طاهره دباغ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از مرضیه دباغ)
پرش به: ناوبری، جستجو
مرضیه حدیدچی
Marzieh Hadidchi.jpg
مرضیه حدیدچی دباغ
شناسنامه
نام کامل مرضیه حدیدچی دباغ
معروف به طاهره دباغ
زادروز ۲۱ آبان ۱۳۱۸
زادگاه همدان،  ایران
تاریخ مرگ ۲۷ آبان ۱۳۹۵ (۷۷ سال)
محل مرگ تهران، ایران
فرزندان رضوانه میرزا دباغ،
دین اسلام شیعه
اطلاعات سیاسی
سمت فرمانده سپاه غرب ایران

طاهره دباغ با نام اصلی مرضیه حدیدچی (زادهٔ ۲۱ خرداد ۱۳۱۸ در همدان ـ درگذشتهٔ ۲۷ آبان ۱۳۹۵ تهران)[۱] زندانی سیاسی، فعال مبارزهٔ مسلحانه در زمان حکومت پهلوی و قبل از انقلاب ایران (۱۳۵۷) و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و بنیان‌گذاران سپاه پاسداران بود.[۲]

زندگی[ویرایش]

قبل از انقلاب[ویرایش]

طاهره دباغ که به او لقب مادربزرگ انقلاب را داده اند[۳] از شاگردان آیت‌الله سید محمدرضا سعیدی بود و با جامعه روحانیت مبارز همکاری داشت. در سال ۱۳۵۳ و پس از دو بار بازداشت توسط ساواک با کمک محمد منتظری و با پاسپورت جعلی از کشور خارج شد. وی و دخترش رضوانه میرزا دباغ، در خاطراتشان از زندان به شکنجه‌های شدید توسط ساواک اشاره کرده‌اند.[۴][۵][۶][۷] دباغ در خاطرات خود از شکنجه های ساواک می گوید:

شکنجه ها با سیلی و توهین و به تدریج با شلاق و باتوم و فحاشی جان فرسا شروع شد. چند بار دست و پایم را به صندلی بستند و مهار کردند و کلاهی آهنی یا مسی بر سرم گذاشته و بعد جریان الکتریسیته با ولتاژهای متفاوت به بدنم وارد می کردند که موجب رعشه و تکان های تند پیکرم می شد. شلاق و باتوم، کار متداول و هر روز بود که گاهی به شکل عادی و گاهی حرفه ای صورت می گرفت. در مواقع حرفه ای آنقدر شلاق بر کف پاهایم می زدند که از هوش می رفتم. بعد با پاشیدن آب هوشیارم کرده مجبور می کردند تا راه بروم که پاهایم ورم نکند.دردی که بر وجودم در اثر این کار مستولی می شد طاقت فرسا و جانکاه بود.

پس از دستگیری توسط ساواک و تحمل شکنجه های بسیار، به دلیل شدت جراحت ها از زندان آزاد شد. ساواک که از زنده ماندن او نا امید شده بود او را آزاد کرد تا مرگش طبیعی جلوه کند اما دباغ پس از جراحی و درمان به خارج از کشور فرار کرد.[۳] دباغ ابتدا به لندن رفت و به‌مدت شش ماه در یک هتل، به عنوان نظافتچی در قبال مقداری غذا و جایی برای خواب مشغول به‌کار شد. او در فرانسه و انگلیس در اعتصاب غذاهایی برای آزادی زندانیان سیاسی ایرانی شرکت کرد. در عربستان سعودی به توزیع اعلامیه‌های خمینی در میان زائران می‌پرداخت اما بیشتر فعالیت‌های او در خارج از کشور مربوط به آموزش مبارزات چریکی در در سوریه و لبنان زیر نظر محمد منتظری و با حمایت موسی صدر می‌شد. او در برپایی یک اردوگاه نظامی در سوریه برای آموزش چریک‌های ضد شاه ایرانی مشارکت داشت و توانست نسل جوانی از ایرانیان مبارز را با تاکتیک‌های شبه‌نظامی آشنا کند. در خارج وی را با نام‌های خواهر دباغ، خواهر زینت احمدی نیلی و خواهر طاهره می‌شناختند.[۸]

در هنگام اقامت آیت‌الله خمینی در پاریس وی محافظ شخصی او شد و همچنین وظایف اندرونی بیت را نیز برعهده داشت.

