جولین آسانژ
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
| جولین آسانژ | |
|---|---|
آسانژ در کپنهاگ در سال ۲۰۰۹ |
|
| زادروز | ۳ ژوئیهٔ ۱۹۷۱ (۴۱ سال) تانزویل، کوئینزلند |
| ملیت | |
| پیشه | رئیس ویراستاران و سخنگوی ویکیلیکس |
| فرزندان | دنیل آسانژ |
| جایزهها | جایزه اکونومیست آمار سانسور (۲۰۰۸) جوایز سازمان عفو بینالملل رسانههای بریتانیا (۲۰۰۹) جوایز سم آدامز (۲۰۱۰) |
جولین آسانژ (به انگلیسی: Julian Paul Assange) متولد ۳ ژوئیه ۱۹۷۱، ناشر، روزنامهنگار، برنامهریز کامپیوتر، کنشگرای اینترنت و یکی از بنیانگذاران سایت ویکیلیکس و سردبیر آن است. ویکیلیکس جارچی و مجرایی برای افشاگری خبرها با هدف آفریدن حکومتهای باز است. آسانژ در جوانی پیش از آنکه برنامهریز کامپیوتر شود هکر بود. او در کشورهای زیادی زیسته و در بسیاری از مناطق دنیا در بارۀ آزادی بیان، سانسور و روزنامهنگاری کندوکاوگر و تحقیقی سخن راندهاست. ویکیلیکس مطالبی در بارۀ کشتارهای غیرقانونی در کنیا، دفع زبالههای سمی در ساحل عاج، کتابهای راهنمای چرچ ساینتولوژی (کلیسای علمشناسی) رویههای خلیج گوآنتانامو و بانکهایی مانند کوپتینگ و جولیوس بائر منتشر کردهاست. در ۱۳۸۹ ویکیلیکس اسناد جنگ عراق و افغانستان را در بارۀ درگیری امریکا در این جنگها منتشر کرد که برخی از آنها اسناد محرمانه بودهاست. در ۲۸ نوامبر ۱۳۸۹ ویکیلیکس و پنج همکار مطبوعاتی اشپیگل، نیویورک تایمز، لوموند، گاردین و ال پایس شروع به انتشار شنودهای دیپلماتیک امریکا کردند.
آسانژ چندین جایزه برنده شده و نامزد چند جایزه شدهاست. از جمله جایزههایی که برنده شدهاست، جایزۀ رسانه عفو بینالملل برای انتشار کشتارهای غیرقانونی در کنیا و برگزیدۀ خوانندگان برای شخصیت سال ۱۳۸۹ مجلهٔ تایمز بودهاست.
آسانژ در فوریه ۱۳۹۰ در دادگاه انگیس برای بازپس فرستاده شدن به سوئد برای پاسخگویی به پرسوجو در بارۀ اتهام جنسی حاضر شد. او گفت که نسبتهایی که به او داده شده ”بیپایه“ است و به قید ضمانت آزادشد. در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۲ او به سفارت اکوادور در لندنپناهندهشد و در ۱۶ اوت پناهندگی او از سوی این کشور پذیرفتهشد.[۱]
محتویات |
تولد و کودکی [ویرایش]
آسانژ در تانزویل کوئینزلند، استرالیا به دنیا آمد وبیشتر جوانی خود را در مگنتیک آیلند گذراند. پدر واقعیاش جان شیپتون و مادرش کریستین دختر وارن هوکینز اسکاتلندی رئیس دانشکدۀ نورثرن ریورز بود. وقتی جولیان یکساله بود، کریستین با کارگردان تائتر برت آسانژ ازدواج کرد و نام فامیل او را روی پسرش گذاشت. برت و کریستین آسانژ یک تئاتر سیار را میگرداندند. ناپدری جولیان، پدر اول واقعیاش، جولیان را پسری بسیار باهوش توصیف میکرد. ”همیشه پشت توسریخوردهها میایستاد... همیشه از اینکه عدهای برضد عدهای دیگر دارودسته راه میانداختند بسیار خشمگین میشد.” آسانژ گفته: ”مردمان توانا و بخشنده قربانی نمیآفرینند؛ قربانیان را نیرو میبخشند.“ او میگوید شخصیتی جنگجوست و شاید زیاد در نیروبخشیدن خوب نباشد، اما ”راه دیگری برای نیرو بخشیدن به قربانیان وجود دارد که مهار کسانی است که قربانی میآفرینند.“
در ۱۳۵۸ مادرش دوباره ازدواج میکند و همسر تازهاش موسیقیدانی بود که به باور جولیان به گروه عصر نو به نام انجمن سنتینیکرتان پارک تعلق داشت که آموزگار یوگا آن هامیلتون یایرن آن را رهبری میکرد. آنها دارای یک پسر شدند، اما دو سال بعد کارشان به جدایی رسید و بر سر نگهداری از فرزند مشکل پیدا کردند و مادر آسانژ به مدت ۵ سال پیوسته از دست پدر بچه فرار میکرد. تا پیش از ۱۴ سالگی آسانژ ۳۰ بار شهر عوض کرد و به مدارس زیادی رفت از جمله دبستان گولمنگار و گاه در خانه به او درس داده میشد. آسانژ در گفتوگویی با هانس اوریچ اُبریست گفته که او در ۵۰ شهر متفاوت زندگی کرده و به ۳۷ مدرسه رفتهاست.
