نیلوفر بیضایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نیلوفر بیضایی
زاده ۲۵ دی ۱۳۴۵
۱۵ ژانویهٔ ۱۹۶۷(۱۹۶۷-01-۱۵) ‏(۵۱ سال)
تهران
ملیت ایرانی
والدین بهرام بیضایی و منیراعظم رامین‌فر

نیلوفر بیضایی (۲۵ دی ۱۳۴۵ برابر ۱۵ ژانویه ۱۹۶۷) نمایشنامه نویس، محقق و کارگردان تئاتر است.

زندگی[ویرایش]

نیلوفر بیضایی فرزند بهرام بیضایی[۱] کارگردان مطرح تئاتر و سینمای ایران و منیراعظم رامین‌فر (خواهر ایرج رامین فر طراح صحنه و لباس ایرانی و خواهرزاده ی عباس جوانمرد، کارگردان نام آشنای تئاتر ایران در دهه‌های سی، چهل و پنجاه شمسی) است. او از سال ۱۹۸۵ در آلمان و در تبعید به‌سر می‌برد.[۲] نیلوفر پس از پایان تحصیل در رشته‌های ادبیات آلمانی، تئاتر-سینما و تلویزیون و تعلیم و تربیت از دانشگاه فرانکفورت در سال ۱۹۹۴ گروه تئاتر دریچه را پایه‌گذاری کرد و به نمایشنامه‌نویسی و کارگردانی تئاتر پرداخت. او یک دختر به نام آناهیتا دارد که متولد سال ۱۹۹۰ است.

تلویزیون من و تو در سال ۲۰۱۶ یکی از برنامه‌های "به زندگی من خوش آمدید" را به زندگی او اختصاص داد.[۳][۱]

آثار[ویرایش]

آثار نمایشی او حاوی موضوعاتی هم‌چون «زن و زنانگی محصور شده»، «فردیت گمشده در جامعهٔ توده وار»، «هویت جوئی و بیگانگی» و تبعید با نگاه منقد اجتماعی است.[۴]او همچنین در فرم اجرایی دست به تجربه‌هایی زده که در نوع خود در عرصه ی تئاتر ایرانی نو بوده‌اند. او معتقد است که برای بیان آنچه در جامعه تابو بوده و یا درباره اش به صدای بلند حرف زده نشده است، باید از فرمهایی استفاده کرد که تنها بر متن استوار نباشنذ، بلکه قابلیتهای تصویری و بصری داشته باشند و از آن طریق ناگفته‌های لابه لای سطور به نمایش در آیند. او از شیوه‌های کلاسیک نمایشی فاصله گرفته و با استفاده از کلاژها و طرحهای صحنه ای، تماشاگر را به مشارکت در واقعه ی نمایشی از طریق فعال ساختن قدرت تخیل و با استفاده از تجارب شخصی خود برای تکمیل داستان فرا می خواند. او همچنین در چند نمایش خود، شیوه‌های گوناگون نگارشی و اجرایی تئاتر مستند را تجربه کرده‌است.

کیان ثابتی در این مورد می نویسد:

"به زعم نگارنده، نیلوفر بیضایی چهره‌ای منحصر بفردی در تئاتر ایرانیان خارج از کشور است. او تحصیلات خودش را در ادبیات آلمان، تئاتر و سینما و تلویزیون و تعلیم و تربیت در آلمان به اتمام رسانده و دارای مدرک کارشناسی ارشد است. با اینکه تحت تأثیر آوانگاردها و پست مدرنیست‌های تئاتر دنیاست ولی از طرف دیگر، عاشق زبان و ادبیات فارسی و صحنه آوردن نمایش‌هایی به زبان فارسی ولی با فرمی مدرن و جدید است. کاری که شاید در جامعه غربی به راحتی قابل پذیرش و دارای مخاطبان خاص خودش است ولی در جامعه ایرانی که هنوز پله‌های مقدماتی تئاتر مدرن دنیا را طی می‌کند به خصوص در جامعه ایرانیان خارج از کشور، کاری بسیار سخت است. همین مشخصه، نیلوفر بیضایی را به چهره‌ای شاخص و ممتاز در بین هنرمندان تئاتر خارج از کشور تبدیل کرده‌است – از کلمه تئاتر خارج از ایران به‌طور عام استفاده کرده‌ام و از عنوان تئاتر در تبعید استفاده نکرده‌ام زیرا بسیاری از تئاتری‌های خارج از کشور، آثار خویش را در ایران هم به اجراء در می‌آورند و چه اندازه مفید بود برای تئاتر رو به رشد ایران اگر هنرمندان و دانشجویان تئاتر ایران، امکان تماشای کارهای نیلوفر بیضایی را هم داشتند..."[۵]

