پندار خدا
| پندار خدا The God Delusion |
|||||
|---|---|---|---|---|---|
تصویر روی جلد |
|||||
| نویسنده | ریچارد داوکینز | ||||
| برگرداننده | ا. فرزام | ||||
| ناشر | Bantam Books | ||||
| محل نشر | مکان ناشر فارسی: اینترنت |
||||
| تاریخ نشر | ۲ اکتبر ۲۰۰۶ میلادی تاریخ نشر فارسی: ۲۰۰۷ میلادی |
||||
| شابک | 0-618-68000-4 | ||||
| تعداد صفحات | ۴۰۶ | ||||
| موضوع | نقد دین | ||||
| سبک | علمی، فلسفی | ||||
| زبان | انگلیسی | ||||
| نوع رسانه | جلد سخت، جلد نرم و کتاب صوتی | ||||
| کتابشناسی ریچارد داوکینز | |||||
|
|
||||
پندار خدا یا توهم خدا (به انگلیسی: The God Delusion)، کتاب غیرداستانی پرفروش سال ۲۰۰۶[۱] نوشتهٔ زیستشناس بریتانیایی، ریچارد داوکینز است. وی عضو آکادمی پادشاهی علوم و ادبیات بریتانیا است و سابقا نیز مدرس فهم عمومی علم در دانشگاه آکسفورد بودهاست.[۲][۳]
داوکینز در کتاب پندار خدا عنوان میکند که خالق فراطبیعی به احتمال قریب به یقین وجود ندارد و باور به خدا باور کاذبی است که در برابر تمام شواهد موجود سختجانی میکند. او با این نظر رابرت پیرسیگ همنوا میشود که: «هنگامی که یک نفر دچار توهم میشود، دیوانهاش میگویند. هنگامی که افراد بسیاری دچار یک توهم میشوند، مومنشان میخوانند.»[۴]
تا ماه نوامبر سال ۲۰۰۷ تنها نسخهٔ انگلیسی کتاب به فروش ۱٫۵ میلیون نسخه دست یافت و به ۳۱ زبان ترجمه گشت.[۵] همچنین در ماه نوامبر ۲۰۰۶ در ردهٔ دوم کتابهای پرفروش آمازون قرار گرفت.[۶][۷]
این کتاب در اوایل دسامبر ۲۰۰۶ به رتبهٔ چهارم کتابهای غیر داستانی پرفروش نیویورک تایمز رسید.[۸] و تا ۵۱ هفته تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۷ در لیست پرفروشها ماند.[۹] این اثر علاقمندیهای زیادی را به سمت خود جلب نمود و چندین کتاب نیز علیه آن نوشته شد.
کتاب پندار خدا توسط فردی که خود را ا. فرزام مینامد به عنوان «پندار خدا» به فارسی ترجمه شدهاست.[۱۰]
پیشزمینه [ویرایش]
داوکینز در کتابهای پیشینش که در مورد فرگشت بود، علیه خلقتگرایی (creationism) نوشته بود. موضوع اصلی ساعتساز نابینا که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد این بود که فرگشت قادر به توضیح توهم طراحی در طبیعت است. در کتاب پندار خدا او به طور دقیقتر به برهانهایی که برای و بر ضد وجود خدا مطرح میشوند پرداختهاست.
داوکینز برای مدتها خواهان نوشتن کتابی عمومی بر ضد دین بود ولی ناشرش مخالفت میکرد. سرانجام در سال ۲۰۰۶ ناشر داوکینز ایده را پذیرفت. داوکینز این تغییر ذهن را به خاطر «چهار سال بوش» میداند.[۱۱] تا آن زمان شماری از نویسندگان مانند سام هریس و کریستوفر هیچنز که به همراه داوکینز، که توسط رابرت ویتزل «تثلیث نامقدس» مشهور شده بودند، کتابهایی را به طور باز بر ضد دین نوشته بودند.[۱۲] این کتابها همگی پرفروش بودند و سبب عکسالعملهای دینداران شدند.[۱۳] بر طبق سایت Amazon.co.uk این کتاب باعث افزایش ۵۰ درصدی فروش کتابهای مربوط به دین شدهاست (شامل کتابهای ضد دین مانند پندار خدا، خدا بزرگ نیست) و همچنین سبب افزایش ۱۲۰ درصدی فروش انجیل نیز شد.[۱۴]
خلاصه [ویرایش]
کتاب تشکیلیافته از ده بخش است. چند بخش نخست به این میپردازند که چرا احتمالا خدایی نیست. و بخشهای بعدی موضوعات مربوط به دین و اخلاقیات را بررسی میکنند. کتاب به یادمان دوست قدیمی داوکینز، داگلاس آدامز[۱۵] تقدیم شده؛ و با گفتاوردی از وی همراه شدهاست که: «آیا برای اینکه ببینیم باغ زیباست باید باور کنیم که پریانی هم در ته باغ هستند؟»
در مقدمهٔ پندار خدا، داوکینز چهار پیام اصلیِ «آگاهیبخش» کتاب را چنین بیان میکند:
- ۱ بیخدایان میتوانند زندگی شاد، سرشار، متعادل، و از لحاظ فکری پرباری داشته باشند.
