توهم خدا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
توهم خدا
The God Delusion.jpg
نویسنده ریچارد داوکینز
عنوان اصلی The God Delusion
برگرداننده ا. فرزام
تصویرگر
طراح جلد
کشور بریتانیا
زبان انگلیسی
مجموعه
موضوع(ها) دین
سبک(ها)
ناشر Bantam Books
تاریخ نشر ۲۰۰۶
نشر فارسی ۲۰۰۷
رسانه‌ی عرضه جلد سخت، جلد نرم و کتاب صوتی
تعداد صفحات
قطع و وزن -
شابک ISBN ۰-۶۱۸-۶۸۰۰۰-۴
پس از داستان نیاکان
پیش از

توهم خدا به انگلیسی: The God Delusion، کتاب غیرداستانی پرفروش سال ۲۰۰۶ نوشتهٔ زیست‌شناس بریتانیایی، ریچارد داوکینز است. وی مدرس فهم عمومی علم در دانشگاه آکسفورد و عضو آکادمی پادشاهی علوم و ادبیات بریتانیا است.

داوکینز در کتاب توهم خدا عنوان می‌کند که خالق فراطبیعی به احتمال زیاد وجود ندارد و باور به خدا باور کاذبی است که در برابر تمام شواهد خلاف خود سخت‌جانی می‌کند. او با این نظر رابرت پیرسینگ همنوا می‌شود که: «هنگامی که یک نفر دچار توهم می‌شود، دیوانه‌اش می‌گویند. هنگامی که افراد بسیاری دچار یک توهم می‌شوند، مومن‌شان می‌خوانند.»[۱]

تا ماه نوامبر سال ۲۰۰۷ تنها نسخهٔ انگلیسی کتاب به فروش ۱٫۵ میلیون نسخه دست یافت و به ۳۱ زبان ترجمه گشت.[۲] همچنین در ماه نوامبر ۲۰۰۶ در ردهٔ دوم کتاب‌های پرفروش آمازون قرار گرفت.[۳][۴]

این کتاب در اوایل دسامبر ۲۰۰۶ به رتبهٔ چهارم کتاب‌های غیر داستانی پرفروش نیویورک تایمز رسید.[۵] و تا ۵۱ هفته تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۷ در لیست پرفروش‌ها ماند.[۶] این اثر علاقمندی‌های زیادی را به سمت خود جلب نمود و چندین کتاب نیز برعلیه آن نوشته شد.

کتاب توهم خدا توسط فردی که خود را ا. فرزام می‌نامد به عنوان "پندار خدا" به فارسی ترجمه شده‌است.[۷]

فهرست مندرجات

[ویرایش] پیش‌زمینه

داوکینز در کتاب‌های پیشینش که در مورد فرگشت بود، علیه خلقت‌گرایی (creationism) نوشته بود. موضوع اصلی ساعت‌ساز نابینا که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد این بود که فرگشت قادر به توضیح توهم طراحی در طبیعت است. در کتاب توهم خدا او به طور دقیق‌تر به برهان‌هایی که برای و بر ضد وجود خدا مطرح می‌شوند پرداخته‌است.

داوکینز برای مدت‌ها خواهان نوشتن کتابی عمومی بر ضد دین بود ولی ناشرش مخالفت می‌کرد. سرانجام در سال ۲۰۰۶ ناشر داوکینز ایده را پذیرفت. داوکینز این تغییر ذهن را به خاطر «چهار سال بوش» می‌داند.[۸] تا آن زمان شماری از نویسندگان مانند سام هریس و کریستوفر هیچنز که به همراه داوکینز، که توسط رابرت ویتزل «تثلیث نامقدس» مشهور شده بودند، کتاب‌هایی را به طور باز بر ضد دین نوشته بودند.[۹] این کتاب‌ها همگی پرفروش بودند و سبب عکس‌العمل‌های دینداران شدند.[۱۰] بر طبق سایت Amazon.co.uk این کتاب باعث افزایش ۵۰ درصدی فروش کتاب‌های مربوط به دین شده‌است (شامل کتاب‌های ضد دین مانند توهم خدا، خدا بلندمرتبه نیست: چگونه دین همه چیز را مسموم می‌کند) و همچنین سبب افزایش ۱۲۰ درصدی فروش انجیل نیز شد.[۱۱]

