درمان شناختیرفتاری
| درمان شناختیرفتاری | |
|---|---|
مثلث وسط، نشان دهنده این اصل در سیبیتی است که تمام باورهای اصلی انسان را میتوان در سه دسته خلاصه کرد: خود، دیگران، آینده. | |
| ICD-10-PCS | GZ58ZZZ |
| سرعنوانهای موضوعی پزشکی | D015928 |
درمان شناختی رفتاری یا رفتاردرمانی شناختی (به انگلیسی: Cognitive Behavioral Therapy) که به اختصار به آن سیبیتی (CBT) نیز گفته میشود، نوعی رواندرمانی است که هدف آن کاهش نشانههای بیماریهای مختلف سلامت روان، در درجه اول افسردگی و اختلالاتی مانند اختلال استرس پساز سانحه و اختلالات اضطرابی است. این روش درمانی بر به چالش کشیدن افکار و باورهای منفی غیرمفید و غیرمنطقی، که به آنها «خودگویی»[الف] گفته میشوند، و جایگزین کردن آنها با خودگوییهای مثبت و منطقیتر تمرکز دارد. این تغییر در تفکر فرد، اضطراب و افسردگی کمتری ایجاد میکند. این روش توسط روانکاو آرون بِک[ب] در دهه ۱۹۵۰ ابداع شد.[۱][۲][۳]
درمان شناختی رفتاری بر به چالش کشیدن و تغییر تحریفهای شناختی (افکار، باورها و نگرشها) و رفتارهای مرتبط با آنها تمرکز دارد تا خودتنظیمی هیجانی را بهبود بخشد و به فرد در توسعه استراتژیهای مقابلهای برای مدیریت مشکلات کمک کند.[۲][۴] اگرچه سیبیتی در ابتدا بهعنوان رویکردی برای درمان افسردگی طراحی شده بود، اما اغلب برای درمان مبتنی بر شواهد برای بسیاری از اختلالات سلامت روان و دیگر بیماریها، از جمله اختلال وسواسی-جبری؛[۵] اختلال اضطراب فراگیر،[۶] اختلالات مصرف مواد، مشکلات زناشویی، اختلال کمتوجهی-بیشفعالی و اختلالات خوردن تجویز میشود.[۷][۸][۹][۱۰] سیبیتی شامل تعدادی از رواندرمانیهای شناختی یا رفتاری است که با استفاده از تکنیکها و استراتژیهای مبتنی بر شواهد، آسیبهای روانی تعریفشده را درمان میکنند.[۱۱][۱۲][۱۳]
سیبیتی نوعی شایع از گفتاردرمانی است که مبتنی بر ترکیبی از اصول اساسی روانشناختی رفتاری و شناختی است.[۲] این روش با دیگر رویکردهای رواندرمانی، مانند رویکرد روانکاوی، که در آن درمانگر به دنبال معنای ناخودآگاه پشت رفتارها بوده و سپس تشخیص را ارائه میدهد، متفاوت است. در عوض، سیبیتی نوعی درمان «متمرکز بر مسئله» و «عملگرا» است، به این معنی که برای درمان مشکلات خاص مربوط به یک اختلال روانی تشخیص دادهشده مورد استفاده قرار میگیرد. نقش درمانگر، کمک به مراجع در یافتن و تمرین راهبردهای مؤثر برای دستیابی به اهداف مشخصشده و کاهش نشانههای اختلال است.[۱۴] سیبیتی بر این باور استوار است که تحریفهای شناختی و رفتارهای ناسازگارانه در ایجاد و تداوم بسیاری از اختلالات روانشناختی نقش دارند و نشانهها و دیسترس مرتبط را میتوان با آموزش مهارتهای جدید پردازش اطلاعات و مکانیسمهای مقابله کاهش داد.[۳][۱][۱۴][۱۵]
در مقایسه با داروهای روانگردان، مطالعات مروری نشان دادهاند که سیبیتی بهتنهایی برای درمان انواع خفیفتر افسردگی[۱۶] و اختلال شخصیت مرزی مؤثر است.[۱۷] برخی پژوهشها نشان میدهند که سیبیتی در ترکیب با دارو برای درمان اختلالات روانی مانند اختلال افسردگی شدید مؤثرتر است.[۱۸] سیبیتی بهعنوان خط اول درمان برای اکثر اختلالات روانشناختی در کودکان و نوجوانان، از جمله پرخاشگری و اختلال سلوک، توصیه میشود.[۱][۴] پژوهشگران دریافتهاند که دیگر مداخلات درمانی واقعی نیز برای درمان برخی از بیماریها در بزرگسالان به همان اندازه مؤثر بودهاند.[۱۹][۲۰] سیبیتی در کنار رواندرمانی بینفردی، در دستورالعملهای بالینی درمانی بهعنوان یک درمان روانیاجتماعی انتخابی توصیه میشود.[۱][۲۱] این روش توسط انجمن روانپزشکی آمریکا،[۲۲] انجمن روانشناختی آمریکا،[۲۳] و خدمات سلامت ملی بریتانیا توصیه شده است.[۲۴] منتقدان معتقدند که مزایای سیبیتی اغراقآمیز است و به تأثیرات کم یا رو به کاهش، نرخ بالای خروج بیماران از مطالعه، تأثیرات نئولیبرال و نقصهای روششناسی اشاره میکنند، اگرچه همچنان بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد و بیخطر تلقی میشود.
تاریخچه
[ویرایش]فلسفه
[ویرایش]پیشسازهای برخی از جنبههای بنیادی سیبیتی در سنتهای فلسفی باستان، بهویژه در فلسفهٔ رواقیگری[پ]، شناسایی شدهاند.[۲۵] فیلسوفان رواقی، بهویژه اپیکتتوس[ت]، معتقد بودند که میتوان از منطق برای شناسایی و کنار گذاشتن باورهای غلطی که منجر به احساسات مخرب میشوند، استفاده کرد؛ این امر بر روشی که درمانگران شناختی-رفتاری مدرن تحریفهای شناختی دخیل در افسردگی و اضطراب را شناسایی میکنند، تأثیر گذاشته است. در کتابچهٔ راهنمای درمان اصلی آرون تی. بِک[ث] برای افسردگی آمده است: «ریشههای فلسفی درمان شناختی را میتوان به فیلسوفان رواقی نسبت داد».[۲۶] نمونهٔ دیگری از تأثیر رواقی بر نظریهپردازان شناختی، تأثیر اپیکتتوس بر آلبرت الیس است.[۲۷] جان استوارت میل یکی از چهرههای کلیدی فلسفی بود که از طریق خلق نظریهٔ تداعیگرایی[ج]، که پیشدرآمدی بر شرطیسازی کلاسیک و فرضیهٔ رفتاری محسوب میشود، بر توسعهٔ سیبیتی تأثیر گذاشت.[۲۸][۲۹]
اصول نشأتگرفته از بودیسم تأثیر قابل توجهی بر تکامل اشکال جدید مختلف سیبیتی، از جمله رفتاردرمانی دیالکتیکی، شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی، سیبیتی مبتنی بر معنویت و درمان متمرکز بر شفقت داشتهاند.[۳۰]
ریشههای نوین سیبیتی را میتوان در گسترش رفتاردرمانی در اوایل قرن بیستم، توسعهٔ شناخت درمانی در دههٔ ۱۹۶۰ و ادغام بعدی این دو جستوجو کرد.[۳۱]
رفتار درمانی
[ویرایش]کار پیشگامانه در حوزهٔ رفتارگرایی با مطالعات جان بی. واتسون و روزالی راینر در مورد شرطیسازی در سال ۱۹۲۰ آغاز شد.[۳۲] رویکردهای درمانی رفتارمحور در اوایل سال 1924[۳۳] با کار مری کاور جونز که به موضوع از بین بردن ترس در کودکان اختصاص داشت، پدیدار شدند.[۳۴] اینها زمینهساز توسعهٔ رفتاردرمانی ژوزف ولپیی در دههٔ ۱۹۵۰ بودند.[۳۲] کار ولپ و واتسون، که بر اساس کار ایوان پاولوف در مورد یادگیری و شرطیسازی بنا شده بود، هانس آیزنک و آرنولد لازاروس را تحت تأثیر قرار داد تا تکنیکهای جدید رفتاردرمانی مبتنی بر شرطیسازی کلاسیک را توسعه دهند.[۳۲][۳۵]
در طول دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، رفتاردرمانی بهطور گسترده توسط پژوهشگران در ایالات متحده، بریتانیا و آفریقای جنوبی مورد استفاده قرار گرفت. الهام آنها از فرضیهٔ یادگیری رفتارگرایانهٔ ایوان پاولوف، جان بی. واتسون و کلارک ال. هال بود.[۳۳]
در بریتانیا، ژوزف ولپی، که یافتههای آزمایشهای حیوانی را در روش حساسیتزدایی سیستماتیک خود به کار برد،[۳۲] از پژوهشهای رفتاری برای درمان اختلالات نوروتیک استفاده کرد. تلاشهای درمانی ولپی پیشگام تکنیکهای کاهش ترس امروزی بودند.[۳۳] هانس آیزنک، روانشناس بریتانیایی، رفتاردرمانی را بهعنوان یک جایگزین سازنده معرفی کرد.[۳۳][۳۶]
همزمان با کار آیزنک، بی. اف. اسکینر[چ] و همکارانش با کار خود در زمینهٔ شرطیسازی فعال، شروع به تأثیرگذاری کردند.[۳۲][۳۵] کار اسکینر بهعنوان رفتارگرایی رادیکال نامیده میشد و از هر چیزی که مربوط به شناخت بود، اجتناب میکرد.[۳۲] بااینحال، جولیان راتر[ح]. در سال ۱۹۵۴ و آلبرت بندورا[خ] در سال ۱۹۶۹ با آثار خود در زمینهٔ فرضیهٔ یادگیری اجتماعی، با نشان دادن تأثیرات شناخت بر یادگیری و اصلاح رفتار، به رفتاردرمانی کمک کردند.[۳۲][۳۵] همچنین کار کلر ویکس[د] در مقابله با اختلالات اضطرابی در دههٔ ۱۹۶۰ بهعنوان نمونهٔ اولیهٔ رفتاردرمانی در نظر گرفته میشود.[۳۷]
تأکید بر عوامل رفتاری بهعنوان «موج اول» سیبیتی توصیف شده است.[۳۸]
درمان شناختی
[ویرایش]یکی از اولین درمانگران که به شناخت در رواندرمانی پرداخت، آلفرد آدلر بود، بهویژه با ایدهٔ خود در مورد اشتباهات اساسی و اینکه چگونه آنها در ایجاد اهداف ناسالم رفتاری و زندگی نقش دارند.[۳۹] آبراهام لو معتقد بود که افکار فرد با تغییر اعمالش، بهتر تغییر میکند.[۴۰] آدلر و لو بر کار آلبرت الیس،[۳۹][۴۱] که اولین رواندرمانی مبتنی بر شناخت به نام رفتاردرمانی عقلانی-عاطفی یا REBT را ابداع کرد، تأثیر گذاشتند.[۴۲] اولین نسخهٔ REBT در سال ۱۹۵۶ به عموم مردم معرفی شد.[۴۳]
در اواخر دههٔ ۱۹۵۰، آرون بِک در مطب روانکاوی خود جلسات تداعی آزاد برگزار میکرد.[۴۴][۴۵] در طول این جلسات، بِک متوجه شد که افکار آنطور که زیگموند فروید قبلاً نظریهپردازی کرده بود، ناخودآگاه نیستند و انواع خاصی از تفکر ممکن است عامل دیسترس عاطفی باشند.[۴۵] بِک بر اساس همین فرضیه، درمان شناختی را توسعه داد و این افکار را «افکار خودکار» نامید.[۴۵] او ابتدا روششناسی جدید خود را در سال ۱۹۶۷ و اولین کتابچهٔ راهنمای درمان خود را در سال ۱۹۷۹ منتشر کرد.[۴۴] از بِک بهعنوان «پدر درمان شناختی رفتاری» یاد میشود.[۴۶] این دو روش درمانی، یعنی رفتاردرمانی عقلانی-عاطفی و درمان شناختی، بودند که «موج دوم» سیبیتی را آغاز کردند و بر عوامل شناختی تأکید داشتند.[۳۸]
ادغام درمانهای رفتاری و شناختی
[ویرایش]اگرچه رویکردهای رفتاری اولیه در درمان بسیاری از اختلالات نوروتیک موفق بودند، اما در درمان افسردگی عمده موفقیت چندانی نداشتند.[۳۲][۳۳][۴۷] همچنین رفتارگرایی به دلیل انقلاب شناختی محبوبیت خود را از دست میداد. رویکردهای درمانی آلبرت الیس و آرون تی. بِک، علیرغم رد مفاهیم ذهنی مانند افکار و شناختها توسط رفتارگرایان اولیه، بین رفتاردرمانگران محبوبیت پیدا کرد.[۳۲] هر دوی این سیستمها شامل عناصر و مداخلات رفتاری بودند که تمرکز اصلی آنها بر مشکلات موجود در زمان حال بود.[۴۸][۴۹]
در مطالعات اولیه، درمان شناختی اغلب با رفتاردرمانی مقایسه میشد تا مشخص شود کدام یک مؤثرتر است. در طول دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، تکنیکهای شناختی و رفتاری در درمان شناختی رفتاری ادغام شدند. محور اصلی این ادغام، توسعهٔ موفقیتآمیز درمانهای اختلال پانیک توسط دیوید ام. کلارک[ذ] در بریتانیا و دیوید اچ. بارلو[ر] در ایالات متحده بود.[۳۳]
با گذشت زمان، درمان شناختی رفتاری نهتنها بهعنوان یک روش درمانی، بلکه بهعنوان یک اصطلاح کلی برای همهٔ رواندرمانیهای مبتنی بر شناخت به کار رفت.[۳۲] این درمانها شامل، اما نه محدود به، رفتاردرمانی عقلانی-عاطفی (REBT)، درمان شناختی، درمان پذیرش و تعهد، رفتاردرمانی دیالکتیکی، درمان فراشناختی، آموزش فراشناختی، واقعیتدرمانی/فرضیهٔ انتخاب، درمان پردازش شناختی، حساسیتزدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد و درمان چندوجهی میشوند.[۳۲]
ترکیب مبانی نظری و فنی از هر دو درمان رفتاری و شناختی، «موج سوم» سیبیتی را تشکیل داد.[۵۰][۳۸] برجستهترین درمانهای این موج سوم، رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان پذیرش و تعهد هستند.[۳۸] با وجود محبوبیت روزافزون رویکردهای درمانی موج سوم، مرور مطالعات نشان میدهد که ممکن است هیچ تفاوتی در اثربخشی آنها در مقایسه با سیبیتی غیرموج سوم برای درمان افسردگی وجود نداشته باشد.[۵۱]
در اواخر دههٔ ۱۹۹۰، ملانی فنل[ز] یک مدل اصلاحشده را در مجلهٔ رواندرمانی رفتاری و شناختی در خصوص رویکرد شناختی به عزتنفس پایین منتشر کرد. در راستای رویکرد شناختی عمومی بِک در سال ۱۹۷۶، این نظریه پیشنهاد کرد که تجربیات زندگی در شکلگیری باورهای فرد دربارهٔ خود با خلقوخو در تعامل هستند (اثر متقابل).[۵۲]
کاربردهای پزشکی
[ویرایش]در بزرگسالان، نشان داده شده که سیبیتی بخش مؤثری از برنامههای درمانی برای اختلالات اضطرابی،[۵۳][۵۴] اختلال خودزشتانگاری،[۵۵] افسردگی،[۵۶][۵۷][۵۸] اختلالات خوردن،[۷][۵۹][۵۸] کمردرد مزمن،[۶۰] اختلالات شخصیتی،[۶۱][۵۸] روانپریشی،[۶۲] اسکیزوفرنی،[۶۳][۵۸] اختلالات مصرف مواد،[۶۴][۵۸] و اختلال دوقطبی است.[۵۸] همچنین بهعنوان بخشی از برنامههای درمانی در سازگاری، افسردگی و اضطراب مرتبط با فیبرومیالژی،[۶۵] و بخشی از درمان پساز آسیبهای طناب نخاعی مؤثر است.[۶۶]
در کودکان یا نوجوانان، سیبیتی بخش مؤثری از برنامههای درمانی برای اختلالات اضطرابی،[۶۷] اختلال بدشکلی بدن،[۶۸] افسردگی و خودکشی،[۶۹] اختلالات خوردن[۷] و چاقی،[۷۰] اختلال وسواسی-اجباری،[۷۱] اختلال استرس پساز سانحه،[۷۲] اختلالات تیک، تریکوتیلومانیا و دیگر اختلالات رفتاری تکراری است.[۷۳] سیبیتی همچنین برای کمک به بهبود انواع اختلالات دوران کودکی، از جمله اختلالات افسردگی و اختلالات اضطرابی مختلف استفاده شده است.[۷۴] سیبیتی مؤثرترین مداخله برای افرادی است که در معرض تجربیات نامطلوب دوران کودکی به شکل سوءاستفاده یا بیتوجهی قرار گرفتهاند.[۷۵]
انتقاد از سیبیتی گاهی بر نحوهٔ اجرای آن (مانند مؤسسه بهبود دسترسی به درمانهای روانشناختی در بریتانیا) متمرکز است که ممکن است در ابتدا منجر به ارائهٔ درمان با کیفیت پایین توسط پزشکان کمتجربه شود.[۷۶][۷۷] بااینحال، شواهد اثربخشی سیبیتی را برای مدیریت بالینی اضطراب و افسردگی تأیید میکند. شواهد نشان میدهد که افزودن هیپنوتراپی بهعنوان مکمل سیبیتی، اثربخشی درمان را برای انواع مشکلات بالینی بهبود میبخشد.[۷۸][۷۹]
مؤسسهٔ ملی سلامت و تعالی مراقبت (NICE) بریتانیا، سیبیتی را در برنامههای درمانی برای تعدادی از مشکلات سلامت روان، از جمله اختلال استرس پساز سانحه، اختلال وسواسی-جبری، پرخوری عصبی و افسردگی بالینی توصیه میکند.[۸۰]
اختلالات افسردگی و اضطراب
[ویرایش]درمان شناختی رفتاری بهعنوان یک درمان مؤثر برای اختلال افسردگی اساسی[ژ] اثبات شده است.[۵۶] از میان رویکردهای رواندرمانی برای اختلال افسردگی اساسی، درمان شناختی رفتاری و رواندرمانی بینفردی[س] توسط دستورالعملهای بالینی شیوهٔ بالینی، از جمله دستورالعملهای بالینی انجمن روانپزشکی آمریکا[ش] (آوریل 2000)[۸۱] و دستورالعمل بالینی شیوهٔ بالینی وزارت امور ایثارگران مورد تأیید APA توصیه میشوند.[۸۲]
سیبیتی در درمان بزرگسالان مبتلا به اختلالات اضطرابی مؤثر است.[۸۳] همچنین شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه استفاده از سیبیتی برای درمان کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات اضطرابی احتمالاً (در کوتاهمدت) مؤثرتر از لیست انتظار یا عدم درمان و مؤثرتر از رویکردهای درمانی کنترل توجه بوده است.[۸۴][۸۵] برخی از متاآنالیزها، سیبیتی را مؤثرتر از درمان روانپویشی و برابر با دیگر روشهای درمانی در مدیریت بالینی اضطراب و افسردگی میدانند.[۸۶][۸۷][۸۵] یک متاآنالیز در سال ۲۰۱۳ نشان داد که سیبیتی، رواندرمانی بینفردی و درمان حل مسئله در مدیریت افسردگی بهتر از رواندرمانی روانپویشی و فعالسازی رفتاری[ص] عمل کردهاند.[۲۱] طبق مرور اینسرم[ض] در سال ۲۰۰۴ روی سه روش درمانی، درمان شناختی رفتاری یا ثابت شده است یا گمان میرود که یک درمان مؤثر برای چندین اختلال روانی[ط] باشد.[۵۸] این اختلالات شامل افسردگی[ظ]، اختلال پانیک[ع]، اختلال استرس پساز سانحه[غ] و دیگر اختلالات اضطرابی بودند.
یک مرور سیستماتیک[ف] از تأثیر سیبیتی در مدیریت اختلالات افسردگی و اضطراب به این نتیجه رسید که «سیبیتی ارائهشده در مراکز مراقبتهای اولیه، بهویژه شامل برنامههای خودیاری مبتنی بر کامپیوتر یا اینترنت، بهطور بالقوه مؤثرتر از مراقبتهای معمول است و میتواند توسط درمانگران مراقبتهای اولیه به شکل مؤثری ارائه شود.»[۸۸]
یک مرور سیستماتیک در سال ۲۰۲۴ نشان داد که مواجهه درمانی (EPR)[ق]، که نوعی خاص از درمان شناختی رفتاری است، بهعنوان درمان خط اول برای اختلال وسواسی-اجباری (OCD) کودکان در نظر گرفته میشود. پژوهشها نشان میدهد که ERP هم در جلسات حضوری و هم جلسات از راه دور مؤثر است و انعطافپذیری در ارائهٔ درمان فراهم میکند، بدون اینکه اثربخشی آن کاهش یابد.[۸۹]
بر اساس کتاب کار «اضطراب و نگرانی: راهکار شناختی رفتاری» اثر کلارک و بِک:[۹۰]
در سیبیتی، شما برای کاهش ترس، بر روی تغییر نحوهٔ تفکر و عمل خود کار میکنید. بهجای اینکه به شیء ترسناک (برای مثال یک عنکبوت) بهعنوان یک تهدید یا خطر قریبالوقوع نگاه کنید، به شما آموزش داده میشود که آن را بهعنوان چیزی با تهدید کمتر برای بیخطری و سلامت خود، دوباره ارزیابی کنید. بهجای اجتناب یا فرار از ترس، شما تشویق میشوید که با ترس روبهرو شوید.
