
منطقه شمال غربی (بخش فعالیت‌های تولیدی) شهر سوخته

بااین‌همه شناخته‌شده‌ترین محوطهٔ عصر برنز در جنوب شرقی ایران، شهر سوخته‌است. در شهر سوخته این فرایند کل نیمهٔ اول هزارهٔ سوم پیش‌ازمیلاد طول کشید. تا حدود ۲۶۰۰ پ.م. مراکز مختص فعالیت‌های تولیدی و صنعتگران بین مناطق مسکونی و کشاورزی پراکنده شده بود. حدود پانصد سال بعد مناطق کشاورزی حدود ۳۰–۳۹ هکتار از سطح شهر را اشغال می‌کردند و گورستان، که به شخصی مشخص از مناطق مسکونی جدا شده بود، حدود ۲۱ هکتار گسترش یافت.[۵۴] در شهر سوخته تفکیک کاربردها در بافتار تدفینی هم مشاهده می‌شود، و در قبر سنگ‌برها ابزار ایشان و نمونهٔ مصنوعاتشان قرار داده شده بوده‌است. در مورد ساختار کارگاه‌های صنعتی، بیشترشان یک یا دو اتاق بوده‌اند و زیرساخت‌های و ابزارهای داخل آن‌ها چندان از ابزارهای سنتی عصر نوسنگی متفاوت نبوده‌است. نوآوری‌های عصر برنز بیشتر در سازماندهی نیروهای تولیدی و تفکیک فعالیت‌های تخصصی از حوزهٔ اقامتی بوده‌است تا پیشرفت فناوری.[۵۵] دوران ۱ شهر سوخته در حدود ۵٫۲۰۰ سال پیش بنیان گذاشته شد.[۵۶] تا اواسط هزارهٔ سوم پیش‌ازمیلاد (دوران ۳ و ۲) شهر سوخته به مرکز شهری بزرگی تبدیل شده بود که ۸۰ هکتار مساحت داشت و در اطراف آن روستاهایی، هر یک به مساحت ۰٫۵ تا دو هکتار تشکیل شده بودند. ارتفاع دیوار پیرامون شهر هم به ۳٫۳ متر می‌رسیده.[۲۸] در زمان اوجش شهر سوخته به حوزه‌های کاربردی مختلف تقسیم شده بوده که شامل بخش ساختمان‌های عمومی و مدیریتی، بخش مسکونی، و گورستانی به مساحت ۲۱ هکتار می‌شده. فعالیت‌های تولیدی در سطح شهر پراکنده بودند ولی بعدهای در جایی که ممکن است بخش صنعتی بوده باشد تمرکز یافتند.[۵۷]

بافت شهری شهر سوخته شامل سه خیابان اصلی به عرض ۳٫۵ متر بوده که خانه‌ها به صورت نامنظم در دو سوی آن واقع شده بوده‌اند. این محوطه شامل چهار منطقه بوده که عبارت بودند از:

  1. منطقه مرکزی با گودال‌های عمیق
  2. منطقه شرقی (بلندترین قسمت با ۱۸ متر ارتفاع) که ناحیهٔ مسکونی بوده
  3. منطقه شمال غربی (شامل کارگاه ابزار سنگی و سنگ لاجورد)
  4. منطقهٔ جنوب غربی (گورستان)
کاخ سوخته در شهر سوخته دوران ۴

خانه‌ها در دوران ۲ شهر سوخته شامل «خانه‌پلکان» هستند که نشاندهندهٔ ارزش ارتباط سریع و آسان با بام خانه و رعایت مسائل حفاظتی و امنیتی است.[۲۸] در حدود ۴٫۰۰۰ سال پیش کاخ یا خانهٔ مسکونی مجللی در شهر سوخته ساخته شده که به «شهر سوخته دوران چهار» یا «کاخ سوخته» موسوم است. این بنا شالوده‌ای به عمق ۶۰ تا ۸۰ سانتی‌متر و دیواری از خشت خام به ارتفاع ۳ متر داشته. این کاخ در حریقی ویران شده.[۲۸]

مندیگک[ویرایش]

شاخص‌ترین خصوصیت معماری یادمانی عصر برنز که شکل نماها است که آن‌ها را از خانه‌های معمولی مجزا می‌کند. روی نما جلویی بناهای یادمانی یا کوها تزئینات برجسته‌ای از خشت خام چیده می‌شد. در تپهٔ آ در مندیگک نمای بازمانده از دو سکوی پله‌ای کوتاه تشکیل شده‌است. تزئینات جلوی هر دوی این سکوها شامل دنباله‌ای از نیم‌ستون‌هایی با مقطع دایره‌ای است که ۱٫۶ متر ارتفاع دارند و یک کتیبهٔ تزئینی خشتی روی آن‌ها جای داده شده‌است.[۵۸] بنای بزرگ تپهٔ G مندیگک نیز نمایی دارد که با شبکه‌ای متراکم از نوارهای ستون‌نما تزئین شده بوده‌است.[۵۹]

