زنای با محارم
زنای با محارم اصلی پذیرفته در بسیاری از جوامع، مذاهب و کشورهاست که به ممنوعیت ازدواج و رابطهٔ جنسی با خویشاوندان نزدیک اشاره دارد. افرادی که ازدواج میان آنها حرام است در اصطلاح محرم نامیده میشوند.
ازدواج و رابطهٔ جنسی میان برادر با خواهر و فرزندان با والدین در ادیان ابراهیمی مشمول ممنوعیتی کمابیش جهانشمول میشود. ممنوعیت ازدواج تقریباً همیشه با ممنوعیت روابط جنسی پیش از ازدواج انطباق دارد. هرچند در برخی از قبایل سرخپوست ممنوعیت ازدواج با محارم به معنی ممنوعیت روابط جنسی پیش از ازدواج نیست. ضمانت اجرای ممنوعیت زنای با محارم بیشتر با بیآبرویی است تا کیفرهای شدید دیگر.
محتویات |
[ویرایش] دایرهٔ محارم در ادیان مختلف
از نظر مذهبی در رابطه با میزان گستردگی دایرهٔ محارم، مذهب مسیحی بر مذاهب یهودی و اسلام تقدم دارد؛ و مذهب اسلام نیز بر مذهب یهودی. به این معنی که در اسلام چند خویشاوند (عمو و عمه و دایی و خاله) به محارم یهودیت افزوده شده و در مسیحیت چند خویشاوند بیشتر (فرزندان عمو و عمه و دایی و خاله) از محارم اسلام و یهودیت وجود دارد.[۱]
[ویرایش] یهودیت
بر طبق قوانین شرعی دین یهودی، فرد با انسانهای زیر نمیتوان ازدواج کند: پدر و مادر و جد و جده و خواهر و برادر و فرزندان و نوادگان، بنابراین دیگر، افراد در حوزهٔ محارم قرار نمیگیرند؛ و ازدواج با آنها مجاز است.[۱]
[ویرایش] اسلام
بنابر قوانین شرعی دین اسلام، افزون بر محارم تعیین شدهٔ دین یهود، کسان دیگری نیز، شامل محارم میشوند؛ پس فرد افزون بر محارم آورده شده در دین یهودی، با افراد زیر نمیتواند ازدواج کند: عمو و عمه و خاله و دایی.[۱] با توجه به اینکه تعدد زوجات در اسلام به رسمیت شناخته شده، ازدواج با دو خواهر در یک زمان نیز ممکن نیست. و مطابق نظری ازدواج با برادرزاده و خواهرزاده همسر نیاز به اجازه همسر دارد.[۲] همین وضعیت در مورد خویشاوندان رضاعی نیز وجود دارد. مجازات آمیزش جنسی با خویشاوندان نسبی (مانند مادر و خواهر) در فقه شیعه، برای هر دو، اعدام است و بنا به نظر مشهور علاوه بر اعدام باید حد زنا که ۱۰۰ ضربه شلاق است نیز در نظر گرفته شود.[۳]
[ویرایش] مسیحیت
دین مسیحیت نیز، افزون بر محارم آورده شده در دین یهودی و اسلام، محارم دیگری را نیز در بر میگیرد، که عبارتند از: فرزندان عمو و عمه و دایی و خاله.[۱]
[ویرایش] دلایل وضع ممنوعیت
در مورد علت وضع چنین ممنوعیت نظریات مختلفی بیان شدهاست؛ ادوارد وسترمارک یک باور عمومی را مطرح میکند که بر اساس آن همزیستی افراد با یکدیگر سبب از میان رفتن جذابیت و حتی ایجاد حالت دافعه میان آنها میشود. این فرضیه با این ایراد روبروست که اگر ازدواج با محارم به طور طبیعی مورد نفرت انسانهاست، پس چرا جوامع انسانی اینچنین سرسختانه اعضای خود را از آن منع کردهاند.
فروید در نقطه مقابل از عمومیت این تمایل در قالب آنچه که او عقده ادیپ مینامد، سخن میگوید و با ارائه فرضیاتی بررسی ناپذیر به سرکوب تمایل جنسی به محارم و احساس گناه که از کودکی افراد و از کهنترین ادوار در میان انسانها وجود داشته، اشاره میکند.
لوی اشتراوس نیز معتقد است تابوی ازدواج با محارم برای گسترش مناسبات اجتماعی و جلوگیری از ایجاد تعارض در خانواده و فروپاشی آن است.
میشل فوکو در نظریهای کاملا متفاوت حساسیت تمدن غرب نسبت به زنای با محارم در دو سده اخیر را به بحث کشیده و به جای بررسی این ممنوعیت به بررسی تفسیر و تأکید بر این ممنوعیت میپردازد. از نظر وی از آنجا که تمدن معاصر غربی خانواده را کانون انحصاری روابط جنسی قرار داده برای حفظ سامانه وصلت که پدیدآورندهٔ خانواده است بایستی تظاهرات سکسوالیته در خانواده را در کنترل کامل خود نگاه دارد و یکی از این ابزارهای کنترلی تأکید و تبلیغ نظریه زنای با محارم است. وی معتقد است این که غربیها ممنوعیت ازدواج با محارم را یک توافق همگانی، امر مطلق اجتماعی و مرحلهای لازم برای تکامل هر جامعه برای رسیدن به فرهنگ میدانند، راهی برای دفاع از نظام گسترده، عمیق و قدیمی وصلت است. از نظر او با تبدیل شدن خانواده به مرکز شکوفایی و کانون تحریک دائمی سکسوالیته، زنای با محارم اهمیتی محوری یافته و منع شدید آن راهی برای حفظ سامانهٔ وصلت است که با گسترش آنچه که او سامانهٔ سکسوالیته*[۴] میداند، در خطر قرار گرفتهاست. به این ترتیب پیدایش و پردازش بیوقفه نظریه ممنوعیت زنای با محارم در مردمشناسی از گفتمانهای مولود سامانهٔ سکسوالیته ارزیابی میشود.[۵]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ «انسان شناسی خانواده و خویشاوندی» – تالیف منیژه مقصودی – نشر شیرازه – چاپ اول ۱۳۸۶- ص ۱۳۹-۱۴۰ ISBN 978-964-7768-51-6
- ↑ حسین صفائی و اسدالله امامی. مختصر حقوق خانواده. تهران: نشر میزان، هشتم بهار ۸۴. صص ۱۰۹-۱۱۱ ISBN 964-7896-27-1
- ↑ شهید ثانی، زینالعابدین بن علی. تحریر الروضة فی شرح اللمعة، تهران: سمت، چاپ هفتم، ۱۳۸۳، ص ۴۳۳، ISBN 964-459-693-1
- ↑ *dispositif de sexualité
- ↑ میشل فوکو. اراده به دانستن. ترجمهٔ نیکو سرخوش و افشین جهاندیده. دوم، تهران: نشر نی، ISBN 964-312-717-6، صص ۱۲۶-۱۲۸
- ریویر، کلود. درآمدی بر انسانشناسی. ناصر فکوهی، تهران: نشر نی، ۱۳۷۹، ISBN 964-312-540-8، صص ۱۰۶-۱۰۸