- ۲ انتخاب طبیعی و دیگر نظریههای علمی بهتر از «فرضیهٔ وجود خدا» به کار تبیین جهان جانداران و چه بسا کل کیهان میآیند.
- ۳ نباید کودکان را به کیش والدینشان دانست و بر آنها برچسب دین خاصی زد. اصطلاحاتی مثل «بچه کاتولیک» یا «بچه مسلمان» باید منزجرکننده محسوب شوند.
- ۴ بیخدایان باید به بیخدایی خود مفتخر باشند، نه شرمنده. زیرا بیخدایی فرد نشانهٔ صحت و استقلال ذهن اوست.[۱۶]
درونمایه [ویرایش]
یک کافر عمیقاً دیندار [ویرایش]
او فصل اول کتابش را با توضیح این نکته آغاز میکند که بسیاری از مفسران شور و شوق او به علم را هم چون نوعی ایمان دینی مییابند. اما میپرسد «آیا دین کلمهٔ مناسبی برای این شوق است؟» و میافزاید این حیرت احترامآمیز در برابر پیچیدگی طبیعت، اساس نگرشی است که میتوان آن را «دین اینشتینی» خواند، چون اینشتین واژهٔ «خدا» را به عنوان استعارهای برای طبیعت و سرشت رازآمیز کیهان به کار میبرد.[۱۷][۱۸] اما داوکینز متأسف است که بسیاری از دانشمندان «خدا» را به این معنای استعاریِ همه-خداانگارانه (وحدت وجودی، پانتئیستی) و شاعرانه استعمال میکنند، و همین سبب باعث سردرگمیها و بدفهمیهای فراوان میشوند.
داوکینز تأکید میکند که نقد او به خداباوری، متوجه باور به «خالقی فراطبیعی است که ‘شایستهٔ پرستش باشد’.»[۱۹] البته او نگرش اینشتینی را محترم میشمارد، اما هیچ حرمتی برای ادیان سنتی قائل نیست. به نظر داوکینز، ادیان در برابر انتقاد مصونیتی یافتهاند که شایستگیاش را ندارند. او این دیدگاهاش را با نقل قولی از داگلاس آدامز شرح میدهد:
«دین ایدههای خاصی در بطن خود دارد که مقدسات، یا محرمات یا مانند آن نامیده میشوند. و معنای مقدس و محرم بودن شان این است که شما نباید یک کلمه حرف بد در مورد این ایدهها یا انگارهها بزنید. مبادا چنین کنید. چرا نباید؟ چون که نباید. اگر کسی به حزبی رأی دهد که شما مخالف آن باشید، هرقدر بخواهید میتوانید به او انتقاد کنید، بی آنکه کسی برنجد. اما در مورد دین، اگر کسی بگوید به لحاظ شرعی من نباید یکشنبهها چراغی روشن کنم، شما صرفاً باید گویید به اعتقادتان احترام میگذارم.»
داوکینز در ادامه چندین مثال دیگر مطرح میکند، که در آنها به دین موقعیتی استثنایی اعطا شدهاست، مواردی مانند قبول عذر کسانی که به خاطر «عذر شرعی» از خدمت سربازی خودداری میکنند، استفاده از تعبیرهای «خوشایندگو» در مورد مجادلات مذهبی، معافیتهای گوناگون مالیاتی برای فعالیتهای مذهبی، و بلوای کاریکاتورهای محمد.
