متعه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مُتعِه یا نکاح مُنقَطِع یا ازدواج موقت که به صیغه نیز معروف است، نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی با مهریه‌ای معلوم، بین زن و مرد بسته می‌شود و با پایان آن رابطهٔ زوجیت خودبه‌خود منقضی می‌شود. در میان مسلمانان در مورد جواز این ازدواج اختلاف نظر است. اهل سنت، اباضیه و زیدیان آن را حرام و شیعیان امامی آن را مشروع و صحیح می‌دانند. برخی در تعریف متعه را ازدواج نمی‌دانند و معتقدند در شریعت اسلام ازدواج دو نوع تعریف نشده‌ است. متعه یعنی تمتع، درحالی‌که هدف از ازدواج، تشکیل خانواده است.[۱]

متعه در قوانین ایران به پیروی از فقه امامیه به رسمیت شناخته شده است، اما در کشورهای اسلامیِ دیگر و کشورهای غربی چنین نهادی وجود ندارد.[۲]

متعه در قرآن[ویرایش]

این نوع از ازدواج خاص مذهب شیعه است و فقهای امامیه آن را بر اساس آیه ۲۴ سوره نساء صحیح می‌دانند که در آن آمده است: «مهر و کابین آن زنان را که از آنان بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید»[۳] اما فقهای عامه آن را نمی‌پذیرند و معتقدند این آیه در مورد استمتاع در ازدواج دائم است.[۴]

قواعد[ویرایش]

تعیین مدت[ویرایش]

متعه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با ازدواج دارد. مهم‌ترین ویژگی آن تعیین مدتی است که با اتمام آن ازدواج بدون نیاز به طلاق به پایان می‌رسد. این مدت حداقل و حداکثری ندارد اما برخی معتقدند در صورتی که مدت ازدواج موقت از طول عمر معمول انسان فراتر باشد ازدواج به دائم تبدیل می‌شود. صیغهٔ ازدواج موقت گفتن عبارتی به مضمون «خود را [با مهریه معین برای مدت معینی] به زوجیت تو درمی‌آورم» از سوی زن و اعلام عبارتی به مضمون «قبول می‌کنم» از سوی مرد است. بر اساس نظر مشهور این ایجاب و قبول در صورت توانایی تلفظ واژه‌های عربی حتماً باید به زبان عربی گفته شود.[۵] اما قانون مدنی ایران اشاره‌ای به عربی بودن ندارد.[۶] در عربی معمولاً از سه واژهٔ «زوجتک» یا «متعتک» یا «انکحتک» برای زن و «قبلت التزویج» یا «قبلت النکاح» برای قبول مرد استفاده می‌شود.[۷] ایجاب و قبول هم ممکن است جابجا شود یعنی مرد درخواست ازدواج را اعلام و زن موافقت را اعلام کند.[۸] برخی فقها مانند محقق حلی معتقدند اگر مدت در زمان عقد تعیین نشود قرارداد خودبخود به ازدواج دائم تبدیل شده‌است.[۹] اما بر اساس نظری دیگر در این صورت با توجه به قاعدهٔ «ما وقع لم یقصد و ما قصد لم یقع»[۱۰] عقد موقت بدون ذکر مدت باطل است و زوجیتی برقرار نشده‌است. این نظر در بین حقوق‌دانان مقبول‌تر است. فقهایی چون شهید ثانی و علامه حلی هم این نظر را داشته‌اند.[۱۱]

مدت عقد را می‌توان تمدید کرد، هم‌چنین مرد می‌تواند از ادامهٔ آن صرف‌نظر کرده و به اصطلاح مدت باقی‌مانده را بذل کند و زوجیت را به پایان برساند و یا طرفین می‌توانند پس از پایان مدت آن را به ازدواج دائم تبدیل کنند.

