ژن خودخواه
| ژن خودخواه | |
|---|---|
نگارش ۳۰امین سالگرد کتاب |
|
| نویسنده | ریچارد داوکینز |
| ناشر | Oxford University Press |
| محل نشر | بریتانیا |
| تاریخ نشر | ۱۹۷۶ (میلادی) |
| شابک | ISBN 0-19-857519-X |
| موضوع | زیستشناسی فرگشتی |
| زبان | انگلیسی |
| کتابشناسی ریچارد داوکینز | |
ژن خودخواه (به انگلیسی: The Selfish Gene) کتابی دربارهٔ فرگشت (تکامل) است که ریچارد داوکینز در سال ۱۹۷۶ (میلادی) نوشت. این کتاب در دنبالهٔ کتاب نخست جرج ویلیامز به نام سازگاری و انتخاب طبیعی نوشته شدهاست. داوکینز اصطلاح ژن خودخواه را برای توضیح تکامل ژن-محور به کار برد، که بر این پایهاست که تاثیر تکامل در سطح ژنها بارزتر است و تکامل در سطح جانداران یا جمعیتها هیچگاه بالاتر از انتخاب برپایهٔ ژنها قرار نمیگیرد.
بر این اساس، انتظار میرود که یک جاندار تا آنجا تکامل یابد که شایستگی کلیاش (شمار پخش رونوشتهای ژنهایش) بیشترین حالت ممکن شود. (نه یک جاندار خاص). در نتیجه، به سوی یک استراتژی پایدار تکاملی میرود. در این کتاب برای نخستین بار واژهٔ میم به کار رفتهاست. میم واحدهای فرهنگی تکاملی است که شبیه ژنها در محیط زیستی عمل میکند. پیشنهاد شده که رونوشتبرداری خودخواهانه علاوه بر ژنها در فرهنگهای انسانی هم برابرهایی دارد. پس از انتشار کتاب، میمتیک موضوع بسیاری از پژوهشها و کتابها بودهاست.
محتویات |
درونمایه کتاب [ویرایش]
- پیشگفتار
- چرا مردم هستند؟
- همانندسازها
- مارپیچهای نامیرا
- ماشین ژن
- ستیز: پایداری و ماشینهای خودخواه
- ژنچیرگی
- برنامهٔ خانواه
- نبرد نسلها
- نبرد جنسیتی
- تو پشت من را بخاران، من به تو سواری میدهم
- میمها: رونوشتبردارهای نوین
- آدمخوبها زودتر به پایان میبرند
- دسترسی دوردست ژن
- پسگفتار
ژنهای «خودخواه» [ویرایش]
در تعریف ژنها به صورت خودخواه، منظور نویسنده (آنطور که صریحا اعلام کرده) این نبوده که هیچ نوع محرکه یا انگیزشی برای آنها وجود دارد، یا ویژگیهای آنها به این شکل بهتر توصیف میشوند. ارتباط واژه در اینجاست که ژنهایی که منتقل میشوند، آنهایی هستند که پیامدشان به طور ضمنی باعث بقایشان هم میشود؛ البته نه برای خود جاندار، بلکه در پایینترین سطح ممکن - یعنی در سطح ژن.
این نگرش نیکوکاری در سطح جانداران در طبیعت را توضیح میدهد، به ویژه در ارتباطهای خویشاوندی (یعنی زمانیکه یک جاندار جان خودش را برای حفاظت از خانواده فدا میکند، در واقع دارد به نفع ژنهای خودش کار میکند). برخی این استعاره را به سادگی دریافت میکنند، درحالیکه برخی دیگر آن را گیجکننده مییابند، و برخی هم به اشتباه برخی ویژگیهای احساسی را برای آن متصور میشوند. برای نمونه اندرو براون در این زمینه نوشتهاست:
واژهٔ خودخواه، وقتی که در مورد ژنها به کار میرود، اصلا به معنی خودخواهی نیست. معنی آن در واقع یکی از ویژگیهای مهمی است که هیچ واژه خوبی در زبان انگلیسی آن را توصیف نمیکند: «ویژگی کپیشوندگی در فرآیند گزینش داروینی». این یک عبارت طولانی است. بایستی یک واژهٔ بهتر باشد، البته این واژهٔ کوتاهتر خودخواه نخواهد بود.
ژنهای ما به ما میآموزند که خود خواه باشیم. ولی ما لزوما مجبور به پیروی از آنها در زندگی مان نیستیم. فقط ممکن است دیگرخواهی را کمی سخت تر یاد بگیریم... در میان حیوانات، انسان به طور یکتا تحت سیطره فرهنگ است، و این به صورت تاثیراتی است که میپذیرد و به نسل بعدی می سپارد.[۲]
جانداران به عنوان ماشینهای بقا [ویرایش]
میتوان یک مقایسهٔ ابتدایی را در گفتههای قدیمیها یافت که میگفتند یک جوجه تنها روش تخم مرغ است برای تولید تخم مرغ بیشتر. در وارونش مشابه، داوکینز جانداران زیستی را وسیله نقلیه میداند، که در آن ژنها نقش رونوشتبردار را دارند تا جانداران بیشتری شبیه خودشان چنان بسازند که بتوانند از منابعی استفاده کنند تا بتوانند خودشان را کپی کنند.