[ویرایش] خلاصه

کتاب تشکیل‌یافته از ده بخش است. چند بخش نخست به این می‌پردازند که چرا احتمالا خدایی نیست. و بخش‌های بعدی موضوعات مربوط به دین و اخلاقیات را بررسی می‌کنند. کتاب به یادمان دوست قدیمی داوکینز، داگلاس آدامز[۱۲] تقدیم شده؛ و با گفتاوردی از وی همراه شده‌است که: «آیا برای اینکه ببینیم باغ زیباست باید باور کنیم که پریانی هم در ته باغ هستند؟»

در مقدمهٔ توهم خدا، داوکینز چهار پیام اصلیِ «آگاهی‌بخش» کتاب را چنین بیان می‌کند:

۱ بیخدایان می‌توانند زندگی شاد، سرشار، متعادل، و از لحاظ فکری پرباری داشته باشند.
۲ انتخاب طبیعی و دیگر نظریه‌های علمی بهتر از «فرضیهٔ وجود خدا» به کار تبیین جهان جانداران و چه بسا کل کیهان می‌آیند.
۳ نباید کودکان را به کیش والدین‌شان دانست و بر آنها برچسب دین خاصی زد. اصطلاحاتی مثل «بچه کاتولیک» یا «بچه مسلمان» باید منزجرکننده محسوب شوند.
۴ بیخدایان باید به بیخدایی خود مفتخر باشند، نه شرمنده. زیرا بیخدایی فرد نشانهٔ صحت و استقلال ذهن اوست.[۱۳]

[ویرایش] درونمایه

[ویرایش] یک کافر عمیقاً دیندار

او فصل اول کتابش را با توضیح این نکته آغاز می‌کند که بسیاری از مفسران شور و شوق او به علم را هم چون نوعی ایمان دینی می‌یابند. اما می‌پرسد «آیا دین کلمهٔ مناسبی برای این شوق است؟» و می‌افزاید این حیرت احترام‌آمیز در برابر پیچیدگی طبیعت، اساس نگرشی است که می‌توان آن را «دین اینشتینی» خواند، چون اینشتین واژهٔ «خدا» را به عنوان استعاره‌ای برای طبیعت و سرشت رازآمیز کیهان به کار می‌برد.[۱۴][۱۵] اما داوکینز متأسف است که بسیاری از دانشمندان «خدا» را به این معنای استعاریِ همه-خداانگارانه [وحدت وجودی، پانتئیستی] و شاعرانه استعمال می‌کنند، و همین سبب باعث سردرگمی‌ها و بدفهمی‌های فراوان می‌شوند.

داوکینز تأکید می‌کند که نقد او به خداباوری، متوجه باور به «خالقی فراطبیعی است که ‘شایستهٔ پرستش باشد’.«[۱۶] البته او نگرش اینشتینی را محترم می‌شمارد، اما هیچ حرمتی برای ادیان سنتی قائل نیست. به نظر داوکینز، ادیان در برابر انتقاد مصونیتی یافته‌اند که شایستگی‌اش را ندارند. او این دیدگاه‌اش را با نقل قولی از داگلاس آدامز شرح می‌دهد:

«دین ایده‌های خاصی در بطن خود دارد که مقدسات، یا محرمات یا مانند آن نامیده می‌شوند. و معنای مقدس و محرم بودن شان این است که شما نباید یک کلمه حرف بد در مورد این ایده‌ها یا انگاره‌ها بزنید. مبادا چنین کنید. چرا نباید؟ چون که نباید. اگر کسی به حزبی رأی دهد که شما مخالف آن باشید، هرقدر بخواهید می‌توانید به او انتقاد کنید، بی آنکه کسی برنجد. اما در مورد دین، اگر کسی بگوید به لحاظ شرعی من نباید یکشنبه‌ها چراغی روشن کنم، شما صرفاً باید گویید به اعتقادتان احترام می‌گذارم.»