هک کردن و محکومیت [ویرایش]
آسانژ در ۱۳۶۵ که تازه ۱۶ ساله شده بود شروع به هک کردن کامپیوتر با نام ”مندَکس“ (برگرفته از عبارتی از هوراس، مندَکس باشکوه یا دروغگوی نژاده) کرد. او و دو هکر دیگر گروهی به راه انداختند و نامش را خرابکاران بینالمللی گذاشتند. آسانژ قواعد ابتدایی زیرفرهنگ را به قلم درآورد: ”به سیستمهای کامپیوتری که واردشان میشوید آسیب نرسانید؛ اطلاعات را در آن سیستمها تغییر ندهید (به جز تغییر لاگها برای پوشاندن ردهایتان)؛ و اطلاعات را با دیگران در میان بگذارید.“ گردهمآیی دمکراسی شخصی گفته: ”او پرآوازهترین هکر اخلاقی استرالیاست.“ پلیس فدرال استرالیا از وجود این گروه باخبر میشود و ”عملیات هوا“ را برای کندوکاو در بارۀ هک کردن آنها برپا میکند. در سپتامبر ۱۳۷۰ مندکس هنگام هک کردن پایانۀ اصلی ملبورن نورتل، شرکت مخابرات کانادایی دستش رو میشود. پلیس فدرال استرالیا در واکنش به این کار او خط تلفنشان را کنترل میکند و در همان سال به خانهشان در ملبورن میریزند. گزارش شد که او از راه ”مودم” به کامپیوترهایی دسترسی یافته که به دانشگاهی استرالیایی، هفتمین گروه فرمان یو.اس.آ.اف پنتاگون و دیگر سازمانها تعلق داشتهاست. سه سال طول کشید تا پرونده با اتهام ۳۱ مورد هک کردن و جرمهای همخوان به دادگاه رفت. نورتل گفت که دستدرازیهای او ۱۰۰۰۰ دلار برای آنها هزینه داشتهاست. ۲۵ اتهام هک کردن او ثابت شد و به دلیل رفتار خوب با ۲۱۰۰ دلار جریمه آزاد گشت. قاضی گفت هیچ شواهدی جز کنجکاوی هوشمندانه و لذت از توانایی ـ عجب گفتهای ـ ورود به این کامپیوترها وجود ندارد و گفت که اگر آسانژ این کودکی نابهسامان را نداشت، باید ۱۰ سال به زندان میرفت.
آسانژ دیرتر گفته: ”در واقع کمی آزاردهندهاست. چون من همراه با یک نفر دیگر کتابی در بارۀ هکر بودن نوشتیم، فیلمهای مستندی در بارهاش به وجود آمد و همه زیاد در این باره سخن گفتند. میتوانند ببرند و بچسبانند (کات اند پیست کنند). اما این ۲۰ سال پیش بود. بسیار آزارداهندهاست که مقالات امروز مرا هکر کامیپوتر مینامند. شرمنده نیستم، بلکه بسیار هم به آن افتخار میکنم. اما اکنون دلیل اینکه میگویند هکر کامپیوتر هستم را میفهمم. دلیل بسیار خاصی دارد.“
در ۱۳۹۰ گزارشهای دادگاه نشان داد که آسانژ در ۱۳۷۲ به واحد استثمار کودکان پلیس ویکتوریا کمک تکنیکی کردهاست و در پیگرد اشخاصی به آنها یاری رساندهاست.
موضوعات مربوط به سرپرستی کودکان [ویرایش]
در ۱۳۶۸ آسانژ شروع به زندگی با دوست دخترش میکند و آنها دارای یک پسر، به نام دانیل میشوند. در زمان دستگیر شدن و محکومیت آسانژ از هم جدا میشوند. و به دنبال آن درگیر کشاکشی طولانی تا سال ۱۳۷۸ در مورد سرپرستی پسرشان میشوند.
کل روند باعث میشود که آسانژ و مادرش گروه کنشگرای کندوکاو مادر یا پدر در مورد سرپرستی کودک را به وجود میآورند که روی آفریدن “بانک مرکزی دادهها“ برای پیشینههای قانونی دسترسناپذیر در مورد سرپرستی کودک در استرالیا کانونمند است. در گفتوگویی با رادیوی ا.بی.سی، مادرش توضیح میدهد که مهمترین موضوع آنها ”دسترسی مستقیم به دادگاه کودک از سوی هر کسی برای درخواست سرپرستی برای هر کودکی است که به باور آنها در معرض خطر جدی سوءاستفاده قرار دارد و کارگزار سرپرستی کودک از دادن این آگاهیها سر باز زدهاست.“
برنامهریزی کامپیوتر و مطالعات دانشگاهی [ویرایش]
در ۱۳۷۲ آسانژ یکی از نخستین فراهمکنندگان خدمات همگانی اینترنت را در استرالیا به نام شبکۀ دسترسی همگانی سابربیا آغاز میکند. از ۱۳۷۳ در مقام برنامهریز و گسترشدهنده نرمافزار آزاد در ملبورن مأوا گزید. در ۱۳۷۴ استروب (نورافکن چرخان)، نخستین اسکنر دروازۀ باز منبع open source port scanner را نوشت. در ۱۳۷۵ به وجود آوردن چندین وصله patch برای PostgreSQL سهم داشت. در نوشتن کتاب زیرزمینی: قصههای هک کردن، دیوانگی و وسواس در بارۀ مرز اکترونیکی (۱۹۹۷) کمک کرد که در مقام پژوهشگر به او ارج میبخشد و سابقۀ او را در خرابکاران بینالمللی روشن میکند. از ۱۳۷۶ در نوآوری سیستم رمزگذاری انکارپذیر رابررهوز Rubberhose deniable encryption نقش داشت که مفهوم رمزنویسی است که در بستۀ نرمافزاری برای لینوکس گذاشته شد که هدف از طراحی آن انکارپذیری شدنیplausible deniability در برابر رمزتحلیلی رابرهوزRubber-hose cryptanalysis است که نخست برای سیستمی در فکر او بوده که قصد داشته ”به صورت ابزاری برای کارگزاران حقوق مردمی به کار رود که نیاز داشتند از دادههای حساس پاسداری کنند.“ دیگر نرمافزارهای رایگانی که او در نگارش یا همکاری در نگارش آن نقش داشته عبارت است از: نرمافزار گرفتن یوزنت NNTPCache و سرفروSurfraw برای ماشینهای پژوهشsearch engine وب به کار میرود. در ۱۳۷۸ نام دومین domain ویکیلیکس را ثبت میکند. میگوید: ”اما در آن زمان کاری با آن نکردم.“
از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۵ برای فراگیری ریاضی و فیزیک و مطالعۀ کوتاهمدت فلسفه و عصبشناسی به دانشگاه ملبورن میرود. در بیشتر درسهای ریاضی، تنها نمرۀ قبولی میآورد. مدرکی نمیگیرد؛ این که همکلاسیهایش سرگرم پژوهش برای دارپا DARPA پنتاگون بودند باعث میشود که مرتب درس را رها کند و پس از آن هم ویکیلیکس را راه میاندازد.