از نقطه نظر جاندار منفرد، ژنها میتوانند نوعی برنامه محسوب شوند که شاید به جاندار فایده رسانند؛ ولی از نقطه نظر ژن تنها هدف واضح سود خودشان است. مفهوم مشابه این در کار بعدی داوکینز به نام فنوتیپ گسترش یافته مشاهده شد، که در آن تاثیر ژنها حتی از داخل بدن جاندار فراتر میرود و در محیط زندگیش تاثیرگذار میشود.
بزرگداشت ۳۰امین سالگرد [ویرایش]
برای سیامین سالگرد انتشار کتاب، یادبودنامهای به نام «ریچارد داوکینز: چگونه یک دانشمند نحوهٔ اندیشیدن ما را دگرگون کرد؟» منتشر شد. (نگارش سیامین سالگرد کتاب ژن خودخواه هم در همین سال چاپ شد). در مارس ۲۰۰۶ همایش ویژهای به نام ژن خودخواه: در سی سال در دانشکده اقتصاد لندن برگزار شد. این همایش توسط هلنا کرونین ترتیب داده شده بود و ملوین برگ ریاست جلسه آن را بر عهده داشت.
نظرات متقابل [ویرایش]
زیست شناس فقید، استفان جی گولد نسبت به موضوع "ژن به عنوان واحد انتخاب طبیعی" انتقاداتی دارد. او استدلال میکند که ژنها به طور مستقیم در انتخاب طبیعی به چشم نمیآیند. در واقع واحد انتخاب طبیعی فنوتیپ است تا ژنوتیپ. برای اینکه این فنوتیپ است که با محیط به عنوان واسطه انتخاب طبیعی به برهمکنش میپردازد[۳]. کیم استرنلی دیدگاه گولد را این گونه خلاصه میکند: "تفاوتهای ژنی، باعث تغییرات تکاملی در گروهها نمیشود، بلکه فقط این تغییرات را به ثبت میرساند."[۴]. این دیدگاه مطابق با نظر دیگر دیرینه شناس مشهور نیلز الدرج نیز هست[۵]. پاتریک بیتسون مینویسد، اصرار بر اینکه ژنها واحد تشکیل دهنده انتخاب طبیعی هستند مانند این است که بگوییم، علت خرید ماشینها توسط مردم فشارهای هیدرولیکی و دیگر اجزای تشکیل دهنده ماشینها هستند (که آن را به حرکت در میآورند)[۶]
پانویس [ویرایش]
- ↑ Salon 21st | The science of selfishness
- ↑ ژن خودخواه صفحه ۳ قابل دسترسی در اینجا
- ↑ Gould, Stephen Jay (1990). "Caring Groups and Selfish Genes". The Panda's Thumb: More Reflections in Natural History. Harmondsworth: Penguin Books. pp. 72–78.
- ↑ Sterelny, Kim (2007). Dawkins vs. Gould: Survival of the Fittest. Cambridge: Icon Books. p. 83
- ↑ Eldredge, Niles (2004). Why We Do It: Rethinking Sex and The Selfish Gene. New York City: W. W. Norton. p. 233.
- ↑ Richard Dawkins: How a scientist Changed the Way We Think, p. 166
منبع [ویرایش]
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «The Selfish Gene»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۱ اکتبر ۲۰۰۸).
پیوند به بیرون [ویرایش]
ریچارد داوکینز کتابها
- ژن خودخواه (۱۹۷۶)
- فنوتیپ گسترشیافته (۱۹۸۲)
- ساعتساز نابینا (۱۹۸۶)
- رودی بیرون از باغ بهشت (۱۹۹۵)
- صعود به قلهٔ نامحتمل (۱۹۹۶)
- گسیختن رنگینکمان (۱۹۹۸)
- یک دینیار شیطان (۲۰۰۳)
- داستان نیاکان (۲۰۰۴)
- پندار خدا (۲۰۰۶)
- بزرگترین نمایش روی زمین: مدرکی برای تکامل (۲۰۰۹)
- جادوی واقعیت: چگونه میدانیم چه چیزی واقعاً درست است (۲۰۱۱)
- اشتیاقی برای شگفتی: سازندهٔ یک دانشمند (۲۰۱۳)
- فهرست آثار چاپی
مستندها
- خوبها زودتر میروند (۱۹۸۷)
- ساعتساز نابینا (۱۹۸۷)
- شکستن فاصل دانش (۱۹۹۶)
- نوارهای بیخدایی (۲۰۰۴)
- ریشه همه شر؟ (۲۰۰۶)
- دشمنان خرد (۲۰۰۷)
- نبوغ چارلز داروین (۲۰۰۸)
- تهدید مدارس دینی (۲۰۱۰)
- روابط جنسی، مرگ و معنای زندگی (۲۰۱۲)
- کافران (۲۰۱۳)
کارهای وابسته
- رشد در جهان (۱۹۹۱)
- داوکینز دربرابر گولد (۲۰۰۱)
- باورنکردنی (۲۰۰۶)
- ریچارد داوکینز: چگونه یک دانشمند نحوهٔ اندیشیدن ما را دگرگون کرد؟ (۲۰۰۶)
- کتاب آکسفورد دانشنویسی مدرن (۲۰۰۸)
همچنین ببینید