داوکینز در ادامه چندین مثال دیگر مطرح می‌کند، که در آنها به دین موقعیتی استثنایی اعطا شده‌است، مواردی مانند قبول عذر کسانی که به خاطر «عذر شرعی» از خدمت سربازی خودداری می‌کنند، استفاده از تعبیرهای «خوشایندگو» در مورد مجادلات مذهبی، معافیت‌های گوناگون مالیاتی برای فعالیت‌های مذهبی، و بلوای کاریکاتورهای محمد.

[ویرایش] فرضیهٔ وجود خدا

فصل دوم کتاب با تشریح یهوه، خدای عهد عتیق آغاز می‌شود که به نظر داوکینز: «نامطبوع‌ترین شخصیت داستانی دنیا است: حسود است و به حسادت خود افتخار می‌کند، هیولای بی انصافِ کوردلی است. انتقام‌جوی خونخواری است که پاکسازی قومی می‌کند، زن‌ستیز است و از همجنس‌گرایان نفرت دارد. کودک‌کشی و نسل‌کشی و پسرکشی می‌کند، قدرت‌پرستی است که طاعون می‌فرستد. سادومازوخیستی است بدنهاد و بالهوس و ستمکار.»[۱۷]

در ادامه چنین استدلال می‌کند که فرضیهٔ وجود خدا (اینکه موجود فراطبیعی و فراانسانی هوشمندی هست که به ارادهٔ خود دنیا و مافیها، از جمله خود ما، را طراحی و خلق کرده‌است) یک نظریهٔ علمی دربارهٔ جهان است. نظریه‌ای که باید با همان شکاکیتی بدان پرداخت که به نظریه‌های دیگر می‌پردازیم. [۱۸] به همین دلیل داوکینز استدلال می‌کند که با استفاده از مفهوم تعالیم ناهمپوشان [دین و علم را حیطه‌هایی جداگانه انگاشتن] که استیفن جی گولد پیش نهاده، نمی‌توان الاهیات را از انتقاد مصون داشت. داوکینز مخالف اگنوستیسیم بی‌طرفانه‌است که می‌گوید در مورد احتمال وجود خدا هیچ اظهار نظری نمی‌توان کرد. به علاوه او با پیروی از برتراند راسل استدلال می‌کند که گرچه «نمی‌توانید عدم وجود خدا را ثابت کنید»، اما عدم وجود قوری پرنده را هم نمی‌توانید ثابت کنید، و هکذا عدم وجود تکشاخ، هیولای اسپاگتی پرنده، و فرشتهٔ دندان را هم نمی‌توانید ثابت کنید. بنابراین، ناتوانی در اثبات عدم وجود خدا هیچ دلیلی برای باور به وجود آن نیست، بلکه، به نظر داوکینز، زحمت اثبات همواره بر دوش مدعی وجود خداست.

[ویرایش] برهان‌های وجود خدا

در فصل سوم، داوکینز به برهان‌های اصلی مدافع وجود خدا می‌پردازد. او «پنج اثبات» توماس آکویناس را مورد بحث قرار می‌دهد و استدلال می‌کند که سه برهان نخست آن به دور باطل می‌انجامند و «به هیچ‌وجه معلوم نیست که بتوان با توسل به مفهوم خدا به طور طبیعی به این سیر قهقرایی خاتمه داد.» او پیشنهاد می‌کند که برهان چهارم آکویناس (برهان مراتب) به مانند ایراد ثقیلی از یک «یک متفرعن متعفن بی‌همتا» سبکسرانه‌است. او برهان پنجم را، که «برهان نظم» می‌باشد، به فصل بعد موکول می‌کند که در آن به تشریح نظریهٔ فرگشت [تکامل] می‌پردازد و توسط آن برهان صُنع را رد می‌کند.

