غریزه
|
وجود روح |
|||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
پیش از تولّد |
|||||||||||||||||||||||||||||
|
در حین زندگی |
|||||||||||||||||||||||||||||
|
پس از مرگ |
|||||||||||||||||||||||||||||
غَریزه گرایش درونی و ذاتی ارگانیسمهای زنده به سمت رفتارهای مشخص است. الگوهای رفتاری غریزی از سرشت برمیخیزد و اکتسابی و آموخته نیستند. رفتارهایی مانند نوع تغذیه و تولید مثل در حیوانات بدون تجربه قبلی و به طور خودکار و از پیش برنامهریزیشده اجرا میشود. این برنامهریزی از پیش تعیینشده، غریزه است. لاکپشتهای دریایی که در کنار ساحل به دنیا میآیند از لحظه زایش به طور خودبهخود به سوی دریا حرکت میکنند و زنبورهای عسل بدون آموزش قبلی همگی از طریق رقصهای خاصی پیام رد و بدل میکنند. لانهسازی و جنگطلبی و دیگر رفتارهای بسیاری از جانوران رفتارهایی غریزی است که برای بقا لازم بودهاست.
به دیگر سخن غریزه در اصطلاح به معنای علاقهها و مهارتها و معلوماتی که انسان بدون آموزش و از ابتدای تولّد به صورت بالقوّه یا بالفعل با خود دارد.
محتویات |
غریزه در انسان [ویرایش]
در پاسخ به این پرسش که آیا انسان نیز دارای غریزهاست، تعریف دقیق غریزه در بایستهاست.
اگر غریزه به مثابهٔ «عواملِ زیستی که موجبِ رفتار میشوند» در نظر گرفته شود، تقریباً میتوان گفت که انسان هیچ گونه غریزهای ندارد. حرکاتی که گاه در اصطلاح روزمره به آنها غریزی میگویند، چون کشیدن صورت هنگام آمدن مشتی به سوی آن، طبق تعریف دقیق غریزه، غریزی نیستند. غریزه آن گونه که در دیدگاهِ علمی درک میشود، یک الگوی زنجیرهای و پیچیده از رفتار است که به طورِ ژنتیکی تعیین میشود. در این معنا آدابِ معاشقهٔ بسیاری از حیوانات با سیستمِ عصبیِ ابتدایی تر غریزی است. مثلاً حرکات و آداب پیچیدهٔ زوج ماهی آبنوس هنگام جفتگیری غریزیاست. اما به هم زدنِ چشم یا کنار کشیدنِ سر در برابرِ یک ضربهٔ پیش بینی شده، یک عملِ انعکاسی است، نه یک غریزه. این عمل تنها یک واکنشِ سادهاست، نه یک الگوی رفتارِ زنجیرهای و پیچیده. بنابراین سخن گفتن از آن به عنوانِ عملِ غریزی به مفهومِ دقیق و علمیِ آن نادرست است.[۱] ، [۲]
از سوی دیگر اگر غریزه را به معنای دوم یعنی به عنوانِ «عواملِ زیستی که انجامِ یک رفتار را تسهیل (ممکن) میکنند» در نظر بگیریم، میتوان گفت که انسان دارای غرایزِ بیشماری است.[۲] ،[۱]
نظریات یونگ [ویرایش]
کارل گوستاو یونگ هرگونه تلاش به سمت فعالیتهای معین از جمله همهٔ فرایندهای روانی را که انرژیشان تحت کنترل خودآگاه نیست غریزه میداند .محرک این کشش میتواند از درون یا بیرون برخاسته باشد و مکانیسم غریزه نیز میتواند به شکل فیزیکی یا ارگانیک فعال گردد .از دید او غرایز پدیدههای زیستشناختی محض نیستند بلکه در عین حال ساختارهای خیالی پرمعنایی هستند که از ویژگی نمادین برخوردارند .هر غریزه به شکل پیشاتجربی با یک تصویر روانی متناظر یا دیدگاهی دربارهٔ یک وضعیت پیوند خورده است .
در میان غرایز بیشمار انسان یونگ به وجود یک غریزهٔ اجتماعی نیز قایل است .از دید او انسان تنها مجموعهای از غرایز خودخواهانه نیست بلکه موجودی اجتماعی هم هست .او اجبارهای اجتماعی خویش را به شکل پیشاتجربی و به صورت یک ضرورت فطری همراه خود دارد .
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Instinct»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۸ مارس ۲۰۱۰).
| این یک نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
محسنی : غریزه یک امر خدادای از پیش تعیین شده است برای رسیدن به هدف خاص بدون وابستگی به عقل . لذا این امر هم در انسانها که دارای فهم و شعور و هم در حیوانات که فاقد عقل هستند وجود دارد .