ویکیلیکس [ویرایش]
آسانژ پیش تا ۱۳۸۵ منبع ویکیلیکس
ویکیلیکس در ۱۳۸۵ بنیاد نهاده شد. آن سال، آسانژ دو مقاله نوشته که فلسفۀ در پس ویکیلیکس را توضیح میدهد: ”برای جابهجایی ریشهای رفتار رژیم باید به روشنی و با شهامت بیندیشیم زیرا اگر چیزی یاد گرفته باشیم، این است که رژیمها نمیخواهند تغییر کنند. باید فراسوی کسانی بیندیشیم که پیش از ما در این راه گام زدند و تغییر تکنولوژیکی را بیابیم که به ما شهامت بخشد تا از راههایی دست به کار زنیم که پیشینیانمان نمیتوانستند.“ در بلاگش مینویسد: ”هر چه سازمانی بیشتر نهانکار و بیدادگرانه باشد، افشاگری ترس و پارانویای بیشتری در رهبری و جرگۀ برنامهریزانش برمیانگیزاند ... از آنجا که سیستمهای بیدادگرانه، از لحاظ سرشت خود دشمن میآفرینند و در بسیاری از جاها به سختی دست بالا را دارند، افشاگری به شکلی بیهمتایی آنها را نسبت به کسانی آسیبپذیر میکند که به دنبال جایگزین کردن آنها با شکلهای بازتر اداره و مدریریت هستند. آسانژ سخنگوی برجستۀ رسانهای ویکیلیکس است. در حالیکه روزنامهها او را “کارگردان“ یا “بنیانگذار“ ویکیلیکس توصیف کردهاند، خود گفته: ”من خود را بنیانگذار نمینامم“، و خودش را سردبیر وکیلیکس توصیف میکند و گفته که در روند سنجش اسنادی که به سایت فرستاده میشود، تصمیمگیری نهایی با اوست. آسانژ میگوید ویکیلیکس بیش از مجموع مطبوعات دنیا با هم اسناد طبقهبندی شده منتشر کردهاست: ”این چیزی است که میگویم تا نشان دهم تا چه اندازه ما پیروز بودهایم ـ تا بگویم وضعیت بقیه رسانهها تا چه اندازه وخیم است. چگونهاست که گروهی پنج نفره توانسته دانستههای سرکوبشدۀ بیشتری از همۀ مطبوعات دنیا با هم برای همگان افشا کند؟ ننگین است.“ او مدافع برخورد ”شفاف” و ”علمی“ با روزنامهنگاری است و میگوید: ”نمیتوانی مقالهای در بارۀ فیزیک بدون دادهها و نتایج آزمایشی منتشر کنی؛ این باید معیار روزنامهنگاری باشد. “ در ۱۳۸۵ کانتر پانچ او را ”بیآبروترین هکر سابق کامیپوتر استرالیا“ نامید. The Age او را ”یکی از کنجکاویبرانگیزترین شخصیتهای دنیا“ و ”جنگجوی آزادی اینترنت“ تعریف کرد. آسانژ خود را “رواقیمنش افراطی“ نامیدهاست. او بیشتر شخصیتی خودآموختهاست که دانش زیادی در علوم و ریاضی دارد و شخصیتی بالنده در جنگ روشنفکرانهاست.
ویکیلیکس از جمله اسناد و مطالبی در بارۀ کشتار غیرقانونی در کنیا، گزارشی از ریختن مواد دورریختنی زهرآگین در ساحل کوت دیووآر، کتابهای راهنمای کلیسای علمشناسی (چرچ ساینتولوژی)، رویههای خلیج گوآنتانامو، ویدئو حملۀ هوایی ۱۲ ژوئیه ۱۳۸۶ به بغداد و مطالبی در بارۀ بانکهای بزرگ مانند کوپتینگ و جولیوس بائر منتشر کردهاست. در ۱۳۸۷ مقالهای به نام ”نفرین نهانی توماس پین“ منتشر کرد که در آن نوشت: ”معنای این چیست وقتی تنها آن واقعیتهایی در بارۀ دنیا با توانهای اقتصادی در پس آنها میتواند شنیده شود، وقتی راستیودرستی در برابر دنیا برهنه میایستد و هیچکس بدون آنکه اول چولی یا یارانهای به او پرداخت شود در بارهاش سخنی نمیگوید؟“
در آخرهای ۱۳۸۹ آسانژ روند نوشتن خاطراتش را برای انتشار در ۱۳۹۰ به پایان رساند.