او «برهان هستی‌شناسیک» آنسلم قدیس را «به زبان کوچه و بازار» برمی‌گرداند و اساساً با اتکا به همان ایراد کلاسیک کانت این برهان را نیز رد می‌کند. او «برهان زیبایی» را هم با این استدلال که «این برهان توسط مدافعانش تصریح و تدقیق نشده» رد می‌کند. دربارهٔ «برهان تجربهٔ شخصی»، داوکینز یادآور می‌شود که برخی از این تجارب ناشی از توهمات‌اند، و چه بسا همگی زادهٔ پندار باشند. در مورد «برهان اعجاز اناجیل» او معتقد است که انجیل‌ها «افسانه‌های باستانی» هستند. دربارهٔ «برهان دانشمندان دیندار» خاطرنشان می‌کند که چنین دانشمندانی در اقلیت هستند. در نقد برهان «قمارباز پاسکال»، او این فرض را به چالش می‌گیرد که کسی ایمان بیاورد، و خدا هم او را به صرف ایمانش پاداش دهد و نه به خاطر فضایل یا حقیقت‌جویی او. داوکینز می‌پرسد: «آیا خدا نباید شکاکیت شجاعانهٔ راسل را بیش از قماربازی منفعت‌طلبانهٔ پاسکال ارج نهد؟» در پایان فصل، داوکینز به «برهان‌های بایسی» می‌پردازد که کسانی مانند استفن آنوین پیش می‌نهند و احتجاج می‌کند که این برهان‌ها «نعل وارونه می‌زنند».

[ویرایش] چرا به احتمال قریب به یقین خدایی وجود ندارد؟

در فصل چهارم، داوکینز به شرح فرگشت توسط انتخاب طبیعی می‌پردازد تا نادرستی برهان نظم را نشان دهد. او استدلال می‌کند که توضیح وجود خالق عالم سخت‌تر از توضیح پدیده‌هایی است که قرار است با فرض وجود چنان خالقی تبیین شوند. داوکینز منظور خود را با این تمثیل بیان می‌کند که هر نظریه‌ای در مورد وجود کیهان باید همچون «جرثقیل انتخاب طبیعی» باشد و نه «قلاب فضایی» خلقت که فقط مسئله را معلق می‌سازد. او برهان نامحتملی وجود خدا را به کار می‌گیرد، و با طرح اصطلاح «گشایش بوئینگ ۷۴۷ غائی»[۱۹] استدلال می‌کند که «خدا به احتمال قریب به یقین وجود ندارد» زیرا «هر قدر ایجاد باشنده‌ای از حیث آماری بعید باشد، وجود صانع آن باشنده نیز دست کم همان قدر بعید است. خدا بوئینگ ۷۴۷ غائی است.»

«بوئینگ ۷۴۷» اشاره‌ای است به جملهٔ فرِد هویل که گفته بود «احتمال ایجاد حیات بر زمین بیش از این احتمال نیست که تندبادی بر یک انبار اوراقی بوزد و از آن قراضه‌ها یک بوئینگ ۷۴۷ بسازد.» ایراد داوکینز به این مدعا این است که «این مدعی مقدمات انتخاب طبیعی را هم نمی‌داند.» یک درونمایهٔ عام در کتاب داوکینز این است که سبب تکامل حیات، انتخاب طبیعی بوده نه بخت و اقبال، و پیچیدگی خیره کنندهٔ جانداران شاهدی بر وجود یک یا چند خالق نیست. سپس، او با ذکر نمونه‌هایی از موارد ظاهراً طراحی شده استدلال خود را پی می‌گیرد. در پایان فصل نتیجه می‌گیرد که گشایش «۷۴۷ غائی» برهانی کاملاً قوی علیه وجود خداست، و هنوز چشم انتظار است تا «پس از دعوت‌ها و فرصت‌های فراوان، بالأخره الاهیدانی یافت شود که پاسخی قانع کننده به این برهان بدهد.» و سپس از دنیل دنت فیلسوف نقل قول می‌کند که این برهان را «ردّی ردناپذیر» بر وجود خدا می‌خواند که از دو قرن پیش مطرح است.