فرضیهٔ وجود خدا [ویرایش]
فصل دوم کتاب با تشریح یهوه، خدای عهد عتیق آغاز میشود که به نظر داوکینز: «نامطبوعترین شخصیت داستانی دنیا است: حسود است و به حسادت خود افتخار میکند، هیولای بی انصافِ کوردلی است. انتقامجوی خونخواری است که پاکسازی قومی میکند، زنستیز است و از همجنسگرایان نفرت دارد. کودککشی و نسلکشی و پسرکشی میکند، قدرتپرستی است که طاعون میفرستد. سادومازوخیستی است بدنهاد و بلهوس و ستمکار.»[۲۰]
در ادامه چنین استدلال میکند که فرضیهٔ وجود خدا (اینکه موجود فراطبیعی و فراانسانی هوشمندی هست که به ارادهٔ خود دنیا و مافیها، از جمله خود ما، را طراحی و خلق کردهاست) یک نظریهٔ علمی دربارهٔ جهان است. نظریهای که باید با همان شکاکیتی بدان پرداخت که به نظریههای دیگر میپردازیم.[۲۱] به همین دلیل داوکینز استدلال میکند که با استفاده از مفهوم تعالیم ناهمپوشان [دین و علم را حیطههایی جداگانه انگاشتن] که استیفن جی گولد پیش نهاده، نمیتوان الاهیات را از انتقاد مصون داشت. داوکینز مخالف اگنوستیسیم بیطرفانهاست که میگوید در مورد احتمال وجود خدا هیچ اظهار نظری نمیتوان کرد. به علاوه او با پیروی از برتراند راسل استدلال میکند که گرچه «نمیتوانید عدم وجود خدا را ثابت کنید»، اما عدم وجود قوری پرنده را هم نمیتوانید ثابت کنید، و مانند آن، عدم وجود اسب تک شاخ صورتی نامرئی، هیولای اسپاگتی پرنده، و فرشتهٔ دندان را هم نمیتوانید ثابت کنید. بنابراین، ناتوانی در اثبات عدم وجود خدا هیچ دلیلی برای باور به وجود آن نیست، بلکه، به نظر داوکینز، زحمت اثبات همواره بر دوش مدعی وجود خداست.
برهانهای وجود خدا [ویرایش]
در فصل سوم، داوکینز به برهانهای اصلی مدافع وجود خدا میپردازد. او «پنج اثبات» توماس آکویناس را مورد بحث قرار میدهد و استدلال میکند که سه برهان نخست آن به دور باطل میانجامند و «به هیچوجه معلوم نیست که بتوان با توسل به مفهوم خدا به طور طبیعی به این سیر قهقرایی خاتمه داد.» او پیشنهاد میکند که برهان چهارم آکویناس (برهان مراتب) به مانند ایراد ثقیلی از یک «یک متفرعن متعفن بیهمتا» سبکسرانهاست. او برهان پنجم را، که «برهان نظم» میباشد، به فصل بعد موکول میکند که در آن به تشریح نظریهٔ فرگشت [تکامل] میپردازد و توسط آن برهان صُنع را رد میکند.
او «برهان هستیشناسیک» آنسلم قدیس را «به زبان کوچه و بازار» برمیگرداند و اساساً با اتکا به همان ایراد کلاسیک کانت این برهان را نیز رد میکند. او «برهان زیبایی» را هم با این استدلال که «این برهان توسط مدافعانش تصریح و تدقیق نشده» رد میکند. دربارهٔ «برهان تجربهٔ شخصی»، داوکینز یادآور میشود که برخی از این تجارب ناشی از توهماتاند، و چه بسا همگی زادهٔ پندار باشند. در مورد «برهان اعجاز اناجیل» او معتقد است که انجیلها «افسانههای باستانی» هستند. دربارهٔ «برهان دانشمندان دیندار» خاطرنشان میکند که چنین دانشمندانی در اقلیت هستند. در نقد برهان «قمارباز پاسکال»، او این فرض را به چالش میگیرد که کسی ایمان بیاورد، و خدا هم او را به صرف ایمانش پاداش دهد و نه به خاطر فضایل یا حقیقتجویی او. داوکینز میپرسد: «آیا خدا نباید شکاکیت شجاعانهٔ راسل را بیش از قماربازی منفعتطلبانهٔ پاسکال ارج نهد؟» در پایان فصل، داوکینز به «برهانهای بایسی» میپردازد که کسانی مانند استفن آنوین پیش مینهند و احتجاج میکند که این برهانها «نعل وارونه میزنند».
چرا به احتمال قریب به یقین خدایی وجود ندارد؟ [ویرایش]
در فصل چهارم، داوکینز به شرح فرگشت توسط انتخاب طبیعی میپردازد تا نادرستی برهان نظم را نشان دهد. او استدلال میکند که توضیح وجود خالق عالم سختتر از توضیح پدیدههایی است که قرار است با فرض وجود چنان خالقی تبیین شوند. داوکینز منظور خود را با این تمثیل بیان میکند که هر نظریهای در مورد وجود کیهان باید همچون «جرثقیل انتخاب طبیعی» باشد و نه «قلاب فضایی» خلقت که فقط مسئله را معلق میسازد. او برهان نامحتملی وجود خدا را به کار میگیرد، و با طرح اصطلاح «گشایش بوئینگ ۷۴۷ غائی»[۲۲] استدلال میکند که «خدا به احتمال قریب به یقین وجود ندارد» زیرا «هر قدر ایجاد [چنین] موجودی از نظر احتمالات بعید باشد، وجود سازندهٔ این موجود نیز دست کم همان قدر بعید است. خدا سارندهٔ بوئینگ ۷۴۷ غائی است.»