پدیدار شدن در جمع [ویرایش]
آسانژ در کپنهاگ ۱۷ نوامبر ۱۳۸۸
گذشته از اختیارداری و سردبیری ویکیلیکس، آسانژ چهرۀ مردمی آن است. او در کنفرانسهای رسانهای زیادی مانند روزهای رسانههای نو ۱۳۸۸ در کپنهاگ، نشست لوگان ۱۳۸۹ در گزارشگری کندوکاوگرانه (تحقیقی) در دانشکدۀ روزنامهنگاری برکلی و در کنفرانسهای هکری، از جمله بیست و پنجمین و بیست و ششمین کنگره ارتباطات بینظمی پدیدار شدهاست. در نیمۀ اول ۱۳۸۹ در کانال انگلیسی تلویزیون الجزیره، ام.اس.ان.بی.سی، دمکراسی نا، آر.ت و گزارش کولبرت پدیدار شد تا در بارۀ انتشار ویدئوی حمله هوایی بغداد از سوی ویکیلیکس به گفتوشنود پردازد. در ۳ ژوئن از راه کنفرانس ویدئویی همراه با دانیل الزبرگ در گردهمآیی دمکراسی شخصی شرکت کرد. الزبرگ بهام.اس.ان.بی.سی گفت: ”توضیحی که آسانژ برای پدیدار نشدن در امریکا داد این بود که آمدن به این کشور برایش خالی از خطر نبود.“ در ۱۱ ژوئن قرار بود که در هیئت هنرنمای گزارشگران و ویراستاران کندوکاوگر در لاسوگاس شرکت کند، اما گزارشهایی است که او چند روز پیش از برگزاری آن خبر داده که از این کار منصرف شدهاست.
در ۱۰ ژوئن ۱۳۸۹، گزارش شد که مقامات پنتاگون سعی دارند پیدا کنند که او کجاست. گزارشهایی بر همین پایه بود که مقامات امریکایی میخواهند آسانژ را دستگیر کنند. الزبرگ گفت که دستگیری بردلی منینگ و گمانهزنی بعدی مقامات امریکا در بارۀ آنچه آسانژ ممکن است انتشار دهد ”نیکبود و زندگی فیزیکی او را اینک با خطر رویاروی میکند.” مارک امبیندر، نگرانیهای الزبرگ را در آتلانتیک ”خندهدار“ توصیف کرد و گفت ”گرایش آسانژ به اینکه باور کند یک گام با از پرت شدن به درون سیاهچاله فاصله دارد، کارش را سد و تا حدی بیاعتبار میکند.“ در سالون دات کام، گن گرینوالد ”گزراشهای گوشخراش رسانهها“ را در این باب که ”دنبال گرفتن آسانژ گذاشته شده“ به زیر پرسش میبرد و میگوید که اینها تنها بر پایۀ اشارههایی از سوی “مقامات گمنام حکومت“ است و ممکن است حتی در خدمت به مبارزۀ حکومت امریکا از راه ترساندن جارچیها باشد.
در ۲۱ ژوئن ۱۳۸۹ در جلسهای در بروکسل بلژیک برای نخستین بار پس از کمابیش یک ماه شرکت کرد. او عضو هئیتی بود که در بارۀ سانسور اینترنت به گفتوشنود پرداختند و نگرانیهای خود را از فیلترکردنهای تازه در کشورهایی مانند استرالیا ابراز کرد. از این گذشته در بارۀ دستورات دهانبستن gag orders محرمانه سخن گفت که از انتشار دانستهها در بارۀ موضوعات خاص از سوی روزنامهها و حتی افشاگری این واقعیت که این دهانبستنها وجود دارد، جلوگیری میکند. با استفاده از نمونۀ گاردین، توضیح داد که چگونه روزنامهها سرگرم تغییر دادن آرشیوهای آنلاین خود گاه با برداشتن کامل مقالهها هستند. او به گاردین گفت که بیمی برای امنیت خود ندارد، اما پیوسته گوش بهزنگ است و از سفر به امریکا میپرهیزد چون ”گفتههای امریکا برای مردمان همه منطقی بودهاست. اما برخی از گفتههایی که به شکل خصوصی ابراز شده، بیشتر پرسشبرانگیزند.“ او گفت ”از لحاظ سیاسی دست به کار شدن آنها اشتباه بزرگی خواهد بود. من کاملاً احساس امنیت میکنم، اما وکیلهایم به من سفارش کردهاند در این دوره به امریکا سفر نکنم.“
در ۱۷ ژوئیه جکوب اَپِلبوم از سوی ویکیلیکس در کنفرانس هکرهای روی سیارۀ زمینHakers on Planet Earth (Hope امید) در نیویورک شرکت کرد و به دلیلی عوامل فدرال در کنفرانس آسانژ را جایگزین نمود. او اعلام کرد که سیستم ویکیلیکس، پس از دورهای تعلیق دوباره سرپا و فعال شدهاست. آسانژ سخنران غافلگیرکنندۀ کنفرانس تد در ۱۹ ژوئیۀ ۱۳۸۹ در اکسفورد بود و تأیید کرد که ویکیلیکس دوباره دارد اسناد میپذیرد.. در ۲۶ ژوئیه پس از انتشار خاطرات جنگ افغانستان، برای کنفرانسی مطبوعاتی در باشگاه فرانتلاین پدیدار شد. در ۱۵ مارس ۱۳۹۰ در انجمن اتحادیه کمبریج سخنرانی کرد. ویدئویی از این سخنرانی پس از جلوگیری از ضبط اولیه اکنون در دسترس است.