رویکردهای نظری
[ویرایش]یکی از فرضیههای سببشناسی[ک] افسردگی، فرضیهٔ شناختی افسردگی آرون تی. بِک[گ] است. فرضیهٔ او بیان میکند که افراد افسرده به این دلیل اینگونه فکر میکنند که طرز تفکر آنها به سمت تعابیر منفی سوگیری دارد. فرضیهٔ بِک بر جنبهای از درمان شناختی رفتاری به نام «طرحواره»[ل] استوار است.[۹۱] طرحوارهها نقشههای ذهنی هستند که برای ادغام اطلاعات جدید در حافظه و سازماندهی اطلاعات موجود در ذهن استفاده میشوند. یک نمونه از طرحواره میتواند این باشد که فردی کلمهٔ «سگ» را میشنود و نسخههای مختلفی از این حیوان را که در ذهن خود گروهبندی کردهاند، تصور میکند.[۹۱] طبق این فرضیه، افراد افسرده در دوران کودکی و نوجوانی، تحت تأثیر وقایع استرسزای زندگی، طرحوارهای منفی از جهان بهدست میآورند و این طرحوارهٔ منفی بعدها در زندگی، هنگامی که فرد با موقعیتهای مشابه روبهرو میشود، مجدداً فعال خواهد شد.[۹۲]
بِک همچنین یک مثلث شناختی منفی[م] را توصیف کرد. مثلث شناختی از ارزیابیهای منفی فرد افسرده از خود، جهان و آینده تشکیل شده است. بِک اظهار داشت که این ارزیابیهای منفی از طرحوارههای منفی و سوگیریهای شناختی فرد ناشی میشوند. طبق این فرضیه، افراد افسرده دیدگاههایی مانند «من هرگز کار خوبی انجام نمیدهم»، «داشتن یک روز خوب غیرممکن است» و «اوضاع هرگز بهتر نخواهد شد» دارند. یک طرحوارهٔ منفی به ایجاد سوگیری شناختی کمک کرده و سوگیری شناختی منجر به تقویت طرحوارهٔ منفی میشود. بِک علاوهبر این پیشنهاد کرد که افراد افسرده اغلب سوگیریهای شناختی زیر را دارند: استنتاج دلخواه[ن]، انتزاع انتخابی[و]، تعمیم افراطی[ه]، پیچیدهانگاری و سادهانگاری[ی]. این سوگیریهای شناختی بهسرعت استنباطهای منفی، تعمیمیافته و شخصیسازیشدهای را دربارهٔ خود فرد ایجاد کرده و به این ترتیب، طرحوارهٔ منفی را تقویت میکنند.[۹۲]
از سوی دیگر، یک مثلث شناختی مثبت به ارزیابیهای مثبت فرد از خود، جهان و آینده مربوط میشود.[۹۳] بهطور خاصتر، یک مثلث شناختی مثبت مستلزم عزت نفس[اا] هنگام نگاه به خود و امید به آینده است. فردی که دارای مثلث شناختی مثبت است، علاوه بر طرحوارهٔ مثبت برای جهان و آینده، یک طرحوارهٔ مثبت نیز برای نگاه به خود دارد. پژوهشهای شناختی رفتاری نشان میدهد که یک مثلث شناختی مثبت، تابآوری[اب] یا توانایی مقابله با رویدادهای استرسزا را تقویت میکند. افزایش سطح تابآوری با مقاومت بیشتر در برابر افسردگی مرتبط است.[۹۳]
یکی دیگر از رویکردهای نظری اصلی در درمان شناختی رفتاری، مفهوم «کانون کنترل»[اپ] است که در نظریه یادگیری اجتماعی[ات] جولیان روتر[اث] مطرح شده است. منبع کنترل به میزان احساس کنترل یک فرد اشاره دارد که میتواند درونی یا بیرونی باشد.[۹۴] منبع کنترل درونی زمانی وجود دارد که فرد پیامد یک اقدام خاص را وابسته به خود و ویژگیهای شخصی خود میداند، درحالیکه منبع کنترل بیرونی زمانی وجود دارد که فرد دیگران یا یک نیروی ناملموس بیرونی مانند شانس یا سرنوشت را مسئول پیامد یک اقدام خاص میداند.[۹۴]
یک مفهوم اساسی در برخی از درمانهای سیبیتی که در اختلالات اضطرابی مورد استفاده قرار میگیرد، مواجهه در محیط واقعی[اج] است. درمان مواجههدرمانیِ سیبیتی[اچ] به مواجههٔ مستقیم بیمار با اشیاء، فعالیتها یا موقعیتهای ترسناک اشاره دارد. برای مثال، درمانگر ممکن است به زنی مبتلا به اختلال استرس پساز سانحه که از مکانی که در آن مورد حمله قرار گرفته میترسد، کمک کند تا به آن مکان برود و مستقیماً با آن ترسها روبهرو شود.[۹۵] به همین ترتیب، به فردی که مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است و از صحبت در جمع میترسد، میتوان آموزش داد تا مستقیماً با ارائهٔ سخنرانی با آن ترسها مقابله کند.[۹۶] این مدل «دو عاملی» اغلب به او. هوبارت مورر[اح] نسبت داده میشود.[۹۷] از طریق مواجهه با محرک، میتوان این شرطیسازی مضر را «فراموش کرد» که به آن خاموشی[اخ] و عادتپذیری گفته میشود. سیبیتی برای کودکان مبتلا به فوبیا معمولاً طی چندین جلسه ارائه میشود، اما نشان داده شده که درمان تکجلسهای به همان اندازه مؤثر بوده و ارزانتر است.[۹۸][۹۹]
اشکال تخصصی سیبیتی
[ویرایش]سیبیتی-SP، که اقتباسی از سیبیتی برای پیشگیری از خودکشی است، بهطور خاص برای درمان جوانانی که بهشدت افسرده هستند و اخیراً طی ۹۰ روز گذشته اقدام به خودکشی کردهاند، طراحی شده و مؤثر، امکانپذیر و قابل قبول تشخیص داده شده است.[۱۰۰]
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) شاخهای تخصصی از سیبیتی است (که گاهی به آن سیبیتی زمینهای نیز گفته میشود).[۱۰۱][۱۰۲] ACT از مداخلات ذهنآگاهی و پذیرش استفاده میکند و مشخص شده است که ماندگاری بیشتری بهلحاظ پیامدهای درمانی دارد. در یک مطالعه با موضوع اضطراب، سیبیتی و ACT بهبودهای مشابهی را در تمام پیامدها از قبل تا پساز درمان نشان دادند. بااینحال، طی یک پیگیری ۱۲ ماهه، ACT مؤثرتر واقع شد و نشان داد که یک مدل درمانی پایدار و بسیار مناسب برای اختلالات اضطرابی است.[۱۰۳]
اثربخشی سیبیتی کامپیوتری (سیسیبیتی) برای درمان اختلال افسردگی و اضطراب،[۵۴][۵۷][۸۸][۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶] از جمله در کودکان، توسط کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده و دیگر کارآزماییها به اثبات رسیده است.[۱۰۷] برخی پژوهشها اثربخشی مشابهی را با مداخلهٔ وبسایتهای اطلاعاتی و تماسهای تلفنی هفتگی نشان دادهاند.[۱۰۸][۱۰۹] مشخص شد که سیسیبیتی به اندازهٔ سیبیتی حضوری در درمان اضطراب نوجوانان مؤثر است.[۱۱۰]
در ترکیب با دیگر درمانها
[ویرایش]مطالعات شواهدی ارائه دادهاند مبنی بر اینکه در حیوانات و انسانها، گلوکوکورتیکوئیدها ممکن است منجر به اکتساب خاموشی موفقتری در طول درمان مواجههای برای اختلالات اضطرابی شوند.[۱۱۱] برای مثال، گلوکوکورتیکوئیدها میتوانند از بازیابی اپیزودهای یادگیری ناخوشایند و آزاردهنده پیشگیری کرده و تقویت ردپاهای حافظه را افزایش دهند، این امر در موقعیتهای ترسناک، یک واکنش غیرترسناک ایجاد میکند. ترکیبی از گلوکوکورتیکوئیدها و درمان مواجههای ممکن است درمان بهتری برای افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی باشد.[۱۱۱]
پیشگیری
[ویرایش]در مورد اختلالات اضطرابی، استفاده از سیبیتی با افراد در معرض خطر، تعداد اپیزودهای اختلال اضطراب فراگیر و دیگر نشانههای اضطراب را بهطور قابل توجهی کاهش داده و همچنین بهبودهای قابل توجهی را در سبِک توضیحی، ناامیدی و نگرشهای ناکارآمد ایجاد کرده است.[۱۰۵][۱۱۲][۱۱۳] در مطالعهای دیگر، ۳٪ از گروه دریافتکنندهٔ مداخلهٔ سیبیتی تا ۱۲ ماه پساز مداخله به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا شدند، درحالیکه این رقم در گروه کنترل ۱۴٪ بود.[۱۱۴] افرادی که سطح اختلال پانیک آنها زیر حد آستانه بود، بهطور قابل توجهی از مزیت سیبیتی بهره بردند.[۱۱۵][۱۱۶] مشخص شد که استفاده از سیبیتی شیوع اضطراب اجتماعی را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد.[۱۱۷]
برای اختلالات افسردگی، یک مداخلهٔ مراقبتی مرحلهای (تحت نظر قرار دادن بیمار، سیبیتی و در صورت لزوم دارو) میزان بروز را در گروه بیماران ۷۵ سال یا بالاتر ۵۰٪ کاهش داد.[۱۱۸] مطالعهٔ دیگری در مورد افسردگی، در مقایسه با آموزشهای شخصی، اجتماعی و سلامت و ارائهٔ خدمات معمول در مدرسه، تأثیر خنثی را نشان داد و شامل نظری در خصوص احتمال افزایش نمرات افسردگی در افرادی بود که سیبیتی را بهدلیل خودشناسی بیشتر و اذعان به نشانههای موجود افسردگی و سبِکهای تفکر منفی دریافت کردهاند.[۱۱۹] یک مطالعهٔ دیگر همچنین نتیجهٔ خنثی را نشان داد.[۱۲۰] یک متا-مطالعه از دورهٔ «مقابله با افسردگی»، یک مداخلهٔ شناختی رفتاری که با روش روانآموزشی ارائه میشود، کاهش ۳۸ درصدی در خطر افسردگی شدید را نشان داد.[۱۲۱]
اختلال دوقطبی
[ویرایش]بسیاری از مطالعات نشان میدهند که سیبیتی، همراه با دارودرمانی، در بهبود نشانههای افسردگی، شدت مانیا و عملکرد روانیاجتماعی با تأثیرات خفیف تا متوسط مؤثر است و نسبت به دارودرمانی بهتنهایی بهتر است.[۱۲۲][۱۲۳][۱۲۴]
مرور اینسرم در سال ۲۰۰۴ نشان داد که سیبیتی یک درمان مؤثر برای چندین اختلال روانی، از جمله اختلال دوقطبی است.[۵۸] این اختلالات شامل اسکیزوفرنی، افسردگی، اختلال دوقطبی، اختلال پانیک، اختلال استرس پساز سانحه، اختلالات اضطراب، پرخوری عصبی، بیاشتهایی عصبی، اختلالات شخصیتی و الکلیسم بودند.[۵۸]
روانپریشی
[ویرایش]در روانپریشیهای طولانیمدت، سیبیتی برای تکمیل دارودرمانی استفاده شده و برای رفع نیازهای فردی تنظیم میشود. مداخلاتی که بهویژه با این شرایط مرتبط هستند، عبارتند از تست واقعیتسنجی، تغییر هذیانها و توهمات، بررسی عواملی که عود را تسریع میکنند و مدیریت عودها.[۶۲] متاآنالیزها اثربخشی آموزش فراشناختی (MCT) را برای بهبود نشانههای مثبت (برای مثال توهمات) تأیید میکنند.[۱۲۵][۱۲۶]
در سال ۲۰۱۴، مؤسسه ملی سلامت و تعالی مراقبت بریتانیا (NICE)، سیبیتی پیشگیرانه را برای افرادی که در معرض خطر روانپریشی هستند، توصیه کرد.[۱۲۷][۱۲۸]
اسکیزوفرنی
[ویرایش]مرور اینسرم[اد] در سال ۲۰۰۴ نشان داد که سیبیتی یک درمان مؤثر برای چندین اختلال روانی، از جمله اسکیزوفرنی[اذ] است.[۱۲۹][۵۸]
یک مرور کاکرین گزارش داد که سیبیتی «هیچ تأثیری بر خطر عود طولانیمدت» ندارد و هیچ تأثیر اضافی فراتر از مراقبتهای استاندارد ندارد.[۱۳۰] یک مرور سیستماتیک در سال ۲۰۱۵، تأثیرات سیبیتی را در مقایسه با دیگر درمانهای روانیاجتماعی برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی بررسی کرد و نشان داد که هیچ مزیت بارزی نسبت به دیگر مداخلات، که اغلب ارزانتر هستند، وجود ندارد، اما اذعان کرد که پیشاز نتیجهگیریهای قطعی، شواهد با کیفیت بهتر ضروری است.[۱۳۱]
اعتیاد و اختلالات مصرف مواد
[ویرایش]قماربازی بیمارگونه و مشکلساز
[ویرایش]سیبیتی همچنین برای مدیریت بالینی قماربازی بیمارگونه و مشکلساز استفاده میشود. درصد افرادی که به قمار مشکلساز روی میآورند در سراسر جهان ۱ تا ۳ درصد است.[۱۳۲] درمان شناختی رفتاری مهارتهایی را برای پیشگیری از عود ایجاد میکند و فرد میتواند یاد بگیرد که ذهن خود را کنترل کرده و موارد پُرخطر را مدیریت کند.[۱۳۳] شواهدی حاکی از اثربخشی سیبیتی برای درمان قماربازی بیمارگونه و مشکلساز در پیگیریهای فوری وجود دارد، بااینحال، اثربخشی طولانیمدت سیبیتی برای این اختلال در حال حاضر ناشناخته است.[۱۳۴]
ترک سیگار
[ویرایش]سیبیتی به عادت سیگار کشیدن بهعنوان یک رفتار آموختهشده نگاه میکند که بعداً به یک استراتژی مقابلهای برای مدیریت عوامل استرسزای روزانه تبدیل میشود. از آنجایی که سیگار کشیدن اغلب بهراحتی در دسترس است و بهسرعت باعث ایجاد حس خوب در فرد میشود، میتواند بر دیگر راهکارهای مقابلهای اولویت پیدا کند و در نهایت، حتی در طول رویدادهای غیراسترسزا نیز به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود. سیبیتی بهدنبال هدف قرار دادن عملکرد یک رفتار است، زیرا میتواند میان افراد مختلف، متفاوت باشد و تلاش میکند تا مکانیسمهای مقابلهای دیگری را جایگزین سیگار کشیدن کند. سیبیتی همچنین قصد دارد از افرادی که ولع شدید[ار] دارند، حمایت کند، این ولع دلیل اصلی گزارششده برای عود در طول درمان است.[۱۳۵]
یک مطالعهٔ کنترلشده در سال ۲۰۰۸ از دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه استنفورد نشان داد که سیبیتی ممکن است ابزاری مؤثر برای کمک به حفظ پرهیز باشد. نتایج ۳۰۴ شرکتکنندهٔ بزرگسال بهصورت تصادفی در طول یک سال پیگیری شد. در طول این برنامه، به برخی از شرکتکنندگان دارو، سیبیتی، پشتیبانی تلفنی ۲۴ ساعته یا ترکیبی از این سه روش ارائه شد. در هفتهٔ بیستم، شرکتکنندگانی که سیبیتی دریافت کرده بودند، نرخ پرهیز ۴۵ درصدی داشتند، در مقایسه با ۲۹ درصد در شرکتکنندگانی که سیبیتی دریافت نکرده بودند. در مجموع، این مطالعه نتیجه گرفت که تأکید بر استراتژیهای شناختی و رفتاری برای حمایت از ترک سیگار میتواند به افراد کمک کند تا ابزارهایی برای پرهیز طولانیمدت از سیگار کشیدن بسازند.[۱۳۶]
سابقهٔ سلامت روان میتواند بر پیامدهای درمان تأثیر بگذارد. افرادی که سابقهٔ اختلالات افسردگی داشتند، هنگام استفاده از سیبیتی بهتنهایی برای مقابله با اعتیاد به سیگار، نرخ موفقیت پایینتری داشتند.[۱۳۷]
یک مرور کاکرین در سال ۲۰۱۹ نتوانست شواهد کافی برای تمایز تأثیرات میان سیبیتی و هیپنوتیزم برای ترک سیگار پیدا کند و تأکید کرد که مرور پژوهشهای فعلی، نتایج متغیری را برای هر دو روش نشان داده است.[۱۳۸]
اختلالات مصرف مواد
[ویرایش]در درستی مطالب این بخش از مقاله اختلافنظر وجود دارد. لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید. |
مطالعات نشان دادهاند که سیبیتی درمانی مؤثر برای اختلالات مصرف مواد است.[۶۴][۱۳۹][۱۴۰][۱۴۱] برای افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد، سیبیتی با هدف تغییر چارچوب افکار ناسازگار، مانند انکار، کوچکنمایی و الگوهای فکری فاجعهبار، با روایتهای سالمتر انجام میشود.[۱۴۲] تکنیکهای خاص شامل شناسایی محرکهای بالقوه و ایجاد مکانیسمهای مقابلهای برای مدیریت موقعیتهای پُرخطر است. پژوهشها نشان دادند که سیبیتی بهویژه در ترکیب با دیگر درمانهای مبتنی بر رواندرمانی یا دارو مؤثر است.[۱۴۳] مرور اینسرم در سال ۲۰۰۴ نشان داد که سیبیتی یک درمان مؤثر برای مدیریت چندین اختلال روانی، از جمله وابستگی به الکل است.[۹][۵۸]
اعتیاد به اینترنت
[ویرایش]پژوهشها اعتیاد به اینترنت را به عنوان یک اختلال بالینی جدید شناسایی کردهاند که موجب مشکلات ارتباطی، شغلی و اجتماعی میشود. سیبیتی به عنوان درمان انتخابی برای اعتیاد به اینترنت پیشنهاد شده است و بهطور کلی، در برنامهریزی درمان اعتیاد نیز از آن استفاده میشود.[۱۴۴]
اختلالات خوردن
[ویرایش]با اینکه انواع مختلفی از درمان میتوانند به افراد مبتلا به اختلالات خوردن کمک کنند، سیبیتی مؤثرتر از دارو و رواندرمانی بینفردی بهتنهایی شناخته شده است.[۵۹][۷] هدف سیبیتی مقابله با عوامل اصلی ایجاد ناراحتی، مانند شناختهای منفی دربارهٔ وزن، شکل و اندازهٔ بدن است. درمانگران سیبیتی همچنین به افراد کمک میکنند تا هیجانات و افکاری را که به رفتارهای جبرانی خطرناک منجر میشوند، تنظیم کنند.