«بوئینگ ۷۴۷» اشارهای است به جملهٔ فرِد هویل که گفته بود «احتمال ایجاد حیات بر زمین بیش از این احتمال نیست که تندبادی بر یک انبار اوراقی بوزد و از آن قراضهها یک بوئینگ ۷۴۷ بسازد.» ایراد داوکینز به این مدعا این است که «این مدعی مقدمات انتخاب طبیعی را هم نمیداند.» یک درونمایهٔ عام در کتاب داوکینز این است که سبب تکامل حیات، انتخاب طبیعی بوده نه بخت و اقبال، و پیچیدگی خیره کنندهٔ جانداران شاهدی بر وجود یک یا چند خالق نیست. سپس، او با ذکر نمونههایی از موارد ظاهراً طراحی شده استدلال خود را پی میگیرد. در پایان فصل نتیجه میگیرد که گشایش «۷۴۷ غائی» برهانی کاملاً قوی علیه وجود خداست، و هنوز چشم انتظار است تا «پس از دعوتها و فرصتهای فراوان، بالأخره الهیدانی یافت شود که پاسخی قانع کننده به این برهان بدهد.» و سپس از دنیل دنت فیلسوف نقل قول میکند که این برهان را «ردّی ردناپذیر» بر وجود خدا میخواند که از دو قرن پیش مطرح است.
ریشههای دین [ویرایش]
در فصل پنجم داوکینز به بحث ریشههای دین و به این پرسش میپردازد که چرا ادیان در همهٔ فرهنگهای بشری وجود دارند. او حامی «این نظریهاست که دین یک محصول جانبی تصادفی - یک کجروی در چیزی سودمند» بودهاست [۲۳] و گمان میکند که چه بسا نظریهٔ ممها، و به ویژه استعداد آدمیان برای پذیرش مِمهای دینی، بتواند توضیح دهد که چرا به نظر او دین میتواند مانند «ویروس ذهنی» چنین در میان جوامع شایع شود.[۲۴] داوکینز معتقد است بین ایمان به معنای عام و ایمان تندروان مذهبی نباید فرقی گذشت. به عقیده داوکینز مذهب میانه رو "بار عام" به تندروی مذهبی میدند. در مقابل گفته میشود که این مساله در مقابل تحمل عقاید است که در گذشته هم توسط مذهبیون میانه رو و هم توسط سکولارها رعایت میشده است[۲۵].
ریشههای اخلاق: چرا ما خوب هستیم؟ [ویرایش]
در فصل ۶، داوکینز توجه خود را معطوف اخلاقیات میکند، و استدلال میکند که ما برای خوب بودن نیازی به دین نداریم. در عوض، به باور او اخلاق ما منشاء داروینی دارد: ژنهای دگرخواه در خلال فرآیند فرگشت انتخاب شدهاند، و ما به طور طبیعی واجد نوعدوستی هستیم.
کتاب خوب و تغییر زایتگایست اخلاقی [ویرایش]
مضمون فصل هفتم نیز اخلاقیات است، و در آن احتجاج میشود که یک روح زمانه اخلاقی هست که در جوامع تکامل مییابد. روح جهانی اغلب در تعارض با اخلاقیات دینی است، که به نظر داوکینز عمدتاً محقر و ددمنشانه هستند. او نمونههایی از اخلاقیات انجیلی را ذکر میکند تا آن چه را که بربریت بیشتر اخلاقیات دینی میداند، نشان دهد. به عنوان مثال داوکینز ادعا میکند که محبت مورد اشاره عیسی صرفاً مربوط از دایره همکیشان یهودی بیرون نمیرفته است و بدین ترتیب مدعیست مذهب مروج محبت بدون شرط به همنوعان نیست. نویسنده کتاب فرشته داروین، متذکر میشود که این دقیقا خلاف روایات تاریخی به جای مانده از پیام مسیح است که در عهد جدید آمده است[۲۶]. داوکینز مدعی است اگرچه مارتین لوتر کینگ مسیحی بود، ولی فلسفه نافرمانی مدنی غیر خشونت طلبانه خود را مستقیما از گاندی گرفته بود و از آنجا نقش مذهب را زیر سوال میبرد. در مقابل اریک ریتان با استناد به بخشی از کتاب زندگی نامه کینگ معتقد است داوکینز دچار اشتباه بدی در ارزیابی شده است:
جنبش نافرمانی مدنی حرکتی بود که "مسیح در آن روحیه و انگیزه ایجاد کرد و گاندی تأمین کننده روش آن بود."