انتشار شنودهای دیپلماتیک امریکا [ویرایش]
در ۲۸ نوامبر ۱۳۸۹، ویکیلیکس شروع به انتشار ۲۵۱۰۰۰ شنود دیپلماتیک امریکا که در دست داشت نمود که ۵۳ درصد آن غیرطبقهبندی شده، ۴۰ درصد محرمانه و بیش از شش درصد آن به عنوان ”راز“ طبقهبندی شده بود. روز بعد از آن، دادستان کل استرالیا رابرت مککلهلاند به روزنامهها گفت که استرالیا در بارۀ فعالیتهای آسانژ و ویکیلیکس پرسوجو خواهد کرد. او گفت ”از دیدگاه استرالیا ما گمان میبریم قوانین جنایی چندی وجود دارد که ممکن است با انتشار این دانستهها زیرپا گذاشته شده باشد. پلیس فدرال استرالیا سرگرم پژوهش در این بارهاست.“ مککلهلاند این امکان را که مقامات استرالیایی ممکن است پاسپورت آسانژ را باطل کنند کنار نمیگذارد و به او هشدار میدهد که ممکن است اگر به استرالیا برگردد با اتهاماتی رویاروی شود. پرسوجوی پلیس فدرال به این نتیجه رسید که آسانژ جرمی مرتکب نشدهاست.
وزرات دادگستری امریکا کندوکاوی جنایی را در مورد افشاگری به راه انداخت. دادستانهای امریکا سرگرم ملاحظۀ اتهاماتی هستند که میتوانند بر اساس چندین قانون برضد آسانژ پیش کشند، اما هر پیگردی دشوار خواهد بود. در رابطه با کندوکاوهای در جریان در مورد ویکیلیکس، وزارت دادگستری امریکا احضاریهای در ۱۴ دسامبر ۱۳۸۹ صادر کرد و به تویتر دستور داد تا اطلاعات در مورد حساب آسانژ را از جمله انتشار دهد.
جارچی روزنامههای پنتاگون دانیل الزبرگ گفت که آسانژ ”با به مبارزه طلبیدن مقرارت پنهانکاری، که در بیشتر موارد در این کشور قانون نیستند، به دمکراسی ما خدمت میکند و به فرمانروایی قانون خدمت میکند.“ در مورد ملاحظات امنیت ملی برای امریکا، الزبرگ افزود: ”تردیدی نیست که آسانژ از بسیاری جهات فرد بسیار کاردانی است. به گمان من غرایز او این است که شایستهاست بیشتر این مطالب منتشر شود. گفتوشنود ما در بارۀ پارۀ بسیار کوچکی از آن است که نباید. او هنوز چیزی منتشر نکرده که امنیت ملی کسی آسیب برساند.“ آسانژ به گزارشگران لندن گفت که افشای شنودها نشان داد که به سفیران امریکادر سراسر دنیا دستور داده شده که ”به کار جاسوسی بپردازند،” او گفت به نظر میرسد “این بازنمود جابهجایی آهسته به نبود فرمانروایی قانون در نهادهای امریکا باشد که لازم است افشا شود و ما داریم این کار را میکنیم.“
افشاگریهای شنودهای دیپلماتیک از سوی ویکیلیکس در جرقه زدن انقلاب تونس نقش داشتهاست.
بازشناخته شدن در مقام روزنامهنگار [ویرایش]
در ۱۳۸۸ آسانژ جایزۀ رسانههای سازمان بخشش (عفو) بینالمللی برای کنیا: فریاد خون ـ کشتارها و ناپدیدشدنهای غیرقانونی را از آن خود ساخت و از سوی مرکز روزنامهنگاری کندوکاوگرانه به عنوان روزنامهنگار بازشناخته شدهاست. آسانژ سالهاست که یکی از اعضای اتحادیه روزنامهنگاران استرالیا، انجمن رسانهها، سرگرمی و هنرها بودهاست و در ۱۳۹۰ عضو افتخاری آن شدهاست. الکس مسی در مقالهای در اسپکتیتور نوشت ”بله، جولیان آسانژ روزنامهنگار است“، اما سپس میافزاید که شاید ”اهل خبر“ newman توصیف بهتری برای آسانژ باشد. الن درشوویتز گفته ”بدون هیچ تردیدی او روزنامهنگار است، گونهای تازه از روزنامهنگار.“ آسانژ گفته که از ۲۵ سالگی سرگرم انتشار مطالبی بر پایۀ واقعیت بودهاست، و نیازی به گفتوشنود در این باره که او روزنامهنگار هست یا نیست، نمیباشد. او گفته نقشش ”اول از همه نقش ناشر و سردبیری است که روزنامهنگاران دیگر را سازماندهی و رهبری میکند.“
پیشرفتهای مالی [ویرایش]
در ۶ دسامبر، بانک سوئیس، پستفایننس اعلام کرد که سرمایههای آسانژ را که بالغ بر ۳۱۰۰۰ یورو بوده بلوکه کردهاست چون هنگام بازگشایی حسابش، ”آگاهیهای نادرستی در بارۀ ”محل زندگی خود دادهاست.“ مسترکارد، ویزا، و بانک امریکا هم دادوستد با ویکیلیکس را بازایستاندهاست. آسانژ این کردارها را ”مککارتیسم سوداگرانه“ نامیدهاست. وبگاه روزنامۀ انگلیسیزبان سوئدی ”لوکال“ در ۲۷ دسامبر ۱۳۸۹ به نقل از آسانژ نوشته که هزینههای قانونی برای وبگاه جارچی و دفاعش به ۵۰۰۰۰۰ پوند رسیدهاست. تصمیم بازایستاندن کمک مالی به ویکیلیکس از سوی ویزا، مسترکارد و پیپال ۴۲۵۰۰۰ پوند هزینه داشته که برابر با هزینۀ انتشارات در وبسایت در شش ماه است. آسانژ گفته که ویکیلیکس در اوج خود روزی ۸۵۰۰۰ دلار دریافت کردهاست.