تعیین مهریه[ویرایش]

در ازدواج موقت نیز مثل ازدواج دائم بایستی مهریه‌ای تعیین گردد و مقدار آن بسته به توافق طرفین است، اما برخلاف ازدواج دائم که تعیین مهریه را می‌توان به بعد از ازدواج موکول کرد یا اصولاً توافقی بر آن نکرد، در ازدواج موقت عدم تعیین مهریه در زمان عقد موجب باطل شدن قرارداد می‌شود.[۱۲]

انقضای عقد[ویرایش]

طلاق در متعه وجود ندارد و انقضای آن با پایان مدت یا بذل مدت است، به این معنی که مرد می‌تواند قبل از پایان مدت از بقیه زمان صرفنظر کرده و رابطهٔ زوجیت را به پایان برساند. ایلاء هم بنا به نظر مشهور در آن امکان ندارد و در مورد امکان لعان و ظهار اختلاف نظر است، بر اساس شرح لمعه لعان فقط در مورد قذف به زنا قابل اجراست.[۱۳]

ارث[ویرایش]

در مورد وضعیت ارث در ازدواج موقت اختلاف نظر زیادی وجود دارد و چهار دیدگاه متفاوت مطرح است:[۱۴]

  • زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند مگر اینکه در هنگام عقد شرط توارث کنند. با توجه به اصل «المسلمون عند شروطهم» و برخی احادیث هم آن را تأیید کرده‌اند. این نظر را شیخ طوسی، محقق حلی، شهید اول و شهید ثانی داشته‌اند.[۱۵]
  • زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و شرط توارث هم باطل است. با توجه به اینکه ارث یک حکم شرعی است و اثبات آن به دلیل نیاز دارد. برخی احادیث هم از این دیدگاه پشتیبانی می‌کند. اکثر فقهای متأخر این نظر را داشته‌اند و برخی این را نظر مشهور دانسته‌اند.
  • زن و شوهر از یکدیگر ارث می‌برند مگر اینکه شرط عدم توارث کنند. شریف مرتضی این نظر را داشته‌است.[۱۶]
  • زن و شوهر از یکدیگر ارث می‌برند و شرط عدم توارث هم باطل است.

در قانون مدنی ایران با توجه به مادهٔ ۹۴۰ که گفته «زوجین که زوجیت آن‌ها دائم بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث می‌برند.» مشخص می‌شود که در ازدواج موقت ارث وجود ندارد اما این‌که آیا می‌توان شرط ضمن عقد توارث را کرد مشخص نیست. برخی حقوق‌دانان چنین شرطی را با توجه به اصل صحت صحیح ولی برخی سکوت قانون را به معنی نبود این امکان می‌دانند و تغییر در مقررات ارث را با توجه به اینکه به منافع افراد دیگر و مصلحت اجتماعی مربوط است از طریق قرارداد ممکن نمی‌دانند.[۱۷]

مذهب[ویرایش]

زن نمی‌تواند با غیر مسلمان و بنا به قولی غیر شیعیان دوازده‌امامی ازدواج کند و مرد هم با زن ناصبی و مشرک نمی‌تواند ازواج کند اما با اهل کتاب از جمله زرتشتیان می‌تواند ازدواج کند.[۱۸]

تعداد[ویرایش]

ازدواج موقت زن با بیش از یک مرد در یک زمان جایز نیست اما بر اساس نظر مشهور مرد در ازدواج موقت محدودیت عددی ندارد و به هر میزان که بخواهد می‌تواند همسر موقت اختیار کند، برخلاف ازدواج دائم که به چهار همسر هم‌زمان محدود شده‌ است.[۱۹]

عده[ویرایش]

بر اساس نظر مشهور مدت عدهٔ ازدواج موقت، دو بار پاک شدن از قاعدگی پس از پایان متعه است. برای اشخاصی که با وجود یائسه نبودن قاعده نمی‌شوند، این مدت ۴۵ روز است. اما اگر شوهر در اثنای ازدواج موقت بمیرد، بر اساس نظر مشهور عده همانند ازدواج دائم چهار ماه و ده روز است.[۲۰]

اجازهٔ پدر[ویرایش]

پسر بالغ و رشید، و دختر بالغ و رشید و غیر باکره در امر ازدواج استقلال دارند و هیچ‌کس حتی پدر بر آن‌ها ولایتی ندارد. هم‌چنین پدر و جد پدری بر فرزند صغیر و فرزند بالغ دیوانه یا سفیه (کم‌عقل) خود ولایت در ازدواج دارند و می‌توانند در صورت نبود مفسده او را به ازدواج دیگری درآورند.[۲۱] و بنا به نظر مشهور آن پسر یا دختر پس از بلوغ نمی‌تواند ازدواج را برهم بزند.[۲۲]

