ناقضین عهد و میثاق

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

بهائیان به کسانی که از بهائیت خارج شوند ناقضین گویند. این افراد مورد طرد واقع می‌شوند.[۱]

محتویات

ناقض اکبر[ویرایش]

میرزا محمد علی که توسط پدرش بهاء الله،غصن اکبر لقب گرفته بود، پس از مرگ پدر توسط برادر خودعباس افندی ، ناقض اکبر نامیده شد.

عباس افندی فرزند بزرگ بهاء همه کسانی را که بعد از پدر به او گرویدند ((ثابت پیمان)) خواند و بردار خود میرزا محمد علی را که به نص لوح وصیت بهاء مقام غصن اکبر داشت چون به طوری که دلخواه او بود پیروی نکرد و حاضر نشد اورا مانند پدر خود یفعل ما یشاء بداند ناقض اکبر لقب داد. [۲] میرزا محمد علی یکی از پسران بهاءالله است. او فرزند ارشد فاطمه خانم همسر دوم بهاءالله است.[نیازمند منبع] وی محمد علی را «غصن اکبر» به معنی شاخه بزرگتر نامید.[۳]

شهاب فردوس در سلسله مقالاتی که در مجله آشفته، دوره نهم، سال 1334، شماره های هجده تا پنجاه درج شده می نویسد:[۴]

میرزا محمد علی از مادر با عباس افندی جدا بود و در عقاید خود خیلی راسخ زیرا او پدرش را بسیار بزرگ می شمرد و عقیده داشت که عباس افندی خلیفه پدر و خودش معاون و ولی عهد خلیفه پدر است و بنابراین عباس افندی را موظف می دانست که آراء و احکام و دستورات پدر را مطاع شمارد و در همه موارد با او که خلیفه ی دوم و منصوص از طرف پدر بود مشورت کند و مقام او را محترم شمارد ولی عباس افندی می خواست میرزا محمد علی مانند دیگران مطیع صرف و منقاد محض باشد . نهایتاً کار دو برادر به جدال کشید تا آنکه عباس افندی به صراحت او را مردود و مطرود و مظهر ابلیس خواند و لقب ناقض اکبر به کسی داد که پدرش به امر و اراده ی خداوند او را در لوح وصیت غصن اکبر و دارای مقام عصمت که مخصوص اولیای حق است شمرده بود. این مبارزه خیلی آسان به نفع عباس افندی تمام شد. .

رفتار این دو برادر با یکدیگر عیناً همان رفتاری بود که بهاءالله با برادرش ، میرزا یحیی صبح ازل که به نص صریح و متعدد سید باب، دارای شئون و مقامات بسیاری بود و ((صراط حق عظیم)) به گفته ی باب محسوب می شد را رد کرد و دجال خواند.[۵]

طرد شدن استن استرندز از جامعه بهایی[ویرایش]

محمد عبدالله ال اهری در مقدمه کتاب THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN می نویسد:

اگوست استن استرندز طی دهه بعد، توسط اولین مبلغ آئین بهایی در آمریکا، بنام دکتر ابراهیم خیراله با تعالیم مذهب بهایی مواجه گردید. در ابتدا وی از ابراهیم خیراله در مجادله اش به نفع میرزا محمد علی یکی دیگر از پسران بهاءالله بر علیه عبدالبهاء حمایت نمود. با این حال اگوست استن استرندز بعد از مطالعات شخصی بسیار، ادعاهای میرزا حسینعلی نوری، (متولد۱۸۹۲- وفات۱۸۱۷) را رها کرد. او اولین (و شاید تنها) طرفدار جنجالی باب و جانشین آشکار او یعنی میرزا یحیی صبح ازل (متولد۱۹۱۲- وفات۱۸۳۱) بود که در شیکاگو زندگی می‌کرد. به هر حال او درMay 1906 بخاطر دگراندیشی در تفکرات بابیبهایی، از اولین انجمن بهائیان آمریکا، طرد گردید.[۶]

ابلاغیه شوقی افندی درباره استن استرندز[ویرایش]

در یادداشت‌های خانه بهایی شیکاگو به تاریخ ۱۳ آوریل ۱۹۰۷ آمده‌است:

رساله استن استرندز در مورد صبح ازل ملاحظه شد و تصمیم گرفته شد به آن توجهی نکنیم. یک نسخه از رساله بایگانی موجود است.[۷]

توسط رهبریت بهایی در جهان در مورد استن استرندز مطالب کمی نوشته یا منتشر شده‌است. به هر حال تحقیق اینترنتی، بخشی از مکاتبه به تاریخ ۱۸/۸/ ۱۹۲۷را نشان می‌دهد که طی آن شوقی افندی نوشته است:

همکاران عزیز و گرانقدرم: دو نامه اخیر شما را در تاریخ ۵ ژوئن ۱۹۲۶ با دقت خوانده شد. سریعا" به اطلاع شما می‌رسانم که چون استن استرندز ازلی است و دوستان باید از وی دوری نموده و روی گردانند و به او بی توجهی کنند..... برادر واقعی شما، شوقی [۸]

پوشش خبری انتشارات ضد بهایی[ویرایش]

استن استرندز چندین تجلیل مهم در آثار ضد بهائیت دریافت کرد. در کتاب بهائیت و ادعاهای آن نوشته ویلسون (۱۹۱۵، صفحه ۲۶۸) می‌خوانیم:

رویداد عجیبی در 6/ May /1906 اتفاق افتاد. آقای آگوست جی. استن استرندز از اولین کلیسای مرکزی ظهور برکنار شد، چرا که او بهاالله را رد کرد و صبح ازل را قبول کرد. او با تحقیق روی تاریخ ترجمه شده توسط پرفسور ادوارد براون به این مرحله رهنمون شد، او متعاقباً سه رساله منتشر کرد ؛ فراخوان بهائیان (۱۹۱۳ / ۱۹۱۰/۱۹۰۷) در توضیح بیانات صبح ازل. من با او مصاحبه‌های جالبی در ۱۹۱۴ داشتم. [۹]

ویلسون همچنین (در صفحه ۱۸۵) اشاره کرد که وی مطالب زیر را دریافت کرده بود:

«... رساله‌ای توسط ای. جی. استن استرندز، از شیکاگو، بنام سومین دعوت بهائیان». او در صفحه ۲۷ می‌نویسد، تاریخچه بابی بعلاوه دستنویس‌های مقدسشان ثابت می‌کند یک دستکاری وحشتناک، تغییر و پس و پیش کردن معانی، توسط بهائیان انجام شده‌است. بار دیگر (در صفحه ۲۸) مدارک فراوانی داریم که دستکاری، پس و پیش کردن، تغییر، تحریف و دزدی از دستنویس‌های مقدس مذهب بابی را بدست بهائیان نشان می‌دهد.[۹]

منابع[ویرایش]

  1. http://en.wikipedia.org/wiki/Covenant-breaker
  2. ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  3. Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. ISBN 0-85398-439-5. 265
  4. ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  5. ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  6. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام AutoAX-1 وارد نشده‌است.
  7. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “مقدمهBahi Reporting on Stenstrand”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  8. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “مقدمهBahi Reporting on Stenstrand”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “مقدمهCoverge in anti-Baha'i Publications”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3.