زندگینامه [ویرایش]
در دسامبر ۱۳۸۹ آسانژ حقوق انتشار زندگینامهاش به قلم خود را به یک میلیون دلار فروخت. به ساندی تایمز گفت به دلیل دشواریهای مالی خود و وبوسایتش ناگزیر به این کار شده و گفته ”نمیخواهم این کتاب را بنویسم، اما تا کنون ۲۰۰۰۰۰ پوند برای مسائل حقوقی خود پرداختهام و نیاز دارم از خود دفاع کنم و ویکیلیکس را روی پا نگاه دارم.“ در ۱۳ فوریه ۱۳۹۰ آسانژ پروندهای برای نشان تجارتی جولیان آسانژ در اروپا میگشاید. قرار است این نشان تجارتی برای ”خدمات سخنرانی همگانی، خدمات گزارشگری خبری، روزنامهنگاری به کار رود؛ انتشار متونی جز متنهای تبلیغاتی؛ خدمات آموزشی، خدمات سرگرمی.“
نقد [ویرایش]
شماری از گزارشگران سیاسی و رسانهای و مقامات سابق و کنونی امریکا آسانژ را به تروریست بودن متهم کردهاند. مشاور ریاستجمهوری امریکا جو بیدن گفته ”بحث من این است که موضوع بیشتر تروریسم فنآوری عالی است.“ در ماه مه ۱۳۸۹، رهبر اقلیت سنا میچ مککونل عبارت “تروریست فنآوری بالا“ را برای توصیف آسانژ به کار برد و گفت ”او آسیب زیادی به کشور ما زدهاست. به گمان من باید به بالاترین مجازات قانونی محکوم شود.“ در همان ماه، سخنگوی سابق مجلس نیوت جینگریچNewt Gingrich گفت ”تروریسم دانستهها که مردم را به کشته شده میراند تروریسم است و جولیان آسانژ در اینگونه تروریسم دست داشتهاست. باید به عنوان رزمنده دشمن با او برخورد شود.”
در ژوئیه ۱۳۸۹، پس از آنکه ویکیلیکس اسناد طبقهبندی شدۀ مربوط به جنگ در افغانستان را منتشر کرد، رئیس سران مشترک کارمندان امریکا، مایک مولن در کنفرانس خبری پنتاگون گفت: ”هر چهقدر میخواهی در بارۀ جنگ مخالفت کن، موضوع را با سیاست پیش ببر، مرا یا فرماندهان ما را در بارۀ تصمیمهایی که برای به انجام رساندن مأموریتی که به ما داده شده به مبارزه بطلب، اما کسانی را که با کمال میل به راه آسیب و حتی پیشروی در این راه میروند،، تنها برای برآوردن نیاز خود به گفتن آنچه میخواهی، به راه آسیب نکشان. آقای آسانژ میتواند هرچه میخواهد در بارۀ خوبی بزرگتری که او گمان میبرد که خود و منبع او دارند پیش میبرند، بگوید، اما حقیقت این است که ممکن است آنها دستشان به خون سربازی جوان یا خانوادهای افغانی دیگر آلوده شده باشد.“ آسانژ دیرتر در گفتوگویی چنین پاسخ داد: ”تا آنجا که ما میتوانیم بگوییم، چنین چیزی نبودهاست. بنابراین این جرمی برپایۀ حدس و گمان است. تردیدی نیست که ما با احتمال افشای نام افراد بیگناه خیلی جدی برخورد میکنیم. برای همین است که ۱۵۰۰۰ سند را برای بازبینی همین نکته نگاه داشتهایم.“
پسگرفتن یا پوزش و نقد [ویرایش]
حکومت استرالیا در نظر داشت آسانژ را به خیانت متهم کند، اما اشارههای پیشین خود را در این باره که کردارهای آسانژ جنایت است پس گرفتهاست. از این گذشته، پس از کندوکاو پلیس فدرال استرالیا هیچ زمینهای برای گرفتن پاسپورت استرالیایی او نیافتند.. از آن زمان نمایندگان حکومت و مخالفان اصلی از جمله کریگ امرسون، وزیر بازرگانی و هلن کونان وزیر سابق ارتباطات در پشتیبانی از ویکیلیکس سخنانی ایراد کرده و از برخی از تهدیدها انتقاد کردهاند. امرسون در برنامۀ ا.بی.سی و Q&A گفته: ”ما به شدت تهدیدهایی را که عدهای در امریکا برضد جولیان آسانژ پیش کشیدهاند محکوم میکنیم و او از تمامی حقوق برای آنکه شهروند استرالیا باشد بهرهمند است.”
پشتیبانی [ویرایش]
لویز ایناسیو لولا دا سیلوا که در زمان ریاست جمهوری برزیل ”همبستگی” خود را با آسانژ پس از دستگیری در ۱۳۸۹ او در انگلستان اعلام کرد. از این گذشته، از دستگیری او به عنوان ”یورش به آزادی بیان“ انتقاد کرد.
نخست وزیر روسیه، ولادمیر پوتین زندانی شدن آسانژ را به عنوان حرکتی”غیردمکراتیک“ محکوم کرد. دمیتری مدودو، منبعی در دفتر ریاست جمهوری روسیه پیشنهاد کرده که آسانژ نامزد جایزۀ نوبل شود و گفته ”سازمانهای همگانی و غیردولتی باید در اندیشۀ کمک به او باشند.”