اما در مورد ولایت پدر (و جد پدری) بر نکاح دختر بالغ (بنا به نظر مشهور نُه سالهٔ قمری) باکرهٔ رشیده (غیر سفیه) اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی ولایت پدر بر دختر رشید را نپذیرفته و ازدواج را بر عهدهٔ خود دختر می‌دانند، گروهی دیگر به ولایت مشترک پدر و دختر معتقدند یعنی برای ازدواج هم ارادهٔ دختر و هم اجازهٔ پدر را لازم می‌دانند و هیچ یک از آن‌ها به طور مستقل نمی‌تواند عقد ازدواج را جاری کند، برخی هم بین نکاح دائم و موقت تفاوت نهاده و در نکاح دائم دختر را مستقل و در نکاح منقطع، غیرمستقل می‌دانند، یا برعکس در نکاح دائم غیرمستقل و در نکاح منقطع مستقل می‌دانند و دسته‌ای دیگر هم ولایت را به طور کامل بر عهدهٔ پدر می‌دانند و حقی برای دختر در ازدواج قائل نیستند.

محقق حلی در کتاب شرائع‌الاسلام (قرن هفتم) نظر مشهور و دیدگاه خود را عدم ولایت پدر بر دختر رشیده باکره ذکر می‌کند و از سه نظر اقلیت دیگر یاد می‌کند: اول؛ به گفتهٔ شیخ مفید در مقنعه و ابوصلاح حلبی در الکافی هم اجازهٔ پدر و هم رضایت دختر هر دو باید احراز شود، دوم نظر شیخ طوسی در النهایه و ابن براج در المهذب که امر را مثل مورد ازدواج صغیر به طور کامل بر عهدهٔ پدر دانسته و حقی برای دختر قائل نیستند. و سوم گروهی که استقلال دختر در ازدواج موقت را به رسمیت شناخته ولی در ازدواج دائم او را محتاج اجازه از پدر می‌دانند و برعکس.[۲۳] شمس‌الدین عاملی (شهید اول) در لمعه (قرن هشتم) و زین‌الدین عاملی (شهید ثانی) در شرح لمعه (قرن دهم) هم نظر صحیح‌تر را عدم ولایت پدر بر دوشیزهٔ بالغ و رشیده و عدم لزوم حضور ولی در هنگام ازدواج نوشته‌اند.[۲۴] روح‌الله خمینی هم در تحریرالوسیله (قرن چهاردهم) این چهار نظر را شرح داده و احتیاط را در کسب اجازه هم از پدر و هم از جد پدری دانسته‌است.[۲۵]

اما حتی فقهایی که ولایت پدر بر دختر را می‌پذیرند اتفاق نظر دارند که اگر پدر با وجود تمایل دختر وی را از ازدواج با همتای[۲۶] خود منع کند ولایت او بدون تردید ساقط می‌شود که در اصطلاح آن را «عضل» می‌نامند.[۲۷]

در بین فقهای معاصر سید روح‌الله خمینی، شبیری زنجانی، جواد تبریزی، نوری همدانی و سید علی سیستانی[۲۸] فتوا داده‌اند که باید اجازهٔ پدر اخذ شود. مکارم شیرازی، اراکی، فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، ابوالقاسم خویی،[۲۹] سید صادق شیرازی[۳۰] و سید علی خامنه‌ای[۳۱] گرفتن اجازه از پدر را «احتیاط واجب» دانسته‌اند (نظر احتیاطی به این معناست که فقیه به قطعیت در موضوع نرسیده و حکم یا فتوا صادر نمی‌کند ولی بر اساس اصل «احتیاط» آن را توصیه می‌کند). اما سید محمدرضا گلپایگانی، محمدتقی بهجت، محمدصادق روحانی،[۳۲] سید محمد حسینی شاهرودی[۳۳]، محمد صادقی تهرانی و عبدالکریم موسوی اردبیلی[۳۴] محمدعلی گرامی معتقدند که اجازهٔ پدر برای دختر بالغ (بر اساس نظر مشهور نه سالهٔ قمری) که خیر و صلاح خود را تشخیص می‌دهد، لازم نیست. به گفتهٔ محمدتقی مدرسی هم احتیاط در اجازه است اما بر اساس نظر قوی‌تر کسی که ادارهٔ زندگی خود را در دست دارد از ولایت خارج شده و نیازی به اجازه ندارد.[۳۵] محمدسعید حکیم در استفتائی در مورد اجازهٔ ازدواج دختر باکره به شرط عدم دخول بدون اذن پدر، آن را صحیح دانسته‌است.[۳۶][۳۷]

