گوت‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


گوت‌ها یکی از قبیله‌های ژرمنی شرقی بودند، که در سده‌های سوم و چهارم، امپراتوری روم را غارت کرده و بعداً باور به یک شکل مسیحیت (آریانیسم) را پذیرفتند. گوت‌ها در سده‌های پنجم و ششم، به دو شاخه بخش شده بودند:

یکی از دو شاخه اوستروگوت‌ها (خاورگوت‌ها) بودند. شاخه دیگر ویزیگوت‌ها (باخترگوت‌ها) بودند. گوت‌ها امپراتوری روم را در دوره کوچ در سال ۴۱۰ م. غارت کردند. گوت‌ها جانشینی برای ایالتی نیرومند از امپراتوری روم را به ترتیب در شبه‌جزیره ایبری و ایتالیا، تأسیس کردند.

نیروهای گوت‌های باختری در سال ۴۱۰ م. به رم تاختند. پس از فروپاشی روم غربی گوت‌ها تا دو سده و نیم دیگر در اروپا نقش بزرگی را بازی کردند. آنها در آغاز سده پنجم م. به شبه‌جزیره ایبری کوچیدند.

نقشه کوچ ویزیگوت‌ها یکی از دو شاخه اصلی گوت‌ها

قومی آلمانی که بین قرن های سوم و چهارم میلادی به بخش وسیعی از جنوب اروپا حمله بردند و آن را به ویرانی کشاندند . واژه ی گوتیک از نام این قوم گرفته شده است که اساساً اشاره به شیوه ی معماری بسیار رایج در اروپای قرن ۱۶ _ ۱۲ میلادی دارد . یک رمان گوتیک شکل داستانی مشهوری است که ریشه در اواخر قرن ۱۸ میلادی در انگلستان دارد . در محیط های استفاده شده در این رمان ها اغلب از تاریخ و شخصیت های ترس آور و رازگونه الهام گرفته می شود تا داستان هایی درباره ی غم و اندوه . وحشت . بی رحمی و ماوراء‌الطبیعه خلق شود'. در سال ۴۰۸ میلادی، بربرها عملاً به دروازه‌های اروپا رسیده بودند و آلاریک پادشاه گوت‌ها سپاهیانش را از امپراتوری رم شرقی در مسیری غربی تا یونان و کوه‌های آلپ و سپس سراسر ایتالیا هدایت کرده بود.

در آن زمان گوت‌ها رم، پایتخت روم غربی را محاصره کردند و تمام وسایل نقلیه ورودی و خروجی را زیر نظر گرفتند و بازرسی کردند.شهروندان رم نمی‌توانستند کاری جز زندگی در حصار برج و باروهای شهر و انتظار کشیدن تا اقدام بعدی بربرها انجام دهند. آنها هیچ وسیله‌ای برای ارتباط گرفتن با دنیای خارج نداشتند و بدتر از آن اینکه ذخیره غذایی​شان نیز کم‌کم به پایان می‌رسید. اجساد مردگان در سرتاسر شهر روی هم انباشته می‌شدند و زیر آفتاب مردادماه باد می‌کردند و فاسد می‌شدند. طبق گزارش‌ها اهالی شهر، دوستان خود را می‌کشتند و گوشتشان را درجا می‌خوردند. بعضی از افراد حتی داستان مادرانی را به گوش خود شنیدند که بچه‌های خود را می‌کشتند و می‌خوردند.یک داستان دیگر که سر زبان‌ها افتاد این بود که سرنا- خواهرزاده امپراتور فقید تئودوسیوس، بیوه استیلیکیو سردار رمی و مادر میانجی هونوریوس بچه- امپراتور رم غربی در خفا با آلاریک تبانی کرده بود که گوت‌ها را به شهر رم راه دهد تا شهروندان رم را از دم تیغ بگذرانند و هلاک کنند.

این ادعا بر بنیان یک حقیقت استوار بودپدر شوهرش ​ از بربرها و یک واندال بود.مردم می‌گفتند آنکه فقط یک بار بربرها را دوست داشته، همیشه دوستدار آنها خواهد بود. سنا خیلی شتابان به اعدام سرنا رأی داد و او بی‌درنگ دستگیر و خفه شد. نمایندگان رم جسورانه تن به خطر دادند و از شهر خارج شدند و با آلاریک دیدار کردند تا درباره خروج مسالمت‌آمیز آلاریک مذاکره کنند. درخواست‌های آلاریک برای این منظور شامل مقادیری طلا، نقره و آزاد کردن تک‌تک برده‌های بربر در داخل شهر رم می‌شد. نمایندگان از او پرسیدند «تو برای ما چه برجا خواهی گذاشت؟» او در پاسخ گفت «جان شما را.» رمی‌ها گرچه عملاً نمی‌توانستند به درخواست او پاسخ مثبت دهند، اما از این معامله پا پس کشیدند. بدین ترتیب، آلاریک از سطح و مقدار درخواست‌هایش کاست ولی از درخواست آزاد کردن بربرهای ساکن در شهر رم دست بر نداشت.معامله به این ترتیب عملی شد و دروازه‌های رم تحویل نروت‌ها و بربرهای آزاد شده گشوده شدند. نزدیک ۳۰هزار برده بربر از شهر رم بیرون ریخته شدند بسیاری از آنها نخستین بار بود که از آن شهر خارج می‌شدند. آلاریک به عهد خود وفا کرد؛ رم از محاصره خارج شد و به مقامات شهر اجازه داد که برای ورود کالا و مواد خوراکی و خروج آنها از بندرگاه رم دست به کار شوند. وحشیگری استراتژیک آلاریک و سپاهیانش نخستین حمله به شهر رم را با رعایت حداکثر خویشتن‌داری و منطق قابل انتظار از هر ارتش متمدن در آن روزگار به انجام رساند.

این یک کجروی تاریخی نبود؛ فرماندهان نظامی گوت‌ها مانند همتایان رمی خود غالباً مایل بودند از دوراندیشی خود بهره گیرند، با دشمن مذاکره کنند و اگر از دیدگاه راهبردی ضرورت داشته باشد شمشیرشان را بر زمین بگذارند.

با این حال گوت‌ها و عموزاده‌های بربرشان هرگز نتوانسته‌اند شهرت تاریخی خود یعنی وحشیگری را از خود بزدایند. قبایل ژرمن از روزگار رم باستان تا روزگار ما، به شکل جانورانی نیمه تکامل‌یافته و غیر متمدن معرفی شده‌اند که خوراکشان گوشت قرمز ناپخته بوده است، روابط جنسی آشفته با یکدیگر داشته‌اند و با شمشیر به عابران یورش می‌برده‌اند.

در آستانه دوره مهاجرت قبایل شمالی (۷۰۰-۳۰۰ میلادی) و اوج‌گیری یورش آنها به درون امپراتوری رم و سرزمین‌های مجاور آن، شکاف بین قبایل شمالی ژرف‌تر شد. قبایل مختلف هدف‌هایی متفاوت در برخورد با امپراتوری رم داشتند ولی گوت‌ها به علت اشتیاقی که به آشتی با رمیان و پذیرفته شدن نزد آن امپراتوری داشتند، با قبایل دیگر فرق می‌کردند.

منابع[ویرایش]

  • نویسندگان ویکی‌پدیای انگلیسی، Visigoths. (نسخه ۳ ژوئن ۲۰۰۷)

جستارهای وابسته[ویرایش]