[ویرایش] ریشه‌های دین

در فصل پنجم داوکینز به بحث ریشه‌های دین و به این پرسش می‌پردازد که چرا ادیان در همهٔ فرهنگ‌های بشری وجود دارند. او حامی «این نظریه‌است که دین یک محصول جانبی تصادفی - یک کجروی در چیزی سودمند» بوده‌است [۲۰] و گمان می‌کند که چه بسا نظریهٔ مم‌ها، و به ویژه استعداد آدمیان برای پذیرش مِم‌های دینی، بتواند توضیح دهد که چرا به نظر او دین می‌تواند مانند «ویروس ذهنی» چنین در میان جوامع شایع شود.[۲۱]

[ویرایش] ریشه‌های اخلاق: چرا ما خوب هستیم؟

در فصل ۶، داوکینز توجه خود را معطوف اخلاقیات می‌کند، و استدلال می‌کند که ما برای خوب بودن نیازی به دین نداریم. در عوض، به باور او اخلاق ما منشاء داروینی دارد: ژن‌های دگرخواه در خلال فرآیند فرگشت انتخاب شده‌اند، و ما به طور طبیعی واجد نوع‌دوستی هستیم.

[ویرایش] کتاب خوب و تغییر زایتگایست اخلاقی

مضمون فصل هفتم نیز اخلاقیات است، و در آن احتجاج می‌شود که یک Zeitgeist [روح زمانه] اخلاقی هست که در جوامع تکامل می‌یابد. روح جهانی اغلب در تعارض با اخلاقیات دینی است، که به نظر داوکینز عمدتاً محقر و ددمنشانه هستند. او نمونه‌هایی از اخلاقیات انجیلی را ذکر می‌کند تا آن چه را که بربریت بیشتر اخلاقیات دینی می‌داند، نشان دهد.

[ویرایش] اشکال کار دین کجاست؟ این همه دشمنی چرا؟

سپس، در فصل هشتم، داوکینز به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا چنین احساسات خصمانه‌ای نسبت به دین دارد. او با ذکر مثال‌هایی استدلال می‌کند که دین بر سر راه علم مانع‌تراشی می‌کند، تعصب را تقویت می‌کند، تنگ‌نظری نسبت به همجنس‌گرایان را تشویق می‌کند، و اثرات منفی دیگری نیز بر جامعه دارد. مثلاً واعظان مسیحی جنوب آمریکا بردگی سیاهان را با رجوع به انجیل توجیه می‌کردند، به این ترتیب که سیاهان را از نسل فرزندان گناهکار ابراهیم می‌دانسته‌اند. در خلال جنگ‌های صلیبی، کافران و مشرکانی را که به مسیحیت نمی‌گرویدند می‌کشتند، و نمونه‌های دیگر که ذکر شده‌است. [۲۲]

[ویرایش] کودکی، سواستفاده، و گریز از دین

فصل نهم کتاب به این بحث اختصاص یافته که یک زیان دیگر دین، تلقین ایدئولوژی و تعصب به کودکان است. به اعتقاد داوکینز تعلیم آموزه‌های دینی در مدارس مذهبی به کودکان، به مثابه «سوءاستفادهٔ ذهنی» والدین از کودکان است. او از مردم می‌خواهد که هرگاه کسی از «بچه مسلمان» یا «بچه کاتولیک» صحبت کرد، رو در هم کشند، و از خود بپرسند چطور یک کودک را می‌توان چنان رشدیافته تلقی کرد که بتواند دیدگاه‌های مستقلی در مورد کیهان و جایگاه انسان در آن داشته باشد. او برای مقایسه همین پرسش را پیش می‌نهد که چطور می‌توان از «بچه مارکسیست» یا «بچه سلطنت‌طلب» سخن گفت؟ اما چرا استانداردهای دوگانه به کار می‌بریم؟[۲۳]