به جز ساختمانی در تپهٔ G در مندیگک که شالوده‌ای از سنگ آهک دارد، ساختمان‌های این دوره به‌طور مشخص با خشت خام ساخته شده‌اند.[۶۰]

فرهنگ نمازگاه[ویرایش]

در فلات شمالی ایران هم تورنگ تپه در عصر برنز مسکون بوده و حدود ۴٫۰۰۰ سال پیش در آن سازهٔ بزرگ خشتی و پله‌پله‌ای ساخته بوده‌اند. این بنا ۸۰ متر طول و ۱۳٫۵ متر ارتفاع (در دو طبقه) داشته. به‌این‌ترتیب مقیاس این سازه با سازهٔ معاصر زیگورات بزرگ اور-نامو در شهر اور مشابه بوده.[۶۱][خ] تزئینات نمای بنای تورنگ تپه نوارهای ستون‌نمای مربعی بوده‌است.[۶۳]

مناطق تحت تأثیر فرهنگ ارس-کورا[ویرایش]

منشأ فرهنگ ارس-کورا معلوم نیست، ولی باستان‌شناسان حدس می‌زنند که پیشرفت آن درون‌زا نبوده و وارداتی (احتمالا از اوروکی‌ها) بوده‌است.[۶۴] در طول عصر برنز، شمال غربی ایران (آذربایجان) یک حوزهٔ فرهنگی مجزا را تشکیل می‌داده. دو گونهٔ فرهنگی در این منطقه وجود داشته که با دریاچه ارومیه از هم جدا می‌شدند و به فرهنگ شمالی و فرهنگ جنوبی موسومند.[۶۵]

محوطهٔ کلیدی فرهنگ شمالی هفتوان‌تپه است.[۶۶] در اواخر هزارهٔ چهارم پیش‌ازمیلاد مردمانی در هفتوان مسکون شدند که خانه‌های گرد و سفالی جلاخورده و تیزه می‌ساخته‌اند و به‌نظر اصلیتشان از شمال (قفقاز جنوبی) بوده.[۶۷] این سکونت‌گاه به «هفتوان‌تپه دوران ۸» موسوم است.[۶۸] بعدها در دوران‌های ۷ و ۶ هفتوان تپه اتاق‌های مربع و مستطیل به همراه معبر و دیوار پیرامون شهر ساخته شدند.[۶۹] خانه‌ها بر روی مجموعه‌ای از تراس‌ها ساخته می‌شد و شواهدی مبنی بر تفاوت کارکردی بین فضاها هست.[۷۰] این خانه‌ها به الگوی تثبیت‌شده در آناتولی و قفقاز جنوبی در اوایل عصر برنز نزدیک است.[۷۱] ارتفاع دیوار پیرامون شهر با ۳٫۳ متر می‌رسیده.[۷۲] هفتوان‌تپه به دلیل تداوم استقرار تکامل و تحول معماری را در غرب ایران نشان می‌دهد.[۷۳]

از فرهنگ جنوبی این منطقه (مستقر در جنوب دریاچهٔ ارومیه) تنها دو درهٔ اوشنو (استقرار معروف به دورهٔ دینخواه) و سولدوز کاوش شده‌اند. از دیوارهای خشتی ضخیم دورهٔ دینخواه به‌نظر می‌رسد سکونت‌گاهی شهری در منطقه وجود داشته، ولی معماری و الگوی سکونت این دوران به دلیل کاوش‌های محدود در دست نیست.[۷۴]

پایان عصر برنز[ویرایش]

نوشتار وابسته: فروپاشی تمدن در اواخر عصر برنز

پیشتر باور بر این بود که تمدن‌های عصر برنز در اثر حملات خشونت‌بار و مهاجرت‌های گسترده زوال یافتند، ولی بنابر پژوهش‌های موجود، زوال مراکز تمدن عصر برنز روندی تدریجی داشته که چند قرن طول کشیده. سکونت در برخی مناطق، مانند اطراف تپه سیلک، متوقف شد و برخی (مثل دشت اطراف تپه حصار) رها شدند. در جاهای دیگر (مثل گرگان) جمعیت به شدت کاهش یافت.[۷۵]