سیبیتی درمان خط اول برای پرخوری عصبی و اختلالات غیرمشخص خوردن محسوب میشود.[۱۴۵] در حالی که شواهدی وجود دارد که از اثربخشی سیبیتی برای پرخوری عصبی و پرخوری حمایت میکند، اما این شواهد تا حدی متغیر بوده و به دلیل حجم نمونهٔ کوچک مطالعات، محدودیتهایی دارد.[۱۴۶] بررسی اینسرم در سال ۲۰۰۴ نشان داد که سیبیتی یک درمان مؤثر برای چندین اختلال روانی، از جمله بولیمیا و بیاشتهایی عصبی است.[۵۸]
بزرگسالان مبتلا به اوتیسم
[ویرایش]شواهد نوظهوری برای مداخلات شناختی رفتاری با هدف کاهش نشانههای افسردگی، اضطراب و اختلال وسواسی–اجباری در بزرگسالان اوتیسمی بدون معلولیت ذهنی از طریق یک مرور سیستماتیک شناسایی شده است.[۱۴۷] همچنین درحالیکه این پژوهش بر روی بزرگسالان متمرکز بود، مداخلات شناختی–رفتاری برای کودکان اوتیسمی نیز مفید بوده است.[۱۴۸] یک مرور کاکرین در سال ۲۰۲۱ شواهد محدودی را در خصوص اثربخشی سیبیتی برای اختلال وسواسی–اجباری در بزرگسالان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم یافت و بر نیاز به مطالعات بیشتر تأکید کرد.[۱۴۹]
دمانس و اختلال شناختی خفیف
[ویرایش]یک مرور کاکرین در سال ۲۰۲۲ نشان داد که بزرگسالان مبتلا به دمانس و اختلال شناختی خفیف (MCI) که دچار نشانههای افسردگی میشوند، ممکن است از مزیت سیبیتی بهرهمند شوند، درحالیکه دیگر مداخلات مشاورهای یا حمایتی ممکن است نشانهها را بهطور قابل توجهی بهبود ندهند.[۱۵۰] در پنج مقیاس روانسنجی مختلف، که در آنها نمرات بالاتر نشاندهندهٔ شدت افسردگی است، بزرگسالانی که سیبیتی دریافت کردند بهطور کلی نمرات خلقوخوی نسبتاً پایینتری نسبت به افرادی که مراقبتهای معمول برای دمانس و MCI دریافت کردند گزارش دادند.[۱۵۰]
در این مرور، یک تحلیل زیرگروهی نشان داد که مزایای بالینی قابل توجه فقط در افراد مبتلا به دمانس و نه MCI مشاهده شده است.[۱۵۰][۱۵۱] همچنین به نظر میرسد احتمال بهبود افسردگی پساز سیبیتی تا ۸۴٪ افزایش یابد، اگرچه شواهد این موضوع قطعیت کمتری دارند. اضطراب، شناخت و دیگر نشانههای عصبروانی پساز سیبیتی بهبود قابل توجهی نداشتند؛ بااینحال این مرور شواهدی در حد متوسط مبنی بر بهبود کیفیت زندگی و نمرات فعالیتهای روزمرهٔ زندگی در افراد مبتلا به دمانس و MCI پیدا کرد.[۱۵۰]
اختلال استرس پساز سانحه
[ویرایش]مداخلات درمان شناختی–رفتاری ممکن است برای افراد دچار اختلال استرس پساز سانحه مرتبط با تجاوز جنسی، سوءاستفادهٔ جنسی یا تعرض جنسی، مزایایی داشته باشد.[۱۵۲] شواهد قوی وجود دارد که نشان میدهد درمان مواجههای مبتنی بر سیبیتی میتواند نشانههای اختلال استرس پساز سانحه را کاهش داده و حتی موجب رفع کامل تشخیص بیماری شود.[۱۵۳]
علاوهبر این، سیبیتی برای اختلال استرس پساز سانحه در کودکان بسیار خردسال (۳ تا ۶ سال) نیز مؤثر بوده است.[۱۵۴] شواهد با کیفیت پایینتری وجود دارد که نشان میدهد سیبیتی احتمالاً در کاهش نشانههای اختلال استرس پساز سانحه در کودکان و نوجوانان نسبت به سایر رواندرمانیها مؤثرتر است.[۱۵۵]
دیگر موارد
[ویرایش]شواهد نشان میدهد که سیبیتی میتواند در درمان اختلال نقصتوجه-بیشفعالی (ADHD),[۱۰] خودبیمارانگاری،[۱۵۶] و اختلال دوقطبی[۱۲۲] نقش داشته باشد، اما مطالعات بیشتری مورد نیاز است و نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند. شواهد در حد متوسط از یک مرور سیستماتیک در سال ۲۰۲۴، اثربخشی سیبیتی و نوروفیدبِک را بهعنوان بخشی از مداخلات روانیاجتماعی برای بهبود نشانههای اختلال کمتوجهی-بیشفعالی در کودکان و نوجوانان تأیید میکند.[۱۵۷]
سیبیتی بهعنوان یک روش کمکی در درمان اضطراب مرتبط با لکنت زبان مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعات اولیه نشان دادهاند که سیبیتی در کاهش اضطراب اجتماعی در بزرگسالانی که لکنت زبان دارند، مؤثر است،[۱۵۸] اما در کاهش فراوانی خودِ لکنت زبان مؤثر نیست.[۱۵۹][۱۶۰] شواهدی وجود دارد که نشان میدهد سیبیتی در بلندمدت نسبت به بنزودیازپینها و غیربنزودیازپینها در درمان و مدیریت بیخوابی برتری دارد.[۱۶۱] سیبیتی کامپیوتری (CCBT) با کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده و دیگر کارآزماییها در درمان بیخوابی مؤثر بوده است.[۱۶۲] برخی پژوهشها اثربخشی مشابهی را با مداخلهٔ وبسایتهای اطلاعاتی و تماسهای تلفنی هفتگی نشان دادهاند.[۱۰۸][۱۰۹] سیسیبیتی به اندازهٔ سیبیتی حضوری در بیخوابی مؤثر گزارش شده است.[۱۶۲]
یک مرور کاکرین از مداخلات با هدف پیشگیری از استرس روانشناختی در کارکنان مراکز مراقبت سلامت نشان داد که سیبیتی مؤثرتر از عدم انجام مداخله است، اما مؤثرتر از مداخلات جایگزین کاهش استرس نیست.[۱۶۳] مرورهای کاکرین هیچ شواهد قانعکنندهای مبنی بر اینکه آموزش سیبیتی به ارائهدهندگان خدمات مراقبتی در مدیریت رفتارهای دشوار در جوانان تحت مراقبتشان کمک میکند،[۱۶۴] و همچنین در درمان افرادی که از شریک زندگی خود سوءاستفاده میکنند، مفید بوده است، پیدا نکرده است.[۱۶۵]
سیبیتی در محیطهای بالینی و غیربالینی برای درمان اختلالاتی مانند اختلالات شخصیتی و مشکلات رفتاری به کار گرفته شده است.[۱۶۶] مرور اینسرم در سال ۲۰۰۴ نشان داد که سیبیتی یک درمان مؤثر برای اختلالات شخصیتی است.[۵۸] سیبیتی همچنین توسط پژوهشگران دیگر برای به حداقل رساندن درد مزمن و کمک به تسکین نشانههای افراد مبتلا به سندرم رودهٔ تحریکپذیر (IBS) مورد استفاده قرار گرفته است.[۱۶۷]
افراد مبتلا به بیماری
[ویرایش]در مورد افراد مبتلا به سرطان متاستاتیک پستان، دادهها محدود است، اما سیبیتی و دیگر مداخلات روانیاجتماعی ممکن است به پیامدهای روانی و مدیریت درد کمک کنند.[۱۶۸] همچنین شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه سیبیتی ممکن است به کاهش بیخوابی در بیماران سرطانی کمک کند.[۱۶۹] شواهدی وجود دارد که نشان میدهد استفاده از سیبیتی برای مدیریت علائم درد غیراختصاصی قفسهٔ سینه احتمالاً در کوتاهمدت مؤثر است. بااینحال، یافتهها بهدلیل کارآزماییهای کوچک محدود شده و کیفیت شواهد مورد تردید است.[۱۷۰] مرورهای کاکرین هیچ شواهدی مبنی بر مؤثر بودن سیبیتی برای وزوز گوش پیدا نکردهاند، اگرچه به نظر میرسد که در مدیریت افسردگی مرتبط و بهبود کیفیت زندگی در این بیماری تأثیر دارد.[۱۷۱] سیبیتی همراه با هیپنوتیزم و حواسپرتی، درد گزارششده توسط خودِ کودکان را کاهش میدهد.[۱۷۲] شواهد محدودی برای حمایت از کاربرد سیبیتی در مدیریت تأثیر بیماری مالتیپل اسکلروزیس،[۱۷۳][۱۷۴] اختلالات خواب مرتبط با پیری،[۱۷۵] و دیسمنوره وجود دارد،[۱۷۶] اما مطالعات بیشتری مورد نیاز است و نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند. پیشاز این، سیبیتی بهعنوان روشی نسبتاً مؤثر برای درمان انسفالومیلیت میالژیک/سندرم خستگی مزمن (ME/CFS) در نظر گرفته میشد،[۱۷۷] بااینحال، یک کارگاه آموزشی از سوی مؤسسهٔ ملی سلامت (NIH) در زمینهٔ مسیرهای پیشگیری اظهار داشت که در رابطه با بهبود گزینههای درمانی برای ME/CFS، باید مزایای نسبتاً کم درمان شناختی رفتاری بهعنوان مکمل دیگر روشها مورد مطالعه قرار گیرد.[۱۷۸] توصیههای مراکز کنترل بیماری (CDC) در مورد درمان ME/CFS[۱۷۹] هیچ اشارهای به سیبیتی نمیکند، درحالیکه مؤسسهٔ ملی سلامت و تعالی مراقبت (NICE)[۱۸۰] اظهار میکند که درمان شناختی رفتاری گاهی بهعنوان درمانی برای ME/CFS در نظر گرفته شده است، بااینحال، این روش فقط باید برای حمایت از افرادی که با ME/CFS زندگی میکنند، برای مدیریت نشانهها، بهبود عملکرد و کاهش دیسترس مرتبط با داشتن یک بیماری مزمن ارائه شود.
سن
[ویرایش]سیبیتی برای کمک به افراد در هر سنی استفاده میشود، اما درمان باید بر اساس سن بیماری که درمانگر با او سر و کار دارد، تعدیل شود. افراد مسن بهطور خاص ویژگیهایی دارند که باید به آنها توجه شود و درمان با توجه به این تفاوتها بهدلیل سن تغییر کند.[۱۸۱] از میان تعداد کم مطالعاتی که سیبیتی را برای مدیریت افسردگی در افراد مسن بررسی کردهاند، در حال حاضر هیچ حمایت قویای وجود ندارد.[۱۸۲]
توضیحات
[ویرایش]درمان شناختی رفتاری رایج فرض میکند که تغییر تفکر ناسازگار منجر به تغییر در رفتار و عواطف میشود،[۶۵] اما گونههای اخیر آن بر تغییر در رابطهٔ فرد با تفکر ناسازگار تأکید دارند تا تغییر در خودِ تفکر.[۱۸۳]
تحریفهای شناختی
[ویرایش]درمانگران از تکنیکهای سیبیتی برای کمک به افراد در به چالش کشیدن الگوها و باورهایشان و جایگزینی خطاهای فکری، که تحریفهای شناختی نامیده میشوند، با «افکار واقعبینانهتر و مؤثرتر، و در نتیجه کاهش دیسترس عاطفی و رفتار خودشکن» استفاده میکنند.[۶۵] تحریفهای شناختی میتوانند یا یک باور شبهتبعیضآمیز باشند[نیازمند شفافسازی] یا تعمیم افراطی یک موضوع.[۱۸۴] تکنیکهای سیبیتی همچنین میتوانند برای کمک به افراد در اتخاذ نگرشی بازتر، توأم با ذهنآگاهی و در وضعیت آگاهانهتر نسبت به تحریفهای شناختی، بهمنظور کاهش تأثیر آنها استفاده شوند.[۱۸۳]
سیبیتی رایج به افراد کمک میکند تا با به چالش کشیدن شیوهٔ تفکر فرد و نحوهٔ واکنش او به عادات یا رفتارهای خاص، «مهارتهای مقابلهای، شناختها، احساسات و رفتارهای ناسازگار… را با مهارتهای سازگارانهتر» جایگزین کنند،[۶۰][۱۸۵] اما هنوز در مورد میزان تأثیر این عناصر شناختی سنتی بر اثرات مشاهدهشده در سیبیتی، فراتر از عناصر رفتاری قبلی مانند مواجهه و آموزش مهارتها، اختلافنظر وجود دارد.[۱۸۶]
فرضیات
[ویرایش]چالولت[از]، نگو[اژ]، کازینو[اس] و گولت[اش] تلاش کردهاند تا فرضیات اصلی درمان شناختی مورد استفاده در سیبیتی را بر اساس متون علمی پژوهشی شناسایی کنند (بِک؛[۱۸۷] والن و وسلر[اص];[۱۸۸] بِک، امری[اض] و گرینبرگ[اط],[۱۸۹] و اوگر[اظ][۱۹۰]). آنها چهارده پیشفرض را شرح میدهند:[۱۹۱]
- احساسات انسان در درجهٔ اول ناشی از افکار و ادراکات افراد است تا خودِ رویدادها.
- رویدادها، افکار، احساسات، رفتارها و واکنشهای فیزیولوژیکی بر یکدیگر تأثیر میگذارند.
- احساسات ناکارآمد معمولاً ناشی از افکار غیرواقعی هستند. کاهش احساسات ناکارآمد مستلزم آگاهی از افکار غیرمنطقی و تغییر آنهاست.
- انسانها ذاتاً تمایل به ایجاد افکار غیرمنطقی دارند. این تمایل توسط محیط آنها تقویت میشود.
- افراد تا حد زیادی مسئول احساسات ناکارآمد خود هستند، زیرا باورهای خود را حفظ و تقویت میکنند.
- تلاش مداوم برای اصلاح افکار، احساسات و رفتارهای ناکارآمد ضروری است.
- تفکر منطقی معمولاً باعث کاهش فراوانی، شدت و مدت احساسات ناکارآمد میشود، نه فقدان عاطفه یا احساس.
- یک رابطهٔ درمانی مثبت برای موفقیت درمان شناختی ضروری است.
- درمان شناختی مبتنی بر رابطهٔ معلم و شاگردی است که در آن درمانگر به مراجع آموزش میدهد.
- درمان شناختی از پرسشهای سقراطی برای به چالش کشیدن تحریفهای شناختی استفاده میکند.
- تکلیف در منزل یک جنبهٔ اساسی از درمان شناختی است و مهارتهای آموختهشده در درمان را تثبیت میکند.
- رویکرد شناختی، فعال، جهتدار و ساختاریافته است.
- درمان شناختی عموماً کوتاهمدت است.
- درمان شناختی مبتنی بر مراحل قابل پیشبینی است.
این مراحل عمدتاً شامل یادگیری مدل سیبیتی؛ ایجاد ارتباط میان افکار، احساسات، رفتارها و واکنشهای فیزیولوژیکی؛ توجه به زمان بروز احساسات ناکارآمد؛ یادگیری زیر سؤال بردن افکار مرتبط با این احساسات؛ جایگزینی افکار غیرمنطقی با افکاری که ریشه در واقعیت دارند؛ اصلاح رفتارها بر اساس تفاسیر جدید از وقایع؛ و در برخی موارد، یادگیری تشخیص و تغییر باورها و نگرشهای اصلی زیربنای تحریفهای شناختی است.
چالولت، نگو، کازینو و گولت همچنین فرضیات رفتاردرمانی را آنطور که در سیبیتی استفاده میشود، توصیف کردهاند.[۱۹۲] آنها به کار آگراس[اع],[۱۹۳] پروچاسکا[اغ] و نورکراس[اف],[۱۹۴] و کرک[اق][۱۹۵] اشاره میکنند. این فرضیات عبارتند از:
- رفتارها نقش اساسی در شروع، تداوم و تشدید آسیبشناسی روانی دارند.
- نظریهٔ یادگیری در درک درمان بیماریهای روانی کلیدی است، زیرا رفتارها میتوانند آموخته شوند و فراموش شوند.
- ارزیابی دقیق (آنالیز رفتار کاربردی) در شروع درمان ضروری است. این ارزیابی شامل شناسایی رفتارها؛ عوامل تشدیدکننده، تعدیلکننده و تداومبخش؛ پیامدهای رفتارها؛ اجتناب؛ و منابع شخصی است.
- اثربخشی درمان در طول مدت آن پایش میشود.
- رفتاردرمانی علمی است و اشکال مختلف درمان با شواهد دقیق ارزیابی میشوند.
- رفتاردرمانی فعال، جهتدار و ساختاریافته است.
این مجموعه از فرضیات، رویهمرفته، جنبههای شناختی و رفتاری سیبیتی را پوشش میدهند.
مراحل درمان
[ویرایش]سیبیتی را میتوان دارای شش مرحله دانست:[۶۰]
- سنجش یا ارزیابی روانشناختی.
- مفهومسازی مجدد؛
- کسب مهارت؛
- تثبیت مهارتها و آموزش کاربردی؛
- تعمیم و نگهداری.
- ارزیابی و پیگیری پساز درمان.
این مراحل بر اساس سیستمی است که توسط کانفر[اک] و ساسلو[اگ] ایجاد شده است.[۱۹۶] پساز شناسایی رفتارهایی که نیاز به تغییر دارند، خواه این رفتارها افراطی باشند یا اصلاً وجود نداشته باشند، و پساز انجام درمان، روانشناس باید تشخیص دهد که مداخله موفقیتآمیز بوده است یا خیر. برای مثال، «اگر هدف کاهش رفتار بود، پس باید نسبت به خط پایه، کاهشی وجود داشته باشد. اگر رفتار بحرانی در سطح خط پایه یا بالاتر از آن باقی بماند، مداخله شکست خورده است.»[۱۹۶]
مراحل ارزیابی شامل موارد زیر است:
- شناسایی رفتارهای بحرانی؛
- تشخیص اینکه رفتارهای بحرانی، افراطی هستند یا اصلاً وجود ندارند؛
- ارزیابی رفتارهای بحرانی از نظر فراوانی، مدت یا شدت (دستیابی به خط پایه)؛
- اگر افراطی باشد، تلاش برای کاهش فراوانی، مدت یا شدت رفتار؛ و اگر اصلاً وجود نداشته باشد، تلاش برای تقویت بروز رفتارها.[۱۹۷]
مرحلهٔ مفهومسازی مجدد، بخش عمدهای از بخش «شناختی» سیبیتی را تشکیل میدهد.[۶۰]
پروتکلهای ارائه
[ویرایش]پروتکلهای مختلفی برای ارائهٔ درمان شناختی رفتاری وجود دارد که شباهتهای مهمی بین آنها دیده میشود.[۱۹۸] استفاده از اصطلاح سیبیتی ممکن است به مداخلات مختلفی اشاره داشته باشد، از جمله «خودآموزی (مثلاً حواسپرتی، تصویرسازی، خودگویی انگیزشی)، آرامسازی و/یا بیوفیدبِک، توسعهٔ استراتژیهای مقابلهای سازگارانه (مثلاً به حداقل رساندن افکار منفی یا خودشکن)، تغییر باورهای ناسازگار دربارهٔ درد و تعیین هدف».[۶۰] درمان گاهی بهصورت دستی[ال] انجام میشود، با درمانهای کوتاه، مستقیم و محدود به زمان برای اختلالات روانشناختی فردی که مبتنی بر تکنیکهای خاص هستند.[۱۹۹] سیبیتی هم در محیطهای فردی و هم بهصورت گروهی استفاده میشود و تکنیکها اغلب برای کاربردهای خودیاری تطبیق داده میشوند. برخی از متخصصان بالینی و پژوهشگران گرایش شناختی دارند (مثلاً بازسازی شناختی)، در حالیکه برخی دیگر بیشتر گرایش رفتاری دارند (مثلاً درمان مواجههای زنده و درونتنی). مداخلاتی مانند درمان مواجههای خیالی، هر دو رویکرد را با هم ترکیب میکنند.[۲۰۰][۲۰۱]
تکنیکهای مرتبط
[ویرایش]سیبیتی ممکن است در ترکیب با مجموعهای از تکنیکهای متنوع اما مرتبط مانند درمان مواجههای، تلقیح استرس، درمان پردازش شناختی، درمان شناختی، درمان فراشناختی، آموزش فراشناختی، آموزش آرامسازی، رفتاردرمانی دیالکتیک و درمان پذیرش و تعهد ارائه شود.[۲۰۲][۲۰۳] برخی از درمانگران نوعی درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی را ترویج میکنند که تأکید بیشتری بر خودآگاهی بهعنوان بخشی از فرایند درمانی دارد.[۲۰۴]
روشهای دسترسی
[ویرایش]درمانگر
[ویرایش]یک برنامهٔ سیبیتی تیپیکال شامل جلسات حضوری میان بیمار و درمانگر است که معمولاً از ۶ تا ۱۸ جلسهٔ حدود یکساعته تشکیل میشود و فاصلهٔ بین جلسات ۱ تا ۳ هفته است. این برنامهٔ اولیه ممکن است با چند جلسهٔ تقویتی دنبال شود، برای مثال پس از یک ماه و سه ماه.[۲۰۵] همچنین مشخص شده است که سیبیتی در صورتی که بیمار و درمانگر از طریق لینکهای کامپیوتری بهصورت همزمان برای یکدیگر تایپ کنند نیز میتواند مؤثر باشد.[۲۰۶][۲۰۷]
درمان شناختی–رفتاری ارتباط نزدیکی با مدل دانشمند–متخصص دارد؛ مدلی که در آن، شیوهٔ بالینی و پژوهش توسط یک دیدگاه علمی، تعریف عملیاتی روشن از مشکل و تأکید بر اندازهگیری، از جمله اندازهگیری تغییرات در شناخت و رفتار و دستیابی به هدفها، هدایت میشود.[۲۰۸] این موارد اغلب از طریق انجام تکالیف در خانه محقق میشوند؛ جاییکه بیمار و درمانگر با هم همکاری میکنند تا تکلیفی را برای انجام تا پیش از جلسهٔ بعدی طراحی کنند.[۲۰۹] انجام این تکالیف ــ که میتواند به سادگی حضور یک فرد افسرده در نوعی رویداد اجتماعی باشد ــ نشاندهندهٔ تعهد به رعایت درمان و تمایل به تغییر است.[۲۰۹] سپس درمانگر میتواند بر اساس میزان تکمیل تکلیف توسط بیمار، گام بعدی درمان را بهطور منطقی ارزیابی کند.[۲۰۹] اثربخشی درمان شناختی–رفتاری به وجود یک اتحاد درمانی میان ارائهدهندهٔ مراقبت سلامت و فرد جویای کمک وابسته است.[۲][۲۱۰] برخلاف بسیاری از اشکال دیگر رواندرمانی، بیمار در سیبیتی مشارکت بسیار فعالی دارد.[۲۰۹] برای مثال، ممکن است از یک بیمار مضطرب خواسته شود که بهعنوان تکلیف خانگی با یک غریبه صحبت کند، اما اگر این کار خیلی دشوار باشد، او میتواند ابتدا یک تکلیف سادهتر را انجام دهد.[۲۰۹] درمانگر باید انعطافپذیر باشد و بهجای ایفای نقش یک شخصیت مقتدر، مایل باشد به حرفهای بیمار گوش دهد.[۲۰۹]