از دیگر ویژگی‌های نمایشهای نیلوفر بیضایی، استفاده از مدیاهای دیگر در تئاتر است. موسیقی، فیلم، عکس، اسلاید، آواز زنده ... تنهای برای پر کردن فضاها بکار نمی روند، بلکه هر یک دارای وزنه و کاراکتر خاص خود هستند و در عین حال به گسترده تر کردن امکان دیدن، حس کردن و تجربه کردن واقعه ی نمایشی یاری می رسانند.

نمایشنامه‌های او از سال ۱۹۹۵ در بسیاری از شهرهای آلمان و اروپا به صحنه رفته‌است. پس از بیش از صد و پنجاه اجرای نمایش‌های گوناگون در اروپا در سال ۲۰۰۸ برای نخستین بار یکی از نمایش‌های او (بوف کور) خارج از اروپا و در شهر تورنتوی کانادا به‌روی صحنه رفت. بوف کور اثر زنده یاد صادق هدایت که نیلوفر بیضایی آن را برای صحنه تنظیم و کارگردانی کرده بود، پیش از آن در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ در اروپا نیز اجرا شده بود.

جواد طالعی در مورد بوف کور به کارگردانی نیلوفر بیضایی می نویسد:

"با بوف کور، نيلوفر بيضايی به تولدی ديگر می رسد. به تئاتری که هم در عرصه فضا سازی، هم در عرصه بازی سازی، هم در عرصه افکت و استفاده از عناصر صحنه، يکی از بهترين کارهای بيست و پنج سال اخير خارج از کشور است. بعد از ديدن اين نمايش، من که دست کم در ده سال گذشته بيشترين کارهای نمايشی خارج از کشور را ديده ام، هنگامی که سالن را ترک می کنم نفس راحتی می کشم و به خودم می گويم: "بيخود نيست که اين آلمانی‌ها می گويند تمرين آدم را استاد می‌کند". خانم بيضايی آنقدر تمرين کرد که به استادی رسيد و چقدر خالی است جای پدر بزرگوارش که اينجا باشد و کار زيبای او را ببيند و در جشن تولد بيضايی دوم عرصه تئاتر ايران حضور يابد. نيلوفر بيضايی، جان بخشيدن به متن سهل و ممتنع بوف کور را ممکن ساخته، به متن وفادار مانده، ديدگاههای شخصی خود را به آن تحميل نکرده و بيش از همه توانائی اعجاب آور خود را در زمينه فضاسازی به خوبی نشان داده است...

با بوف کور، نيلوفر بيضايی نوعی از تئاتر مدرن و مينيماليستی را به چنگ آورده است که هم به هنر نمايش اروپائی نزديک است و هم با ويژگی‌های نمايش در خارج از کشور انطباق دارد. برای استفاده از اين سبک، کارگردان می بايست به هنر بيشترين بهره‌برداری از کمترين امکانات مسلط باشد و اين تسلط را، در بوف کور می بينيم... "[۶]

نیلوفر بیضایی در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ دو نمایش به نامهای "بیگانه چون من و تو" و "آوای سکوت" را به زبان آلمانی و با بازیگرانی از ملیتهای مختلف به صحنه برد که هر دو با ساتقبال و نقدهای مثبت رسانه‌های آلمانی روبرو شدند.

