بیت‌العدل اعظم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۲°۴۸′۵۰″ شمالی ۳۴°۵۹′۱۲″ شرقی / ۳۲.۸۱۳۷۷۹° شمالی ۳۴.۹۸۶۵۵۲° شرقی / 32.813779; 34.986552

مقر بیت‌العدل اعظم در حیفا
چارت تشکیلاتی بیت العدل جهانی واقع در حیفا

آئین بهائی
Bahai star.svg

شخصیت‌های اصلی

بهاءالله
باب · عبدالبهاء
میرزا محمدعلی
شوقی افندی

نوشته‌ها
کتاب اقدس · کتاب ایقان

کلمات مبارکه مکنونه
رساله سوال و جواب
کتاب بیان · هفت وادی
کتاب عهدی · الواح وصایا

مؤسسات

نظم اداری
ولی امرالله
بیت‌العدل اعظم
محافل روحانی

تاریخچه

تاریخچه دیانت بهائی
بابیان · شیخ احمد احسائی

شخصیت‌های بارز

مارثاروت · ایادیان امرالله
بدیع · حروف حی

بیش‌تر

نشانه‌ها · احکام
آموزه‌ها · ادبیات
گاهشماری
· نقد بهائیت· نقد بابیه·بهائی‌ستیزی
فهرست مقالات بهائی


بیت‌العدل اعظم (به انگلیسی: Universal House of Justice(UHJ)) عالی‌ترین مقام تصمیم‌گیری در آئین بهایی است که از سال ۱۹۶۳ (میلادی)، در شهر حیفا مستقر است.[۱][۲] شوقی افندی، اولین ولی امرالله پس از عبدالبهاء، نقشهٔ ده ساله‌ای برای گسترش آئین بهائی در سال ۱۹۵۳ میلادی طرح ریزی کرده بود که در آن اشاره شده بود که در ابتدا می‌بایست محکمه کبرای بهایی (بیت العدل) تا سال ۱۹۶۳ (میلادی) شکل بگیرد. مرگ ناگهانی شوقی در سال ۱۹۵۷ (میلادی) جامعه بهائی را بدون رهبر باقی گذاشت. در این حین، روحیه ماکسول، همسر شوقی به جامعه بهائی اعلام کرد که بهائیان می‌بایست از ایادیان امرالله تبعیت نمایند. ایادیان امرلله به مدت ۶ سال هدایت جامعه بهائی دنیا را بر عهده داشتند. پس از گذشت این زمان ایادیان امرالله رسما در سال ۱۹۶۳ (میلادی) محکمه کبرای بهائی یا همان بیت‌العدل اعظم را تاسیس کردند.[۳] مقر این موسسه بر روی دامنه کوه کرمل در بندر حیفا است که بهاءالله این مکان را در سال ۱۸۹۰ میلادی و در طی لوح کرمل انتخاب کرده بود.[۴][۵]

وقایع قبل از تشکیل بیت العدل[ویرایش]

بعد از مرگ شوقی در سال ۱۹۵۷ میلادی در انگلستان، جامعه بهایی به دستور روحیه ماکسول، همسر شوقی، ملزم به اطاعت از ایادیان امرالله شدند. بلافاصله ایادیان امرالله در بهجی گردهم آمدند و در نشستی خصوصی نتیجه گرفتند که شوقی برای خود جانشینی انتخاب نکرده است. در این نشست تعداد ایادیان امر به ۲۷ نفر می‌رسید. جمع ۲۷ نفره ایادیان با انتشار بیانیه‌ای نتیجه گردهمایی خود را در اختیار جامعه بهایی گذاشتند. در این بیانیه اعلام شد که اغصان همه از دنیا رفته یا توسط ولی امر الله (شوقی) به عنوان ناقضان عهد معرفی شده و از جامعه بهایی طرد شده‌اند. همچنین شوقی هیچ گونه وصیت نامه‌ای از خود برجای نگذاشت که در آن به طور خاص، فردی را به عنوان جانشین معرفی کرده باشد.[۶] با این حکم، رهبری جامعه بهائی به مدت ۶ سال برعهده ۹ نفر از ایادیان امرلله قرار گرفت. این ۹ نفر توسط جمع ۲۷ نفری ایادیان امرالله برای هدایت جامعه بهائی انتخاب شدند. در این مدت اتفاقات بسیار مهمی برای جامعه بهائی رخ داد.[۷] از جمله آن می‌توان ادعای چارلز میسون ریمی را نام برد. میسون ریمی در سال ۱۹۶۰ (میلادی) پس از کشمکش‌های ۳ ساله‌ای که با محفل ملی آمریکا و ایادیان امرالله داشت، خود را رسما به عنوان ولی دوم امرالله معرفی نمود. با این اعلان گروهی اندکی از بهائیان در آمریکا، شیلی، پاکستان، استرالیا، ایران و به خصوص چند تن از اعضای محفل ملی فرانسه به ریمی پیوستند.[۲]