درمان شناختی رفتاری مبتنی بر کامپیوتر یا اینترنت
[ویرایش]درمان شناختی رفتاری مبتنی بر کامپیوتر (CCBC) توسط انستیتوی ملی تعالی سلامت و مراقبت (NICE) بهعنوان «یک اصطلاح کلی برای ارائهٔ سیبیتی از طریق یک رابط کامپیوتری تعاملی که توسط یک کامپیوتر شخصی، اینترنت یا سیستم پاسخ صوتی تعاملی ارائه میشود» توصیف شده است،[۲۱۱] به جای مواجههٔ حضوری با یک درمانگر انسانی. همچنین بهعنوان درمان شناختی رفتاری ارائهشده از طریق اینترنت یا Iسیبیتی شناخته میشود.[۲۱۲] سیسیبیتی پتانسیل بهبود دسترسی به درمانهای مبتنی بر شواهد و غلبه بر هزینههای گزاف و عدم دسترسیای را دارد که گاهی با حفظ یک درمانگر انسانی همراه است.[۲۱۳][۲۱۴] در این زمینه، مهم است که سیبیتی را با «آموزش مبتنی بر کامپیوتر» که امروزه بیشتر بهعنوان آموزش الکترونیکی شناخته میشود، اشتباه نگیریم. اگرچه پیش از حمایت از انتشار جهانی سیسیبیتی، بهبود کیفیت پژوهشها و پایبندی به درمان ضروری است،[۲۱۵] اما در متامطالعات مشخص شده است که این روش مقرونبهصرفه و اغلب ارزانتر از مراقبتهای معمول است،[۲۱۶][۲۱۷] از جمله برای اضطراب[۲۱۸] و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD).[۲۱۹][۲۲۰] مطالعات نشان دادهاند که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی و افسردگی با روشهای آنلاین مبتنی بر سیبیتی بهبود یافتهاند.[۲۲۱] یک مطالعه که نسخهٔ آنلاین سیبیتی را برای افراد مبتلا به PTSD خفیف تا متوسط ارزیابی کرد، نشان داد که رویکرد آنلاین به اندازهٔ همان درمان حضوری مؤثر و از نظر هزینه ارزانتر است.[۲۱۹][۲۲۰] یک مرور از پژوهشهای سیسیبیتی در درمان اختلال وسواسی–جبری در کودکان نشان داد که این رابط پتانسیل بالایی برای درمان آیندهٔ OCD در نوجوانان و جوانان دارد.[۲۲۲] علاوهبر این، بیشتر مداخلات اینترنتی برای اختلال استرس پساز سانحه از سیسیبیتی استفاده میکنند. سیسیبیتی همچنین برای درمان اختلالات خلقوخو در میان جمعیتهای غیردگرجنسگرا که ممکن است از ترس انگ اجتماعی از درمان حضوری اجتناب کنند، مناسب است؛ هرچند در حال حاضر برنامههای سیسیبیتی بهندرت به این جمعیتها خدمات ارائه میدهند.[۲۲۳] در فوریه ۲۰۰۶، NICE توصیه کرد که سیسیبیتی برای بیمارانی که با افسردگی خفیف تا متوسط مراجعه میکنند، به جای انتخاب فوری داروهای ضدافسردگی، در سراسر انگلستان و ولز و در چارچوب سرویس سلامت ملی (NHS) در دسترس قرار گیرد،[۲۱۱] و در حال حاضر سیسیبیتی توسط برخی از سیستمهای سلامت ارائه میشود.[۲۲۴] دستورالعمل بالینی NICE در سال ۲۰۰۹ اذعان داشت که احتمالاً چندین محصول سیبیتی کامپیوتری وجود دارد که برای بیماران مفید هستند، اما تأیید خود را برای هر محصول خاص حذف کرد.[۲۲۵]
ارائه مبتنی بر اپلیکیشن گوشی هوشمند
[ویرایش]یکی دیگر از روشهای جدید دسترسی، استفاده از اپلیکیشن موبایل یا برنامههای گوشی هوشمند برای ارائهٔ خودیاری یا سیبیتی هدایتشده است. شرکتهای فناوری در حال توسعهٔ چتباتهای هوش مصنوعی مبتنی بر موبایل هستند تا سیبیتی را بهعنوان یک مداخلهٔ اولیه برای حمایت از سلامت روان، ایجاد تابآوری روانشناختی و ارتقای بهزیستی عاطفی ارائه دهند. اپلیکیشنهای مکالمهای مبتنی بر متن و مجهز به هوش مصنوعی که بهصورت ایمن و خصوصی از طریق تلفنهای هوشمند ارائه میشوند، این قابلیت را دارند که در مقیاس جهانی گسترش یابند و پشتیبانی متنی و همیشه در دسترس را فراهم کنند. پژوهشهای فعالی در حال انجام است، از جمله مطالعات دادههای دنیای واقعی[۲۲۶] که اثربخشی و میزان تعامل کاربران با اپلیکیشنهای چتبات متنی مبتنی بر گوشی هوشمند را برای ارائهٔ سیبیتی از طریق یک رابط مکالمهای مبتنی بر متن اندازهگیری میکنند. پژوهشهای اخیر بازار و تحلیل بیش از ۵۰۰ راهکار آنلاین مراقبت سلامت روان، سه چالش کلیدی در این بازار را شناسایی کرده است: کیفیت محتوا، راهنمایی کاربر و شخصیسازی.[۲۲۷] یک مطالعه، سیبیتی بهتنهایی را با درمان مبتنی بر ذهنآگاهی همراه با سیبیتی، که هر دو از طریق اپلیکیشن ارائه میشدند، مقایسه کرد. این مطالعه نشان داد که خودیاری مبتنی بر ذهنآگاهی در کوتاهمدت، شدت افسردگی را بیش از خودیاری مبتنی بر سیبیتی کاهش میدهد. در مجموع، هزینههای NHS برای رویکرد ذهنآگاهی بهطور متوسط ۵۰۰ پوند بهازای هر نفر کمتر از سیبیتی بود.[۲۲۸][۲۲۹]
مطالعه راهنماهای خودیاری
[ویرایش]برخی مطالعات نشان دادهاند که توانمندسازی بیماران برای استفاده از راهنماهای خودیاری مبتنی بر سیبیتی میتواند مؤثر باشد.[۲۳۰][۲۳۱][۲۳۲] با این حال، یک مطالعه در بیمارانی که تمایل به نشخوار فکری داشتند، اثری منفی را نشان داد،[۲۳۳] و یک متاآنالیز دیگر گزارش کرد که این مزیت تنها زمانی از نظر آماری معنادار است که خودیاری بهصورت هدایتشده (برای مثال توسط یک متخصص مراقبت سلامت) ارائه شود.[۲۳۴]
دوره آموزشی گروهی
[ویرایش]مشارکت بیماران در دورههای آموزشی گروهی مبتنی بر سیبیتی مؤثر گزارش شده است.[۲۳۵] با این حال، در یک متاآنالیز که درمانهای مبتنی بر شواهد برای اختلال وسواسی–جبری در کودکان را مرور میکرد، سیبیتی فردی مؤثرتر از سیبیتی گروهی گزارش شد.[۲۲۲]
انواع دورهها
[ویرایش]درمان شناختی رفتاری مختصر
[ویرایش]درمان شناختی رفتاری مختصر (بیسیبیتی) شکلی از سیبیتی است که برای موقعیتهایی با محدودیت زمانی در جلسات درمانی، و بهطور خاص برای افرادی که با افکار خودکشی و/یا اقدام به خودکشی دستوپنجه نرم میکنند، توسعه یافته است.[۲۳۶] بیسیبیتی بر اساس «حالت خودکشی» پیشنهادی راد، که بسطی بر نظریهٔ مدال بِک است، بنا شده است.[۲۳۷] بیسیبیتی طی چند جلسه انجام میشود و طبق طراحی میتواند در مجموع تا ۱۲ ساعت ادامه یابد. این رویکرد برای نخستینبار توسط ام. دیوید راد، با هدف پیشگیری از خودکشی، در میان سربازان در حال خدمت فعال توسعه و به کار گرفته شد.[۲۳۶]
جزئیات درمان شامل:[۲۳۶]
- جهتگیری
- تعهد به درمان
- پاسخ به بحران و برنامهریزی بیخطری
- محدودسازی دسترسی به ابزار خودکشی [ام]
- «کیت بقا»
- «کارت دلایل برای زندگی»
- مدل خودکشی
- دفترچه (ژورنال) درمان
- درسهای آموختهشده
- تمرکز بر مهارت
- برگههای تمرین توسعهٔ مهارت
- کارتهای مقابله
- نمایش (اجرای عملی)
- تمرین
- اصلاح و پالایش مهارتها
- پیشگیری از عود
- تعمیم مهارتها
- اصلاح و پالایش مهارتها
درمان شناختی رفتاری هیجانمدار
[ویرایش]مقالهٔ اصلی: درمان شناختی رفتاری هیجانمدار
درمان شناختی رفتاری هیجانمدار نوعی سیبیتی است که در ابتدا برای افراد مبتلا به اختلالات خوردن توسعه یافت، اما اکنون برای طیفی از مشکلات از جمله اضطراب، افسردگی، اختلال وسواسی-اجباری، اختلال استرس پساز سانحه و مشکلات مرتبط با خشم به کار میرود. این رویکرد، جنبههایی از سیبیتی و درمان رفتار دیالکتیکی را ترکیب میکند و هدف آن، بهبود درک و تحمل هیجانات بهمنظور تسهیل فرایند درمان است. این روش اغلب بهعنوان یک «پیشدرمان» برای آمادهسازی و تجهیز بهتر افراد برای درمانهای بلندمدتتر استفاده میشود.[۲۳۸]
آموزش شناختی رفتاری ساختاریافته
[ویرایش]مقالهٔ اصلی: آموزش شناختی رفتاری ساختاریافته
آموزش شناختی–رفتاری ساختاریافته (سیسیبیتی) یک فرایند مبتنی بر شناخت است که فلسفههای اصلی آن بهطور گسترده از سیبیتی اقتباس شده است. همانند سیبیتی، سیسیبیتی نیز فرض میکند که رفتار بهطور جداییناپذیری با باورها، افکار و احساسات پیوند دارد. سیسیبیتی همچنین با ترکیب رویکردهای شناختهشدهٔ دیگر در حوزهٔ سلامت رفتاری و روانشناسی ــ بهویژه رفتاردرمانی عقلانی هیجانی که توسط آلبرت الیس ــ بر فلسفهٔ اصلی سیبیتی بنا شده است. سیسیبیتی از دو جهت با سیبیتی تفاوت دارد: نخست، سیسیبیتی در قالبی بسیار منظم و با ساختار سختگیرانه ارائه میشود؛ دوم، سیسیبیتی یک فرایند آموزشی از پیش تعیینشده و محدود است که با ورود شرکتکننده، شخصیسازی میشود. سیسیبیتی بهگونهای طراحی شده است که فرد را در یک بازهٔ زمانی مشخص به نتیجهای مشخص برساند. از سیسیبیتی برای به چالش کشیدن رفتارهای اعتیادآور، بهویژه در مورد موادی مانند دخانیات،[۲۳۹] الکل و غذا، و نیز برای مدیریت دیابت و کاهش استرس و اضطراب استفاده شده است. سیسیبیتی همچنین در زمینهٔ روانشناسی جنایی برای کاهش وقوع مجدد جرم به کار رفته است.
درمان اصلاح اخلاقی
[ویرایش]درمان اصلاح اخلاقی نوعی سیبیتی است که برای کمک به مجرمان در غلبه بر اختلال شخصیت ضداجتماعی به کار میرود و خطر ارتکاب دوبارهٔ جرم را اندکی کاهش میدهد.[۲۴۰] این روش عموماً بهصورت گروهی اجرا میشود، زیرا در صورت ارائهٔ درمان انفرادی به افراد مبتلا به ASPD، خطر تقویت ویژگیهای خودشیفتهوار وجود دارد. درمان اصلاح اخلاقی میتواند در محیطهای اصلاحی (زندان و مراکز مشابه) یا بهصورت سرپایی ارائه شود و گروهها معمولاً بهصورت هفتگی و به مدت دو تا شش ماه تشکیل میشوند.[۲۴۱]
تلقیح استرس
[ویرایش]این نوع مداخله از ترکیبی از تکنیکهای شناختی، رفتاری و برخی روشهای آموزشی با رویکرد انسانگرایانه برای هدفگیری استرسورهای مراجع استفاده میکند. تلقیح استرس معمولاً برای کمک به مراجعان بهمنظور کنار آمدن بهتر با استرس یا اضطراب پس از رویدادهای استرسزا به کار میرود.[۲۴۲] این فرایند سهمرحلهای، مراجع را آموزش میدهد تا از مهارتهایی که از پیش در اختیار دارد برای سازگاری بهتر با استرسورهای کنونی استفاده کند.
مرحلهٔ نخست، مرحلهٔ مصاحبه و مفهومسازی است که شامل آزمونهای روانشناختی، خودنظارتی[ان] و ارائهٔ مجموعهای از مواد خواندنی به مراجع است. این مرحله به درمانگر امکان میدهد فرایند آموزش را متناسب با نیازهای فردی هر مراجع طراحی کند.[۲۴۲] مراجعان میآموزند مشکلات خود را در دو دستهٔ اصلی «متمرکز بر هیجان» و «متمرکز بر مسئله» طبقهبندی کنند تا بتوانند در مواجهه با موقعیتهای منفی، واکنشهای مؤثرتری انتخاب کنند. این مرحله در نهایت مراجع را برای مواجهه و تأمل بر واکنشهای فعلی خود نسبت به استرسورها آماده میکند، پیش از آنکه به تغییر این واکنشها و هیجانهای مرتبط پرداخته شود. تمرکز این مرحله بر «مفهومسازی» است.[۲۴۲]
مرحلهٔ دوم بر «کسب مهارت و تمرین» تأکید دارد و در ادامهٔ مفهومسازی صورت میگیرد. در این مرحله، مهارتهایی به مراجع آموزش داده میشود که به او کمک میکنند بهتر با استرسورهای خود کنار بیاید؛ این مهارتها سپس در فضای درمانی تمرین میشوند. نمونههایی از این مهارتها شامل خودتنظیمی، حل مسئله، مهارتهای ارتباط بینفردی و غیره است.[۲۴۲]
مرحلهٔ سوم و نهایی، «کاربرد و پیگیری» مهارتهایی است که در فرایند آموزش کسب شدهاند. در این مرحله، مراجع فرصت مییابد مهارتهای خود را در برابر طیف وسیعی از استرسورها به کار گیرد. فعالیتهایی مانند ایفای نقش[او]، تصویرسازی ذهنی و الگوگیری[اه] در این مرحله به کار میروند. در پایان، مراجع یادمیگیرد استرسورهای شخصی، مزمن و آیندهٔ خود را به مسائلی خردتر تقسیم کند و برای هرکدام اهداف مقابلهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تعریف کند تا بهصورت پیشگیرانه با آنها مواجه شود.[۲۴۲]
سیبیتی هدایتشده با فعالیت: بافندگی گروهی
[ویرایش]این بخش دارای چندین مشکل است. خواهشمندیم به بهبود آن کمک کنید یا در مورد این مشکلات در صفحهٔ بحث گفتگو کنید. (دربارهٔ چگونگی و زمان مناسب برداشتن این برچسبها بیشتر بدانید)
|
یک الگوی گروهدرمانی جدید بر پایهٔ سیبیتی، بافندگی را در فرایند درمان ادغام کرده است و گزارش شده که نتایج قابلاعتماد و امیدوارکنندهای به همراه دارد. مبنای این رویکرد نو، این ایدهٔ پرتکرار در ادبیات سیبیتی است که موفقیت درمان تا حد زیادی به این وابسته است که روش درمان تا چه اندازه در زندگی روزمرهٔ بیمار «جا بیفتد» و با روال طبیعی او همخوان باشد. مشابه سیبیتی گروهی استاندارد، بیماران هفتهای یکبار در گروههای ۱۰ تا ۱۵ نفره گرد هم میآیند و زیر نظر یک روانشناس یا متخصص سلامت روان آموزشدیده، بافندگی میکنند.
عنصر مرکزی در این روش، توانایی تخیلی بیمار برای نسبت دادن هر بخش از نخ (کاموا) به یک فکر مشخص است. در طول درمان، نخ بهصورت هدفمند بافته میشود و در نهایت یک قطعهٔ بافتهشده با هر شکلی که گروه انتخاب کند، پدید میآید. این فرایند درمانی به بیمار میآموزد که چگونه «افکار» خود را، از طریق ساخت یک محصول بافتهشدهٔ منسجم، در قالبی معنادار سازماندهی کند. از آنجا که در سیبیتی بر این فرض تأکید میشود که رفتار نتیجهٔ شناخت است، فرایند بافندگی بهعنوان استعارهای عینی نشان میدهد که چگونه افکاری که به نخ نسبت داده شدهاند، در نهایت در «واقعیت» اطراف فرد تبلور مییابند و به رفتار و پیامدهای عینی تبدیل میشوند.[۲۴۳][۲۴۴]
هیپنوتراپی شناختیرفتاری مبتنی بر ذهنآگاهی
[ویرایش]هیپنوتراپی شناختیرفتاری مبتنی بر ذهنآگاهی (MCBH) شکلی از سیبیتی است که بر «آگاهی تأملی»[ای] تمرکز دارد و به گرایشها و الگوهای ناهشیار فرد میپردازد. در این رویکرد، بیش از آنکه بر یک «دخالت مجزا» تأکید شود، بر یک «فرایند» سهمرحلهای برای دستیابی به اهداف درمانی مورد نظر تأکید میشود.
MCBH اصول ذهنآگاهی و فنون شناختیرفتاری را با ظرفیت تحولآفرین هیپنوتراپی ادغام میکند و تلاش دارد با افزایش آگاهی، تنظیم شناختها و بهرهگیری از حالتهای هیپنوتیک هدایتشده، به تغییر پایدار در الگوهای فکری و هیجانی فرد کمک کند.[۲۴۵]
پروتکل یکپارچه
[ویرایش]پروتکل یکپارچه برای درمان فراتشخیصی اختلالات هیجانی (UP) شکلی از سیبیتی است که توسط دیوید اچ. بارلو و پژوهشگران دانشگاه بوستون توسعه یافته و میتواند برای طیف وسیعی از اختلالات اضطرابی به کار رود. مبنای منطقی این رویکرد آن است که اختلالات اضطرابی و افسردگی غالباً بهدلیل علل زمینهای مشترک با هم بروز میکنند و میتوان آنها را بهطور کارآمد بهصورت همزمان درمان کرد.[۲۴۶]
UP شامل مجموعهای مشترک از اجزاست:[۲۴۷]
- آموزش روانی
- ارزیابی مجدد (بازپرداخت) شناختی
- تنظیم هیجان
- تغییر رفتار
نشان داده شده است که UP برای برخی اختلالات خاص، مانند اختلال وسواسی-اجباری و اختلال اضطراب اجتماعی، نتایجی معادل با پروتکلهای تکتشخیصی بهدست میآورد.[۲۴۸] چندین مطالعه نیز نشان دادهاند که انتشار و آموزش UP در مقایسه با پروتکلهای تکتشخیصی آسانتر است.
سیبیتی منطبق با فرهنگ، که به مطالعهٔ رواندرمانی در نژادها، مذاهب و فرهنگهای مختلف ــ یا «رواندرمانی قومی» ــ میپردازد، رشتهای نسبتاً جدید در پژوهش و عمل بالینی است
انتقادات
[ویرایش]اثربخشی نسبی
[ویرایش]پژوهشهای انجامشده در زمینهٔ سیبیتی، موضوع بحثهای طولانی و مداوم بوده است. در حالی که برخی پژوهشگران گزارش کردهاند که سیبیتی از دیگر درمانها مؤثرتر است،[۸۶] بسیاری از پژوهشگران دیگر[۲۱][۲۴۹][۱۹][۸۷][۲۵۰] و نیز برخی بالینگران،[۲۵۱][۲۵۲] روایی چنین ادعاهایی را زیر سؤال بردهاند. برای مثال، یک مطالعه سیبیتی را در درمان اضطراب و افسردگی نسبت به درمانهای دیگر برتر دانست،[۸۶] اما پژوهشگرانی که مستقیماً به آن مطالعه پاسخ دادند، با انجام یک آنالیز مجدد نتوانستند شواهدی دالّ بر برتری سیبیتی نسبت به دیگر درمانهای معتبر غیرشناختی پیدا کنند و در آنالیز سیزده کارآزمایی بالینی دیگر دربارهٔ سیبیتی نیز به این نتیجه رسیدند که این مطالعات، شواهدی برای «برتری» سیبیتی فراهم نمیکنند.[۱۹]
نمونهٔ دیگر، کارآزمایی ۵ میلیون پوندی PACE است که نتایج اولیهٔ آن چنین تفسیر شد که گویا سیبیتی و ورزشدرمانی تدریجی (GET) میتوانند انسفالومیلیت میالژیک/سندرم خستگی مزمن (ME/CFS) را «درمان» کنند. با این حال، هنگامی که دادههای PACE بعداً بهطور جامع بازتحلیل و افراد در پیگیری طولانیمدت ارزیابی شدند، مشخص شد که مداخلات سیبیتی و GET نه تنها مؤثر نبودهاند، بلکه ممکن است از نظر ایمنی نیز مسئلهدار باشند.[۲۵۳][۲۵۴][۲۵۵][۲۵۶][۲۵۷] طراحی مطالعهٔ PACE با مجموعهای از کاستیهای روششناختی همراه بود؛ از جمله فقدان کورسازی تکی و دوسوکور، دستکاری گذشتهنگر شاخصهای پیامد اولیه و نادیدهگرفتن نظاممند پیامدهای منفی سلامت در افراد مبتلا به ME/CFS که به سیبیتی و GET پرداخته بودند.