دلایل مخالفان و موافقان[ویرایش]

مخالفان[ویرایش]

انتقادات بر صیغه بر پایه مواردی چون ایجاد تبعیض‌های اجتماعی و حقوقی علیه زنان، مغایرت با اسلام، «کلاه شرعی» بودن برای روسپی‌گری، رواج بیماری‌های آمیزشی مانند ایدز، نقض حقوق کودک حاصل از صیغه، ازهم‌پاشیدن خانوادهها است.

  • از نظر فرهنگی، در جامعه ایران بسیاری «صیغه» را نوعی «کلاه شرعی» برای روسپی‌گری می‌دانند.[۳۸] روسپی‌گری در ایران جُرم بوده و مجازات شلاق دارد اما خواندن یک متن صیغه از جانب عاقد، آن را شرعی می‌کند.[۳۹]
  • منتقدان معتقدند که صیغه موجب ایجاد تبعیض‌های اجتماعی و حقوقی علیه زنان می‌شود. زیرا در قوانین «صیغه» منافع مرد بر منافع زن برتری دارد و می‌افزاید: «در این جا فقط لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده‌است نه زن.[۳۸] همچنین ازدواج موقت موجب نقض حقوق زنان می‌شود زیرا در ازدواج موقت، زنان از مردان ارث نمی‌برند و مرد ملزم به پرداخت نفقه نیست.[۴۰] فاطمه صادقی معتقد است صیغه می‌تواند موجب انقیاد برخی زنان شود زیرا تعدد زوجات به دنبال خواهد داشت اما در عین حال ممکن است مشکلات دسته‌ای دیگر از زنان را حل کند. نکته مورد تاکید باید این باشد که ازدواج موقت چه نفعی برای زنان دارد و شان اجتماعی زنان در این پدیده چقدر مورد توجه جامعه قرار می‌گیرد. او همچنین درمورد تفاوت فلسفه رایج درباره صیغه در گذشته و موافقان فعلی ترویج آن هشدار می‌دهد و بررسی کارشناسی را ضروری می‌داند.[۴۱]
  • مخالفان معتقدند اغلب مردان متاهل برای صیغه اقدام می‌کنند که این امر موجب فروپاشی خانوادهها می‌شود.[۴۲]
  • یکی دیگر از مشکلات مربوط به کودک این است که از آنجا که ثبت صیغه الزامی نیست، زنانی که باردار می‌شوند، نمی‌توانند ثابت کنند بچه از شوهر موقت است. چنان‌که طبق اعلام نماینده قوه قضائیه، تعداد زیادی پرونده در دادگاه‌ها وجود دارد که بعد از بارداری زن، مرد خود را پنهان کرده‌است و یا بچه را انکار می‌کند.[۴۲]
  • مینو محرز، پزشک متخصص بیماری‌های عفونی و ایدز معتقد است «از آنجایی که در ازدواج موقت، فرد محدود به یک شریک جنسی نشده و می‌تواند از این طریق، چند شریک جنسی داشته باشد، احتمال شیوع بیماری‌های مقاربتی افزایش می‌یابد. در شرایط فعلی و با دانش ناکافی مردم جامعه در خصوص بیماری‌های مقاربتی، ترویج ازدواج موقت کار غلطی به نظر می‌رسد.»[۴۲]
  • برخی مخالفان معتقدند «فرهنگ جامعه ما فرهنگ ازدواج دایم است». به جای ترویج ازدواج موقت برای جوانان باید مشکلات ازدواج دایم آنان را حل کرد. رواج صیغه موجب خلل وارد شدن به ازدواج دائم و شرعی کردن مشکل «روابط دختر و پسر در جامعه اسلامی» می‌شود.[۴۱]

مخالفان در اسلام[ویرایش]