وی همچنین به بخشائی از گفتههای کینگ اشاره میکند که در آن بر نقش خدا به عنوان نیروی آرامش بخش درونی تأکید شده است.[۲۷]
اشکال کار دین کجاست؟ این همه دشمنی چرا؟ [ویرایش]
سپس، در فصل هشتم، داوکینز به این پرسش پاسخ میدهد که چرا چنین احساسات خصمانهای نسبت به دین دارد. او با ذکر مثالهایی استدلال میکند که دین بر سر راه علم مانعتراشی میکند، تعصب را تقویت میکند، تنگنظری نسبت به همجنسگرایان را تشویق میکند، و اثرات منفی دیگری نیز بر جامعه دارد. مثلاً واعظان مسیحی جنوب آمریکا بردگی سیاهان را با رجوع به انجیل توجیه میکردند، به این ترتیب که سیاهان را از نسل فرزندان گناهکار ابراهیم میدانستهاند. در خلال جنگهای صلیبی، کافران و مشرکانی را که به مسیحیت نمیگرویدند میکشتند، و نمونههای دیگر که ذکر شدهاست.[۲۸] در پاسخ به این ادعا که دین در مقابل علم مانع تراشی میکند، دیوید برلینکسی به یکی از آیات قرآن اشاره میکند که در آن آمده "در تبدیل شب و روز به یکدیگر درسهایی میتوان آموخت". او به این گفته تاریخ نگار مشهور دیوید کینگ اشاره میکند که گفته بود "انجام جنبههای متنوعی از آداب و عبادات مذهبی به مدد فرایندهای علمی انجام شده است" و نتیجه میگیرد رابطه مستقیمی بین تعهد مذهبی و به دنبال علم رفتن وجود دارد.[۲۹]
داوکینز مدعی است مذهب نهایتا به تراژدی تبدیل میشود[۳۰]. در مقابل، مایکل شرمر مینویسد:
برای هر یک دانه از این تراژدی ها، ۱۰ عمل خیر خواهانه و انسان دوستانه وجود دارد که ثبت نمیشود... مذهب، مانند هر مکتب اجتماعی که عمق تاریخی و تاثیر فرهنگی دارد، و نمیتوان آن را به مطلق خوب یا مطلق بد تخفیف داد[۳۱].
داوکینز از عملیاتهای انفجاری نام میبرد و مینویسد اگر تعبد مذهبی وجود نداشت میشد شرط خوبی بست که دیگر عملیات استشهادی دیگری نمیبود[۳۲]. در حالی که رابرت پیپ با مطالعه همه عملیاتهای شهادت طلبانه از سال ۱۹۸۰، نتیجه میگیرد ایمان مذهبی (از هر نوعش) نه لازم و نه کافی برای خلق این انفجار هاست. پیپ معتقد است انگیزه اصلی سیاسی است.[۳۳][۳۴]
کودکی، سواستفاده، و گریز از دین [ویرایش]
فصل نهم کتاب به این بحث اختصاص یافته که یک زیان دیگر دین، تلقین ایدئولوژی و تعصب به کودکان است. به اعتقاد داوکینز تعلیم آموزههای دینی در مدارس مذهبی به کودکان، به مثابه «سوءاستفادهٔ ذهنی» والدین از کودکان است. او از مردم میخواهد که هرگاه کسی از «بچه مسلمان» یا «بچه کاتولیک» صحبت کرد، رو در هم کشند، و از خود بپرسند چطور یک کودک را میتوان چنان رشدیافته تلقی کرد که بتواند دیدگاههای مستقلی در مورد کیهان و جایگاه انسان در آن داشته باشد. [۳۵]
برخی نویسندگان با تحسین این حرف داوکینز که تربیت کودک باید بر اساس روشهای علمی و منطقی باشد، متذکر این مساله شدهاند که با تکیه بر دانش نمیتوان به نفع هیچکدام از اعتقادات مذهبی و یا خدا ناباوری نظر داد. علاوه بر این با ذکر مثال به شباهتهای هسته اصلی روشهای تربیتی مورد پیشنهاد کتابهای تربیت کودک مسیحی و آتئیست همچون تأکید بر صداقت و فروتنی اشاره نموده اند.[۳۶]
یک خلاء ناگزیر [ویرایش]
در فصل پایانی داوکینز این پرسش را مطرح میکند که آیا دین، به رغم تمام مشکلاتاش پرکنندهٔ «یک خلاء ناگزیر» است؟ آیا مردم برای هدایت و تسلی محتاج دین هستند؟ به نظر داوکینز، این خلاءها را میتوان به شیوههای غیردینی مانند آموزش فلسفه و علم پر کرد. او احتجاج میکند که برخلاف جهانبینی بیخدا که بسی به زندگی آری-گو است، پاسخهای دین به رازهای زندگی کاملاً از این مهم قاصر هستند. اریک ریتان با ذکر نقل و قولی از داوکینز که به قدرت تسلی بخشی مذهب اقرار دارد، وی را به تامل در این مطلب فرا میخواند که چرا چنین نقشی برای مذهب در طول تاریخ بشر حفظ گردیده است.[۳۷]
ضمیمهٔ کتاب [ویرایش]
مخاطب ضمیمهٔ کتاب کسانی هستند که «برای رهایی از دین نیازمند یاری هستند.»