در مواردی که گزارش شده است سیبیتی از نظر شاخصهای پیامد اولیه از نظر آماری بهتر از سایر مداخلات روانشناختی عمل کرده است، اندازهٔ اثر کوچک بوده و نشان میدهد که این تفاوتها از نظر بالینی ناچیز و فاقد اهمیت عملیاند. با این حال، سیبیتی همچنان به دلیل رویکرد ساختاریافتهاش در شناسایی و اصلاح ارزیابیهای شناختی ناسازگار ــ که با بهبود تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلالات خلقی و اضطرابی ارتباط یافته است ــ بهطور گسترده شناخته و بهکار گرفته میشود.[۲۵۸] افزون بر این، در مورد پیامدهای ثانویه (مانند شاخصهای عملکرد عمومی) معمولاً تفاوت معنیداری بین سیبیتی و دیگر درمانها مشاهده نشده است.[۱۹][۲۵۹]
یک انتقاد اساسی دیگر این است که کارآزماییهای بالینی اثربخشی سیبیتی (و اساساً هر نوع رواندرمانی) بهصورت دوسوکور انجام نمیشوند؛ یعنی نه آزمودنیها و نه درمانگران نسبت به نوع درمان کور نیستند. در برخی مطالعات، ارزیابهای پیامد ممکن است از نوع درمان بیخبر باشند (کورسازی تکی)، اما نه بیماران و نه درمانگران نسبت به نوع مداخلهٔ ارائهشده بیاطلاع نیستند؛ در نتیجه، دو نفر از سه فرد درگیر در کارآزمایی (همهٔ افراد درگیر در ارائهٔ درمان) کورسازی نشدهاند. از آنجا که بیمار در اصلاح افکار منفی و تحریفشده مشارکت فعال دارد، عملاً بهخوبی از گروه درمانی که در آن قرار گرفته است آگاه است.[۲۶۰]
اهمیت کورسازی، در یک متاآنالیز که اثربخشی سیبیتی را با در نظر گرفتن کنترل دارونما و وضعیت کورسازی بررسی کرده بود، برجسته شد.[۱۲۹] در این مطالعه، دادههای تجمیعشده از کارآزماییهای منتشرشدهٔ سیبیتی در اسکیزوفرنی، اختلال افسردگی اساسی (MDD) و اختلال دوقطبی که در آنها از مداخلات کنترلی غیراختصاصی برای مهار اثرات غیراختصاصی استفاده شده بود، تحلیل شد. نتایج نشان داد که سیبیتی در درمان اسکیزوفرنی از مداخلات کنترلی غیراختصاصی بهتر نیست و میزان عود را کاهش نمیدهد؛ در درمان MDD اندازهٔ اثر اندک است و سیبیتی استراتژی مؤثری برای پیشگیری از عود اختلال دوقطبی محسوب نمیشود، بهطوریکه برای MDD اندازهٔ اثر تجمعی بسیار پایین گزارش شد.[۲۶۱][۲۶۲][۲۶۳]
کاهش اثربخشی
[ویرایش]یک متاآنالیز در سال ۲۰۱۵ نشان داد که اثرات مثبت سیبیتی بر افسردگی از سال ۱۹۷۷ روندی کاهشی داشته است. نتایج کلی، دو الگوی مجزا از کاهش اندازه اثر را نشان داد: ۱) کاهش کلی بین سالهای ۱۹۷۷ تا ۲۰۱۴ و ۲) کاهش شدیدتر بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۴. تحلیلهای زیرگروهی آشکار کرد که در مطالعاتی که در آنها به درمانگران گروه مداخله دستور داده شده بود بهطور دقیق از کتابچهٔ راهنمای سیبیتی بِک پیروی کنند، کاهش اندازهٔ اثر از سال ۱۹۷۷ شدیدتر از مطالعاتی بوده است که در آنها استفاده از سیبیتی بدون کتابچهٔ راهنما مجاز بوده است. نویسندگان مطمئن نبودند این کاهش چرا رخ داده است، اما عواملی مانند آموزش ناکافی درمانگران، عدم پایبندی به دستورالعمل، کمبود تجربهٔ بالینی و کاهش امید و باور بیماران به اثربخشی سیبیتی را بهعنوان توضیحات احتمالی مطرح کردند. آنها همچنین تأکید کردند که این متاآنالیز فقط به اختلالات افسردگی محدود بوده است.[۲۶۴]
نرخ بالای خروج بیماران از درمان
[ویرایش]برخی پژوهشگران گزارش کردهاند که مطالعات سیبیتی در مقایسه با سایر درمانها، نرخ ترک درمان بالاتری دارند. یک متاآنالیز نشان داد که نرخ قطع درمان در سیبیتی حدود ۱۷٪ بیش از دیگر رواندرمانیهاست.[۸۷] این نرخ بالا در درمان چندین اختلال، بهویژه اختلال خوردن بیاشتهایی عصبی ــ که اغلب با سیبیتی درمان میشود ــ نیز مشاهده شده است؛ بهطوریکه در افراد دریافتکنندهٔ سیبیتی احتمال قابلتوجهی وجود دارد که پیش از تکمیل دورهٔ درمان، آن را رها کرده و به الگوهای رفتاری بیاشتهایی بازگردند.[۲۶۵] در آنالیز دیگری بر روی مداخلات روانشناختی برای نوجوانانِ دچار خودآزاری، نرخ ترک درمان در گروههای سیبیتی و DBT مشابه بود. در این مطالعه، چندین کارآزمایی بالینی که اثربخشی سیبیتی را در جوانانِ درگیر خودآزاری بررسی میکردند، تجزیهوتحلیل شد و پژوهشگران نتیجه گرفتند که هیچیک از این مداخلات، اثربخشی قانعکنندهای نشان ندادهاند.[۲۵۰]
دغدغههای فلسفی دربارهٔ روشهای سیبیتی
[ویرایش]انتقادها تنها به روششناسی پژوهش دربارهٔ سیبیتی محدود نبودهاند؛ برخی نویسندگان، خودِ مبانی نظری و چارچوب درمانی سیبیتی را نیز زیر سؤال بردهاند.[۲۶۶] اسلایف و ویلیامز استدلال میکنند که یکی از مفروضات پنهان در سیبیتی، جبرگرایی و بهحاشیهراندن ارادهٔ آزاد است. بهزعم آنها، سیبیتی اینگونه مفهومسازی میکند که محرکهای بیرونی از محیط وارد ذهن شده، افکار را برمیانگیزند و این افکار به حالات عاطفی منتهی میشوند؛ در این مدل، جایی برای عاملیت و اختیار فردی در نظر گرفته نشده است.[۲۵۱] انتقاد دیگر، بهویژه در مورد کاربرد سیبیتی در اختلال افسردگی اساسی، آن است که این رویکرد گاهی نشانههای بالینی را با عللِ اختلال خلط میکند.[۲۶۰] انتقادهای دیگری نیز مطرح شده است، از جمله اینکه سیبیتی ممکن است تصویری سادهانگارانه از مراجعان ارائه کند یا عمدتاً قادر به پرداختن به مشکلات «سطحی» و نسبتاً ساده باشد.[۲۶۷]
عوارض جانبی
[ویرایش]بهطور کلی، سیبیتی بهعنوان رویکردی با عوارض جانبی اندک ــ اگر اساساً عارضهای داشته باشد ــ توصیف شده است.[۲۶۸][۲۶۹] بااینحال، برخی نویسندگان خواستار ارزیابی نظاممندتر عوارض احتمالی سیبیتی شدهاند.[۲۷۰] بسیاری از کارآزماییهای تصادفیسازیشدهٔ مداخلات روانشناختی مانند سیبیتی، پیامدهای زیانبار بالقوه برای بیمار را بهصورت نظاممند ثبت نمیکنند،[۲۷۱] درحالیکه در کارآزماییهای تصادفیسازیشدهٔ دارودرمانی، ثبت عوارض جانبی معمولاً جزء جداییناپذیر طراحی مطالعه است.[۲۷۲] یک متاآنالیز در سال ۲۰۱۷ نشان داد که عوارض نامطلوب در کودکانی که سیبیتی دریافت میکنند شایع نیست و افزون بر آن، سیبیتی در مقایسه با دارونما یا داروها با نرخ پایینتر خروج از درمان همراه است.[۲۷۳] بااینوجود، درمانگران سیبیتی گاهی در بیماران سرپایی خود «رویدادهای ناخواسته» و عوارض جانبی را گزارش میکنند که «کاهش بهزیستی/افزایش دیسترس» شایعترین آنهاست.[۲۷۴]
جامعه و فرهنگ
[ویرایش]خدمات ملی سلامت بریتانیا (NHS) در سال ۲۰۰۸ اعلام کرد که درمانگران بیشتری را برای ارائهٔ سیبیتی با هزینهٔ دولت آموزش خواهد داد،[۲۷۵] که بخشی از ابتکار بهبود دسترسی به درمانهای روانشناختی (IAPT) بود.[۲۷۶] مؤسسه ملی سلامت و تعالی مراقبت (NICE) اعلام کرد که سیبیتی به درمان محوری افسردگی خفیف تا غیرشدید تبدیل خواهد شد و دارودرمانی فقط در مواردی به کار میرود که سیبیتی موفق نباشد.[۲۷۵]
درمانگران و انجمنهای حرفهای، در واکنش، ابراز نگرانی کردند که دادههای موجود بهطور کامل از میزان توجه، حمایت مالی و بودجهای که سیبیتی دریافت میکند، پشتیبانی نمیکند. رواندرمانگر و استاد دانشگاه، اندرو ساموئلز، این وضعیت را «کودتا» و «بازی قدرت» از سوی جامعهای توصیف کرد که ناگهان خود را در آستانهٔ دسترسی به منابع مالی گسترده یافته است و افزود که «همه مجذوب ارزانی ظاهری سیبیتی شدهاند».[۲۷۵][۲۷۷]
شورای رواندرمانی بریتانیا (UKCP) در سال ۲۰۱۲ در بیانیهای مطبوعاتی اعلام کرد که سیاستهای IAPT، «رواندرمانی سنتی» را تضعیف میکند و از پیشنهادهایی که برخی درمانهای تاییدشده را عملاً به سیبیتی محدود میکنند، انتقاد کرد؛[۲۷۸] این شورا ادعا نمود که چنین سیاستهایی، بیماران را به «نسخهای تعدیلشده از درمان شناختی رفتاری که اغلب توسط کارکنانی با آموزش بسیار محدود ارائه میشود» محدود میسازد.[۲۷۸]
برای مطالعه بیشتر
[ویرایش]- Butler G, Fennell M, Hackmann A (2008). Cognitive-Behavioral Therapy for Anxiety Disorders. New York: The Guilford Press. ISBN 978-1-60623-869-1.
- Dattilio FM, Freeman A, eds. (2007). Cognitive-Behavioral Strategies in Crisis Intervention (3rd ed.). New York: The Guilford Press. ISBN 978-1-60623-648-2.
- Fancher RT (1995). "The Middlebrowland of Cognitive Therapy". Cultures of Healing: Correcting the image of American mental healthcare. pp. 195–250.
- Dobson KS (2009). Handbook of Cognitive-Behavioral Therapies (Third ed.). Guilford Press. pp. 74–88. ISBN 978-1-60623-438-9.
- Hofmann SG (2011). "An Introduction to Modern CBT". Psychological Solutions to Mental Health Problems. Chichester, UK: Wiley-Blackwell. ISBN 978-0-470-97175-8.
- Willson R, Branch R (2006). Cognitive Behavioural Therapy for Dummies. Wiley. ISBN 978-0-470-01838-5.
واژهنامه
[ویرایش]- ↑ self-talk
- ↑ Aaron Beck
- ↑ Stoicism
- ↑ Epictetus
- ↑ Aaron T. Beck
- ↑ Associationism
- ↑ B. F. Skinner
- ↑ Julian Rotter
- ↑ Albert Bandura
- ↑ Claire Weekes
- ↑ David M. Clark
- ↑ David H. Barlow
- ↑ Melanie Fennell
- ↑ Major depressive disorder
- ↑ Interpersonal psychotherapy
- ↑ American Psychiatric Association
- ↑ Behavioral activation
- ↑ INSERM
- ↑ Mental disorders
- ↑ Depression (mood)
- ↑ Panic disorder
- ↑ Post-traumatic stress disorder
- ↑ Systematic review
- ↑ Exposure and response prevention (ERP)
- ↑ Etiology
- ↑ Aaron T. Beck
- ↑ Schema (psychology)
- ↑ Beck's cognitive triad
- ↑ arbitrary inference
- ↑ selective abstraction
- ↑ overgeneralization
- ↑ Minimisation (psychology)
- ↑ Self-esteem
- ↑ Psychological resilience
- ↑ Locus of control
- ↑ Social learning theory
- ↑ Julian Rotter
- ↑ In vivo exposure
- ↑ Exposure therapy
- ↑ O. Hobart Mowrer
- ↑ Extinction (psychology)
- ↑ Institut national de la santé et de la recherche médicale
- ↑ Schizophrenia
- ↑ Cravings
- ↑ Chaloult
- ↑ Ngo
- ↑ Cousineau
- ↑ Goulet
- ↑ Walen and Wessler
- ↑ Emery
- ↑ Greenberg
- ↑ Auger
- ↑ Agras
- ↑ Prochaska
- ↑ Norcross
- ↑ Kirk
- ↑
- ↑ Saslow
- ↑ manualized
- ↑ means restriction
- ↑ self-monitoring
- ↑ role-playing
- ↑ modeling
- ↑ reflective awareness
منابع
[ویرایش]- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ Hollon SD, Beck AT. Lambert MJ (ed.). Bergin and Garfield's Handbook of Psychotherapy.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ Beck JS (2011), Cognitive behavior therapy: Basics and beyond (2nd ed.), New York: The Guilford Press, pp. 19–20
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ Field TA, Beeson ET, Jones LK (2015), "The New ABCs: A Practitioner's Guide to Neuroscience-Informed Cognitive-Behavior Therapy" (PDF), Journal of Mental Health Counseling, 37 (3): 206–20, doi:10.17744/1040-2861-37.3.206, archived from the original (PDF) on 15
August 2016, retrieved 6 July 2016
{{citation}}: Check date values in:|archive-date=(help); line feed character in|archive-date=at position 3 (help) - ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Benjamin CL, Puleo CM, Settipani CA, et al. (2011), "History of cognitive-behavioral therapy in youth", Child and Adolescent Psychiatric Clinics of North America, 20 (2): 179–189, doi:10.1016/j.chc.2011.01.011, PMC 3077930, PMID 21440849
- ↑ McKay D, Sookman D, Neziroglu F, Wilhelm S, Stein DJ, Kyrios M, et al. (February 2015). "Efficacy of cognitive-behavioral therapy for obsessive-compulsive disorder". Psychiatry Research. 225 (3): 236–246. doi:10.1016/j.psychres.2014.11.058. PMID 25613661. S2CID 1688229.
- ↑ Zhu Z, Zhang L, Jiang J, Li W, Cao X, Zhou Z, et al. (December 2014). "Comparison of psychological placebo and waiting list control conditions in the assessment of cognitive behavioral therapy for the treatment of generalized anxiety disorder: a meta-analysis". Shanghai Archives of Psychiatry. 26 (6): 319–331. doi:10.11919/j.issn.1002-0829.214173. PMC 4311105. PMID 25642106.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ Agras WS, Bohon C (May 2021). "Cognitive Behavioral Therapy for the Eating Disorders". Annual Review of Clinical Psychology. 17 (1): 417–438. doi:10.1146/annurev-clinpsy-081219-110907. PMID 33962536. S2CID 233998712.
- ↑ Powell K (16 December 2021). "Searching for a better treatment for eating disorders". Knowable Magazine (به انگلیسی). doi:10.1146/knowable-121621-1. Archived from the original on Dec 22, 2021. Retrieved 23 December 2021.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ APA Div. 12 (Society of Clinical Psychology) (2017). "What is Cognitive Behavioral Therapy?". American Psychological Association. Retrieved 10 May 2021.
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامKnouseLEوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Johansson R, Andersson G (July 2012). "Internet-based psychological treatments for depression". Expert Review of Neurotherapeutics. 12 (7): 861–869, quiz 870. doi:10.1586/ern.12.63. PMID 22853793. S2CID 207221630.
- ↑ David D, Cristea I, Hofmann SG (29 January 2018). "Why Cognitive Behavioral Therapy Is the Current Gold Standard of Psychotherapy". Frontiers in Psychiatry. 9. doi:10.3389/fpsyt.2018.00004. PMC 5797481. PMID 29434552.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Hofmann SG, Asmundson GJ, Beck AT (June 2013). "The science of cognitive therapy". Behavior Therapy. 44 (2): 199–212. doi:10.1016/j.beth.2009.01.007. PMID 23611069.
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Schacter DL, Gilbert DT, Wegner DM (2010), Psychology (2nd ed.), New York: Worth Pub, p. 600
- ↑ Brewin CR (1996). "Theoretical foundations of cognitive-behavior therapy for anxiety and depression". Annual Review of Psychology. 47: 33–57. doi:10.1146/annurev.psych.47.1.33. PMID 8624137.
- ↑ Gartlehner G, Wagner G, Matyas N, Titscher V, Greimel J, Lux L, et al. (June 2017). "Pharmacological and non-pharmacological treatments for major depressive disorder: review of systematic reviews". BMJ Open. 7 (6). doi:10.1136/bmjopen-2016-014912. PMC 5623437. PMID 28615268.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Davidson K, Tyrer P, Gumley A, Tata P, Norrie J, Palmer S, et al. (October 2006). "A randomized controlled trial of cognitive behavior therapy for borderline personality disorder: rationale for trial, method, and description of sample". Journal of Personality Disorders. 20 (5): 431–449. doi:10.1521/pedi.2006.20.5.431. PMC 1847748. PMID 17032157.
- ↑ March J, Silva S, Petrycki S, Curry J, Wells K, Fairbank J, et al. (Treatment for Adolescents With Depression Study (TADS) Team) (August 2004). "Fluoxetine, cognitive-behavioral therapy, and their combination for adolescents with depression: Treatment for Adolescents With Depression Study (TADS) randomized controlled trial". JAMA. 292 (7): 807–820. doi:10.1001/jama.292.7.807. PMID 15315995.
- ↑ ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ Baardseth TP, Goldberg SB, Pace BT, Wislocki AP, Frost ND, Siddiqui JR, et al. (April 2013). "Cognitive-behavioral therapy versus other therapies: redux". Clinical Psychology Review. 33 (3): 395–405. doi:10.1016/j.cpr.2013.01.004. PMID 23416876.
- ↑ Shedler J (2010). "The efficacy of psychodynamic psychotherapy" (PDF). The American Psychologist. 65 (2): 98–109. CiteSeerX ۱۰٫۱٫۱٫۶۰۷٫۲۹۸۰. doi:10.1037/a0018378. PMID 20141265. S2CID ۲۰۳۴۰۹۰. Archived from the original (PDF) on 9 August 2017. Retrieved 26 October 2017.
{{cite journal}}: Check|citeseerx=value (help); Check|s2cid=value (help) - ↑ ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ۲۱٫۲ Barth J, Munder T, Gerger H, Nüesch E, Trelle S, Znoj H, et al. (2013). "Comparative efficacy of seven psychotherapeutic interventions for patients with depression: a network meta-analysis". PLOS Medicine. 10 (5). doi:10.1371/journal.pmed.1001454. PMC 3665892. PMID 23723742.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ "Practice guidelines for the treatment of patients with panic disorder". American Journal of Psychiatry: 1–34. 1998.
- ↑ Chambless; Baker; Baucom; Beutler; Calhoun; Crits-Christoph (1998). "Update on empirically validated therapies". The Clinical Psychologist: 51, 3–16.
- ↑ McIntosh, A.; Cohen, A.; Turnbull, N.; Esmonde, L.; Dennis, P.; Eatock, J. (2004). Clinical guidelines and evidence review for panic disorder and generalized anxiety disorders. Sheffield, UK: University of Sheffield/London: National Collaborating Centre for Primary Care.
- ↑ Donald Robertson (2010). The Philosophy of Cognitive-Behavioural Therapy: Stoicism as Rational and Cognitive Psychotherapy. London: Karnac. p. xix. ISBN 978-1-85575-756-1.
- ↑ Beck AT, Rush AJ, Shaw BF, Emery G (1979). Cognitive Therapy of Depression. New York: Guilford Press. p. 8. ISBN 978-0-89862-000-9.
- ↑ Engler B (2006). Personality theories (7th ed.). Boston: Houghton Mifflin Company. p. 424.
- ↑ Bistricky SL (June 2013). "Mill and mental phenomena: critical contributions to a science of cognition". Behavioral Sciences. 3 (2): 217–231. doi:10.3390/bs3020217. PMC 4217623. PMID 25379235.
- ↑ Robinson DN (1995). An intellectual history of psychology (3rd ed.). Madison, WI: University of Wisconsin Press.
- ↑ Gilbert P (2009). The compassionate mind: a new approach to life's challenges (1st ed.). London: Constable. ISBN 978-1-84529-713-8.
- ↑ Nakao, Mutsuhiro; Shirotsuki, Kentaro; Sugaya, Nagisa (2021-10-03). "Cognitive–behavioral therapy for management of mental health and stress-related disorders: Recent advances in techniques and technologies". BioPsychoSocial Medicine. 15 (1): 16. doi:10.1186/s13030-021-00219-w. ISSN 1751-0759. PMC 8489050. PMID 34602086.
- ↑ ۳۲٫۰۰ ۳۲٫۰۱ ۳۲٫۰۲ ۳۲٫۰۳ ۳۲٫۰۴ ۳۲٫۰۵ ۳۲٫۰۶ ۳۲٫۰۷ ۳۲٫۰۸ ۳۲٫۰۹ ۳۲٫۱۰ Trull TJ (2007). Clinical psychology (7th ed.). Belmont, CA: Thomson/Wadsworth.
- ↑ ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ ۳۳٫۳ ۳۳٫۴ ۳۳٫۵ Rachman S (1997). "The evolution of cognitive behaviour therapy". In Clark D, Fairburn CG, Gelder MG (eds.). Science and practice of cognitive behaviour therapy. Oxford: Oxford University Press. pp. 1–26. ISBN 978-0-19-262726-1.
- ↑ Jones MC (1924). "The Elimination of Children's Fears". Journal of Experimental Psychology. 7 (5): 382–390. doi:10.1037/h0072283.
- ↑ ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ ۳۵٫۲ Corsini RJ, Wedding D, eds. (2008). Current psychotherapies (8th ed.). Belmont, CA: Thomson Brooks/Cole.
- ↑ Eysenck HJ (October 1952). "The effects of psychotherapy: an evaluation". Journal of Consulting Psychology. 16 (5): 319–324. doi:10.1037/h0063633. PMID 13000035.
- ↑ Kelly H (26 March 2020). "Desperately Seeking Hope and Help for Your Nerves? Try Reading 'Hope and Help for Your Nerves'". The New York Times. The New York Times. Retrieved 21 January 2021.
- ↑ ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ ۳۸٫۳ Wilson GT (2008). "Behavior therapy". In Corsini RJ, Wedding D (eds.). Current psychotherapies (8th ed.). Belmont, CA: Thomson Brooks/Cole. pp. 63–106.
- ↑ ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ Mosak HH, Maniacci M (2008). "Adlerian psychotherapy". In Corsini RJ, Wedding D (eds.). Current psychotherapies (8th ed.). Belmont, CA: Thomson Brooks/Cole. pp. 63–106.
- ↑ "The truth is indeed sobering A Response to Dr. Lance Dodes (Part Two) > Detroit Legal News". legalnews.com. Retrieved 2022-11-18.
- ↑ "The truth is indeed sobering A Response to Dr. Lance Dodes (Part Two)". legalnews.com. Detroit Legal News. Retrieved 16 May 2020.
- ↑ Ellis A (2008). "Rational emotive behavior therapy". In Corsini RJ, Wedding D (eds.). Current psychotherapies (8th ed.). Belmont, CA: Thomson Brooks/Cole. pp. 63–106.
- ↑ Ellis, Albert (1989). "Rational Psychotherapy". TACD Journal. 17 (1): 67–80. doi:10.1080/1046171x.1989.12034348. ISSN 1046-171X.
- ↑ ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ Beck JS (2021). Cognitive Behavior Therapy, Third Edition: Basics and Beyond (به انگلیسی). Guilford Press. p. 6. ISBN 978-1-60918-506-0.
- ↑ ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ ۴۵٫۲ Oatley K (2004). Emotions: A brief history. Malden, MA: Blackwell Publishing. p. 53.
- ↑ Folsom TD, Merz A, Grant JE, Fatemi N, Fatemi SA, Fatemi SH (2016). "Profiles in History of Neuroscience and Psychiatry". The Medical Basis of Psychiatry. New York: Springer. pp. 925–1007. doi:10.1007/978-1-4939-2528-5_42. ISBN 978-1-4939-2527-8.
- ↑ Thorpe GL, Olson SL (1997). Behavior therapy: Concepts, procedures, and applications (2nd ed.). Boston, MA: Allyn & Bacon.
- ↑ Checklist, Anxiety. "Understanding CBT for Anxiety: An Evidence-Based Approach to Mental Wellness | Anxiety Checklist". anxietychecklist.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-03-15.
- ↑ Rachman, S. (2015-01-02). "The evolution of behaviour therapy and cognitive behaviour therapy". Behaviour Research and Therapy. 64: 1–8. doi:10.1016/j.brat.2014.10.006. ISSN 1873-622X. PMID 25462876.
- ↑ Hayes SC, Hofmann SG (October 2017). "The third wave of cognitive behavioral therapy and the rise of process-based care". World Psychiatry. 16 (3): 245–246. doi:10.1002/wps.20442. PMC 5608815. PMID 28941087.
- ↑ Hunot V, Moore TH, Caldwell DM, Furukawa TA, Davies P, Jones H, et al. (Cochrane Common Mental Disorders Group) (October 2013). "'Third wave' cognitive and behavioural therapies versus other psychological therapies for depression". The Cochrane Database of Systematic Reviews (10). doi:10.1002/14651858.CD008704.pub2. PMC 12107518. PMID 24142844. S2CID 1872743.