نوشتار اصلی: مخالفت با صیغه در اسلام

مخالفان در بحث‌های درون‌دینی، با استناد به دستورها و سنت پیامبر، متعه را حرام می‌دانند. عمده‌ترین استناد اهل سنت در مورد حرمت ازدواج موقت بر تحریم آن به واسطه سنت و احادیث پیامبر است. آنان دلیل مخالفت خود نسبت به ازدواج موقت را، «نَسخ» ذکر می‌کنند و معتقدند که ازدواج موقت به استناد تعدادی از آیات قرآن و همچنین حدیثی صریح از پیامبر منسوخ است. از جمله اینکه زن در ازدواج موقت زوجه نیست برای آنکه از شرایط زوجیت این است که ارث ببرد و بتوان او را طلاق داد و در آن لعان و ظهار جاری شود و دارای عدّه باشد و حق نفقه داشته باشد و حال آنکه هیچ یک از این شرایط در ازدواج‌موقت نیست و از تمام شوؤن زوجیت محروم است. همچنین ازدواج موقت ارث ندارد و زوجه دائم ارث دارد و با توجه به ارث زوجین، چون در ازدواج موقت زوجین از یکدیگر ارث نمی‌برند، پس قرآن ناسخ ازدواج موقت است. علاوه بر آن چون ازدواج موقت طلاق ندارد و طلاق هم از لوازم زوجیت است پس متعه زوجه نیست و چون زوجه نشد، آیه طلاق ناسخ آیه متعه می‌باشد در صورتیکه اگر متعه زوجه بود، باید بتوان آن را طلاق داد و حال آن که در ازدواج موقت طلاق ندارد.[نیازمند منبع]

موافقان[ویرایش]

موافقان ازدواج موقت نیز استدلال‌هایی را در دفاع از آن مطرح کرده‌اند:[۴۳]

  • متعه از گسترش روابط آزاد جلوگیری می‌کند. روابط آزاد مغایر برخی مذاهب است و تعهدات قانونی برای طرفین ایجاد نمی‌کند. این مزیت به ویژه در مورد فرزندان حاصل از ازدواج موقت مطرح است که تمام حقوق فرزندان ازدواج عادی را دارند در حالی‌که فرزندان روابط آزاد حرام‌زاده محسوب شده و از حمایت‌های قانونی و اجتماعی بی‌بهره‌اند.
  • از ازدواج موقت می‌توان به عنوان یک دورهٔ آزمایشی برای تصمیم‌گیری در مورد امکان زندگی مشترک استفاده کرد.
  • ازدواج موقت برای کسانی که امکان تشکیل خانواده، به هرد دلیل به ویژه دلایل مالی، ندارند راهی برای ارضای نیازهای جنسی و عاطفی فراهم می‌کند. در این زمینه مدافعان به پیشنهادها برتراند راسل فیلسوف انگلیسی و قاضی آمریکایی دادگاه نوجوانان قاضی لیندسی یاد می‌کنند که پیشنهاد تعریف انواع مشابهی از ازدواج به نام ازدواج موقتی یا زناشویی رفاقتی را برای جوانان و دانشجویان کرده بودند.
  • ازدواج موقت در دورهٔ نامزدی برای افراد و خانوادهایی که به مسائل شرعی پایبندند راه حلیست که امکان معاشرت و مراودات میان دو طرف را برقرار می‌کند.

متعه در جمهوری اسلامی ایران[ویرایش]

بحث صیغه در حدود سال ۱۳۷۰ با سخنان علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت که صیغه را به عنوان راهکاری برای مقابله با معضلات جنسی جوانان مطرح کرده بود، دامن زده شد ولی این بحث به علت مخالفت‌های سنگینی که پیش آمد برای بیش از یک دهه به حاشیه رفت.[۴۱] در سال ۱۳۸۱ نیز با طرح راه‌اندازی خانه عفاف بالا گرفت که بعد اعلام شد طراح آن دستگیر شده و خود سابقه منکراتی داشته‌است.[۴۴] در این بین گزارش‌های متعددی از فروش خدمات جنسی با انجام متعه ثبت شد، مثلا در قم که روزانه هزاران زایر و مسافر به آن رفت و آمد دارند.[۳۸][۳۹]