بیانیه سال ۱۹۵۷ توسط همه ایادیان از جمله چارلز میسون ریمی، به امضا رسید. ریمی در سال ۱۹۵۱ (میلادی) توسط شوقی به مقام ایادی امرالله رسید. ریمی خدمت‌های زیادی به آئین بهائی کرده بود. ریمی به دستور عبدالبها طرحی برای معبد واقع در کوه کرمل در حیفا تهیه نمود که شوقی افندی آن را پذیرفت. همچنین شوقی از ریمی خواست که مشرق الاذکار اوگاندا واقع در آفریقا، سیدنی استرالیا و تهران را طراحی کند. شوقی در سال ۱۹۵۱ (میلادی) اولین موسسه بین‌المللی بهائی را تحت عنوان شورای بین‌المللی بهایی تشکیل می‌دهد و میسون ریمی را به عنوان رئیس آن معرفی می‌کند. به گفته شوقی: این اولین موسسه بین‌المللی جنینی با پیشرفت خود به اولین دادگاه رسمی بهایی تبدیل خواهد شد. این مرکز همانند جنینی برای بیت العدل می‌باشد. [۶][۲][۸]

مهمترین دلیلی که ریمی برای مدعای خود ارائه کرد برگزیده شدن وی به سمت رئیس شورای بین‌الملل بهایی توسط شوقی بود. شوقی اعلام کرده بود که این شورا حکم جنینی برای بیت العدل دارد، و در آینده تبدیل به همان بیت العدل مورد اشاره در نصوص خواهد شد. در نصوص بهایی اشاره شده است که بیت العدل بدون وجود ولی امرالله مشروعیت ندارد. در این راستا، عبدالبها می‌گوید ولی امرالله عضو لاینعزل و رئیس بیت العدل می‌باشد.[۹][۱۰] لذا بعد از شوقی، ریمی به عنوان رئیس منتخب شورای بین‌المللی بهایی، خود را ولی دوم امرالله نامید.

اما این ادعا توسط ایادیان امرالله رد شد. در پی این پیشامد، ریمی و طرفدارانش از بهائیان پیرو ایادیان امرالله جداشدند و برای خود محفلی با عنوان محفل ملی روحانی بهائیان آمریکا تحت نظارت ولی امرالله(به انگلیسی: National Spiritual Assembly of the Baha’is of the United States of America Under the Hereditary Guardianship, Inc.) تشکیل دادند.[۱۱] این گروه به طور کامل از شاخه اصلی جدا شدند. ایادیان امرالله سرانجام در سال ۱۹۶۳ بیت العدل جهانی را در حیفا تاسیس کردند. اعضای ۹ نفره آن توسط منتخبان جامعه بهائیان دنیا انتخاب شدند.

مقام بیت العدل جهانی در آئین بهائی[ویرایش]

در مورد بیت العدل جهانی دو نظر اصلی وجود دارد. یکی از این نظرها مربوط به خوانش بهائیان طرفدار بیت العدل می‌باشد که معتقدند، بعد از شوقی -ولی امر دوم آئین بهائی- دیگر سلسله ولی امر منقطع شد و اینک بیت العدل تنها مرجع بهائیان می‌باشد. نظر دیگر مربوط است به بهائیان اورتدکس (به انگلیسی: Orthodox Baha'i Faith) که معتقدند سلسله ولی امر هرگز منقطع نمی‌شود و بعد از شوقی، به چارلز میسون ریمی به عنوان ولی دوم امرالله گرویدند.[۱۰][۱۲]