{{cite journal}}: Check|pmc=value (help); Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Rimes, Katharine A.; Smith, Patrick; Bridge, Livia (November 2023). "Low self-esteem: a refined cognitive behavioural model". Behavioural and Cognitive Psychotherapy (به انگلیسی). 51 (6): 579–594. doi:10.1017 S1352465823000048. ISSN 1352-4658. PMID 37170762.
{{cite journal}}: Check|doi=value (help)
This article incorporates text from this source, which is available under the CC BY 4.0 license.
- ↑ Otte C (2011). "Cognitive behavioral therapy in anxiety disorders: current state of the evidence". Dialogues in Clinical Neuroscience. 13 (4): 413–421. doi:10.31887/DCNS.2011.13.4/cotte. PMC 3263389. PMID 22275847.
- ↑ ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ Robinson E, Titov N, Andrews G, McIntyre K, Schwencke G, Solley K (June 2010). García AV (ed.). "Internet treatment for generalized anxiety disorder: a randomized controlled trial comparing clinician vs. technician assistance". PLOS ONE. 5 (6). Bibcode:2010PLoSO...510942R. doi:10.1371/journal.pone.0010942. PMC 2880592. PMID 20532167.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Harrison A, Fernández de la Cruz L, Enander J, Radua J, Mataix-Cols D (August 2016). "Cognitive-behavioral therapy for body dysmorphic disorder: A systematic review and meta-analysis of randomized controlled trials". Clinical Psychology Review (Submitted manuscript). 48: 43–51. doi:10.1016/j.cpr.2016.05.007. PMID 27393916. S2CID 19454310.
- ↑ ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ Driessen E, Hollon SD (September 2010). "Cognitive behavioral therapy for mood disorders: efficacy, moderators and mediators". The Psychiatric Clinics of North America. 33 (3): 537–555. doi:10.1016/j.psc.2010.04.005. PMC 2933381. PMID 20599132.
- ↑ ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ Foroushani PS, Schneider J, Assareh N (August 2011). "Meta-review of the effectiveness of computerised CBT in treating depression". BMC Psychiatry. 11 (1). doi:10.1186/1471-244X-11-131. PMC 3180363. PMID 21838902.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ ۵۸٫۰۰ ۵۸٫۰۱ ۵۸٫۰۲ ۵۸٫۰۳ ۵۸٫۰۴ ۵۸٫۰۵ ۵۸٫۰۶ ۵۸٫۰۷ ۵۸٫۰۸ ۵۸٫۰۹ ۵۸٫۱۰ ۵۸٫۱۱ ۵۸٫۱۲ INSERM Collective Expertise Centre (2000). Psychotherapy: Three approaches evaluated (Report). Paris, France: Institut national de la santé et de la recherche médicale. PMID 21348158. NCBI bookshelf NBK7123.
- ↑ ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ Murphy R, Straebler S, Cooper Z, Fairburn CG (September 2010). "Cognitive behavioral therapy for eating disorders". The Psychiatric Clinics of North America. 33 (3): 611–627. doi:10.1016/j.psc.2010.04.004. PMC 2928448. PMID 20599136.
- ↑ ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ ۶۰٫۲ ۶۰٫۳ ۶۰٫۴ Gatchel RJ, Rollings KH (2008). "Evidence-informed management of chronic low back pain with cognitive behavioral therapy". The Spine Journal. 8 (1): 40–44. doi:10.1016/j.spinee.2007.10.007. PMC 3237294. PMID 18164452.
- ↑ Matusiewicz AK, Hopwood CJ, Banducci AN, Lejuez CW (September 2010). "The effectiveness of cognitive behavioral therapy for personality disorders". The Psychiatric Clinics of North America. 33 (3): 657–685. doi:10.1016/j.psc.2010.04.007. PMC 3138327. PMID 20599139.
- ↑ ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ Gutiérrez M, Sánchez M, Trujillo A, Sánchez L (2009). "Cognitive-behavioral therapy for chronic psychosis" (PDF). Actas Españolas de Psiquiatría. 37 (2): 106–114. PMID 19401859.
- ↑ Rathod S, Phiri P, Kingdon D (September 2010). "Cognitive behavioral therapy for schizophrenia". The Psychiatric Clinics of North America. 33 (3): 527–536. doi:10.1016/j.psc.2010.04.009. PMID 20599131. S2CID 5798588.
- ↑ ۶۴٫۰ ۶۴٫۱ McHugh RK, Hearon BA, Otto MW (September 2010). "Cognitive behavioral therapy for substance use disorders". The Psychiatric Clinics of North America. 33 (3): 511–525. doi:10.1016 j.psc.2010.04.012. PMC 2897895. PMID 20599130.
{{cite journal}}: Check|doi=value (help) - ↑ ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ ۶۵٫۲ Hassett AL, Gevirtz RN (May 2009). "Nonpharmacologic treatment for fibromyalgia: patient education, cognitive-behavioral therapy, relaxation techniques, and complementary and alternative medicine". Rheumatic Disease Clinics of North America. 35 (2): 393–407. doi:10.1016/j.rdc.2009.05.003. PMC 2743408. PMID 19647150.
- ↑ Mehta S, Orenczuk S, Hansen KT, Aubut JA, Hitzig SL, Legassic M, Teasell RW (February 2011). "An evidence-based review of the effectiveness of cognitive behavioral therapy for psychosocial issues post-spinal cord injury". Rehabilitation Psychology. 56 (1): 15–25. doi:10.1037/a0022743. PMC 3206089. PMID 21401282.
- ↑ Seligman LD, Ollendick TH (April 2011). "Cognitive-behavioral therapy for anxiety disorders in youth". Child and Adolescent Psychiatric Clinics of North America. 20 (2): 217–238. doi:10.1016/j.chc.2011.01.003. PMC 3091167. PMID 21440852.
- ↑ Phillips KA, Rogers J (April 2011). "Cognitive-behavioral therapy for youth with body dysmorphic disorder: current status and future directions". Child and Adolescent Psychiatric Clinics of North America. 20 (2): 287–304. doi:10.1016/j.chc.2011.01.004. PMC 3070293. PMID 21440856.
- ↑ Spirito A, Esposito-Smythers C, Wolff J, Uhl K (April 2011). "Cognitive-behavioral therapy for adolescent depression and suicidality". Child and Adolescent Psychiatric Clinics of North America. 20 (2): 191–204. doi:10.1016/j.chc.2011.01.012. PMC 3073681. PMID 21440850.
- ↑ Wilfley DE, Kolko RP, Kass AE (April 2011). "Cognitive-behavioral therapy for weight management and eating disorders in children and adolescents". Child and Adolescent Psychiatric Clinics of North America. 20 (2): 271–285. doi:10.1016/j.chc.2011.01.002. PMC 3065663. PMID 21440855.
- ↑ Boileau B (2011). "A review of obsessive-compulsive disorder in children and adolescents". Dialogues in Clinical Neuroscience. 13 (4): 401–411. doi:10.31887/DCNS.2011.13.4/bboileau. PMC 3263388. PMID 22275846.
- ↑ Kowalik J, Weller J, Venter J, Drachman D (September 2011). "Cognitive behavioral therapy for the treatment of pediatric posttraumatic stress disorder: a review and meta-analysis". Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry. 42 (3): 405–413. doi:10.1016/j.jbtep.2011.02.002. PMID 21458405.
- ↑ Flessner CA (April 2011). "Cognitive-behavioral therapy for childhood repetitive behavior disorders: tic disorders and trichotillomania". Child and Adolescent Psychiatric Clinics of North America. 20 (2): 319–328. doi:10.1016/j.chc.2011.01.007. PMC 3074180. PMID 21440858.
- ↑ Cognitive therapy with children and adolescents: A casebook for clinical practice (2nd ed.). New York: Guilford Press. 2003. ISBN 978-1-57230-853-4. OCLC 50694773.
- ↑ Lorenc T, Lester S, Sutcliffe K, Stansfield C, Thomas J (May 2020). "Interventions to support people exposed to adverse childhood experiences: systematic review of systematic reviews". BMC Public Health. 20 (1). doi:10.1186/s12889-020-08789-0. PMC 7216383. PMID 32397975.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ "UKCP response to Andy Burnham's speech on mental health" (Press release). UK Council for Psychotherapy. 1 February 2012. Archived from the original on 21 February 2013. Retrieved 26 April 2013.
- ↑ Leahy RL (23 November 2011). "Cognitive-Behavioral Therapy: Proven Effectiveness". Psychology Today.
- ↑ Kirsch I, Montgomery G, Sapirstein G (April 1995). "Hypnosis as an adjunct to cognitive-behavioral psychotherapy: a meta-analysis". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 63 (2): 214–220. doi:10.1037/0022-006X.63.2.214. PMID 7751482.
- ↑ Elkins G, Johnson A, Fisher W (April 2012). "Cognitive hypnotherapy for pain management". The American Journal of Clinical Hypnosis. 54 (4): 294–310. doi:10.1080/00029157.2011.654284. PMID 22655332. S2CID 40604946.
- ↑ "Cognitive behavioural therapy for the management of common mental health problems" (PDF). National Institute for Health and Clinical Excellence. April 2008. Archived from the original (PDF) on 5 November 2013. Retrieved 4 November 2013.
- ↑ Hirschfeld RM (2006). "Guideline Watch: Practice Guideline for the Treatment of Patients With Bipolar Disorder, 2nd Edition" (PDF). APA Practice Guidelines for the Treatment of Psychiatric Disorders: Comprehensive Guidelines and Guideline Watches. Vol. 1. American Psychiatric Association. ISBN 978-0-89042-336-3. Archived (PDF) from the original on 2017-07-12.
- ↑ "Veterans Affairs and Department of Defence Clinical Practice Guideline for the Management of Major Depressive Disorder". www.healthquality.va.gov (به انگلیسی). 2022. Retrieved 2025-01-01.
- ↑ Hofmann SG, Smits JA (April 2008). "Cognitive-behavioral therapy for adult anxiety disorders: a meta-analysis of randomized placebo-controlled trials". The Journal of Clinical Psychiatry. 69 (4): 621–632. doi:10.4088/JCP.v69n0415. PMC 2409267. PMID 18363421.
- ↑ James AC, Reardon T, Soler A, James G, Creswell C, et al. (Cochrane Common Mental Disorders Group) (November 2020). "Cognitive behavioural therapy for anxiety disorders in children and adolescents". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2020 (11). doi:10.1002/14651858.CD013162.pub2. PMC 8092480. PMID 33196111.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ Leichsenring F (April 2001). "Comparative effects of short-term psychodynamic psychotherapy and cognitive-behavioral therapy in depression: a meta-analytic approach". Clinical Psychology Review. 21 (3): 401–419. doi:10.1016/S0272-7358(99)00057-4. PMID 11288607.
- ↑ ۸۶٫۰ ۸۶٫۱ ۸۶٫۲ Tolin DF (August 2010). "Is cognitive-behavioral therapy more effective than other therapies? A meta-analytic review". Clinical Psychology Review. 30 (6): 710–720. doi:10.1016/j.cpr.2010.05.003. PMID 20547435.
- ↑ ۸۷٫۰ ۸۷٫۱ ۸۷٫۲ Cuijpers P, van Straten A, Andersson G, van Oppen P (December 2008). "Psychotherapy for depression in adults: a meta-analysis of comparative outcome studies". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 76 (6): 909–922. doi:10.1037/a0013075. PMID 19045960. S2CID 23341989.
- ↑ ۸۸٫۰ ۸۸٫۱ Høifødt RS, Strøm C, Kolstrup N, Eisemann M, Waterloo K (October 2011). "Effectiveness of cognitive behavioural therapy in primary health care: a review". Family Practice. 28 (5): 489–504. doi:10.1093/fampra/cmr017. PMID 21555339.
- ↑ Steele, Dale W.; Caputo, Eduardo L.; Kanaan, Ghid; Zahradnik, Michael L.; Brannon, Elizabeth; Freeman, Jennifer B.; Balk, Ethan M.; Trikalinos, Thomas A.; Adam, Gaelen P. (2024-12-06). Diagnosis and Management of Obsessive Compulsive Disorders in Children: A Systematic Review (Report). Agency for Healthcare Research and Quality (AHRQ). doi:10.23970/ahrqepccer276.
- ↑ Clark, David A.; Beck, Aaron T. (2023). The anxiety and worry workbook: the cognitive behavioral solution. Psychology (به انگلیسی) (Second ed.). New York London: The Guilford Press. p. 37. ISBN 978-1-4625-4616-9.
- ↑ ۹۱٫۰ ۹۱٫۱ Turk, Dennis C.; Salovey, Peter (1985-02-01). "Cognitive structures, cognitive processes, and cognitive-behavior modification: I. client issues". Cognitive Therapy and Research (به انگلیسی). 9 (1): 1–17. doi:10.1007/BF01178747. ISSN 1573-2819.
- ↑ ۹۲٫۰ ۹۲٫۱ Neale JM, Davison GC (2001). Abnormal psychology (8th ed.). New York: John Wiley & Sons. p. 247. ISBN 978-0-471-31811-8.
- ↑ ۹۳٫۰ ۹۳٫۱ Mehta, Mansi H.; Grover, Rachel L.; DiDonato, Theresa E.; Kirkhart, Matthew W. (June 2019). "Examining the Positive Cognitive Triad: A Link Between Resilience and Well-Being". Psychological Reports (به انگلیسی). 122 (3): 776–788. doi:10.1177/0033294118773722. ISSN 0033-2941. PMID 29708049.
- ↑ ۹۴٫۰ ۹۴٫۱ Nowicki, Stephen; Iles-Caven, Yasmin; Kalechstein, Ari; Golding, Jean (June 29, 2021). "Editorial: Locus of Control: Antecedents, Consequences and Interventions Using Rotter's Definition". Frontiers in Psychology. 12. doi:10.3389/fpsyg.2021.698917. PMC 8275955. PMID 34267714.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ American Psychological Association | Division 12. "What is Exposure Therapy?" (PDF). div12.org/. Archived (PDF) from the original on 2022-10-10.
- ↑ "Definition of In Vivo Exposure". Ptsd.about.com. 9 June 2014. Archived from the original on 19 March 2016. Retrieved 14 August 2014.
- ↑ Mowrer OH (1960). Learning theory and behavior. New York: Wiley. OCLC 179388.[کدام صفحه؟]
- ↑ "One-session treatment is as effective as multi-session therapy for young people with phobias". NIHR Evidence. April 2023. doi:10.3310/nihrevidence_57627. S2CID 258149486.
- ↑ Wright B, Tindall L, Scott AJ, Lee E, Biggs K, Cooper C, et al. (October 2022). "One-session treatment compared with multisession CBT in children aged 7-16 years with specific phobias: the ASPECT non-inferiority RCT". Health Technology Assessment (به انگلیسی). 26 (42): 1–174. doi:10.3310/IBCT0609. PMC 9638885. PMID 36318050.
- ↑ Stanley B, Brown G, Brent DA, Wells K, Poling K, Curry J, et al. (October 2009). "Cognitive-behavioral therapy for suicide prevention (CBT-SP): treatment model, feasibility, and acceptability". Journal of the American Academy of Child and Adolescent Psychiatry. 48 (10): 1005–1013. doi:10.1097/chi.0b013e3181b5dbfe. PMC 2888910. PMID 19730273.
- ↑ McCracken LM, Vowles KE (2014). "Acceptance and commitment therapy and mindfulness for chronic pain: model, process, and progress". The American Psychologist. 69 (2): 178–187. doi:10.1037/a0035623. PMID 24547803. S2CID 16276904.
- ↑ "Acceptance and Commitment Therapy | Psychology Today". www.psychologytoday.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-03-15.
- ↑ "Randomized Clinical Trial of Cognitive Behavioral Therapy (CBT) Versus Acceptance and Commitment Therapy (ACT) for Mixed Anxiety Disorders" (PDF). The Happiness Trap. Archived (PDF) from the original on 2022-10-10.
- ↑ "MoodGYM". Archived from the original on 21 February 2013. Retrieved 22 November 2012.
- ↑ ۱۰۵٫۰ ۱۰۵٫۱ Titov N, Andrews G, Sachdev P (July 2010). "Computer-delivered cognitive behavioural therapy: effective and getting ready for dissemination". F1000 Medicine Reports. 2: 49. doi:10.3410/M2-49. PMC 2950044. PMID 20948835.
- ↑ Williams AD, Andrews G (2013). Andersson G (ed.). "The effectiveness of Internet cognitive behavioural therapy (iCBT) for depression in primary care: a quality assurance study". PLOS ONE. 8 (2). Bibcode:2013PLoSO...857447W. doi:10.1371/journal.pone.0057447. PMC 3579844. PMID 23451231.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Khanna MS, Kendall PC (October 2010). "Computer-assisted cognitive behavioral therapy for child anxiety: results of a randomized clinical trial" (PDF). Journal of Consulting and Clinical Psychology. American Psychological Association. 78 (5): 737–745. doi:10.1037/a0019739. PMID 20873909. Archived from the original (PDF) on 3 December 2013. Retrieved 1 December 2013.
- ↑ ۱۰۸٫۰ ۱۰۸٫۱ Schneider J. "Computerised CBT for Common Mental Disorders: RCT of a Workplace Intervention" (PDF). Archived from the original (PDF) on 3 December 2013. Retrieved 29 January 2013.
- ↑ ۱۰۹٫۰ ۱۰۹٫۱ "MoodGym no better than informational websites, according to new workplace RCT". 20 September 2012. Archived from the original on 16 November 2012. Retrieved 29 January 2013.
- ↑ Spence SH, Donovan CL, March S, Gamble A, Anderson RE, Prosser S, Kenardy J (October 2011). "A randomized controlled trial of online versus clinic-based CBT for adolescent anxiety". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 79 (5): 629–642. doi:10.1037/a0024512. hdl:10072/43516. PMID 21744945. S2CID 19631532.
- ↑ ۱۱۱٫۰ ۱۱۱٫۱ Bentz, Dorothée; Michael, Tanja; de Quervain, Dominique J. -F.; Wilhelm, Frank H. (2010-03-24). "Enhancing exposure therapy for anxiety disorders with glucocorticoids: from basic mechanisms of emotional learning to clinical applications". Journal of Anxiety Disorders. 24 (2): 223–230. doi:10.1016/j.janxdis.2009.10.011. ISSN 1873-7897. PMID 19962269.
- ↑ Seligman M, Schulman P, DeRubeis R, Hollon S (1999). "The prevention of depression and anxiety". Prevention & Treatment. 2 (1): 1111–1126. CiteSeerX 10.1.1.421.9996. doi:10.1037/1522-3736.2.1.28a. S2CID 211577.
- ↑ Schmidt NB, Eggleston AM, Woolaway-Bickel K, Fitzpatrick KK, Vasey MW, Richey JA (2007). "Anxiety Sensitivity Amelioration Training (ASAT): a longitudinal primary prevention program targeting cognitive vulnerability". Journal of Anxiety Disorders. 21 (3): 302–319. doi:10.1016/j.janxdis.2006.06.002. PMID 16889931.
- ↑ Higgins DM, Hecker JE (August 2008). "A randomized trial of brief cognitive-behavioral therapy for prevention of generalized anxiety disorder". The Journal of Clinical Psychiatry. 69 (8): 1336. doi:10.4088/JCP.v69n0819a. PMID 18816156.
- ↑ Meulenbeek P, Willemse G, Smit F, van Balkom A, Spinhoven P, Cuijpers P (April 2010). "Early intervention in panic: pragmatic randomised controlled trial". The British Journal of Psychiatry. 196 (4): 326–331. doi:10.1192/bjp.bp.109.072504. PMID 20357312.
- ↑ Gardenswartz CA, Craske MG (2001). "Prevention of panic disorder". Behavior Therapy. 32 (4): 725–737. doi:10.1016/S0005-7894(01)80017-4.
- ↑ Aune T, Stiles TC (October 2009). "Universal-based prevention of syndromal and subsyndromal social anxiety: A randomized controlled study". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 77 (5): 867–879. doi:10.1037/a0015813. PMID 19803567.
- ↑ van't Veer-Tazelaar PJ, van Marwijk HW, van Oppen P, van Hout HP, van der Horst HE, Cuijpers P, et al. (March 2009). "Stepped-care prevention of anxiety and depression in late life: a randomized controlled trial". Archives of General Psychiatry. 66 (3): 297–304. doi:10.1001/archgenpsychiatry.2008.555. hdl:1871/16425. PMID 19255379.
- ↑ Stallard P, Sayal K, Phillips R, Taylor JA, Spears M, Anderson R, et al. (October 2012). "Classroom based cognitive behavioural therapy in reducing symptoms of depression in high risk adolescents: pragmatic cluster randomised controlled trial". BMJ. 345. doi:10.1136/bmj.e6058. PMC 3465253. PMID 23043090.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Clarke GN, Hawkins W, Murphy M, Sheeber L (1993). "School-Based Primary Prevention of Depressive Symptomatology in Adolescents: Findings from Two Studies". Journal of Adolescent Research. 8 (2): 183–204. doi:10.1177/074355489382004. S2CID 143775884.
- ↑ Cuijpers P, Muñoz RF, Clarke GN, Lewinsohn PM (July 2009). "Psychoeducational treatment and prevention of depression: the "Coping with Depression" course thirty years later". Clinical Psychology Review. 29 (5): 449–458. doi:10.1016/j.cpr.2009.04.005. PMID 19450912.
- ↑ ۱۲۲٫۰ ۱۲۲٫۱ da Costa RT, Rangé BP, Malagris LE, Sardinha A, de Carvalho MR, Nardi AE (July 2010). "Cognitive-behavioral therapy for bipolar disorder". Expert Review of Neurotherapeutics. 10 (7): 1089–1099. doi:10.1586/ern.10.75. PMID 20586690. S2CID 20590868.
- ↑ Chiang KJ, Tsai JC, Liu D, Lin CH, Chiu HL, Chou KR (4 May 2017). "Efficacy of cognitive-behavioral therapy in patients with bipolar disorder: A meta-analysis of randomized controlled trials". PLOS ONE. 12 (5). Bibcode:2017PLoSO..1276849C. doi:10.1371/journal.pone.0176849. PMC 5417606. PMID 28472082.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Kingdon D, Price J (17 April 2009). "Cognitive-behavioral Therapy in Severe Mental Illness". Psychiatric Times. 26 (5).
- ↑ Liu YC, Tang CC, Hung TT, Tsai PC, Lin MF (April 2018). "The Efficacy of Metacognitive Training for Delusions in Patients With Schizophrenia: A Meta-Analysis of Randomized Controlled Trials Informs Evidence-Based Practice". Worldviews on Evidence-Based Nursing. 15 (2): 130–139. doi:10.1111/wvn.12282. PMID 29489070. S2CID 4328727.