بازتاب در ترکیه [ویرایش]
در ترکیه حدود ۶۰۰۰ نسخه از کتاب فروش رفته بود[۳۸] که در نوامبر ۲۰۰۷ شکایتی مبنی بر «حمله به ارزشهای مقدس» بودن کتاب مطرح شد و کتاب مورد تحقیق قرار گرفت. ناشر و مترجم ترک، ارول کارسلان به جرم انگیختن بیزاری دینی به زندان محکوم شدند.[۳۹] ولی در آوریل ۲۰۰۸ دادگاه متهمان را تبرئه کرد. در مورد مصادرهٔ کتاب، ناظر دادگاه بیان کرد که قدغن کردن آن «به طور اساسی آزادی اندیشه را محدود خواهد کرد.»[۴۰]
ترجمه به فارسی [ویرایش]
کتاب پندار خدا با نام «توهم خدا» توسط «ا. فرزام» تا نوامبر ۲۰۰۷ تقریبا به طور کامل (به استثنای دو بخش) به فارسی ترجمه شد. ولی به علت عدم امکان انتشار در جمهوری اسلامی ایران، تنها در نگارش الکترونیک، به شکل پیدیاف تکثیر شدهاست.[۴۱]
مخالفتها [ویرایش]
این کتاب واکنش موافقان و مخالفان بسیاری را واداشت.[۴۲] به دنبال وارد شدن داوکینز به حوزه فلسفه و الهیات، گروهی از متفکرین به او انتقادهایی را وارد نمودند. در میان این افراد، الهی دانان مسیحی، فیلسوفان، و بعضا برخی از خدا ناباوران و شک گرایان دیده میشوند.
- مجله پراسپکت که سال قبل از انتشار کتاب پندار خدا، داوکینز را در زمره سه شخصیت روشنفکر برتر معرفی کرده بود، در تغییر موضعی قابل توجه در مقالهای به قلم اندرو براون این کتاب را بی دقت و غیر منسجم خواند.[۴۳]
- مایکل روس در باره این کتاب نوشت: "[کتاب] پندار خدا من را از خدا ناباوری خود خجل میکند." وی با ذکر مثالی از استدلالهای فلسفی داوکینز، اظهار میدارد که خدا ناباوران جدید, دانشوری را جدی نمیگیرند.[۴۴]
- عبدالکریم سروش با ذکر این مطلب که کتاب پندار خدا ارزش فلسفی چندانی ندارد نقد داوکینز بر توماس آکویناس را در خوشبینانهترین حالت غیر منصفانه میخواند. با این حال وی به قدرت طنازی داوکینز در جذب مخاطب عام اذعان میکند.[۴۵]
کتابهایی هم در مخالفت و در پاسخ به آن نوشته شدهاست. از جمله کتاب آلیستر مکگراث با نام «پندار داوکینز» و کتاب «خدا توهم نیست» نوشتهٔ توماس کرین.
الوین پلانتینگا The Dawkins Confusion [۴۶]
Anthony Kenny Knowledge Belief and Faith[۴۷]
تامس نیگل The Fear of Religion[۴۸]
مایکل روس Chicago Journals Review[۴۹]
ریچارد سوئینبرن Response to Richard Dawkins[۵۰]
John Cornwell A Question of Respect[۵۱]
آلیستر مکگرات The Dawkins Delusion[۵۲]
H. Allen Orr A Mission to Convert[۵۳]
تری ایگلتون London Review of Books Lunging, Flailing, Mispunching:[۵۴]
آنتونی فلو The God Delusion Review[۵۵] - Dawkins response [۵۶]
Murrough O'Brien of ایندیپندنت Our Teapot which art in heaven[۵۷] Dawkins responds:[۵۸]
مارلین رابینسون The God Delusion Review, Harper's Magazine ۲۰۰۶[۵۹]
پانویس [ویرایش]
- ↑ Orr, H. Allen (11 January 2007). "A Mission to Convert". New York Review of Books (New York) 54 (1). http://www.nybooks.com/articles/19775.