بعد از حدود ۴٫۲۰۰ سال پیش، یعنی آغاز عصر برنز میانی، ساختار شهری رو به ویرانی می‌نهد و تباهی سریع و شدید مراکز شهری بزرگ در آسیای مرکزی آغاز می‌شود. هیچ‌یک از نظریات ارائه شده تا کنون نتوانسته‌اند شواهد باستان‌شناختی متعد در گسترهٔ عظیم این رویداد را به هم پیوند بزنند. بر خلاف تمدن‌های غرب آسیایی مدیترانه‌ای و هندی عصر برنز، این رویداد پایان دولت‌های ابرطایفه‌ای در آسیای مرکزی نبود، چرا که توسعهٔ این ساختارها در این منطقه به‌گونه‌ای بود که لزوماً به تمرکز افراد و خدمت در مراکز منطقه‌ای نداشت.[۷۶] در حوضهٔ هیرمند، شرایط آب نقش مهمی در رهایی شهر سوخته و حریمش داشت. به نظر می‌رسد شهر به تدریج رها شده بوده باشد.[۷۷] در دوران چهار این شهر، تنها یک ساختمان در محوطه برپا بود. بااین‌حال در همان زمان حدود چهل روستای کوچک در اطراف شهر سوخته مسکون بوده که حاکی از آن است که تغییر بیشتر در ساختار اجتماعی و سیاسی بوده تا در جمعیت.[۷۸]

بازسازی زبان‌شناختی در شرق ایران نشان می‌دهد که منطقه در هزارهٔ دوم و سوم پیش‌ازمیلاد مردمانی پیشاهندوآریایی بودند و گروه‌های ایرانی‌زبان بین حدود ۳٫۴۰۰ سال پیش تا اوایل هزارهٔ اول پیش‌ازمیلاد، یعنی حدود سه-چهار قرن پس از شروع زوال شهرهای عصر برنز وارد ایران شدند.[۷۹] نتایج پژوهش‌ها در مورد گذار از عصر برنز به عصر آهن در غرب ایران هنوز چندان قطعی نیست.[۸۰]

یادداشت[ویرایش]

  1. supra-tribal
  2. Guillermo Algaze
  3. Sumerian take-off
  4. Uruk expansion
  5. در عصر مس‌سنگی و پیش از استفاده از قلع نوعی برنز موسوم به برنز طبیعی با ترکیب مس و آرسنیک ساخته می‌شد که نسبت به «برنز کلاسیک» مقاومتی بسیار پایین‌تر دارد.
  6. proto-urbanism
  7. Holly Pittman
  8. William Sumner
  9. به این گونه سازه‌های پله‌پله‌ای مشخصا در افسانهٔ انمرکار و فرمانروای ارته اشاره شده‌است.[۶۲]

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  2. Helwing 2006‏:‎35-48
  3. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  4. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  5. Helwing 2006‏:‎35-48
  6. Helwing 2006‏:‎35-48
  7. Helwing 2006‏:‎35-48
  8. Thornton et al. 2002‏:‎1451–1460
  9. Amzallag 2009‏:‎497–519
  10. KANIUTH 2007‏:‎23–40
  11. KANIUTH 2007‏:‎23–40
  12. Amzallag 2009‏:‎497–519
  13. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  14. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  15. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  16. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  17. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  18. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  19. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  20. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989Hessari & Saeedi 2017‏:‎33–42
  21. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  22. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  23. Lawler, A. (2003-11-07). "DEBATE REOPENED: Uruk: Spreading Fashion or Empire?". Science. American Association for the Advancement of Science (AAAS). 302 (5647): 977–978. doi:10.1126/science.302.5647.977. ISSN 0036-8075.
  24. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  25. ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۲۷۴–۲۸۳
  26. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  27. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ ۲۸٫۳ ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۲۲۰–۲۱۵
  29. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  30. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ ۳۱٫۳ ۳۱٫۴ ۳۱٫۵ ۳۱٫۶ ۳۱٫۷ ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۷۸–۹۶
  32. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  33. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ ۳۴٫۲ ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴
  35. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  36. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  37. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  38. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  39. ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۱۳۸–۱۵۰
  40. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  41. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  42. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  43. ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۹۷–۱۲۴
  44. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  45. ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۹۷–۱۲۴
  46. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  47. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  48. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  49. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  50. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  51. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  52. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  53. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  54. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  55. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  56. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  57. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  58. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  59. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  60. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  61. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  62. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  63. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  64. حصاری و اکبری ۱۳۸۵
  65. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  66. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  67. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  68. ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۱۸۰–۲۰۵
  69. ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۱۸۰–۲۰۵
  70. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  71. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  72. ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۱۸۰–۲۰۵
  73. ادیب‌زاده و دیگران. ۱۳۸۴‏:‎۱۸۰–۲۰۵
  74. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  75. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  76. Tosi , Malek Shahmirzadi & Joyenda 1992
  77. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  78. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  79. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989
  80. BRONZE AGE – Encyclopaedia Iranica 1989

فهرست منابع[ویرایش]

  • حصاری، مرتضی؛ اکبری، حسن (۱۳۸۵). «مسئله معماری عصر برنز قدیم ماورای قفقاز». پیام باستان‌شناس (۶): ۴۳–۶۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۲-۰۴.
  • ادیب‌زاده، بهمن؛ مصطفوی، فاطمه؛ رازجویان، محمود؛ ریاضی، محمدرضا (۱۳۸۴). شرکت عمران و بهسازی شهری ایران (مادر تخصصی). OCLC 239846377. شابک ۹۶۴-۰۶-۵۸۵۶-۱. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)