- ↑ Sauvé G, Lavigne KM, Pochiet G, Brodeur MB, Lepage M (June 2020). "Efficacy of psychological interventions targeting cognitive biases in schizophrenia: A systematic review and meta-analysis". Clinical Psychology Review. 78. doi:10.1016/j.cpr.2020.101854. PMID 32361339. S2CID 218490087.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ "Psychosis and schizophrenia in adults: updated NICE guidance for 2014". National Elf Service. 19 February 2014.
- ↑ "Psychosis and schizophrenia". nice.org.uk. Archived from the original on 20 April 2019. Retrieved 25 July 2016.
- ↑ ۱۲۹٫۰ ۱۲۹٫۱ Lynch D, Laws KR, McKenna PJ (2010-01-03). "Cognitive behavioural therapy for major psychiatric disorder: does it really work? A meta-analytical review of well-controlled trials". Psychological Medicine. 40 (1): 9–24. doi:10.1017/S003329170900590X. hdl:2299/5741. ISSN 1469-8978. PMID 19476688.
- ↑ Jones C, Hacker D, Xia J, Meaden A, Irving CB, Zhao S, et al. (Cochrane Schizophrenia Group) (December 2018). "Cognitive behavioural therapy plus standard care versus standard care for people with schizophrenia". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2018 (12). doi:10.1002/14651858.CD007964.pub2. PMC 6517137. PMID 30572373.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Jones C, Hacker D, Meaden A, Cormac I, Irving CB, Xia J, et al. (November 2018). "Cognitive behavioural therapy plus standard care versus standard care plus other psychosocial treatments for people with schizophrenia". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 11 (6). doi:10.1002/14651858.CD008712.pub3. PMC 6516879. PMID 30480760.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Okuda M, Balán I, Petry NM, Oquendo M, Blanco C (December 2009). "Cognitive-behavioral therapy for pathological gambling: cultural considerations". The American Journal of Psychiatry. 166 (12): 1325–1330. doi:10.1176/appi.ajp.2009.08081235. PMC 2789341. PMID 19952084.
- ↑ "Cognitive–Behavioral Therapy for Pathological Gamblers" (PDF). Archived from the original (PDF) on 19
September 2016.
{{cite web}}: Check date values in:|archive-date=(help); line feed character in|archive-date=at position 3 (help); line feed character in|title=at position 21 (help) - ↑ Cowlishaw S, Merkouris S, Dowling N, Anderson C, Jackson A, Thomas S, et al. (Cochrane Common Mental Disorders Group) (November 2012). "Psychological therapies for pathological and problem gambling". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2012 (11). doi:10.1002/14651858.CD008937.pub2. PMC 11955261. PMID 23152266.
{{cite journal}}: Check|pmc=value (help); Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ "Association for Behavioral and Cognitive Therapies; Tobacco Dependence". Association for Behavioral and Cognitive Therapies. 11 March 2021.
{{cite web}}: line feed character in|title=at position 12 (help) - ↑ Killen JD, Fortmann SP, Schatzberg AF, Arredondo C, Murphy G, Hayward C, et al. (August 2008). "Extended cognitive behavior therapy for cigarette smoking cessation". Addiction. 103 (8): 1381–1390. doi:10.1111/j.1360-0443.2008.02273.x. PMC 4119230. PMID 18855829.
- ↑ Hitsman B, Borrelli B, McChargue DE, Spring B, Niaura R (August 2003). "History of depression and smoking cessation outcome: a meta-analysis". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 71 (4): 657–663. doi:10.1037/0022-006X.71.4.657. PMID 12924670. S2CID 524006.
- ↑ Barnes J, McRobbie H, Dong CY, Walker N, Hartmann-Boyce J (June 2019). "Hypnotherapy for smoking cessation". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2019 (6). doi:10.1002/14651858.CD001008.pub3. PMC 6568235. PMID 31198991.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Magill M, Ray LA (July 2009). "Cognitive-behavioral treatment with adult alcohol and illicit drug users: a meta-analysis of randomized controlled trials". Journal of Studies on Alcohol and Drugs. 70 (4): 516–527. doi:10.15288/jsad.2009.70.516. PMC 2696292. PMID 19515291.
- ↑ Perry AE, Martyn-St James M, Burns L, Hewitt C, Glanville JM, Aboaja A, et al. (December 2019). "Interventions for female drug-using offenders". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2019 (12). doi:10.1002/14651858.CD010910.pub3. PMC 6910124. PMID 31834635.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Boness, Cassandra L.; Votaw, Victoria R.; Schwebel, Frank J.; Moniz-Lewis, David I. K.; McHugh, R. Kathryn; Witkiewitz, Katie (27 February 2023). "An evaluation of cognitive behavioral therapy for substance use disorders: A systematic review and application of the society of clinical psychology criteria for empirically supported treatments". Clinical Psychology: Science and Practice (به انگلیسی). 30 (2): 129–142. doi:10.1037/cps0000131. ISSN 1468-2850. PMC 10572095. PMID 37840853.
- ↑ "What Is Cognitive Behavioral Therapy? Expert Dr. Mendonsa Explains". Sprout Health Group (به انگلیسی). 21 October 2019. Retrieved 15 November 2019.
- ↑ National Institute on Drug Abuse. "Cognitive-Behavioral Therapy (Alcohol, Marijuana, Cocaine, Methamphetamine, Nicotine)". drugabuse.gov (به انگلیسی). Archived from the original on 4 June 2020. Retrieved 15 November 2019.
- ↑ Young K (2011). "CBT-IA: The First Treatment Model for Internet Addiction" (PDF). Journal of Cognitive Psychotherapy. 25 (4): 304–310. doi:10.1891/0889-8391.25.4.304. S2CID 144190312. Archived (PDF) from the original on 2022-10-10.
- ↑ Linardon J, Wade TD, de la Piedad Garcia X, Brennan L (November 2017). "The efficacy of cognitive-behavioral therapy for eating disorders: A systematic review and meta-analysis". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 85 (11): 1080–1094. doi:10.1037/ccp0000245. PMID 29083223. S2CID 8002347.
- ↑ Hay PP, Bacaltchuk J, Stefano S, Kashyap P, et al. (Cochrane Common Mental Disorders Group) (October 2009). "Psychological treatments for bulimia nervosa and binging". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2009 (4). doi:10.1002/14651858.CD000562.pub3. PMC 7034415. PMID 19821271.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Benevides TW, Shore SM, Andresen ML, Caplan R, Cook B, Gassner DL, et al. (August 2020). "Interventions to address health outcomes among autistic adults: A systematic review". Autism. 24 (6): 1345–1359. doi:10.1177/1362361320913664. PMC 7787674. PMID 32390461.
- ↑ Wood JJ, Drahota A, Sze K, Har K, Chiu A, Langer DA (March 2009). "Cognitive behavioral therapy for anxiety in children with autism spectrum disorders: a randomized, controlled trial". Journal of Child Psychology and Psychiatry, and Allied Disciplines. 50 (3): 224–234. doi:10.1111/j.1469-7610.2008.01948.x. PMC 4231198. PMID 19309326.
- ↑ Elliott SJ, Marshall D, Morley K, Uphoff E, Kumar M, Meader N, et al. (Cochrane Developmental, Psychosocial and Learning Problems Group) (September 2021). "Behavioural and cognitive behavioural therapy for obsessive compulsive disorder (OCD) in individuals with autism spectrum disorder (ASD)". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2021 (9). doi:10.1002/14651858.CD013173.pub2. PMC 8543671. PMID 34693989.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ ۱۵۰٫۰ ۱۵۰٫۱ ۱۵۰٫۲ ۱۵۰٫۳ Orgeta V, Leung P, Del-Pino-Casado R, Qazi A, Orrell M, Spector AE, Methley AM (April 2022). "Psychological treatments for depression and anxiety in dementia and mild cognitive impairment". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2022 (4). doi:10.1002/14651858.CD009125.pub3. PMC 9035877. PMID 35466396.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Andrade C (September 2020). "Mean Difference, Standardized Mean Difference (SMD), and Their Use in Meta-Analysis: As Simple as It Gets". The Journal of Clinical Psychiatry. 81 (5). doi:10.4088/JCP.20f13681. PMID 32965803. S2CID 221865130.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ O'Doherty L, Whelan M, Carter GJ, Brown K, Tarzia L, Hegarty K, et al. (Cochrane Developmental, Psychosocial and Learning Problems Group) (October 2023). "Psychosocial interventions for survivors of rape and sexual assault experienced during adulthood". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2023 (10). doi:10.1002/14651858.CD013456.pub2. PMC 10552071. PMID 37795783.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Forman-Hoffman V, Middleton JC, Feltner C, Gaynes BN, Weber RP, Bann C, et al. (17 May 2018). Psychological and Pharmacological Treatments for Adults With Posttraumatic Stress Disorder: A Systematic Review Update (Report). Rockville, MD: Agency for Healthcare Research and Quality. doi:10.23970/ahrqepccer207. PMID 30204376.
- ↑ Scheeringa MS, Weems CF, Cohen JA, Amaya-Jackson L, Guthrie D (August 2011). "Trauma-focused cognitive-behavioral therapy for posttraumatic stress disorder in three-through six year-old children: a randomized clinical trial". Journal of Child Psychology and Psychiatry, and Allied Disciplines. 52 (8): 853–860. doi:10.1111/j.1469-7610.2010.02354.x. PMC 3116969. PMID 21155776.
- ↑ Gillies D, Maiocchi L, Bhandari AP, Taylor F, Gray C, O'Brien L, et al. (Cochrane Common Mental Disorders Group) (October 2016). "Psychological therapies for children and adolescents exposed to trauma". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2016 (10). doi:10.1002/14651858.CD012371. PMC 6457979. PMID 27726123.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Thomson AB, Page LA (October 2007). Thomson A (ed.). "Psychotherapies for hypochondriasis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2007 (4). doi:10.1002/14651858.CD006520.pub2. PMC 6956615. PMID 17943915.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Peterson, Bradley S.; Trampush, Joey; Maglione, Margaret; Bolshakova, Maria; Rozelle, Mary; Miles, Jeremy; Pakdaman, Sheila; Brown, Morah; Yagyu, Sachi; Motala, Aneesa; Hempel, Susanne (2024-04-01). "Treatments for ADHD in Children and Adolescents: A Systematic Review". Pediatrics (به انگلیسی). 153 (4). doi:10.1542/peds.2024-065787. ISSN 0031-4005. PMID 38523592.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ O'Brian S, Onslow M (June 2011). "Clinical management of stuttering in children and adults". BMJ. 342. doi:10.1136/bmj.d3742. PMID 21705407. S2CID 26821286.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Iverach L, Menzies RG, O'Brian S, Packman A, Onslow M (August 2011). "Anxiety and stuttering: continuing to explore a complex relationship". American Journal of Speech-Language Pathology. 20 (3): 221–232. doi:10.1044/1058-0360(2011/10-0091). PMID 21478283.
- ↑ Menzies RG, Onslow M, Packman A, O'Brian S (September 2009). "Cognitive behavior therapy for adults who stutter: a tutorial for speech-language pathologists". Journal of Fluency Disorders. 34 (3): 187–200. doi:10.1016/j.jfludis.2009.09.002. PMID 19948272. S2CID 38492355.
- ↑ Mitchell MD, Gehrman P, Perlis M, Umscheid CA (May 2012). "Comparative effectiveness of cognitive behavioral therapy for insomnia: a systematic review". BMC Family Practice. 13 (1). doi:10.1186/1471-2296-13-40. PMC 3481424. PMID 22631616.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ ۱۶۲٫۰ ۱۶۲٫۱ Espie CA, Kyle SD, Williams C, Ong JC, Douglas NJ, Hames P, Brown JS (June 2012). "A randomized, placebo-controlled trial of online cognitive behavioral therapy for chronic insomnia disorder delivered via an automated media-rich web application". Sleep. 35 (6): 769–781. doi:10.5665/sleep.1872. PMC 3353040. PMID 22654196.
- ↑ Tamminga SJ, Emal LM, Boschman JS, Levasseur A, Thota A, Ruotsalainen JH, et al. (May 2023). "Individual-level interventions for reducing occupational stress in healthcare workers". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2023 (5). doi:10.1002/14651858.CD002892.pub6. PMC 10175042. PMID 37169364.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Turner W, Macdonald GM, Dennis JA (January 2007). Turner W (ed.). "Cognitive-behavioural training interventions for assisting foster carers in the management of difficult behaviour". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2007 (1). doi:10.1002/14651858.CD003760.pub3. PMC 8728638. PMID 17253496. S2CID 43214648.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Smedslund G, Dalsbø TK, Steiro AK, Winsvold A, Clench-Aas J (July 2007). Smedslund G (ed.). "Cognitive behavioural therapy for men who physically abuse their female partner". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2012 (3). doi:10.1002/14651858.CD006048.pub2. PMID 17636823. S2CID 41205102.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Butler AC, Chapman JE, Forman EM, Beck AT (January 2006). "The empirical status of cognitive-behavioral therapy: a review of meta-analyses". Clinical Psychology Review. 26 (1): 17–31. CiteSeerX 10.1.1.413.7178. doi:10.1016/j.cpr.2005.07.003. PMID 16199119. S2CID 8511716.
- ↑ Lackner JM, Keefer L, Jaccard J, Firth R, Brenner D, Bratten J, et al. (November 2012). "The Irritable Bowel Syndrome Outcome Study (IBSOS): rationale and design of a randomized, placebo-controlled trial with 12 month follow up of self- versus clinician-administered CBT for moderate to severe irritable bowel syndrome". Contemporary Clinical Trials. 33 (6): 1293–1310. doi:10.1016/j.cct.2012.07.013. PMC 3468694. PMID 22846389.
- ↑ Mustafa M, Carson-Stevens A, Gillespie D, Edwards AG (June 2013). "Psychological interventions for women with metastatic breast cancer". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2015 (6). doi:10.1002/14651858.CD004253.pub4. PMC 11032751. PMID 23737397.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Johnson, Jillian A.; Rash, Joshua A.; Campbell, Tavis S.; Savard, Josée; Gehrman, Philip R.; Perlis, Michael; Carlson, Linda E.; Garland, Sheila N. (2016-06-01). "A systematic review and meta-analysis of randomized controlled trials of cognitive behavior therapy for insomnia (CBT-I) in cancer survivors". Sleep Medicine Reviews. 27: 20–28. doi:10.1016/j.smrv.2015.07.001. ISSN 1087-0792. PMID 26434673.
- ↑ Kisely SR, Campbell LA, Yelland MJ, Paydar A (June 2015). "Psychological interventions for symptomatic management of non-specific chest pain in patients with normal coronary anatomy". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2021 (6). doi:10.1002/14651858.cd004101.pub5. PMC 6599861. PMID 26123045.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Martinez-Devesa P, Perera R, Theodoulou M, Waddell A (September 2010). Martinez-Devesa P (ed.). "Cognitive behavioural therapy for tinnitus". The Cochrane Database of Systematic Reviews (Submitted manuscript) (9). doi:10.1002/14651858.CD005233.pub3. PMC 6956618. PMID 20824844.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Robertson J (July 2007). "Review: distraction, hypnosis, and combined cognitive-behavioural interventions reduce needle related pain and distress in children and adolescents". Evidence-Based Nursing. 10 (3): 75. doi:10.1136/ebn.10.3.75. PMID 17596380. S2CID 34364928.
- ↑ Thomas PW, Thomas S, Hillier C, Galvin K, Baker R (January 2006). Thomas PW (ed.). "Psychological interventions for multiple sclerosis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2010 (1). doi:10.1002/14651858.CD004431.pub2. PMC 8406851. PMID 16437487.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ "Comparing Treatments for Multiple Sclerosis-Related Fatigue - Evidence Update for Clinicians | PCORI". www.pcori.org (به انگلیسی). 2023-09-01. Retrieved 2023-12-21.
- ↑ Montgomery P, Dennis J (2003). "Cognitive behavioural interventions for sleep problems in adults aged 60+". The Cochrane Database of Systematic Reviews (1). doi:10.1002/14651858.CD003161. PMC 6991159. PMID 12535460.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Proctor ML, Murphy PA, Pattison HM, Suckling J, Farquhar CM (July 2007). Proctor M (ed.). "Behavioural interventions for primary and secondary dysmenorrhoea". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2007 (3). doi:10.1002/14651858.CD002248.pub3. PMC 7137212. PMID 17636702.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Chambers D, Bagnall AM, Hempel S, Forbes C (October 2006). "Interventions for the treatment, management and rehabilitation of patients with chronic fatigue syndrome/myalgic encephalomyelitis: an updated systematic review". Journal of the Royal Society of Medicine. 99 (10): 506–520. doi:10.1177/014107680609901012. PMC 1592057. PMID 17021301.
- ↑ Green CR, Cowan P, Elk R, O'Neil KM, Rasmussen AL (June 2015). "National Institutes of Health Pathways to Prevention Workshop: Advancing the Research on Myalgic Encephalomyelitis/Chronic Fatigue Syndrome". Annals of Internal Medicine. 162 (12): 860–865. doi:10.7326/M15-0338. PMID 26075757. S2CID 24156332.
- ↑ "Treatment of ME/CFS". www.cdc.gov. 11 February 2021.
{{cite web}}: Text "CDC" ignored (help); Text "Myalgic Encephalomyelitis/Chronic Fatigue Syndrome (ME/CFS)" ignored (help); line feed character in|title=at position 10 (help) - ↑ "Recommendations". www.nice.org.uk. 29
October 2021.
{{cite web}}: Check date values in:|date=(help); Text "Guidance" ignored (help); Text "Myalgic encephalomyelitis (or encephalopathy)/chronic fatigue syndrome: diagnosis and management" ignored (help); Text "NICE" ignored (help); line feed character in|date=at position 3 (help) - ↑ Bienenfeld D (2009). "Cognitive therapy with older adults". Psychiatric Annals. 39 (9): 828–832. doi:10.3928/00485713-20090821-02.
- ↑ Wilson KC, Mottram PG, Vassilas CA, et al. (Cochrane Common Mental Disorders Group) (January 2008). "Psychotherapeutic treatments for older depressed people". The Cochrane Database of Systematic Reviews (1). doi:10.1002/14651858.CD004853.pub2. PMID 18254062.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ ۱۸۳٫۰ ۱۸۳٫۱ Hayes SC, Villatte M, Levin M, Hildebrandt M (2011). "Open, aware, and active: contextual approaches as an emerging trend in the behavioral and cognitive therapies". Annual Review of Clinical Psychology. 7 (1): 141–168. doi:10.1146/annurev-clinpsy-032210-104449. PMID 21219193. S2CID 6529775.
- ↑ Dawes RM (April 1964). "Cognitive Distortion: Monograph Supplement 4–V14". Psychological Reports. 14 (2): 443–459. doi:10.2466/pr0.1964.14.2.443. S2CID 144381210.
- ↑ Kozier B (2008). Fundamentals of Nursing: Concepts, Process and Practice. Pearson Education. p. 187. ISBN 978-0-13-197653-5.
- ↑ Longmore RJ, Worrell M (March 2007). "Do we need to challenge thoughts in cognitive behavior therapy?". Clinical Psychology Review. 27 (2): 173–187. doi:10.1016/j.cpr.2006.08.001. PMID 17157970.
- ↑ Beck AT (1979). Cognitive Therapy and the Emotional Disorders. Plume. ISBN 978-0-452-00928-8.
- ↑ Walen, Susan R.; DiGiuseppe, Raymond; Wessler, Richard L. (1980). A Practitioner's Guide to Rational-Emotive Therapy. New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-502667-2.
- ↑ Beck, Aaron; Emery, Gary; Greenberg, Ruth L. (1985). Anxiety Disorders and Phobias: A Cognitive Perspective. Basic Books. ISBN 978-0-465-00385-3.
- ↑ Auger, Lucien (1986). La démarche émotivo-rationnelle. Éditions Ville-Marie. ISBN 978-2-89194-153-2.
- ↑ Chaloult, Louis; Ngo, Thanh-Lan; Cousineau, Pierre; Goulet, Jean (2008). La thérapie cognitivo-comportementale: théorie et pratique. Gaëtan Morin. pp. 68–80. ISBN 978-2-89632-021-9.
- ↑ Chaloult, Louis; Ngo, Thanh-Lan; Cousineau, Pierre; Goulet, Jean (2008). La thérapie cognitivo-comportementale: théorie et pratique. Gaëtan Morin. pp. 18–21. ISBN 978-2-89632-021-9.
- ↑ Agras, WS (1995). "Behavior Therapy". In Kaplan, HI; Sadock, BJ (eds.). Kaplan & Sadock's Comprehensive Textbook of Psychiatry (6th ed.). Philadelphia: Williams and Wilkins. ISBN 978-1-4511-0047-1.
- ↑ Prochaska, James O.; Norcross, John C. (1994). Systems of Psychotherapy: A Transtheoretical Analysis. New York, NY: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-088041-5.
- ↑ Kirk, Joan (1989), "Cognitive–Behavioural Assessment", Cognitive Behaviour Therapy for Psychiatric Problems, Oxford University Press, pp. 13–51, doi:10.1093/med:psych/9780192615879.003.0002, ISBN 978-0-19-261587-9
- ↑ ۱۹۶٫۰ ۱۹۶٫۱ Kaplan R, Saccuzzo D. Psychological Testing. Wadsworth. p. 415.
- ↑ Kaplan R, Saccuzzo D. Psychological Testing. Wadsworth. pp. 415, Table 15.3.
- ↑ Hofmann SG, Sawyer AT, Fang A (September 2010). "The empirical status of the "new wave" of cognitive behavioral therapy". The Psychiatric Clinics of North America. 33 (3): 701–710. doi:10.1016/j.psc.2010.04.006. PMC 2898899. PMID 20599141.
- ↑ Pagano J, Kyle BN, Johnson TL (February 2017). "A Manual by Any Other Name: Identifying Psychotherapy Manuals for Resident Training". Academic Psychiatry. 41 (1): 44–50. doi:10.1007/s40596-016-0492-4. PMID 27048607. S2CID 26071140.
- ↑ Foa EB, Rothbaum BO, Furr JM (Jan 2003). "Augmenting exposure therapy with other CBT procedures". Psychiatric Annals. 33 (1): 47–53. doi:10.3928/0048-5713-20030101-08.
- ↑ Jessamy H, Jo U (2014). This Book Will Make You Happy. Quercus. ISBN 978-1-84866-281-0.