گروه اول دلیل اعتقاد خود را بر این پایه می‌گذارند که شوقی افندی دارای فرزندی نبود و وصیتی هم نکرد و جانشین هم برای خود تعیین ننمود؛ لذا بعد از اعلان عدم جانشینی شوقی توسط ایادیان امرالله در سال ۱۹۵۷ میلادی، ایادیان سلسله ولایت امر الله را منقطع دانستند و رهبری جامعه را به مدت ۶ سال تا زمان تشکیل بیت العدل بر عهده گرفتند. گروه اول معتقدند که بهاءالله انقطاع سلسله ولایت امر الله را پیش بینی نموده است. گروه اول دلیل خود را قسمتی از وصیت نامه عبدالبهاء به نام الواح وصایا[۱۳] می‌دانند که در آن اشاره شده است:

حصن متین امرالله باطاعت مَنْ هو ولیّ امرالله محفوظ و مصون ماند و اعضای بیت عدل و جمیع اغصان و افنان و ایادی امرالله باید کمال اطاعت و تمکین و انقیاد و توجّه و خضوع و خشوع را به ولیّ امرالله داشته باشند. اگر چنانچه نفسی مخالفت نمود مخالفت بحقّ کرده و سبب تشتیت امرالله شود و علّت تفریق کلمة اللّه گردد و مظهری از مظاهر مرکز نقض شود. زنهار زنهار مثل بعد از صعود نشود که مرکز نقض ابا و استکبار کرد ولی بهانه توحید جعلی نمود و خود را محروم و نفوس را مشوّش و مسموم نمود. البتّه هر مغرور اراده فساد و تفریق نماید صراحةً نمی‌گوید که غرض دارم لابد بوسائلی چند و بهانه ئی چون زر مغشوش تشبّث نماید و سبب تفریق جمع اهل بهاء گردد. مقصود این است که ایادی امرالله باید بیدار باشند بمحض اینکه نفسی بنای اعتراض و مخالفت با ولیّ امرالله گذاشت فوراً آن شخص را اخراج از جمع اهل بهاء نمایند و ابداً بهانه ئی از او قبول ننمایند چه بسیار که باطل محض بصورت خیر در آید تا القای شبهات کند.

جمله آخر نقل قول بالا دلیل اصلی علمای بهائی معتقد به بیت العدل می‌باشد. این شاخه از آئین بهائی معتقدند که شوقی افندی جانشینی برای خود به جامعه بهائی معرفی نکرد و به همین دلیل ادعای میسون ریمی مبنی بر این که او ولی دوم امر الله منتسب شوقی است باطل است؛ و او مخالفت با ولی امرالله کرده است؛ و لذا او را بعد از پافشاری بر مدعای خود از آئین بهائی طرد نمودند.[۱۴][۶][۱۵]

گروه دوم نظر دیگری دارند. بهائیان معتقد به میسون ریمی معتقدند ایادیان امرالله نصوص مسلم بهائی را نادیده گرفته‌اند و بیت العدل جهانی فعلی را مشروع نمی دانند.[۱۱]از جمله مستنداتی که این شاخه از آئین بهائی برای اثبات مدعای خود می‌آورند الواح وصایای عبدالبهاء و سخنان و نوشته‌های شوقی افندی است. از جمله عبد البهاء می‌گوید:

ای یاران مهربان، بعد از مفقودی این مظلوم باید اغصان و افنان سدره مبارکه و ایادی امرالله و احبّای جمال ابهی توجّه بفرع دو سدره که از دو شجره مقدّسه مبارکه انبات شده و از اقتران دو فرع دوحه رحمانیّه بوجود آمده یعنی (شوقی افندی) نمایند زیرا آیت اللّه و غصن ممتاز و ولیّ امرالله و مرجع جمیع اغصان و افنان و ایادی امرالله و احبّاء اللّه است و مبیّن آیات اللّه و من بعده بکراً بعد بکر یعنی در سلاله او.

همچنین عبدالبهاء در قسمت دیگر الواح وصایا می‌گوید:[۱۳]

ای احبّای الهی، باید ولیّ امرالله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد؛ و شخص معیّن باید مظهر تقدیس و تنزیه و تقوای الهی و علم و فضل و کمال باشد. لهذا اگر ولد بکر ولیّ امرالله مظهر ألولد سرّ ابیه نباشد یعنی از عنصر روحانی او نه و شرف اعراق باحسن اخلاق مجتمع نیست باید غصن دیگر را انتخاب نماید؛ و ایادی امرالله از نفس جمعیّت خویش نه نفر انتخاب نمایند و همیشه بخدمات مهمّه ولیّ امرالله مشغول باشند و انتخاب این نه نفر یا باتّفاق مجمع ایادی و یا باکثریّت آراء تحقّق یابد و این نه نفر یا بالاتّفاق یا باکثریّت آراء باید غصن منتخب را که ولیّ امرالله تعیین بعد از خود نماید تصدیق نمایند و این تصدیق باید بنوعی واقع گردد که مصدّق و غیر مصدّق معلوم نشود. ای یاران، ایادی امرالله را باید ولیّ امرالله تسمیه و تعیین کند جمیع باید در ظلّ او باشند و در تحت حکم او. اگر نفسی از ایادی و غیر ایادی تمرّد نمود و انشقاق خواست علیه غضب اللّه و قهره زیرا سبب تفریق دین اللّه گردد.