کنستانتسه اهرمن در مورد نمایش بیگانه چون من و تو می نویسد:

" بیگانگی زوایای گوناگونی دارد. در تماس میان آلمانیها و خارجیها و در تماس میان خارجیهای ملیتهای مختلف با یکدیگر همواره سوءتفاهمهایی بوجود می آیند که تنها با گفتگو، شناخت و رواداری قابل حل هستند. نمایشنامه نویس و کارگردان ایرانی، نیلوفر بیضایی با اولین نمایش آلمانی زبان خود، پلی در این جهت می سازد. دیدن این نمایش را به تمام کسانی که در شناخت دیگران تنها به مطبوعات روزانه تکیه نمی کنند، توصیه می کنم...."[۷]

پروفسو ولفگانگ نیکل درباره نمایش آوای سکوت می نویسد:

"آوای سکوت در فستیوال تئاتر دیالوگ برلین کلاژی موسیقایی-متحرک قطعه‌ای نمایشی و بسیار هنرمندانه درباره ی تبعید و مهاجرت ارائه داد. دیدن اجرایی که شخصیتهای زن قوی از ملیتهای مختلف در آن در اجرایی با کیفیت بالای زیبایی شناسانه به یکدیگر نزدیک می‌شوند، بدون اینکه ناچار به صرف نظر کردن از فردیت، نگاه فردی و فرم بیان خود باشند، بسیار جذاب بود. این یک بازی موفق بود که هر گونه پیشداوری یا ادعای ناممکن بودن نزدیکی فرهنگها را بی معنی جلوه می داد..."[۸]

همچنین نمایش دیگر او یک پرونده، دو قتل که نمایشی مستند درباره ی قتلهای زنجیره‌ای و بخصوص قتل پروانه فروهر و داریوش فروهر است، در سال ۲۰۱۰علاوه بر اروپا در ونکوور کانادا نیز اجرا شد. [۹]برای نوشتن متن نمایش، نیلوفر بیضایی بیش از شش ماه با همکاری پرستو فروهر، اسناد و مدارک مربوط به قتل فجیع فروهرها را زیر و رو کرده‌است.

نیلوفر بیضایی از زمان اجرای نمایش "یک پرونده، دو قتل" برای اولین بار در تئاتر ایرانی خارج از ایران از سیستم بالانویس استفاده کرد و این نمایش و نمایشهای بعدی او تا به امروز به زبان فارسی و با بالانویس آلمانی در شهرهای مختلف اجرا می‌شوند.

گئورگ کلاین در مورد این نمایش می نویسد:

"... وسط صحنه زنی با لباس قرمز ایستاده که گاه پشت میزی که یک تلفن و یک لپ تاپ روی آن قرار دارند، می نشیند و مدام پرسشهایی را طرح می‌کند. سؤال‌ها را دو مرد سیاهپوش پاسخ می دهند که گاه به او زنگ میزنند و گاه او را تهدید می‌کنند یا بر سرش فریاد می کشند. بخهشایی از گفتارهای آن‌ها از پروتکل ها، صورت جلسه‌های دادگاه و نوشته‌های روزنامه‌های تبلیغاتی حکومتی بر گرفته شده‌اند. ترجمه ی آلمانی متنهای گفتاری صحنه روی پرده دیده می‌شود. پرسش اصلی در نمایش "یک پرونده، دو قتل" که توسط هنرمند تبعیدی، نمایشنامه نویس و کارگردان نیلوفر بیضایی نوشته و کارگردانی شده، در مورد قتل والدین پرستو فروهر است.[۱۰]

عبدالقادر بلوچ در مورد یک پرونده، دو قتل می نویسد:

"... نمایشنامه یک پرونده، دو قتل نمایش مستندی بود از گروه تئاتر دریچه. در این نمایشنامه‏ ی مستند خانم نیلوفر بیضایی پرونده قتل فروهرها را به دست می‏گیرد اما با حمل تابوت قتلهای زنجیره ‏ای و کشته شدگان جنبش سبز، مرزهای نمایش مستند را وسیعتر می‏کند. نمایشنامه با صدای ناقوس و پا کوفتن سه بازیگر آغاز می‏شود، مرگ همراه با رعب و وحشت و سرکوب نظامی. خانم هرمین عشقی و آقایان فرهنگ کسرایی و منوچهر رادین بازیکنان این نمایشنامه چنان جاندار نقش خود را بازی می‏کنند که آدم احساس می‏کند نسلی را که بعد از انتخابات مشت‏ها را گره کرد و به خیابان ریخت از نزدیک حس و لمس می‏کند. وقتی هرمین بازیگر زیبای گروه دارد همراه فرهنگ و منوچهر، دو بازیگر دیگر گروه، عکسهایی از جانباختگان قتل‏های زنجیره‏ای و جنبش اخیر را جلوی سن می‏چیند اشک‏های همیشه آماده من سرازیر می‏شود..."[۱۱]

یکی از اثرهای نمایشی نیلوفر بیضایی در سالهای اخیر به نام چهره به چهره در آستانه فصلی سرد در اکتبر ۲۰۱۱ به صحنه رفت و پس از اجرا در شهرهای آلمان و اروپا در لس آنجلس، تورنتو و اوتاوا نیز اجرا شد. این نمایش در دو تابلوی نمایشی به زندگی و افکار طاهره قره العین و فروغ فرخزاد می‌پردازد. [۱۲][۱۳] نمایش چهره به چهره در آستانه فصلی سرد به جز آلمان و اروپا در سال ۲۰۱۲ در تورنتو، اوتاوا و لس آنجلس اجرا شد و فیلم آن در برکلی به نمایش در آمد.

فیروزه خطیبی در مورد این نمایش می نویسد:

"... در نهایت فرم تئاتری ساده با شیوه‌های مینیمالیستی نیلوفر بیضائی، تبحر بهرخ بابائی در جان بخشیدن به کاراکتر طاهره و استفاده از سه زن مختلف برای ایفای نقش فروغ با بازی او و دو بازیگر دیگر نمایش، از نکات قابل توجه «چهره به چهره در آستانه فصلی سرد» است. هرچند عنوان نمایش که از اشعار دو شاعره برگرفته شده تماشاگر را تا پایان درانتظار رویارویی این دو شخصیت نگاه می دارد، اما درحقیقت این یک رویارویی ادبی و مجازی در ذهن نمایشنامه نویس و نهایتاً قوه محرکه‌ای برای خلق اثر بوده‌است..."[۱۴]

او همچنین چندین اثر تحقیقی در زمینهٔ تئاتر و نیز تعداد زیادی مقاله در زمینه ی مسایل سیاسی و اجتماعی و مسایل زنان نوشته است .[۴][۱۵] اکثر مقالات سیاسی، اجتماعی و تئاتری او در وب‌گاه رسمی نیلوفر بیضایی قابل رجوع است.[۲] او از مدافعین حقوق زنان[۱۶] و حقوق بشر در ایران است و از حقوق همجنسگرایان[۱۷] و اقلیت‌های دینی، بخصوص بهاییان[۱۸] حمایت می‌کند. نیلوفر بیضایی عضو اولین دورهٔ هیئت دبیران خانه آزادی بیان است. خانهٔ آزادی بیان نهادی است مستقل، فرهنگی و غیرانتفاعی که آزادی بیانِ اندیشه و تخیّل بی حصر و استثنا را حق همگان می‌داند و علیه سانسور آثار فرهنگی و هنری فعالیت می‌کند.[۱۹] نیلوفر بیضایی هم نمایش‌هایی به زبان فارسی و هم به زبان آلمانی در کارنامهٔ خود دارد اما تمایل او بیشتر متوجه کار به زبان فارسی است.[۲۰][۲۱][۲۲] او در بزرگداشت هنرمندان از جمله غلامحسین ساعدی و نادر نادرپور آثاری نوشته‌است.[۲۳]


نیلوفر در سال ۲۰۰۵ جایزهٔ آکادمی ایرانی هنر، ادبیات و رسانه در بوداپست، در رشتهٔ هنرهای نمایشی به عنوان بهترین کارگردان به او تعلق گرفت[۲۴] و[۲۵] در همان سال یکی از متون نمایشی‌اش «دختران خورشید» توسط گروه تئاتر سوئیسی مارالام به کارگردانی پتر براشلر به روی صحنه رفت.