بار دیگر در سال ۱۳۸۶ مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور خواستار رواج «صیغه» (با عنوان ازدواج موقت) با هدف «جلوگیری از شیوع فساد در جامعه» شد.[۳۸][۴۱] هرچند که بعدا غلامحسین الهام سخنگوی دولت اعلام کرد «سخنان اخیر وزیر کشور درباره ازدواج موقت، از جایگاه یک روحانی بوده‌است و نظر دولت نیست. این امر مربوط به دولت به عنوان قوه مجریه کشور نیست.»[۴۲] در قانون حمایت از خانواده ۱۳۹۱ در ماده ۲۱ ضمن تأکید بر آنکه نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران با رویکرد به محوریت و استواری روابط خانوادگی، ازدواج دائم را مبنای تشکیل خانواده می‌داند، نکاح موقت را بر اساس احکام شریعت و قانون مدنی ایران جایز دانسته و در سه حالت ثبت آن را الزامی می‌داند که عبارت از باردار شدن زوجه، توافق طرفین و یا شرط ضمن عقد می‌باشد. در ماده ۵۱ عدم ثبت در این شرایط را مشابه عدم ثبت ازدواج دائم مشمول احکام کیفری برمی شمارد.[۴۵]

علاوه بر این وب‌گاه‌هایی نیز در اینرنت برای ترویج صیغه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شده‌است. از جمله وب‌گاه‌های «صیغه دات کام»، «وبلاگ موقت» و وبلاگ «حال و هول حلال» (ستاد برگزاری اولین کنگره لذت حلال در تهران و یا قم).[۴۶] مدیریت وبلاگ «موقت» اندیشه اصلی تاسیس این وبلاگ و ترویج ازدواج موقت را «ازدواج موقت، ثواب کردن، بدعت شکنی و زنده کردن سنت‌های رسول الله» عنوان کرده‌است. این وبلاگ در یک بخش مجموعه مطالبی که صیغه را تایید می‌کنند (به ویژه احکام مربوط به دختران باکره) جمع‌آوری کرده‌است و در بخش دیگر مشخصات افراد داوطلب را دریافت کرده، آنها را با هم آشنا می‌کند و در صورت تمایل صیغه عقد موقت را برایشان جاری کرده و مکانی برای برگزاری این عمل در اختیارشان قرار می‌دهد.[۴۷] حمید توکلی کرمانی (زاده ۱۳۶۷ در یزد) هنگام تاسیس این وبلاگ، ۱۸ ساله و محصل رشته ریاضی فیزیک بود.[۴۸] او دلیل راه‌اندازی این وبلاگ را عدم تعادل جنسی جامعه ایرانی عنوان می‌کند.[۳۸] به گفته خودش هنوز ازدواج موقت نکرده‌است، خانوادهٔ او نیز بنا به گفتهٔ خودش از مخالفین او و مخالف ترویج ازدواج موقت هستند.[۴۲] او با محبوبیت و مقدس شمردن بکارت مخالف است، برایش اشکالی ندارد که خواهرش ازدواج موقت کند، معتقد به واجب بودن اذن پدر برای ازدواج نیست و ازدواج موقت را به عنوان مقدمهٔ ازدواج دائم و راهی برای پرکردن خلاء بین بلوغ و ازدواج دائم می‌داند. برخی از منابع اسلامی مطالب این گونه وبلاگ‌ها را «بدعت در دین» می‌دانند.[۴۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «لایحهٔ حمایت از مردان خانواده!، زینب پیغمبرزاده». ماهنامه زنان (بازنشر در وبگاه تغییر برای برابری)، ۲۸ مهر ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۸ آوریل ۲۰۰۸. 
  2. صفایی، ص ۲۴
  3. ... فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً ... (نساء (۴) ۲۴)
  4. صفایی، ص ۲۴
  5. شرح لمعه، ص ۳۲۲
  6. مادهٔ ۱۰۶۲ قانون مدنی: «نکاح واقع می‌شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید».
  7. المختصر النافع، ص ۲۸۸
  8. شرح لمعه، ص ۳۲۲