گروه دوم طبق خطوط الواح وصایای عبدالبهاء معتقدند که وجود ولی امرالله در هر زمانی در آئین بهائی الزامی است، و این ولی امرالله است که بر کار بیت العدل نظارت می‌کند. در خطوط دیگر الواح وصایا اشاره شده است که ولی امرالله رئیس مقدس این مجلس (بیت العدل) و عضو اعظم ممتاز لاینعزل می‌باشد.[۱۳]

شوقی افندی در باره رابطه بیت العدل و ولی امرالله می‌گوید: هرگاه ولایت امر از نظم بدیع حضرت بهاءالله منتزع شود، اساس این نظم، متزلزل و الی الابد محروم از اصل توارثی می‌گردد.[۱۶] شوقی در جای دیگر بیان می‌دارد که این نظم بدیع بر دو رکن استوار است رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه است که مصدر تبیین است و رکن ثانی بیت العدل اعظم الهی که مرجع تشریع است.[۱۷][۸] شوقی افندی، ولی امرالله و بیت العدل را از یک طرف لا ینقسم می‌داند و همکاری آن دو را برای ترویج و توسعه مصالح آئین بهائی لازم می‌داند. وی معتقد است که این دو به کارهای یکدیگر تعدی نمی‌کنند.[۱۸]

وجود قرائن ذکر شده در بالا نشان می‌دهد هر دو گروه نکات قابل ذکری در اثبات مدعای خود دارند. از طرفی بهائیان معتقد به بیت العدل معتقدند که ولی امر الله باید در سلاله بهاءالله و پسر بزرگ یا دیگر پسر ولی امر الله باشد. در این میان شوقی فرزندی نداشت لذا ولی امر دوم، نمی تواند ریمی باشد. همچنین بهاءالله در نوشته‌هایش انقطاع سلسله ولایت امر الله را پیش بینی کرده است. از طرف دیگر میسون ریمی ادعا می‌کند که چون وی از طرف شوقی به سمت رئیس شواری بین‌المللی بهائی رسیده است و این سازمان توسط شوقی به بیت العدل جنینی اطلاق شده که رئیسش باید ولی امر الله باشد لذا بعد از شوقی او ولی دوم امر بهائی است.[۱۴] در این راستا، عبدالبها در برخی از الواح خود که در سال‌های ۱۹۱۳ میلادی و ۱۹۲۲ میلادی نوشته است از وی به انحاء مختلف قدردانی کرده است و ریمی را تحت عنوان‌های پسر روشن شده (به انگلیسی: O thou enlightened beloved son) خطاب کرده است. در آخرین دیدار ریمی با عبدالبها که در سال ۱۹۲۱ میلادی انجام شد، عبدالبها به او می‌گوید: من تو را به عنوان پسر خود برگزیدم. تو باید این واقعه را بسیار سپاس‌گزار باشی. نحوه زندگانی تو با توجه به قواعد و روابط پدر و پسری مطابقت دارد. تو باید متوجه مسئولیت‌های خود باشی. دعاهای من تو را کمک خواهد کرد. من همیشه برای تو دعا می‌کنم. [۱۹] از طرف دیگر شواهد نشان می‌دهد که در نصوص بهائی ذکر شده است ولی امرالله عضو بلا عزل و رئیس بیت العدل می‌باشد؛ و اگر ولی امر الله نباشد نظم بدیع آئین بهائی به هم می‌ریزد که همگی حکایت از اهمیت وجود ولی امر الله در مسند ریاست بیت العدل دارد.[۸]