نیلوفر بیضایی نمایش در حضور باد را که بهرام بیضایی در دهه چهل نوشته است، در سال ۲۰۱۵ کارگردانی کرد. این نمایش با استقبال فراوانی مواجه شد و از سوی منتقدین به هم بلحاظ بازی‌های خوب بازیگران و هم به دلیل پرداخت نمایشی و کارگردانی قوی مورد تحسین قرار گرفت.[۲۶] [۲۷][۲][۳][۴]

دیدار رزاقی در مورد این نمایش می نویسد:

"نيلوفر بيضايي در اين كار به خوبي ثابت مي كند كه با عناصر تياتري آشناست ،انتخاب رنگ خاكستري لباسها و چارچوب مكعبي فضائ خاكستري ، خنثي و همچنين بادسان، شكلي از تركيبي كدر را به نمايش مي گذاشت. همه چيز در تزلزل بود و گويا پوچ و خالي راه عبثي را طي مي نمود كه تكرار، جز تفكيك ناپذير آن بود ،گويي كه همه چيز بر باد استوار است و هر آن فرو خواهد ريخت هيچ چيز حقيقي نبود، چهره‌ها در بزكي دروغين، واقعيت خود را پنهان مي ساخت و در خارج از اين چارچوب غير حقيقي معنا نمي يافت .بازي درخشان بازيگران از ديگر نقاط قوت اين كار نمايشي به حساب ميآمد، كارگرداني صرفاً در ميزانسن هاي خطي بي دليل خلاصه نمي گشت و با هر قدم به دنبال معنايي به مؤازات متن پيش مي رفت آن هم متني كه بعد از گذشت سال‌ها هنوز هم تازه بود و از بن مايه هاي فكري اسطوره اي درخشان در كار نمايش چون بهرام بيضايي سر چشمه مي گرفت. كارگردان با تسلط كامل نه تنها چيزي از ارزشهاي متن نمي كاست بلكه اكثر لحظات با قدرت تمام با آن پيش مي رفت و حتي در لحظاتي درخشان به خوبي مي توانست پيشي بگيرد و ِما حصل كار چيزي بود كه به دل تماشاگر مي نشست، با ريتم آن همراه مي شد و بعد از مدت‌ها تياتري را مي ديد كه در معنا ناب و به مفهوم مطلقِ كلمه تياتر بود..."[۲۸]

جدیدترین اثر نمایشی نیلوفر بیضایی در این مکان و در این زمان نام دارد که در اکتبر ۲۰۱۷ با سه اجرای موفق و با حضور نویسنده ی متن خانم مهشید امیرشاهی در دو اجرای اول در فرانکفورت به صحنه رفت و اجراهای آن تا اواسط سال ۲۰۱۸ادامه دارد. [۲۹][۳۰][۳۱][۵]

جواد طالعی در مورد این نمایش می نویسد:

"...“در این مکان و در این زمان” را می‌توان یکی از معدود تجربه‌های آمیزش موفق ادبیات داستانی و هنر نمایش ارزیابی کرد. نیلوفر بیضائی به عنوان تنظیم‌کننده و کارگردان در تنظیم متن‌ها و ایجاد پل ارتباطی نمایشی میان آن‌ها موفق بود. بازی‌های نرم ژاله شعاری، هرمین عشقی و مرتضی مجتهدی بر کشش و جذابیت کار می افزودند، اما اغلب این متن بود که بر اجرا غلبه داشت. این البته چیزی بود که پیشاپیش هم می شد انتظارش را داشت، زیرا هم زیرساخت قصه‌های آمیخته به طنز و مطایبه و هم استخوان بندی نگارشی قصه‌های مهشید امیرشاهی چنان قوی و زیبا است که در هر حال بر فراز بازی‌ها و تنظیم نمایشی خوب می نشیند."[۳۲]