[ویرایش] یک خلاء ناگزیر

در فصل پایانی داوکینز این پرسش را مطرح می‌کند که آیا دین، به رغم تمام مشکلات‌اش پرکنندهٔ «یک خلاء ناگزیر» است؟ آیا مردم برای هدایت و تسلی محتاج دین هستند؟ به نظر داوکینز، این خلاءها را می‌توان به شیوه‌های غیردینی مانند آموزش فلسفه و علم پر کرد. او احتجاج می‌کند که برخلاف جهانبینی بیخدا که بسی به زندگی آری-گو است، پاسخ‌های دین به رازهای زندگی کاملاً از این مهم قاصر هستند.

[ویرایش] ضمیمهٔ کتاب

مخاطب ضمیمهٔ کتاب کسانی هستند که «برای رهایی از دین نیازمند یاری هستند.»

[ویرایش] انعکاس در ترکیه

تصویر نسخهٔ ترکی کتاب توهم خدا

در ترکیه حدود ۶۰۰۰ نسخه از کتاب فروش رفته بود[۲۴] که در نوامبر ۲۰۰۷ شکایتی مبنی بر «حمله به ارزش‌های مقدس» بودن کتاب مطرح شد و کتاب مورد تحقیق قرار گرفت. ناشر و مترجم ترک، ارول کارسلان به جرم تحریک نفرت دینی به زندان محکوم شدند.[۲۵] ولی در آوریل ۲۰۰۸ دادگاه متهمان را تبرئه کرد. در مورد مصادرهٔ کتاب، ناظر دادگاه بیان کرد که قدغن کردن آن «به طور اساسی آزادی اندیشه را محدود خواهد کرد.»[۲۶]

[ویرایش] ترجمه به فارسی

تصویر نسخهٔ ترجمهٔ فارسی کتاب توهم خدا

کتاب توهم خدا با نام «پندار خدا» توسط «ا. فرزام» تا نوامبر ۲۰۰۷ به طور کامل به فارسی ترجمه شد. ولی به علت عدم امکان انتشار در جمهوری اسلامی ایران، تنها در نگارش الکترونیک، به شکل پی‌دی‌اف تکثیر شده‌است.[۲۷]

[ویرایش] مخالفت‌ها

این کتاب واکنش موافقان و مخالفان بسیاری را واداشت.[۲۸] کتاب‌هایی هم در مخالفت و در پاسخ به آن نوشته شده‌است. از جمله کتاب آلیستر مک‌گراث با نام «توهم داوکینز» و کتاب «خدا توهم نیست» نوشتهٔ توماس کرین.