اختلافات بین این دو شاخه از آئین بهائی تا به امروز ادامه دارد. در سال ۱۹۶۶ (میلادی) محفل ملی آمریکا از میسون ریمی و طرفدارانش به دادگاه ناحیه‌ای ایالات متحده آمریکا شکایت می‌کند و از دادگاه می‌خواهد که انحصار استفاده از واژه بهائی(به انگلیسی: Baha'i) و نشان اسم اعظم بهائی را در اختیار این گروه قرار دهد. دادگاه نیز به نفع آنها رای خود را صادر می‌کند و رای آن دادگاه نهایی می‌شود.[۲۰] در سال ۲۰۰۶ (میلادی) محفل ملی آمریکا شکایت نامه‌ای را بعد از گذشت ۴۰ سال به دادگاه ناحیه‌ای ایالات متحده آمریکا ارائه می‌کند و در آن می‌خواهد که بهائیان اورتدکس نیز مشمول حکم دادگاه قبلی شوند. اما این دادگاه نهایتا بعد از سه دوره در سال ۲۰۱۱ (میلادی) به نفع بهائیان اورتدکس رای می‌دهد.[۷]

وظایف[ویرایش]

وظایف اصلی و کلی این جمع صیانت امرالله و ادارهٔ امور است. شایان ذکر است که مرجع اصلی کلیه امور در آئین بهائی، کتاب اقدس ام‌الکتاب این آئین است و هر موضوعی که غیر منصوصه باشد، بیت العدل اعظم است که راجع به آن تصمیم‌گیری می‌کند.[۳] بهاءالله شارع آیین بهایی، در این مورد می‌گوید:

چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی، امور به وزراء بیت العدل راجع تا آنچه مصلحت وقت دانند معمول دارند

انتخابات[ویرایش]

اعضای بیت العدل جهانی با رای محافل ملی بهائیان یا جانشینان آنها انتخاب می‌شوند. اولین انتخابات اعضای بیت العدل در سال ۱۹۶۳ (میلادی) انجام گرفت و بعد از آن هر ۵ سال تکرار می‌شود.[۲۱] آخرین انتخابات در سال ۲۰۱۳ (میلادی) انجام گرفت.[۲۲] طبق احکام منصوص آئین بهائی هرگونه تبلیغ برای انتخابات اعضای بیت العدل مطلقا ممنوع است. در این راستا، کاندیداتوری، نامزد شدن و نامزد کردن افراد نیز ممنوع است؛ لذا هر فرد بهائی روشی را برای انتخاب خود اتخاذ می‌کند و به شایسته ترین فرد به نظر خود رای می‌دهد. همچنین، احکام آئین بهائی اجازه عضویت زنان در بیت العدل را نمی‌دهد و تنها مردان هستند که اجازه فعالیت در بیت العدل جهانی را دارند. در میان تعالیم اصلی آئین بهائی تعلیم تساوی حقوق رجال و نساء وجود دارد.[۲۳] بیت العدل جهانی در طول حضور خود در جامعه بهائی به مقالاتی که حضور زنان در بیت العدل را لازم می‌دانند نیز واکنش مثبتی نشان نداده و آنها را خلاف احکام این آئین می‌داند. از جمله می‌توان به مقاله خوان کول که در نشریه مطالعات علمی در مورد ادیان در سال ۱۹۹۸ (میلادی) به چاپ رسید اشاره کرد.[۲۴]

علمای بهائی معتقدند آئین بهائی بر خلاف ادیان قبل دارای ارکان دمکراتیک می‌باشد. در این راستا، استناد علمای بهائی به سیستم انتخاباتی بیت العدل و محافل ملی و محلی می‌باشد.[۶] با توجه به مدل انتخاباتی ارائه شده برای اکتساب مناسب مختلف آئین بهائی، این اجازه به افراد مختلف داده می‌شود که توسط رای اکثریت جامعه بهائی به این مناسب دست یابند. همانطور که اشاره شد، کاندیداتوری، نامزد شدن و یا نامزد کردن افراد مختلف در آئین بهائی ممنوع می‌باشد؛ لذا، جامعه بهائی افراد را بر اساس شناخت محدود محلی خود انتخاب می‌کنند. در این میان امکان انتخاب افراد مناسب این مناسب و یا غیر مناسب وجود دارد.[۲۵]