این نمایش در ماه فوریه ۲۰۱۸ از سوی تماشاگران فستیوال تئاتر ایرانی هایدلبرگ به عنوان بهترین نمایش انتخاب شد. [۳۳]

جامعه فرهنگی زنان ایرانی شهر ونکوور در تاریخهای ۲ و ۳ مارچ سال ۲۰۱۸ مراسمی برای تجلیل از نیلوفر بیضایی برای یک عمر فعالیت هنری او برگزار کرد و به همین مناسبت نمایش "بانو در آینه" که نامش از اولین نمایشنامه ی او "بانو در شهر آینه" برگرفته شده شامل قطعاتی از چندین نمایشنامه ی او ست توسط یک گروه تئاتر ایرانی اجرا شد. [۳۴]

به عنوان کارگردان تئاتر[ویرایش]

  • ۲۰۱۷-۱۸: در این مکان و در این زمان (بر اساس داستانهای مهشید امیرشاهی، به زبان فارسی با بالانویس آلمانی)
  • ۲۰۱۵-۱۶: در حضور باد (متن: بهرام بیضایی، به زبان فارسی با بالانویس آلمانی)
  • ۲۰۱۱-۱۲: چهره به چهره در آستانه فصلی سرد (متن: نیلوفر بیضایی، به زبان فارسی با بالانویس آلمانی)
  • ۲۰۱۱: خاطرات شاهدان یا چگونه انقلاب نوه‌هایش را نیز می‌بلعد (روخوانی نمایشی به زبان آلمانی، ماه مای در تئاتر شهر فرانکفورت )
  • ۲۰۰۹-۲۰۱۰-: یک پرونده، دو قتل (متن: نیلوفر بیضایی، به زبان فارسی با با لانویس‌های آلمانی و سوئدی)
  • ۲۰۰۹: سرزمین هیچ‌کس (متن: نیلوفر بیضایی، اجرای جدید به زبان آلمانی در تئاتر شهر کالسروهه)
  • ۲۰۰۷-۰۸: آوای سکوت (تنظیم متن: نیلوفر بیضایی، به زبان آلمانی)
  • ۲۰۰۶-۰۷: بیگانه چون تو و من (بر اساس متنی از ماریا پی نییلا و فرهنگ کسرایی، تنظیم: نیلوفر بیضایی، به زبان آلمانی)
  • ۲۰۰۵: بوف کور (دو زبانه فارسی و آلمانی با همکاری تام پایفر در شهر ماینز)
  • ۲۰۰۴-۰۵: بوف کور (متن: صادق هدایت، به زبان فارسی)
  • ۲۰۰۱-۰۲: سه نظر دربارهٔ یک مرگ (بر اساس متنی از مینا اسدی، به زبان فارسی)
  • ۲۰۰۰-۰۱: رویاهای آبی زنان خاکستری (متن: نیلوفر بیضایی، به زبان فارسی)
  • ۱۹۹۹-۲۰۰۰: چاقو در پشت (متن: کاوه اسماعیلی، به زبان فارسی)
  • ۱۹۹۸: بی نام (کاری کوتاه و بدون کلام دربارهٔ کشته‌شدگان گمنام دههٔ شصت)
  • ۱۹۹۸-۹۹: سرزمین هیچ‌کس (متن: نیلوفر بیضایی، به زبان فارسی)
  • ۱۹۹۷-۹۸: بازی آخر (متن: نیلوفر بیضایی، به زبان فارسی)
  • ۱۹۹۶-۹۷: مرجان مانی و چند مشکل کوچک (متن: نیلوفر بیضایی، به زبان فارسی)

به عنوان نمایشنامه نویس[ویرایش]

  • ۲۰۱۱: چهره به چهره در آستانه فصلی سرد
  • ۲۰۰۹: یک پرونده، دو قتل
  • ۲۰۰۶: آوای سکوت
  • ۲۰۰۵: دختران خورشید
  • ۲۰۰۰: رویاهای آبی زنان خاکستری
  • ۱۹۹۸: سرزمین هیچ‌کس
  • ۱۹۹۷: بازی آخر
  • ۱۹۹۶: مرجان مانی و چند مشکل کوچک
  • ۱۹۹۴: بانو در شهر آینه (در همان سال به کارگردانی محسن حسینی در شهر فرانکفورت اجرا شد)