- ↑ "The Third Culture: Richard Dawkins". Edge.org. http://www.edge.org/3rd_culture/bios/dawkins.html. Retrieved 2008-03-08.
- ↑ Staff (2008). "(Clinton) Richard Dawkins". Who's Who. London: A & C Black.
- ↑ Dawkins, Richard. God Delusion. Boston: Houghton Mifflin, 2006. 406. ISBN ۰-۶۱۸-۶۸۰۰۰-۴. ;

- ↑ ریچارد داوکینز - دانش و بیخدایی جدید. . ریچارد داوکینز در پوینت آف اینکوایری، ۸ دسامبر ۲۰۰۷. بازیابیشده در ۸ دسامبر ۲۰۰۷.
- ↑ “Amazon.com book page - search for sales rank for current position”.
- ↑ جیمی دوارد. “Atheists top book charts by deconstructing God”. Observer ed. 2006-10-29.
- ↑ “Hardcover Nonfiction - New York Times”. Retrieved on ۲۰۰۶-۱۲-۲.
- ↑ “The God Delusion One-Year Countdown”. RichardDawkins.net ed. Retrieved on ۲۰۰۷-۱۰-۵.
- ↑ سایت مترجم کتاب پندار خدا نوشتهٔ ریچارد داوکینز (فارسی)
- ↑ Dawkins, Richard. “Richard Dawkins explains his latest book”. RichardDawkins.net ed. Retrieved on ۲۰۰۷-۹-۱۴.
- ↑ ویتزل, رابرت. “Hitchens, Dawkins, Harris: The Unholy Trinity... Thank God.”. Atlantic Free Press ed.
- ↑ “The Fleas Are Multiplying!”. RichardDawkins.net ed. Retrieved on ۲۰۰۷-۹-۱۱.
- ↑ اسمیت, دیوید. “Believe it or not: the sceptics beat God in bestseller battle”. آبزرور ed.
- ↑ داگلاس، یادت به خیر. تو باهوشترین، بامزهترین، آزاداندیش ترین، بذلهگوترین، بلندقدترین، و احتمالاً تنها گرویدهٔ من بودی. ای کاش این کتاب میتوانست تو را بخنداند – هر چند نه آن قدر که تو مرا خنداندی. ص. ۱۱۷ کتاب پندار خدا
- ↑ مروری بر کتاب پندار خدا نوشتهٔ ریچارد داوکینز
- ↑ رندرسون, جیمز. Childish superstition: Einstein's letter makes view of religion relatively clear. . Guardian, 13 May, 2008.
- ↑ بررسی دین و علم - آلبرت اینشتین (فارسی)
- ↑ کتاب پندار خدا، ص ۱۳
- ↑ کتاب پندار خدا، ص ۳۱
- ↑ کتاب پندار خدا، ص ۵۰
- ↑ کتاب پندار خدا، ص ۱۱۴
- ↑ «من از جملهٔ شمار فزایندهٔ زیستشناسانی هستم که دین را یک محصول فرعی از چیزی دیگر میدانند.» پندار خدا، ص ۱۸۸
- ↑ «هدف این بخش، طرح این پرسش است که آیا نظریهٔ مِمی میتواند در مورد خاص دین کارآ باشد.» (اشاره به بخش اصلی در فصل ۵)، پندار خدا، ص ۱۹۱
- ↑ God and the new atheism, p. 9
- ↑ Darwin's Angel: An angelic riposte to The God Delusion, John Cornwell, p. 77
- ↑ Is God A Delusion: A Reply to Religion's Cultured Despisers, p. 42
- ↑ کتاب پندار خدا فصل ۸ و ۹
- ↑ The Devil's Delusion, David Berlinski, p. 14
- ↑ Dawkin's Delusion, p. 99
- ↑ Michael Shermer, (How we believe (New York:Freeman, 2000)p. 71
- ↑ The God Delusion, p. 247-348
- ↑ Darwin's Angel: An angelic riposte to The God Delusion, p. 80
- ↑ Robert Page, "The Strategic Logic of Suicide Terrorism," American Political Science Review Vol. 97, No. 3 August 2003
- ↑ پندار خدا صص ۳۸۰-۳۸۲
- ↑ Religion and the New Atheism: A Critical Appraisal, Brill Publishers, Editted by Amarnath Amarasingam, pp. 190-191
- ↑ Is God a Delusion, By Eric Reitan, p. 37
- ↑ Tiryaki, Sylvia. The God Delusion in Turkey. . Turkish Daily News, 3 December, 2007.