دمکراسی یک مفهوم سیاسی است و طبق نظر کارل کوهن دو رکن اساسی دارد: ساختارهای دمکراتیک و دیگر فرایندهای دمکراتیک.[۲۶] حکومتی را می‌توان دمکراتیک خواند که نه تنها ساختار دمکراتیک داشته باشد بلکه فرایندهای دمکراتیک نیز در آن‌ها اجرا شود. در این راستا، دیوید بیتام، برای فرایندهای دمکراتیک دو خصوصیت ویژه معرفی می‌کند: نظارت همگانی و برابری سیاسی.[۲۷] نظارت همگانی به این معنی است که تمامی نهادها قابل نظارت اند و همگان از پائین ترین قشرها جامعه نیز می‌توانند به این نظارت دست یازند. همچنین دولت دمکراتیک باید به همه اعضای جامعه خود پاسخگو باشد. برابری سیاسی نیز به این مفهوم است که همگان دارای حقوق یکسان هستند. هیچ رکنی از قدرت حاکم از حقوق متمایزی از بقیه قشرها جامعه ندارد.

بیت العدل بالاترین نهاد قانونگذاری آئین بهائی می‌باشد. در نصوص بهائی تاکید بر این است که تصمیماتی که هیئت نه نفره رهبران بهائی بیت العدل اتخاذ می‌کنند، به الهامات روح القدس ملهم است و خالی از هرگونه خطا می‌باشد؛ لذا این هیئت از عصمت موهبتی در تصمیمات خود برخوردار است. البته نکته حائذ اهمیت این است که اعضای بیت العدل در زمانی که در جلسات ۹ نفره حضور ندارند و به فعالیت‌های تشکیلاتی جامعه جهانی بهائی نمی‌پردازند، مشمول الهامات الهی نیستند و در افعال و تصمیماتشان به دور از خطا نخواهند بود. اما فرامین هیئت ۹ نفره خالی از خطاست و در این حال است که جامعه بهائی از تمامی فرامین بیت العدل جهانی می‌بایست اطاعت کنند.[۶] همچنین اعضای بیت العدل در سخنرانی‌های خود تاکید کرده‌اند که بیت العدل تنها در برابر وجدانشان و خداوند مسئول و پاسخگو هستند و در اتخاذ تصمیماتشان به هیچ‌یک از اعضای جامعه بهائی پاسخگو نخواهند بود. به این ترتیب انتقاد از تصمیمات بیت العدل به نحوی انتقاد از خداوند می‌باشد.[۱۲] در این جاست که نظارت بر افعال بیت العدل ممکن نخواهد بود همچنین برابری سیاسی بین بیت العدل و دیگر از قشرها جامعه بهائی از بین خواهد رفت.[۲۵] توجه به مختصات تشکیلات آئین بهائی نشان از این دارد که این آئین نیز مانند دیگر ادیان فرایندهای غیر دمکراتیک خاص خود را دارد. احکام نازله الهی که توسط پیام آوران ادیان آورده شده‌اند لازم الاجرا بوده و هر گونه چون و چرا تخطی از فرامین الهی است. همچنین در آئین بهائی دستورهای بیت العدل در هر زمانی می‌بایست اجرا شوند. تخطی از فرامین نیز عقوبت خاص خود را دارد. این است که دمکراتیک بودن آئین بهائی فقط منحصر به سیستم انتخاباتی آن می‌باشد که یکی از ارکان ساختار دمکراسی است. اما فرایندهای دمکراتیک که در بالا نیز به آنها اشاره شد که همان نظارت همگانی و برابری سیاسی می‌باشد در این آئین جایی ندارد.[۲۵]

از سوی دیگر نگاهی به تاریخچه اعضای بیت العدل جهانی نشان می‌دهد که در طی دوره‌های مختلف، تغییر در اعضای بیت العدل تنها در اثر فوت و یا استعفای عضو مربوطه رخ داده است. انتخابات بیت العدل در هیچ دوره‌ای، به خودی خود عضوی از اعضای این سازمان را تغییر نداده است.[۲۸] طبق چارتی که نویسنده مقالات وب سایت بهائی رنتر تهیه کرده است، اعضای بیت العدل، از سال ۱۹۹۹ (میلادی) همگی از اعضای سازمان دار التبلیغ بین‌المللی (به انگلیسی: International Teaching Center) می‌باشند. این در حالی است که اعضای این سازمان همگی توسط بیت العدل به صورت انتصابی به این منسب نائل می‌رسند.[۲۹] اولین عضو دار التبلیغ بین‌المللی، در سال ۱۹۸۶ میلادی به عضویت بیت العدل در آمد؛ و از آن زمان به بعد اعضای این سازمان جای خود را در بیت العدل باز نمودند. در تاریخ بیت العدل، اعضای آن از انواع سازمان‌های مختلف مانند مشاوران بین‌المللی بهائی، محفل ملی، مشاوران قاره‌ای از قاره اروپا بوده‌اند. نکته جالب دیگر این که بیت العدل کنونی دارای ۴ عضو ایرانی می‌باشد. ایرانیان بهائی حدود ۸ درصد کل بهائیان دنیا را شامل می‌شوند.