پرداخت نمایشی متون ادبی[ویرایش]

گزیده‌هایی از مقالات تئاتری و ادبی[ویرایش]

گزیده‌هایی از مقالات اجتماعی[ویرایش]

جوایز و بزرگداشت‌ها[ویرایش]

  • جایزهٔ آکادمی ایرانی هنر، ادبیات و رسانه در بوداپست در رشتهٔ هنرهای نمایشی در سال ۲۰۰۵ به عنوان بهترین کارگردان[۳۵].
  • جایزه بهترین نمایش سال ۲۰۱۸ برای نمایش "در این مکان و در این زمان" از نگاه تماشاگران فستیوال تئاتر ایرانی شهر هایدلبرگ [۳۶]
  • تجلیل برای یک عمر فعالیت هنری در ماه مارچ سال ۲۰۱۸ توسط "جامعه فرهنگی زنان ایرانی" شهر ونکوور همراه با اجرای نمایش "بانو در آینه" برگرفته از بخشهایی از متنهای نمایشنامه‌های نیلوفر بیضایی توسط "گروه تئاتر شهرزاد"[۳۷][۳۸][۳۹]
  • جایزه ی نوروزی "بنیاد میراث پاسارگاد" برای سال ۲۰۱۸ به عنوان بهترین شخصیت سال در رشته ی هنر و فرهنگ [۴۰]

پانویس[ویرایش]