پس از انقلاب[ویرایش]

پس از پیروزی انقلاب مناصبی چون فرماندهی سپاه همدان، و رئیس زندان‌های زنان تهران را بر عهده داشت. آیت‌الله خمینی وی را با نام خواهر طاهره خطاب می‌کرد.[۹] وی اولین فرمانده سپاه غرب کشور در بعد از انقلاب بود.[۱۰] او در نابودی سازمان‌های رقیب جمهوری اسلامی از کومله و حزب دموکرات کردستان گرفته تا شبکه‌های مخفی فدائیان و مجاهدین نقش فعالی را ایفا کرد. دباغ به همراه جوادی آملی و محمد جواد لاریجانی یکی از سه نماینده‌ای بود که در سال ۶۷ پیام روح‌الله خمینی را به گورباچف رساند.[۱۱] وی در خصوص این سفر چنین نقل می‌کند:[۱۲]

وقتی به شوروی رسیدیم، تعدادی به استقبال آمدند. مسئول تشریفات خود آقای گورباچف به استقبال ما آمده بود. احساس کردم این بنده خدا وقتی چشمش به چادر من و عبای آیت‌الله جوادی آملی افتاد، قدری هول شده بود و نمی‌دانست که چه خبر است؟ در دنیا مرسوم است وقتی هیأتی وارد کشوری می‌شود، گلی که برای استقبال آورده می‌شود، به رئیس هیئت می‌دهند؛ این مسئول تشریفات دسته گل را به من داد و من احساس می‌کردم که تنش می‌لرزید و نمی‌فهمید چه کار می‌کند بنابراین دسته گل را محضر آیت‌الله جوادی آملی دادم.

وی سه دوره نماینده مردم تهران و همدان در مجلس شورای اسلامی، مسئول بسیج خواهران کل کشور و استاد مدرسه شهید عالی مطهری بوده‌است و در اواخر عمر از اعضای شورای مرکزی جمعیت زنان انقلاب اسلامی و مدرس واحد معارف اسلامی دانشگاه علم و صنعت و قائم مقام دبیرکل جمعیت زنان جمهوری اسلامی بود.[۱۳][۱۴]

دباغ در سال ۱۳۸۲ از رئیس‌جمهور ایران (محمد خاتمی) نشان ایثار درجه سه دریافت کرد.[۱۵]

مسافرکشی[ویرایش]

دباغ از مسافرکشی خود در سال‌های گذشته برای حل مشکلات اقتصادی چند خانواده گفته‌است. او در دیدار معاون زنان و خانواده ریاست جمهوری، با اعلام این مسئله اضافه کرد:

«در دوره دوم نمایندگی مجلس برای حل مشکلات اقتصادی چند خانواده، هر ماه مبلغی به آنها کمک می‌کردم. وقتی دوره نمایندگی ام به پایان رسید، دیگر پولی نداشتم به آنها کمک کنم. شب‌ها وقتی که بچه‌ها و همسرم می‌خوابیدند، با ماشین به فرودگاه یا میدان آزادی می‌رفتم و مسافرکشی می‌کردم. البته فقط افرادی که با خانواده بودند را سوار ماشین می‌کردم.»[۱۶]

مرگ[ویرایش]

مرضیه حدیدچی دباغ صبح روز ۲۷ آبان ۱۳۹۵ پس از گذراندن دوره‌ای بیماری در سن ۷۷ سالگی در بیمارستان خاتم‌الانبیاء تهران درگذشت.[۱]

پیکر وی، صبح جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵ پس از تشییع در صحن آرامگاه خمینی دفن شد.

کتاب خاطرات[ویرایش]

خاطرات مرضیه حدیدچی را محسن کاظمی گردآوری کرده و انتشارات سوره مهر در اسفند ۱۳۹۰ آن را در ۳۴۲ صفحه به چاپ رسانده است.[۱۷]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مرضیه حدیدچی دباغ دارفانی را وداع گفت خبرگزاری ابنا
  2. خاطرات مرضیه حدیدچی (دباغ) کتاب آفتاب
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/3992/6701/79505/
  4. «وجود مادرم مرا آرام می‌کرد». فارس نیوز. 
  5. «خاطرات رضوانه میرزا دباغ فرزند مرضیه حدیدچی (دباغ) از دوران شکنجه در زندان». روزنامه ایران. 
  6. «آن روزهای نامهربان». راسخون. 
  7. http://www.hawzah.net/fa/News/View/91053/
  8. «مرضیه دباغ سخن می‌گوید». خبرگزاری ایرنا. 
  9. «خاطرات زخم‌های روح و تن طاهره». خبرگزاری کار ایران. 
  10. «خاطرات مرضیه حدیدچی». کتاب آفتاب. 
  11. Janet Afari, "Marzieh Dabbagh." Encyclopedia of the Modern Middle East and North Africa, The Gale Group, Inc, 2004.
  12. زنان دیپلمات و مرضیه‌های سیاستمدار خبرگزاری مهر
  13. «مرضیه حدیدچی دباغ در بستر بیماری». خبر آنلاین. 
  14. «مرضیه دباغ در بیمارستان بستری شد». رجا نیوز. 
  15. رئیس جمهور به ۳۲ نفر از نخبگان کشور نشان دولتی اعطا کرد
  16. نماینده زن مجلس که مسافرکشی می‌کرد/عکس
  17. «اطرات مرضیه حدیدچی». انتشارات سوره مهر. 
  • خاطرات مرضیه حدیدچی (دباغ)، به کوشش محسن کاظمی، انتشارات سوره مهر، چ۴، تهران، ۱۳۸۶.

پیوند به بیرون[ویرایش]