  9. المختصر النافع، ص ۲۸۹
  10. آنچه اتفاق افتاده خواسته نشده و آن‌چه خواسته شده، اتفاق نیفتاده
  11. صفایی، ص ۲۵
  12. شرح لمعه ص ۳۳۵؛ المختصر النافع ص ۲۸۹؛ مادهٔ ۱۰۹۵قانون مدنی
  13. شرح لمعه، صص ۷-۳۳۶، المختصر النافع، ص ۲۸۹
  14. صفایی، ص ۲۶-۲۷
  15. شرح لمعه، ص ۳۳۷؛ المختصر النافع، ص ۲۸۹
  16. مختصرالنافع، ص ۲۸۹
  17. صفایی، ص ۲۷
  18. شرح لمعه، ص ۳۳۳؛ شرائع‌الاسلام ص ۵۲۵
    مادهٔ ۱۰۵۹ قانون مدنی ایران: «نکاح مسلمه با غیر مسلم جایز نیست.»
  19. شرح لمعه، ص ۳۳۱
  20. شرح لمعه ص ۳۳۷؛ المختصر النافع، ص ۲۹۰؛ قانون مدنی مواد ۱۱۵۴ و ۱۱۵۲
  21. شرح لمعه ص ۳۲۳
  22. شرائع‌الاسلام ص ۵۰۲؛ تحریرالوسیله، اولیای عقد مسألهٔ ۵
  23. شرائع‌الاسلام ص ۵۰۲؛ المختصر النافع، ص ۲۷۶-۲۷۷
  24. شرح لمعه ص ۳۲۲-۳۲۳
  25. تحریرالوسیله، اولیای عقد مسألهٔ ۲
  26. همتا یا کفو بنا به نظر مشهور فقهای شیعه به معنی مسلمان بودن و شیعهٔ دوازده‌امامی بودن برای مرد است. گروهی گفته‌اند که فقط اسلام کافی‌ست و گروهی توانایی پرداخت نفقه (در مورد ازدواج دائم) را هم به آن اضافه کرده‌اند.
  27. شرح لمعه ص ۳۲۳؛ شرائع‌الاسلام ص ۵۰۲؛ تحریرالوسیله، اولیای عقد مسألهٔ ۲
  28. http://www.sistani.org/local.php?modules=nav&nid=3&bid=23&pid=1738
  29. حاج سید ابوالقاسم موسوی خوئی، رسالهٔ توضیح‌المسائل، کتابفروشی لطفی، چاپ یازدهم، ۱۳۹۵ ه. ق، ص ۴۴۷، مسألهٔ ۲۳۸۵
  30. موسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه وآله
  31. http://www.leader.ir/langs/FA/tree/5/index.php
  32. پاسخ به استفتاءات
  33. http://www.shahroudi.net/5etegad/setef08.htm#«%20احکام%20نکاح%20
  34. احکام و مسائل - رساله توضیح المسائل
  35. اولیاء العقد سماحة آیة الله العظمی السید محمد تقی المدرسی
  36. زواج المتعه استفتاء
  37. «ازدواج موقت (اذن پدر)». پایگاه مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی. بازبینی‌شده در اردیبهشت ۹۳. 
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ ۳۸٫۳ ۳۸٫۴ نگاه تازه؛ «صیغه با شرایط معین!» رادیوفردا
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ ثوابِ بوسه در ازدواج موقت، رادیوزمانه
  40. «ترویج ازدواج موقت» و موانع شرعی و عرفی، بی‌بی‌سی فارسی
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ ۴۱٫۳ مخالفان ازدواج موقت چه می‌گویند ، روزنامه ابتکار، ۱۳۸۶/۰۴/۱۲
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ ۴۲٫۲ ۴۲٫۳ ۴۲٫۴ پرونده کوچک خوشبختی!، همشهری آنلاین
  43. صفایی، ص ۲۹-۲۷
  44. «طرح‌های جایگزین خانه‌های عفاف؟!». زنان ایران، ۲ مهر ۱۳۸۱. 
  45. شورای نگهبان لایحه حمایت خانواده را تایید کرد
  46. اگر صیغه می‌شوی آف بگذار!، ماهنامه زنان، الهه حبیبی
  47. جستجوی فرد مطلوب برای صیغه، گزارشی از ترویج اینترنتی ازدواج موقت، کانون زنان ایرانی، ۲۴ تیر ۱۳۸۵
  48. جستجوی فرد مطلوب برای صیغه، گزارشی از ترویج اینترنتی ازدواج موقت، کانون زنان ایرانی، ۲۴ تیر ۱۳۸۵
  49. نقدی بر نحوهٔ بازنمایی ازدواج موقت در وبلاگ‌های دینی خبرگزاری قرآن، ۲۶ تیر ۱۳۸۵

منابع[ویرایش]