  1. نیلوفر بیضایی. «: تولدت مبارک! برای پدرم بهرام بیضایی به…». وبگاه گویانیوز. بازبینی‌شده در ۴ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ وبگاه رسمی نیلوفر بیضایی
  3. تو، Manoto من و. «نیلوفر بیضایی». Manoto TV. بازبینی‌شده در ۲۰۱۸-۰۲-۲۷. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ شهلا عبقری. «نیلوفر بیضایی». شبکه بین‌المللی همبستگی با زنان ایرانی، ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۸. بازبینی‌شده در ۴ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  5. «گذری بر تمرین نمایش "بانو در آینه" - شهرگان | Shahrvand-BC»(fa-IR)‎. به کوشش شهرگان | Shahrvand-BC. 2018-02-22. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  6. [http://www.nbeyzaie.com/frameset.htm «در این زمان و در این مکان + نمایشی بر اساس داستانهای مهشید امیرشاهی + تنظیم متن و کارگردانی: نیلوفر بیضایی+»]. www.nbeyzaie.com. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  7. [http://www.nbeyzaie.com/frameset.htm «در این زمان و در این مکان + نمایشی بر اساس داستانهای مهشید امیرشاهی + تنظیم متن و کارگردانی: نیلوفر بیضایی+»]. www.nbeyzaie.com. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  8. [http://www.nbeyzaie.com/frameset.htm «در این زمان و در این مکان + نمایشی بر اساس داستانهای مهشید امیرشاهی + تنظیم متن و کارگردانی: نیلوفر بیضایی+»]. www.nbeyzaie.com. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  9. (www.dw.com)، Deutsche Welle. ««یک پرونده، دو قتل» • گپی با نیلوفر بیضایی | فرهنگ و هنر | DW | 18.10.2009». DW.COM. بازبینی‌شده در ۲۰۱۸-۰۲-۰۳. 
  10. „Iran: Theater als Kampf gegen die Furcht“. www.evangelisch.de. Abgerufen am 2018-02-27. 
  11. [http://www.nbeyzaie.com/frameset.htm «در این زمان و در این مکان + نمایشی بر اساس داستانهای مهشید امیرشاهی + تنظیم متن و کارگردانی: نیلوفر بیضایی+»]. www.nbeyzaie.com. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  12. «فروغ فرخزاد و قره العین: جسارت در فراتر رفتن از مرزها - شهروند»(fa-IR)‎. به کوشش شهروند. 2012-07-19. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  13. ««چهره به چهره» در آلمان، با دو زن سنت‌شکن». رادیو فردا. بازبینی‌شده در ۲۰۱۸-۰۲-۲۷. 
  14. «‭BBC ‮فارسی‬ - ‮فرهنگ و هنر‬ - ‮فروغ و قره العین، چهره به چهره در آستانه فصلی سرد». بازبینی‌شده در ۲۰۱۸-۰۲-۲۷. 
  15. زنان آزادیخواه ایران
  16. عصر نو
  17. گویا نیوز
  18. گروهی. «یک‌ونیم قرن سرکوب…». در ایران امروز. ۱۳۸۷. 
  19. خانه آزادی بیان. «: عضوهای هیئت دبیران خانه آزادی بیان برگزیده شدند». وبگاه خانه آزادی بیان. بازبینی‌شده در ۱۳۹۰ =. 
  20. دویچه‌وله
  21. صدای آمریکا
  22. الهه خوشنام
  23. سایت هنر در تبعید
  24. آکادمی هنرها
  25. جایزه
  26. هنر، یوسف لطیف‌پور روزنامه‌نگار حوزه فرهنگ و. «نگاهی به نمایش 'در حضور باد' و گفت‌وگو با نیلوفر بیضایی». BBC Persian. بازبینی‌شده در ۲۰۱۸-۰۲-۰۳. 
  27. «مضحکه حرف‌های بزرگ و قدم‌های کوچک | رادیو زمانه». به کوشش رادیو زمانه. 2015-07-18. بازبینی‌شده در 2018-02-03. 
  28. https://www.facebook.com/permalink.php?story_fbid=909328672437167&id=186048558098519
  29. خوشنام، الهه. «نمایش این زمان این مکان؛ بازتاب پدر سالاری در جامعه ایران»(en-GB)‎. به کوشش BBC Persian. 2017-11-04. بازبینی‌شده در 2018-02-03. 
  30. «گفت وگو با نیلوفر بیضایی درباره "در این مکان و در این زمان" /علی صدیقی - شهروند»(fa-IR)‎. به کوشش شهروند. 2017-10-26. بازبینی‌شده در 2018-02-03. 
  31. لندن، کیهان. «ما هم «در این مکان و در این زمان» بودیم و هستیم…»(fa-IR)‎. 2017-11-02. بازبینی‌شده در 2018-02-03. 
  32. «مهشید امیرشاهی و اوژن یونسکو در کلن/جواد طالعی - شهروند»(fa-IR)‎. به کوشش شهروند. 2018-02-22. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  33. «نیلوفر بیضایی: سیمای زن هنرمند در تبعید | آسو». www.aasoo.org. بازبینی‌شده در ۲۰۱۸-۰۲-۲۷. 
  34. «گذری بر تمرین نمایش "بانو در آینه" - شهرگان | Shahrvand-BC»(fa-IR)‎. به کوشش شهرگان | Shahrvand-BC. 2018-02-22. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  35. http://www.waalm.com/awardees/awardees_of_2005.pdf
  36. «جشنواره تئاتر هایدلبرگ: تداوم تئاتر در تبعید | رادیو زمانه». به کوشش رادیو زمانه. 2018-02-06. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  37. “بانو در آینه (Lady in the Mirror) @ Centennial Theatre, North Vancouver [from 2 to 3 March”]. vancouver.carpediem.cd. Retrieved 2018-02-27. 
  38. «گذری بر تمرین نمایش "بانو در آینه" - شهرگان | Shahrvand-BC»(fa-IR)‎. به کوشش شهرگان | Shahrvand-BC. 2018-02-22. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  39. ««مسایل زنان پاشنهٔ آشیل جمهوری اسلامی ایران» - شهرگان | Shahrvand-BC»(fa-IR)‎. به کوشش شهرگان | Shahrvand-BC. 2018-02-22. بازبینی‌شده در 2018-02-27. 
  40. «جایزه نوروز 1397-2018 بنیاد میراث پاسارگاد». www.savepasargad.com. بازبینی‌شده در 2018-03-18. 

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]