در دسامبر ۱۳۸۹، گزارشگر خاص سازمان ملل برای آزادی آرا و بیان، فرانک لارو گفته که آسانژ یا دیگر کارمندان ویکیلیکس نباید با اتهامات جنایی برای دانستههایی که پراکنده کردهاند، رویارو شوند و افزوده ”اگر مسؤلیتی برای به بیرون رخنه کردن دانستهها وجود دارد، تنها و تنها برای فردی است که این افشاگری را کرده و نه رسانهای که آنرا انتشار دادهاست. و شفافیت به این صورت کارساز میشود و در موارد زیادی با فساد از این راه برخورد شدهاست.“
دانیل الزبرگ در زمانیکه اوراق پنتاگون را در ۱۳۵۰ افشا کرد برای وزارت دفاع امریکا کار میکرد، یکی از امضاکنندگان بیانیهای است که گروهی بینالمللی از کارمندان سابق اطلاعات و مقامات سابق حکومت در پشتیبانی از کار آسانژ فراهم کرده بودند و در پایان دسامبر ۱۳۸۹ انتشار یافت. دیوید مکمایکل، ری مکگاورن، و پنج تن دیگر از سایر امضاکنندگان این بیانیه بودند. الزبرگ گفته ”اگر من امروز اوراق پنتاگون را افشا میکردم، همین گفتهها و اتهامات در بارۀ من گفته میشد... نه تنها به من خائن گفته میشد ـ که در آن زمان هم نامیده شدم، که نادرست و افتراآمیز بود ـ بلکه تروریست هم نامیده میشدم... آسانژ و بردلی منینگ بیشتر از من تروریست نیستند.“
تظاهرات در پشتیبانی از آسانژ در برابر شهرداری سیدنی، ۱۰ دسامبر ۱۳۸۹
جولیا گیلارد نخست وزیر به دلیل پشتیبانی نکردن از آسانژ پس از ”غیرقانونی“ نامیدن افشاگریها و پیشنهاد باطل کردن پاسپورت آسانژ، با واکنش شدیدی رویارو و به شدت محکوم شدهاست. صدها وکیل، شخصیتهای فرهنگی و روزنامهنگاران همراه با دادستان کل رابرت مککلهلاند به پشتیبانی از آسانژ پرداختند و تاکید کردند که به هیچرو نمیتوان گفت که آسانژ قوانین استرالیا را زیر پا گذاشتهاست. سخنگوی امور قانونی مخالفان، و مشاور ملکه، سناتور جورج برندیس، گیلارد را به دلیل زبانی که به کار برده بود “خامدستی“ متهم کرده و گفته ”تا آنجا که من میتوانم ببینم، آسانژ هیچ قانون استرالیا را زیر پا نگذشته و به نظر نمیرسد هیچیک از قوانین امریکا را زیرپا گذاشته باشد.“ وزیر امور خارجه کوین راد که از آسانژ پشتیبانی میکند گفته که هر تصمیمی برای باطل کردن پاسپورت باید در مورد پاسپورت گیلارد باشد و نه آسانژ. مشاور ملکه پیتر فاریس که پانزده سال پیش در مورد هک کردن آسانژ فعال بودهاست گفته که انگیزههای مقامات سوئدی برای جستوجو راهی برای بازپسگرفتن آسانژ به دلیل اتهامات جرم جنسی ظنبرانگیز است: ”بایند بگویند: چرا سوئد دارد این را پیگیری میکند؟ بسیار روشن است که اگر بیل بلوگها Bill Bloggs (اکبر و اصغر) بودند به هیچرو به زحمت نمیافتادند.“ پس از آنکه سفارت سوئد ”پاسخ از پیش آماده شده و نامتقاعدکننده“ خود را در پاسخ به نامههای اعتراض اعلام کرد، از گیلارد خواسته شد که پیامی به سوئد بفرستد و بپرسد چرا چنین اتهاماتی پیش کشیده شد، کندوکاو شد و سپس کنار گذاشته شد و دوباره از سوی دادستان دیگری به جریان افتاد.“
در ۱۰ دسامبر ۱۳۸۹، بیش از پانصد نفر در برابر شهرداری سیدنی دست به تظاهرات زدند و سیصد و پنجاه نفر در بریسبین گردآمدند، جاییکه وکیل آسانژ، راب استاری از موضع جولیا گیلارد انتقاد کرد و به تظاهرکنندگان گفت که حکومت استرالیا ”چاپلوس” امریکاست. دادخواست یک صفحهای که گتآپ در پشتیبانی از آسانژ در نیویورک تایمز و واشنگتن تایمز به چاپ رساند، بیش از ۵۰۰۰۰۰ امضاکننده داشت.
جایزهها [ویرایش]
در ۱۳۸۸ آسانژ جایزۀ بخشش بینالمللی رسانههای انگلستان (رسانههای نو) را برای افشای کشتارهای غیرقانونی در کنیا از راه توزیع و همگانیکردن کندوکاو کمیسیون ملی حقوق مردمی کنیا به نام فریاد خون ـ کشتارها و ناپدیدشدنهای غیرقانونی در کنیا از آن خود کرد. هنگام گرفتن این جایزه آسانژ گفت ”این بازتاب شهامت و نیروی جامعۀ مدنی کنیا ست که این بیداد مستند شد.“
در ۱۳۸۹ جایزۀ برگزیدۀ خوانندگان سم ادمس برای شخصیت سال مجلۀ تایمز به آسانژ داده شد. در آوریل ۱۳۹۰ در فهرست ۱۰۰ شخصیت پرنفوذ تایمز گذاشته شد. یک نظرخواهی غیررسمی ویراستاران در شبکۀ پستمدیا او را بزرگترین خبرساز سال نامید و شش تن از هر ده تن احساس میکردند که آسانژ ”تأثیر ژرفی بر شیوۀ برخورد و انتقال دانستهها داشتهاست.“
در نظرخواهی آنلاین لوموند، یکی از پنج همکار ویکیلیکس در افشاگریها تازه، آسانژ با از آن خود کردن پنجاه و شش درصد از آرا شخصیت سال نامیده شد.