- ↑ Foa EB (2009). Effective Treatments for PTSD: Practice Guidelines from the International Society for Traumatic Stress Studies (2nd ed.). New York: Guilford.
- ↑ Kaczkurkin AN, Foa EB (September 2015). "Cognitive-behavioral therapy for anxiety disorders: an update on the empirical evidence". Dialogues in Clinical Neuroscience (Review). 17 (3): 337–346. doi:10.31887/DCNS.2015.17.3/akaczkurkin. PMC 4610618. PMID 26487814.
- ↑ Graham MC (2014). Facts of Life: Ten Issues of Contentment. Outskirts Press. ISBN 978-1-4787-2259-5.
- ↑ Cognitive Behavioural Therapy for the Management of Common Mental Health Problems (PDF). [[مؤسسه
ملی تعالی سلامت و مراقبت|National Institute for Health and Care Excellence]]. 2008. Archived from the original (PDF) on 5
November 2013. Retrieved 4 November 2013.
{{cite book}}: Check date values in:|archive-date=(help); line feed character in|archive-date=at position 2 (help); line feed character in|publisher=at position 8 (help) - ↑ Kessler D, Lewis G, Kaur S, Wiles N, King M, Weich S, et al. (August 2009). "Therapist-delivered Internet psychotherapy for depression in primary care: a randomised controlled trial". Lancet. 374 (9690): 628–634. doi:10.1016/S0140-6736(09)61257-5. PMID 19700005. S2CID 13715933.
- ↑ Hollinghurst S, Peters TJ, Kaur S, Wiles N, Lewis G, Kessler D (October 2010). "Cost-effectiveness of therapist-delivered online cognitive-behavioural therapy for depression: randomised controlled trial". The British Journal of Psychiatry. 197 (4): 297–304. doi:10.1192/bjp.bp.109.073080. PMID 20884953.
- ↑ "Cognitive Behaviour Therapy (CBT) and Relaxation Therapy Change Psychological and Biological Variables" (PDF). IJIRSET.
- ↑ ۲۰۹٫۰ ۲۰۹٫۱ ۲۰۹٫۲ ۲۰۹٫۳ ۲۰۹٫۴ ۲۰۹٫۵ [منبع غیرمعتبر پزشکی] Martin, Ben. "In-Depth: Cognitive Behavioral Therapy". Psych Central.com. PsychCentral. Archived from the original on 3 July 2013. Retrieved 15 March 2012.
- ↑ Bender S, Messner E (2003). Becoming a Therapist: What Do I Say, and Why?. New York: The Guilford Press. pp. 24, 34–35.
- ↑ ۲۱۱٫۰ ۲۱۱٫۱ "Depression and anxiety – computerised cognitive behavioural therapy (CCBT)". National Institute for Health and Care Excellence. 12 January 2012. Retrieved 4 February 2012.
- ↑ Nordgren LB, Hedman E, Etienne J, Bodin J, Kadowaki A, Eriksson S, et al. (August 2014). "Effectiveness and cost-effectiveness of individually tailored Internet-delivered cognitive behavior therapy for anxiety disorders in a primary care population: a randomized controlled trial". Behaviour Research and Therapy. 59: 1–11. doi:10.1016/j.brat.2014.05.007. PMID 24933451.
- ↑ Marks IM, Mataix-Cols D, Kenwright M, Cameron R, Hirsch S, Gega L (July 2003). "Pragmatic evaluation of computer-aided self-help for anxiety and depression". The British Journal of Psychiatry. 183: 57–65. doi:10.1192/bjp.183.1.57. PMID 12835245.
- ↑ "What is digital health technology and what can it do for me?". NIHR Evidence. 2022. doi:10.3310/nihrevidence_53447. S2CID 252584020.
- ↑ Heeren A (August 2018). "Commentary: The Impact of Digital Technology on Psychological Treatments and Their Dissemination". Frontiers in Psychology. 9. doi:10.3389/fpsyg.2018.01571. PMC 6122262. PMID 30210401.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Musiat P, Tarrier N (November 2014). "Collateral outcomes in e-mental health: a systematic review of the evidence for added benefits of computerized cognitive behavior therapy interventions for mental health". Psychological Medicine. 44 (15): 3137–3150. doi:10.1017/S0033291714000245. PMID 25065947. S2CID 25303848.
- ↑ MoodGYM was superior to informational websites in terms of psychological outcomes or service use
- ↑ Adelman CB, Panza KE, Bartley CA, Bontempo A, Bloch MH (July 2014). "A meta-analysis of computerized cognitive-behavioral therapy for the treatment of DSM-5 anxiety disorders". The Journal of Clinical Psychiatry. 75 (7): e695–e704. doi:10.4088/JCP.13r08894. PMID 25093485. S2CID 40954269.
- ↑ ۲۱۹٫۰ ۲۱۹٫۱ "Online CBT for post-traumatic stress disorder is as effective as face-to-face therapy". NIHR Evidence. 27 January 2023. doi:10.3310/nihrevidence_56507. S2CID 257844874.
- ↑ ۲۲۰٫۰ ۲۲۰٫۱ Bisson JI, Ariti C, Cullen K, Kitchiner N, Lewis C, Roberts NP, et al. (June 2022). "Guided, internet based, cognitive behavioural therapy for post-traumatic stress disorder: pragmatic, multicentre, randomised controlled non-inferiority trial (RAPID)". BMJ. 377. PMC 9202033. PMID 35710124. S2CID 249679685.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Andrews G, Cuijpers P, Craske MG, McEvoy P, Titov N (October 2010). "Computer therapy for the anxiety and depressive disorders is effective, acceptable and practical health care: a meta-analysis". PLOS ONE. 5 (10). Bibcode:2010PLoSO...513196A. doi:10.1371/journal.pone.0013196. PMC 2954140. PMID 20967242.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ ۲۲۲٫۰ ۲۲۲٫۱ Freeman J, Garcia A, Frank H, Benito K, Conelea C, Walther M, Edmunds J (2014). "Evidence base update for psychosocial treatments for pediatric obsessive-compulsive disorder". Journal of Clinical Child and Adolescent Psychology. 43 (1): 7–26. doi:10.1080/15374416.2013.804386. PMC 3815743. PMID 23746138.
- ↑ Rozbroj T, Lyons A, Pitts M, Mitchell A, Christensen H (July 2014). "Assessing the applicability of e-therapies for depression, anxiety, and other mood disorders among lesbians and gay men: analysis of 24 web- and mobile phone-based self-help interventions". Journal of Medical Internet Research. 16 (7): e166. doi:10.2196/jmir.3529. PMC 4115263. PMID 24996000.
- ↑ "Devon Partnership NHS Trust: Home" (PDF). NHS UK. Archived (PDF) from the original on 2009-05-04.
- ↑ "CG91 Depression with a chronic physical health problem". National Institute for Health and Care Excellence. 28 October 2009.
- ↑ Inkster B, Sarda S, Subramanian V (November 2018). "An Empathy-Driven, Conversational Artificial Intelligence Agent (Wysa) for Digital Mental Well-Being: Real-World Data Evaluation Mixed-Methods Study". JMIR mHealth and uHealth. 6 (11). doi:10.2196/12106. PMC 6286427. PMID 30470676.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ "The 3 key challenges of digital mental healthcare (2023)". IntelliProve. 21 February 2023. Retrieved 1 March 2023.
{{cite web}}: line feed character in|title=at position 4 (help) - ↑ Strauss C, Bibby-Jones AM, Jones F, Byford S, Heslin M, Parry G, et al. (May 2023). "Clinical Effectiveness and Cost-Effectiveness of Supported Mindfulness-Based Cognitive Therapy Self-help Compared With Supported Cognitive Behavioral Therapy Self-help for Adults Experiencing Depression: The Low-Intensity Guided Help Through Mindfulness (LIGHTMind) Randomized Clinical Trial". JAMA Psychiatry. 80 (5): 415–424. doi:10.1001/jamapsychiatry.2023.0222. PMC 10034662. PMID 36947058.
- ↑ "Mindfulness-based cognitive therapy, delivered as supported self-help, can help people with depression". NIHR Evidence. 2023-10-11. doi:10.3310/nihrevidence_59926.
- ↑ ["A) Step By Step Guide to Delivering Guided Self Help CBT" (PDF). Archived from [the original (PDF) on 24) October 2012. Retrieved 9 April 2013.
{{cite web}}: Check|archive-url=value (help); Check|url=value (help); Check date values in:|archive-date=(help) - ↑ Williams C, Wilson P, Morrison J, McMahon A, Walker A, Andrew W, et al. (2013). Andersson G (ed.). "Guided self-help cognitive behavioural therapy for depression in primary care: a randomised controlled trial". PLOS ONE. 8 (1). Bibcode:2013PLoSO...852735W. doi:10.1371/journal.pone.0052735. PMC 3543408. PMID 23326352.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Williams C (2001). "Use of written cognitive-behavioural therapy self-help materials to treat depression". Advances in Psychiatric Treatment. 7 (3): 233–240. doi:10.1192/apt.7.3.233.
- ↑ Haeffel GJ (February 2010). "When self-help is no help: traditional cognitive skills training does not prevent depressive symptoms in people who ruminate". Behaviour Research and Therapy. 48 (2): 152–157. doi:10.1016/j.brat.2009.09.016. PMID 19875102.
- ↑ Gellatly J, Bower P, Hennessy S, Richards D, Gilbody S, Lovell K (September 2007). "What makes self-help interventions effective in the management of depressive symptoms? Meta-analysis and meta-regression". Psychological Medicine. 37 (9): 1217–1228. doi:10.1017/S0033291707000062. hdl:10036/46773. PMID 17306044. S2CID 12980225.
- ↑ Houghton S, Saxon D (September 2007). "An evaluation of large group CBT psycho-education for anxiety disorders delivered in routine practice". Patient Education and Counseling. 68 (1): 107–110. doi:10.1016/j.pec.2007.05.010. PMID 17582724.
- ↑ ۲۳۶٫۰ ۲۳۶٫۱ ۲۳۶٫۲ Rudd MD (2012). "Brief cognitive behavioral therapy (BCBT) for suicidality in military populations". Military Psychology. 24 (6): 592–603. doi:10.1080/08995605.2012.736325. S2CID 3619107.
- ↑ Rudd MD (March 2000). "The Suicidal Mode: A Cognitive-Behavioral Model of Suicidality". Suicide and Life-Threatening Behavior. 30 (1): 18–33. doi:10.1111/j.1943-278X.2000.tb01062.x. PMID 10782716. S2CID 40359959.
- ↑ Choudhury K (2013). Managing workplace stress: the cognitive behavioural way. New York: Springer India. ISBN 978-81-322-0683-5.
- ↑ de) Wildt WA, Oudejans SC, Merkx MJ, Schippers GM, Koeter MW, van den Brink W. ["Effectiveness of Manual-Based Cognitive Behavioral Therapy in Routine Outpatient Alcohol Treatment". ResearchGate. Retrieved 13 May 2020.
{{cite web}}: Check|url=value (help); Vancouver style error: non-Latin character in name 1 (help) - ↑ Ferguson LM, Wormith JS (September 2013). "A meta-analysis of moral reconation therapy". International Journal of Offender Therapy and Comparative Criminology. 57 (9): 1076–1106. doi:10.1177/0306624x12447771. PMID 22744908. S2CID 206514862.
- ↑ SAMHSA. ["Moral Reconation Therapy". Archived from [the original on 29) June 2017. Retrieved 22) February 2015.
{{cite web}}: Check|archive-url=value (help); Check|url=value (help); Check date values in:|access-date=و|archive-date=(help) - ↑ ۲۴۲٫۰ ۲۴۲٫۱ ۲۴۲٫۲ ۲۴۲٫۳ ۲۴۲٫۴ Meichenbaum D (1996). "Stress Inoculation Training for Coping with Stressors". The Clinical Psychologist. 69: 4–7.
- ↑ Corkhill, B. , Hemmings, J. , Maddock, A. , & Riley, J. (2014). "Knitting and Well-being". Textile, 12(1), 34–57.
- ↑ Dugas, M. J. , Ladouceur, R. , Léger, E. , Freeston, M. H. , Langolis, F. , Provencher, M. D. , & Boisvert, J. M. (2003). "Group cognitive-behavioral therapy for generalized anxiety disorder: treatment outcome and long-term follow-up". Journal of Consulting and Clinical Psychology, 71(4), 821.
- ↑ Tencl J (2017). [[۱](https://web.archive.org/web/20201219055220/http://explore.bl.uk/primo_library/libweb/action/dlDisplay.do?vid=BLVU1&search_scope=LSCOP-ALL&docId=BLL01018446240&fn=permalink) Perception from a multicultural perspective]. London: Create Space. p. 83. ISBN 978-1-5376-3900-0. Archived from [[۲](http://explore.bl.uk/BLVU1:LSCOP-ALL:BLL01018446240) the original] on 19 December 2020. Retrieved 6 December 2017.
{{cite book}}: Check|archive-url=value (help); Check|url=value (help) - ↑ [[۳](https://web.archive.org/web/20200603120915/http://www.unifiedprotocol.com/About/Rationale/67/) "Rationale for the Development of the UP"]. unifiedprotocol.com. Unified Protocol Institute. Archived from [[۴](http://www.unifiedprotocol.com/About/Rationale/67/) the original] on 3 June 2020. Retrieved 22 April 2018.
{{cite web}}: Check|archive-url=value (help); Check|url=value (help) - ↑ Shpancer N (9 January 2011). [[۵](https://www.psychologytoday.com/us/blog/insight-therapy/201101/the-future-therapy-unified-treatment-approach) "The Future of Therapy: A Unified Treatment Approach"]. Psychology Today. Retrieved 22 April 2018.
{{cite magazine}}: Check|url=value (help) - ↑ Barlow DH, Farchione TJ, Bullis JR, Gallagher MW, Murray-Latin H, Sauer-Zavala S, et al. (September 2017). "The Unified Protocol for Transdiagnostic Treatment of Emotional Disorders Compared With Diagnosis-Specific Protocols for Anxiety Disorders: A Randomized Clinical Trial". JAMA Psychiatry. 74 (9): 875–884. doi:10.1001/jamapsychiatry.2017.2164. PMC 5710228. PMID 28768327.
- ↑ Wampold BE, Flückiger C, Del Re AC, Yulish NE, Frost ND, Pace BT, et al. (January 2017). "In pursuit of truth: A critical examination of meta-analyses of cognitive behavior therapy". Psychotherapy Research. 27 (1): 14–32. doi:10.1080/10503307.2016.1249433. PMID 27884095. S2CID 37490848.
- ↑ ۲۵۰٫۰ ۲۵۰٫۱ Glenn CR, Franklin JC, Nock MK (2014). "Evidence-based psychosocial treatments for self-injurious thoughts and behaviors in youth". Journal of Clinical Child and Adolescent Psychology. 44 (1): 1–29. doi:10.1080/15374416.2014.945211. PMC 4557625. PMID 25256034.
- ↑ ۲۵۱٫۰ ۲۵۱٫۱ Slife BD, William RN (1995). What's behind the research? Discovering hidden assumptions in the behavioral sciences. Thousand Oaks, CA: Sage.
- ↑ Fancher RT (1995). Cultures of healing: Correcting the image of American mental health care. New York: W. H. Freeman and Company.
- ↑ Monbiot, George (2024-03-12). [[۶](https://www.theguardian.com/commentisfree/2024/mar/12/chronic-fatigue-syndrome-me-treatments-social-services) "'You don't want to get better': the outdated treatment of ME/CFS patients is a national scandal"]. The Guardian (به انگلیسی). ISSN 0261-3077. Retrieved 2024-04-30.
{{cite news}}: Check|url=value (help) - ↑ Vink M (August 2017). "PACE trial authors continue to ignore their own null effect". Journal of Health Psychology. 22 (9): 1134–1140. doi:10.1177/1359105317703785. PMID 28805519. S2CID 206713549.
- ↑ Vink M, Vink-Niese A (2018-10-08). "Graded exercise therapy for myalgic encephalomyelitis/chronic fatigue syndrome is not effective and unsafe. Re-analysis of a Cochrane review". Health Psychology Open. 5 (2). doi:10.1177/2055102918805187. PMC 6176540. PMID 30305916.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Twisk FN, Maes M (2009). "A review on cognitive behavorial therapy (CBT) and graded exercise therapy (GET) in myalgic encephalomyelitis (ME) / chronic fatigue syndrome (CFS): CBT/GET is not only ineffective and not evidence-based, but also potentially harmful for many patients with ME/CFS". Neuro Endocrinology Letters. 30 (3): 284–99. PMID 19855350.
- ↑ Wilshire CE, Kindlon T, Courtney R, Matthees A, Tuller D, Geraghty K, Levin B (March 2018). "Rethinking the treatment of chronic fatigue syndrome-a reanalysis and evaluation of findings from a recent major trial of graded exercise and CBT". BMC Psychology. 6 (1): 6. doi:10.1186/s40359-018-0218-3. PMC 5863477. PMID 29562932.
- ↑ Hofmann, S.G. , Asnaani, A. , Vonk, I.J. , Sawyer, A.T. , Fang, A. (2012). The Efficacy of Cognitive Behavioral Therapy: A Review of Meta-analyses. Cognitive Therapy and Research, 36(5), 427–440. doi:10.1007/s10608-012-9476-1.
- ↑ Marcus DK, O'Connell D, Norris AL, Sawaqdeh A (November 2014). "Is the Dodo bird endangered in the 21st century? A meta-analysis of treatment comparison studies". Clinical Psychology Review. 34 (7): 519–530. doi:10.1016/j.cpr.2014.08.001. PMID 25238455.
- ↑ ۲۶۰٫۰ ۲۶۰٫۱ Berger D (30 July 2013). [[۷](https://www.psychiatrictimes.com/view/cognitive-behavioral-therapy-escape-binds-tight-methodology) "Cognitive Behavioral Therapy: Escape From the Binds of Tight Methodology"]. Psychiatric Times.
{{cite web}}: Check|url=value (help) - ↑ Lincoln TM (May 2010). "Letter to the editor: a comment on Lynch et al. (2009)". Psychological Medicine. 40 (5): 877–880. doi:10.1017/S0033291709991838. PMID 19917145.
- ↑ Kingdon D (January 2010). "Over-simplification and exclusion of non-conforming studies can demonstrate absence of effect: a lynching party?". Psychological Medicine. 40 (1): 25–27. doi:10.1017/S0033291709990201. PMID 19570315.
- ↑ Wood AM, Joseph S (June 2010). "Letter to the Editor: An agenda for the next decade of psychotherapy research and practice". Psychological Medicine. 40 (6): 1055–1056. doi:10.1017/S0033291710000243. PMID 20158935.
- ↑ Johnsen TJ, Friborg O (July 2015). "The effects of cognitive behavioral therapy as an anti-depressive treatment is falling: A meta-analysis". Psychological Bulletin. 141 (4): 747–768. doi:10.1037/bul0000015. PMID 25961373. S2CID 27777178.
- ↑ Nolen-Hoeksema S (2014). Abnormal Psychology (6th ed.). McGraw-Hill Education. p. 357. ISBN 978-1-259-06072-4.
- ↑ Fancher RT (1995). Cultures of healing: Correcting the image of American mental health care. New York: W. H. Freeman and Company. p. 231.
- ↑ "The Limits of Cognitive Psychotherapy | Psychology Today". www.psychologytoday.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-06-15.
- ↑ "Cognitive behavioral therapy – Mayo Clinic". www.mayoclinic.org.
{{cite web}}: line feed character in|title=at position 10 (help) - ↑ "Ten Things You Need To Know To Overcome OCD". Beyond OCD (به انگلیسی). Retrieved 2 August 2020.
- ↑ "Psychotherapy trials should report on the side effects of treatment". 30 April 2014.
- ↑ Jonsson U, Alaie I, Parling T, Arnberg FK (May 2014). "Reporting of harms in randomized controlled trials of psychological interventions for mental and behavioral disorders: a review of current practice". Contemporary Clinical Trials. 38 (1): 1–8. doi:10.1016/j.cct.2014.02.005. PMID 24607768.
- ↑ Vaughan B, Goldstein MH, Alikakos M, Cohen LJ, Serby MJ (May 2014). "Frequency of reporting of adverse events in randomized controlled trials of psychotherapy vs. psychopharmacotherapy". Comprehensive Psychiatry. 55 (4): 849–855. doi:10.1016/j.comppsych.2014.01.001. PMC 4346151. PMID 24630200.
- ↑ Wang Z, Whiteside SP, Sim L, Farah W, Morrow AS, Alsawas M, et al. (November 2017). "Comparative Effectiveness and Safety of Cognitive Behavioral Therapy and Pharmacotherapy for Childhood Anxiety Disorders: A Systematic Review and Meta-analysis". JAMA Pediatrics. 171 (11): 1049–1056. doi:10.1001/jamapediatrics.2017.3036. PMC 5710373. PMID 28859190.
- ↑ Schermuly-Haupt ML, Linden M, Rush AJ (1 June 2018). "Unwanted Events and Side Effects in Cognitive Behavior Therapy". Cognitive Therapy. 42 (3): 219–229. doi:10.1007/s10608-018-9904-y. ISSN 1573-2819. S2CID 44034271.
- ↑ ۲۷۵٫۰ ۲۷۵٫۱ ۲۷۵٫۲ Laurance J (16 December 2008). "The big question: can cognitive behavioral therapy help people with eating disorders?". The Independent. Retrieved 22 April 2012.
- ↑ Leader D (8 September 2008). "A quick fix for the soul". The Guardian. Retrieved 22 April 2012.
- ↑ "CBT superiority questioned at conference". University of East Anglia. 7 July 2008. Archived from the original on 27 October 2014. Retrieved 22 April 2012.
- ↑ ۲۷۸٫۰ ۲۷۸٫۱ "UKCP response to Andy Burnham's speech on mental health" (Press release). UK Council for Psychotherapy. 1 February 2012. Archived from the original on 21 February 2013. Retrieved 22 April 2012.
پیوند به بیرون
[ویرایش]| منابع کتابخانهای دربارۀ درمان شناختیرفتاری |
- مقالههای نیازمند روشنسازی ویکیپدیا از October 2023
- مقالههای دارای مشکلات شیوهنامهای ویکیپدیا از September 2023
- مقالههای نیازمند ویرایش سبک ویکیپدیا از September 2023
- اختلال وسواسی جبری
- اعتیاد
- پزشکی اعتیاد
- تاریخچه بهداشت روان در بریتانیا
- درمان اختلال دوقطبی
- رفتاردرمانی شناختی
- روانشناسی بالینی
- وابستگی به مواد
- رویکردهای رواندرمانی