منابع[ویرایش]

  1. بررسی کتاب: سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران، بی‌بی‌سی فارسی
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ چارلز میسون ریمی. «زندگی نامه». Milton S. Eisenhower Library The Johns Hopkins University 3400 N. Charles St.. بازبینی‌شده در ۲۵ مرداد ۱۳۹۳. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Smith, Peter (2000). "Universal House of Justice". A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 346–350. ISBN 1-85168-184-1. 
  4. Shoghi Effendi, The World Order of Bahá’u’lláh. Wilmette, Illinois, Bahá'í Publishing Trust. ISBN 0877432317
  5. Momen, Moojan (1989). "Bayt-al-`Adl (House of Justice)". Encyclopædia Iranica. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ Smith، Peter. An Introduction to the Baha'i Faith. Cambridge University Press. ISBN 0-521-86251-5، ۲۰۰۸. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ «National Spiritual Assembly v. National Spiritual Assembly of civil, Case No. 08-2306». Seventh Circuit Court of Appeals، 02/20/2009. بازبینی‌شده در ۲۵ آبان ۱۳۹۳. 
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ افندی، شوقی. Messages to the Bahá'í World. Wilmette, Illinois, USA: Bahá'í Publishing Trust، 1950-1957. 
  9. اشراق خاوری. مائده آسمانی، جلد دوم. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «شاخه‌های بهائیت»، ویکی‌پدیای فارسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۴ آذر ۱۳۹۳).
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ Francesco Ficicchia. Der Bahaismus: Weltreligion der Zukunft?: Geschichte, Lehre und Organisation in kritischer Anfrage. Stuttgart: Quell Verlag، 1981. 
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ افندی، عباس. الواح وصایا. صفحه ۱۱ الی ۲۷. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «چارلز میسون ریمی»، ویکی‌پدیای فارسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۰ دی ۱۳۹۳).
  15. Smith, Peter (۲۰۰۸). An Introduction to the Baha'i Faith. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 0-521-86251-5.
  16. افندی، شوقی. ارکان نظم بدیع. ص ۴۶. 
  17. افندی، شوقی. توقیع منیع. صفحه ۲۱. 
  18. افندی، شوقی. دور بهائی. صفحه ۷۶-۷۷. 
  19. Abdu'l-Baha to Mason Remey, 1921: Final Visit in Tiberias, Folio 2. Abdu'l-Baha to Mason Remey, 1921: Final Visit in Tiberias, Folio 2. Johns Hopkins University, Special collections. 
  20. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «دادگاه حق انحصار اسم اعظم بهائی»، ویکی‌پدیای فارسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۰ دی ۱۳۹۳).
  21. Baha'is elect Universal House of Justice
  22. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «UHJ»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۵ آذر ۱۳۹۳).
  23. Momen , Moojan, Marginality and apostasy in the Baha'i community, ELSEVIER, Religion 37 (2007) 187-209
  24. خوان کول. «The Baha’i Faith in America as Panopticon, 1963-1997». The Journal for the Scientific Study of Religion, Volume 37, No. 2 (June 1998): 234-248. بازبینی‌شده در ۱۲ آبان ۱۳۹۳. 
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ ۲۵٫۲ م. محمدی. «آئین بهائی و دمکراسی». خودنویس، ۱۷ دی ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۵ آذر ۱۳۹۳. 
  26. کوهن، کارل. دمکراسی. شرکت سهامی انتشارات خارزمی، ۱۳۷۳. 
  27. بیتام، دیوید. دمکراسی و حقوق بشر. طرح نو، ۱۳۸۳. 
  28. «Meet the new Universal House of Justice». بهائی رنتز، ۲۰۰۸. بازبینی‌شده در ۲۵ آذر ۱۳۹۳. 
  29. Baquia. «Chronological Membership of the Universal House of Justice». 2013. بازبینی‌شده در ۲۵ آذر ۱۳۹۳.