در فوریه ۱۳۹۰ اعلام شد که بنیاد صلح سیدنی که به دانشگاه سیدنی تعلق دارد مدال زرین بنیاد را به خاطر ”شهامت و آغازگری استثنایی در پیگیری حقوق مردمی“ به آسانژ دادهاست. در ۱۴ سال تاریخچۀ هستی این بنیاد تنها به چهار نفر این جایزه پیشکش شدهاست، نلسون ماندلا، چهاردهمین دالای لاما، تنزین گیاتسو؛ دایساکو ایکدا، که یک رهبر بودایی ژاپنی است و آسانژ.
در تیر ۱۳۸۹ آسانژ برندۀ جایزۀ مارتا گهلهورن برای روزنامهنگاری شد. این جایزه هر سال به روزنامهنگاری داده میشود که ”کارش به نسخۀ جاافتادۀ رویدادها نفوذ کرده و حقیقتی ناخوشایندی را به زبان میآورد که تبلیغات جاافتاده یا ”یاوهگوییهای رسمی“ را افشا میکند.“ داوران گفتهاند ”ویکیلیکس به عنوان پدیدۀ دوران فنآوری برتر به نگاره درآمدهاست که همینطور هم هست. اما بیش از آن است. هدف دادگستری آن از راه شفافیت در کهنترین و بهترین سنتهای روزنامهنگاری جای دارد.“
اتهامات بدرفتاری جنسی [ویرایش]
در پایان مرداد ۱۳۸۹ پلیس سوئد کندوکاوی را در بارۀ دو برخورد جنسی که پای آسانژ را به میان میکشید، آغاز کرد. آسانژ گفته این اتهامات ”بیپایه“ است و تمامی برخوردهای جنسی را رضایتی دوطرفه توصیف کردهاست. در دی ماه ۱۳۸۹ آسانژ که در آن زمان در انگلستان بود پی برد که مقامات سوئد حکم اروپایی دستگیری را برای استرداد او به سوئد برای پرسوجو صادر کردهاست.
بازپرسی استرداد در ۷-۸ و ۱۱ فوریه (بهمن) ۱۳۸۹ در دادگاه قاضیان شهر وستمینستر انجام پذیرفت و حکم به تعلیق افتاد.
در ۲ مارس ۱۳۸۹ وکیلهای آسانژ در دادگاه عالی لندن دلایل خود را برای به مبارزه طلبیدن بازپسفرستادن آسانژ را به سوئد ارائه کردند. آسانژ به قید ضمانت آزاد است. به دنبال پژوهشخواهی ۱۲ و ۱۳ ژوئیه ۱۳۹۰، دادگاه عالی لندن تصمیم خود را به زمانی دیرتر به انداخت.
زیستگاه [ویرایش]
با وجودیکه آسانژ شهروند استرالیاست، اما سالهاست که نشانی همیشگی ندارد. دورههایی را در استرالیا، کنیا و تانزانیا زندگی کرده و در ۳۰ مارس ۱۳۸۹ شروع به اجارۀ خانهی در ایسلند کرد و از آنجا او دیگر کنشگرایان از جمله بیریجیتا یونسدوتیر روی ویدئو قتل موازی کار کردند.
بیشتر سال ۱۳۸۹ را در انگلستان، ایسلند، سوئد و کشورهای اروپایی گذراند. در ۴ نوامبر ۱۳۸۹ به تلویزیون سوئیس تی.اس.آر گفت که به شدت در اندیشۀ پناهندگی سیاسی خواستن از سوئد بیطرف و انتقال کار بنیاد ویکیلیکس به آنجاست. در دسامبر ۱۳۸۹ گزارش شد که دونالد اس. بییر سفیر امریکا در سوئیس، به حکومت سوئیس در پناهندگی دادن به آسانژ هشدار دادهاست
در آخر نوامبر ۱۳۸۹، معاون وزر امور خارجه اکوآدور کینتو لوکاس اعلام کرد که کشورش حاضر است ”بدون هیچ شرایطی به آسانژ اقامت بدهد ... و او میتواند آزادانه دانستههایی را که در اختیار دارد و تمامی اسناد را نه تنها در اینترنت که در قالب نشستهای همگانی گوناگون ارائه دهد. لوکاس بر این باور بود که اکوادور میتواند از شروع گفتوگو با آسانژ سود برد. وزیر خارجه ریکاردو پاتینو در ۳۰ نوامبر گفت که درخواست اقامت ”باید از چشمانداز قانونی و دیپلماتیک مطالعه شود.“ چند ساعت دیرتر، رئیس جمهور رافائل کوریا گفت که ویکیلیکس ”اشتباه کرده که قوانین امریکا را زیر پا گذاشته و این گونه دانستهها را افشا کردهاست... هیچ پیشنهاد رسمی هرگز اعلام نشده بوده.“ کوریا خاطرنشان میکند که لوکاس تنها ”از سوی خودش“ سخن گفته و از این گذشته، در این باره که آیا اکوادور از انتشار شنودها آسیب خواهد دید، پرسوجویی به راه خواهد انداخت.
در دادگاه پژوهشخواهی در دادگاه قاضیان شهر وستمینتسر در ۷ دسامبر ۱۳۸۹ آسانژ یک صندوق پستی را به عنوان آدرس خود اعلام کرد. وقتی قاضی به او میگوید که این پذیرفتنی نیست، پارکویل ویکتوریا در استرالیا” را روی یک ورق کاغذ مینویسد. نداشتن نشانی همیشگی و سبک زندگی خانهبهدوشی از دلایلی بوده که قاضی ضمانت را نمیپذیرفتهاست. در نهایت، تا اندازهی با کمک ووگان اسمیث که خانۀ خود را در الینگام هال را به عنوان نشانی در اختیار او گذاشت، به قید ضمانت آزاد شد.
پانویس [ویرایش]
تعداد بیست کارتون تاثیر گذار از آسانژ
|
||||||||
پیوند به بیرون [ویرایش]
منابع [ویرایش]
ویکیپدیا انگلیسی