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] منابع

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «The God Delusion»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۸).
  1. داوکینز, ریچارد (۲۰۰۶). توهم خدا. Boston: Houghton Mifflin, ۴۰۶. ISBN ۰-۶۱۸-۶۸۰۰۰-۴. ; on-linepx
  2. ریچارد داوکینز - دانش و بیخدایی جدید. ریچارد داوکینز در پوینت آف اینکوایری (۸ دسامبر, ۲۰۰۷). بازیابی در ۸ دسامبر, ۲۰۰۷.
  3. Amazon.com book page - search for sales rank for current position.
  4. جیمی دوارد. "Atheists top book charts by deconstructing God", آبزرور, ۲۰۰۶-۱۰-۲۹. 
  5. Hardcover Nonfiction - New York Times. بازیابی در ۲۰۰۶-۱۲-۲.
  6. The God Delusion One-Year Countdown. RichardDawkins.net. بازیابی در ۲۰۰۷-۱۰-۵.
  7. سایت مترجم کتاب توهم خدا نوشتهٔ ریچارد داوکینز (فارسی)
  8. داوکینز, ریچارد. Richard Dawkins explains his latest book. RichardDawkins.net. بازیابی در ۲۰۰۷-۹-۱۴.
  9. ویتزل, رابرت. "Hitchens, Dawkins, Harris: The Unholy Trinity... Thank God.", Atlantic Free Press. 
  10. The Fleas Are Multiplying!. RichardDawkins.net. بازیابی در ۲۰۰۷-۹-۱۱.
  11. اسمیت, دیوید. "Believe it or not: the sceptics beat God in bestseller battle", آبزرور. 
  12. داگلاس، یادت به خیر. تو باهوش‌ترین، بامزه‌ترین، آزاداندیش ترین، بذله‌گوترین، بلندقدترین، و احتمالاً تنها گرویدهٔ من بودی. ای کاش این کتاب می‌توانست تو را بخنداند – هر چند نه آن قدر که تو مرا خنداندی. ص. ۱۱۷ کتاب توهم خدا
  13. مروری بر کتاب توهم خدا نوشتهٔ ریچارد داوکینز
  14. رندرسون, جیمز. "Childish superstition: Einstein's letter makes view of religion relatively clear", گاردین, ۱۳ می, ۲۰۰۸. "اینشتین در نامه‌ای عنوان کرده: «واژهٔ خدا برای من هیچ چیز نیست به جز دست‎ساخت ضعف بشر. انجیل برای من مجموعه‌ای محترم، ولی بااین حال افسانه‌های بدوی و بچگانه‌است. هیچ توضیحی، هرچه قدر هم ظریف باشد (برای من) نمی‌تواند این را عوض کند». همچنین از آلبرت اینشتین: «من نمی‌توانم خدایی را تصور کنم که مخلوقات خود را پاداش یا کیفر می‌دهد و اهدافش طبق مقاصد ما انسان‌ها شکل گرفته‌است. چنین خدایی، بطور خلاصه انعکاسی از ضعف و ناتوانی ما انسان‌هاست. من همچنین نمی‌توانم باور کنم که انسان می‌تواند پس از مرگ، ورای جسم مادی‌اش زنده بماند، هر چند که افراد ناتوان بدلیل ترس و جهل چنین افکاری را با خود حمل کنند.»" 
  15. بررسی دین و علم - آلبرت اینشتین (فارسی)
  16. کتاب توهم خدا، ص ۱۳
  17. کتاب توهم خدا، ص ۳۱
  18. کتاب توهم خدا، ص ۵۰
  19. کتاب توهم خدا، ص ۱۱۴
  20. «من از جملهٔ شمار فزایندهٔ زیست‌شناسانی هستم که دین را یک محصول فرعی از چیزی دیگر می‌دانند.» توهم خدا، ص ۱۸۸
  21. «هدف این بخش، طرح این پرسش است که آیا نظریهٔ مِمی می‌تواند در مورد خاص دین کارآ باشد.» (اشاره به بخش اصلی در فصل ۵)، توهم خدا، ص ۱۹۱
  22. کتاب توهم خدا فصل ۸ و ۹
  23. کودکان خود باید دین شان را انتخاب کنند - نوشتهٔ ریچارد داوکینز
  24. Tiryaki, Sylvia. "The God Delusion in Turkey", Turkish Daily News, ۳ دسامبر, ۲۰۰۷. 
  25. "Turkey probes atheist's 'God' book", AP, CNN, ۲۸ نوامبر ۲۰۰۷. 
  26. "'Tanrı Yanılgısı' kitabı beraat etti", AA, ۲ آوریل ۲۰۰۸. (ترکی) 
  27. .وب‌گاه مترجم ایرانی کتاب توهم خدا
  28. Flea of the week. ریچارد داوکینز دات نت.

[ویرایش] پیوند به بیرون