- ↑ Turkey probes atheist's 'God' book. . AP, CNN, 28 November 2007.
- ↑ 'Tanrı Yanılgısı' kitabı beraat etti(ترکی). . AA, 2 April 2008.
- ↑ .وبگاه مترجم ایرانی کتاب پندار خدا
- ↑ “Flea of the week”. ریچارد داوکینز دات نت ed.
- ↑ Dawkins the dogmatist
- ↑ "The God Delusion made me ashamed to be an atheist"
- ↑ Dr. Soroush QA The God Delusion by Richard Dawkins 1/2 - YouTube در یوتیوب
- ↑ الوین پلانتینگا (2007). "The Dawkins Confusion - Naturalism ad absurdum". Books & Culture, a Christian Review. http://www.christianitytoday.com/bc/2007/002/1.21.html. Retrieved 2007-03-02.
- ↑ Kenny, Anthony (July 2007). "Knowledge, Belief, and Faith". Philosophy 82 (03): 381–397. Error: Bad DOI specified.
- ↑ Nagel, Thomas (2006-10-23). "The Fear of Religion". نیو ریپابلیک. http://www.tnr.com/article/the-fear-religion. Retrieved 2007-09-12.
- ↑ مایکل روس (December 2007). "Richard Dawkins: The God Delusion". Chicago Journals. http://www.journals.uchicago.edu/doi/abs/10.1086/529280. Retrieved 2008-05-31.
- ↑ Swinburne, Richard. "Response to Richard Dawkins' comments on my writings in his book The God Delusion" (PDF). http://users.ox.ac.uk/~orie0087/pdf_files/Responses%20to%20Controversies/Response%20to%20Dawkins%27%20The%20God%20Delusion%20(revised)_copy(1).pdf. Retrieved 2010-03-10.
- ↑ John Cornwell (2006-10-01). "A question of respect.". Times Online (London). http://www.timesonline.co.uk/article/0,,2102-2375182.html. Retrieved 2006-11-06.
- ↑ McGrath, Alister (2007). پندار داوکینز؟. SPCK. p. 20. Also expressed in his review «The Dawkins Delusion».
- ↑ H. Allen Orr (January 2007). "A Mission to Convert". New York Review of Books (54٫1). http://www.nybooks.com/articles/19775. Retrieved 2007-03-03.
- ↑ Terry Eagleton (2006-10-19). "Lunging, Flailing, Mispunching". London Review of Books 28 (20). http://www.lrb.co.uk/v28/n20/eagl01_.html. Retrieved 2006-11-26.
- ↑ Anthony Flew. "Flew Speaks Out: Professor Antony Flew reviews The God Delusion". bethinking.org. http://www.bethinking.org/science-christianity/intermediate/flew-speaks-out-professor-antony-flew-reviews-the-god-delusion.htm. Retrieved 2008-12-25.
- ↑ Martin Beckford (2008-08-02). "Richard Dawkins branded 'secularist bigot' by veteran philosopher". telegraph.co.uk (London). http://www.telegraph.co.uk/earth/main.jhtml?xml=/earth/2008/08/01/scidawkin101.xml. Retrieved 2008-12-29.
- ↑ Murrough O'Brien, «Our Teapot, which art in heaven,» ایندیپندنت, November ۲۶, ۲۰۰۶
- ↑ Dawkins, Richard (2007-09-17). "Do you have to read up on leprechology before disbelieving in them?". RichardDawkins.net. http://richarddawkins.net/articleComments,1647,Do-you-have-to-read-up-on-leprechology-before-disbelieving-in-them,Richard-Dawkins-The-Independent,page27. Retrieved 2007-11-14.
- ↑ Marilynne Robinson. "The God Delusion". solutions.synearth.net. http://solutions.synearth.net/2006/10/20/. Retrieved 2010-04-04.
منابع [ویرایش]
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «The God Delusion»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۸).
پیوند به بیرون [ویرایش]
- توضیحات پندار خدا در سایت رسمی ریچارد داوکینز
- Newsnight Book Club گزیدههایی از پندار خدا
- Video: Dawkins' reading from The God Delusion at Randolph-Macon Woman's College. ۲۳ اکتبر ۲۰۰۶.
- صوتی: مصاحبهٔ ریچارد داوکینز با برایان لرر.
- نقد عبدالکریم سروش بر کتاب «پندار خدا»
|
||||||||||||||||
|
||||||||